درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین خوش خبر گفته:
    مدت عضویت: 1005 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و تمام دوستان عزیز ،

    من مدتی هستش که دچار مشکلی شدم و سوالات مهمی هم تو ذهنم اومده که جوابی واسش ندارم ،ممنون میشم هر کسی می‌تونه بهم کمک کنه و راهنماییم کنه ،

    سوال اولم در مورد خداوند هستش و هدایتش، خب من مدتی بود ی مشکلی داشتم و حال روحیم اصلا خوب نبود و استاد همیشه در مورد هدایت خواستن از خدا صحبت میکردن و من هم هر روز با خدا صحبت میکردم که خدایا هدایتم که چیکار کنم یا اینکه ی نشونه ای بهم بده ، چندین ماه ازش هدایت خواستم ولی هیچ جوابی دریافت نکردم ،همیشه با خدا صحبت میکنم که خب چطوری باهات ارتباط بگیرم چطوری پس هدایتتو بگیرم ، و اینکه سوالاتی مثل: چرا بعضی انسان ها باید تو یه کشور خوب زندگی کنن در امنیت و آسایش و رفاه ،اما ی عده انسان باید تو یه کشورایی زندگی کنن که همش درگیر جنگ و بدبختی هستن ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3286 روز

      بنام خدایِ مهربان

      سلام دوست عزیز

      خداوند در هرلحظه با ما صحبت میکند ولی اینکه چقدر ما اون هدایتها رو دریافت میکنیم بر میگرده به اینکه ما چقدر باور داریم وچقدر آماده دریافت هستیم

      دوست خوبم شما زمانی هدایت‌های خداوند رو دریافت میکنی که در احساس خوب وآرامش باشید ،پس در مرحله اول سعی کن با توجه به زیبایی ها ،با کنترل ورودی‌های ذهنت ،با سپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که داری قدم به قدم به احساس بهتری برسی

      ودر مورد سوال دومتون ،همه چی برمیگرده به فرکانس‌های ارسالی وباورهای ما خود ما هستیم که انتخاب میکنیم در چه شرایطی زندگی کنیم ،خود ما هستیم که انتخاب میکنیم در مسیری حرکت کنیم که به خوشبختی ختم میشه یا بدبختی

      با آرزوی بهترین‌ها

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        حسین خوش خبر گفته:
        مدت عضویت: 1005 روز

        سلام دوست عزیز ممنون از پاسخ‌ خوبتون،متاسفانه هر کاری بگین کردم اما نتونستم ذهنمو کنترل کنم ، و همش مدام ذهنم واسم منطق میاره که نگاه کن همه دارن از وضعیت نابسامان میگن ، و اینکه عوامل بیرونی رو خیلی دخیل می‌دونم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          فهیمه زارع گفته:
          مدت عضویت: 3286 روز

          بنام خدا

          سلام حسین عزیز

          حسین جان بدیهی است که ذهن در برابر تغییر مقاومت کند وبرات منطق بیاره چون نمیخواد از نقطه امنش بیاد بیرون ،اینجورمواقع سعی نکن خودت رو سرزنش کنی یا با اون فکر بجنگی فقط نظاره گرباش وبه کار خودت ادامه بده یعنی درکنار اینکه ذهن برات منطق میاره تو شروع کن به کنترل ورودیها وکانون توجه ات وسپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که داری

          حسین عزیز سپاسگزاری باید همراه بااحساس خوب باشه ،وقتی میوه میخوری قطعا ترشی ،شیرینی آن رو حس میکنی حالا اگر این حس لامسه رو نداشتی، همه چی برات بی معنی بود چون تو قدرت تشخیص مزه ها رو نداشتی ،وقتی اینجوری به نعمت‌هایی که داری فکر میکنی، گل از گلت شکفته میشه ووجودت پر میشه از احساس خوب

          حسین جان من کامنتت رو روی قسمت دوم نیز مطالعه کردم خواستم فقط بهت بگم اگر میخوای شرایط بیرون واطرافیانت تغییر کنند تو باید درونی تغییر کنی در پاسخ به امیر نوشتی هنوز این باور که خالق صددرصد اتفاقات وشرایط زندگی ات هستی برات درونی نشده ،یه نگاه بنداز به شرایط زندگی الانت تو خودت این شرایط رو جذب کردی چطوری با کنترل نکردن ورودیهای ذهنت

          بهت پیشنهاد میکنم مدت 21 روز ذهنت رو ببند به آگاهی‌های فایلهای سفر به دور آمریکا وسریال زندگی در بهشت، وسپاسگزاری بابت نعمتهایی که داری بعد میبینی چه جوری شرایط به نفع تو تغییر میکند واین باور برات درونی میشه

          در مورد فراوانی یه نگاه به اطرافت بنداز ببین چقدر سوپرمارکت ،میوه فروشی، سبزی فروشی در سطح شهر وجود داره وهرروز میوه وسبزی تازه میارند ،هرروز به تعداد سوپر مارکتها اضافه میشه ،امکانات شهری بیشتر وبه روز تر میشه ،شهرها توسعه پیدا میکنند اینها رو ببین وتایید کن این کار نیاز به تمرین داره فقط ادامه بده بعد میبینی جهان چه جوری تو رو به سمت فراوانی بیشتر هدایت میکند

          در پناه نور باشی وچون نور بدرخشی

          یاحق

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            حسین خوش خبر گفته:
            مدت عضویت: 1005 روز

            ی سوال دیگه هم داشتم خانم زارع ،اینکه میگیم انسان خالق شرایط زندگی خودشه و هر چیزیو خودش جذب کرده ،

            بنظرتون الآن که کشور ما اینطوری شده ، مردم دارن اعتراض میکنن بخاطر شرایط ،دلار هر روز میره بالا و….

            بنظرتون آیا مردم اشتباه میکنن که اعتراض میکنن ؟ یا اینکه مردم هیچ کاری نکنن و فقط نظاره گر باشن ، و حکومت هم هر ظلمی میخواد انجام بده ؟و اینکه آیا من یا هر شخص دیگه ای که میخواد موفق بشه آیا تو این شرایط هم می‌تونه خالق شرایط زندگی خودش باشه ؟

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              فهیمه زارع گفته:
              مدت عضویت: 3286 روز

              بنام خدایِ مهربان

              درود دوست عزیز

              طبق قانون ،هر چیزی که تجربه می‌کنیم، انعکاسی از فرکانس‌های ماست. بنابراین، اگر جامعه‌ای دچار مشکلات اقتصادی، بی‌ثباتی و نارضایتی گسترده است، به این معنی است که مجموع فرکانس غالب جمعی مردم، آن شرایط را جذب کرده است

              اعتراض کردن (که ریشه در احساساتی مانند خشم، ترس، یا ناامیدی دارد) می‌تواند خود،فرکانس بیشتری از ناآرامی و مشکل را جذب کند.

              کار درست این است که ماکاملاً از این فرکانس های منفی فاصله بگیریم، وبر آنچه می‌خواهیم (آرامش، رونق، عدالت) تمرکز کنیم و با احساس خوب داشتن، فرکانس خود را تغییر دهیم تا جذب‌کننده شرایط جدیدی شویم

              قانون، ابزار اصلی ما برای کنترل دنیای شخصی مون هست، اما نه لزوماً ابزار انحصاری برای تغییر ساختارهای بزرگ

              شما خالق شرایط فردی خود هستید. شما می‌توانید با تمرکز بر موفقیت شخصی، شغل، سلامتی و روابط نزدیک خود، شرایط محیط شخصی‌تان را بهبود بخشید. این همان جایی است که اصل “خالق شرایط زندگی خود بودن” کاملاً صدق می‌کند.

              شرایطی مانند نرخ دلار، تحریم‌ها، یا سیاست‌های حکومتی، محصول میلیون‌ها فرکانس جمعی، تصمیمات دیگران، و ساختارهای تاریخی هستند. فرد به تنهایی نمی‌تواند با تمرکز صرف، نرخ ارز را تغییر دهد. این‌ها محدودیت‌های خارجی هستند که باید در چهارچوب آن‌ها عمل کرد.

              کار درست این است که ما ،فرکانس خود را با تمرکز بر زیباییها، سپاسگزاری، و دیدن فرصت‌ها (خالق شرایط شخصی) بالا نگه داریم، اما این لزوماً به معنای نظاره‌گر بودن در برابر بی‌عدالتی‌ها نیست

              اعتراض، یعنی تمرکز بر آنچه نمی‌خواهید.

              حسین عزیز وقتی شما از درون تغییر کنی،جهان بدون اینکه متوجه بشی تو رو از آحاد جامعه جدا میکند یادت باشه خیلی از افراد در همین شرایط دارند ثروت می سازند وتو فقط چیزهایی رو میتونی کنترل کنی که در اختیار خودت هست

              خدا یار ونگهدارت

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            حسین خوش خبر گفته:
            مدت عضویت: 1005 روز

            سلام خانم زارع ،درود بر شما ،ممنونم برای پاسختون، حتما کارایی که گفتین رو انجام میدم ،تو این مدت واقعا خیلی افکارم بهم ریخته بود ،احساسم بد بود همش فکر میکردم وقتی وضع مملکت اینجوریه موفقیت دشواره یا نمیشه ، ذهنم همش منطق میاورد

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سیده ماندانا علوی گفته:
    مدت عضویت: 2125 روز

    سلام به استاد عزیزم

    وای چقدر منظره پشت سرتون رویایی از نگاه کردن بهش آدم سیر نمیشه وسط یه جنگل بکر روی آب زندگی کنی و حتی تصویر تی وی هم این تصویر کلی رو نشون میده تا نعمت های خدا رو ببینیم و یادمون بیاد اینجا چه فضای رویایی هست.

    چقدر مکانی که نشستید عالی هست و تصویرتون عالی هست.

    چه کلاه و پیراهن زیبایی تن کردید خدایا جنسش آدمو دیونه میکنه.

    چقدر شما انسان قدردانی هستید و همه چیز و همه کس رو نعمت خدا میدونید.

    شما استاد زدن شاخ و برگ های اضافی هستید به قول آقا ابراهیم عزیز فرقی نمیکنه شما کجا و با چه کسی صحبت میکنید،شما اصل رو میگید و قوانین ثابت خدا رو.

    چقدر یه آدم میتونه وجودش ارزشمند باشه مثل شما که در و گوهر بباره از کلامش و حضورش و وجودش خدا حافظتون باشه

    و من قبلا بخاطر شرکت توی دوره های ۲اساتید دیگه موفقیت و خوندن کتاب های زیاد فکر میکردم میدونم خوب قانون رو و انگار همه چیز تکراری بود ولی از وقتی از زبان شما قانون رو فهمیدم و اصل رو هر بار تکرار میکنید این اصل ها رو انگار یه کلام جدید میشنوم چون این حرف ها باید تبدیل به عمل بشه نه اینکه همین طور یکسری حرف قشنگ باقی بمونه و من هر روز نیاز دارم بشنوم و یادم بیاد اصل و جدا بشم از فرع

    با تمام وجودم دستون دادم و ازتون سپاسگزارم❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1623 روز

    در مورد مشیت خداوند آیه ای که خیلی درکش به من کمک کرد این آیه بود

    هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

    او کسی هست که طبق مشیت خودش شما را در رحم ها شکل داد و خدایی جز آن توانای دانا نیست

    همه ما میدونیم و مطمئنیم که بچه ی دو تا سفید پوست سفید میشه بچه ی دوتا سیاه پوست سیاه

    همه ما میدونیم که بچه در نهایت ظاهرش میکسی از پدر مادرش هست

    این نیست که خدا بگه من حال کردم این یارو سیاه بشه یا سفید موی مشکی یا بلوند

    همه چیز طبق قوانین ژنتیک اتفاق میوفته و اگه زمین هم به اسمون برسه دو تا سیاه پوست بچشون سفید نمیشه و برعکس

    در حالی که در ترجمه نوشته خدا هر طوری که بخواد صورت هارو در رحم شکل میده

    اما با پیشرفت علم ما الان دیگه میدونیم که داستان از چه قراره یا آیه هایی که میگه اگر در مشیت ما باشه باد میوزه و اگر نباشه نمیوزه

    داستان الان واضحه

    باد به دلیل قانون فشار میوزه

    هوا از جای پر فشار یعنی سرد به جای کم فشار یعنی گرم میره و نتیجه اینه که باد میوزه

    یعنی طبق قانون نه اینکه خدانشسته اون بالا داره فوت میکنه

    مشیت داره قانونمندی رو نشون میده نه اینکه خدا یه ادمی هست اون بالا و چون حال کرده امروز باهامون و ما بنده های خوبی بودیم و نمازمون رو سر وقت خوندیم گفته یه فوت بهشون بکنم که یه حالی بهشون داده باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    ملورین گفته:
    مدت عضویت: 2130 روز

    به نام پروردگار خالق زیباییها

    و سلام به استاد عزیزم و همینطور خدمت آقای پاکزاد عزیز و دوستان خوب و صمیمی سایت🖐🖐🖐

    از شما استاد خوبم سپاسگزارم که وقتی سوالی از شما پرسیده میشه اونقدر مقتدرانه و موشکافانه و با استناد به قرآن پاسخ میدین که دیگه اصلا جای سوال و ابهامی باقی نمیونه و چقدر زیبا قرآن رو و ریشه کلمات قرآنی رو تفسیر میکنید و این هم هدایت پروردگار هست که با قلبم از پروردگارم خواستم که من رو هر روز بیشتر در مسیر تفسیر درست قرآن قرار بده و کلام شما کلام خداست،خدایا شکرت🙏

    امروز بازهم از شما درس جدید آموختم که هرگز قبل از این حتی به این موضوع فکر هم نکرده بودم،تفاوت ان یرید الله و ان شاالله،ریشه کلمه”رود” یا اراد یعنی خداوند اراده میکند که کافران را از بین ببرد و ریشه کلمه شیئ یا انشا یعنی مشیت خداوند این هست که قوانینی را در این جهان قرار دهد و هرکسی که در مسیر این قوانین قرار بگیردبه مشیت پروردگار از نعمات خداوند بهره مند میشود و این نهایت عدالت خداوند است،من کجا میتونستم این سخنان خداگونه رو بشنوم؟خدایا شکرت.

    استاد عزیزم من از شما یاد گرفتم که در تغییر دادن دیگران به شدت ناتوان هستیم و فقط میتونیم خودمون و ذهنمون و باورهای خودمون رو تغییر بدیم و همونطور که شما دائم تاکید میکنید هر چه بیشتر این مطلب رو به خودم گوشزد میکنم شرایط زندگی برای من بهتر و بهتر میشه و هر روز تمرین میکنم و هر اتفاقی که در اطرافم جریان داره با فرمول قوامین میسنجم و همین من رو آروم میکنه و تمام اتفاقات اطرافم در ذهنم قابل حل و هضم میشه.

    نکته دیگه این هست که هیچ وقت نباید هیچ کس رو مجبورم کنیم که این قوانین رو بپذیره ،شما به من یاد دادین که هر اتفاقی میوفته من فقط به خودم میگم من روی باورهام کار میکنم و ایمان دارم که اتفاقات خوب و آدمهای خوب خودشون وارد مسیر زندگی من میشن و چقدر از همین باور نتایج بی نظیر دریافت کردم.

    استاد عزیزم چقدر سپاسگزار خداوند هستم برای حضورتون در زندگی من،شما زندگی من رو به بهشت تبدیل کردیدو از اینکه هرروز همراهتون هستم بینهایت خوشحال و سپاسگزار خداوند هستم🙏

    به امید هدایت بیشتر خداوند در هر لحظه از زندگیمون و آرزوی بهترین هارو دارم برای شما استاد بزرگوارم و تمام اعضای خوب سایت.

    خیلی دوستون دارم💜🧡💛💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1162 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم خدا را شکر که در مدار آگاهی قرار گرفتم حرف قشنگ زدن که همه بلد هستند مهم این است که به اون حرفی که میزنی عمل می‌کنیم یا نه خدا را شکر که با استاد عملگرایی مثل شما آشنا شدم سعی میکنم که به این قوانین عمل کنم تا نتیجه هم بگیرم

    این که خداوند بخواهد یا نه از ریشه‌ی شی استفاده شده یعنی اگر با مشیت الهی همراه باشی

    ودر مدار درست قرار بگیری از نعمت ها استفاده می‌کنیم ولی اگر از این مدار خارج باشیم از نعمت ها هم دور می‌شویم ولی اگر خداوند اراده کند از ریشه‌ی روده استفاده شده یعنی خداوند اراده کند این اتفاق برای این گروه می افتد مثلا حضرت نوح چندین سال دعوی نمود ولی حتی فرزندش در مدار

    درست قرار نگرفت واز مدار خارج شد پس در طوفان غرق شد مهم هم مدار بودن است نه هم خون بودند

    ما انسانها همیشه دنبال بهانه هستیم که مسئولیت زندگی خودمان را به عهده دیگران بیندازیم همان طور که خداوند به پیامبر فرمود تو فقط باید این پیام ها را ابلاغ کنی مهم نیست که قبول کنند یا نه

    ما توانایی تعقیر دیگران را نداریم ولی توانایی صد درصد زندگی خودمان را داریم وقتی که تعقیر کنیم همه چیز به نفع ما پیش می‌رود

    قدم اول برای تعقیر این است که تسلیم باشیم که خداوند ما را هدایت کند به مسیر درست

    وقتی مسیر درست باشیم انسان های درست با ما هم مسیر می‌شوند

    خداوند هم می فرماید که ما به همه کمک می‌کنیم

    هر کسی بخواهد به بهشت برود ویا به جهنم پس

    راه را خودمان مشخص می‌کنیم

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1646 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (17)

    هیچ کس نمى داند چه پاداش مهمّى که مایه ى روشنى چشم هاست براى آنان نهفته است، این پاداش کارهایى است که انجام مى دادند.

    نکته مهم اینکه تفاوت آن شالله را ان یریدالله بدانیم

    آن شا الله ، یعنی اگر در مسیر درست باشیم و در چارچوب قوانین جهان باشیم به ما داده می شود و الله تصمیم گیرنده نیست.

    ما باید قوانین را درک کنیم و بس ،

    وقتی مطابق قانون عمل کنیم نتیجه می گیری فارغ از اینکه دین و مذهب وسن و کشور ماچیه؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1802 روز

    “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛

    دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛

    “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛

    خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛

    ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛

    قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛

    اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

    عجب هدیه نابی

    دیشب عشق لاانتهایی من منو سورپرایزم کرد

    یکیش نقطه آبی که روحم رو جراح داد پاسخ یه دوست عزیز

    دومی سورپرایزم یه گام جدید یعنی 2تا هدیه هماهنگ شده بودن عشق من به من هدیه داد خداجونم بی‌نهایت شکرت

    سلام به استاد نازنینم سید حسین عباسمنش مرد بزرگ این روح خدا

    سلام به بانوی گرامیم خانم مریم جان عزیز شایسته الحق همه چیز مثل فامیلتون شایسته شما هست

    واقعا یه تشکر جانانه از شما بانوی عزیزم که پیگیر وپشتکاری زیبا دارید

    وسپاس فراوان از استاد عشق خدا

    “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد

    دقیقا عجب تفسیر قشنگی نهادینه شده

    دارم دوره قانون آفرینش گوش میدم این هماهنگی خدا رو ببین عجب می‌کنه تو هدف

    کلمه انشاالله ان یرید الله ان ارادالله

    خب همش یه معنی داره

    اگر با مشیت خداوند هماهنگ باشیم خودمون بخواهیم بهمون داده میشود واگر در مدار نباشیم بهمون داده نمیشود

    طبق قانون سیستم جواب میده

    به ما کانون یعلمون بما قدمت ایدیهم

    هر اتفاقی براتون میوفته بخاطر اون چیزی که خودتونو می‌فرستید خداوند به ما ظلم نمیکنه خودمون بر خودمون ظلم میکنیم

    دقیقا تو زندگیم تجربش کردم

    از بچگی بهمون یاد داده بودن این کار نکن گناه می‌کنی اون کارو نکن خدا می‌برند تو آتیش جهنم

    خب الان با آگاهی‌هایی که یاد گرفتم

    اینکه خداوند منو عذاب نمیکنه خودم دارم با افکارم کانون توجعم با فرکانسهایی که می‌فرستم

    دارم میگم به جهان من این میخام حالا شامل هر چیزی می‌تونه باشه اگر فرکانسهای خوب بدم خب همون دریافت میکنم واگر فرکانسهای مخالفش بدم خب بازم همون دریافت میکنم

    خداجونم بی‌نهایت سپاسگزارم ازت

    می‌دونم خودم خواستم

    همیشه بچه که بودم باهات حرف میزدم اینکه خدایا تو کی هستی. چی هستی. اصلا چجوری شدی خدا. یا اینکه من چرا به این دنیا اومدم که چی بشه واقعا آخرش که میمیرم پس اصلا چرا اومدم

    قشنگ به یاد دارم بیشتر شبها به آسمان زیبایت به ستارها نگاه میکردم باهات حرف میزدم

    الان خوب متوجه شدم خدا کیه خدا چیه من کی هستم

    آره اعظم جان همینه

    ببین الان چقدر خدارو در درونت شناختیش ببین چقدر عشق عشق قربونش برم

    تو تنهایی هام باهام هست هوایش بهم هست منو در آغوش گرفته

    در سکوتی زیبا قشنگ دلنشین و لطف لاانتهایش شامل حالم میشه و زبان شکر کردم و حرف زدن با خودشو بهم میده

    چقدر همه چیز رو برامون آسون کرده

    آره همه چیز باورهایی هستن که از بچگی تو کله ما کردن

    12قدم دارم کار میکنم ولی خدایا بهم بگو در ک آگاهی که با پوست استخوانهام درکش کنم

    من ناتوانم من عجز به درگاهت دارم

    همه چیز من توی فقط تو

    اگر الان من تواین سایت هستن از لطف فضل تو هست که به من رسیده من که در مقابل تو قدرتی ندارم آگاهی ندارم علمی ندارم اصلا هیچی خدا هیچی به همین دلیل میگم فقط تو برای من کاملی من تو رو داشته باشم کل کیهان دارم کمکم کن

    تنها تو رو بپرسم وتنها از تو یاری کمک بخام

    خداجونم چقدر هم زمانیها داره برام رقم می‌خوره چقدر پاداشها داری بهم میدی

    از قدم‌هایی که با ایمان. توکل. امیدواری یقین

    بر میدارم بله وقتی یه الهام نرم لطیف سبک نازی میاد که حتی قدرت این الهام و هدایت هم با کمک خودت داره در من شکل میگیره ومنو هوشیار میکنه

    خیلی لذت بردم از صحبتهای دوست عزیزمان واستاد بزرگوار

    خدایا من عاجزم همیشه میگم هر صبح که از خونه بیرون میزنم میگم خدایا من هیچی بلد نیستم حتی راه رفتن حتی قادر به دربار کردن هم نیستم همش خودتی خودت نفس جونم روحم عمرم زندگیم عشقم پولم ثروتم کارم اراده ام

    تو فقط باش من تو مسیر قرارم بده

    دوستان عزیزم همیگیتونو در پناه رب العامین شاد خندان سلامت ثروتمند موفق باشید

    بانو عشقی عشق دلم به تصویر زیبات تنگ شده بیا جلو دوربین ببینمت

    اسناد عزیزم بهترینی عاشتم

    انشاالله با دوستان عزیزم بیاییم پرادایس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1113 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و سخاوتمندم

    سلام به استاد شایسته نازنین و مهربونم

    سلام به هم کلاسی های ماه و قشنگم

    خدا رو شکر برای یک رزق بی حساب دیگه :))

    بچه که بودم وقتی با پدرم می رفتم بیرون همیشه کنار هم راه می رفتیم اما نه واسه خیابون رد شدن دستم می گرفت نه اگه سنگ یا چاله ی پُر آبی جلو پام بود ! اگه حواسم جمع می کردم که هیچ اگه نه بهم می گفت عیب نداره پاشو ولی سعی کن دفعه بعد حواستو جمع کنی !

    کم کم یاد گرفتم وقتی میرم بیرون بیشتر حواسم جمع کنم اینجوری نه پام رو سنگ می رفت که پیچ بخوره نه تو چاله میفتادم که بعدش درد سر بشه ! در واقع پدرم دوستم داشت ولی من باید حواسم بخودم و راهم می بود ، اون دوست نداشت من پام پیچ بخوره یا کثیف بشم اما من خودم باید حواسمو جمع می کردم .

    قانون جهان هم همینه من نتیجه کاری که انجام میدم می گیرم نتیجه فکرایی که می کنم باورهایی که دارم ، در واقع جهان مثل آینه س اگه دستامو ببرم بالا محالِ آینه دستامو رو به پایین نشون بده یا من بخندم و آینه چهره منو غمگین نشون بده قرارم نیست خدا دلش برام بسوزه یا نگرانم بشه !

    بقول استاد خدا مثل یه خورشیدِ که به همه جا می تابه اگه من دریافتش نمیکنم ایستادم تو سایه تموم اگه طبق قوانین عمل کنم زندگیم عالی خلق میشه اگه نه نمیشه و باید یادم باشه این قوانین با ادا ادوار در آوردن نتیجه نمیده و اینجاست که جمله طلایی استاد تیر خلاص رو میزنه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است .

    من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم ولی بجاش توانایی تغییر شرایط خودمو صد درصد دارم چون دنیای هر کس با افکار و باورهای خودش بوجود میاد و اگر من تغییر کنم با آدم هایی هم فرکانس میشم که خودشون از هر نظر اوکی هستند من بخاطر این موضوع چک و لگد کم نخوردم ولی یاد گرفتم که من فقط میتونم خودم مسیری رو که انتخاب کردم برم نمیتونم دیگران با خودم همراه کنم و از همه مهمتر اگه من مسیرم درست باشه و حرف مفت نزنم نتیجه می گیریم و اگه کسی هم بخواد همراهم بشه از دیدن نتایجم می تونه تصمیم بگیره البته اگه در فرکانسش باشه پس من خودمم و خودم ، خودمم و اراده ام ، ایمانم شجاعتم حرکت کردنم تمام.

    استاد عباسمنش عزیزم استاد زیبا و توحیدی من عاشقتم و ازت سپاسگزارم که با نورِ آگاهی هاتون با فانوس دست تون راه رو برای ما روشن کردید .

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 562 روز

    به نام تنها معبودم که عاشقانه دوستش دارم.

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    ممنونم از قرار دادن پروژه جدید دیگر

    به نظرم یکی از مهمترین موضوعی که از دوره دوازده قدم یاد گرفتم و خیلی تکرارش کردم اینه هیچکس در زندگی من نقشی نداره و منم در خوشبخت کردن دیگران هیچ نقشی ندارم.

    از همون جلسه ای که استاد درموردش صحبت کردن بدون مقاومت قبول کردم و الان یکی از باورهایی هست که ساختمش.

    من قبل آشنایی با استاد با خانمی آشنا شدم که جلسات شکرگزاری می گذاشت و کمی سربسته توضیح میداد و میدیدم چقدر قشنگه و برای بقیه میگفتم و توضیح میدادم و براشون فایل میفرستادم اما ذره ای تغییر در وجودشون نبود بعد حالت ناامیدی داشتم و…

    بعد از آشنایی با استادم و فهمیدن این موضوع اصلا برام مهم نیست که به بقیه بگم چه خبره چون همینطور که من هدایت شدم قطعا هر کسی بخواد خداوند قشنگ هدایت میکنه.

    باور داشتن به این موضوع احساس سبکی خوبی بهت میده و این بارسنگین مسئولیت رو اول اون جاده قشنگ رها میکنی و سوت زنان در مسیر زیبای هدایت قدم میزنی و لذت میبری.

    یکی دیگه از موضوعات مهمی که با شروع دوازده قدم در من شکل گرفت از بین رفتن تصویر خشنی که از خدا در ذهنم بود. خدایی نامهربان و ناعادل که فقط به قشر خاصی پول و سلامتی میده و بقیه باید با گریه و لابه ازش چیزی بخوان و اگر دلش سوخت بهش بده.

    این تصاویر و ذهنیت از بین رفت.

    الان خدایی رو میشناسم که مهربان و عادله و عاشقانه دوستش دارم. خدایی که براحتی ازش میخوام و دیگه کسی دیگر رو واسطه بین من و خودش قرار نمیدم. خدایی که جهان رو با قوانین دقیق و عادلانه آفریده و به هر کسی به اندازه ظرفیتش نعمت میده. پس من برای دریافت نعمت بیشتر باید ظرفم رو بزرگتر کنم و گرنه نعمت الهی در جهان جاری است.

    این باور که هیچکس نمیتونه به تو آسیب بزنه و این باور مسخره چشم زخم که هنوز هم رایجه که من دیگه بهش باور ندارم چون هیچکس قدرتش از خداوند متعال بالاتر نیست.

    اتفاقا چند روز پیش تو جمع خانوادگی از چشم زخم حرف زدن که جاریم گفت مردم چشم ندارن ببینند ما دور هم جمع میشیم و من تو دلم خندیدم و فقط گفتم چشم زخم وجود نداره گفت تو قرآن هم هست گفتم تو چه آیه ای اومده گفت وان یکاد

    دیگه ادامه ندادم و رهاشون کردم یادمه استاد تو دوره دوازده قدم گفتن مردم معنی آیه وان یکاد رو نمیدونن و میگن درمورد چشم زخم هست. حالا جالب اینجاست که جاریم دوره تفسیر کل قرآن هم شرکت کرده، من دست از قانع کردن افراد برداشتم.

    خدا جونم شکرت که با مفهوم انشاالله آشنا شدم،.

    خداجونم شکرت من رو در مسیر هدایت قرار دادی درسته هنوز نتایج عالی نگرفتم و گاهی در روز یادم میره و عصبانی میشم هنوز، اما زود برمیگردم و احساس سرزنش و ناراحتی ندارم. چقدر این مسیر زیباست. چقدر این آگاهی ها نشون میده میشه بهتر زندگی کرد. میشه راحت به خواسته هامون رسید فقط باید روی خودمون کار کنیم و حواسمون از اطرافیان برداشت و روی خودمون تمرکز کنیم.

    مولانا شمس را گفت:

    چه شد به آرامش رسیدی؟!

    شمس پاسخ داد:

    وعده بر این شد که خودم را آرام کنم،

    نه جهان اطرافم را،

    امّا معجزه شد

    و جهان اطراف نیز آرام گشت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 182 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام به استاد گرامی و مریم جان و اهالی محترم سایت

    خدا رو شکر که رب من الله بی همتا

    دست مرا گرفت و با آموزش های توحیدی استاد رهنمونم کرد

    خیلی خوشحالم از اینکه در لحظه ای که

    ر ب العالمین رسالتم زندگی ام را به من نشان داد

    و قوت رهایی از نجواهایی که

    نه سخته

    نه فعلا نمیتونی

    نه نمیشه

    و نجواهایی دیگر

    را به من عطا کرد تا ایستادگی کنم

    تا قدم اول را بردارم

    برای خودم فایل صوتی بسازم

    و مدام جملات تاکیدی را بگویم

    و خدای مهربان راه را برایم روشن ساخت

    تاقلم در دست بگیرم

    و شروع کنم

    و کلمه ی اول را بنویسم

    الان وقتی نوشته های اولیه ام را نگاه میکنم

    میبینم که چقدر زیبا از جایی که فکرش را نمیکردم

    الله مهربان جمله ها در ذهنم نقش و رنگ داد

    و هر کدام در جای مناسب خودشان قرارداد

    و روز به روز الهامات بیشتر وارد متن هایم میکرد

    و جای خود را پیدا میکردند

    حتی در خواب هم مهمترین قسمت آن

    رابرایم نمایان ساخت

    که رسالتم

    همان که با روح من درآمیخته شده است

    رابر پا سازم

    همان که در زمان انجامش متوجه گذشت زمان نمیشدم

    همان که مرا از جسم رهایم میسازد

    و بال پروازم شده است

    همان که شوق برای به ثمر رسیدنش

    مرا به این دنیا کشانده است

    به جریان در افتد

    در صورتی که من چیزی از نویسنده گی و نویسنده شدن نمیدانستم

    تنها کار قبلی من نوشتن خاطرات روز مرگی هایم بود که گه گاه ثبت میکدم

    و تعداد انگشت شماری شعر که هیچ وقت به عنوان یک استعداد به آن نگاه نکرده بودم

    ولی خدای من مرا هدایت کرد

    تا ویژگی های که در نهانم قرار داده بودرا ببینم و به آن ایمان بیاورم

    و حرکت کنم

    و چقدر شیرین است برایم لحظات نوشتن

    چقدر شیرین است تا آنچه را که اومیگوید را مینویسم و

    دیگر این من که دیگر من نیستم ومن دیگرهمه ازاوست

    در میان من و او هایم

    که همه دیگر از اوشده است

    نام کتاب را انتخاب کرده بودم

    با خودم گفتم این نام طولانیه

    بهتره که کوتاه بشه

    چند نام انتخاب کردم که نزدیک به متن هایم باشند

    و در آخر یکی را انتخاب کردم

    و در کنارش تیک زدم

    خیلی اتفاقی همسرم آن را دید گفت اینا چیه نوشتی

    گفتم اسم کتابم هست

    و این که تیک زدم از نظرم خوبه

    ایشون هم نگاه کردن و با تکان سر تایید کردن

    و برای تایپیست ارسال کردم

    و ازشون خواستم که نام جدید کتاب را ثبت کنند ایشون گفتند

    بله حتما انجام میشه

    وقتی فایل کامل شد و برام ارسال کرد

    از شوق و سپاس از خدای مهربان اشک درون چشمانم حلقه بسته بود

    وقتی صفحه اول را نگاه کردم و اسم کتاب رو دیدم خیلی حیرت کردم

    این اصلا اسمی نبود که من انتخاب کرده بودم

    اول میخواستم به ایشون پیام بدم که چرا این اسم رو گذاشتید

    و ازشون باز خواست کنم

    با خودم گفتم چون گفته بود سرم شلوغه شاید

    با کس دیگری اشتباه گرفته

    و این اسم رو تایپ کرده

    بعد دیدم آخه این اسم دقیقا دقیقا

    با متن های من همخونی داره

    و انگار کلا مناسبه همین کتابه

    بعد گفتم بزار همون پیامی که فرستاده بودم

    و ازشو درخواست کردم که اسم کتاب رو تغییر بدن رو نگاه کنم

    بعد بگم که چطور من این رو گفتم و شما این رو نوشتید

    وقتی وارد پیام ها شدم در کمال تعجب دیدم

    بله خودم براشون این نام که فکر میکردم تایپیست اشتباه تایپ کرده است را نوشتم

    و اصلا نمیدونم که چطوری من که حتی جلوی اسم انتخاب کتابم تیک زده بودم در پیام برای تایپیست چیز دیگری را ارسال کرده ام ؟!!!!!!

    و باز هم الله مهربان به تقویت باور هایم یاری ام رسانده بود

    تا به رسالتم بیشتر ایمان بیاورم

    و ارزشمندی آن و نام آن و تک تک متن های آن را با تمام وجودم درک کنم

    که در هر لحظه در هر ثانیه و در هر ساعت دستان مهربان رب العالمین هدایتگر بر رسالتم بوده است

    و حتی در انتخاب نام هم یاریم رسانده

    و من همه اویم و از خود هیچم و با او همه هستم

    رسالت من این است که در همه حالات بگویم

    رب من الله یکتااست

    و در گفتارم ثابت قدم میمانم

    و از او میخواهم که مرا همواره در راه راست هدایت کند

    و به من الهام کند تا چگونه نعمت های خودم و والدینم را سپاسگزارم

    ومرا در انجام آن اعمال که شایسته و مورد پسند اوست موفق بدارد

    که من از تسلیم شدگان

    و رو آورندگان به در گاه اویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: