اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان گرامی درباره اراده خداوند شما صحبت کردید که هر طوری که در زندگی ما به مسیرهای درست باشه به جای درست هدایت می شویم و این قانونمندی جهان را خداوند برای ما قرار داده و اگر در مسیر نادرست قرار بگیریم نتیجه بعد آن را میبینیم همانطور که در قرآن آمده برای عذاب هایی که برای اعمال آنها فرستاده شد که کفر ورزیدند و سرنوشت آنها را دیدیم استاد وقتی ایمان داشته باشیم نتیجه می آید و هر روز بهتر میشویم و قانون خداوند میگه هر چقدر رو خودت کار کنی به همان اندازه تو زندگی شما نشان داده می شود استاد چقدر قشنگ شما گفتید
اگر تغییر کنیم دنیای بیرون منم عوض میشه و به غیر از حساب به شما داده میشه چیزی که قرآن قولشو داده و مثال ثروت که چقدر زیبا گفتید رحمت و رزق بی نهایت است به اندازه ظرف خودمون دریافت میکنیم چون باورهای مناسب باید در ذهن خود قرار دهیم چون هر چقدر مذهبی تر باشیم باور اینکه آدمهای ثروتمند رو خدا دوست نداره این در آدم های مذهبی بیشتر نمایان است
استاد چیزی که در ثروت یک الان دارم کار می کنم همین باورهای مخرب است که شناسایی کردید شما به ما و روی خودمون داریم کار میکنیم تنها زمانی می توانیم بفهمیم که تغییر کرد ایم که نتیجه بهتری گرفتیم در زندگی و به آرامش و ایمانی که ما به خداوند داریم و اطمینان کردیم به آن نتیجه و عملکرد دسترسی پیدا می کنید
از شما ممنونم بابت صحبت های قشنگتون و همه دوستان خوبم رو به خدای بزرگ میسپارم
کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند و سپس به دنبال آنچه انفاق کرده اند، منّت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند.
بطور میانگین 15000 هزار باور انسان داره که اگر تغییر بده شخصیت او عوض میشه.
ولی باور فراوانی انقدر مهم و قوی هست اگر درک کنیم بالاترین میزان ثروت و پول وارد زندگی ما میشه.
بهترین باور در مورد خداوند ، باور داشتن به قوانین ثابت جهان هستی هست کخ نشانگر عدل الهی هم هست.
امروز هر چی نوشته بودم برای ستاره قطبیمو تجربه کردم
راحتی انجام کارها
راحتی زندگی و در لحظه بودن و لذت بردن
تجربه حس خوب و عاشقانه
کارکردن روی عزت نفس و جسارت صحبت کردن راج به تواناییام و خواستن حق و حقوق که سالهاست سکوت کزدم راج بهشون و نشون دادن شجاعتم ب دنیا
امروز قلبم باز بود برای هدایت
امروز برای لحظاتم بیشتر ارزش قائل بودم با تکرار این واقعیت که من یک بار امروز را زندگی میکنم
یک بار فرصت زندگی به من داده شده است
خداجونم شکرت بابت هدایتم به این فایل ارزشمند که ب من یادآور میشه قانون خداوند ثابته و خیالت باید تخت باشه بابت این خبر مهم
قانون خدا بدون تغییره
پس بچسب به اون چیزی که میخوای نتایج خودشون میان جای نگرانی نیست .فرمانروای عالمه کم کسی نیست که این اعتماد خاطر رو بهت داده که هر کار میکنی در مسیر درست قدم بزار و نتیجه رو بسپر به من
این نگاه سلسلهمراتبی و نظاممند به رشد شخصیت، فوقالعاده قدرتمند و روشنگر است. نقطهای که در آن “اراده” نه به عنوان نیرویی مستقل، بلکه به عنوان جزیی در خدمت “مشیت” (قوانین کلان هستی) تعریف میشود، کلید درک حقیقی تسلیم آگاهانه است.
این جمله که “قدرت عملگرایی در مسیر قانون، با رها کردن نگرانی از نتیجه افزایش مییابد”، پارادوکس زیبایی را آشکار میکند: هنگامی که انرژی ذهنی ما از اضطرابِ “رسیدن” آزاد میشود، تمام آن نیرو صرف “شدن” و “عمل درست” میگردد.
چرخه تکاملی درک → عمل → نتیجه (به عنوان بازخورد) → درک عمیقتر، نقشه راهی واقعی برای تحول است. اینجا است که باورِ محوری “شرایط بیرونی، آینه شخصیت درونی است”، تبدیل به موتور محرکهای میشود برای ساختن ارادهای پولادین. اگر باور کنم که جهان بیرونم مدرسهای برای درسهای درونم است، دیگر با شرایط مقابله نمیکنم، بلکه از آنها برای شناخت و تغییر خود استفاده میکنم.
و در نهایت، یادآوری این نکته که “باورها یک شبه تغییر نمیکنند”، عطری از مهربانی و صبر در مسیر دشوار تغییر میپاشد. پذیرش این که تغییر شخصیت یک “فرآیند تکاملی” است، به ما اجازه میدهد با شکیبایی و پشتکار، قدم به قدم پیش رویم، بدون آنکه در برابر کندی مسیر دلسرد شویم. این متن یک چکیده جامع از خرد عملی برای هر رهرو راه تکامل است. 🙏✨
امروز طبق معمول روزم رو با استاد شروع کردم .نوبت فایل چهارم پروژه درک عمیق قوانین خداوند بود فایل روباز کردم .دفتر وخودکار آوردم و آماده شدم .اما قبلش یادداشتهای فایل جلسه سوم رو مرور کردم و ناگهان حس کردم امروز باید بیا م و کامنت بذارم .این شد که نشستم وتایپ کردم.
استاد جان یه تفاوت بزرگی که شما با آدمهای دیگه ای که در این حوزه فعالیت دارند اینه که شما به شدت عمل گرا هستین .دنبال حرفای خوشگل نیستین .آموزشهای شما چند تا ویژگی منحصر به فرد داره:
1-هرچیزی رو قبل از اینکه آموزش بدین در باره ش تحقیق کردین و در مورد درست بودنش به یقیقن رسیدین.
2-قبل از آموزش خودتون به دستاوردهاتون عمل کردین .از کجا معلومه ؟نتایجتون میگه.پس عالم بی عمل نیستین و این خودش عامل بزرگ تاثیر گذاریه.و شاگردانتون رو تشویق به باور آموزشهاتون میکنه.
3-باور اینکه اگر کاری سخت بود نشونه اینه که مسیر درست نیست وباید اصلاح بشه باعث شده که شما درسهاتون رو بسیار ساده بیان کنین در عین اینکه کلمه به کلمه ش منبعی از نور و آگاهی ست .
4-حرفای خوشگل نمیزنین حرفایی میزنین که امکان عمل به اونها وجود داره وچقدر چقدر این قسمتش یعنی عملی بودن آموزشها کمک کننده ست واصلا اصل داستان اینه .عمل عمل عمل .
اینجاست که توضیح شما در باره مشیت و اراده خداوند و تفاوت اونها برام معنا پیدا میکنه .
اراده خواست خداونده و مشیت عملکردن به خواسته خداوند .خواسته ای که در قوانین بدون تغییر او تجلی پیدا میکنه .
در قرآن هم همه جا ایمان وعمل با هم اومده . و به قول شما ایمان بدون عمل حرف مفت است .و چقدر من این جمله نغز شما رو دوست دارم .
باور اینکه مشیت خداوند در اجرای قوانین اوست به من این انگیزه را میدهد که که بدون توجه به نتیجه فقط به قوانین عمل کنم و فارغ از اینکه نتیجه چی میشه تمرکزم رو روی اجرای درست قوانین بگذارم .چون باور دارم که هر چی پیش بیاد به صلاح منه و طرح الهی نیز در جهت خیر منه .واین چقدر در قلبم آرامش و اطمینان ایجاد میکنه و با عث میشه با هر اقدامی در جهت قوانین و گرفتن نتایج ایمانم بیشتر بشه .باورم قوی تر بشه و عمل گرا تر بشم .
با رسیدن به ایمان وعمل به قوانین بدون در نظر گرفتن نتیجه دیگه عجله ای برای رسیدن به خواسته هام ندارم پس ترس ونگرانی ازم دور میشه ومن با آرامش بیشتری حرکت میکنم و خداوند طبق زمان بندی خودش منو به خواسته هام میرسونه.
هر چقدر نتایج بیشتر میشه شرایط بیرونیم تغییر بیشتری میکنه و این باورم رو که شرایط بیرونی من بازتاب شرایط درونی منه قوی تر میکنه و نتیجه اینکه تلاشم رو میذارم برای تغییر خودم و دیگه کاری با بیرون ندارم .نتیجه اینکه باز آرامشم بیشتر میشه واتفاقات ونتایج بهتری وارد زندگیم میشه و باز من پروسه باور و ایمان واحساس خوب رو تقویت میکنم و شرایط بیرونی باز بهتر میشه و…….
این چرخه ادامه پیدا میکنه تا جایی که من همچنان در مسیر باشم .
اما اگه خدای نکرده از مسیر درست خارج بشم دوباره چرخه احساس بد =اتفاقات بد شروع میشه .
پس همیشه باید قوانین رو به خودم یادآوری کنم و مدام در حال پاکسازی ذهنم و تمیز کردن علفهای هرزش باشم و این پروسه پایانی ندارد.
سپاس استاد جان که خداوکیلی ماموریتتان را در این دنیا به نحو احسن انجام میدین .هر روزتان پراز نور خداوند.
سپاس بیکران بابت این آموزه ها و آگاهی های بی نظیر. هیچ چیز در این دنیا تصادفی نیست. خداوند بی همتا، با قوانین بی بدیل و بی نظیر و بی تغییر این قدرت را به تک تک انسانها داده است که خود کیفیت زندگی شان را رقم بزنند. چطور؟ با انتخاب افکار و باورهایی که دارند. مادام که از این قوانین قدرتمند به درستی استفاده کنیم، جریانی از ثروت و خیر و برکت و سلامتی و فراوانی را در زندگی خود جاری کرده ایم. خداوندا، کمک مان کن از این آگاهی های بینظیر در هر لحظه بهره مندشویم و شکرگزار و قدردان آن باشیم.
اول خدارو شکر میکنم که من رو به این راه هدایت کرد و این مسیر برام خیلی لذت بخشه و یه امید و انگیزه و شور اشتیاق خاصی بهم داده
من اول خودمو معرفی کنم واقعا در نوشتن زیاد وارد نیستم و اگه کم و کاستی داشت لطفاً به بزرگی خودتون ببخشین🙏
من متاهل هستم و ۶ساله که با خانواده همسرم زندگی میکنم و از همون اول خیلی میل به مستقل شدن داشتم یه جورایی همیشه دلم میخواست خونه و زندگی مستقل خودم رو داشته باشم بدون هیچ وابستگی به پدر و خانواده همسرم
و بر خلاف من همسرم از این شرایط کاملا راضی بود و هیچ تلاشی نمیکرد برای پیشرفت در زندگیمون و همیشه پشتش به پدرش گرم بود
من یه چیزی از همون اول در من میگفت که باید پیشرفت کنم و اصلا آرام و قرار نداشتم و این خیلی اذیتم میکرد چون هیچ کاری از دستم بر نمیومد و من روز های تکراری و خسته کننده ای رو داشتم میگذراندم و یه جاهایی به این نتیجه رسیده بودم که سرنوشت من تا آخر عمرم همینه و باید با همین شرایط تا آخر عمرم زندگی کنم اینم بگم که من رشته ادبیات عرب در دانشگاه قبول شده بودم و همسرم اجازه ادامه تحصیل رو بهم نداد و من بودم در این زندگی بدون هیچ هنر و مدرک تحصیلی خیلی برام سخت بود خیلی غر میزدم و همیشه با خودم درگیر بودم در ظاهر خیلی دختر شاد و خوشحالی بودم ولی همیشه غمی تو دلم بود که این خوشحالی از ته دلم نبود
تا اینکه خدا به من دختری داد و من وقتی دختر دار شدم علاقه زیادی پیدا کردم به خیاطی چون بی نهایت به لباس و خوش پوش بودن اهمیت میدادم و دوست داشتم همیشه بهترین لباس ها رو داشته باشم تا اینکه رفتم و خیاطی رو با هر سختی که بود یاد گرفتم با یه چرخ درب و داغون خیاطی میکردم و یه درآمد خیلی ناچیزی داشتم
و این خیلی برام لذت بخش بود که من خودم دارم پول در میارم یادمه اولی مانتویی که دوختم برا یکی از فامیلامون بود و من مبلغ ۵۰هزار تومن به دست آورده بودم و نمیدونم چرا اینقدر خوشحال بودم که این نتیجه تلاش خالصانه خودم بود
بعد مدتی تو این زمان همسر من فقط حقوقی داشت که فقط خرج زندگیمون بود و هیچ پس اندازی نمیشد بکنی همیشه من در دلم یه میل و عطش شدیدی برای پیشرفت داشتم که وقتی نمیتونستم کاری کنم باعث افسردگی و تسلیم شدنم میشد و خیلی وقت ها گریه میکردم
من یه زندگی روتین و خسته کننده ای رو داشتم تکرار میکردم و تسلیم سرنوشت شدم
من چون با خانواده همسرم زندگی میکردم آن ها روی همه کار های من تمرکز داشتن و پدر همسرم بعضی وقتها خیلی با حرف هایشان اذیتم میکردن و این زمان گذشت و گذشت تا من از طریق باشگاه ورزشی که در آن روز ها ورزش میکردم به یه اردو یه روزه رفتم و قرار بود شب ساعت ۷برگردیم
اما شب اون اتوبوسی که قرار بود بیاد دنبالمون دیر کردم و ساعت ۹اومد
من چنان استرسی داشتم که از این دیر کردن من ممکنه که چ حرفها خانواده همسرم به من بزنن و خیلی ناراحت و نگران بودم تا اینکه مربی من گفت که چرا حالت گرفته است و من جریان را برایش تعریف کردم و او گفت که میتوانی با شکر گزاری به آنچه میخاهی برسی و اون شب ما کل مسیر برگشت رو باهم حرف زدیم و چنان نور امیدی در من شعله ور شد که احساس خیلی خوبی بهم داد
ایشون چندتا فایل برایم فرستادن و توی اون فایل ها فایلی بود به اسم مناجات ملاصدرا و من وقتی اون فایل رو گوش دادم بی نهایت جذب اون صدا بودم ولی نمیشناختم که اون صدا .صدای کیه ؟تا اینکه توی یه فایل دیگه خود استاد مابین حرفاشون گفتن سید حسین عباس منش هستم و من سریع رفتم و داخل گوگل سرچ کردم و از آنجایی که من به اینترنت وایمیل وارد نبودم نتونستم که عضو سایت بشم و خیلی ناراحت بودم
به همسرم گفتم که من میخام که عضو این سایت بشم و اون با من خیلی دعوا کرد ک لازم نیست
و این بیشتر منو داغون کرد
ولی من نا امید نشدم و همیشه همیشه یه نور امیدی در دلم بود و همیشه رویا هام و ارزوهامو تصور میکردم طوری که حتی بعد اینکه دخترم کمی شیطون شده بود تمام وسایل تزئینی خونمون رو شکسته بود و من هیچ میلی به خریدن دوباره اون وسایل نداشتم و میگفتم که برای خونه جدیدم میخرم و تا این حد باور داشتم که میتونم صاحب خونه خودم بشم
بعد مدتی از اینکه فایل های که مربی من میفرستاد و اون ها رو گوش میدادم و تایم های خیلی کوتاهی داشت ولی من همیشه مرتبا تکرار میکردم و گوش میدادم و همیشه دنبال یه نفر بودم که بتونه منو عضو این سایت بکنه شاید براتون خنده دار باشه که من کار به این سادگی رو هم بلد نبودم وقتی که درگیر این مسئله بودم برای بار دوم به همسرم گفتم که منو عضو این سایت بکن و در کمال ناباوری و بدون هیچ سوالی این کارو برام انجام داد و من اون شب خیلی خوشحال بودم چون احساس میکردم که وارد یه مسیر خیلی خوبی شدم و به خودم گفتم این همه دعا و گریه های که کردم و اینکه خدا میدونستم من از ته قلبم این خواسته رو دارم من رو هدایت کرده به این راه و چرا من انتخاب شدم بین همه این آدم های اطرافم و این بی شک هدایت خدای خوبم بود
من از وقتی که عضو این سایت شدم شاید دوماه کمتر بشه که عضو سایت شدم ولی تو همین زمان کم به یه احساس خیلی خوبی رسیدم و خوشحالم و امیدوارم به تغییر زندگیم و با تضاد هایی که روبرو میشم خیلی با آرامش حلش میکنم و میگم حتما خیری در آن نهفته است میخام بگم خیلی خوشحالم و این داستان زندگی منه و همچنان با امید و توکل به خدای مهربانم و با استفاده از آموزش های استاد باور دارم که میتونم به زندگی دلخواهم برسم
سوالی که الان برا پیش اومده اینه که من تو خونه کار خیاطی میکنم و از این کار های راسته دوزی تولیدی که من به سختی و با زمان زیاد باید پول در بیارم اینم بگم که از وقتی فهمیدم که همسرم هیچ میلی به پیشرفت نداره من خودم تصمیم به تغییر و پیشرفت زندگیم کردم و برای این هدفم بسیار بسیار مصمم هستم من میخاستم که دوره لباس مجلسی رو شرکت کنم و آموزش ببینم از آنجایی و هزینه آموزش ۴/۵میلیون بود و من خودم این پول رو نداشتم از همسرم درخواست کردم و ایشون به هیچ وجه به من کمک نکردن و گفتم لازم نیس و من اونجا خیلی خیلی داغون شدم که چرا باید برای این چندرغاز پول من اینقدر خار بشم پیش همسرم و همونجا با خودم گفتم که من حتما حتما خودم به دستش میارم و کار تو خونه پیدا کردم و با اینکه تا به حال کار تولیدی انجام نداده بودم شروع به کار کردم و شب و روز تلاش کردم خیلی تلاش کردم و از درآمد روز ۲۰هزار تومن الان به روزی ۱۲۰هزار تومن رسیدم و تونستم با تلاش خودم برای اولین بار این ۴/۵میلیون رو جور کنم اما بعد اینکه با تمام تلاشم این پول جور شد و من میخاستم که برای کلاس ها و اموزشم اقدام کنم همسرم در کمال بی معرفتی به من اجازه شرکت در کلاس ها رو نداد و من هرچی صحبت کردم که بزار من شرکت کنم و من مطمئنم که پیشرفت میکنم ولی گوشش بدهکار نبود و در یک لحظه تمام آرزوهای من روی سرم خراب شد و من چندین روز فقط گریه میکردم 😔خیلی حالم بد بود ولی چون به فایل های شما گوش میدادم به خودم اومدم و گفتم حتما قراره اتفاق بهتری برام بیوفته و دیگه حرفی از کلاس ها نزدم و سعی کردم حالمو خوب نگه دارم تا اینکه بعد مدتی من پول در میاوردم تو خونه و هرچیزی که فقط برای خودم میخاستم میتونستم بخرم ولی این پول برای من خیلی به سختی در میومد و من از صبح تا شب باید کار میکردم تا بتونم ۱۰۰در بیارم
و این برام شده بود یه باور که پول درآوردن چقدر سخته و در این مرحله بود که یاد حرفهای استاد افتادم که گفته بودن هرچی رو که باور کنی همون اتفاق میافته و اگه باور کنی که پول به سختی در میاد واقعا به سختی به دست میاد و این داشت برای من اتفاق میافتاد و من از همون لحظه گفتم خدای من خدای مهربانم من میخام کاری انجام بدم ک راحت بتونم پول در بیارم و اینجا یه ایده ای به ذهنم رسید که دیگه این کارو انجام ندم و برم دنبال کاری که دوست دارم کاریو که دوست دارم اینه که برم تو کار لباس کودک …
حالا من بین این دوراهی موندم چند روزه گیر کردم که آیا انصراف بدم از این کارم یانه و این ایده همون الهام از طرف خداونده چون من اگه اینکار نکنم دیگه پولی هم نخواهم داشتم و از آنجایی که همسرم به من کمک نمیکنه خیلی میترسم
که چ تصمیمی بگیرم
دوستان عزیزم و استاد عزیزم اگه ممکنه منو راهنمایی کنین چون خیلی به کمکتون نیاز دارم چون من هنوز اول راهم و خیلی نمیتونم تشخیص بدم راه درست رو از. نادرست
سلااام دوست عزیزم من خیلی خوشحالم که باهاتون آشنا شدم هر ایده ای که بهت گفته میشه انجام بده که فقط با انجام دادن همون ایده قدم بعدی بهت گفته میشه به نظر من یا همون راهی که تو رو به موفقیت میرسونه یا تجربه کسب میکنی و آدم بزرگ تری میشی
جهانی بزرگ و با قوانینی بسیار ساده و کاربردی ،جهانی با قوانین پایدار و بدون تغییر،جهانی بسیار دقیق که شرایطی رو به زندگی من میاره تا هماهنگ با باورها و کانون توجه من باشه ، جهانی که در هر لحظه اتفاقات و شرایط رو برای من رقم میزنه که با اساس احساس همون لحظم هماهنگ باشه.
اگر در احساس ترس،غم،نگرانی و ناراحتی هستم و این احساس مدتی طول کشیده باشه خواهم دید که کم کم اتفاقات و شرایطی برام پیش میاد که غم و اندوهم باز هم بیشتر بشه ، یا اگر ساعت ها عصبانی باشم جهان شرایط و اتفاقاتی رو به زندگی من دعوت میکنه که عصبانیت بیشتری رو تجربه کنم.
در مثالی اگر من همیشه از همه چیز ایراد میگیرم و به همه چیز معترض باشم و آگاهانه تلاش نکنم ازین احساس خارج بشم خواهم دید موقعیت هایی برای من پیش میاد که من بیشتر بتونم اعتراض کنم و حتی خواهم دید که همسرم و اطرافیانم به من نق میزنن ، پس با توجه به این واکنش جهان اگر آگاهانه تلاش کنم با توجه به زیبایی ها و تفسیر مسائل بخیر ، کانون توجهم رو به نکات مثبت بزارم ، اتفاقات و شرایط من به صورتی که هماهنگ با این احساس باشن تغییر خواهند کرد و اتفاقات مثبت به زندگیم سرازیر میشن. با کمی کنکاش در خاطراتم و دقت در اونها خواهم دید به مراتب این موضوع در زندگیم تکرار شده. یکی از اولین نشونه هایی که جهان به من گوشزد میکنه در حال فرستادن فرکانسی مخرب به جهان هستم خودش رو در جسم من به صورت درد و بیماری نشون میده.
طبق مقاله خانم شایسته عزیز:
آبشخور این فرکانسها، باورهای محدودکننده ایه ،که کنترل کانون توجه منو جوری تو دست گرفته که، قادر به دیدن نعمتها، داشتهها و امیدهای زندگی ام نباشم و واکنشها، رفتار و عملکردهای منو حول محور ناخواستههام میچرخونه که با اون محدودیتها هماهنگی فرکانسی کامل داره.
ولی مهم نیست که چقدر خودم رو در شرایط نابسامان گیر انداختم ، چون من در جهانی زندگی میکنم که در هر لحظه به فرکانسهای من واکنش نشون میده. یعنی از همون لحظهای که تصمیم میگیرم تا ناظر بر افکارم باشم و تلاش کنم تا آگاهانه برای کنترل کانون توجهام برای موندن در این مسیر مداومت کنم و باورهای بنیادیم رو تغییر بدم، بدون استثناءـ شکل اتفاقات در اطرافم ، شروع به تغییر در جهت مثبت میکنه و کار رو برای کنترل کانون توجهم، آسونتر میکنه. این تمام قانونشه.
سلام استاد عزیز خدارو هزار بار سپاس گزارم که شمارو سر راهم قرار داد
من دوره عزت نفس رو تهیه کردم ولی چون گوشیم آیفن هست نمیتونم بازشون کنم فایلهارو و نمیتونم تمرینهام رو اونجا انجام بدم همسرم از روی لپ تاپ واسم دانلود میکنه چون موظف بودم تمرین رو انجام بدم گفتم اینجا خدمتتون عرض کنم که نمیتونم با گوشیم فایلهارو باز کنم و دیدگاهم رو بنویسم
چقدر این لایوتون زیبا بود مه با تغیر باور هامون شرایط هم تغیر میکنه
من همیشه یه شک داشتم به این موضوع اما امشب با دبدن ابن فایل کاملا متوجه شدم که این یک قانونه و بدون هیچ حرفی عملی هست
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان گرامی درباره اراده خداوند شما صحبت کردید که هر طوری که در زندگی ما به مسیرهای درست باشه به جای درست هدایت می شویم و این قانونمندی جهان را خداوند برای ما قرار داده و اگر در مسیر نادرست قرار بگیریم نتیجه بعد آن را میبینیم همانطور که در قرآن آمده برای عذاب هایی که برای اعمال آنها فرستاده شد که کفر ورزیدند و سرنوشت آنها را دیدیم استاد وقتی ایمان داشته باشیم نتیجه می آید و هر روز بهتر میشویم و قانون خداوند میگه هر چقدر رو خودت کار کنی به همان اندازه تو زندگی شما نشان داده می شود استاد چقدر قشنگ شما گفتید
اگر تغییر کنیم دنیای بیرون منم عوض میشه و به غیر از حساب به شما داده میشه چیزی که قرآن قولشو داده و مثال ثروت که چقدر زیبا گفتید رحمت و رزق بی نهایت است به اندازه ظرف خودمون دریافت میکنیم چون باورهای مناسب باید در ذهن خود قرار دهیم چون هر چقدر مذهبی تر باشیم باور اینکه آدمهای ثروتمند رو خدا دوست نداره این در آدم های مذهبی بیشتر نمایان است
استاد چیزی که در ثروت یک الان دارم کار می کنم همین باورهای مخرب است که شناسایی کردید شما به ما و روی خودمون داریم کار میکنیم تنها زمانی می توانیم بفهمیم که تغییر کرد ایم که نتیجه بهتری گرفتیم در زندگی و به آرامش و ایمانی که ما به خداوند داریم و اطمینان کردیم به آن نتیجه و عملکرد دسترسی پیدا می کنید
از شما ممنونم بابت صحبت های قشنگتون و همه دوستان خوبم رو به خدای بزرگ میسپارم
در پناه الله یکتا شاه سلامت و پیروز باشید انشالله
سلام به استاد عزیزم و بانو
این فایل نشانه امروز من بود
بسیار اموزنده همش نکته بود همش آگاهی های ناب بود
بسیار درس داشت این فایل و توحیدی بودنش رو لذت بردم
الله الله الله
همه چیز توی این دنیا آخرش وصل میشه به الله
همه چیز طبق قانون بدون تغییر خداوند اتفاق می افته
زمانی که ما تغییر کنیم.
یک الگوی زنده زو داریم میبیم که از کارگری رسیده به جایی
که شاید کمترین ارزویی باشه که براش محقق نشده باشه.
فقط لازمه آرامش رو به زندگیمون راه بدیم و با سپری کردن
تکامل برسیم به آنچه که آرزوش رو داریم
انک تخلف المیعاد
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
باسلام
الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنّاً وَلاَ أَذًی لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (262)
کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند و سپس به دنبال آنچه انفاق کرده اند، منّت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند.
بطور میانگین 15000 هزار باور انسان داره که اگر تغییر بده شخصیت او عوض میشه.
ولی باور فراوانی انقدر مهم و قوی هست اگر درک کنیم بالاترین میزان ثروت و پول وارد زندگی ما میشه.
بهترین باور در مورد خداوند ، باور داشتن به قوانین ثابت جهان هستی هست کخ نشانگر عدل الهی هم هست.
به نام خدای هدایتگر
به نام خدای حمایتگر
به نام ربی که بی حساب میبخشد
به نام او که همیشه حی و حاضره
امروز ازون روزا بود که از اول صبح دنبال جواب بودم
جواب سوالی که بابتش ازش هدایت خواسته بودم
امروز از زبون آدمی که اصلا نمیشناسمش جوابمو شنیدم
امروز هر چی نوشته بودم برای ستاره قطبیمو تجربه کردم
راحتی انجام کارها
راحتی زندگی و در لحظه بودن و لذت بردن
تجربه حس خوب و عاشقانه
کارکردن روی عزت نفس و جسارت صحبت کردن راج به تواناییام و خواستن حق و حقوق که سالهاست سکوت کزدم راج بهشون و نشون دادن شجاعتم ب دنیا
امروز قلبم باز بود برای هدایت
امروز برای لحظاتم بیشتر ارزش قائل بودم با تکرار این واقعیت که من یک بار امروز را زندگی میکنم
یک بار فرصت زندگی به من داده شده است
خداجونم شکرت بابت هدایتم به این فایل ارزشمند که ب من یادآور میشه قانون خداوند ثابته و خیالت باید تخت باشه بابت این خبر مهم
قانون خدا بدون تغییره
پس بچسب به اون چیزی که میخوای نتایج خودشون میان جای نگرانی نیست .فرمانروای عالمه کم کسی نیست که این اعتماد خاطر رو بهت داده که هر کار میکنی در مسیر درست قدم بزار و نتیجه رو بسپر به من
تو فقط قدم ب قدم حرکت کن
این نگاه سلسلهمراتبی و نظاممند به رشد شخصیت، فوقالعاده قدرتمند و روشنگر است. نقطهای که در آن “اراده” نه به عنوان نیرویی مستقل، بلکه به عنوان جزیی در خدمت “مشیت” (قوانین کلان هستی) تعریف میشود، کلید درک حقیقی تسلیم آگاهانه است.
این جمله که “قدرت عملگرایی در مسیر قانون، با رها کردن نگرانی از نتیجه افزایش مییابد”، پارادوکس زیبایی را آشکار میکند: هنگامی که انرژی ذهنی ما از اضطرابِ “رسیدن” آزاد میشود، تمام آن نیرو صرف “شدن” و “عمل درست” میگردد.
چرخه تکاملی درک → عمل → نتیجه (به عنوان بازخورد) → درک عمیقتر، نقشه راهی واقعی برای تحول است. اینجا است که باورِ محوری “شرایط بیرونی، آینه شخصیت درونی است”، تبدیل به موتور محرکهای میشود برای ساختن ارادهای پولادین. اگر باور کنم که جهان بیرونم مدرسهای برای درسهای درونم است، دیگر با شرایط مقابله نمیکنم، بلکه از آنها برای شناخت و تغییر خود استفاده میکنم.
و در نهایت، یادآوری این نکته که “باورها یک شبه تغییر نمیکنند”، عطری از مهربانی و صبر در مسیر دشوار تغییر میپاشد. پذیرش این که تغییر شخصیت یک “فرآیند تکاملی” است، به ما اجازه میدهد با شکیبایی و پشتکار، قدم به قدم پیش رویم، بدون آنکه در برابر کندی مسیر دلسرد شویم. این متن یک چکیده جامع از خرد عملی برای هر رهرو راه تکامل است. 🙏✨
سلام استادجان وسلام خانم شایسته عزیزم
امروز طبق معمول روزم رو با استاد شروع کردم .نوبت فایل چهارم پروژه درک عمیق قوانین خداوند بود فایل روباز کردم .دفتر وخودکار آوردم و آماده شدم .اما قبلش یادداشتهای فایل جلسه سوم رو مرور کردم و ناگهان حس کردم امروز باید بیا م و کامنت بذارم .این شد که نشستم وتایپ کردم.
استاد جان یه تفاوت بزرگی که شما با آدمهای دیگه ای که در این حوزه فعالیت دارند اینه که شما به شدت عمل گرا هستین .دنبال حرفای خوشگل نیستین .آموزشهای شما چند تا ویژگی منحصر به فرد داره:
1-هرچیزی رو قبل از اینکه آموزش بدین در باره ش تحقیق کردین و در مورد درست بودنش به یقیقن رسیدین.
2-قبل از آموزش خودتون به دستاوردهاتون عمل کردین .از کجا معلومه ؟نتایجتون میگه.پس عالم بی عمل نیستین و این خودش عامل بزرگ تاثیر گذاریه.و شاگردانتون رو تشویق به باور آموزشهاتون میکنه.
3-باور اینکه اگر کاری سخت بود نشونه اینه که مسیر درست نیست وباید اصلاح بشه باعث شده که شما درسهاتون رو بسیار ساده بیان کنین در عین اینکه کلمه به کلمه ش منبعی از نور و آگاهی ست .
4-حرفای خوشگل نمیزنین حرفایی میزنین که امکان عمل به اونها وجود داره وچقدر چقدر این قسمتش یعنی عملی بودن آموزشها کمک کننده ست واصلا اصل داستان اینه .عمل عمل عمل .
اینجاست که توضیح شما در باره مشیت و اراده خداوند و تفاوت اونها برام معنا پیدا میکنه .
اراده خواست خداونده و مشیت عملکردن به خواسته خداوند .خواسته ای که در قوانین بدون تغییر او تجلی پیدا میکنه .
در قرآن هم همه جا ایمان وعمل با هم اومده . و به قول شما ایمان بدون عمل حرف مفت است .و چقدر من این جمله نغز شما رو دوست دارم .
باور اینکه مشیت خداوند در اجرای قوانین اوست به من این انگیزه را میدهد که که بدون توجه به نتیجه فقط به قوانین عمل کنم و فارغ از اینکه نتیجه چی میشه تمرکزم رو روی اجرای درست قوانین بگذارم .چون باور دارم که هر چی پیش بیاد به صلاح منه و طرح الهی نیز در جهت خیر منه .واین چقدر در قلبم آرامش و اطمینان ایجاد میکنه و با عث میشه با هر اقدامی در جهت قوانین و گرفتن نتایج ایمانم بیشتر بشه .باورم قوی تر بشه و عمل گرا تر بشم .
با رسیدن به ایمان وعمل به قوانین بدون در نظر گرفتن نتیجه دیگه عجله ای برای رسیدن به خواسته هام ندارم پس ترس ونگرانی ازم دور میشه ومن با آرامش بیشتری حرکت میکنم و خداوند طبق زمان بندی خودش منو به خواسته هام میرسونه.
هر چقدر نتایج بیشتر میشه شرایط بیرونیم تغییر بیشتری میکنه و این باورم رو که شرایط بیرونی من بازتاب شرایط درونی منه قوی تر میکنه و نتیجه اینکه تلاشم رو میذارم برای تغییر خودم و دیگه کاری با بیرون ندارم .نتیجه اینکه باز آرامشم بیشتر میشه واتفاقات ونتایج بهتری وارد زندگیم میشه و باز من پروسه باور و ایمان واحساس خوب رو تقویت میکنم و شرایط بیرونی باز بهتر میشه و…….
این چرخه ادامه پیدا میکنه تا جایی که من همچنان در مسیر باشم .
اما اگه خدای نکرده از مسیر درست خارج بشم دوباره چرخه احساس بد =اتفاقات بد شروع میشه .
پس همیشه باید قوانین رو به خودم یادآوری کنم و مدام در حال پاکسازی ذهنم و تمیز کردن علفهای هرزش باشم و این پروسه پایانی ندارد.
سپاس استاد جان که خداوکیلی ماموریتتان را در این دنیا به نحو احسن انجام میدین .هر روزتان پراز نور خداوند.
سپاس بیکران بابت این آموزه ها و آگاهی های بی نظیر. هیچ چیز در این دنیا تصادفی نیست. خداوند بی همتا، با قوانین بی بدیل و بی نظیر و بی تغییر این قدرت را به تک تک انسانها داده است که خود کیفیت زندگی شان را رقم بزنند. چطور؟ با انتخاب افکار و باورهایی که دارند. مادام که از این قوانین قدرتمند به درستی استفاده کنیم، جریانی از ثروت و خیر و برکت و سلامتی و فراوانی را در زندگی خود جاری کرده ایم. خداوندا، کمک مان کن از این آگاهی های بینظیر در هر لحظه بهره مندشویم و شکرگزار و قدردان آن باشیم.
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیزم و سلام دوستان عزیزم
من زهرا هستم ۲۶ساله از مشهد
من تازه عضو سایت شدم و این اولین کامنت من هست
اول خدارو شکر میکنم که من رو به این راه هدایت کرد و این مسیر برام خیلی لذت بخشه و یه امید و انگیزه و شور اشتیاق خاصی بهم داده
من اول خودمو معرفی کنم واقعا در نوشتن زیاد وارد نیستم و اگه کم و کاستی داشت لطفاً به بزرگی خودتون ببخشین🙏
من متاهل هستم و ۶ساله که با خانواده همسرم زندگی میکنم و از همون اول خیلی میل به مستقل شدن داشتم یه جورایی همیشه دلم میخواست خونه و زندگی مستقل خودم رو داشته باشم بدون هیچ وابستگی به پدر و خانواده همسرم
و بر خلاف من همسرم از این شرایط کاملا راضی بود و هیچ تلاشی نمیکرد برای پیشرفت در زندگیمون و همیشه پشتش به پدرش گرم بود
من یه چیزی از همون اول در من میگفت که باید پیشرفت کنم و اصلا آرام و قرار نداشتم و این خیلی اذیتم میکرد چون هیچ کاری از دستم بر نمیومد و من روز های تکراری و خسته کننده ای رو داشتم میگذراندم و یه جاهایی به این نتیجه رسیده بودم که سرنوشت من تا آخر عمرم همینه و باید با همین شرایط تا آخر عمرم زندگی کنم اینم بگم که من رشته ادبیات عرب در دانشگاه قبول شده بودم و همسرم اجازه ادامه تحصیل رو بهم نداد و من بودم در این زندگی بدون هیچ هنر و مدرک تحصیلی خیلی برام سخت بود خیلی غر میزدم و همیشه با خودم درگیر بودم در ظاهر خیلی دختر شاد و خوشحالی بودم ولی همیشه غمی تو دلم بود که این خوشحالی از ته دلم نبود
تا اینکه خدا به من دختری داد و من وقتی دختر دار شدم علاقه زیادی پیدا کردم به خیاطی چون بی نهایت به لباس و خوش پوش بودن اهمیت میدادم و دوست داشتم همیشه بهترین لباس ها رو داشته باشم تا اینکه رفتم و خیاطی رو با هر سختی که بود یاد گرفتم با یه چرخ درب و داغون خیاطی میکردم و یه درآمد خیلی ناچیزی داشتم
و این خیلی برام لذت بخش بود که من خودم دارم پول در میارم یادمه اولی مانتویی که دوختم برا یکی از فامیلامون بود و من مبلغ ۵۰هزار تومن به دست آورده بودم و نمیدونم چرا اینقدر خوشحال بودم که این نتیجه تلاش خالصانه خودم بود
بعد مدتی تو این زمان همسر من فقط حقوقی داشت که فقط خرج زندگیمون بود و هیچ پس اندازی نمیشد بکنی همیشه من در دلم یه میل و عطش شدیدی برای پیشرفت داشتم که وقتی نمیتونستم کاری کنم باعث افسردگی و تسلیم شدنم میشد و خیلی وقت ها گریه میکردم
من یه زندگی روتین و خسته کننده ای رو داشتم تکرار میکردم و تسلیم سرنوشت شدم
من چون با خانواده همسرم زندگی میکردم آن ها روی همه کار های من تمرکز داشتن و پدر همسرم بعضی وقتها خیلی با حرف هایشان اذیتم میکردن و این زمان گذشت و گذشت تا من از طریق باشگاه ورزشی که در آن روز ها ورزش میکردم به یه اردو یه روزه رفتم و قرار بود شب ساعت ۷برگردیم
اما شب اون اتوبوسی که قرار بود بیاد دنبالمون دیر کردم و ساعت ۹اومد
من چنان استرسی داشتم که از این دیر کردن من ممکنه که چ حرفها خانواده همسرم به من بزنن و خیلی ناراحت و نگران بودم تا اینکه مربی من گفت که چرا حالت گرفته است و من جریان را برایش تعریف کردم و او گفت که میتوانی با شکر گزاری به آنچه میخاهی برسی و اون شب ما کل مسیر برگشت رو باهم حرف زدیم و چنان نور امیدی در من شعله ور شد که احساس خیلی خوبی بهم داد
ایشون چندتا فایل برایم فرستادن و توی اون فایل ها فایلی بود به اسم مناجات ملاصدرا و من وقتی اون فایل رو گوش دادم بی نهایت جذب اون صدا بودم ولی نمیشناختم که اون صدا .صدای کیه ؟تا اینکه توی یه فایل دیگه خود استاد مابین حرفاشون گفتن سید حسین عباس منش هستم و من سریع رفتم و داخل گوگل سرچ کردم و از آنجایی که من به اینترنت وایمیل وارد نبودم نتونستم که عضو سایت بشم و خیلی ناراحت بودم
به همسرم گفتم که من میخام که عضو این سایت بشم و اون با من خیلی دعوا کرد ک لازم نیست
و این بیشتر منو داغون کرد
ولی من نا امید نشدم و همیشه همیشه یه نور امیدی در دلم بود و همیشه رویا هام و ارزوهامو تصور میکردم طوری که حتی بعد اینکه دخترم کمی شیطون شده بود تمام وسایل تزئینی خونمون رو شکسته بود و من هیچ میلی به خریدن دوباره اون وسایل نداشتم و میگفتم که برای خونه جدیدم میخرم و تا این حد باور داشتم که میتونم صاحب خونه خودم بشم
بعد مدتی از اینکه فایل های که مربی من میفرستاد و اون ها رو گوش میدادم و تایم های خیلی کوتاهی داشت ولی من همیشه مرتبا تکرار میکردم و گوش میدادم و همیشه دنبال یه نفر بودم که بتونه منو عضو این سایت بکنه شاید براتون خنده دار باشه که من کار به این سادگی رو هم بلد نبودم وقتی که درگیر این مسئله بودم برای بار دوم به همسرم گفتم که منو عضو این سایت بکن و در کمال ناباوری و بدون هیچ سوالی این کارو برام انجام داد و من اون شب خیلی خوشحال بودم چون احساس میکردم که وارد یه مسیر خیلی خوبی شدم و به خودم گفتم این همه دعا و گریه های که کردم و اینکه خدا میدونستم من از ته قلبم این خواسته رو دارم من رو هدایت کرده به این راه و چرا من انتخاب شدم بین همه این آدم های اطرافم و این بی شک هدایت خدای خوبم بود
من از وقتی که عضو این سایت شدم شاید دوماه کمتر بشه که عضو سایت شدم ولی تو همین زمان کم به یه احساس خیلی خوبی رسیدم و خوشحالم و امیدوارم به تغییر زندگیم و با تضاد هایی که روبرو میشم خیلی با آرامش حلش میکنم و میگم حتما خیری در آن نهفته است میخام بگم خیلی خوشحالم و این داستان زندگی منه و همچنان با امید و توکل به خدای مهربانم و با استفاده از آموزش های استاد باور دارم که میتونم به زندگی دلخواهم برسم
سوالی که الان برا پیش اومده اینه که من تو خونه کار خیاطی میکنم و از این کار های راسته دوزی تولیدی که من به سختی و با زمان زیاد باید پول در بیارم اینم بگم که از وقتی فهمیدم که همسرم هیچ میلی به پیشرفت نداره من خودم تصمیم به تغییر و پیشرفت زندگیم کردم و برای این هدفم بسیار بسیار مصمم هستم من میخاستم که دوره لباس مجلسی رو شرکت کنم و آموزش ببینم از آنجایی و هزینه آموزش ۴/۵میلیون بود و من خودم این پول رو نداشتم از همسرم درخواست کردم و ایشون به هیچ وجه به من کمک نکردن و گفتم لازم نیس و من اونجا خیلی خیلی داغون شدم که چرا باید برای این چندرغاز پول من اینقدر خار بشم پیش همسرم و همونجا با خودم گفتم که من حتما حتما خودم به دستش میارم و کار تو خونه پیدا کردم و با اینکه تا به حال کار تولیدی انجام نداده بودم شروع به کار کردم و شب و روز تلاش کردم خیلی تلاش کردم و از درآمد روز ۲۰هزار تومن الان به روزی ۱۲۰هزار تومن رسیدم و تونستم با تلاش خودم برای اولین بار این ۴/۵میلیون رو جور کنم اما بعد اینکه با تمام تلاشم این پول جور شد و من میخاستم که برای کلاس ها و اموزشم اقدام کنم همسرم در کمال بی معرفتی به من اجازه شرکت در کلاس ها رو نداد و من هرچی صحبت کردم که بزار من شرکت کنم و من مطمئنم که پیشرفت میکنم ولی گوشش بدهکار نبود و در یک لحظه تمام آرزوهای من روی سرم خراب شد و من چندین روز فقط گریه میکردم 😔خیلی حالم بد بود ولی چون به فایل های شما گوش میدادم به خودم اومدم و گفتم حتما قراره اتفاق بهتری برام بیوفته و دیگه حرفی از کلاس ها نزدم و سعی کردم حالمو خوب نگه دارم تا اینکه بعد مدتی من پول در میاوردم تو خونه و هرچیزی که فقط برای خودم میخاستم میتونستم بخرم ولی این پول برای من خیلی به سختی در میومد و من از صبح تا شب باید کار میکردم تا بتونم ۱۰۰در بیارم
و این برام شده بود یه باور که پول درآوردن چقدر سخته و در این مرحله بود که یاد حرفهای استاد افتادم که گفته بودن هرچی رو که باور کنی همون اتفاق میافته و اگه باور کنی که پول به سختی در میاد واقعا به سختی به دست میاد و این داشت برای من اتفاق میافتاد و من از همون لحظه گفتم خدای من خدای مهربانم من میخام کاری انجام بدم ک راحت بتونم پول در بیارم و اینجا یه ایده ای به ذهنم رسید که دیگه این کارو انجام ندم و برم دنبال کاری که دوست دارم کاریو که دوست دارم اینه که برم تو کار لباس کودک …
حالا من بین این دوراهی موندم چند روزه گیر کردم که آیا انصراف بدم از این کارم یانه و این ایده همون الهام از طرف خداونده چون من اگه اینکار نکنم دیگه پولی هم نخواهم داشتم و از آنجایی که همسرم به من کمک نمیکنه خیلی میترسم
که چ تصمیمی بگیرم
دوستان عزیزم و استاد عزیزم اگه ممکنه منو راهنمایی کنین چون خیلی به کمکتون نیاز دارم چون من هنوز اول راهم و خیلی نمیتونم تشخیص بدم راه درست رو از. نادرست
ممنون میشم راهنماییم کنین🙏🙏🙏
سلااام دوست عزیزم من خیلی خوشحالم که باهاتون آشنا شدم هر ایده ای که بهت گفته میشه انجام بده که فقط با انجام دادن همون ایده قدم بعدی بهت گفته میشه به نظر من یا همون راهی که تو رو به موفقیت میرسونه یا تجربه کسب میکنی و آدم بزرگ تری میشی
متن روز (۶)
جهانی بزرگ و با قوانینی بسیار ساده و کاربردی ،جهانی با قوانین پایدار و بدون تغییر،جهانی بسیار دقیق که شرایطی رو به زندگی من میاره تا هماهنگ با باورها و کانون توجه من باشه ، جهانی که در هر لحظه اتفاقات و شرایط رو برای من رقم میزنه که با اساس احساس همون لحظم هماهنگ باشه.
اگر در احساس ترس،غم،نگرانی و ناراحتی هستم و این احساس مدتی طول کشیده باشه خواهم دید که کم کم اتفاقات و شرایطی برام پیش میاد که غم و اندوهم باز هم بیشتر بشه ، یا اگر ساعت ها عصبانی باشم جهان شرایط و اتفاقاتی رو به زندگی من دعوت میکنه که عصبانیت بیشتری رو تجربه کنم.
در مثالی اگر من همیشه از همه چیز ایراد میگیرم و به همه چیز معترض باشم و آگاهانه تلاش نکنم ازین احساس خارج بشم خواهم دید موقعیت هایی برای من پیش میاد که من بیشتر بتونم اعتراض کنم و حتی خواهم دید که همسرم و اطرافیانم به من نق میزنن ، پس با توجه به این واکنش جهان اگر آگاهانه تلاش کنم با توجه به زیبایی ها و تفسیر مسائل بخیر ، کانون توجهم رو به نکات مثبت بزارم ، اتفاقات و شرایط من به صورتی که هماهنگ با این احساس باشن تغییر خواهند کرد و اتفاقات مثبت به زندگیم سرازیر میشن. با کمی کنکاش در خاطراتم و دقت در اونها خواهم دید به مراتب این موضوع در زندگیم تکرار شده. یکی از اولین نشونه هایی که جهان به من گوشزد میکنه در حال فرستادن فرکانسی مخرب به جهان هستم خودش رو در جسم من به صورت درد و بیماری نشون میده.
طبق مقاله خانم شایسته عزیز:
آبشخور این فرکانسها، باورهای محدودکننده ایه ،که کنترل کانون توجه منو جوری تو دست گرفته که، قادر به دیدن نعمتها، داشتهها و امیدهای زندگی ام نباشم و واکنشها، رفتار و عملکردهای منو حول محور ناخواستههام میچرخونه که با اون محدودیتها هماهنگی فرکانسی کامل داره.
ولی مهم نیست که چقدر خودم رو در شرایط نابسامان گیر انداختم ، چون من در جهانی زندگی میکنم که در هر لحظه به فرکانسهای من واکنش نشون میده. یعنی از همون لحظهای که تصمیم میگیرم تا ناظر بر افکارم باشم و تلاش کنم تا آگاهانه برای کنترل کانون توجهام برای موندن در این مسیر مداومت کنم و باورهای بنیادیم رو تغییر بدم، بدون استثناءـ شکل اتفاقات در اطرافم ، شروع به تغییر در جهت مثبت میکنه و کار رو برای کنترل کانون توجهم، آسونتر میکنه. این تمام قانونشه.
سلام استاد عزیز خدارو هزار بار سپاس گزارم که شمارو سر راهم قرار داد
من دوره عزت نفس رو تهیه کردم ولی چون گوشیم آیفن هست نمیتونم بازشون کنم فایلهارو و نمیتونم تمرینهام رو اونجا انجام بدم همسرم از روی لپ تاپ واسم دانلود میکنه چون موظف بودم تمرین رو انجام بدم گفتم اینجا خدمتتون عرض کنم که نمیتونم با گوشیم فایلهارو باز کنم و دیدگاهم رو بنویسم
چقدر این لایوتون زیبا بود مه با تغیر باور هامون شرایط هم تغیر میکنه
من همیشه یه شک داشتم به این موضوع اما امشب با دبدن ابن فایل کاملا متوجه شدم که این یک قانونه و بدون هیچ حرفی عملی هست
ممنون از وجودتون