درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳ - صفحه 13


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1678 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    اراده زیر مجموعه مشیت است

    مشیت کلی است

    یعنی خود خدا هم از آن تبعیت می‌کند

    مشیت همون قوانین ثابت خداست

    مثال شهرداری و ساخت و ساز و اطمینان نداشتن یا داشتن به قوانین

    مثل 2 بعلاوه 2 همه جای دنیا میشه 4

    تکامل در همه جا لازمِ

    به اندازه تغییرات تو ،دنیای تو تغییر میکنه

    تو مسیر بهبودی

    تغییر شخصیت

    درون تغییر کنه بیرون هم تغییر میکنه

    شرایط بیرونی من تابعی مشخص از درون من هستند

    پس ابراهیم جان روی خودت کار کن تمرکزی و مستمر

    تو جاده و مسیر درستی هستی ،فقط استمرار و تمرکز و عمل

    عمل کردن یعنی قدم برداشتن در راه هدایت

    بعضی اوقات این عمل رو یه چیز بزرگ و سختی میدونم مخصوصا اون اوایل

    اما نه اینطور نیست معمولا هدایت ها در جهت خواسته هاته و راحت

    البته که باید سامانه‌ای چسبیده کنده بشه و موانع برطرف بشه و خلأها مرتفع بشه.

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    استاد پاکزاد سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    رضا حکیم گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    به نام تنها فرمانروای آسمانها و زمین که به من نزدیکه

    سوره کهف

    بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟

    (103)

    کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته، در حالی که خود می پندارند، خوب عمل می کنند

    (104)

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم مسیر عزیزم در این دانشگاه الهی

    استاد راستش این کامنت رو دارم زمانی مینویسم که هنوز جلسه سوم پروژه نیومده روی سایت ولی یه چیزی توی قلبم میگه بیا از الان کامنتت رو بنویس.

    درونم داره فریاد میزنه که بابا

    دیگه چی باید بشه که بفهمی جهان داره چطور کار میکنه؟!

    یعنی دیروز اتفاقی هدایت شدم به یکی از فایلهای شما توی کانال یوتیوب تون که مال ده دوازده سال پیش بود

    و شما دقیقا مطالبی رو میگفتین که تو دوره هم جهت با جریان خدا میگفتین

    بعد گفتم که بابااااا استاد اینارو از همون سالهاپیش می‌گفته فقط اون زمان بلندتر و پرانرژی تر بیانش می‌کرده و فریاد میزده و دعوت می‌کرده ولی

    هرچی که زمان گذشته،  استاد شما تن صداتون و لحنتون آروم ترشده ولی

      الان به جاش چشماتون داره فریاد میزنه،

    نتایج بیشترتون داره فریاد میزنه که 

    آقاااا قوانین خدا تغییرناپذیره و من چیز جدیدی برای گفتن ندارم و هموناست فقط با مثال‌های بیشتر و از زاویه های مختلف میگم دوباره و دوباره

    چون  باید مدام یادآوریش کنیم تا هم عمیق تر بشه توذهنمون و هم به این دلیل که انسان فراموشکاره و نیاز داره به یادآوری،

    بخاطر همین قرآن آیه های تکراری زیاد داره،

    فرکانس=تکرار

    باور=افکاری که زیاد تکرار شدن تو ذهنمون

    بخاطر همین خداوند توی قرآن میگه منو همواره به یاد بیارید،

    بخاطر همین سفارش میکنه که نعمت‌هاتون رو به یاد بیارید

    بازی سادست ولی ما گول سادگی‌ رو میخوریم

    چرا میگم ما؟!!!!

    من ، من، من

    من نیاز دارم به این حرفا

    اصلا کاش هیچ کسی این کامنت رو نخونه که  ردپا باشه واسه خودم فقط،

    خیلی از دوستان میگن استاد من اولین باری که فایلهای شما رو شنیدم خیلی متحول شدم و جدید بود برام….

    ولی استاد حقیقتا برای من این بود که از بچگی خدا هدایتم کرد به مسیر درست ولی دقیقا نمیفهمیدم داره چه اتفاقی میوفته،

    دقیق قانون رو نمیدونستم و ناخودآگاه با باورهای توحیدی که داشتم  وارد مسیر علایقم شدم و تو سن کم به موفقیت ها و محبوبیت رسیدم توی شهر خودم،

    توی منطقه خودمون

    ولی کم کم که دورم شلوغ شد تاثیر گرفتم،

    ورودی هام هی نامناسبتر شد و فراموشکار شدم که بابا خدا بود که همه چیز بهت داد و راه رو هموار کرد و….

    نشانه ها میومد که از مسیر دارم خارج میشم

    باز یه جورایی دوباره به خدا برمیگشتم و باز تا تضادها حل میشد باز فراموشکار میشدم و…..

    تا اینکه تو زمانی که باز داشتم اوج میگرفتم باز تو سن کم مهاجرت کردم به تهران برای ادامه تحصیل توی رشته مورد علاقم و دنبال کردن رویاهام و تشنه بودم واسه رسیدن به خواسته هام و نتایجها شروع شدن اتفاقا در شروع و همه چیز عالی داشت پیش می‌رفت که

    باز گم شدم!

    باز اجازه دادم باورهای غلطی وارد ذهنم بشن و ترس از آینده، باور کمبود، احساس قربانی شدن، احساس گناه ذره ذره انرژی و انگیزه هام رو از بین بردن.

    تا زمانی که حسابی توی ناامیدی و تضادهایی که خودم واسه خودم ایجاد کرده بودم،

    کتاب 4 اثر از اسکاولشین به دستم رسید

    و من اولین بار مطالب اون کتاب آگاهم کرد و

    قوانین خدا رو بهم آگاهانه یاد داد و قلبم، روحم بهم گفت همینهههههه

    حقیقت اینه

    و من تشنه ی اون آگاهی ها بودم و من اون کتاب رو نوشیدمش و جیگرم خنک شد

    و نور وارد شد توی وجودم

    ایده ها اومد

    از خونه زدم بیرون رفتم سر کاری که هیچ آشنایی باهاش نداشتم ولی بهم گفته شد از اینجا شروع کن و هدیه ها رسید،

    انگیزه ها بیدار شدن،

    ازدواج کردم

    همه چیز روون تر شد

    باز همون صدا درونم گفت الان بیا بیرون از اون کار و تمرکز کن روی اهداف خودت من با اینکه تازه ازدواج کرده بودم و خیلی از اطرافیان گفتن این کاررو نکن من گوش نکردم و با اطمینان استعفا دادم

    و خونه خریدیم

    ایده ها توی کارم اومد

    و سرمایه گزاری های عالی کردیم،

    دفتر کارم رو از خونه جدا کردم

    و هزار نتیجه دیگه،

    ولی چی شد باز؟

    من یه چیزی رو درست متوجه نشده بودم.

    یه نکته ی خیلی مهم رو….

    که قانون و آگاهی ها همینه

    چیز جدیدی نیست،

    فقط همین‌ها رو باید تکرار کنی تا مهارتت بیشتر بشه توی دقیق تر و سریع تر عمل کردن بهشون و عمیقتر شدنش توی وجودم.

    ولی من اشتباه متوجه شدم،

    همین چیز ساده رو نتونستم درک کنم

    گفتم نه حتما مطالب بیشتری هست و من باید بیشتر یاد بگیرم و ذهنم رو پراز اطلاعات کنم و همین کار رو کردم.

    دریافت اطلاعات بیشتر و عمل کمتر.

    خوندن کتاب‌های بیشتر، مقالات، گوش دادن به سمینارهای اساتید مختلف و باز گمراه شدم.

    به قول قرآن:

    زیانکارترین افراد = کسانی که اشتباه عمل میکنن درحالی که خودشون فکر میکنن دارن خوب عمل میکنن

    چقدر دردناکه نه!

    البته اینم جزئی از مسیرم بوده و می‌پذیرمش.

    تااینکه  باشما آشنا شدم  و بازم قلبم ندا داد که همینههههه

    ولی بازم شما رو در کنار دیگر اساتید دیگه دنبال میکردم  و البته قطع نکردن ورودی های اشتباه دیگه .

    استاد پراز آگاهی بودم و شده بودم بلندگوی آگاهی برای تغییر دیگران.

    و کم کم تضادها از درودیوار میومد و کم کم نتایجی که به واسطه همین قوانین بدست آورده بودم رو داشتم ازدست میدادم.

    رابطم با همسرم به شدت داشت آسیب میدید.

    رابطم با خودم

    آدمهای نامناسب بیشتر

    اتفاقات ناخواسته بیشتر

    مشکلات مالی بیشتر

    ولی هنوز خدا بود تو زندگیم

    تا کم کم تسلیمتر شدم

    هدایت اومد باز

    که فقط استاد عباسمنش رو دنبال کن چون وجودم می‌فهمید که با اختلاف خالص‌ترین الگو هستید توی  آموزش قوانین و عمل کردن بهشون.

    و گفتم شنیدم و اطاعت

    بعد کم کم از شبکه های اجتماعی بیشتر و بیشتر فاصله گرفتم و دیگه پول قرض نکردم

    وام نگرفتم و

    اعتباری خرید نکردیم ( با اپلیکیشن‌هایی که تازه داشت مد میشد که الان همه دارن بیشتر و بیشتر غرق میشن توش)

    کلی تعهد دادم (البته همیشه موفق نبودم بهشون)

    و تلاش بسیار زیاد برای قطع ورودیهای نامناسب دیگه و ترک عادات نامناسب و دیگه سینما نرفتیم تلویزیون ندیدیم

    باهمسرم تصمیم گرفتیم که غیبت و راجب دیگران صحبت کردن رو قطع کنیم

    (البته که توی مسیر لغزش داشتم ولی هر بار سریعتر برمیگشتم)

    شب و صبح و در طول روز خودمون رو بستیم به تماشای سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا و فایلهای رایگان و دیگه تمام ورودی های دیگه رو قطع کردیم.

    وکلی کار دیگه کردیم که شخصیه خیلی‌هاش و نمیخوام زیاد بازشون کنم ولی کارهایی که  افراد جامعه حتی فکر کردن بهش هم براشون وحشتناکه.

    قطع کردیم خیلی ورودی هارو… چون خیلی مهمه واقعا

    چون خیلی وقتا ما راه ورودی کثیفی ها رو نبستیم ولی طی و جارو و آب و مواد زد عفونی کننده گرفتیم به دست و سعی می‌کنیم همواره تمیز کنیم ولی تمیز نمیشه هیچ وقت و یه جایی دیگه می‌بریم و خسته میشیم، چرا؟؟

    چون ورودی فاضلاب رو نبستیم قبلش.

    استاد ولی تلاش کردیم که ورودی ها رو کنترل کنیم (تکاملی البته) و خیلی از بارهای اضافی رو که به خودمون وصل کرده بودیم رو جرأت کردیم و ازخودمون جداشون کردیم.

    دیگه راجب آگاهی ها صحبت نکردیم با دیگران

    راجب ناخواسته ها و مسائلمون با هیچ کس صحبت نکردیم

    و با فایلهای هدیه شما و مطالعه ی قرآن خودمون رو بمب بارون کردیم و تکاملمون رو طی کردیم

    و نتیجش چی شد؟

    نتایج اومد

    آره استاد من از نتایج میخوام صحبت کنم 

    یکی از نتایجمون دوره هم جهت با جریان خداونده که اولین دوره ای بود که از شما تهیه کردیم به راحتی…..

    2- تحویل استودیوی کارم و مهاجرت به خونه قبل از شروع جنگ  و شروع از همون چیزهایی که دارم. و از مدار اجاره نشینی کاملا اومدم بیرون البته با هدایت و لطف الله (چون دفتر کارم رو اجاره کرده بودم)

    3- زمانی که صدای پدافند ها و انفجار میومد توی تهران به نگرانی نمی‌رسید و یه آرامشی توی وجودم جاری میشد و می‌گفت آروم بخواب تو در امانی و اون چند روز و چند شب که تهران بودیم  بسیار آروم بودم برخلاف جامعه

    و چه نتایجی بزرگتر از آرامش تو اون شرایط؟

    و بعد هم هدایت شدیم با همسرم به شهرخودمون و نزدیک 4 ماه توی یه خونه باغ بزرگ و زیبا زندگی کردیم و شروع کردیم به بهبود اونجا و زندگی در بهشت رو در عمل زندگی کردیم

    و این همون آزادی مکانی و زمانی بود که واقعا احساسش کردیم و میدیدم که بقیه یه علامت سوال بزرگ بالای سرشونه؟

    که شما چطوریه کار و زندگیتون؟ که میتونید چندماه توی باغ زندگی کنید و برنمیگردین تهران سر خونه و زندگی و کارتون حتی بعداز آتش بس!!!؟؟ .(البته زبانی نمیگفتن یا غیر مستقیم میگفتن و من اینجوری حس میکردم) ما فقط لبخند میزدیم و توی دلم میگفتم کافیه خدا کارساز باشه و این از فضل پروردگارمونه، این نتیجه تغییر باورهاست،

    نتیجه کنترل ورودی هاست

    نتیجه کنترل ذهنه

    و دیگه بماند که چقدر هدیه دریافت کردیم و چقدر تجربه کسب کردیم و چه نشانه هایی رو از طبیعت درک کردیم و تو دل خیلی از ترسها مون رفتیم و حل مسئله کردیم و یادگرفتیم و چقدر باغبونی کردیم و

    اصلا اسم اونجارو هم گذاشته بودیم پارادایس

    و  کلی نتایج دیگه که خیلی طولانی میشه.

    و اما نتیجه ی دیگه استاد

    من بعداز سالها باز شروع کردم و کمالگرایی رو گذاشتم کنار و به عنوان هنرمند مستقل دارم آهنگ های مورد علاقه ی خودم رو می‌سازم و توی یوتیوبم منتشر میکنم و حتی از مسیر کاری مورد علاقم هم برای اولین بار با ایده ای که باز  خدا بهم الهام کرد تونستم پول بسازم.

    چون تاقبلش سفارشی بیشتر کار می ساختم و یا با تدریس موسیقی درآمد داشتم.

    ولی الان مسیر جدیدی برام باز شده که بخاطر قربانی کردن خیلی چیزها و تمرکز کردن بیشتر روی هدفی که دارم ایجاد شده.

    درسته که هنوز به نتایج مالی که مد نظرمه نرسیدم ولی در مسیری هستم به لطف خدا و آموزه های شما که مدتها به تاخیر انداخته بودمش و در تردید بودم ولی الان دارم قدم برمیدارم.

    چند وقت پیش داشتم به این فکر میکردم که ما تقریبا توی مسیر آزادی زمانی و مکانی قرار گرفتیم

    و آزادی مالی فقط مونده که باید بهش برسیم

    که یهویی بهم الهام شد که

    چرا فک میکنی حتما باید ثروتمند و پولدار بشی که فک کنی آزادی مالی داری؟

    خیلی ها هستن که پولدارن و خیلی از نظر مالی ثروتمند هستن ولی آزادی مالی ندارن!

    انگار خدا داشت برام توضیح می‌داد درونم

    پرسیدم یعنی چی؟

    گفت  خیلی‌ها هم هستن  پول دارن  ولی جاهایی دارن خرج میکنن پولشون رو که خواستشون نیست و آزادی ندارن که چطوری خرجش کنن.

    ولی شما شاید هنوز خیلی پولدار نشدین،

    ولی همین مقدار پولی که دارین رو

    دارین خرج چیزهایی میکنید که انتخاب خودتونه.

    چیزهایی رو هزینه میکنید که میخواین نه خرج قسط و وام‌های سنگین یا اجاره یا تعمیر و درمان و…..

    (البته هنوز یه قسط کوچیک دیگه باقی مونده که انشالله اونم پروندش رو خواهیم بست باکمک خدای بزرگ)

    و اونجابود که گفتم آره درسته و برای اولین بار احساس کردم توی مسیر آزادی مالی هستیم واقعا

    و احساسش کردم….

    و همچنان تغییرات ادامه داره

    الان هم باز مهاجرت‌ جدید کردم

    این بار نه مکانی بلکه

    ذهنی و توی مسیرکارم.

    نه اینکه از یه کار به کار دیگه.

    توی همون کار خودم بهم گفته شد باید مسیرت رو اصلاح کنی و خیلی چیزها رو حذف کنی باز، که وقتی نتایج اومد و پایدار شد راجبش صحبت میکنم.

    و البته این الهامات در مسیر تکاملیه که کم کم بهم گفته میشه

    و توی این یکی دوسال خیلی چیزها رو قطع کردم و هرس کردم و هی مسیر جدید نمایان میشه

    ولی قلبم روشنه که همینه ادامه بده.

    چون به قول استاد خیلی وقتها موضوع انجام یه کار جدید نیست، بحث بحثه انجام ندادن یه سری کارهاست که باعث میشه نتایج درست بیاد و تغییر ایجاد بشه….

    باز میشه همون آیه قرآن که زیانکارترین افراد کسانی هستن که دارن عمل میکنن و فکر میکنن دارن خوب عمل میکنن.

    یه سری کارها هست که مخصوصا تو فرهنگ ما و جامعه ما عادی شده و اشتباه نمیدوننش ولی اشتباهه در اصل

    و به قول قرآن شیطان اعمال زشت و اشتباه رو زیبا جلوه داده براشون.

    و خدا پرده برداشت برام و کد مخربی رو نمایان کرد برام و هدایتم کرد و من با اینکه بسیار وحشتناک بود برام این تغییرات و مهاجرت ولی قدم برداشتم

    و خدا شجاعتش رو بهم داد تا ادامه بدم و اساسی مسیرم رو اصلاح کنم که نشانه هاش  از همون روز اول تغییراومد، که انشالله نتایج بیاد و پایدار بشه میام و مینویسم تا یادم بمونه مسیر چی بود تا فراموش نکنم که باز بخوام گمراه بشم و برم تو درودیوار و از بیخبران بشم.

    استاد تنها کتابی که بیش از 16 بار خوندمش و هنوز هم گاهی وقتا که بهش سر میزنم و هنوز برام مطالبش جدیده  4اثر از فلورانس هست که به شدت کتاب توحیدی هست و کلی نتیجه گرفتم با عمل به آموزه هاش  و اتفاقا ازطریق اون تونستم خیلی قرآن رو هم بهتر بفهمم در ابتدای راهم و البته در ادامه با آموزش های شما خیلی کاملتر  شد.

    و اگه بعداز قرآن بخوام فقط یه کتاب رو تا آخر عمرم بخونم قطعا4 اثر رو انتخاب میکنم  و میبینم تو 80 یا 90 درصد مواقع خیلی آگاهی هاش به آموزه های شما نزدیکه. و چون یه جورایی اولین استادم فلورانس بوده یاد میکنم ازش به رسم قدردانی  وگرنه  حقیقت ثابته مهم نیست چه‌کسی میگه.

    ولی خب تفاوتش اینه که بیشتر از فرهنگ مردم آمریکا و از کتاب انجیل مثال میزنه ولی یکی از چیزهایی که من رو وادار کرده که دانشجوی شما بمونم و این سایت رو ترجیح بدم اینه که مثال هایی که شما می‌زنید و داستان هایی که دوستان توی کامنت می‌نویسن از زندگی خودشون،   از فرهنگ و جامعه و دینی هست که  توش رشد کردیم و زندگی کردیم و بهتر میتونیم ترمزهامون رو پیدا کنیم و مناسبترین هست انصافا.

    و خداروشکر میکنم که باشما و سایت شما آشنا شدم و الان شما تنها استاد من هستید و چقدر سپاسگزارم که همواره دارید بهبود میدید خودتون رو و اینکه الگوی خوبی هستید برای من  و به جرأت میگم که استاده پرداختن به اصل و استاد اعراض از حاشیه ها و فرعیات هستید.

    استاد من توحید رو و معنی شرک رو برای اولین بار با شما عمیقا درک کردم و با شما قرآن خون تر شدم و خدا رو واضح تر شناختم.

    یعنی روزی رو نمیتونم بدون مطالعه ی قرآن و تفکرکردن به آیاتش بگذرونم و اینو مدیون شماهستم.

    استاد چندشب پیش خواب دیدم که باشما دارم توی یه باغ بزرگ راه میرم و راجب اینکه خیلی از درختای اینجا رو هرس کردم داشتم باهاتون صحبت می‌کردم که شما دست کردین لا به لای شاخه های درختها و چندتا شاخه رو بیرون کشیدین

    و بهم گفتین که درست هرس نکردی و بهم نشون دادین که اینجوری باید هرس کنی و شاخه رو بریدین و چقدر آگاهی بخش بود اون خواب برام که البته مفصل‌تر بود گفتگومون.

    به امید دیدارتون در زمان مناسب و در مکان مناسب انشالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم به نام خداوند روزی رسانم

    خدایا من فقط روی قدرت تو حساب میکنم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم که در ابن بهشت زیبا ساکن هستیم و در لحظه زندگی میکنیم و شاد هستیم و طبق ابن قوانین با خدا عشق بازی میکنیم

    استاد عزیزم هر دفعه وقتی میگین از کجا به کجا رسیدین برام درس بزرگیست که بابا تو هم تو هر موقعیتی هستی با اراده و ایمان به اون خدای قدرتمند با تعهدی محکم من میتونم به اون زندگیه که میخوام برسم چون تمام خوبیها و زیباییها و نعمت و ثروت و خوشبختی و سلامتی سهم من ست خداوند میخواد که من صاحب همه چیز باشم پس باید بسازم با باور و افکار درستم

    و به دنبال رشد و پیشرفت باشم

    استاد شما بهترین الگو هستین زندگیتون و سفرهاتون من که لذت میبرم و هر لحظه خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم و با شما راه رو شناختم و روشنایی رو پیدا کردم

    روشنایی که ختم به خدا می‌شود خدایا شکرت سپاسگزارتم

    اگر امروز به این قسمت و نوشته ها هدایت شدم حتما در مدار شنیدن این آگاهی‌ها قرار گرفتم پس مشخص می‌کند که مدارم بالا رفته الهی‌ شکرت

    باور کردن این قوانین به هر انسانی جسارت و جرات می‌دهد تا قدم برداری و حرکت کنی برای یه شخصیت متفاوت برای باور و افکار و رفتار متفاوت

    وقتی من قدرت خدا رو باور کنم خب برام همه چیز می‌شود وقتی ایمان میاری حرکت میکنی و اون چه حرکته زیبایی می‌شود حرکت به سوی خدا و روی قدرتش حساب کردن

    قید همه چیز را زدن و وصل شدن به او

    من فقط و فقط روی خودم کار میکنم و فقط و فقط روی قدرت خدا حساب میکنم و برای تغییر بنیادین در شخصیت و درونم از او کمک و هدابت میخوام

    پس خدایا در این مسیر زیبا و درست و پر از نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی کمک و هدایتم کن

    خدایا ممنونتم که امروز صبح 10 میلیون به حسابم واریز کردی و راحت برم خرید کنم

    الهی الهی هزاران هزار مرتبه شکر میکنم تورا

    خدایا من فراوانی جهان را باور دارم

    پس بر من ببخش و بیفزا که لایقش هستم

    من ثروتمند هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
  4. -
    محمد چکرائی گفته:
    مدت عضویت: 1810 روز

    بنام الله یکتا

    چقدر دوست داشتم این فایل رو و جوابی برای خیلی از سوالهام بود که البته قبلا بارها از شما شنیده بودم ولی هروز احتیاج داریم به یاداوری قوانین بدون تغییر خداوند و خصوصا تکرار و تمرین برای جایگزین کردن این باورها با باورهایی که عمری کور کورانه داشتیم و زندگیمون رو بر همون پایه ها پیش بردیم.

    چقدر آرامش میگیرم هردفه که یاد آوری میکنین زندگیتون از کجا به اینجا رسیده و باعث دلگرمی و اطمینان بیشرم میشه که بله میشه

    مسیر و قوانینی هست ثابت که مهم نیست الان در چه وضعیتی هستیم و به هر اندازه ای که شروع به تغییر کنیم، جهان به ما واکنش میده.

    چقدر ارامش و اطمینان داره این جمله که ما خالق زندگیمون هستیم و میتونیم بسازیمش و البته که این جمله و این حرف باید در اعماق وجودمون بشینه و درک بشه تا نتایج تغییر کنن و بتونیم خلق کنیم خواسته هامون رو .درواقع هر لحظه داریم خلق میکنیم و فقط باید تغییرش بدیم و بهبودش بدیم ،اگر،،ازش راضی نیستیم.

    چون در هر شرایطی که هستیم جای درستمون هستیم و هیچ ناحقی نشده و فقط این ماییم که ساختیمش.

    پس اگه جالب نیست باید عوضش کنیم.

    من هم دارم مینویسم و میدونم بین نوشتن و درک و عمل کردنش ،یه دنیا راهه ولی بابت دونستنش هم شکر،

    بابت هدایت شدنم به این سایت و قوانین و استاد شکر

    شکر میکنم چون حتی شنیدن این آگاهی ها هم لیاقتی میخواد که باید در مدارش وارد شده باشی،و به ترتیب درکش فهمش و باورش و عملکردن بهش ،همه و همه پله هایی هستند که دراین مدار باید طی کرد و در این مسیر بهبود وضعیت ما بین صفر تا یک ،مسیر رو ادامه داد و هروز بهتر شد

    مهم نیست خوبم یا بد

    مهم اینه هروزم بهتر از دیروزم باشه.دیروزه خودم نه دیروز دیگران.

    خدا هرلحظه هدایتم کن به بهترین هایی که تو برام درنظر داری و از روزیهایی نصیبمون کن که خودش دنبال ما میاد .کارهامون رو سهل و روان کن و دستت رو از دستامون رها نکن.

    خودم و زندگیم رو به تو میسپارم که تو همیشه بهتر از من بازی کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 42 رای:
    • -
      محمدعلی جعفری گفته:
      مدت عضویت: 1640 روز

      چقدر زیبا نوشته بودید. اینکه بابت دونستن این آگاهی ها شکرگزاری می‌کنید، چقدر خوب بود.

      اونجایی که گفتید من باید خودمو با دیروز خودم مقایسه کنم نه با کسی دیگه، چقدر به دلم نشست و من واقعا این رو باور دارم. هر روزی که من یکم بهتر از دیروزم هستم واقعا اون روز احساس خوبی دارم.

      اونجایی که میگید؛ خدایا هدایتم کن به سمت بهترین هایی که تو برام در نظر داری، روزهایی رو نصیبمون کن که خودشون میان سراغ‌مون، کارهامون رو سهل و آسون کن و دستت رو از دستام رها نکن… چقدر دعای زیبای…

      لذت بردم از خوندن کامنت شماو

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم‌جانم

    خدایا بی نهایت شکرت می‌گویم برای سلامتی وجودم

    خدایا شکرت برای بی نهایت عشق و دوست داشتنم

    خدایا شکرت برای حاله خوب و احساسه خوبم

    خدایا شکرت برای تمام داشته هایم

    خدایا شکرت برای قانونه ثابتت

    خداوند همه‌چیز می‌شود همه کس را به اندازه ایمانش

    ما باید قدرت و عظمتشو باور کنیم

    خداوند عادله و عدالتش برقراره برای همه یکسانه

    باورها از افکار تکرار شونده ایجاد میشن

    پس باید آگاهانه باور درست از افکار درست داشته باشیم

    تکرار فایلها و گوش دادنشون به تغییر باورها کمک می‌کند

    همین کامنت خوندن و نوشتن خیلی تاثیر داره در باور سازی

    خدایا ممنونتم که کنارمی و هواست به منه

    خدایا شکرت که هدایتم میکنی

    خدایا برای عدالت و مهربانیت شکرت

    استاد ممنونتم‌سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
  6. -
    سپیده سیف گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    سلام وخداقوت خدمت استاد عزیزم ومریم بانو

    چه جلسه ی زیبا و عالی بودش کلی حرفهای درجه یک بودش

    وقتی ماداریم مسیر رو میریم نباید نگران نتیجه باشیم چون زندگی یک مسیر هست نه مقصد

    بعضی وقتا یه جمله هایی استاد میگید که قشنگ میره ومیشینه توی وجود ما شاگرداتون مثل این:خداوند یک قانون کاملا ثابت داره وهیچ کسی هم نمیتونه ازش تخطی کنه

    همین که آدم باور کنه به همین جملتون آرامشی وجودش رو میگیره که حد نداره

    خدا مثل آدمها نیست که فراموش کنه یا کم وزیاد بزاره برامون

    اون به اندازه ی تلاش و‌ظرف وجودیمون نعمت و ثروت میده واون هیچ وقت بی عدالتی در کارش نیست

    ما هیچ وقت نمیتونیم ثابت بمونیم یا روی باورهامون کار میکنیم وبالا میریم یا کار نمیکنیم و شرایطمون به مرور بدتر میشه

    باید بدونیم چقدر میتونیم پیشرفت کنیم وقتی که زمان میزاریم وعمل میکنیم به قانون

    در پناه الله مهربان باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  7. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2695 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    خلاصه‌ای از آن‌چه که در این فایل آموختم؛

    • مشیت قانونی کلی است که اراده آن را توضیح میدهد.

    • قانون جهان تغییر نمیکنه اصلا.

    • ما چیزی بین صفر و یک هستیم، یک خداوند است.

    • هیچ‌کس نیست که بی‌ایراد باشه در جهان.

    • مهم این است که هرچه را میدانیم عمل کنیم. در این دنیای مادی هرگز به جاودانگی و کمال نمی‌رسیم. فقط بهتر و بهتر میشیم.

    • درک کردن قوانین جهان یک فرایند تکاملی است.

    • به اندازه‌ای که تغییر میکنم، نتایج تغییر میکند.

    • برای رزق مثال باران را به یاد بیاورم. مهم نیست چقدر می‌باره چون بی‌نهایت است. مهم این است که من چه ظرفی زیر باران گذاشتم.

    • رحمت الهی بی‌نهایت است، چیزی شبیه به نور خورشید. وقتی میتونم استفاده کنم که مقدماتش رو فراهم کرده باشم.

    • هرچی مذهبی‌تر، باورهای فقیرتر.

    • باور یک شبه تغییر نمیکنه، چون یک شبه ایجاد نشده.

    • آرامش، نماد تغییر است چون مومن با خوف علیهم و لا هم یحزنون هستند.

    • تمرین کنم در بازه‌های زمانی مختلف، آرام باشم. ده دقیقه، یک ساعت، یک روز، یک هفته، یک ماه و …

    • یک باور مهم و قوی درمورد خداوند از دیدگاه استاد: خداوند قوانین بدون تغییر گذاشته که اگه ازشون تبعیت کنم فارغ از مسیر جهان، نتیجه خودم را خواهم گرفت.

    • با خدایی طرف هستیم که خیییلی ثابته قوانین‌ش.

    خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  8. -
    سعید مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 489 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار

    ممنون وسپاسگذارم بابت این فایل زیبا و عالی

    و سپاسگذار خداوند هستم که من رو هدایت کرد به این فایل 41 و 42 گفتگو با دوستان

    من خوب تو این چند ماه تغییرات خیلی خوبی توی احساسات و روابطم کسب کردم که سپاسگذار استاد عباس منش هستم اما در تغییرات مالی زیاد نه اما تغیرات رو به بهتر شدن هست اما خیلی کم و به ظاهر به چشم نمیاد اما بهتر و رو به جلو حالا من پیش خودم داشتم میگفتم که چرا شرایط مالی بهتر نمیشه مثلا من درآمد ماهی 100 میلیون ندارم من که همش دارم فایل گوش میدم و مینویسم.، که توی این فایل به جواب سوالم رسیدم که عزیز من تو داری دوره تکامل رو طی میکنی و این جزیی از قانونه و تو باید این روندو طی کنی و خیالم راحت شد و نجوا ها توی ذهنم تقریبا خاموش شد و الان دو روز قفلی زدم روی این فایل 41 و 42 و هر بار که گوش میدم یه چیز جدید دستگیرم میشه . ممنونم استاد عباس منش

    و اینکه من پیش خودم داشتم فکر میکردم که چرا از لحاظ مالی تغییر نمیکنم شکم به خودم زیاد تر شده بود که نکنه من از لحاظ روابط و احساسات با همسرم تغییر نکرده باشم که با همسرم صحبت میکردم گفتم ازت خواهش میکنم حقیقت بگو آیا من تو این چند ماه تغییر کردم و گفت بله تا چند ماه پیش اصلا نمیتونستم تحملت کنم اما الان دلم میخواد همش در کنارم باشی و این من خیلی خوشحال کرد و فکر کنم راه زیاد دارم برای تغییرات باور های مالی و احساسی و روابط که به یاری خدا رو به جلو و بهتر شدن حرکت میکنم و ادامه میدم توکل به خدای مهربان .

    خدایا حالم خوبه شکرت امیدوارم حال همه خوب باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  9. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 878 روز

    سلام استادجان

    بازم فایل های نشانه های من

    چقد قشنگ بود باور آخری که گفتید باور به قانون جهان که صددرصد انجام میشه که شک نیست توش خیلی برام قوت قلب بود چقد ب جا بود ک اون تغییرهای ریز رو ببینیم میخوام امروزمو براتون تعریف کنم صبح بعد اینکه بیدار شدمو دفتر شکرگزاریمو‌انجام دادم چون روزه بودم از جام بلند نشدم و فایل گوش دادم و ی چکی بود از اسفند پاس نشده بود امروز بهم زنگ زدن ک داره کاراش انجام میشه معلوم نیست اوکی شه یا نه ذوق کردم گفتم خدا دمت گرم میدونم که میشه و ازش گذشتم و ساعت 5 عصر پول به حسابم اومد و چقد ذوق کردم و ی وسیله ای رو برای فروش کذاشتم نمیرفت هی قیمت کم میخواستن و من گفتم نه و ی حسی گفت بفرست ب یکی از دوستام ولی باورشم الان قلبمو ب وجد میاره دید گفت اره میخوام ب قیمتی ک من گفتم کلی حس خوب کلی انرژی گرفتم دوباره شروع کردم ب نوشتن من چندتا وسیله برای فروش داشتم بعد خواهرم گفت فلان چیزو داری عکس نشون دادمو انتخاب کرد گفت میخوامش و پولشو نقد داد حتی ندیده بود حتی هنوز بهش ندادم ولی پولشو داد چقد لذت داشت برام شاید پول کم بود ولی چنان ارزشمند بود و همون لحظه گفتم پریساجانم به اندازه ای ک کار کردی این مقدار داری دریافت میکنی بیشتر میخوای بیشتر کار کن بعد اومدم ماشین بگیرم برم تمرین زده بود 99 هزارتومن حسم گفت الان نگیر زوده گفتم چشم چند دقیقه دیگه امتحان کردم 113 تومن زده بودم بازم گفت نه گفتم چشم بعد 10 دقیقه گفت الان انجام بده ولی خدای من قیمتش شد78 تومن اصن این مقدار کم شد تو اپلیکیشن ها مرسوم نبود ولی برام انجام شد من اگه 113 تومن بود مشکل نداشتما پول داشتم ولی این برام چنان لذت بخش بود چنان قشنگ بود که برای من اتفاق افتاد و رفتم چنان تمرین خوبی انجام داد ک فقط گفتم خدایا شکرت همه چیم سرجاش

    و امشب خیلی ذوق زده ام خیلی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      احمد پرندوار گفته:
      مدت عضویت: 731 روز

      سلام دوست عزیز از خواندن کامنت شما قلبم باز شد

      چقدر قشنگ قانون داره کار می‌کنه حتی در لحظاتی که به ظاهر کارا پیش نمی‌رود و ما درک نمی‌کنیم قضیه چیه حکمت چیه ؟ ولی یک چیز رو میدونیم که در آخر به سود ما تمام می‌شود و نگران نیستیم چون قانون خداوند بدون مشکل و با دقت بی نظیری داره کار خودش رو می‌کنه ️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    Hourisaadat گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    اراده خدا برای این گروه…

    اراد الله

    مشیت یک قانون کلی هست…

    پاتو جای محکمی میگذاری موتور توی مسیر بودن و نتیجه گرفتن…

    برای نتایج نگران نباشم …

    ما بین صفر و یک هستیم هیچ کس در جهان نیست که قوانین رو صدرصد بدونه و عمل کنه….

    *خدایا خودت بهم بگو کی هستی…. همان اول رابطه عاشقانه داشته باشی شخصیت تو به اندازه ای عوض میشه نتایج که شخصیت عوض بشه و اراده پولادین میخواد …

    وقتی شخصیت تو عوض بشه در دنیای بیرونی نتایجتتتت صدرصدد عوض میشههههههه…..

    خیلی ها انتظار دارند یک شبه همه چیز عوض بشه…

    به اندازه ای که تغییر کرده اند نتایج عوض میشه…

    شخصیت من چجوریه حوری جان/

    من دختر شاد پاک مهربونیت هستم من خیلی شادم من ذهنم درگیر اتفاقات منفی گذشته هست من ذهنم درگیر اتفاقات منفی قبل هست….

    نشانگر ارامشه

    نشانگر تغییر باور ارامشه…

    به اندازه ای ک مطمعنی به اندازه ای که ذهنت ارامه

    ذهنم درگیر رنجکش و اقوام و حرف فامیل و سی بی سی ها هست ….

    آقای رنجکش که کلا با همه همین طوره با آرزو هم همینطوری بود با همه آدمها همینطوره ولی با آرزو نه اصلا نباید برات مهم باشه مگه برات مهمه مگه خداست مگه تورو آفریده مگه دنیا را آفریده مگه ترس داره مگه میشه تورو مگه حالش بده …

    خاله هم از زاویه ای ببین که از خانوادت ترس داره که سراغتو بگیره وگرنه مگه بی کاره ؟؟؟؟. همه چیز حل خواهد شد به زودی نگران نباش وگرنه همه عاشق شخصیتت هستند زهرا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: