درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳ - صفحه 23


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سلمان شیخی گفته:
    مدت عضویت: 2955 روز

    سلام و درود فراوان بر شما استاد عزیز و مهربان، خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوب و الهی در این سایت معنوی،

    امیدوارم حالتان همیشه خوب باشد و خداوند شما را در مسیر زندگی‌تان هدایت کند.

    دیشب در خواب، احساس کردم که در کنار شما قرار دارم، در مکانی پر از آرامش و نور که به نظر می‌رسید تمام دنیا با کلمات و مفاهیم شما پر شده باشد. در آن لحظه، همه‌چیز به نظر ساده و عمیق آمد و تنها چیزی که در اطراف ما بود، آگاهی، محبت و نور بود. شما به من آموختید که چطور به زندگی و انسانیت نگاه کنم؛ به روشی که عمیق‌تر، توحیدی و متصل به حقیقت باشد. هر کلمه‌ای که از زبان شما جاری می‌شد، مثل نوری در قلب من می‌درخشید و مفهومی عمیق و آرامش‌بخش را به روح من می‌سپرد.

    در آن لحظات معنوی، تنها من نبودم که از این کلام الهام‌بخش بهره می‌بردم، بلکه دوستان آگاه و توحیدی دیگری نیز در کنار ما بودند. همه با هم نشستیم و با دقت و دل‌سپاری به کلمات شما گوش سپردیم، کلماتی که نه فقط علم و معرفت، بلکه عشق به انسانیت و شناخت خداوند را نیز در دل داشت. انگار که در کنار شما به دنیای تازه‌ای وارد شدم، دنیایی که در آن تنها هدف، رشد روحی و رسیدن به درک عمیق‌تری از حقیقت بود.

    تا آخرین لحظه خواب، در آن فضای روحانی و شگفت‌انگیز حضور شما غرق بودم و وقتی از خواب بیدار شدم، همچنان آن فضای آرام و پر از برکت در دل و ذهنم باقی ماند. این خواب برای من یادآوری‌ بود از اینکه چقدر شما و آموزه‌هایتان برای من ارزشمند هستید. شما نه تنها استاد من در شناخت قوانین ثابت و بی‌تغییر خداوند، بلکه راهنمایی برای رشد روحی و اخلاقی‌ام هستید. شما به من کمک کردید که به جهان پیرامونم با نگاهی عمیق‌تر و با ایمان و باور به خودم بنگرم و این باور را در دل خود تقویت کنم.

    بعد از این تجربه معنوی، با خود فکر می‌کردم که آیا این خواب می‌تواند نشانه‌ای باشد از دیداری نزدیک در آینده؟ آیا پیامی است از دل ناخودآگاه من که در آن، آموزه‌های شما به شکلی دیگر تجلی پیدا کرده‌اند؟ به نظرم این خواب، بیشتر از یک رؤیا، یک پیامی معنوی است که مرا به سوی زمانی جدید و پر از برکت هدایت می‌کند. زمانی که در آن بتوانیم در کنار هم باشیم و در مورد موضوعات عمیق‌تری که شما به من آموخته‌اید، بیشتر گفتگو کنیم و به درک بهتری از آنچه که در جستجویش هستم، برسم.

    احساس می‌کنم این خواب نشانه‌ای است از انرژی مثبت و ارتباط معنوی‌ام با شما، و انگیزه می‌دهد تا در انتظار آن زمان مناسب باشم و از فرصت‌های آینده به بهترین شکل ممکن استفاده کنم. شما همیشه با حضور خود در زندگی من، روشنایی بخشیده‌اید و امیدوارم هر لحظه‌ای که از زندگی‌ام می‌گذرد، فرصتی برای بهتر شدن و نزدیک‌تر شدن به آموزه‌های شما باشد.

    از شما بی‌نهایت سپاسگزارم که همیشه با صبر، محبت و حکمت خود در کنار من بوده‌اید و هستید. امیدوارم بتوانم همواره در مسیر درست گام بردارم و از آموزش‌های شما به بهترین شکل ممکن استفاده کنم.

    ارادتمند شما،

    به امید دیدار در زمان و مکان مناسب،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    جواد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3010 روز

    بسم الله

    الصلواه الصلوه

    الصلوه الصلوه

    قدقامت الکامنت فی الجواب الاختی

    الله اکبر

    السلام علیکِ و رحمه الله

    من این صلات را با تفاوت بین خشیت و خوف آغاز میکنم ولکن الله رمی

    فرق بین خشیت و ترس فرق بین ترس از پدر و ترس از گرگ است

    ببینین کسی بخاطر عظمت مقام گرگ در مقابلش خشیت نشون نمیده بحث ترس از دندانهای نامبرده است و آرواره های وی

    اما پدر نه دندانهای تیزی داره حتی غالبش مصنوعیه نه آرواره پر قدرتی

    اما چون برای فرزندانش ابهت و قدرت داره بچه ها ازش حساب میبرند

    البته این بقول استاد توی یک جلسه توحید عملی خیلی درونیه

    وقتی شما اون عظمت رو احساس میکنی لاجرم تحت تاثیر این عظمت ، دیگه گردنگشی نمیکنی

    حالا تو اسکل بزرگتر

    کی خشیت پیش میاد وقتی ما جایگاه طرفمون و جایگاه خودمون رو بشناسیم

    کی میشناسیم وقتی اول خودمون رو بشناسیم

    من عَرَفَ خودش رو فقد عرف ربش رو

    ما خیلی ریزیم خیلی ریز

    در حدی که اگه یک شب طوفانی تو دریا در تاریکی دستمون رو هم بیاریم بالا کسی نمیبینه

    داد هم بزنیم کسی نمیشنوه

    فقط یک راهه که کسی شما رو توی تاریکی ببینه اونم چیه

    نور

    حالا این نور دو حالت داره

    یا بازتابی از یه نور دیگست یا خودش چشمه نوره ولی در هر صورت با نور دیده میشه

    حتی میگفتند مثلا در شب یه نور سیگار سرباز ممکنه از کیلومترها دیده بشه

    این از این

    آقا یه خاطره

    من چند روزه تو اقامتگاه مهمون دارم ماشالله

    جازلوه دلدار در تجلی است از در و دیوار که البته دارم رو خودم کار میکنم خوبم کار میکنم حد اقل سعی میکنم خوب کار کنم

    مخصوصا باور فراوانی و ای امان از کمبود کلسیم

    و یکی هم لیاقت

    خلاصه

    من قبل از اینکه مهمونا بیان یه روز بیکار بودم همه کارا رو انجام داده بودم منتظر ، همه چی آماده، گفتم امروز بیکارم برم یکسر اقامتگاه

    اومدم اینجا و بعد یه زمین دارم که پارسال کنار اقامتگاه خریدم که اضافش کنم و الان خالیه

    گفتم ببینم میشه مهمونا ماشینا رو فعلا بیان بزارن اینجا

    زمین رو تازه تسطیح کردیم بارون هم اومده بود چند روز قبل ولی روی سطح زمین ظاهرا خشک بود

    در ورودی زمین یک سرازیری هم دارم که اونم خاکیه و وارد زمین میشی

    از همونجا با ماشین اومدم تو

    یه ذره رفتم جلو ماشین فرو رفت تو گل

    جلو ، عقب ، گل چسبناک .

    ماشین تکون نمیخورد.

    نجواها شروع شد چرا اومدی تو که کار نداشتی اینجا الان گیر کردی چیکار کنی باید بری بچه ها رو از مدرسه بیاری اگه زنگ بزنی تراکتور بیاد شاید سپر ماشینو بکنّه ببره این چکاری بود خب مثل همیشه ماشینا رو بیرون بزارن مگه چی میشه …

    همینجوری داشت میگفت واسه خودش

    گفتم هووووش

    خفه شو ببینم دارم چیکار میکنم، اه

    گفت نه من میگم

    کارم اینه

    من میدونم که ما موفق نمیشیم گالیور

    گفتم گالیور باباته صبر کن

    استاد گفته باید اول تو رو کنترل کنم

    ببندمت بعد راهها باز میشه

    حالا هیچ بنی بشری هم نمیومد برای کمک

    یه نگاه هل من ناصر ینصرنی طور کردم

    گفتم نع

    این راهش نیست

    بوی لنت و داغی لاستیک و موتور همه جا را برداشته بود چقد ادبی

    به مشامم میرسید

    اومدم بیرون

    بیل آوردم زیر چرخا رو خالی کردم

    نشستم پشت فرمون

    تکون نخورد بماند تازه بد ترم شد

    گفت نگفتم

    کارمون تمومه ما موفق نمیشیم

    گفتم خفه

    اومدم زیر چرخا آجر گذاشتم

    آجرا رفت تو گِل

    گفت دیدی دیدی گفتم تو موندی تو گِل، تمومی!

    گفتم خفه

    کلا ان ربی معی سیهدین

    لا تخف ان الله معنا

    اومدم کنار ماشین بیل رو انداختم کنار واستادم

    گفتم تو بیارم بیرون

    گفت بشین برو وسط زمین

    گفتم چئ؟ (با سرعت بخونینش)

    گفت بهت میگم برو وسط زمین

    گفتم من به هزار یا علی مدد اوردمش تا روی این سرازیری

    اون پایین همش گله

    گفت مگه نمیگی درم بیار خب برو بشین برو دیگه

    بقول استاد چقدر این چشم گفتنه سخته

    گفتم چشم ولی جواب این یارو رو خودت بده

    کله ما رو خورده بمن میگه تو موفق نمیشی گالیور گفت بزار بگه تو با من صحبت کن اونو ولش

    اونم (ذهنم) اون کنار زمین واستاده بود بیشرف پوز خند میزد

    من بهش( ذهنم )گفتم فقط نیگاهت نمیکنم دیگه

    رفتم توی زمین

    وسط زمین دیدم اه یه تیکه گویا سفته ماشین رو یه جون بهش دادم یه دنده عقب و یه تیک آف بیا بالا

    ایزی ایزی تامام تامام

    شیک و مجلسی که نه پلشت و پر گِل اومدم بیرون

    راه افتادم که بیام ذهنه اومد نشست کنارم

    گفتم دیدی دیدی درش آوردم در اومد آخرش؟

    گفته نه خب من میدونستم در میای که

    گفتم نامرد تو که تا 5 دقیقه پیش میگفتی نمیشه

    گفت خب من کارمه باید بگم

    تو مخلص باش

    گوش نده

    ما هر دو تا مون تو قلبت جا نمیشیم یا من یا اون

    و من بزرگترین درسها رو گرفتم

    و احتمالا شما هم گرفتین

    شما که دارین این کامنت رو میخونین

    اما اگر آماده اش باشین بقول استاد

    اگه آماده نباشین هم که هیچی

    همون انتگرال و…

    هله نومید نباشی که تو را یار نخواند

    بزار برم بیارم همه شعر رو

    مولانا

    مولانا » دیوان شمس »

    هله نومید نباشی که تو را یار براند

    گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟

    در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا

    ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

    و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها

    ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

    نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد

    نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند

    چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر

    تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

    به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او

    نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

    همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد

    بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

    دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش

    به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟

    هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را

    بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

    این مقدمه کامنتهای بعدیمه این کامنت

    بتوصیه تان تحریر شد

    تمام

    خدا نگهدار

    قبلش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2472 روز

    درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت 3

    خدایا به من تعهدی از جنس تعهد استاد بده تا بدرستی عمل کنم تا با نتایج عالیم صحبت کنم و تجربه کنم !!!!! آن هم بسادگی به راحتی و به آسونی و سهولت و به زیبایی و عزتمندانع و لذت بخش

    شخصیت به اندازه ای که تغییر می‌کنه شرایط هم تغییر میکنم

    در واقع ‌وقتی بتونم و به خودم هر روز تعهد بدم و بنویسم که باید فقط و فقط روی خودم کار کنم و خودمو تغییر بدم و سرم توی کار خودم باشه و با تمرین و تمرین و تمرین و تکرار و تکرار مداوم و مستمر روی خودم کار کنم آنوقت شرایط بیرونی زندگی من هم تغییر می‌کنه

    امروز به یک واقعیت از درونم پی بردم در واقع به قلبم الهام شده !!!

    میدونید چیع؟؟؟؟؟

    پاسخ اینه که برای شروع و نوشتن اول هر کامنتی و یا نوشتن دفتر سپاسگذاری و یا نوشتن ستاره ی قطبی یک تعهد نامه بنویسم!!!

    مثلا… یعنی بنویسم اینجانب رویا مهاجر سلطانی امروز بخودم و خدای خودم تعهد میدم که با همکاری و لطف و فضل هدایت خداوند تمام تمرکزمو بذارم برای تغییر باورهایم مثلاً در زمینه ی سلامتی و تندرستی .. و یا در مبحث روابط و یا در مبحث احساس لیاقت !!!! و یا در مبحث کسب درآمد و پول و ثروت و یا اعتماد بنفس و یا سپاسگذاری از داشته هایم و یا تمرکز به نکات مثبت و زیبایی ها و یا کنترل ذهن و یا هر چیز دیگری که فکرمون به اون مشغول شده ..

    در واقع اصل و اساس و مبنا رو بذاریم روی متعهد بودن و تعهد داشتن

    متعهد بودن یعنی بتونیم بطور مداوم و تمرکزی تمرین کنیم و روی ذهن مون مون کار کنیم..

    ولی خب اکثرا این تداوم و مستمر بودن رو بخوبی انجام نمی‌دهیم البته منظورم به خودم هست یعنی مچ ذهنمو گرفتم فهمیدم که انسان نسبت به اعمال و رفتار و کارهاش فراموشکاره … یا مثلاً برای رسیدن به اهداف و خواسته ها و آرزوهاش به خودش بدرستی تعهد نمیده!!!

    امروز به این نتیجه رسیدم که اول از همه عزم و اراده ام رو تقویت کنم و بهش قدرت ببخشم .. آخه چطوری؟؟؟

    بنظر من مهمترین چیزی که باید مدام تمرین کنم و ذهنمو تربیت کنم و روش کار کنم تا بتونم بطور تکاملی شخصیتم رو تغییر بدم نوشتن تعهد نامه ی روزانه است

    از امروز استارت این تمرکز روی تعهدم رو شروع کردم

    البته بقول استاد عزیزمون هر چیزی با قانون تکامل پیش می‌ره

    ممکنه اولش این نوشتن تعهد نامه ی روزانه سخت باشه و یا مثلا فراموش کنیم ولی اشکالی نداره .. دوباره سعی کنیم و دوباره بخودمون یادآوری کنیم و بنویسمش .. آنقدر تکرار کنیم تا توی ذهن مون تثبیت بشه . و بعدش بطور ناخودآگاه این تعهد رو انجام میدیم و هی تکرارش میکنیم و آنوقت در روزهای بعد ذهن. مون آزمون می‌پرسه خب امروز چیکار می‌خوایی بکنی امروز چه تعهدی رو می‌خوایی انجام بدی و بنویسی!؟؟

    تکاملی.. اگر من مطمعن باشم که دنیای درونم تغییر کنه آنوقت دنیای بیرونم هم تغییر خواهد کرد

    پس برای اینکه عملگرا بشیم باید بخودمون تعهد بدیم و این احساس مسعولیت پذیری رو در خودمون شکل بدیم و به خودمون تعهد بدیم و مکتوب و ثبت کنیم که امروز مثلا روی فلان موضوع می‌خوام تمرکز کنم !!!

    بعدش ببینیم واقعا تونستیم روی تعهد مون و اون قول و قرار و عهد و پیمانی که با خودمون و خدای خودمون بستیم و ثبتش کردیم وفادار بمونیم یا نه؟؟؟

    آیا ضمیر ناخودآگاه مون پذیرفته که برای رشد و پیشرفت متعهد بشه تا فقط روی خودش تمرکز کنه؟؟؟

    دوستان عزیزم نمی‌خوام طولانیش کنم فقط می‌خوام بگم واقعا امروز به یک حقیقت واقعی پی بردم و این حس و احساس فعل بداعه و یهویی خروشید .. یعنی یهویی و همین الان از درونم خروشید و آمد برون و قلم دستانم شد تا براتون بنویسم و تکلیفمو با خودم روشن کنم

    بعله دوستان عزیزم دقیقا به همین شکل فهمیدم که از این به بعد بایستی چطوری روی خودم کار کنم..

    و یا چطوری باید تمرینات رو انجام بدم که بتونم تمرکزی و بطور تکاملی روی خودم کار کنم تا شخصیتم واقعا تغییر کنه ؟؟؟

    تازه فهمیدم که من باید چیکار کنم و چه تغییری کنم تا بتونم شخصیتم تغییر کنه..

    دقیقا پاسخ همون سوالی رو دریافت کردم که چند روزه توی دفترم و کامنت هام نوشته بودم ..!!?؟

    چند روزه دارم این قسمت از فایل درک عمیق‌تر قوانین خداوند قسمت سه3 رو میبینم و کامنت میخونم ولی هیچ چیزی نمی‌تونستم در مورد این فایل بنویسم انگار قفل شده بودم .. انگار توی ضمیر ناخودآگاهم این سوال می‌چرخید ..

    البته کار خاصی هم نکردمااا!!!

    فقط بهم یادآوری شد که باید برای هر چیزی سوال کنم …!! .

    باور کنید وقتی از خدا سوال میکنی و ازش هدایت میخوای امکان نداره هدایت نشی. خیلی خوشحالم که با کمک آموزه های استاد می تونم روی اصلاح این باورهام کار کنم

    فقط دو سه روزی توی دفترم این سوالات رو نوشتم .. شاید توی کامنت های قبلیم دیده باشید که این سوالات رو نوشتم وقتی به فایل ذهنیت قدرتمند در برابر ذهنیت محدودکننده قسمت 4 هدایت شدم و این سوالاتی بود که استاد بطور مشخص و تاکیدی در آن فایل پرسیدن و تاکید داشتند البته توی جلسه ی دهم دوره ی هم جهت با جریان خداوند هم این سوالات رو استاد پرسیدن … و جا داره همینجا از استاد عزیزم تشکر و قدردانی کنم که دقیقا همین سوالات و آموزش ها در فایل های دانلودی و هدیه وجود داره استاد هیچ چیزی رو پنهان نکردن و همه چی بطور شفاف در تمام فایل ها و دوره ها گفته شده پس فکر نکنیم که فایل های هدیه و دانلودی استاد دست کمی از دوره ها داشته باشه اتفاقا من فکر میکنم فایل های دانلودی و هدیه استاد مهربان بمراتب خیلی خیلی ارزشمند و گرانبهاست لطفاً کسانی که فکر میکنند فقط باید با استفاده از دوره ها به خواسته هاشون برسن اعلام کنم که قانون تکامل از همین فایل های دانلودی و رایگان هدیه ی استاد عزیزمون میگذره نقطه سر خط….

    . و امروز واقعا خداوند به من پاسخ داد

    و پاسخ اینه که باید هر روز صبح اول وقت یک تعهد نامه روزانه ثبت کنم و از خداوند بخوام که در این مسیر بهم کمک کنه تا بتونم در هر مبحثی متعهدانه روی خودم کار کنم تا تبدیل به روش و مَنِش روزانه ام بشه آنوقت می تونم ادعا کنم که شخصیتم تغییر کرده !!!!

    پس امروز بلطف خداوند هر روز صبح آول وقت برای هر یک از این سوالاتم این پاسخ رو می‌نویسم

    خدایااا چه تغییراتی باید در شخصیتم بدم تا به مدارهای بالاتری هدایت بشم؟؟؟

    پاسخ

    خدایا فقط و فقط بهم کمک کن هدایتی کن تا بتونم امروز هم متعهدانه تعهد بنویسم که روی رفتن به مدارهای بالاتر تمرکز کنم و نشانه ها و هدایت ها رو ببینم و بشنوم و لمس کنم و ببویم و بنویسم و ثبت کنم !!!

    و همین پاسخ رو در مورد دیگر سوالاتم بطور روزانه بنویسم و به خودم و خدای خودم تعهد بدم و بنویسم که فقط روی همین مبحث و قسمت کار کنم

    ــ خدایاااا چطوری میتونم به اعتبار نیک و بلند آوازگی و احترام و ارزشمندی برسم؟؟؟

    پاسخ خدایا فقط و فقط بهم کمک کن هدایتی کن تا بتونم امروز هم متعهدانه تعهد بنویسم که فقط روی این مبحث کار کنم…..

    چه تغییری بکنم که در مدار دریافت پول و ثروت و پیشرفت قرار بگیرم ؟؟؟؟….

    من چه باورهایی دارم که اجازه نمیده این پول و نعمت و ثروت و قدرت و روابط جدید رویایی هماهنگ با افکار و آرمانها و ایده هام به صورت طبیعی وارد زندگیم بشه؟؟؟

    چه کاری بکنم ؟؟؟؟

    چه رفتاری داشته باشم؟؟؟؟

    تا شرایطم توی روابط توی مباحث پولی و مالی توی مبحث سلامتی و تندرستی و تناسب اندام و متناسب بودن بهتر بشه ؟؟؟

    چیکار کنم که امروز بهتر از دیروزم باشممم؟؟؟

    توی چه قسمتی از زندگیم باید تغییر ایجاد کنم که اوضاع خیلی عالی بشه؟؟؟؟؟

    تعهد نامه بنویسم

    خدایااا امروز باید چه کاری انجام بدم که در تمام جنبه های زندگیم رشد و پیشرفت داشته باشم؟؟؟؟

    تعهدنامه بنویسم

    خدایاااا امروز در کدام یک از جنبه های زندگیم رشد و پیشرفت کنم تا اوضاع خیلی عالی بشه!؟؟

    پاسخ اینه که در مورد این سوال فقط و فقط تعهدنامه بنویسم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1446 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    یک قدم دیگر برای بهتر شدن خودم

    یک قدم برای حال خوب بهتر من

    یک قدم برای اتفاقات عالی دیگر زندگی خودم

    واقعا هر چه بیشتر و بهتر روی خودم و باورهای خودم کار کنم جهان هم در این مسیر به من کمک می کند و دستهای من را می گیرد

    به من کمک می کند تا بهتر در این مسیر گام بردارم

    به من کمک می کند تا بهتر بتوانم در این مسیر ثابت قدم باشم

    داشتن حال خوب و آرامشی که دارم

    داشتن کسانی که در مسیر رسیدن به داشته ها و اهداف خودم به من کمک می کنند و دستهای از دستهای هدایتگر مهربان جهان هستی برای من می شوند

    این واقعا عالی و محشر و فوق العاده است

    این واقعا عالی و انگیزه بخش است

    یادم می آید که درمسیری که می خواستم قدم بردارم چقدر همه چیز برای من آهسته و آهسته رخ می داد و روند من رو به جلو بود

    این با افکار و باورها و حرف هایی که در این جهان وجود دارد کاملا متفاوت است

    شاید در ظاهر سخت باشد اما می توان و می شود جز اندک پنج درصد افراد جامعه باشم و بی شک در این مسیر من موفق خواهم بود

    آرامش سهم همیشگی من خواهد شد

    به امید روزهای عالی و محشر دیگر

    سپاس از خدای خوب و هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    سید مجتبی بحرانی گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام استاد

    داشتم توی دفترم‌مثل بولدوزر مینوشتم که با این جمله ها به اوج احساس خوب رسیدم . همون لحظه برای همسرم هم نوشتم و فرستادم . حسی گفت برای استاد هم بنویس .

    « اینجا همون جاییه که اگه ذهنمون رو‌کنترل کنیم خداوند پاداش میده – الان همون موقعیه که خدا آدما رو الک میکنه … اگه بتونیم ذهنمون رو‌کنترل کنیم و بجای غر زدن ، برخلاف بقیه آدما تمرکز کنیم رو‌خودمون و سپاسگزار باشیم ، (بقول استاد ) مث جت میریم بالا …

    در شرایطی که همه دارن میجنگن ما با آرامش رو خودمون و هدفامون تمرکز میکنیم و خدا به زودی پاداش عظیم بما میده … تمام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1430 روز

    بنام خدا

    عمل کردن به همون اندازه درکی که کرده ام واقعا یه شاه راهه برای من واقعا مفهوم تکامل دقیقا اینه چون من یه شبه که نمیتونم انقدر تغییر کنم و درکم بالا بره ولی میتونم به اندازه ای که درک میکنم عمل کنم و کم کم رشد کنم استاد تو یه دوره ای میگن اشتباه معنی نداره ما فقط باد میگیریم هیچ وقت نمیشه اسمشو اشتباه گذاشت به نظر من با به زره درک همون یه زره عمل کردن هم باشه و این دیدم داشته باشم در مسیر رشدم اشتباه معنی نداره راحتر رشد میکنم

    در مورد جمله اراده تغییر شخصیت از درک این جمله میاد که من خودم خالق زندگیم هستم

    نمیدونم چی بگم از بس فراره این قوانین نمیدونم چرا من وقتی تو سایتم و با دوره ها درگیرم یه جوری انگار قبول دارم این قوانینو که رد خور نداره ولی در طول زندگی روز مره وقتی اگاه میشم یه لحظاتی میبینم بله رفتارم نشون میده که باور ندارم خودم خالق زندگی خودم هستم ابده الهامی خدا برای من جهت غلبه بر این چالش اینه که یه 45 روز خودمو قرنطینه کنم از همه نظر یعنی با تمرکز 100 درصد کار کنم من حس میکنم همین مشغول روز مره شدن باعث میشه مومنتوم قطع بشه چون وقتی مثلا چند روز پشت سر هم تمرکزی کار میکنم رو خودم قشنگ متوجه میشم دریافت الهامات شدت میگیره به طوری که بعضی روزها مینویسم و بعد با خودم میگم خدایا این راهکاره کجا بودن میبینی با یه ایده کوچیک یه خیر زیاد بهم میرسونه یا یه چالشمو که ماه ها در گیر بودم حل میشه باید اعتماد کنم به خدا تمرکزی که استاد تو به فایلی میگن برای اموزش زبان میزارید باید بزارید به امید خدا ادامه میدم ادامه میدم

    استاد سپاسگزارم ازتون عاشقتم من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    حسن موسوی گفته:
    مدت عضویت: 3238 روز

    سلام استاد ارزشمند و الهی من

    سلام بانو شایسته عزیز که واقعا شایسته هستید

    سلام دوست عزیزم.

    سپاسگزار خداوندم برای این جلسه بی نهایت ارزشمند و الهی.

    خدایا شکرت که من را لایق دانستی تا در جریان این آگاهی ها قرار بگیرم.

    خدایا ازت میخوام من را لایق بدانی تا این آگاهی ها را با تمام وجودم درک کنم.

    خدایا ازت عاجزانه تمنا می کنم که من را لایق بدانی و مدارم را آنقدر بالا ببری که بتوانم از این آگاهی های بهشتی در عمل استفاده کنم.

    خداوند اراده کرده است به مومنان بی نهایت رزق عطا کند. ( به واسطه ایمانشان و به واسطه اعمالشان )

    خدایا من را هدایت کن به راه راست

    به صراط مستقیم به طوری که من از مومنان واقعی باشم.

    خدایا ایمانم را به خودت و به رزاقیت خودت بیشتر و بیشتر کن.

    اصلا نمی دونم آیا واقعا ایمان دارم به خودت تا ازت تقاضا کنم که ایمانم را بیشتر کنی.

    هنوز خیلی جای کار دارم تا به خودت ایمان داشته باشم خدای مهربان و توانای من.

    که اگر ایمان داشته باشم دیگر رها میشم و آرامش سرتاسر وجودم را در بر می گیرد.

    اگر ایمان داشته باشم دیگر خودم را با هیچ کسی مقایسه نمی کنم.

    اگر ایمان داشته باشم خودم را لایق بهترین نعمت هایت میدانم.

    چون من پاره ای از وجود لایتناهی خودت هستم.

    خدایا کاری کن ایمانم به تو بیشتر شود.

    خدایا من عاجز و ناتوان هستم.

    خودت من را به طرف خودت هدایت کن.

    همانطور که تا الان من را به طرف خواسته هایم از راحت ترین مسیرها هدایت کردی.

    خدایا من را به خودت هدایت کن.

    من را به اصل و ریشه و بنیان خودم هدایت کن.

    من را به دریایی از فراوانی هدایت کن.

    خدایا ازت ممنونم که اراده کردی به مومنان بیش از حد تصورشان عطا کنی.

    خدایا ازت ممنونم بخاطر اراده ات

    خدایا ازت ممنونم بخاطر وهابیتت

    خدایا ازت ممنونم بخاطر قوانین ات

    خدایا ازت ممنونم بخاطر خودت

    بخاطر وجود نازنینت

    نمیدونم چطور شد که کامنت من رفت به این طرف.

    فقط میدونم که دستام بدون اراده تایپ می کنند و چیزی که قراره نوشته بشه را می نویسم.

    من تجربه کار با کارفرماهایی داشتم که دلخواه من نبودند.

    سخت گیر بودند.

    از تلاش هیچ کسی قدردانی و سپاسگزاری نمی کردند.

    همیشه در حال ایراد گرفتن از همه چیز بودند.

    حتی گاهی پیش می آمد که من را به خاطر اشتباه کس دیگری مواخذه می کردند.

    از همه بدتر این بود که سواد و دانش کافی در زمینه تخصص من نداشتند و نظراتی که میدادن همیشه باعث افت کیفیت کار می شد.

    در کل کار کردن با چنین کارفرماهایی برایم عذاب آور بود.

    البته دو بار چنین تجربه ای داشتم و خیلی زود استعفا دادم.

    چرا بدون مقدمه در مورد کارفرماهای نادلخواهم نوشتم؟؟؟

    به این دلیل که گاهی با خودم فکر می کنم.

    شغل من و محیط کارم و کارفرمایم اگر دلخواه من نباشند و یا برایم زجر آور باشند

    می توانم عوض کنم. استعفا بدم.

    در بدترین حالت چند ماه بیکار میشم ولی دوباره کار جدید پیدا می کنم.

    اما

    یک امای خیلی بزرگ

    اممممماااااااا

    اگر خدای من سختگیر و ناسپاس و جاهل و … می بود.

    اونوقت واقعا میخواستم چه کار کنم ؟؟؟

    چه خاکی میخواستم بزنم به سرم ؟؟؟

    گاهی به این فکر می کنم که

    همین که خدای من مهربان و سپاسگزار و عالم است

    و هو بکل شی علیم

    همین

    تنها همین سه ویژگی خداوند را اگر تمام عمرم سجده شکر بجا بیارم.

    بازم کمه…

    خدایی که از رگ گردن به من نزدیک تره.

    خدایی که به من گفته تو کافیه یک قدم برداری به طرف خواسته هات من ده قدم جلو می برمت.

    خدایی که هدایت کردن من را به خودش واجب کرده.

    خدایی که رزق و روزی دادن به من را به خودش واجب کرده.

    خدایی که اراده کرده به مومنان از فضل خودش بینهایت نعمت عطا کنه.

    خدایی که اینقدر نازنین و دوست داشتنی هست.

    من با خودم فکر می کنم که هرگز نمی تونم شکر نعمت صفات و ویژگی های خدا را بجا بیارم.

    چه برسه به این که بتونم شکر نعمت هایی که بهم داده را بجا بیارم.

    خدایا شکرت بخاطر وجود خودت

    خدایا شکرت بخاطر تمام اسم های خودت

    خدایا ازت سپاسگزارم که خودت سپاسگزاری

    و سپاسگزاری بالاترین فرکانس هست.

    چون سپاسگزاری ویژگی خود خداست.

    چون سپاسگزاری خود خداست

    سپاسگزارم ازت استاد جان. سپاسگزارم ازت بانو شایسته عزیز. سپاسگزارم ازت دوست خوبم که تا آخر این کامنت بی سر و ته من رو خواندی.

    در پناه حق همیشه سالم و شاد و ثروتمند و سعادتمند باشیم همگی در دنیا و آخرت

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    شهلاحیدری گفته:
    مدت عضویت: 1526 روز

    به نام خدایم خدایی که با تمام وجود فهمیدم هر چه دارم از اوست

    سلام استاد جاااانم سلام بانو سایسته سلام دوستان نازنینم

    هیچ وقت این کامنت اون دوست عزیز از ذهنم پاک نمیشه، ومطمئن هستم از ذهن خیلی از بجه های سایت هم همینطور:

    آمده بودم ثروتمند شوم خدارو پیدا کردم….

    این روزها دوستانی که باهم وارد سایت شدیم ومیدونن خودشون چقدررر برام عزیزهستن،وخودمن،به یک سکوت انگار دعوت شدیم…

    هرکدوم دلایل خودمون رو داریم ومحترم

    من اومده بودم تو سایت که از ورشکستگی جون سالم به در ببرم وبتونم با نابسامانیها هر طور شده سر کنم ‌وتمومش کنم،الان بعد از گذشت چهار سال،سرگشته و حیران خدا شدم

    خدایا نمی‌دونم باید از کجا بنویسم اینقدررر که غرق در وجود تو شدم

    اومدم تو سایت یاد بگیرم از پس سختی بزرگ چطور باید بربیام،الان سختی زندگی من لحظه هایی شده که از تو نا خواسته دور میشم،واین حال بد قابل قیاس با هیچ شکست مالی نیست

    اومده بودم که رو خودم کار کنم تو رابطه یاد بگیرم چطور عمل کنم،که یار خوب پیدا کنم،آخرش فهمیدم یار خود تویی،بهترین تویی ،همه خلاصه میشه در بودن کنار خودت ،اگر تو نباشی یار هم یار نمیشه

    اومدم تو سایت یاد بگیرم چطور پول های از دست رفته رو بدست بیارم؟فهمیدم سرمنشا تمام پول ودارایی خود تویی،بدون تقلا ودست وپا زدن

    اومدم سلامتی رو بدست بیارم،دیدم هر کسی رو که تو تیمار داری کنی سالمترین …

    اومدم که از لذتهای دنیا بهره مند بشم تو سایت،دیدم ،نفس کشیدن تو هوای تو ،لذت بخش ترین حال دنیاست

    اومدم بشنوم از زبان بقیه که تو چی هستی،خودم شدم زبان تو برای بقیه

    اومدم ببینم چطور میشه که بعضی هارو‌میگن انگار روح خدا تو‌وجودشون دمیده شده،دیدم خودم رو به همین عنوان بازبان اشاره مثال میزنن

    اومدم ببینم میشه کاری کنم که بچه هام رو خوشبخت کنم،دیدم به تو بسپارمشون دراوج خوشبختی هستن ،به من نیازی نیست

    اومدم آرامش رو پیدا کنم،شدم زبانزد خاص ‌عام در آرامش

    اومدم صبورتر بشم،باتو بودن ازمن یک انسان صبور دراوج امید ساخت

    اومدم از ته دل یاد بگیرم بخندم ،تو خلوتم باتو وقتی حرف میزنم قند تو دلم آب میشه وخنده ی ای از سرشوق وعشق رو لبام میشینه

    اومدم یاد بگیرم چطور میشه تو جمع کمتر خجالت بکشم،الان تو محیط کارم با صدها نفر ،در اوج راحتی صحبت میکنم ،بدون ترس وواهمه وخجالت

    اومدم کمبودها وداشته هام رو که از دست دادم جبران کنم،ثروت عشق تورو بدست آوردم

    اومدم یاد بگیرم چطور ماشین وخونه طلاهای به باد رفته چجوری برگردونم،فهمیدم سرمایه ی من تویی

    اومدم دلشوره هامو کم کنم،خواب راحت باتو بودن رو هرشب بدست آوردم

    اومدم خستگی‌های اول صبح رو‌کم کنم،الان از سرذوق دیدن تو وباتوبودن تا آخر شب رو دارم تجربه میکنم

    اومدم از دوستان بی وفا گلایه کنم ،دوستان ناب توحیدی سایت رو بهم هدیه دادی،واون دوستان همه رفتن بدون هییییچ دردسری

    بخوام بنویسم باید تا صبح بنویسم

    اکتفا میکنم به همین چند خط

    اومدم فقط انجام وظیفه کرده باشم از شما استاد عزیز تشکر کنم به خاطر وجودتون تو زندگیم واین که چهار سال از بودنم درسایت گذشت وبگم من خیلی خوشبخت هستم خیلی….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2178 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    مفهوم تغییر باور

    به اتفاقات اخیری که در زندگی ام توجه میکنم

    سیر تکاملی تغییر شخصیتم رو میبینم،که بهتر از قبل از قضاوت شدن هراسی ندارم وراحت تر دیدگاهم رو در مسیر خواسته‌ ام مطرح میکنم وبدنبال این قدمی که بر میدارم،چقدر راحت تر افرادی در مسیر حرکتم بهم کمک می‌کنند که مصمم تر برای شناخت بهتر خودم قدم بردارم.

    چقدر بهتر از قبل هزینه میکنم ،تا افراد آگاه وهم صحبتی لذت بخش در مسیر قانون رو تجربه کنم،چون برای خودم واحساس خوبم وشناخت خودم بیشتر ارزش قائل هستم،،،،این هزینه میتونه وقتی باشه که برای هم صحبتی با این افراد میذارم،میتونه شنیدن مسیر های راحت تر وهزینه مالی برای تجربه بیشتر این مسیر باشه،،،ومهمتر از همه هزینه تغییر باورهایی که تا کنون مقاومت در جهت تغییر اونها ناخودآگاه تضادهایی تکراری در زندگی ام رقم میزد ،،که روز به روز داره تکرارش کمرنگ تر میشه،،چون هم آگاه تر میشم وهم بهتر از قبل برای تغییر شون قدم بر میدارم وهمین اقدامات کوچک،چقدر نشونه هایی رو برای هدایتم ومصصم شدن به ادامه روند رو سر راهم قرار میده وچقدر هدر رفتن انرژی ام رو نسبت به قبل کمتر کرده

    تجربه اتفاقات اخیر وهم نشینی های دلنشین

    با افرادی که هر روز آگاهی های جدیدی در راستای تغییر باورهام ازشون یاد میگیرم وبهش فکر میکنم

    وسعی میکنم بهتر از قبل بهش عمل کنم،،،بهم ثابت میکنه که شرایط بیرونی بازتاب ،شخصیت درونی من هست وادامه این روند قطعا ناز به اراده پولادین وایمان بیشتر داره

    چقدر بهتر از قبل در گیر نتیجه زود هنگام نیستم وامیدوار تر به اتفاقات خوبی که تجربه میکنم وروابط بهتر با افراد آگاهتر وهم مدار تر،،، مسیربهبودم رو ادامه میدم وشکر گزار نتایج روزانه ام هستم

    چقدر افراد همراهتر هستند ومسیر رو برام هموار می‌کنند، ،تا مقاومت من در این مسیر برای شناخت خودم واحساس رهایی ام کمتر بشه،،واین روند بصورت تکاملی با مروری که از گذشته ی خودم دارم، بهم کمک میکنه احساس خوبم رو حفظ کنم ونگرانی ام کم بشه (بابت میزان نتیجه ای که تجربه میکنم).

    سپاسگزار شما استاد عزیزم ،،با شنیدن این آگاهی ها وتکرار شون جهت ملموس تر شدن ودرک بهتر از قبلم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1862 روز

    الهی ب امید خودت

    الهی شکرت برای سقف بالای سرمون ک ب زیبایی برامون چیدی و عشق و مهربونی و هرلحظه جاری میکنی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای تک تک نفسهام ک با عشق بی پایانت تو وجودم میدمی

    الهی شکرت برای این آگاهی های ناب برای درک و فهمیدن بیشتر خودت

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای مسیرهای آسونی ک اسونم میکنی براشون

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود این سایت بهشتی ک کل تمرکزم و کل حجم اینترنتم فقط و فقط صرف اینجا میشه و خوشحال ترینمممم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای ارامش درونم برای مسیر رشد و پیشرفتم ک برام هموار میکنی

    الهی من عاجزم من ناتوانم من تسلیم توام و ب هرخیری از جانب تو فقیر و محتاج

    مفهوم اراده خداوند

    یک عمر حرف هایی رو ب خودمون دادن ک جز دوری از نیروی کل جهانم و عذاب و تنگی دنیا برام هیچی نداشت هرلحظه در حال ترس و لرز از پروردگاری بودم ک خشن و ترسناک بهم شناسانده بودن نمازهایی ک فقط و فقط از روی ترس و نرفتن ب جهنم خونده میشد حجاب هایی ک با یه سری باورهای غلط ک تو جهنم چ بلایی سر بی حجاب ها میارن حفظ میشد روزه ای ک از روی مثلا خالص شدنه گرفته می‌شد و ب تبع پاسخ هایی ک از جهان میگرفتم جز بدبختی و فقر و نداری و دائم در حال بد بودن نبود

    وقتی ب اون عجز زیبا و تسلیم شدنه رسیدم اراده مطلق پروردگارم بود ک منو از اون منجلاب و تاریکی کشوند بیرون اون پرده سیاهی ک سالها جلو چشمم چسبونده بودم تا فقط نازیبایی و فقر و احساس بد رو تجربه کنم کنار زده شد مثل بچه ای ک تازه داره دنیارو میبینه لحظاتم ب طرز شگفت زده ای زیبااااتر شد….

    استاد جانم شما نوری شدین در دل تاریکی های دنیای من و دستم رو گرفتین و باهم رفتیم ب جایی ک منبع نور اصلی بود و سالها ازش بی‌خبر بودم خدایی ک شما بهم معرفیش کردین رب العالمینی بود ک قدرت خلق زندگیمو ب خودم داده بود و من نمیدونسم و ی عمر ازش ترسیده بودم من با خوردن همه چک و لگدای دنیا ب اونجایی رسیدم ک با صدای بلندددددد اعتراف کردم ک من هیچی نیستم من تسلیمم من ناتوانم و اراده پروردگارم بود ک همه زیبایی هارو ب یکباره بهم بخشید و ب جایی رسونده ک تقریبا با الهام سالها قبل مایل ها فاصله داره…

    وقتی فهمیدم ‌ک دنیایی ک فعلا توش هستم چقد نظام مند و درسته و قوانین بدون تغییری داره ک من ازشون اطلاعی نداشتم دنیای من دگرگون شد و سعی کردم بیشتر و بیشتر متمرکز تر باشم روی همین قوانین الله مهربانم و مثل همون بچه ای شدم ک آزادانه و با خیال راحت تو هر شرایطی رها و سبکبال بدون ترس و نگرانی خودش و پرت میکنه بغل پدرش …

    با عمل ب همین نکات و قوانین فهمیدم مفهوم اینک خدا ب هرکی بخاد میده از هرکی هم دلش بخاد میگیره چی بوده ک من سالها اشتباه متوجهش شده بودم…

    خدای قشنگم میلیون هاااااااا بار سپاسگزارتم برای حضورت تو کل زندگیم…

    الهی مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربونم معبود لاشریکم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: