درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳ - صفحه 1 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2916 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان گلم

    خدایا شکرت بابت این همه آگاهی ک استاد عزیز گفتن و نت برداری کردم و دیدم با هر بار گوش دادن چقدر انگیزه میگیرم ک بیشتر روی خودم و باورهام بخصوص باور فراوانی کار کنم

    خیلی خدا رو شکر میکنم داخل سایتی هستم ک فقط از اصل بهم گفته میشه از خدایی که همیشه در حال هدایتمون هست و هدایت شدم به این فایل

    جایی ک استاد عزیز توی اکثر دوره هاشون میگن ۳ماه یا ۶ماه فقط چیزهایی که گفته میشه توی این دوره وحی منزل بپذیرد و هیچ کتاب یا استاد دیگه ایی گوش نکنید ک دچار سردرگمی میشین الان تو همین فایل پر از درس ی قسمتی فرشید عزیز ک گفتن ۱۵هزار باور انسان داره و شاگرداش ۵۰تا باور توی مدت یکماه عوض کردن و ۱۴۵۵۰ت باور دیگه هست ک باید عوض بشه من ی لحظه گفتم خدای من با چ علمی این چنین حرفی زده میشه ک استاد عزیزچقدر بحث رو عوض کردن ک بحث اینقدر پیچیده نیست و بحث،بحث تغییر

    بحث همون ی دونه باوره توی بحث فراوانی تایید کردن استاد در مورد همین باور فراوانی ک اگرکار بشه البته با الگو و منطقی کردن ک به ذهن نشون بدیم ک همه چیز فراوانه جریانی از ثروت و خوشبختی در تمام ابعاد وارد زندگیم میشود و به قول استاد عزیز احتیاج به ۱۵هزار یا ۵۰۰هزار باور نیست اگه من ک دارم تایپ میکنم همین ی جمله استاد رو درک کنم و عمل کنم مطمئنا نتایج میاد

    اگر همین یک دونه باور رو تغییر بدم البته تغییر همین باور فراوانی آرام آرام تغییر میکنه اینجوری نیست ک ی دکمه بزنم تغییر بدم

    مگه باورها ی شبه به وجود میاد که ی شبه بخواد عوض بشه

    و ما هر روز باید روی این باور فراوانی و احساس لیاقت کار کنیم

    و به اندازه ایی ک تغییر کنیم زندگیمو عوض میشه

    کی میتونم بفهم که چقدر تغییر کردم؟

    کافیه به نتایجم نگاه کنم در ابعاد زندگیم و هر جا میلنگه بیام همون جا درست کنم با باورهای قدرتمند کننده

    و این مثال باران و خورشید ک مصداق ثروت و نعمت الهی هست زده شد چقدر کمک میکنه بما ک فقط باید ظرفمون بزرگ کنیم

    وگرنه این باران و رحمت و رزق الهی بینهایته و به اندازه ظرفمون داریم دریافت میکنیم

    اگه الان ثروت زیاد توی زندگیم نیست چون باور ندارم ک همیشه باران هست و بجای اینکه بیام هر دفعه ی ظرف رو با همون اندازه عوض کنم بیام ظرفم رو بزرگترش کنم با باورهای قدرتمنده کننده ک باور فراوانی و احساس لیاقت میتونیم ظرفمون رو بزرگتر کنیم ممنونم استاد عزیزم ک دوباره یاداوری کردین ک بیشتر روی باور فراوانی کار کنیم

    و در مورد مثال جنگل سیبری در مورد فراوانی درخت زدین چقدر عالی بود ک بمن هم اموزش میدین ک کمبود رو باور نکنیم و بیام باور فراوانی در مورد هر چیز بریم تحقیق کنیم و توی ذهنم پرورش بدم تا فراوانی رو باور کنم

    و به اندازه ایی ک تمرکز کنم روی فراوانی و به همون اندازه ک باور کنم نشونش احساس خوبه،نشونه اش احساس آرامشه

    من کی باورم تغییر میکنه؟؟؟؟

    و میتونم بگم ک باورم تغییر کرده

    موقعی که به همون اندازه ارام تر میشم

    موقعی ک به همون اندازه مطمئن تر میشم

    به همون اندازه ک یقین بیشتری دارم به دریافت نعمتها

    به همون اندازه ایی ک ایمانم بیشتر میشه

    ک نشانگرش آرامشه

    به همون اندازه ایی ک اطمینانم،قلبم،بهتر میشه ارام تر میشه

    به همون اندازه باورام تعییر کرده

    خداوند میگه

    اونایی ک بمن و روز قیامت ایمان دارن و عمل صالح انجام بدن و فارق از اینکه چ دینی دارن

    و اگه این ۳تا کار رو انجام بدن غم و ترسی براشون نیست لا خوف علیهم و لا یحزنون

    بحث ارامش نمادش میشه تغییر

    به اندازه ایی ک ما ارام هستیم

    به اندازه ایی ک حال و احساست خوبه

    به اندازه ایی ک مطمئن هستی و یقین داری

    و به اندازه ایی ک احساست خوبه به همون اندازه معلومه که فکرت تغییر کرده

    بخدا این کلمه هایی که بر زبان استادعزیز جاری میشه فقط باید باید با طلا نوشت چقدر گرانبهاست

    به اندازه ایی ک ادم تغییر میکنه نشانه گرش آرامشه

    وقتی ارامش پایدار میشه

    اولش اینه ک ۱۰ دقیقه اروم میشم

    وقتی بیشتر کار میکنی ۱ساعت ارام میشیم

    وقتی بیشتر کار میکنم ۱روز ارام تر میشم

    و بعد زیاد کارکنی روی خودت یکماه حالت خوبه واحساسات عالیه اون موقع یعنی تو مسیر درست زندگی هستی و از اون جا به بعد این مسیر رو ادامه

    بدی نعمتها و ثروتها بیشتر و بیشتر میشه و وارد زندگیم میشه

    و باوری که خیلی به همه ماها کمک میکنه همون باوری هست ک استاد عزیز پذیرفتن ک خداوند قانونش بدون تغییر هست و اگر بپذیریم این قوانین خداوند رو و تبعیت کنیم فارق از این که جهان به چ سمتی میره ما نتایج مربوط به خودمون خواهیم گرفت

    و این رو بخودم میگم اگه بخوام توی این مسیر قدم بردارم و هر روز دارم بخودم میگم هر جا ی جایی احساس میکنم نجواها میان ک اذیت کنن میگم استاد جایی زندگی کردن و توی اون هوای گرم بندرعباس توی اون خونه سیمانی ک چندین نفر زندگی میکردن و حمام و دستشویی مشترک بود اومد جهاد اکبر براه انداخت و روی باورهاش و روی خودشناسی خودش کار کرد و هر دفعه بخودم میگم ک دنبال بهانه نباشم ک همه چیز برام مهیا هست و چرا کمتر وقت میزارم روی خودم و بیام انقدر کار کنم و روی بحث فراوانی و احساس لیاقت خودم کار کنم ک ی ذره ی ذره نتایج عوض بشه خدایا سپاسگزارم ک روزیم کردی این همه آگاهی رو

    خیلی دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 78 رای:
    • -
      حسین گفته:
      مدت عضویت: 2471 روز

      سلام دوست عزیزم‌..با مطالعه کامنت شما واقعا به وجد آمدم .و چقدر زیبا آگاهبهای این فایل بسیار ارزسمند را توضیح دادید ،و برائ من‌مروری بود ،بر قوانینی که لازم است ما هرروز و در همه حال به یاد خودمان بیاوریم .خیلی لذت بردم .امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق و موید باشید🙏🙏

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام استاد جون وخانم شایشته

    که انقد مهربون وباسخاوتید

    سلام هم سفری های عزیزم نشونه های خدا برای من

    راستش توی یه فایلی میگفتن تغییر خیلی سخته واخه خیلی باورها هست باید تغییر بدیم تا شرایط تغییر کنه

    استاد میگفت یه باور هست که با تغییرش برکت زیادی به همراه داره اونم اینه

    بفهمی جهان قانون داره

    همینجوریکه توی فیزیک یه قوانیین هست تو ریاضی توی شیمی

    خلاصه جهانمونم قانون داره وهیچ وقت تغییری نمیکنه

    حالا میخای تغیر کنی بسم الله تنها راه همینه تغییر باور هات کنترل زهنت این حرفا

    حالا اینجا استاد میگه عجله نکن باید تکاملی دونه دونه درساهاتو یاد بگیری ایمانتو زره زره بیشتر کنی

    استاد میگه قانون تغییر نمیکنه خیالت راحت تو سعی کن گام هاتو پله پله برداری تلاشتو بکنی

    نترس همه مثل توعن شاید اولش سخت باشه براشون وزره زره قدم برداشتن همینکه عاشق راه درستی تلاشتم بکن تغییر میکنی

    برای کنترل زهنم تو رژیم خوردن خوراکیا در تعجب چجوری خدا بهم قدرت کنترل زهن داده وگرنه بعضی وقتا میمونم خلاصه بگم برای کنترل زهن توی ثروت روابط سلامتی

    توهمه چیز بهت فقیرم

    ازت هدایت میطلبم

    ازت بهبود های کوچولو میطلبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 85 رای:
  3. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    ما بدانستیم ما این تن نه‌ایم

    از ورای تن به یزدان می‌زییم

    ای خنک آن را که ذات خود شناخت

    اندر امن سرمدی قصری بساخت

    مولانا

    سلام و عرض ادب و احترام محضر استاد گرانقدرم

    مریم بانوی نازنینم و

    همه دوستانِ توحیدی ام و ادامه لذّت بردن در این گلستان زیبایی ها

    خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت صادر شدن دعوتنامه امروزم که فرصت زندگی کردنم صادر شده تا هر قدم را آگاهانه و باعشق و شکرگزاری بردارم و تمام سعی ام این باشد که در لحظه با بیداری زندگی کنم و آگاه بر ذهن و قلبم چون به اندازه کافی درک کرده ام که خود خالق هر لحظه زندگیم هستم و این شناخت باعث می شود که با تمرکز عالی تر و با هدایت های خداوند پیش بروم

    در مسیری که هر روز رشدوپیشرفت برایمان داشته و وجود و زندگی مان را لبریز از معجزه کرده است.

    صبح زود به لطف خداوند بیدار شدم و روی ماه عزیزدلم رو دیدم و سلامتی جسم و جان و روح و روان مان که خود معجزه ایست و صبح بخیری عالی به همدیگر و آماده شدو رفت دوتا نون سنگک و آش خانگی خرید و بسلامتی برگشت و نوش جان کردیم و همراهی اش کردم تا درب حیاط و به خدا سپردمش و رفتم قهوه خانه و قهوه ای ناب نوش کرده و کمی تروتمیزی و بعد هدایت شدم به هرس کردن شاخ و برگ های اضافی و نمیز کردن زیر درختان که گلها و برگ های خوشگل که خشک شده بودند ریخته بود و جمع کردم که

    در نوع خودش مثل وزنه زدن می مونه و یاد استاد جان و مریم عزیزم افتادم در پرادایس باشکوه و

    کلی درس ها که آموختم و می آموزم هرروز.

    خلاصه که حسابی با عشق کارها را با حضور گرم خداوند انجام دادم و گفتم‌ نوبتی هم باشد

    نوبت نوش جان کردن جرعه جرعه این فایل بهشتی است و شنیدن کلام های نورانی بخش از زبان استاد بزرگوارم و بعد

    با کلماتی که خداوند برذهن و قلبم جاری می کند و توانایی در انگشتانِ خوشگل دستانم ،کامنت هم بنویسم تا نورعلی نور شود .

    به جرات می توانم بگویم که آنقدر پلن های خداوند هرروز در زندگیه بهشتی مان بی نظیر است که فقط نظاره گر معجزات و مشیت خودش هستم و از همان اول صبح و در صلاتم می گویم خدایا عاشقتم و میدونم که میدونی که وقتی من در مسیر درست خودت باشم آنچه را که در مورد قوانین زیبایت از استاد آموخته ام در مورد صراط المستقیم ات،

    پس هر چه می خواهد بشود برای من

    الخیر فی ماوقع است و تمام

    چون آن که باید عملکرد مرا ببیند هر لحظه شاهد است و من این طور پیش خودم فرض

    کرده ام که در همه جا دوربین نورانی تو روشن است و این مرا بیشتر متمرکز بر رفتار،گفتارو عملکردهایم

    می کند .

    خب استحضار دارید که در قهوه خانه ما فروش قلیان و املت و سوسیس بندری و نیمرو و چای داشتیم و درآمدمان حداکثر بین 500 تا 600هزار در روز می شد و من خدا می داند که برای ریال به ریالش

    خداروشکر می کردم و در این سه سال

    کلی خریدهای ضروری برای خانه و چیزهایی که نیاز بود از پوشاک و کفش و غیره هم می خریدیم و

    باید تکاملی طی می شد و یکسری تغییرات اساسی درونی و من و مصطفی به خوبی واقف بودیم و

    مهم تر از آن ایمان داشتیم که خداوند حواسش به همه چیز هست و در زمان مناسب هدایت هایش را می فرستد و نشانه های واضح آمد و

    به لطفش مصطفی جان ترغیب شد دوباره کار تعمیرات و نصب پکیج و شوفاژ و آبگرمکن را انجام‌دهد اما این دفعه شرایط زندگی مان را خداوند عیاردارتر کرده بود از چندین سال مستاجری ،صاحب خانه باغ و مغازه در حیاط و کلی نعمت و خیروبرکت و

    بودن و ادامه دادن این مسیر هرروز با عشق ،

    شوروشعف و توحیدی زندگی کردن در کنار دوره ها و فایل ها که همه وهمه دست به دست هم دادند تا با آرامش و حال خوب و احساس پایدار هدایت شویم سمت کارفنی با درآمدی عالی و فوق‌العاده و

    مصطفی که به لطف خداوند

    شخصیتش در این کار در سالهایی هم که کار می کرد

    بی نظیر بود ، وقتی دوباره برگشت همه صاحبان این صنف به دفترهای خودشون دعوتش کردند و دستاتی از دستان خداوند شدند و روزانه کلی کارو مشتری غیراز مشتریانِ فراوان و سابق خودش به لطف خداوند

    و در آمدمان اصلا قابل مقایسه نیست ،

    واقعا خداروشکر می کنم که در کارش همیشه صداقت و درستکاری و خصلت های عالیه دیگر هم دارد و توضیحاتی که باید رو به مشتری هایش ارائه می دهد، خداوند او را در استان هم زبانزد کرده و گاها از شهرهای مختلف هم که مشتری تماس می گیرد تلفنی راهکار می دهد ،

    چقدر حس بی نظیزیست که کارهای مشتریانی که خداوند قسمتش می کند با عشق و لذّت

    انجام می دهد و با تعمیردستگاه ، آب گرم بهشون تحویل می دهد

    خدایا هرچه شکرت‌کنم کم است این ها همه معجزه های قشنگ توست .

    هرچقدر سرمایه گذاریِ درونی داشته و برای حالِ درونم و احساسم ارزش قائل باشم

    دنیا به زیبایی و در وقت مناسب جواب همه آنها

    را بی شک خواهد داد

    من هرلحظه شکرگزارم و خاضع ،خاشع و فروتن در هر شرایطی و این را همیشه به خودم گوشزد می کنم خدایا هرچه دارم از تو و ازآن توست و امانت در وجود و زندگیم پس تمام سعی ام این است امانتدار لایقی برایت باشم و

    همیشه سعی کرده ام بابت سلول به سلول داشته های مادی و معنوی مان شاکرو سپاسگزارت باشم و

    خدایا تنها نیازمند تو بودن برایم کافیست تا امروز شاهد این زندگیه بهشتی باشم که تو همه کارش هستی

    هرجا می رویم ،هر خریدی و هر کاری ،

    من همیشه حضور گرم و بی نظیرت را آنجا احساس می کنم

    کارها آسان‌می شوند و به زیبایی حل می شوند

    چون من تو را در وجود انسان هایی می بینم که اگر قرار است کارهای مرا انجام دهند به راحتی ،آسانی و زیبایی انجام خواهند داد هرچند

    هرچه از جانب تو پیش آید ،خوش آید من تسلیم خواست و اراده تو هستم.

    استاد بزرگوارم نمی دانید با روح و جان و روان و زندگیه ما چه کرده اید ،

    زندگیه من هرروز به سمت رشدوپیشرفت های عالی در تمام زمینه ها در حالِ تغییروتحول است

    و مهم تر از آن همین آرامش

    همین حس عالی و قلب و ذهنی آرام

    همین دیدن دلشته ها و از محل داشتن شکرگزاربودن با دل و جون

    همین قدرت تجسّم و باور فراوانی که همه چیز در این جهان به وفورو با تنوع فوق‌العاده ،

    خداوند از طریق بی نهایت دستانش در اختیارمان

    قرار داده و می دهد و دیگر

    نگرانی بی معنا شده است

    همین که در این مسیر توحیدی هستیم و وجودمان لبریز از انرژی مثبت و حضور خداوند در قلب مان و شنیدن هدایت هایش

    و بی نهایت موارد زیبا و بی نظیر دیگر …..

    خدایا ممنون و سپاسگزارم بابت این حجم از احساس عالی و آرامش و حس امنیت که مدت طولانیست در تاروپودوجودم نهادینه کرده ای ،الهی شکرت.

    در پناه امن خداوند مهربانم هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و در نور هدایت های بی نظیرش خالق هر لحظه زیبای زندگیه بهشتی خود باشید و بدرخشید

    عشق بهتون

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 88 رای:
  4. -
    سمیه زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    یونس:62-64

    أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

    آگاه باشید که دوستان خدا، نه بیمی [از عمل به حق] دارند و نه [از مصیبت‌های در راه حق] اندوهگین می‌شوند.

    الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ

    همانان که ایمان آورده و [در دنیا از ارتکاب گناه] پروا می‌کردند. 67

    لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

    بشارت ویژه آنان است، هم در دنیا و هم در آخرت. 68 کلمات خدا [=نظامات تأثیرگذاری که بر سرنوشت آدمی قرار داده] را تبدیل و دگرگونی حاصل نمی‌گردد. 69 این است همان کامیابی بزرگ.70

    »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

    بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر

    خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

    خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه

    سلام و صد سلام به استاد جانم که دلمون براتون تموم شده دیگه، سلام به استاد شایسته جان که بازهم دلمون براتون تموم شده… و سلام به رفقای نازنین بهشتی.

    خدای مهربونم شکرت برای این فایل که 8 دقیقه بود ولی همین 8 دقیقه کلی نکته ی مهم داشت که اگر من همین فقط همین 8 دقیقه رو درست درک کنم بازی رو بردم

    خداجونم، شیرینم، دلبرم، شکرت برای این روزای پربرکت… شکرت که مامان و بابا اینجان و کلی کیف می کنم وقتی صبح که می رم پایین می بینم هردوشون بیدارن و در طول روز کلی با لی لی سرگرمن

    شکرت که لیلین جانم قشششنگ همه مون رو مشغول کرده این روزا

    شکرت برای خاله هایی که انقدر با لذت با لی لی مشغولن و من الان راحت اومدم بالا که کامنتم رو بنویسم

    شکرت برای بولینگی که پریشب رفتیم و کلی خوش گذشت

    شکرت که تینا اینجا کلی فان داشته و حسابی به خودش رسیده

    شکرت که سام صبحا با خیال راحت می خوابه به جبران هرچی صبح زود بیدار شدهذاین مدت

    شکرت که منم خیلی روزا صبح یا ظهر یه چرت می زنم، با خیال راحت…

    شکرت برای Chinese checkers که شبا گاهی بازی می کنیم و خوش می گذره

    شکرت برای نیم متر برفی که از دیروز تا حالا باریده و همچنان ادامه داره…

    خداجونم چقدر تو مهربونی، شکرت که این روزا کمکم می کنی بیشتر یادم باشه تو منبع هرآنچه نعمت و ثروته تو این دنیا هستی

    شکرت برای اون لحظاتی که باور فراوانی قلبم رو باز می کنه

    شکرت برای کنترل ذهنایی که این وسط مسطا لازم میشه و با کمک تو از پسش برمیام

    شکرت که امروز صبح که داشتم تو دفترم سپاسگزاری رو می نوشتم لی لی اومد گفت چی می نویسی منم گفتم می نویسم خدایا شکرت، گفت، منم بنویسم (وقتی عین آدم بزرگا با گرامر درست حرف می زنه آدم دلش آب میشه از ذوق) اومد رو پام نشست و خودکارو گرفت یه صفحه براش گذاشتم خط خطی کنه، گفتم چی می نویسی گفت «خدایا شکرت» منم یه بوس محکم از لپش کردم…

    چقدر تفاوته وقتی این آیات مشیت خدا رو درک کنی با زمانی که بگی خدا به هرکی دلش بخواد می ده به هرکی نخواد نمی ده!! یادمه قبلنا که قران رو می خوندم و اینحور آیات رو می خوندم انگار یه فکری بکگراند ذهنم بود که خب اینکه فیر نییت خدا به هرکی دلس بخواد بده… ولی نادبده می گرفتم این فکرو. و چقدر ما باید هر روز سپاسگزار خداوند باشیم برای این دید متفاوت از 99٪ جامعه.که می فهمیم تمام نتایج کا از خودمون میاد، از باورهامون، از کانون توجهمون.

    اتفاقا همین دیشب با مامان و نسیم و نسرین نشسته بودیم و از تکاملی بودن تغییر باورها و لزوم استمرار حرف می زدیم. اینکه باورهای مخرب ما سالهای سال تکرار شده و حالا این هفت هشت سال در مقابل سی و پنج شش سال قبلش هنوز خیلی کمه و هنوز خیلی باید رو باورهامون کار کنیم تا اینا باورهای پایداری بشن… و باز خدا رو شکر کردیم که ما هممون تو این مسیر داریم قدم بر می داریم… و دقیقا هرچقدر متعهدانه تر کار کنیم هرچقدر باور داشته باشیم به اینکه تا زمانیکه من دارم رو خودم کار می کنم جهان اطرافم هم خودبخود تغییر می کنه، نتایج میان… لاجرم میان… راه دیگه ای وجود نداره، اما و اگری نیست، بیشتر نتایج میان واضحتر تفاوت رو می بینیم. قانون واقعا ساده س، اما ذهن هم هیچ وقت بیکار نمیشینه. مهم اینه که من مواظب احساسم باشم. هرچیزی هرچقدر هم مهم اگر باعث میشه حسم منفی بشه باید ازش دوری کنم. باید مواظب مومنتوم مثبتم باشم و هی عمقش رو بیشتر کنم، سرعتش رو بیشتر کنم و تمام…

    خدا رو شکر می کنم واقعا که تو این مسیر زیبا و لذت بخش از وجود استاد نازنینم بهره می برم و دانشجوی این دانشگاه بهشتی هستم… شکر می کنم برای دوستان نازنینی که تو این مسیر وارد زندگیم شدن و زندگیم هر روز زیباتر از قبل شده… از خداوند مهربون می خوام کمک کنه همگی در این مسیر ثابت قدم باشیم هر روز با تعهد بیشتر جلو بریم و لذت ببریم…

    استادجان عاشقانه منتظر دیدن روی ماه هردوتون هستیم… 🩵

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 107 رای:
    • -
      سعیده آیت گفته:
      مدت عضویت: 1334 روز

      بنام خداوند مهربان

      سلام سمیه جان عزیزم

      چند وقته میخواستم برا یکی از شما خانواده عزیز بنویسم و تبریک بگم که دور هم هستید

      که خانم سلیمی عزیزوپدرعزیزتون کنارتون هستن

      امروز که دیدم نوشته بودی چندتایی دورهم درباره ی قانون صحبت میکردید

      هم لذت بردم هم راستشو بخواین یکم حسودیم شد

      خیلی خوبه اعضای خانواده مثله هم باشن وحرفای مشترک برا گفتن

      نمیدونم خبر دارید چهارشنبه هم ایران تعطیل بود شنبه هم که تعطیل رسمیه و درواقع فرصت مناسبی برا سفر و دیدن خانوادم بود

      ولی به دلایلی بهم خورد

      از یه طرف دلم گرفت از طرفی برا اینکه حس بدو از خودم دور کنم گفتم حتما خیره

      اگه میرفتیم بخصوص تو شرایط جدیدی که تهران شاهدشه همش حرف های سیاسی و ناجور قرار بود بشنوم

      اقایون ما که فقط راجع به مملکت صحبت میکنن الان که تنورم داغه دیگه معلوم نبود چه جوی بود وچقدر باید کنترل ذهن میکردم و….

      سمیه جان نمیدونم خودت واقفی به این نعمتی که دارید یا نه؟

      هم فرکانسی با اعضای خانواده نعمتیه که فقط ماهایی که ازش بی نصیبیم بهتر درکش میکنیم

      وقتی خانم سلیمی یا هرکدوم از شما خواهرها از رابطه ی زیباتون مینویسید کلی لذت میبرم

      خداروشکر برا جمع توحیدیتون

      امیدوارم همیشه سربلند وشاد وموفق باشید وهمگی در این مسیر مستمرو پابرجا باشید.

      خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        سمیه زمانی گفته:
        مدت عضویت: 2510 روز

        بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر

        خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

        خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه

        سلام سعیده جانم… امیدوارم در بهترین زمان این پاسخ رو دریافت کنی و به قلبت بشینه… نمی دونی چقدر از خوندن چگونگی آشناییت و چندتا از کامنتای اخیرت لذت بردم و تحسینت کردم… چهره ی زیبا و شادابت رو، دختر ناز شش ساله ت رو، و مسیری که طی کردی و به اینجا رسیدی…مهم همین ادامه دادنمونه دیگه… اینکه تمرکز رو فقط و فقط رو خودمون بذاریم و سعی کنیم شخصیتمون رو باورهامون رو بهبود بدیم… سمت خودمون رو انجام بدیم، دیگه بقیه ش با خداست. قطعا خدا سمت خودش رو عالی انجام می ده.

        سعیده جان اینکه من و مامان و نسیم و یاسمن و خواهر بزرگ‌ترم نسرین تو این فضا هستیم و حرف مشترک داریم بدون شک معمتیه که من هر روز براش خدا رو شکر می کنم ولی می خوام بگم خدا از جاهایی که فکرش رو نمی کنیم بهمون می ده. منم همسرم تو این فضاها نیست و با اینکه خودش وسیله ای شد برای آشنایی همه ی ماها با استاد و آموزشهاشون ولی به بجز یکی دو ماه اول بعدش دیگه فاصله گرفت و کلا نسبت به خیلی از حرفای استاد مقاومت داره ولی من تو این چند سال به مرور یاد گرفتم دست از تمرکز رو همسرم بردارم. یادمه تا یک سال پیش هروقت فایل گوش می دادم سریع ذهنم می گفت بذار رو پخش اونم بشنوه و اکثر مواقع نه تنها به هدفم نمی رسیدم بلکه ناخواسته های بیشتری پیش میو مد. همینطور در مورد دختر بزرگم تینا، ولی دقیقا همینا اون نشتی انرژی بود که استاد می گن. من اگه فقط و فقط رو خودم کار کنم، اون شمعی که تو دستمه اگه نورش پایدار بشه، روشناییش به اونا هم می رسه. نمی گم دیگه صد درصد درست عمل می کنم تو این زمینه، ولی خیییلی بهتر از قبل عمل می کنم. دیگه انگار باورم سده من مولکولی تو ذهنشون نمی تونم جابجا کنم. بنابر این خیلی کمتر درگیر این نجوای ذهن می شم. خدا رو صدهزار مرتبه شکر که داریم تو این مسیر پیش می ریم و ظرفمون داره بزرگ و بزرگتر میشه. از خدای مهربون و هدایتگر و وهاب می خوام زندگیت پر از نور و نشانه های زیبا باشه.

        در پناه خدا شاد و سلامت باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          سعیده آیت گفته:
          مدت عضویت: 1334 روز

          بنام خداوند مهربان

          سلام سمیه جانم

          نقطه ی ابی پربرکتت رو همین امروز صبح دریافت کردم

          حتما الان موقعش بود

          شیرین خانم ما 9 سالشه و الان سوم دبستانه خانم سه سال زحمت منو کم نکن خخخخخ

          پریشب خواب مامانتون رو دیدم و دیروز تو یوتیوب یه کامنت براشون گذاشتم.

          خداروشکر که درکنار هم هستین.

          ممنون از لطف ومحبتت از بودنت تو این سایت

          منم همیشه شما رو تحسین کردم تو یه کشور دیگه اینهمه موفقیت علمی و کاری داری با دوتا دختر گل و مسئولیت زندگی واقعا افرین بهت

          واینکه منم با هیچ کس بحث نمیکنم حتی با همسرم که بخواد بیاد تو مسیر

          خیلی وقته فهمیدم این تقلاها نتیجه ی معکوس میده

          ولی بودن با افراد همفرکانس خیلی نعمت بزرگیه

          چندماهی میشه که یکی از بچه های سایت که دختری فوق العاده وبینظیره رو تو رامسر پیدا کردم

          وگاهی که واقعا دلم میخواد از این صحبتها با یه کسی داشته باشم میرم پیشش و کلی فول انرژی تر میشم و انگار خالی میشم

          ما انسانیم نیاز داریم به هم صحبتی

          وقتی ادمای دور وبرت متفاوت باهات باشن

          تقریبا به جایی میرسی که حرف خاصی برا گفتن بهم ندارین

          واین در دراز مدت یکم فرسودگی میاره

          ولی خداروشکر که اول خداوند هست بعداین سایت و شماها هستین و اون دوست عزیزم سارای گل

          واین مسیر رشد که انشالله هممون در اون مستدام وپایدار باشیم.

          از طرف من به همه ی اعضای عباسمنشی خانوادتون سلام برسون و امیدوارم بعترین لحظات رو در کنار هم داشته باشین و هر روزتون بهتر از دیروزتون باشه

          خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    نفیسه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1922 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جون مهربون قبل از هر چیزی ازتون سپاسگذارم به خاطر فایل قبلی که کامنتم متن انتخابی شد سپاس فراوان …..💕💕💕💕💕💕

    استاد عزیزم این بحث اراده و مشیت رو خیلی قشنگ توضیح دادید من خیلی لذت بردم نمیدونم این حرفا از کجا میاد که مینویسم و میدونم درکم بالا رفته و داره مدارم عوض میشه…… به نظرم در مورد اراده و مشیت یه باور هست که جلوی خیلی از نعمت هامون رو گرفته و اول از همه ارامشمون رو نشونه گرفته به نظرم در مورد قدرت خداوند که پیش زمینه ذهن هممون هست و نمیتونیم انکارش کنیم اینه که بعد از اینکه فهمیدیم و درک کردیم که قدرت خداست و از ادما گرفتیم یه باور و یه نجوای شیطان سراغمون میاد و از در دیگری وارد میشه که درسته که قدرت خداست و اون کارها رو انجام میده ولی تو که قدرت نداری اون فرمانروا هست و داره کارها رو طبق اراده خودش انجام میده و دوباره سعی میکنه که باوررهاتو جهت دهی کنه که همچنان تو رو بی قدرت نشون بده و هی برات تبصره وماده میاره که ذهنت رو منحرف کنه ولی از اول باید اینو بسازیم که قدرت رو خداوند در وجودمون گذاشته تا خودمون خلق کنیم . استاد اکثر اساتید موفقیت که بعد شما و تاثیر از شما کارشون رو شروع کردن میان خدارو قدرت میکنن و اصلا قدرت به بنده ها نمیدن و نمیگن …. وباعث میشه که قدرتو درک کنن اما نه تو خودشون بلکه جدا از خودشون. شما خیلی شفاف و صریح میگین بابا جان قدرت دست تو هست خداوند اراده کرده که قدرت دست تو باشه برو خلقش کن اون فقط هدایتت میکنه یاریت میکنه به اندازه ایی که قدرتت رو باور کردی به اندازه ایی که درک کردی جهانت مث خمیره که تو شکلش میدی تو باورش میکنی … استاد شیطان از هر دری وارد میشه واسه ما که اول راهیم و نتیجه هامون کوچیک تر هست. استاد ما باید اول قانون رو بفهمیم اول باید درک کنیم . کج فهمی درباره قانون یکی از درهایی هست که شیطان ازش استفاده میکنه و با باورهای قبلیت چنان میکسش میکنه و نرم وارد میشه که بعد مدتی میفهمی که اصلا تو قانون رو نفهمیدی تو خواستی قانون رو دور بزنی . گیج شدی و. رسیدی به نقطه اول ……

    اینکه میگین خداوند به پیامبران هم میگه که قوانین یادشون نره و جاهل نباشن. استاد کمالگرا بودن ما و بی نقص عمل کردنمون باعث عقب گردمون میشه چون مستقیم عزت نفسمون رو نشونه میگیره و به محض اولین مشکلات ما رو مورد حمله قرار میده . تو یه فایلی گفتید که شیطان میتونه کاری کنه که زخم کوچیک انگشت کوچک پات رو تبدیل به جهنم کنه . این همونجاست که ادم باید ایه واضح و صریح قران رو یاداور بشه که شیطان وعده کمبود و فقر میده اما خداوند وعده فضل و بخشش و فراوانی میده . اینا ایه های مهمی هستن . همون ام الکتابها همون اصل ها من شما رو دعوت میکنم به خوندن ایات57 تا 65 سوره یونس تا قانون های محکم خدا رو کنار هم ببینید . یکی دیگه از قوانین مهم تکامله که من تازه یه ساله درکش کردم …… میگم استاد واقعا ما اگر بتونیم تمام قوانین رو کنار هم بچینیم و یه پکیج مفهومی ازش دربیاریم و تو زندگیمون استفاده کنیم دیگه مگه چیزی هست که ناراحتمون بکنه . میشیم لاخوف علیهم ولا هم یحزنون ….. میشیم ان اقول له و کن فیکون …… میشیم انا لله انا الیه راجعون. …… اینا همون ارامشی هست که گفتین اخر فایل……. چه باوری چه گل و بلبلی (قوانین ثابت الهی ) داشتم به همین موضوع فکر میکردم . چند روزه با همین باور نجواهامو خاموش میکنم . فکر میکنم تنها باوریه که منطق داره و ذهن نمیتونه حرفی بزنه ….. یعنی نمیتونه تو رو سست کنه. قلبمو محکم میکنه ارادم رو قوی میکنه . قدم هامو استوار تر میکنه چون مث همون مثال شهردار میمونه که مهر و امضا کرده ….. خدا هم گفته قوانینو و مهر امضا کرده با این ایه که والله لا یخلف المیعاد ….. و تمااااام. من یه کاری کردم که این ایه های محکم توی ذهنم ثبت بشه بالای تختم نوشتم این ایه لا یخلف المیعاد رو و پایینش رو امضا کردم و صبح که بلند میشم این ایه رو میبینم و انگار سر صبح خدا مهر و امضا کرده و بهم ارامش میده و توی طول روز ذهنم رو راحتر کنترل میکنم چون اون امضا قلبمو محکم میکنه ….. اروم تر میشم و رهاتر… خدارو شکر میکنم به خاطر امروزم که اتفاق های خوبی رو تجربه کردم . سپاسگذارم از شما از مریم جون از اقای پاکذات و همه دوستانم که این خانواده صمیمی رو تشکیل دادیم و عاشقانه با هم به عشق هم کار میکنیم از تجربیاتمون میگیم و کلی حال میکنیم در پناه حق 💖💖💖💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 112 رای:
  6. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1890 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    درک عمیق تر قوانین خداوند – گام سوم- مفهوم تغییر باور – پنج شنبه ١١ دی ١۴٠۴

    قوانین بدون تغییر خداوند

    وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً (11)اسرا,*

    و انسان همانگونه که خیر را می‌طلبد، شرّ را هم می‌طلبد و انسان همواره عجول است. (١١) اسرا،

    تکامل ، قانون ابدی تکامل ، یکی از مهم ترین قوانین جهان هستی است که الان که به جمله استاد در جلسه ١۴ ثروت ١ فکر میکنم ( درک قانون تکامل هم تکاملیه)

    وقتی به تجربیات زندگی خودم نگاه میکنم میبینم هر جا که اجازه دادم قدم به قدم مسیر رو پیش ببرم و اعتماد کردم به جریان هدایت و تکاملم رو طی کردم بهترین بهترین نتایج ممکن رو گرفتم

    و

    هر جا که عجله کردم ، با باور کمبود رفتم جلو ، رفتم تو در ، تو دیوار

    و تهش فهمیدم که بابا دنیا قانون دارد

    و میدونید داستان چیه؟

    من هر بار که قوانین جهان رو در جنبه های مختلف زندگیم رعایت میکنم و به معنی واقعی کلمه معجزه پشت معجزه میبینم همچین دلم قرص تر میشه ، قدم هام رو استوار تر برمیدارم و اینطوری ام که بابا دنیا قانون داره ، تو ساید خودت رو درست کن ، جهان ساید خودش رو درست میکنه

    تو بندگی کردن رو باز بگیر ، خدا خدایی کردن رو بلده

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 129 رای:
    • -
      عاطفه گفته:
      مدت عضویت: 1019 روز

      سلام دوست خوبم

      2 تا هدیه خوب از کامنتت برداشت کردم

      مرسی که دست به قلم شدی و نوشتی

      اول آیه قرآن که خود خدا میگه انسان عجوله … و کان الانسان عجولا

      دوم جمله قشنگی که گفتی

      تو بندگی کردن رو یاد بگیر

      خدا خودش خدایی کردن رو بلده

      ما تازه داریم بندگی کردن رو تمرین میکنیم اما خدا سالهاست داره خدایی می‌کنه پس نترسیم که پاهامون رو داریم جای محکمی میزاریم

      خدایا خودت کمک مون کن

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
      • -
        زهرا داودآبادي گفته:
        مدت عضویت: 1890 روز

        عاطفه زیباتر از ماهم سلام و هزاران سلام

        بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت کامنت زیبایی که برام‌ نوشتی و احساس فوق العاده ای بهم دادی

        خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که کامنتم برات مفید بوده عزیز دلم

        اره حقیقت همینه …. به قول ملا نصر الدین :

        خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان

        اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

        و

        به اندازه نیاز تو فرود می آید

        …….

        روی لطیف تر از برگ گلت رو میبوسم

        در پناه تنها پناه کیهان باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 700 روز

    🟣 فهمیدم اراده م مستقل نیس؛ و همین فهم، منو قدرتمند کرد

    سالها فکرمیکردم اگه “اراده م” قوی تر بشه، همه چیز درست میشه.

    اگه بخوام، اگه تصمیم بگیرم، اگه محکم بایستم، دنیا بالاخره مجبورمیشه با من راه بیاد.

    این جمله ها رو زیاد شنیده بودم، زیادهم تکرار کرده بودم.

    اما یجای کار همیشه میلنگید.

    من اراده میکردم، ولی نتیجه نمیومد.

    یا میومد، اما نصفه.

    یا میومد، اما باهزینه ای که روحم رو خسته میکرد.

    تا ی ِ روز، وسط یپیاده روی ساده، بدون هیچ اتفاق خاصی، ی ِ جمله توی ذهنم نشست؛ نه با نور و لرزش. خیلی عادی…. اونم بخاطر تعمق توی دوتا آیه آخر سوره یاسین خیلی آروم:

    “اراده، زیرمجموعه مشیته… نه برعکس.”

    إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ | فَسُبْحانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْء وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ

    مکث کردم…. بخاطر سنگینی معنا.

    تا اون روز، من اراده رو فرمانـــــده میدونستم.

    و مشیت رو یا چیزی دور، یا چیزی که بعدا اگه نشد، بهش حواله میدادم.

    اما یهویی دیدم شاید کل ماجرا برعکسه.

    شاید من قرار نیس دنیا رو با اراده م هل بدم.

    شاید قرارِ توی مسیر مشیت حرکت کنم، و اراده م رو خرج “راه رفتن” کنم، نه “کنترل نتیجه” ===> راه رفتنی سرشار از احساسات بهتر و دیدن زیبایی ‌های مسیر‼️

    این فرق، فرق کمی نیس. واآقعا این تفاوت، زندگی رو دوتکه میکنه: قبل از فهمش، و بعد از فهمش.

    من قبل از این فهم، چطور زندگی میکردم؟

    قبلش، من آدم نتیجه بودم.

    هرکاری میکردم، تهش ی نگاه سریع مینداختم به آینده: “درست میشه؟ جواب میده؟ آخرش چی میشه؟”

    حتی وقتی کار درست میکردم، ته دلم میلرزید.

    حتی وقتی قدم برمیداشتم، ذهنم جلوتر از پاهام میدوید.

    این یعنی چی‼️ => یعنی من عملا توی مسیر قانون حرکت نمیکردم؛ من توی مسیر کنترل حرکت میکردم.

    ⭕️ کنترل نتیجه | کنترل زمان | کنترل برداشت دیگران | کنترل آینده ==>> و این نوع حرکت، هرچقدر هم ظاهرا فعال باشه، از درون من رو ضعیف میکرد.

    بعد از اون جمله، آروم آروم یه چیزایی عوض شد

    شروع کردم به این تمرین ساده اما سخت:

    🟡 “کار درست رو انجام بـــــده، و عمدا نگران نتیجه نـــــباش.”

    نه اینکه نتیجه مهم نیستاااا؛ بَل’که مسئولیت من نیس. مسئول من، حرکت درمسیر قانونه. نه بیشتر، نه کمتر.

    آیه ها برام زنده شدن.

    “إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا”

    من همیشه فکر میکردم “فتح” یعنی بعد از جنگ.

    اما حالا میدیدم گاهی فتح، قبل ازنتیجه اتفاق میفته.

    توی دل سپاسگزار.‌ توی زاویه نگاه. توی نوع راه رفتن و…

    وقتی توی “مسیر قانون الهی ” حرکت میکنی، چی اتفاق میفته؟

    اولین چیزی که بالا میره، قدرت عملگرایی هست.

    دقتـــــ : نه انگیزه، نه هیجان ==>> عملــــــــــگـــــرایی.

    چـــــرا؟؟؟ چون وقتی نتیجه از دوش تو برداشته میشه،

    بدنت آزاد میشه…‌ ذهنت سبک میشه.

    و اراده ت دیگه صرف جنگیدن با آینده نمیشه.

    🟡 من دیدم وقتی دیگه قرار نیس همه چیز رو “درست کنم”،

    خیلی چیزها خــــــــــودش درست میشه. شانسی نه ==>> دقیق، حکیمانه، به اندازه ظرف وجودیم.

    ●‌

    “هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ”

    این السَّکِینَهَ که میگه => یه آرامش تنبل کننده نیس. یه ارامـــــش عمل سازه. آرامشی که میگه: “راه رو برو، من مراقب مقصد هستم.”

    مثال کاملا عامیانه

    فرض کن باید یه تماس سخت بگیری.

    قبلا من اینجوری بودم:

    اگه جواب بد بده چی؟

    اگه خراب بشه چی؟

    اگه بعدش اوضاع بدتر بشه چی؟

    و همین فکرها باعث میشد یا تماس نگیرم،

    یا بگیرم اما با صدای لرزون،

    یا بگیرم اما بعدش تا شب ذهنم درگیر باشه.

    امـــــــــــــــا وقتی اصل رو فهمیدم، تماس رو اینجوری گرفتم:

    “من کار درست رو انجام میدم.[ با تمرین انتظارات مثبت] ؛ نتیجه، توی حوزه مشیت هست.”

    تماس رو گرفتم. باشجاعت نمایشی؟ نه والا . با آرامش.

    و شگفتی اینجا شد‌ ==>> حتی اگه نتیجه همون نشد که دلم میخواست، “”من قـــــوی تر شدم.”” چون اقدام ِ درمسیر ِ هماهنگی ، کرده بودم، نـــــه کنترل.

    یه قانون عمیق هست

    خدا توی قرآن نـــــمیگه: “همیشه نتیجه همون میشه که میخوای.”

    میگه: “یَمْحُوا اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ” / بعضی چیزها محو میشن ، بعضی چیزها تثبیت.

    ⭕ و️ این انتخاب، دست حکمته، نه خواسته خام من.

    وظیفه من چی بود ؟ حرکت توی مسیر قانون؛ نـــــه چونه زدن .

    [ مَا یَشَاءُ ==> ولی به میزان ایمان و درک عمیقی که ازقوانین خداوند در دلم نهادینه میشه ، تکرار ِ فرکانسی ِ یک درخواست ثابت ازخداوند ،میتونه هربار پاسخ های بهتری و سطح بالاتری داشته باشه]

    وقتی اینو پذیرفتم، یِ اتفاق عجیب افتاد

    کمتر فکر میکردم 》 اما دقیق تر عمل میکردم.

    کمتر تحلیل فلج کننده داشتم 》اما تصمیم هام واقعی تر شد.

    دیگه دنبال این نبودم که “همه چیز عالی پیش بره” ==> دنبال این بودم که من درست راه برم. ( بااحساس بهترِ روزافزون)

    ● و این، قــــــــــدرت میاره. نه قـدرت سلطه هااا . قدرت حـــــضور.

    اعتراف صادقانه

    ● هنوزم گاهی ذهنم میخواد نتیجه رو بدزده.

    ● هنوزم گاهی دلم میلرزه.

    ○ اما حالا زودترمیفهمم => میگم: ” نه… این قسمت ، کار من نیس.”

    ⬅️ و حرکت میکنم بسمت قدم بعدی. فقــــــــــط قدم بعدی.

    🟨 جمع بندی تجربه م

    ○ فهمیدم =اراده، وقتی از مشیت جدا بشه، میسوزونه.

    ○ اراده، وقتی زیر چتر مشیت قراربگیره، میسازه.

    ○ حرکت درمسیر قانون، بدون چسبیدن به نتیجه، عملگرایی رو بالا میبره.

    🟢 و عملگراییِ آرام، از هـــــزار نیت خوب قــــــــــوی تره.

    ~~~~~□~~~~~

    🪶منه محسن هنوز توی مسیرم.

    هنوز کامل نیسم.

    اما دیگه میدونم کجا باید محکم باشم،

    و کجا باید بسپارم.

    و همین دونستن، زندگی رو از جنگ

    به مسیرِ موفقیت… تبدیل کرده.

    □…. دنبال درک های بیشتر و عمیقتر از قوانین خداوندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 145 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1602 روز

      سلام محسن جان..به نکته زیبایی اشاره کردی…

      چقدر زیبا قانون الهی رو مثالها زدی..

      بهمین دلیل..خداوند میگه….

      انسان عجول و ناسپاس هست..خودش گفته…

      با عجله از من نخواهید….

      دقیقا قانون بدون تعقییرشو امروز توی ایه های پایانی سوره آل عمران بهم نشون داد…

      .الله اکبر از؟قدرت خداوند و قوانینی که وضع کرده…

      و همین درک قانون باعث میشه…خیلی تمرکزی روی خودت کار کنی…و نگران نتیجه نباشی..

      همینکه خدا میگه ایمان به غیب…

      واقعا نگهداشتن ایمان به غیب…خودش یه پروسه قوی هست..

      که بخای فارغ از نتیجه…تو مسیر ادامه بدی و بخاطر داستهات احساس خوب داشته باشی..

      استاد میگه..دیگه ذهن من خیلی خوب تشخیص میده احساس خوب و بد رو…

      من میبینم…هر جا بخاطر یسری پاشنهام یسری کارها رو انجام میدم..فورا میگم…خدایا شکرت که مثل قبلنا فلان خاسته ایی رو میخاستم بهم دادی…

      به 24 ساعت نکشید…

      امروز بهم گفت!!!نرگس…

      دلیل اینکه بعضی خاستها نتیجشون طول میکشه..بخاطر اینکه تو هنوز آماده ،”ش نشدی…

      دلیل اینکه یه خاسته ایی زود وارد زندگیت میشه…

      بخاطر اینکه مقاومتتت کمتره..

      کل رسیدن ما به خاسته هامون..

      همینه!!

      ما باید بتونیم…تو مسیر استقامت پیدا کنیم..و بتونیم باورامونو قوی کنیم….و بدنبال نتیجه نباشیم…

      من الان چند مدته زبلن میخوندم..بازم رهاش کردم و تصمیم گرفتم این روند رو ادامه بدم..

      و میبینم..پروسه یادگیری رو…

      دیگه خودخوری نمیکنم که چرا من نمیتونم درست صحبت کنم.

      با همون صحبتهای جسته گریخته چقدر از نتایجم خوشحال میشم…

      کل داستان همینه….ادامه دادن تو مسیر…خیلی؟مهمه..

      حتی یادگیری قانون که باید همیشگی باشه…

      و ادامه دار باید باشه…

      خیلی خوبه…..این عین عدالت خداونده..شوخی بازی؟نیست…

      مشیت اللهی فلانه!!! حالا خدا داره میگه اراده میکنم طبق همین مشیتی که برای خودت ساختی فلان اتفاق بیفته…

      الله اکبر……..بقول قرآن امروز بهم گفت…خداوند بهیچ بنده ایی ستم نمیکنه…

      .ما باید خیلی خیلی قوی تر عمل کنیم.تا بتونیم.خوشبخت و سعادتممند در دنیا و آخرت باشیم..

      کل داستان همینه….

      محسن جان.بهت تبریک میگم زندگی توحیدی رو….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 700 روز

        سلام نرگس جان، حرفت خیلی ب ِ دل نشست. قشنگ معلومه با دل آگاه و باتجربه داری به قانون نگاه میکنی . وقتی گفتی “آماده شدن” مهم تر از “رسیدن ” هست ==>> زدی به ریشه ماجرا.

        خدا نه دیر میکنه نه عجله ، ما یا هماهنگ میشیم یا هنوز توی مقاومتیم وترمزا رو بر نداشتیم.

        و من همیشه بخودم یادآوری ‌میکنم :

        🟢 خدا بلد نیست دیر کنه

        🟢 خدا بلد نیست اشتباه راهنمایی کنه

        یادگرفتی توی مسیر بمونی، بدون خودخوری، بدون جنگ باخودت ===> این یه بلوغ جدی هست. هم توی ایمان، هم تو زندگی.

        بنظرم همین آرامشی که الان تو نوشته ت هست، نشونه اینه که داری درست راه میری.

        خودتم خوب میدونی که ادامه دادن بادل آروم، یعنی اعتماد واقعی به خدای ِ آسمونها و زمین‌

        بهت افتخار میکنم چون داری مسئولیت انتخابهات رو میپذیری و دنبال مقصر نمیگردی. [ کاش اینو همه‌ مردم ایران مثل الان ِ تو میفهمیدن]

        این همون زندگی توحیدیه که گفتی؛ محکم، عادلانه وبدون بهانه.

        خدا پشت دلایی هست‌ که هم شجاع هستن وهم صادقانه توی مسیر می مونن.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      farnam گفته:
      مدت عضویت: 672 روز

      به نام حضرت حق

      سلام دوست گرامی

      نوشته هاتون بسیار دلگرم کننده و امیدوارکننده هستن

      ممنونم ازتون که اینقدر دقیق به جزییات توجه کردین و از این زاویه ی دید به معنی «اراده» پرداختین

      خوندم و تعمق کردم و ارام تر شدم و لذت بردم

      واقعا که فتح قبل از نتیجه اتفاق میفته و من هم از وقتی در قید و بند نتیجه نیستم آزادم و صد البته که تمام نتیجه های رویایی هم در پس همین رهایی برام اتفاق افتاده و هر روز هم به لطف الله اتفاق میفته

      فتح بزرگ زندگی در

      درک هر چه عمیق تر قوانین جهان هستی ،

      سپاسگذاری با شور و حال بیشتر از رب العالمین ،

      آرامش و اطمینان از حضور هر لحظه ای پروردگار در زندگی

      احساس لذت بخش در آغوش حضرت حق بودن

      خیال جمعی از هر اتفاقی چون میدانی الخیر فی ما وقع

      و در ساختن هر چه قدرتمند تره باورهای توحیدی است

      سپاسگذارم دوست خوبم بابت این یاداوری ها و ایحاد حس لطیف و الهی در پاسی از شب که باعث میشه همین الان فرکانس های عالی رو برای فردا صبح اماده کنم و با ارامش بیشتری به خواب برم.

      پیروز باشید .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 700 روز

        به نام خدای ِ مهربون ِ مهربون .

        سلام فرنام همفرکانسی عزیزم . خیلی خوشحال شدم ازخوندن نوشته ی زنده ت. معلومه کلماتت از تجربه اومدن . از همونجایی گفتی که مسیر از “تلاش برای نتیجه” تبدیل میشه به “اعتماد به جریان”.

        تایید و تاکید کردی که فتح قبل از نتیجه اتفاق میفته،،، خب ایت یه درک طلاییه؛ همون فهمی که آدم رهای ِ رهــــــــــا میشه و دیگه سنگینی آینده روی دوشش نمیذاره. ==>> نتیجه خودش با احتـــــرام میـــــاد، نیازی به خواهش وفشار هم نیس.

        قشنگ نوشتی ازآرامش، از حضور، از “الخیر فی ما وقع”. این جمله هات زمانیکه از اعماق دل فهمیده میشه، آدمو از جنگ با زندگی نجات میده. حتی ازجنگ موقع یوتیوبر شدن یا هرشغل دیگه ای . اونوقت باورهای توحیدی دیگه شعار نیس، میشن ستونهای محکم زندگی تو و من .

        آخر شب به این فرکانس میرسی و باآرامش میخوابی ==>> خودش نشونه درست بودن مسیرته.

        بعضی فتح ها بیصدا هستن، ولی زندگی رو از ریشه متحول میکنن.

        منم ازت ممنونم بابت این همدلی. ان‌شاءلله و مطمئنا ، هر روز این حضورعمیق تر، نرم تر و شیرین تر توی زندگی نازنینت جاری باشه.

        در پناه خـــــداوندآسمانها و زمین، پیروز و آرام و پربرکت باشی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مریم شماعی گفته:
      مدت عضویت: 3179 روز

      اقا محسن توحیدی ترکوندی بااین کامنتت. عالی بود عالی

      چقدر قشنگ ان مبحث کوچک رو باز کردی، یعنی واقعاااا ازت ممنونم که انچه بهت وحی شد رو‌کامل گفتی، دقیقا هرانچه حس قبلیت بود و‌هرانچه بعد از فهم این مساله پیدا میشه رو من تجربه کروم قبلا.

      دیشب بیخواب شده بودم نشستم کامنت خوندن، وقتی کامنت شمارو خوندم دیوونه شدم دوسه بار همون دیشب خوندمش بعد بهش فکر کردم، باز الان خیییلی دقیق و آروم خوندمش و‌سیوش کردم.

      انکه نوشتی مبحث مشیت رو میدونستی ولی واس وقتایی بود که خودت نمیتونستی کاری کنی و‌به تهش میرسیدی. دقیقا منم بااین فرمول قبلا توی دوتا مساله بزرگ جواب گرفتم در ارااااااامش زیاد، اولش مهاجرت و بعد خرید خونه مون، که شاهکار بود هردو

      اما این روزها گرفتارریه اقدام عملی هستم واس رسیدن به هدفی، این اقدام عملی خوندن یه کتاب 3000 صفحه ای به انگلیسی و هم زمان بهبود زبان انگلیسی هست، و باتوجه به شرایط الانم که دوتا بچه کوچک دارم ، خیلیی برام سخت،

      من همه انچه نوشتی رو میدونم استاد بارها گفته ولی ما فراموشکاریم،

      الان فقط فکر میکردم من تک و‌تنها باید این همه صفحه رو تو مدت کم بخونم و این بشدت بمن استرس داده، تاانجا که پریشب خیلیی بد با پسرم برخورد کردم و‌همسرم گفت چیههه چرا اینجوری میکنی؟! و من دیدم بله استرس ان انقدر زیاد شده، خشمم غیرقابل کنترل شده برام.

      شبش با خدا حرف زدم گفتم کمکم کن، رفتم رفتم بسمتش ، اما نه انجوری که باید، نه انجوری که شما اینجا نوشتی قدم بردار ولی با سوت زدن و دیدن زیبایی،

      نه انجوری که سر ان موضوع ها اعتماد میکردم، انگار میگفتم خوب خدا که واس من کتاب نمیخونه یا درک زبان نمیشه، من خودم باید جون بکنم و سریع همه رو بخونم، اما قطعا اشتباه میکنم، قطعا خیلی کمکها که فکرشم نمیکنم میتونه بهم بکنه، به شرط ایمان

      فقط یه ترس دارم، میترسم این بخدا سپردن چنان آرامشی بمن بده که نچسبم بشدت بکارم، درحالیکه شاید الان نیاز من یکم استرس داشته باشم تا فشار پشتم بزاره که با فشار حداکثری برم جلو. امیدوارم خداوند بهم کمک کنه. هدایتم کنه به بهترین مسیرها

      شما دوست عزیز هم اگر چیزی بذهنتون رسید، حتما بمن بگید.

      در پناه خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 700 روز

        مریم جان سلام ، کامنتت روچندبار خوندم، چون همونجایی وایستادی که خیلیا میرسن، ولی اسمشو بلد نیستن بذارن چی هست.

        اجازه بده اول یه چیزو خیلی شفاف بگم : اون چیزی که داری تجربه میکنی، ضعف ایمان نیس، تناقض با توکل هم نیست. اسمش گذر از یه لایه قدیمی از خودته. و این گذرهمیشه با استرس قاطی و مخلوط میشه => چون ذهن دوست نداره روشهای قدیمی کنترل رو ول کنه.

        اینکه توام مثل‌ من قبلا مشیت رو میفهمیدی، ولی فقط برا وقتایی بود که دیگه کاری از دستت برنمیومد… این خیلی مهمه. چون اکثر ما همینجاییم. یعنی تا وقتی دستمون بسته میشه، میگیم خدایا بسپاریم بهت. ولی تاوقتی فکرمیکنیم هنوز “اقدام عملی” دست خودمونه، دوباره همه چی میاد روی دوش منِ تنها !!

        خب دیگه همینجای ماجراست که اون فشاری که گفتی شکل میگیره.

        فشار ازحجم کارا نیستا ، از این باور پنهان که:

        “این یکی دیگه کارخـــــدا نیس، این یکی فقط کار منه‼️”

        حالا برسیم به ترسی که صادقانه گفتی، و بنظرم مغز کامنتته:

        “میترسم این به خدا سپردن چنان آرامشی بده که دیگه نچسبم به کارم، درحالیکه شاید الان ی ِ کم استرس لازمه تا هل بده جلو.” ===>>> این ترس، ترس همه آدما نیس؛ ترس آدمای مسئولیت پذیره.

        ولی بذار یه تفکیک خیلی مهم رو باهم شفاف کنیم:

        آرامش با بی عملی فرق داره.

        و

        استرس با حرکت فرق داره.

        ما عادت کردیم حرکت رو با استرس یکی بدونیم. چون سالها مغزمون بافشار شرطی شده.

        اما اگه دقیق نگاه کنی، استرس تو الان چی ساخته؟

        خوندن سریعتر ، یک طرف قضیه ست ،اونطرفش => تند شدن لحن، بالا رفتن خشم، آسیب دیدن رابطه با فرزند، و تهش احساس گناه[ اینو زود از خودت دور کن]

        ■ خب این ینی استرس داره هزینه ای میده که اصلا جزوصورت مسئله نبوده!!

        یه نکته هم این وسط بگم که شاید به کارت بیاد امااز قبل هم احتمالا میدونستیش:

        یادگیری تحت استرس بالا، سطحی تره و ماندگاری کمتری داره. مغز وقتی توحالت تهدید باشه، میره روی بقا، نه فهم.

        یعنی همون فشاری که فکرمیکنیم کمکمون هست، داره یواش یواش کیفیت کارو میخوره.

        ● توی این وضعیت توکل درست یعنی چی اینجا؟

        خدا بشینه کتاب بخونه بجای تو؟ نه. یعنی خدا ریتم، تمرکز، فرصت، آدم، زمان، وحتی حال ذهنی مناسب رو میاره سر راهت =>> چیزایی که با فشارو استرس‌ اصلا قابل تولید نیستن.

        جمله ای که نوشتی کلیدی ِ ==>> “نه انجوری که قدم بردار ولی با سوت زدن و دیدن زیبایی…”

        حرکت هست، اقدام هست، ولی ازجنس همراهی، نه جنگ.

        ● یه پیشنهاد عملی بهت بدم‌؟

        بجااینکه با خودت قرارداد حجم ببندی، با خودت قرارداد حضور ببند.

        مثلا بگو من امروز فقط فلان تعداد صفحه رو با ذهن حاضر میخونم، حتی اگه کم باشه. نه برااینکه کم کاری کنم، برای اینکه مسیر عصبی جدید بسازم. [ بالاخره باید از این تضادها برای رشد خودمون استفاده کنیم ؛ وگرنه هی تکرار میشن]

        اون مسیر جدید عین ِ همونیه که گفتی قبلا تو مهاجرت و خونه جواب داده.

        فرقش اینه که الان ذهن نجواگر میگه:

        اونجا شرایط بیرونی بود، اینجا مهارت منه.

        درحالیکه خـــــدا تو هر دو یکیــــــــــه. مگه نه؟

        یه جمله هم از دل خودت به خودت برمیگردونم:

        “قطعا خیلی کمکها هست که فکرشم نمیکنم”.

        همین جمله = ایمان زنده ست. فقط ذهنت الان شلوغ تر از دلت شده.‌.. 》مریم تو از پسش برمیای

        من میگم بجای اینکه از آرامش بترسی، از این بترس که با استرس، مسیر رو طولانی تر کنی. بهش فکر‌کن .

        خدا نه تنبلی رو دوست داره، نه فرسودگی رو.

        هدایت و موفقیت همیشه از وسط تعادل و حال خوب میاد.

        اگه یه چیز دیگه به ذهنم برسه حتما میگم، ولی فعلا همینو بدون:

        تو تنها نیستی، نه تو خوندن، نه تو فهمیدن، نه توی این مسیر.

        تازه همین که اینو دیدی و نوشتی، یعنی جریان داره آروم آروم همجهت میشه… قراره این تضاد رشدت بده… ؛ از راه های ساده و آسون .

        مرحله بعدی ِ چیزایی که برات نوشتم ،‌گمونم توی این لینک پیدا کنی ، برا خودم که این اواخر خیلـــــی خیلی کارگشا بود :

        https://abasmanesh.com/fa/aligned-with-flow-of-god-course-10/comment-page-60/#comment-1862996

        راستی ، داستان ِ آزمون ِ کتبی گواهینامه گرفتن ِ استادعباسمنش و بانوشایسته توی امریکا رو میدونی ؟؟ تو الان توی اون حالت بانو شایسته هستی ‼️ ایشون بار دوم راحت ازپسش براومد… خب توام از پسش برمیای.

        🩵در پناه خدایی که هم مقصد رو میدونه، هم قدم بعدی رو بلده.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مریم شماعی گفته:
          مدت عضویت: 3179 روز

          اقا محسن عزیز سلام. قطعا که حالتون خوب .

          من پیام شمارو چندبار خوندم ولی همون اول که خوندم ارامش بدلم نشست و خیلی ارومتر شدم، الان سعی میکنم رو زمانبندیم باشم ولی اروم هم باشم و به خداوند اعتماد کنم ، بااینکه تو جریان انقلاب ایران هستیم، و منم متأسفانه تایمهایی کنترل ذهن ندارم یا نکردم، ولی بازم نگاه میکنم نسبت به بقیه بازم بهتر جلو خودم رو گرفتم و حالم خوب، یعنی الان خیلی امیدوارم و خوشحال که مردم نجات پیدا میکنند و فصل شکوفایی ایران عزیزم انشالله شروع میشه با فصل بهار.

          واقعا چقدر قشنگ خداوند منو به کامنت شما هدایت کرد و‌بدلم انداخت براتون پیام بدم و شما با عشق هرچه میدونستید بمن گفتید.واقعا متشکرم.

          شماها که اینترنت ندارید استاد هم ازون قدم 4 فراتر نرفتند خودشون هم پیامی رو سایت نگزاشتند. هرجا هستند شاد و سلامت باشند مثل همیشه.

          راستی ان قسمت که استاد شایسته میخواستند امتحان بدند رو نه ندیدم من فقط مال استاد رو یادم که تعریف کرد شب نشستم تا صبح تست زدم صبحش رفتم درجا وقت گرفتم و‌امتحان دادم . یعنی به قول عموم مردم استاد خدااای شانس ولی خوب ما میدونیم داستان چیه. اگر تونستید بعدا ان قسمت رو برام بفرستید. ان پیامتون رو هم خ‌ندم بسیار پر مغز بود . فکر میکنم باید برم وقت بزارم یکم کامنتهای شما رو‌جستشو‌کنم بخونم.

          راستی کاش وقت بزارید و‌ان قسمت نحوه اشنایی با استاد و‌داستان هدایت و‌رشدتون رو بنویسید. در پناه خداوند باشید ثروتمند، شاد و سلامت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 700 روز

            مریم جان سلام . خوشحال شدم از خوندن حالت وآرامشی که نشسته به دلت. همین که وسط این همه فشار و خبر و هیجان، میتونی هم زمانبندی رو نگه داری هم دلت رو بسپری به خدا، خودش یه بلوغ قشنگه ؛ خب این عالیه. اینکه میبینی نسبت به قبل بهترخودتو مدیریت کردی ==>> یعنی مسیر درسته، حتی اگه گاهی ذهنت شلوغ بشه.

            امید ونگاهت به آینده ایران دلنشینه. منم عمیقا باور دارم این فصل، فصل عبوره و بعدش شکوفاییه. بهار فقط تو تقویم نیس، تو دلها هم میاد وقتی وقتش برسه.

            ○ بقول حافظ شیرازی : دائما یکسان نباشدحال دوران، غم مخور…

            ● جانان توی قرآن هم میگه : لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم ۗ وَإِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَومٍ سوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَما لَهُم مِن دونِهِ مِن والٍ﴿رعد11﴾ / خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت!

            من اگه جای خدا بودم بعد این آیه مینوشتم! : درخانه اگر کس است، یک حرف بس است!

            ~~~

            بنظرم اینکه خدا تو رو هدایت کرده به خوندن اون کامنت و بعدش این ارتباط شکل گرفته، خودش یه نشونه زنده ست. من فقط همونی که بلد بودم و از دلم اومد گفتم، اصل کارو خود دلت کرد رفیق خوبم . ممنونم ازمهرت.

            در مورد اون قسمت بانو شایسته هم… در یک فایل ماجرا آزمون ‌گواهینانه هردوشون گفته شده… مرور کنی همونجاست… بهت جزییاتش رو‌نمیگم که بری مرور‌کنی‌… احساس میکنم اون داستان استاد رو هم باید تمرکز بیشتری گوش بدی‌ .

            درباره مسیر آشنایی و هدایت… من توی اون صفحه اول پروفایلم نوشتم که… مگه الان نیستش ؟ پاک شده توی آپدیت سایت!! یا برای‌ شما نشون داده نمیشه؟!

            ~~~○~~

            در پناه خدا باشی، آروم، امیدوار و پرنور

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              مریم شماعی گفته:
              مدت عضویت: 3179 روز

              سلام اقامحسن عزیز

              چقدر خوشحال شدم پیام تون رو‌خوندم. خوشحالم که حالتون خوبه . به امید ازادی

              اقامحسن اتفاقا امروز داشتم پیش خودم میگفتم چرا استاد میگه ازین جریانات دور بمونید، من قانون احساس بد اتفاقات بد رو‌میدونم ولی اخه بنی ادم اعضای یکدیگرند، اخه چطور میشه ان همههههه ادم درد بکشند و‌من فقط به فکر خودم باشم، واقعا سخت. دلم میخواد شماکه از شاگردای ردیف جلو کلاس استاد هستید بهم جواب بدید.

              اقامحسن ان قسمت اشنایی تون نه ولا خالی بود ولی الان دیدم نوشته شده، بعد نوشتن این کامنت میرم میخ‌نمش، شما قلم قوی هم دارید خیلی مشتاقم بخونم،

              این روزا یاد خیلیاتون میفتم، مثلا وقتی مسایل و‌مشکلات کادر پزشکی رو این روزا میشنوم میگم سعیده جان چه خدایی داشت که این روزای وحشتناک تو کادر درمان نیست. دلم برای پیامهای قشنگ همه تون تنگ شده، برای دیدن روی استاد، برای دیدن روی مریم جان شایسته،

              استاد جون قربونت برم اگر کامنت منو داری میخونی یه حالی بهمون بده، بیا ببینیمت بخدا خیییلی وقت نیستی.

              اقا محسن ان فایل استاد که جریان گواهینامه رو میگند اصلا یادم نیست کجاست، من انو چندسال پیش دیده بودم، اصلا نمیدونم کجا دنبالش بگردم ،اگر شرایطش رو داشتید ممنون میشم لینکش رو برام بفرستید.

              اقا محسن این روزا روزای تلخی برا همه ایرانیا هرکجا که باشبم دلمون پر درد، ولی واقعا این وحدت، این از خود گذشتگی، این رفاقت ها ، این مهربونیها خیلیی قشنگ خیلیی قشنگ، همون آیه ای که گفتید سرنوشت قومی رو عوض نمیشه مگه ان ملت عوض بشند، قطعا ملت ما در استانه یه تغییر بزرگ، خداوند به مردمم کمک کنه،

              شمارو هم به خدای بزرگ میسپارم

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 700 روز

              سلام مریم جانِ عزیز . این جنس نگاه و دل نگرانی، نشونه زنده بودن دل آدمه. این سوالی که پرسیدی، سوال خیلی ازآدمای شریفه: “چطور میشه درد بقیه رو دید وفقط به خودمون فکر کنیم؟”

              ببین مریم جان… از جایی که امروز ایستادم، با تجربه ای که ازراه احساس، آگاهی و فراوانی دارم، یه چیز رو بااطمینان میگم:

              دور موندن ازجریانهای تلخ، بی تفاوتی نیس =>> اتفاقا ی ِ جور مسئولیت پذیری عمیقه.

              وقتی دل آدم آشوب میشه، وقتی احساس بد رو وارد وجودش میکنه، نه فقط به خودش، که به کل این میدان جمعی آسیب میزنه.

              اما وقتی کسی حال درونش رونگه میداره، آرامش رو حفظ میکنه، امید رو زنده نگه میداره، اون داره بی صدا کمک میکنه.

              کمکی که دیده نمیشه، ولی اثرش خیلی عمیقه. دیگه درصد قابل توجهی از آموزه های استاد همینه

              ما قرار نیس درد همه رو به دوش بکشیم؛

              ما قرارنیست نور خودمون روخاموش نکنیم.

              چراغ روشن، خیلی بیشتر به کارمیاد تا شمعی که با گریه آب میشه.

              اون آیه ای که گفتیش دقیق همینه:

              تغییر از درون میاد. و این وحدت، این مهربونی، این رفاقتها که گفتی، نشونه های خیلی جدی از یه بلوغه.

              منم مثل تو باور دارم ملت ما در آستانه یه تغییر بزرگه، تغییری که از دل همین آدمای فقیر/ثروتمند  مهربون/بی’رحم دردکشیده/بی’تجربه … درمیاد.

              طبق همون آیه إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ…. همه حکومتهای جهان آینه تمام نمای مردم اون کشورهستن. این قانون مو لا درزش نمیره ؛ وگرنه عدالت خدامعیوبه! خب آیه صریح قرآنه .

              درباره فایل استاد، حق با توئه، قدیمیه وخیلیا جاش یادشون رفته. اگه پیدلش کردم میگم‌ بهت اسم فایل چی بود ؛ البته فکرکنم یک بار توی دوره کشف قوانین زندگی اینو تعریف کردن.

              رفیق جان… خوندن نوشته ها وقتی دل آرومه ،،، وقتی عجله وترس توش نیس،،، لذت دیگه ای داره. امیدوارم خوندنش برات حال خوب بیاره.

              راستی مریم جان، دلیلشو نمیدونم اماالان بهم الهام شد که باید برات بنویسم :

              ثروت فقط پول نیس؛

              ثروت یعنی دلی که هنوز میفهمه، میسوزه، و در عین حال امیدش رو نگه میداره.

              این خودش بزرگترین داراییه.

              ~~~○~

              تو رو هم به خدای بزرگ میسپارم… همونی که بلدِ از دل سختی ها، راههای روشن بسازه .

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              مریم شماعی گفته:
              مدت عضویت: 3179 روز

              سلام به شما دوست عزیز و‌باقی دوستان در این بوستان

              چندروز پیش یه پیامی براتون فرستادم و‌یه جواب دادم که شما هنوز جواب من رو ندادید ولی من خودم حدودا جواب رو‌گرفتم.

              گفتم چطور بدون توجه به درد بقیه زندگی کنیم. البت خوب میتونیم بگیم اینها خودشون این حد خشونت و ..‌ این راه رو‌جذب کردند ولی گفتنش خییلی سخت. خیلی

              اما سمت خودم ، خوب واقعا دیدن ناراحتی مردم و‌گریه کردن دردی رو دوا نمیکنه، اگرچه سعی میکنم در کمپینهایی که به مردمم کمک میکنه شرکت کنم. اما توجه من و همسرم به ناخواسته ها زندگی مارو از چند جهت دچار مشکل کرده، قشنگ من کندشدن جریان نعمت رو می‌بینم. جریان سلامتی هم که در خودم مشکل پیدا کرده و‌منکه ماه ها بود مریض نمیشدم الان یه ماهه مریضم. و اتفاقات کوچک و بزرگ دیگری پیش آمده، که تلنگر هست واس من، هنوز خداروشکر که چک و‌لگو انچنانی نرسیده، و به خودم دارم میگم ببین تمام مومنتوم مثبت رو از دست دادی و ببین چه چیزای بدی داره پیدا میشه. خدا کمک کنه بتونم بیشتر کنترل ذهن کنم، به نظر خودم یکم بهتر شدم. این پیام هم بماند بیادگار از نتیجه احساسات بد در نتیجه اتفاقات بد، و رفتن در مومنتوم منفی.

              خداوند به همه مون کمک کنه بتونیم در مسیر رحمت باقی بمونیم. برای مردم ایران هم ارامش، ثروت و ایمان رو از خدا میخوام.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 700 روز

              مریم جان سلام

              اولش بگم که جوابت روهمون روز قبل نوشته بودم، فقط تو شلوغی پیاما شاید به چشمت نیومده باشه.

              چیزیکه نوشتی خیلی صادقه و دقیق همون تلنگریه ک ِ خود زندگی میزنه:

              دیدن درد بقیه وغرق شدن توش، نه کمک میکنه نه شفا میده؛ فقط مومنتوم رو میبره سمت منفی. خدا روشکر خدا روشکـــــر خودت خیلی درست دیدی که توجه به ناخواسته ها اول ازهمه روی جریان سلامتی و نعمت اثر میذاره.

              کمک کردن باعمل وآگاهی یه چیزه،

              چسبیدن احساسی و فرسوده شدن یه چیز دیگه.

              رحمت از دل آرام میاد، نه از دل له شده.

              خب همین که متوجه شدی، یعنی هنوز تومسیر رحمت هستی و داری برمیگردی.

              کنترل ذهن قرارنیس کامل باشه، فقط کافیه هربار زودتر برگردی به حال خوب.

              دعات برای مردم ایران کاملا ازجای درسته

              آرامش، ایمان وفراوانی وقتی میاد که دلها سبک باشه… رها باشه .

              به خودت سخت نگیر، جریان دوباره راه میفته…

              سرنوشت مردم هم به باورهاشون وابسته بوده و خواهدبود.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رضا رضایی گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      بنام خدا

      سلام محسن عزیزم امیدوارم حال دلت عالی عالی باشه

      حاجی گم ات کردم چند روز بود سرگردان که چرا ایمیل از آقا محسن نمیاد امید که حال اش خوب باشه

      باز خدا هدایت کرد متوجه شدم که ایمیل از خود سایت حذف شده باز خداوند مرا هدایت کرد که کامنت زیبایت را بخونم چیقدر از این محتوای کامنت ات لذت میبرم

      انشالله که همیشه بدرخشی و از درو دیوار نعمت های خدای عزیز برات بباره

      خیلی خوشحالم دوباره توفیق نصیبم شد که شاگردی شما را هم داشته باشم

      در این چند روز کنترول ذهن بسیار سخت داشتم چنان ذهنم بعضی وقتی بخاطر مسایل اندک منو به نا کجا آباد میکشونه که میگم بابا تسلیم ام

      باز از کار میام خونه یک دوش میگیرم یکم کامنت میخونم حالم را بهتر کنم

      در این چند روز درگیر کمالکرایی و عدم احساس لیاقت شدم ، آقا با وجود که زیر صفر و بدهی بودم مهاجرت کردم به یک‌کشور زیبای دنیا کره جنوبی اون همه بدیهی تونستم پرداخت کنم ، خانه و ماشین خریدم و چی مسافرت های که رفتم …

      باز این ذهنه اومد چند روز اونقدر بهم فشار آورد که کم آوردم

      هی میگفت تو هیچی نداری ، تو نمیتونی درست حرف بزنی ، تو اینقدر اعتماد بنفس نداری که در یک جمع حرف ته بیان کنی

      تو یک کار درست انجام داده نمیتونی

      تو زنده کیت هیچی نداری اینا رو همه دارن ، چرا باید بیشتر از این خلق نکردی

      اینقدر قانون میگی چرا گرفتن تابعیت ات اینقدر طول کشیده ، هیچ خبر ازش نمیاد که قبول شدی یا خیر

      ببین فلانی که قانون بلد نیست چیقدر پیشرفت کرده ، چیقدر شاد زنده کی می‌کند ، تو روز و شب ات با فایل میکذرونی هیچ لذت نمیبری …

      آقا چی عرض کنم برات که اینقدر بدجور چسپیده بود که میگفتم بابا ولش کن هیچی نمخام دگ

      محسن عزیزم کامنت ها تون الهام بخش است برام ، دوست دارم از اون آگاهی تون ما هم بهره مند شویم اگر در این زمینه چیزی نوشتی خوشحال میشم

      خیلی دوستت دارم

      ازت بسیار تشکر میکنم هر کجا هستی در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 700 روز

        سلام رضا جان عزیز،،، چقدر خوشحالم که دوباره ازت خبری دارم و با این پیام پر از محبت، دلگرم شدم. خدا رو شکر ک ِ تونستم تو این مسیر، برا تو الهام بخش باشم. هیچ چیز تصادفی نیس عزیز دل برادر ؛  و خداوند در دل هر لحظه ی زندگی، هدایت های خودش رو به ما نشون میده. بنظرم همینکه به خودت اجازه دادی ک ِ از لحظات سخت عبور کنی، خودش یک پیروزی بزرگه.

        در مورد فشارهایی که ذهن ایجاد میکنه و افکاری که گاهی به سراغمون میاد، باید بگم که همه ی ما تو این مسیر یکسانیم. همه مون با ذهن هایی پر از شک وتردید روبرو میشیم و این کاملا طبیعیه. ولی یادمون باشه که ما فراتر از این افکار هستیم، ما در اعماق درون مون قدرت های بی پایانی داریم که میتونیم اونها رو فعال کنیم. وقتی ذهن میگه “تو نمیتونی”، “تو هیچی نداری”، در واقع داره ما رو ازخودمون جدا میکنه. ولی وقتی ذهن رو به سمت شکرگزاری و یادآوری نعمت های درون خودمون یا هر نعمت دیگه ای، هدایت میکنیم، کم کم میبینیم که مسیر روشن میشه.

        در مورد مهاجرتت به کره جنوبی و موفقیت هایی که بدست آوردی، باید بگم که تو انصافا قدرت رو به نمایش گذاشتی! این دستاوردها هیچ وقت اتفاقی نیست، اینا نتیجه ی پشتکار، ایمان و خودباوری توهست ==>> حتی زمانی که ذهن داره بهت فشار میاره، خودتو یادآوری کن که هر قدمی که برداشتی، تو رو به چیزی بیشتر و بهتر نزدیک تر کرده.

        □ ما خودمون خالق زندگی خودمون هستیم.

        من همیشه معتقدم که توی این مسیر، هیچ اشتباهی وجود نداره، ==>> فقط تجربه هایی هستن که به ما کمک میکنن رشد کنیم. این لحظات دشوار هم جزئی از فرآیند رشد ماست. تو خودت بزرگترین معلم خودتی، فقط کافیه اجازه بدی که راه هات برات روشن بشه… لطفا به خدا اجازه بده .

        دوست دارم بدونی که تو همیشه در دل من جایی داری، و این که مسیر رشد تو ب ِ خودت بستگی داره. خدا با تمام کائناتش ازت حمایت میکنه و امیدوارم همیشه در مسیر نور حرکت کنی.

        در پناه خداوند، همیشه شاد و پیروز باشی، رضا جان نازنین.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1571 روز

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ۖ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ(8 بینه)

    پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ همیشه در آن می‌مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!

    =====================================

    سلام به اساتید عزیزم ،سلام به دوستان توحیدی من در غار حرا

    الهی که حالتون عالی باشه و اون قسمت قلبتون که جایگاه حضور خداونده،در آرامش🩵

    وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ(24 انفال)

    و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حایل می‌شود.

    همین الان یک چیزی از جلسه2 هم جهت با جریان خداوند به یادم اومد،اونجا که استاد میگن «من قلبم رو حساس کردم به احساس بد،کوچیکترین احساس بدی که میاد توی قلبم میگم دارم یک فکری میکنم که درست نیست.»

    من احساسم اینکه وقتی ما دچار نجوای های ذهن میشیم و افکار کمبود شیطانی توی سرمون میاد ،جایِ خدا تو قلبمون کم میشه،برای همینکه قلب آدم قشنگ درد میگیره…

    من که دردشو حس میکنم،کاملا میفهمم یک جایی توی‌قلبم درست کار نمیکنه و این درد نشونه ی اینکه مسیر افکارم درست نیست و بعد تموم تلاشمو میکنم یک جوری جلوی افکار نادرست رو بگیرم،به هر شکلی که میتونم…

    استادجان،یک چیزی بگم؟! درسته که تغییر شخصیت جهاد اکبر میخواد،اما من فکر نمیکنم کسی با شما و آموزش های شما آشنا بشه و طعم شیرین تجربه ی فرکانس خدا و زندگی بر اساس جریان هدایت رو تجربه کنه و‌هیچ وقت بتونه به زندگی سابقش برگرده…

    من یکی که نه هیچ وقت آدم سابق میشم نه میتونم که بشم،من کاملا از بدنه ی جامعه جدا شدم و تقریبا هیچ کس رو شبیه به خودم در اطرافم نمیبینم…

    من دیگه درک نمیکنم چرا آدم ها اخبار نگاه میکنن،چرا وقتشون رو برای فیلم و سریال میزارند،چه جوری به خودشون اجازه میدن پشت سرکسی غیبت کنند،چرا همه ش دارن با آب و تاب خاطرات و اخبار بد روی برای هم تعریف میکند،چرا دنبال جلب توجهن،چرا و چرا و چرا…

    استاد بهم گفته بود وقتی روی خودت کار میکنی جهانت کاملا از بقیه جدا میشه…و من الان خیلی بیشتر درکش میکنم.

    امروز‌ داشتم تو‌خیابونی راه میرفتم،یک پسر نازی بغل باباش،روش به سمت عقب بود،شروع کردم بی صدا نازش کردن،بهش خندیدن،دالی بازی کردن…

    یک هو به چشای آرومش نگاه کردم و شروع کردم با قلبم‌باهاش حرف زدن…

    «تو الان خیلی به خدا نزدیکی نه؟!خیلی قلبت بهش وصله نه؟!پسرم همیشه یادت بمونه از کجا اومدی به این دنیا،همیشه یادت باشه باید به کی وصل باشی،من خیلی دیر یادم اومد و خدامو پیدا کردم،تو‌ اما مثل من نباش…»

    اونا رفتن و‌من موندم یک صورت خیس اشک از دلتنگی خدا…

    همون موقع مامانم بهم پیام داد: تلمیزارتان 40 یه جعبه

    حالا من وسط گریه، خنده م گرفته بود،آخه اسم قحطی بود برای قرص فشار؟!اینو من چه جوری برم تو داروخونه بگم:)

    به خدا که،اینم کار خدا بود که بهم بگه بخند سعیده تو فقط بخند…من میخوام فقط صدای خنده هات رو بشنم،نه دیدن گریه های دلتنگیتو…دلتنگی چیو میکنی وقتی جای من توی قلب توعه…؟!

    یک چیز دیگه بگم استاد؟!شما مارو سر به هوا کردید…من یکی که تو خیابون همه ش دارم به آسمون نگاه میکنم،به مدل ابرها،به خورشید که داره به شدت میتاپه به ماه و ستاره ها که تو شب میان و آسمون رو اکلیلی میکنند…

    بعد با خودم میگم یعنی سیاره ی مشتری چقدر از ما بزرگتره که 1300 تا کره ی زمین توش جا میگیره؟!پس خدا چی؟!خدا چه قدر بزرگه که میگه هرچی تو آسمون و زمین هست برای منه؟!

    وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(109 آل عمران)

    و آنچه در آسمان و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و همه امور به سوی او بازگردانده می شود.

    امروزم طبق عادتم دوباره رفتم سمت اورژانس کودکان،دوباره وایسادم اونجا تا به یادم بیارم اون روز هارو…گوشیمو درآوردم و از در نگهبانی فیلم گرفتم وگفتم:سلام داداش رسول،سلام فاطمه جان،کی دوباره میاین دنبالم؟!کی دوباره بهم زنگ میزنید؟!به خدا این دفعه حتما میایم که ببیینمتون،به خدا همه چیز تغییر کرد،به خدا،خدا از در همین نگهبانی همه چیز رو تغییر داد…

    من،منِ سعیده،خودِ من باید همیشه به یادم بیارم،روزهایی که خدا به طرز معجزه آسایی به کمکم اومده،باید به یادم خودم بیارم که خدا چه جاهایی دست منو گرفته،باید حواسم به این نفس اماره باشه،باید به یادم خودم بیارم از کجا به اینجا رسیدم،باید حواسم باشه به این غرور که به قول استاد جان،پدر همه ی مارو درآورده…

    همین امروز صبح تا از خواب بیدار شدم،مامانم با یک دست کت شلوار اومده بالای سرم میگه اینو‌برای تو خریدم ببین خوشت میاد؟!

    همین امروز ظهر قرار بود به حسابم 5 میلیون پول واریز شه برم خرید کنم،بعد یکم طول کشید،من شروع کردم با خودم حرف زدن:خدایا تویی که روزی میدی،تویی که مرجعی،من به تو وصلم و نگران هیچی نیستم،چند دقیقه بعد دیدم جای 5 میلیون،7 میلیون واریز شده!

    همین امروز بعد از ظهر عموم زنگ زده میگه شام باید بیای خونه ی ما و من خودم میرم برات کتف و بال میخرم میگم زنعمو بزاره توی فر،میدونیم تو آبگوشت نمیخوری!یک‌ربع بعد زنگ زده سعیده من یادم رفت برای تو نوشابه ی زیرو بخرم،اشکال نداره؟!

    همین امروز غروب عمه م اومد خونه ی بابام و میگه راستی سعیده،دفعه ی قبلی من اشتباه کردم،سرمایه ت پیش ما ده میلیون بیشتر ازون چیزی بود که گفتم.

    همین امشب سر شام میگم زنعمو جون غذایی که برام درست کردی خیلی خووشمزه شده،اصلا یک طعم خاصی داره،بعد اونا میگن بخاطر انرژی مثبت خودته…

    اینا فقط چندتا دونه از اتفاقاتی که در طول روز برام میفته…

    استاد این کارهارو کی انجام میده؟!کی میتونه انجام بده ؟!من چطور میتونم حتی یک روز به سبک سابق زندگیم برگردم؟!

    هرچقدر شیطان تو سرم نجوا میکنه و میخواد یک جوری وانمود کنه که اوضاع دیگه تغییر نمیکنه،من بهش میگم بگو،هرچی دلت میخواد بگو کارت اینکه نجوا کنی،ولی خدای من از تو قدرتمندتره،خدای من مراقب منه،خدای من به من وعده داده،خدای من هرگز خلف وعده نمیکنه…

    بازم برمیگردم به صحبت های استاد جان تو جلسه 13 دوره ی هم جهت با جریان خداوند که همه ی اتفاقات رو خودمون داریم رقم میزنیم،حالا اگر نتایج اون چیزی که ما میخواستیم نیست میگیم آقا من یک مدت افکار خوبی نداشتم،اینم نتایجش،پس دوباره برمیگردم به مسیر درست و افکارم رو درست میکنم و نتایج صد در صد تغییر میکنه…

    فقط خدا میدونه این یکی دوماه بعد از اتمام دوره هم جهت،من با رفتن تو دل مسئله ای که هیچ راه حلی براش نداشتم چطور خودم به خودم ظلم کردم و‌سیم کشی هایی که تازه داشت بعد از دوره با نور شکل میگرفت رو‌پر از استرس و‌نگرانی کردم…

    اشکال نداره،خودمو میبخشم و از خدا طلب هدایت میکنم یک بار دیگه من رو به فرکانس خودش نزدیک کنه…

    این اون چیزی که روزی هزار بار دارم بهش میگم:من تورو میخوام خدا،من رو برای خودت بخر…

    رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًّا ﴿۶۵مریم﴾

    [اوست] پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ پس او را بِپرَست و بر پرستیدنش شکیبا باش. آیا برای او همنامی می دانی [که او هم پروردگار آسمان ها و زمین باشد؟!

    الهی شکرت برای یک تمرین ستاره ی قطبی دیگه و گذاشتن رد پای جدید برای سعیده ی آینده…

    ساعت 1 بامداد،11 دی ماه 1404

    دوستون دارم استاد از روشنی قلبم

    به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان

    قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

    رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ(193 آل عمران)

    پروردگارا! بی تردید ما [صدای] ندا دهنده ای را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرا می خواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدی هایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 150 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2190 روز

      سلام به جانِ جانان.

      وقتی انتهای کامنتت، آیه ی 193 سوره آل عمران رو دیدم، بلافاصله رفتم این آیه با صوت زیبایِ نوجوانِ قاری، محمد مشفق رو از موبایلم پخش کردم.

      با کامنتت باعث شدی ساعت 2:15 بامداد، 13 دی، 13 رجب، روز میلاد امام علی ع، شنیدنِ این ایه ی دل انگیز، روزیِ پر برکتم باشه.

      ممنونم و الهی شکر.

      جنسِ سپاس گزاری ها و توجهت به نکات مثبت و زیبایی های زندگیت، خیلی به دلم چسبید و نوشِ جانم شد.

      الهی شکر.

      نعمت های مادی و معنویِ زندگیت، هر لحظه فراوان و بی انتها.

      سلامتی و دلِ شادِ خودت و عزیزانت، بی انتها.

      لبخند روی لبت و توی قلبت، بی انتها.

      به قولِ خودِ قشنگ و نازنینت:

      دوستت دارم از روشنیِ قلبم

      همونجایی که فقط جای خداست.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      زینب مرادی گفته:
      مدت عضویت: 1282 روز

      به نام خدای مهربانم

      سلام سعیده ی عزیزم خوبی؟

      نمیدونم چطور از آرامشی که حرفات بهم میده بگم منم دارم تمرین میکنم سعیده به خدانزدیک شم دارم تمرین میکنم عاشقش بشم

      اونکه همیشه هست این ماییم که دوریم ولی دم خداگرم باهمه ی بیمعرفتیم هروقت صداش کردم با شوق بغل بازکرد برام سعیده میدونم میفهمی چی میگم میدونم حس الانمو ازکامنتم میگیری

      چشام اشکیه سعیده ازعشق پروردگارم چن وقته این طوری م چن وقته بهش که فک میکنم ازشدت عشقش اشک توچشمام حلقه میزنه

      سعیده عزیزم دعامیکنم نزدیکتر بشی خالق هستی

      آرزومیکنم لبت همیشه پرازخنده باشه

      آرزومیکنم خوشی باشه برات وخوشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علیرضا میری گفته:
      مدت عضویت: 764 روز

      خدا هست

      سلام و ادب

      وقتی کامنت شما را خواندم ، حال دلم خیلی خوب تر شد لازم بود که بابت مطالب زیبایی که نوشتید از شما تشکر کنم .

      از خدا هم سپاسگزارم که هدایت شدم به مطالعه این مطالب .

      از استاد عزیز و مریم بانوی پرانرژی و از بقیه کسانیکه این موقعیت را فراهم کردند هم بسیار سپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهره گفته:
      مدت عضویت: 1296 روز

      سلام

      من مدتیه دارم داستان آشنایی اعضای موفق سایت رو میخونم.

      شما توی داستان اشناییتون لینک یه کامنت گذاشتید که برم اونجا و توضیحات قبل و بعد از نتایجتون رو ببینم. ولی تعداد صفحات خیلی زیاد بود. هر چه بالا و پایین گشتم کامنت شما رو ندیدم.

      اگه امکان داره شماره صفحه رو بهم بگید لطفا

      ممنون میشم

      سلامت و شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3634 روز

    سلام

    – وقتی گفته میشود که اراد کردیم این به این معنا است که یک گروه را داردمشخص میکند این گروه به واسطه ایمان و اعمال اشان است که نتیجه می گیرند

    – مشیت یعنی یک سیستم است. مثلا آب با باران به زمین میرسد بعد بخار می شود بعد ابر تشکیل میشود و دوباره این چرخه ادامه دارد و آب به صورت باران به زمین می رسد یعنی اینکه یک سیستم داره کار میکنه یعنی مثل یک چرخه است .

    – ما به این دنیا می آییم خودمان این جسم را انتخاب میکنیم و همه چیز به ما یادداده شده است بعد که به این دنیا می آییم با اعمال خود که فرکانس و انرژی و دارد چیزی را که می خواهیم ارسال میکنیم بسته به چیزی و نوعی که ارسال کرده ایم از همان به سمت ما می آید و ما به نتایجی که خودمان نوعش را فرستاده ایم؛ نائل می شویم یعنی این که سیستم است که کارمی کند .

    – مثلا ما افکار بد داریم پس فرکانس بد می فرستیم پس فرکانس ما انرژی ناخوبی دارد بعد از همانی که فرستادیم به سمت ما می آید یعنی انرژی و فرکانسی سمت ما می آید که ناخوب است و فرکانسش بد است و بعد همین ادامه پیدا میکند مگر اینکه ما فرکانس خود را عوض کنیم و طوری دیگر فکر کنیم.

    از نتیجه کارهایمان می فهمیم که خوب باور داریم و خوب داریم عمل میکنیم یا نه اگر نتیجه ای که داریم راضی کننده ما نیست یعنی ما باور های خوبی نداریم و اعمالمان هم خوب نیست پس نتیجه می گیریم که باید آنها را عوض کنیم و بعد دوباره به نتایج کارمان که می گیریم نگاه میکنیم خوب بود ادامه میدهیم خوب نبود یعنی باید عوضش کنیم.

    اراده زیر مجموعه مشیت است اراده قانون را توضیح میدهد و مشیت قانون کلی است

    – وقتی طبق قانونها عمل کنی نگرانی معنی ندارد قانونها ثابت است و نتایج هم مشخص و واضح است؛ خیالت راحت راحت و تخت باشه

    – وقتی که قوانین را رعایت میکنی طبق آن باور و رفتار میکنی یعنی در مسیر قرار میگیری که در این مسیر مسیری است که راستای خداست و در مسیر درست هستی پس نگران نتایج نیستی اگر داری راه دیگری می روی آن وقت باید نگران باشی طبق قوانین باور می کنیم و عمل کنی و ایمان داری که درست است و توکل می کنی ایمانت را نشان میدی و نتایج هم می آید

    – دنیا جاودانه نیست و سیستمی است ولی آن دنیا جاودانه و یک بعدی است

    ایمان + عمل = نتایج

    – برای اینکه نتایجی خوب بگیری باید باورهایت درست باشه ایمانت درست باشه و اعمالت هم درست باشه بعد حتما نتیجه خوب است ولی اگر ایمانت درست نباشه توکل نکنی باورهای خوب نداشته باشی پس اعمالت هم درست نیست پس نتیجه هم نمی گیری.

    زندگی یک روند است یک مسیر است تو همواره در این مسیر هستی و داری بهترش می کنی داری مسیرت را هموار میکنی یعنی ما دو قطبی هستیم دو بعد داریم این طبیعی است ولی باید سعی کنی که در بعد مثبت بریم مثل کفه ترازو سعی کنیم که قسمت مثبت را بهترش کنیم و منفی را کمترش کنیم این خود زندگی است این مسیر زندگی است این روند زندگی است ؛ ما در این زندگی داریم این مسیر را یکسره درستش میکنیم یعنی نا همواری یکسره داریم ولی حلش میکنیم درستش میکنیم و هموارش می کنیم.

    – توی این مسیر یاد می گیریم که بهبود پیدا کنیم آرامش داشته باشیم و بهتر وبهتر بشویم و ثروت هممی آید وسلامتی و خوشبختی هم می آید

    – زندگی و اعمال وافکار و باورهای من یک معادله دو طرفه است به همان اندازه یک باورها و اعمالت خوب باشه زندگیت بهتر میشه و برعکس . به همان اندازه که آرامشت بیشتر باشه ویعنی بهتر عمل کنی کفه ترازو سبک تر می شه می آید بالا اگر برعکس عمل کنی سنگین تر میشه می ری پایین

    – باید توی باورها و حرکتهایمان تداوم داشته باشیم و روی شخصیت درونی خود کار کنیم یعنی هویت ما شخصیت ما درست بشه و ناخودآگاه درست وطبق قوانین عمل کنیم آن موقع نتیجه هم می آید.

    – باید از درون تغییرکنیم و دنیایت بیرونمان هم خود به خود تغییر میکنه پس با قدرت می گویم که راه بیفت ادامه بده تو می تونه ؛ اما اگر دنیای درونی ما تغییر نکنه کاری هم درست نمیشه

    – قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ … وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ»؛

    بگو؛ بار خدایا، تویى دارنده مُلک. به هر که بخواهى مُلک می‌دهى و از هر که بخواهى مُلک می‌ستانى. هر کس را که بخواهى عزت می‌دهى و هر کس را که بخواهى ذلت می‌دهى… و به هر که بخواهى بی‌حساب روزى می‌دهى

    – نعمات خدا زیاد است و بی حد این ما هستیم که محدود فکر میکنیم و گرنه خدا نامحدوداست نعماتش هم نامحدود است ما محدودیم فکرمان محدود است باید خدا را اآنطوری که هست درکش کنیم

    باران نعمت الهی یکسره در حال باریدن است رحمت الهی یکسره در حال باریدن است ثروت وخوشبختی و سلامتی و هر نعمتی دیگر ؛ این بستگی به خود ما دارد چه ظرفی را زیر این باران گذاشتیم به همان آندازه از این نعمات دریافت میکنیم . پس برای دریافت نعمات بیشتر باید روی خودمان بیشتر کار کنیم یعنی ظرفمان را بزرگتر کنیم که نعمات بیشتری را هم دریافت کنیم.

    – رحمت همیشه هست با سرعت زیاد هم یکسره در حال باریدن است این تویی که چقدر از این نعمتها می خواهی و چقدر روی خودت کار میکنی.

    – اگر مقاومت داری برای دریافت نعمت فکر میکنی نیست فکر میکنی برای از تو بهتران است فکر میکنی لایقش نیستی یعنی اینکه تو برای دریافت نعمت از خودت مشکل داری و گرنه نعمت هست

    ظر فت را بزرگ کن بیشتر روی خودت کار کن بیشتر طبق قوانین عمل کن بیشتر توکل کن پس دریافت نعماتت هم بیشتر میشود.

    – وقتیکه تغییرات تو پایدار میشه باورهایت درست میشه که به تبع آن اعمالت هم درست میشه آن موقع است که نتایج عالی هم داری

    هویت و شخصیتت باید درست بشه مثل اینکه چشم بسته طبق قوانین عمل کنی ناخودآگاه طبق قوانین عمل کنی

    – باور فراوانی را درهر جنبه ای از زندگیت ببین و برای هر جنبه ای از زندگیت جواب میدهد

    خودت را با خودت مقایسه کن و خودت را باورهای مثبت و درست بمباران کن

    – از الگوهای خوب در هر زمینه ای می توانی استفاده کنی انگیزه بگیری و ادامه مسیر را طی کنی

    تمرکزت روی فراوانی ها وبا ورهای خوب باشد که نشانه است احساس خوب است یعنی اینکه وقتی به رحمت خدا و به وهایت و الرزاق بودن والشافی بودن خدا اعتقادداری و ایمان داری یعنی احساس خوبی را داری پس طبق قانون و لاجزم اتفاقات خوب وارد زندگیت میشود یعنی رزق بیشتر سلامتی بیشتر ثروت بیشتر و خوشبختی و موفقیت بیشتر هم وارد زندگیت میشود

    – به همان اندازه که باورهایت تغییر کرده است به همان اندازه هم نتیجه می گیری یعنی به همان اندازه که ظرفت هست همان اندازه نتیجه می گیری اگر ظرفت به اندازه لیوان است به اندازه لیوان نتیجه می گیری اگر اندازه یک دیگ است به اندازه دیگ نتیجه می گیری ولی من اندازه ظرفم را به اندازه یک دنیا انتخاب کردم خدایا عاشقتم

    تکرار+ تکرار = مهارت

    – به اندازه احساس خوبیکه داری یعنی به اندازه که باورهای خوب را در خودت نهادینه کردی و عوض شدی به همان اندازه هم تغییر در زندگیت ایجاد میشود یعنی از آرامشت می فهمی که کجای این سیستم هستی یعنی آرامش داری از درون آرامی پس راهت درسته

    – یک تغییر نمی تواند یک باوری که کل عمر داشتی را عوض کنه باید این قدر روی این کار کنی که بشه جزئی از وجودت وناخودآگاه درست عمل کنی

    من شاه کلید همه نعمتها را در زندگیم باور فراوانی می دانم

    – عاشق خدایی هستم که قوانین بدون تغییر و ثابتی را در این دنیا گذاشته یعنی تکلیفمان همیشه روشن است از قبل تا آینده همیشه این طوری بوده و خواهد بود درهر شرایطی هر جایی هر موقعیتی هر دینی ووو

    – وقتی طبق قانونها عمل کنی جهان هر راهی بره به نفع من است

    – وقتی طبق قوانین عمل می کنی جای پات سفته محکمه و این طوری قدرت میگیریم که زندگیمان را طبق قوانین هر طور می خواهیم خلق کنیم انگار یک خمیر دست ماست که آنطوری که می خواهیم آن را شکل میدهیم.

    – استاد عزیزم شما جهان شمول شده اید هر سایتی هر کسی که سایتش را نگاه میکنم دارد حرفهایتان را گوش می کند و فیلم شما را زبان خودتان پخش میکند قابل تحسینید

    – وقتی باورهایت درست باشه یه جایی می ری که آن باورها را تجربه میکنی حتی اگر کسی نتونه باید من همیشه می گم که هرکسی نون باورهای خودش را میخوره

    – واقعا بخواهیم که زندگیمان عوض بشه و زندگی می تونه درتم امی ابعادش تغییر کند اگر ما بخواهیم و باورهایمان را درست کنی و طبق باورهای درستمان حتما حتما حتما عمل کنیم

    ایمان +عمل = نتیجه

    – استاد عزیزم تشکر از صحبتهای خوبتان و تشکر از استاد پاکذات برای سوالهای خوبشان هر دو همیشه موفق و پاینده باشید

    Just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 179 رای:
    • -
      ملیحه پاسلار گفته:
      مدت عضویت: 2546 روز

      سلام خدمت شما دوست عزیز

      ممنونم بابت این دیدگاه عالی و وقتی گذاشتید و دریافت هاتون رو به صورت کامل یادداشت کردین…

      اون مثالی که در مورد باران زدین وای که چه کرد با من…انگار یکی از پازلهام سر جای خودش قرار گرفت.یک لحظه به این فکر کردم همانطور که باران میباره بعد اون آب بخار میشه ابر تشکیل میشه و دوباره باران میباره.به نظرم اومد که پول هم همچین چرخه ای داره،وقتی پول از حساب ما برداشت میشه یعنی پولی رو هزینه می کنیم برای هر چیزی،این پول دوباره در چرخه ای قرار میگیره و به ما برمیگرده.حالا اگر این پول که رفته از حساب ما برای دارایی ها ،یا برای خلق ارزشی در زندگی ما هزینه شده باشه،نتیجه اش میشه ثروت بیشتر.وقتی باورهای درستی داریم ایده ها و مسیرهایی برامون مشخص میشه که با هزینه کردن اونجا باعث میشه ثروت ما بیشتر و بیشتر بشه،هزینه های اضافی و بدون دلیل،حوادث غیر مترقبه هم کمتر میشه.

      فکر اینکه قانون ثابت جهان اینه که پول ما در یک چرخه میگرده و هی بیشتر و بیشتر میشه منو حسابی به وجد آورده و حالمو خوب کرده و نگران تموم شدن پول و خالی شدن حساب بانکی ام نیستم.باورهای من تعیین میکنن سرعت این چرخه بازگشت و افزایش ثروت من چقد باشه…

      ممنونم از شما که این چراغ رو در ذهن من ایجاد کردین…

      در پناه خدا هستید💚

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
      • -
        آینا راداکبری گفته:
        مدت عضویت: 3634 روز

        سلام

        من همیشه می گویم که هر کسی نون باورهای خودش را میخورد اگر کسی هر موفقیتی بدست آورده است چون باورش درست بوده است.

        ثروت وقتی که راکد باشه مثل باتلاق میشه که می گنده و بیخودی میشه و با این تورم ایران هم خیلی زود به درد نخور میشه و هیچ کاری نمیشود باهاش کرد باید همیشه پول را در جریان بیندازم و حرکت کنه و مثل یک سیستم در نظرش بگیریم و برایش سیستمی بسازیم که پول را در می دارم وخرج میکنیم ولی ازهمان دوباره پول تولید میشود و به ما بر میگردد. حالا اینکه این سیستم را چطوری بسازیم شخصی میشود

        موفق و سلامت باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        الهه امینی گفته:
        مدت عضویت: 1273 روز

        سلام خانم پاسلار بی اندازه از شما ممنونم چند روزی بود که روی ورودی ثروت بیشتر کار میکردم که مدام هدایت میشدم به این مسئله که من از رفتن پول و خرج کردنش و تموم شدنش میترسم و واقعا هم اینطور هست و من بهش توجه نداشتم و زمانی که دقیق شدم به حال درونیم زمان پرداخت هزینه ها دیدم ترس دارم که پور داره تموم میشه حالا چطوری جاش بیاد چطور پر بشه و…

        داشتم با قانون خلا که هر چی جاش خالی بشه با بهتر پر میشه تطبیق میدادم که به مثال زیبای شما در پاسخ خانم راد اکبری تبدیل آب به بخار و بعد بارون برخوردم و چقدر زیبا در ذهنم نشست و با پول شبیه سازی شد

        از شما و خانم راد اکبری بسیار متشکرم

        سپاس فراوان از الله و شما استاد بزرگوار برای چنین سایتی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      امید هدایت گفته:
      مدت عضویت: 1968 روز

      بسیار عالی. همه چیز باور است و بهترین باور، باور فراوانی و خیر و برکت و نور است. به هر اندازه باورهای توحیدی و قدرتمند داشته باشیم، به همان اندازه از این فراوانی برخورداری می شویم. همانطور که استاد همیشه اشاره می کند، همه چیز باور است، همه چیز باور است و همه چیز باور است. درود بر شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    ‎به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی.

    لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ(177-سوره فقره)

    نیکى (تنها) این نیست که (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق یا مغرب بگردانید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال (خود) را با علاقه‌اى که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه‌ماندگان و سائلان و در (راه آزادى) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زکات را بپردازد، و آنان که چون پیمان بندند، به عهد خود وفا کنند و آنان که در (برابر) سختى‌ها، محرومیّت‌ها، بیمارى‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‌دهند، اینها کسانى هستند که راست گفتند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اینان همان پرهیزکارانند.

    $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

    سلام به استاد ابراهیمی عزیزم و استاد مریم جان شایسته و دوستان نازنینم

    خدا روصدهزار مرتبه شکر برای این سایت الهی و صحبتهای گهربار استاد عزیزم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای برف فراوانی که چند روزه یکسره داره اینجا میباره (در شهر بری کانادا)..

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر برای آیفون 17 که پنج روز پیش(روز boxing day)خریدم و این کامنتم رو دارم با گوشی جدیدم می نویسم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که آی‌پد جدید هم خریدم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که پریشب خانوادگی رفتیم (Bowlerama) بولینگ بازی کردیم و من اولین بارم بود که توپ بولینگ رو دستم گرفتم،

    بعضی‌هاشون خیلی سنگین بودن و بعضی‌هاش سبکتر و خدا رو شکر دوبار موفق شدم توپ رو به هدف بزنم

    حس خیلی قشنگی داشت..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که دیروز همگی رفتیم برف‌های جلوی پارکینگ خونه رو تمیز کردیم که ماشین رو بتونیم بیرون بیاریم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که باز هم بیشتر از نیم متر برف اومده و دوباره همسرجان و بچه ها مشغول برف پارو کردن تو بالکن هستن

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای دور هم بودنمون و بازی های که با هم انجام میدیم، و شیرین زبونی های لیلی جان..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای صلاتی دیگه

    استاد جانم عاشقتونم و از شما بینهایت سپاسگزارم

    هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 222 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1368 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      سلام به روی ماهتون رفیق مامانی وبهشتیم

      بوس به قلب مهربونتون

      مبارررک باشه گوشی آیفون 17 و آی پد جدید

      کلی استیکرهای متنوع تبریک ودست وهوراااا

      الهی که پراز خیروبرکت و نوروعشق باشه

      دم شما گرررررم که بولینگ هم بازی کردین

      نوش جانتون سفر توحیدی قشنگ تون

      گوارای وجودتون رزق ونعمتهای دلچسب

      اگه بدونین چه حالی دارم

      پراز هیجاااان و ذووووقم

      بادیدن ویدیوهایی که سمیه جانم فرستاد

      مومنتوم مثبتم شتاب گرفت

      یه اپسیلون تماشای شیرین کاری های لیلین جانم ، عقل وهوش ازسرم برد

      چهل صدبار دیدمش …

      وااااااییی دیدن کادوپیچی شب کریسمس

      و سه تا دخترهای قشنگ تون

      منو غرق حال خوب کرد

      تا تونستم زیبایی دیدم و عشق ومهربونی دیدم و تحسین تون کردم

      بماند که چقدر تو دفترم برکت و آگاهی نوشتم وکِف کردم خداروشکربی نهایت شکر…

      خیالم راحته که فرکانس دوست داشتنم

      به قلب تک تک تون میرسه باعشششق

      سال میلادی 2026 بهتون تبریک میگم

      و بهترین هارو براتون آرزو میکنم …

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام سلام صدتا سلام فاطمه جانم

        ممنونم از همه تبریک‌های قشنگت که حالمو خیلی عالیتر و قشنگتر کرد..

        خیلی دلم برات تنگ شده، یادش بخیر اون شبی که اومدم خونه تون چقدر به همه مون خوش گذشت..

        جات خالی تو بازی بولینگ نسیم جان و سمیه جان کولاک کردن، چند بار تمام هدفها رو زدن..

        این چند روز که سمیه اینا اینجا بودن ما همه سرگرم لیلین قند عسل بودیم اصلاً مجالی برامون نمی موند که به کارهای دیگه مون برسیم، از بس که شیرین زبونی و کارهای جالب و خوشمزه می‌کرد

        دیروز هم برگشتن امریکا و به امید خدا قراره ویکند بعدی دوباره بیان

        امروز هم من و همسرجان و علیرضا جان یه سری دیگه برف جلوی پارکینگ رو دستی پارو کردیم، و بقیه اش رو دیوید همسر نسرین جان داره با ماشین انجام میده

        تازه بالکن رو هم که دیروز پارو کرده بودیم قراره بعدش بریم تمیز کنیم، یعنی فاطمه جان بهت بگم هر جا رو که نگاه می کنی فقط برف می بینی و سفیدی، تو خیابون و جلوی خونه ها، روی ماشینایی که جلوی پارکینگهاشون پارک کردن، تو حیاط و بالکن و روی سقفهای قشنگ شیروونی شیبدار خونه ها، جلوی پنجره و روی درخت‌ها، یه درخت کاج جلوی پنجره داینینگ روم خونه هست که منظره اش خیلی قشنگ شده، کمی از رنگ سبزش معلومه و بقیه اش رو برف پوشونده..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر

        خدا رو شکر که امروز چشممون به جمال آفتاب هم روشن شد، الان آسمون خیلی قشنگ شده یه جاش آبی آبی و یه جاهایی پوشیده از ابر و یه جاهایی سایه طلایی خورشید روی ابرها افتاده و حسابی دلربایی می کنه.. یاسی جان هم زنگ زده و صدای لیلین جان هم داره میاد..

        فاطمه جان فرکانست رو با تمام قلبم دریافت کردم

        منم سال 2026 رو بشما تبریک میگم

        عاشقتم تا ابد

        و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خدای مهربان برات درخواست می‌کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
        • -
          یاسمن سالاری گفته:
          مدت عضویت: 1054 روز

          ب نام الله مهربونم

          سلام ب خانم سلیمی عزیزم

          به به مبارکا باشه هم سال جدید

          هم آیفون 17 و آی پد گوارای وجودتون باشه

          هم بازی بولینگ

          هم برف خوشگل و سراسر نعمت و رحمت خدای مهربون

          اینا همه یک طرف

          ممنون ک نوشتین کجا زندگی میکنید و ممنون ک نوشتید چقدر بهتون خوش میگذره بخاطر اینکه من اگر خدا بخواد ب همراه همسرم قراره برای آلمان اقدام کنیم و خانوادشون اونجا زندگی میکنن

          و‌هر دفه ک با خانوادش صحبت میکنم یا مصاحبه افرادی ک مهاجرت کردن رو میبینم بر اساس باورشون صحبت میکنن ‌‌طبیعیه ک بگن اینجا سخته، باید صبح تا شب کار کنی تا بتونی نون خوردنتو ب دست بیاری یا همش میگن برای قبولی آسپیلدونگ باید از پرستاری سالمندان شروع کنی و هزاران باور غیر توحیدی دیگه و جواب من فقط اینه خدا بزرگه

          این روزها با ایمان و قدرت بیشتری این جمله رو میگم و خوندن کامنت شما قلبمو آروم‌ کرد ک میشه مهاجرت کرد و خوش بود

          میشه مهاجرت کرد و همه چیز هر روز بهتر و بهتر بشه

          میشه هر دوی ما ( من و همسرم ) باهم مهاجرت کنیم

          خداروهزار مرتبه شکر

          مرسی خانوم سلیمی جون بابت کامنت عالیتون خیلی حالمو عالی تر کرد

          خدایا هزاران مرتبه شکرت

          عاشقتونم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
          • -
            فاطمه سليمى گفته:
            مدت عضویت: 2048 روز

            سلام یاسمن جان عزیزم

            سپاسگزارم از کامنت زیبا و مهر و لطفت که بر حال و احساس خوبم اضافه کرد

            خدمت شما عرض کنم من و همسرجانم سه هفته است برای دیدن فرزندانمون که در کانادا و امریکا هستند به تورنتوی کانادا اومدیم، یکسال و 9 ماه بود که همدیگه رو ندیده بودیم

            یاسمن جان همون طور که نوشتی مردم بر اساس باورشون صحبت می کنن، وخدا رو شکر که شما به این حقیقت آگاهی و اجازه نمیدی باورهای نامناسب درمورد مهاجرت به قلبت راه پیدا کنه، خدا رو شکر که کامنتم حس خوبی به قلب نازنینت داده

            برای تقویت باورهای خوبت در مورد مهاجرت این مورد رو بگم که هر چهار دخترم راحت و آسون و عزتمندانه مهاجرت کردن

            و خدا رو شکر همه از مهاجرتشون کاملاً راضی هستن

            شما هم که خدا رو شکر خانواده همسرت در آلمان هستند و به این ترتیب وقتی مهاجرت کنی احساس غریبی به سراغت نمیاد

            عزیزم دل قوی دار که خدا خیلی خداست و بهترین ها رو برات ردیف می کنه

            و به امید خودش شما و همسرت با هم مهاجرت می کنید

            باز هم از شما ممنونم و بهترینها رو برات آرزو می کنم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              یاسمن سالاری گفته:
              مدت عضویت: 1054 روز

              بسم الله الرحمن الرحیم

              سلااام خانوم سلیمی عزیزم

              مرسی مرسی مرسی

              بعد یک ماه تو سایت ب لطف الله اومدم و‌ نقطه آبی ک از قضا پاسخ زیبا و توحیدی شما ب من بود چقدر حس و حالمو عالی کرد

              هزاران بار ممنون شما و استاد و رب عزیزم هستم

              به به چشمتون روشن برای دیدن عزیزانتون

              خداروشکر ک همه کنار هم هستین و لذت میبرین

              بله واقعا باید روی خودم کار کنم و رها باشم

              مطمئنم همه چی در زمان مناسب در مکان مناسب اتفاق میفته

              مرسی ازتون ک برام نوشتین

              عاشقتونم

              آرامش و زیبایی ها و ثروت آمریکا و کانادا نوش جونتون

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سحر دیزجانی گفته:
      مدت عضویت: 1581 روز

      سلام و درود بر خانم سلیمی دوست داشتنی

      اول اینکه ازتون بی نهایت سپاسگزارم که همچنان باکامنت نوشتن این حس‌های خوب رو هم با ما به اشتراک میزارین

      واااای چقدر خوب که اونجا اینهمه داره برف میاد و خدا داره فراوانی شو به رخ میکشه دمش گرم

      خانم سلیمی چقدر ذوق کردم از پارو کردن برف جلوی پارکینگ که همگی باهم انجام دادین ، یعنی نیشم تا بنا گوش باز شد از شوق خوندن اون صحنه انگار خودمم اونجا بودم

      افررررین به شما که رفتین بولینگ بازی کردین ،تحسین بر انگیزه

      عاشق اون دورهمی هاتون و خندیدنا تونو و کیف کردناتون هستم

      مبااااارک باشه آیفن 17 ، و آی پد جدید ، بابا میبینم کامنتتون داره رنگ نارنجی از خودش ساتع میکنه ، نگو کامنت از آیفن 17 نوشته شده ، احسنت به شما ، احسنت به مدار خوبتون

      بازهم ازشما بابت اینکه اینهمه حس‌های خوب همراه با نمادهای فراوانی رو برای ما یادآوری کردین ممنونم

      به همه خواهرهای زمانی سلام ویژه برسونین و سال نو رو هم به تک تک شون تبریک بگین

      در پناه حق و غرق در لحظات زیبا باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام و درود فراوان به سحر جان عزیزم

        خیلی ممنون که لطف می کنی و برام می نویسی

        خدا رو شکر که شنیدم تو ایران هم خیلی جاها برف و بارون اومده

        خدا رو شکر برای همه نعمتهامون

        قربون این خدا برم که عاشق بنده هاشه و نعمتها و خیر برکت و فراوونی رو در همه جا پخش کرده، و هر جایی یه نوع زیبایی مخصوص بخودش داره..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این سایت الهی مون و دوستان عزیزم با کامنتهای خیلی خوب و کاربردیشون..

        سحر جانم سپاسگزارم از تحسینت و تبریکت و دعای قشنگت

        روی ماهت رو می بوسم

        در پناه رب العالمین زندگیت پر از معجزات شیرین و زیبای خداوند باشه و خیلی بالاتر از آرزوهاتو زندگی کنی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      رضا حکیم گفته:
      مدت عضویت: 1373 روز

      سلام به خانم سلیمی عزیز و خانواده ی نازنینتون.

      خداروشکر بخاطر سفرتون به کشور کانادای زیبا

      خداروشکر بخاطر اینکه سال نو میلادی در کنار فرزندان و همسرتون بودین. بخاطر صمیمیت و خانواده ی گرمتون الهی شکر.

      خداروشکر بخاطر فراوانی برف و دیدن زیبایی های برف و همکاری گروهی برای حل مسئله برای پارو کردن برف ها.

      خداروشکر بخاطر گوشی جدیدتون، آیفون 17 و آی پد جدیدتون.

      الهی شکر بخاطر سلامتیتون

      بخاطر تفریح و بازی و تجربه ی بولینگ و مومنتوم مثبتی که گرفتین.

      نوش جونتون، بخاطر این همه تجربه زیبایی، نعمت، فراوانی تو زندگیتون، شما لایقش هستین و ممنونم که لحظات خوبتون و زیبایی ها و نتایج خوبتون رو با ما هم به اشتراک گذاشتین تا مارو هم شریک این حال خوبتون کنید. در پناه الله یکتا نتایجتون همواره ادامه دار باشه.

      سال نو مبارک

      کریسمس مبارک

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام جناب حکیم بزرگوار

        خیلی متشکرم از حسن نظرتون و نوشته زیبایی که بمن هدیه دادین

        اتفاقاً مقاومت داشتم که تو کامنتم این نعمتها و فراوانیها رو بنویسم، ذهنم میخواست منو منصرف کنه با این ترفند که نوشتن از تفریحات و خریدها یه جور خودنماییه ولی من خدا رو شکر زود متوقفش کردم، چون از احساس خوبم و دلیل نوشتنم مطمئن بودم، که برای تقویت باور امکان پذیری رسیدن به خواسته ها و همچنین باور فراوانی این موارد رو نوشته بودم..

        و خدای عزیزم بوسیله امتیاز بالایی که دوستان به کامنتم دادن و همینطور سه پاسخ ارزشمندی که دریافت کردم،باز هم چه زیبا بمن ثابت کرد که از درون قلبم آگاهه و این نیتها و فرکانسهاست که مهمه و زندگی هر فردی رو رقم میزنه..

        جالبه بدونید اینجا تو شهر بری برف حدود یک هفته است که بشدت داره میباره اونقدر که حتی مراسم جشن سال نو میلادی رو کنسل کردن..

        باز هم از شما ممنونم و بهترین ها رو از خدای مهربان براتون درخواست می کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2190 روز

      سلام به روی ماهتون خانم سلیمی جان.

      همه ی رزق ها و نعمت هاتون، نوشِ جانتون باشه.

      وسایل الکترونیکیِ جدید هم مبارکتون باشه و باهاشون کلی حس خوب، شادی، آرامش، و لذت، برای خودتون خلق کنین.

      تحسینتون میکنم برای تمامِ تجربیات قشنگتون.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام سمانه جان نازنینم

        خیلی ممنونم از پاسخ پر از مهر و لطفت عزیزم

        خدا رو شکر که با استاد عزیزمون یاد گرفتیم خداوند ما رو ارزشمند آفریده و قدرت خلق زندگیمون رو به خودمون واگذار کرده

        خدا رو شکر که آگاه شدیم با احساس خوب و داشتن باورهای درست و مناسب می تونیم در هر زمینه ای گام به گام پیشرفت کنیم و به مدارهای بالاتر بریم

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر که من و همسرجان بعد از یکسال و نیم اومدیم پیش بچه هامون و دورهمی های شاد و لذتبخشی رو با هم سپری می کنیم

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای فراوانیها و زیباییهایی که در این سه هفته در همه جا دیدم، از جمله برفی که ده روزه سنگین داره میباره و من تابحال در زندگیم این حجم عظیم و ادامه دار برف رو ندیده بودم ..

        خدا رو بینهایت شکر برای بزرگتر شدن ظرف وجودمون که با عمل کردن به آموزشهای ارزشمند استاد عزیزمون برامون رخ میده و به درک بهتر و بالاتری از خودشناسی و خداشناسی میرسیم..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای وجود ارزشمندت و استمرارت در کامنت نوشتن با وجود حافظ عسلی و وقت زیادی که لازمه بهش اختصاص بدی

        در پناه امن خدای مهربان شاد و راضی و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2496 روز

      سلام خاله جون

      خیلی تبریک میگم بابت خرید گوشی و آی پد جدید دیگه خیلی راحت تر و با کیفیت تر میتونین فایل های استاد مخصوصا ویدئویی ها رو ببینید خدا می‌دونه پشت لنز دوربین گوشی فوق العاده چه زیباییها، فراوانی ها و نعمت های خدای مهربان را در این کائنات شکار کنید خداروشکر همگی با دل خوش دور هم جمع هستین اینجا هم از دیشب تا حالا مدام داره بارون می‌باره خدا رو صد هزار مرتبه شکر خداروشکر با تغییر دیدگاه و کانون توجهمون مدام در مسیر دریافت نعمت و فراوانی باشیم خداروشکر بابت این کامنت زیبای پر از فراوانی و نعمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام آزاده نازنینم

        خیلی ممنون از کامنت و تبریک قشنگت

        همونطور که گفتی این آیفون و آیپد جدیدی که گرفتم دوربینشون فوق العاده دقیق و عالیه، با اینکه گوشی سامسونگی که داشتم و شش سال پیش خریده بودم، پرچمدار برند خودش بود و در اون زمان دوربینش بهترین دوربین اندرویدی بود ولی اصلاً قابل مقایسه با این مدل آیفون و آیپدی که گرفتم نیست..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر که گوشی قبلیم هم خیلی خوب بود و شش سال خدمات ارزنده و مفید فراوونی بمن ارائه داد..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای بارون و برفی که از طریق کامنتهای دوستان خبردار شدم که در ایران باریده..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای قوانین ثابتش که با اونها اتفاقات زندگیمونو خلق می کنیم..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با تغیییر یا بهبود کانون توجهمون نعمتهای بیشتری به زندگیمون سرازیر میشه..

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای فراوانی ها و نعمتهایی که به همه ما ارزانی کرده الهی شکر

        آزی جانم عاشقتم و بهترینها رو برات آرزو می کنم

        در آغوش گرم رب العالمین باشی همیشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      شیما محسنی گفته:
      مدت عضویت: 3849 روز

      خانم سلیمی عزیز جان ….سلام و هزاران سلام ….

      به به هدایت شدم به کامنت شما از کانادای زیبا …

      وای که چقدر تجسم کردم برف های فراوان تو کانادا را …

      چقدر کیف میده ….

      چقدر نعمت …..

      اتفاقا از یکی از کلیپ هاتون که یک عکس از خودتون که فکر کنم در حیاط خانه هستین و پر برف است ….یه اسکرین شات گرفتم و کلی نگاه میکنم ….هم خودتون رو کلی تحسین کردم و هم اون حیاط زیبا و پر برف رو …..

      خیلی خیلی خیلی دوست دارم این مدل خانه ها و این همه نعمت برف در زمستان ….

      نوووووش جونتون این نعمت ها …

      خوش بگذره حسابی …

      به همه سلام حساااااابی برسونین

      برف بازی هم بکنین

      بوووس

      در پناه الله ….

      شیما بانو

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام شیما بانو جانم

        خیلی ممنونم از پیام زیبا و پر محبتت عزیزم

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر بر همه نعمتهامون

        اینقدر تو این چند روزه در همه جا برف فراوون دیدم که خدا داند و بس

        امروز صبح هم که از خواب بیدار شدم و از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم باز دوباره داره برف میاد..

        شیما بانو جان اون عکسم که گفتی تو حیاط نیست، جلوی پارکینگ خونه دختر بزرگم نسرین جانه، که در شهر بِری (Barrie) در ایالت اونتاریو قرار داره، و حدود 100 کیلومتر بالاتر از تورنتو (مرکز ایالت اونتاریو) هستش

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر که در این سفر خیلی به همه مون خوش گذشته

        سلام شما رو هم به دخترام رسوندم و اونا هم به شما سلام رسوندن..

        شیما بانوی نازنینم باز هم ازت ممنونم

        الهی که خیلی فراتر از آرزوهاتو زندگی کنی و خداوند معجزات شیرین بی حد و حسابش رو در همه زمینه ها به زندگیت سرازیر کنه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          شیما محسنی گفته:
          مدت عضویت: 3849 روز

          سلام به خانم سلیمی عزیزم …

          بعد از مدت ها، خدا جون روزیم کرد که وارد سایت بشم و نقطه ابی از طرف شما روزیم کرد که چه رزقی باشه این رزق …

          نمیدونم الان ایران هستین یا کانادا… انشاا…هر جا که هستین، سلامت و غرق در حال خوب باشین …

          ممنون از توضیحتان …

          من عاشقتان هستم و خیلی خیلی تحسینتان میکنم …

          ممنون از دعای خوبتون ….

          خیلی لذت بردم از فایل های یوتیوبتان که تمرکز بر زیبایی است و بس ..‌

          انشاا… دوباره به زودی، همه بچه های سایت در سایت به راحتی فعالیت داشته باشیم و تمرکز بیشتر بر زیبایی های زندگی داشته باشیم….

          ممنون از اینکه سلامم رو به دخترهای گلتون رسوندین …

          در پناه حق تعالی

          شیما بانو

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      عاطفه نوری گفته:
      مدت عضویت: 2242 روز

      هزاران درود بر شما خانوم سلیمی جانِ عزیزم

      هزاران درود خداوند برشما عزیزم

      قطعا که لیاقتش رو دارید

      قطعا که ظرفیتش رو دارید

      قطعا که پاداش انسان‌های پاک و توحیدی چیزی جز این نیست

      قطعا که پاداش انسان‌های هدایت یافته چیزی جز این نیست،

      فارغ از هر نعمت و دستاورد مادی همین نعمتِ برکت هدایت رهایی حس خوب رو با کدوم قیمت میشه بدست اوورد؟!

      بینهایت تحسینتون میکنم

      بینهایت تبریک عرض میکنم خدمتتون

      بینهایت مبارکتون باشه عزیزم

      بینهایت خیر و برکت و خوبی براتون داشته باشه

      بینهایت بیشتر زیباتر براتون باشه و واقعا هم همینه پاداش توحید توکل پاکی راستی درستی پرهیزکاری چیزی جز این نیست،

      منطقی ترین حالت ممکنِ و واقعا هم نیست راهِ رستگاریست ولاغیر.

      هرکسی هرجایی هست جایِ درستش هست و قطعا هم همینه جای درستی قرار گرفتین با نعمتهای زیبا در نهایت پاکی راستی درستی و توحید….

      هزاران درود بر شما و هزاران تبریک بر شما و انشالله جز خیر و خوبی چیزی نبینید و نمیبینید من که لذت میبرم از حضورِ شما و شخصیت و نوشتن کامنتهای توحیدی و قرآنی زیبایی‌تون و هرلحظه بیشتر تحسین میکنم و تایید میکنم و بیشتر با تمام وجودم فقط خدارو میخوام و خدا از خودِ من به قلب من و خواسته های من آگاه تر،

      خداوند شما و خانواده توحیدی عزیزتون رو حفظ کنه در پناه و برکت خودش خانوم سلیمی جانِ عزیزم،

      آفرین و هزاران درود و برکت بر شما که آنقدر مادر خوب و توحیدی بودید و از نتایج زندگی و فرزندان عزیزتون مشخصهِ و مطمعنم که از فرکانسهای جملاتم متوجه میشید که چقدررررر با تمام وجودم تحسینتون میکنم و دوستتون دارم من،

      خوشبگذره بهتون و در پناهِ خداوند لذت ببرید و پر از برکت باشید،

      الهی امین.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: