درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه














سلام و وقت بخیر خدمت استاد عباسمنش بزرگوار و دیگر اعضای محترم سایت سوالی در خصوص ((موضوع فایل درک عمیق تر قوانین خداوند مشیت الهی ،خواست خداوند)) پیشاپیش سپاسگزارم بابت وقت ارزشمندی که میزاربد و پاسخ میدید سوال اینه :
وقتی طبق مشیت الهی اتفاق بدی برای شخصی می افتد مثلا زندان رفتن شخصی و اتفاقا ،وقتی سبک زندگی رفتارها ذهنیت ها و اعمال اون شخص رو از دور رصد میکنی کسی که با قانون آگاه است میفهمه بدهکار شدن و زندان رفتن حداقل بلایی هست که باید سرش بیاد
خب وقتی طبق مشیت الهی اتفاق زندگی یک شخص زندان رفتن میشود
چه کار باید کرد اینجا بازی تمام میشود؟
توکل ،صبر،دعا، برای کسی است از قبل اعمال درست فرستاده و اگر هم اتفاق به ظاهر بدی بیفتد آن شخص با توکل صبر دعا ،اقداماتی که بهش الهام میشود خب صدرصد خداوند احابتش میکند و انشالله برای او واقعا معنا دارد او میداند بندگی اش را درست انجام داده است
اما کسی که بندگی نکرده اعمال درستی نفرستاده و و انشالله میگوید و نتیجه اش بد تر و بدتر میشود و هیچگاه هم هدایت را نمیپذیرد و انگار گوش های او کرد است
باید رهایش کرد تا طبق مشیت الهی به قعر جهنم برود در حالی که خودش در ناآگاهی کامل هنوز منتظر معجزه ای از جانب خدا باشد و هرگز ذره ای نخواهد این خودِ بی خودی أش را بهبود ببخشد و افکار درست تر کانون توجه درست تر ایمان درست تر نیت های الهی تر وووووو…..داشته باشد؟!
و فقط همینطور بنشیند تا کاملا نابود شود و بنظر میرسد این کار برایش راحت تر است تا اینکه بخواهد ذره ای انگشت اشاره به سمت خود ببرد و خودش را اصلاح کند .
و مثال داستان نوح پسرش طبق مشیت الهی غرق شد این دردناک نیست چون ما انسان ها به هم یک اتصالات عاطفی داریم مثلاً پسر نوح غرق شد آیا نوح از پیش چیزی فرستاده که باعث شد رنج از دست دادن فرزند و داشتن فرزند ناخلف رو داشته باشه.
یا طبق مثال بالا اگر من بندگی خدا رو کرده باشم و همسرم نه و طبق مشیت الهی همسرم به زندان بره خب رنج زندان رفتن او روی من و فرزندانم تاثیر میگذاره
من شاید تا جایی ایمان خودم رو حفظ کنم بگم خب من نجات پیدا میکنم ولی این نجات پیدا کردن تلخ نیست بنظرتون؟خودش چالش بزرگ نیست ؟
مثلا برای نوح این دردناک و رنج آور نبود که پسرش نجات پیدا نکرد حالا نوح نجات پیدا کرد غرق در نعمت شد خب چه فایده
آیا اینجا باید تسلیم بودن رو عالی بلد باشیم و اجازه بدیم بعد از بندگی هر چه پیش آید خوش آید بشه و رنج ها از وجودمان گذر کنند و بگیم خب بپذیر طبق مشیت الهی پسرم همسرم نباید نجات پیدا میکرد .
یه جورایی این موضوع سخته،این مشیت الهی خیلی قدرتمند هست و واقعا به تو هیچ بودن و ضعفت رو نشون میده میگه خودت رو میتونی نجات بدی اما خواهر برادر فرزند شوهر نه
در صورتی که زندگی با نجات همه معنا پیدا میکنیه
نمیدونم میتونم دقیقا با حرفام سوال اصلی که دارم رو برسونم یا نه سردرگم شدم .
یه جورایی هم احساس رهایی و خوشبختی هستم هم احساس رنج
بهر حال من با فرزندم نداره
نوح دلش میخواست فرزندش نجات پیدا کنه این خواسته نوح بود اما این مشیت الهی اجازه نداد چون مشیت الهی شوخی ندارم چون قانونه مثل قانون جاذبه …
من چطوری با این مشیت الهی کنار بیام پذیرش این موضوع سخته مخصوصا وقتی هیچ جوره نمیشه انکارش کرد مثل این میمونه من تاریکی رو قبول نکنم چون رنگش رو دوست ندارم و بیام بپرسم من میدونم این تاریکی هست باید باشه جز مشیت الهی هست ولی من بگم آخه من نمیخوامش وقتی نمیخوامش چه کنم