درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱


موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
  • دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
  • “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
  • خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛
  • ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛
  • قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
  • اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مهدی لطفی» در این صفحه: 3
  1. -
    مهدی لطفی گفته:
    مدت عضویت: 322 روز

    درود خداوند بر استاد عزیز و همراهان گرامی

    تعهد دادم درباره دیگران نه قضاوت کنم و نه اظهار نظری کنم… فقط از خدا میخوام هدایتم کنه تا در مسیر درست، در مسیر رشد و پیشرفت برای جهان ، خودم و این زمین قدم بردارم.. وقتی برای این جهان مفید باشم.. خداوند و جهان هم به کمک من می آیند… دیگران چگونه اند، چطور می توانند یا نمی توانند.. میخواهند یا نمی خواهند… قبول میکنند یا نمی کنند.. مرا کاری بایشان نیست.. حتی به همسرم هم نمی گویم.. چه برسد به دیگران..

    دل از دنیا و و ابستگی هایش بریدم…. وقتی می گویم یارب سپاسگذارم برای تمام دارایی هایم که همه از آن توست و تو آنها را به من بخشیدی… پس دیگر چرا نگران باشم… چرا این خراب شد.. این گم شد.. این از بین رفت.. اون نیومد.. اون نرسید… این مشتری رفت.. اون مشتری پرید… می گذرم از هر چه گذشتنیست…

    خداوندا این همه نعمت دادی و باز نعمت بیشتر میدهی… وقتی همه چیز از آن توست.. حتی جانم… چرا عمرم را صرف دیگران کنم.. خواسته هایم را به دیگران بگویم… خوشی هایم را با خودت تقسیم میکنم… ناراحتی هایم را با خودت در میان میگذارم.. در تنهایی و در دلم خواسته هایم را می گویم . در تنهایی هم اشک میریزم و عجز و ناتوانی م را نشان میدهم..

    خداجان من فقط تورا دارم و بس… هیچ قدرتی بالاتر از تونیست… هیچ یاری رسانی جز تو برای من نیست..

    یا رب به من توان بده، درک و فهم بده تا قوانین ت را بهتر از قبل بفهمم و عمل کنم.. تو آگاه ترینی.. یا رب تو هادی و هدایتگر من در این مسیر رسیدن به خودت هستی

    بخوان تا اجابت کنم آنچه میخواهی…. از خداوند خواستم هدایتم کند در این تاریکی مطلق، که مرا به سوی نور خود هدایت کند.. و به این مطلب هدایت شدم… خداوندا من بنده توام و تو خالق من، جز تو پناهی ندارم، جز درگاه تو به جایی نخواهم رفت، تنها یاری رسانم تویی، مرا همانند تمام این سالهایی که به من نعمت فراوان داری.. فرصت زندگی دادی و در همه مسائل هدایتم کردی و من نفهمیدم… هدایتم کن.. دستانم را بگیر.. همانند کودکی نوپا هستم که توان راه رفتن ندارد، عقل و درک و فهمی از جهان تو ندارد.. عامیانه بگویم…. خداجون من هیچی نمیدونم… من لال و کر و کورم… یا رب خودت دستانم را بگیر… یا رب من تسلیم درگاه توام.. یا رب من تسلیم قدرت توام… یا رب من تسلیم آگاهی توام…

    فقط اینو میگم…. خداجون خودت مسیرو بهم نشون بده دست از همه طنابها و توهم ها کشیدم… دستام رو به سوی نور خودت دراز کردم و حرکت میکنم…

    یا رب سپاسگذارم که مرا به آموزه های استاد عباس منش هدایت میکنی و استاد از شما هم برای تمام زحماتتون تشکر میکنم.. یکی از خواسته هام دیدن شماست در کنار اون دریاچه ست..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 111 رای:
  2. -
    مهدی لطفی گفته:
    مدت عضویت: 322 روز

    درود خداوند بر شما

    مطالبی که با جان دل نوشتید… با جان دل خواندم و قطعه ی از آتشی زیر خاکستر در وجودم روشن شد… چه کلمات و جملاتی… انگار برای من نوشتید… سردرگمی ها و روزمرگی ها همانند تور ماهیگیری مارا اسیر خود میکند… تلاش می کنیم تا آزاد شویم و بعد از سختی و آزادی .. باز با تعلل و جدی نبودن همانند ماهی های گیج در تور روزمرگی مجدد به دام می افتیم و فشارها دوباره می آیند…

    به این مرحله رسیدم که عاجز و ناتوانم… هیچ دانش و علمی از الان و آینده م ندارم.. فقط و فقط یاری رب العالمین میخوام و بس… هدایتش را میخوام چون شبیه آدم در بیابان برهوتم در تاریکی شب و فقط به نوری در دوردست چشم دوختم و با ذوق به سوی او قدم برمیدارم..

    … با تشکر از نوشته زیبایتان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مهدی لطفی گفته:
    مدت عضویت: 322 روز

    درود بر شما…

    سوالتون رو اینجوری میشه برداشت کرد که مشیت الهی ممکن است به نفع بعضی ها باشه و به نفع بعضی ها نه… چون اشخاصی دارن لذت میبرن و اشخاصی دارن زجر میکشن و انسان ها بخاطر عواطف انسانی شان نمیتونن راحت از کنار این موضوع رد بشن…

    مستندها نگاه میکردم که جوجه قوی، جوجه ی ضعیف را از لانه به پایین پرت میکرد… شیری فرزند حیوانی دیگر را می درید… و اوایل با خود میگفتم… چ حیات وحش نامردی… بعد دیدم میگویم وحش… چون دنیای حیوانات با ما انسانها متفاوت است.. آنها برای بقا میجنگن و ضعیف ها زنده نخواهند ماند..

    ما انسان ها.. قدرت انتخاب داریم… قدرت ساختن زندگی و قدرت اصلاح خودمان را داریم… وقتی میبینیم یک شخص یا کودک برای پیشرفت تلاش میکنید و هر روز نسبت به دیروزش قوی تر و موفق است.. میتوان فهمید برای تغییر تلاش میکند

    اما بعضی اشخاص به قول استاد بارها چک و لگد این روزگار را خوردن و هر دفعه بی تفاوت گذشتن و اهمیت ندادند.. این اشخاص از درون نپذیرفتن و نمی پذیرند که باید تسلیم باشند، در مسیر درست قدم بردارند و نمی خواهند تغییر کنند..و تا خودشان نخواهند ما که هیچ.. خداوند هم برایش کاری نمیکند..

    یاد داستان آن مادری افتادم که برای فرزند معنادش دعا میکرد، نذری میداد که ترک کند و به زندگی عادی ش برگردد.. اما غافل از اینکه آن پسر در خفا و دور از چشم مادر مواد مخدر استفاده کرد و در آخر جان داد..

    من جسارت کردم و پاسخ دادم . این درک من از سوال شما بود و خواستم با اجازه استاد پاسخ بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: