درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه













به نام خدایی که از هر کس به من نزدیکتر ومهربان تر است.
درخواست ها وآرزوهای من را میشنود واجابت می کند به شرط ایمان وباورکردنش.
سلام به استادی از جنس نور
وخانم شایسته از جنس ایمان وباور
وهمه ی عزیزانی که
با کامنت های قشنگشون
چراغِ راه من هستند.
● رازِ آرامش، وقتی خواستِ خدا را شناختم
همیشه فکر میکردم خواستِ خداوند، مثل یک جعبهٔ اسرارآمیز و قفلشده است. گاهی گشوده میشود و نعمتی میدهد و گاهی بسته میماند و من، با دلِ لرزان و دستانی پر از هدیه و نذر، میایستادم پشتِ آن در، و التماس میکردم که
خدایا، بخواه
خدایا، اراده کن برای من
اما استاد عباسمنش رازی دیگر به من آموخت. گویی پردهای کنار رفت و دیدم که خواستِ خدا، یک ارادهٔ لحظهای و بیحساب نیست.
او یک مِشیت دارد
یک قانونِ زیبا، استوار و تغییرناپذیر که هستی را میچرخاند، مثل قانونِ جاذبه که ستارهها را در آسمان نگاه میدارد.
این مشیت، نظامِ دانایی است که اگر کشتیِ زندگیام را با جریانِ آن همسو کنم، خودبهخود به ساحلِ آرامش میرسم.
و من، قصهی زندگیم را این چنین مینویسم.
روزی بود که من، هر هفته، با دلهره و ترس، سفرهای میگستردم.
فکر میکردم باید حرفهای قشنگ بزنم و هدایای زیادی بدهم تا شاید خداوند برای من تصمیم بگیرد
و نعمتش را بفرستد.
مانند کسی که مدام درِ خانه را میکوبد و فراموش کرده که کلید، در جیب خودش است.
ترس، همسایهٔ دلم بود و آرامش، مهمانی غریبه.
اما آموختم که انشاءالله یعنی چه؟
انشاءالله دیگر به معنای التماسِ ترسآلود نبود.
یعنی اگر با مشیتِ خداوند هماهنگ باشد.
یعنی من باید قوانینِ موفقیت، سلامتی و فراوانی را در نظامِ او بیاموزم و با آن همگام شوم.
خداوند برای من تصمیم نمیگیرد.
او قوانینِ راه را به من نشان میدهد و من هستم که با ارادهٔ خود، در این مسیر حرکت میکنم.
و روزی رسید که کلید را یافتم.
آموختم که قدمِ اول پذیرشِ یک حقیقتِ شیرین است.
من، در برابر عظمتِ تو ناتوانم و به هدایتِ تو محتاجم.
همین اعترافِ ساده، بارِ سنگین را از دوشم برداشت.
حالا دیگر نه از ترس که از سرِ شوق و آگاهی زندگی میکنم.
نه با سفرههای نذرِ هر هفته، که با یک نذرِ همیشگی
اول از همه، خودم به آنچه میدانم عمل کنم و این شد معجزه.
نعمت ها آرام و بیسروصدا مثل نسیم بهاری، وارد زندگیم شده است.
نه به خاطرِ هدایای گذشته
بلکه به خاطرِ هماهنگیِ امروزم با قوانینِ جهان
و حالم
حالم خوب است.
آن آرامشی که سالها به دنبالش بودم، اکنون در سادهترین لحظهها مییابمش.
و این بزرگترین درس بود
رسالتِ من، فقط ابلاغِ پیام این آرامش است
با عملِ خودم. آنان که گوشِ دلشان شنوا باشد
خود، این نغمه را خواهند شنید.
پس مشیتِ خدا، جادهای روشن است
نه دیواری بلند.
در آن قدم میگذارم
با اعتماد.
و
میدانم که کلیدِ خواستن، در دانستنِ و عمل کردن به قوانین ثابت وبدون تغییر خداوند است.
احساس خوب=اتفاقات خوب
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》