درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۳
موضوع این برنامه: مفهوم تغییر باور
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “اراده”، زیر مجموعه “مشیت” است؛
- در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا میبرد؛
- مسیر تکاملی درک قوانین، عمل به آنچه درک شده و نتیجه عمل به آنچه تا اینجا درک شده؛
- تغییر شخصیت یک فرایند تکاملی است و پیمودن آن نیازمند اراده پولادین است؛
- اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون میآید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونیام است”؛
- باورها یک شبه ایجاد نشدهاند که یک شبه تغییر کنند؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۳7MB8 دقیقه













یونس:62-64
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
آگاه باشید که دوستان خدا، نه بیمی [از عمل به حق] دارند و نه [از مصیبتهای در راه حق] اندوهگین میشوند.
الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ
همانان که ایمان آورده و [در دنیا از ارتکاب گناه] پروا میکردند. 67
لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
بشارت ویژه آنان است، هم در دنیا و هم در آخرت. 68 کلمات خدا [=نظامات تأثیرگذاری که بر سرنوشت آدمی قرار داده] را تبدیل و دگرگونی حاصل نمیگردد. 69 این است همان کامیابی بزرگ.70
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام و صد سلام به استاد جانم که دلمون براتون تموم شده دیگه، سلام به استاد شایسته جان که بازهم دلمون براتون تموم شده… و سلام به رفقای نازنین بهشتی.
خدای مهربونم شکرت برای این فایل که 8 دقیقه بود ولی همین 8 دقیقه کلی نکته ی مهم داشت که اگر من همین فقط همین 8 دقیقه رو درست درک کنم بازی رو بردم
خداجونم، شیرینم، دلبرم، شکرت برای این روزای پربرکت… شکرت که مامان و بابا اینجان و کلی کیف می کنم وقتی صبح که می رم پایین می بینم هردوشون بیدارن و در طول روز کلی با لی لی سرگرمن
شکرت که لیلین جانم قشششنگ همه مون رو مشغول کرده این روزا
شکرت برای خاله هایی که انقدر با لذت با لی لی مشغولن و من الان راحت اومدم بالا که کامنتم رو بنویسم
شکرت برای بولینگی که پریشب رفتیم و کلی خوش گذشت
شکرت که تینا اینجا کلی فان داشته و حسابی به خودش رسیده
شکرت که سام صبحا با خیال راحت می خوابه به جبران هرچی صبح زود بیدار شدهذاین مدت
شکرت که منم خیلی روزا صبح یا ظهر یه چرت می زنم، با خیال راحت…
شکرت برای Chinese checkers که شبا گاهی بازی می کنیم و خوش می گذره
شکرت برای نیم متر برفی که از دیروز تا حالا باریده و همچنان ادامه داره…
خداجونم چقدر تو مهربونی، شکرت که این روزا کمکم می کنی بیشتر یادم باشه تو منبع هرآنچه نعمت و ثروته تو این دنیا هستی
شکرت برای اون لحظاتی که باور فراوانی قلبم رو باز می کنه
شکرت برای کنترل ذهنایی که این وسط مسطا لازم میشه و با کمک تو از پسش برمیام
شکرت که امروز صبح که داشتم تو دفترم سپاسگزاری رو می نوشتم لی لی اومد گفت چی می نویسی منم گفتم می نویسم خدایا شکرت، گفت، منم بنویسم (وقتی عین آدم بزرگا با گرامر درست حرف می زنه آدم دلش آب میشه از ذوق) اومد رو پام نشست و خودکارو گرفت یه صفحه براش گذاشتم خط خطی کنه، گفتم چی می نویسی گفت «خدایا شکرت» منم یه بوس محکم از لپش کردم…
چقدر تفاوته وقتی این آیات مشیت خدا رو درک کنی با زمانی که بگی خدا به هرکی دلش بخواد می ده به هرکی نخواد نمی ده!! یادمه قبلنا که قران رو می خوندم و اینحور آیات رو می خوندم انگار یه فکری بکگراند ذهنم بود که خب اینکه فیر نییت خدا به هرکی دلس بخواد بده… ولی نادبده می گرفتم این فکرو. و چقدر ما باید هر روز سپاسگزار خداوند باشیم برای این دید متفاوت از 99٪ جامعه.که می فهمیم تمام نتایج کا از خودمون میاد، از باورهامون، از کانون توجهمون.
اتفاقا همین دیشب با مامان و نسیم و نسرین نشسته بودیم و از تکاملی بودن تغییر باورها و لزوم استمرار حرف می زدیم. اینکه باورهای مخرب ما سالهای سال تکرار شده و حالا این هفت هشت سال در مقابل سی و پنج شش سال قبلش هنوز خیلی کمه و هنوز خیلی باید رو باورهامون کار کنیم تا اینا باورهای پایداری بشن… و باز خدا رو شکر کردیم که ما هممون تو این مسیر داریم قدم بر می داریم… و دقیقا هرچقدر متعهدانه تر کار کنیم هرچقدر باور داشته باشیم به اینکه تا زمانیکه من دارم رو خودم کار می کنم جهان اطرافم هم خودبخود تغییر می کنه، نتایج میان… لاجرم میان… راه دیگه ای وجود نداره، اما و اگری نیست، بیشتر نتایج میان واضحتر تفاوت رو می بینیم. قانون واقعا ساده س، اما ذهن هم هیچ وقت بیکار نمیشینه. مهم اینه که من مواظب احساسم باشم. هرچیزی هرچقدر هم مهم اگر باعث میشه حسم منفی بشه باید ازش دوری کنم. باید مواظب مومنتوم مثبتم باشم و هی عمقش رو بیشتر کنم، سرعتش رو بیشتر کنم و تمام…
خدا رو شکر می کنم واقعا که تو این مسیر زیبا و لذت بخش از وجود استاد نازنینم بهره می برم و دانشجوی این دانشگاه بهشتی هستم… شکر می کنم برای دوستان نازنینی که تو این مسیر وارد زندگیم شدن و زندگیم هر روز زیباتر از قبل شده… از خداوند مهربون می خوام کمک کنه همگی در این مسیر ثابت قدم باشیم هر روز با تعهد بیشتر جلو بریم و لذت ببریم…
استادجان عاشقانه منتظر دیدن روی ماه هردوتون هستیم… 🩵
بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام سعیده جانم… امیدوارم در بهترین زمان این پاسخ رو دریافت کنی و به قلبت بشینه… نمی دونی چقدر از خوندن چگونگی آشناییت و چندتا از کامنتای اخیرت لذت بردم و تحسینت کردم… چهره ی زیبا و شادابت رو، دختر ناز شش ساله ت رو، و مسیری که طی کردی و به اینجا رسیدی…مهم همین ادامه دادنمونه دیگه… اینکه تمرکز رو فقط و فقط رو خودمون بذاریم و سعی کنیم شخصیتمون رو باورهامون رو بهبود بدیم… سمت خودمون رو انجام بدیم، دیگه بقیه ش با خداست. قطعا خدا سمت خودش رو عالی انجام می ده.
سعیده جان اینکه من و مامان و نسیم و یاسمن و خواهر بزرگترم نسرین تو این فضا هستیم و حرف مشترک داریم بدون شک معمتیه که من هر روز براش خدا رو شکر می کنم ولی می خوام بگم خدا از جاهایی که فکرش رو نمی کنیم بهمون می ده. منم همسرم تو این فضاها نیست و با اینکه خودش وسیله ای شد برای آشنایی همه ی ماها با استاد و آموزشهاشون ولی به بجز یکی دو ماه اول بعدش دیگه فاصله گرفت و کلا نسبت به خیلی از حرفای استاد مقاومت داره ولی من تو این چند سال به مرور یاد گرفتم دست از تمرکز رو همسرم بردارم. یادمه تا یک سال پیش هروقت فایل گوش می دادم سریع ذهنم می گفت بذار رو پخش اونم بشنوه و اکثر مواقع نه تنها به هدفم نمی رسیدم بلکه ناخواسته های بیشتری پیش میو مد. همینطور در مورد دختر بزرگم تینا، ولی دقیقا همینا اون نشتی انرژی بود که استاد می گن. من اگه فقط و فقط رو خودم کار کنم، اون شمعی که تو دستمه اگه نورش پایدار بشه، روشناییش به اونا هم می رسه. نمی گم دیگه صد درصد درست عمل می کنم تو این زمینه، ولی خیییلی بهتر از قبل عمل می کنم. دیگه انگار باورم سده من مولکولی تو ذهنشون نمی تونم جابجا کنم. بنابر این خیلی کمتر درگیر این نجوای ذهن می شم. خدا رو صدهزار مرتبه شکر که داریم تو این مسیر پیش می ریم و ظرفمون داره بزرگ و بزرگتر میشه. از خدای مهربون و هدایتگر و وهاب می خوام زندگیت پر از نور و نشانه های زیبا باشه.
در پناه خدا شاد و سلامت باشی