درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۳
موضوع این برنامه: مفهوم تغییر باور
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “اراده”، زیر مجموعه “مشیت” است؛
- در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا میبرد؛
- مسیر تکاملی درک قوانین، عمل به آنچه درک شده و نتیجه عمل به آنچه تا اینجا درک شده؛
- تغییر شخصیت یک فرایند تکاملی است و پیمودن آن نیازمند اراده پولادین است؛
- اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون میآید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونیام است”؛
- باورها یک شبه ایجاد نشدهاند که یک شبه تغییر کنند؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۳7MB8 دقیقه













به نام یگانه فرمانروای مطلق جهانیان
سلام به استادان عزیزم و سلام به همه بچه ها
بارها این فایل رو گوش دادم و اون جمله استاد که گفتند
«« موتور وجودی من روشن شد ، موتورِ توی مسیر درست قرارگرفتن و نگران نتایج نبودن.»»
در همین یک جمله دنیایی معنی و باور وجود داره .
یعنی استاد اون قدر مطمعن شدن از وجود قوانین بودن تغییر خداوند که محکم و قوی و جدی تصمیم گرفتن فقط توی مسیر درست بمانند و حرکت کنند و نگران نتایج نباشن
به نظرم نه تنها نگران نتیجه نبودن که حتی منتظر نتیجه ام نبودن چون وقتی انتظار یه چیزی رو میکشیم انگار بهش چسبیدیم . انگار حس خوشبختی مون رو به اون خواسته و نتیجه گره زدیم.
برای من بارها شده کار می کردم روی خودم به نیت یک خواسته و همش منتظر بودم و دنبال اون خواسته بودم و روزها میگذشت و من کار می کردم ولی خیلی نتیجه و خواسته رو نمی دیدم. و من چسبیده بودم به خواسته ام
و داشتم هر روز ازش دورتر می شدم طبقِ قانون چون با نگرانی و انتظارم نسبت به اون خواسته در واقع داشتم به نبودش و کمبودش فکر میکردم و توجه می کردم و فرکانس می فرستادم .در نتیجه کمبودِ بیشترش رو تجربه می کردم.
و بارها شده خواسته ای داشتم و کلا فراموشش کرده بودم و در طی مسیر برام رخ میداد و اونجا یادم می افتاد که یه روزی این خواسته ی من بوده و من بهش هدایت شدم.
همین مثال بالا یکی از قوانین بدون تغییر خداوند بود.
(یادمه توی یکی از کامنت ها از بچه های موفق سایت خوندم دفتر مخصوص قوانین برای خودش داشت و همه رو با مثال برای خودش لیست می کرد. و هر وقت می خواست مثل یک کتاب مرجع بهش رجوع می کرد.)
حالا من بتونم همین قوانین رو درک کنم و بشناسم و بعد مهم تر از همه عمل کنم . ناخداگاه در مسیر درست قرار میگیرم و لاجرم به خواسته های ریز و درشتم با تکامل هدایت میشم.
اول اینکه قوانین رو درست درک کنم و کج فهمی نباشه
دوم اینکه ایمان و باور قلبی داشته باشم که همین قوانین هست و ثابته . حالا چطور برسیم به این باور قلبی ؟
با بررسی گذشته زندگی مون و به یاد بیاریم که کجا ها رها بودم و کارها خوب و راحت طبق میل من رخ داد .
یا به یاد بیارم کجاها عجله مردم و اذیت شدم و کجا ها تکامل ام رو طی کردم و مشکل پیش نیامد بلکه لذت هم بردم.
به یاد بیارم کجاها دیگران را قضاوت کردم و خودم در همون شرایط قرار گرفتم و مسیرم سخت پیش رفت.
به یاد بیارم کجاها خواستم بقیه ام بیان توی مسیر و اصرار کردم و تقلا برای دیگران و خودمم از مسیر دور شدم .
به یاد بیارم کجاها متعهد و جدی پیگیر آموزش ها شدم و بابتش قربانی دادم و نتیجه از جایی که فکرشم نمی کردم رخ داد.
به یاد بیارم قانون توجه رو که هرچی منو به وجد آورد و ذوق کردم بابتش و تحسین کردم از اساسش رو خدا وارد زندگیم کرد.
به یاد بیارم که هر جا برای کسی دلسوزی کردم از همان موضع مورد اذیت واقع شدم. و یادم آمد و صدای استاد توی سرم پیچید که هرکس هرجا هست جای درستشه و هیچ اشتباهی رخ نداده و مو لای درز عدالت خداوند و قانونمندی اش نمی رود.
و خیلی قوانین دیگه ای که هر دومش رو زندگی کردیم و لمس کردیم ….البته از زمان آشنایی با استاد و شروع آگاهی مون، وگرنه قبلش که زندگی مون فقط پیش میرفت و هر موضوع و چالشی هم پیش میآمد اصلا متوجه درس اون موضوع و یا تفکر پشتش نمی شدیم.
خداروشکر برای توفیق نوشتن یک ردپای دیگه در سایت .و خداروشکر برای بدونم در این مسیر زیبا و این جمع انسان های آگاه .
ممنونم از همگی ….