درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳


موضوع این برنامه: مفهوم تغییر باور


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “اراده”، زیر مجموعه “مشیت” است؛
  • در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا می‌برد؛
  • مسیر تکاملی درک قوانین، عمل به آنچه درک شده و نتیجه عمل به آنچه تا اینجا درک شده؛
  • تغییر شخصیت یک فرایند تکاملی است و پیمودن آن نیازمند اراده پولادین است؛
  • اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون می‌آید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونی‌ام است”؛
  • باورها یک شبه ایجاد نشده‌اند که یک شبه تغییر کنند؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حسین و نرگس» در این صفحه: 1
  1. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2110 روز

    سلام استاد عزیزم

    استاد من همون حسینم که برای ماهی پنجاه هزار تومن، کارای شبکه یه درمانگاه بزرگو سال 98 انجام میدادم!

    منی که اصلا تا همین پنج ماه پیش هم باور نداشتم اصلا بتونم درآمدی کسب کنم، و تهش نگاهم این بود که اگر کارمند نباشم چطوری خرج زن و بچم رو بدم

    استاد روانشناسی ثروت 1 چه ها که نکرد با باورهای من

    استاد می باور می‌کنه من همون آدم باشم؟ خدا چقدر به من لطف کرده، خیلی منو رشد داده

    استاد همون آدم تونست به فضل خدا برای یه مصاحبه یک ساعتها که حتی نهارمم دادن و حتی با ماشین منو بردن سر صحنه، 25 میلیون کسب درآمد کنه!!

    استاد چه کردی با ما!!

    واقعا ذهنم خودش میاد باهام حرف میزنم میگه مهم نیست دست فروش باشی یا املاک داشته باشی، به اندازه باورت دریافت می‌کنی

    الله اکبر، برام باورپذیر نبود ذهن فقیرم اینقدر تغییر کنه

    چقدر این دو ماه ورودی مالی عجیب و غریب وارد زندگیم شده

    فقط به بچه‌ها می‌خوام یه امیدواری بدم

    بخدا من تا سه ماه پیش کلا ماهی ده تومان واسم میموند

    و 130 میلیون بدهی داشتم

    اما ادامه دادم، به لطف خدا مفهوم مومنتوم رو درک کردم و به حد وسعم رو باورهام کار کردم

    و از بدهیم مبلغ کمی مونده

    در حالی که من کارمندم و شغل دوم هم ندارم

    خدا چقدر کریمه، چقدر قوانین جهان محکمه

    برای خدا راه تعیین نکنیم

    نگین به این دلیل که حقوق من اینقدره، من فلان جا هستم، شرایط اینطوریه من نمیتونم بدهیم و پرداخت کنم، شرایط اصلا برای خدا اهمیت نداره، رزق و روزی و شرطی نکنیم

    الان ماه هاست سوراخ‌های سطلم به لطف خدا پر شده و دیگه هزینه های عجیب غریب بهم نمیخوره، و دیگه به فضل الهی افتادم تو مسیر بزرگتر کردن سطلم

    اصلا همین مصاحبه، من هیچ پلنی واسش نداشتم، فقط داشتم روی خودم کار میکردم، یهو یه همکار که شرکت داره زنگ زد و قرار مصاحبه رو اوکی کرد

    تازه گفته احتمالا با هم ادامه همکاری میدیم، هر چند اهمیتی نداره، رازق من خداست، راهش مهم نیست

    اصلا یه چیزی بگم بچه ها

    به اندازه ای که باورها مون تغییر می‌کنه و اصلاح میشه، دنیای ما از حالت ثابت و روتین می‌ره به سمت تنوع بیشتر و اتفاقات عجیب و غریب و خارق العاده

    یه جوری میشه که میگی خدا جونم، امروز چه سناریویی واسم ویدیو

    یه وقتهایی اشک ها جاری میشه

    همیشه باید به خودم یادآوری کنم، که مسیره که مهمه نه این اسباب بازی ها

    و خدا رو میشه در مسیر درک کرد

    تمام عشق و کشش درونی ما به واسطه درک خداوند در این مسیر مقدس معنی پیدا می‌کنه

    اصل رو همیشه یادآوری کنیم، نکنه اسیر اسباب بازیها بشیم

    خدا همه زندگی منه، عاشقشم و سپاسگذارشم که منو در مسیری قرار داده که آرام آرام گرمای آغوشش رو لمس کنم

    و از شما استاد عزیزم ممنونم که دست خدا شدید برای هدایت ما، دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای: