درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴


موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمت‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
  • رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
  • اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛
  • ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
  • راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛
  • راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
  • “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «جواد یوسفی» در این صفحه: 2
  1. -
    جواد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3035 روز

    الصلاه

    الصلاه

    سمع الله لمن حمده

    الله اکبر

    سلام بر رفقای عزیز

    سلام بر خودم سلام بر همه

    آقا اگه شد ما این داستان منان رو تموم کنیم

    حالا هر چی خواستین بگین

    به نظرتون چه ارتباطیه بین زولبیا بامیه و دعای ماه رجب؟

    من ربطش میدم شدیدا

    آقا درسته که زولبیا بامیه رو فقط در ماه رمضون میخوریم اما اگه در غیر ماه مبارک اگه خورده بشه حال نمیده؟

    بدجنس هم خودتی خب دهنت آب افتاده بمن چه

    آقا

    بزار دعا رو بیارم الان میام

    یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ (مِنْ) کُلِّ شَرٍّ

    اى خدایى که از او امید هر خیر و احسان دارم و نزد هر شرى از خشم او ایمنى مى‏ جویم

    یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ‏

    اى آنکه عطا مى ‏کنى بسیار را به کم اى آنکه هر که سؤال کند عطا مى‏ کنى

    یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً

    اى آنکه به هر که سؤال نکند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى ‏کنى

    أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَهِ

    عطا فرما مرا که از تو درخواست مى ‏کنم جمیع خوبیهاى دنیا و جمیع خوبیهاى آخرت را

    وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ (جَمِیعَ) شَرِّ الْآخِرَهِ

    و دفع فرما از من به درخواستم از تو جمیع شرور دنیا و آخرت را

    فَإِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَیْتَ وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ‏

    زیرا عطاى تو بى‏ نقص است و از فضل و کرمت بهره من بیفزاى اى خداى کریم

    من تا همینجاش کار دارم

    چون بقیش یه مقدار فیمینیستیه

    نمینویسم داستان نشه

    آخه میگه ریشم رو بر آتش حرام کن

    ولش کن

    برگردیم به زولبیا بامیه

    آقا معنی این دعا که گفتند در تعقیبات نماز بخونیم در ماه رجب خیلی عمیقه

    اون قسمتش که میگه

    اى آنکه به هر که سؤال نکند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى ‏کنى

    من جای خدا باشم بعضی وقتا همچین پس کله بعضی بندگان میزنم که با مخ برن تو دیوار پرس شن

    خداییش خیلی صبر داره بخدا

    سر شب تو همین داستانهای الان یه بنده خدایی اومده بود بزار اول شرایطش رو بگم ببینم شما خداییش جای خدا بودین چکارش میکردین

    یه خانوم حدود 65 ساله

    شوهرش کارگره و بازنشسته هم شده اما کارم میکنه گاهی

    یه خونه از خودشون دارن

    بچه ها رو همه رو عروس دوماد کرده رفتند

    دوسه تا گوسفند پرواری و گوشتی

    یه باغ میوه

    توی یخچالشون و فریزرشون اگه بخای یه سوزن بزاری باید یه چیزی ورداری که جا باز بشه

    انبارشون اگه برف بیاد جاده ها بسته بشه تا دو تا زمستون اونورتر مواد خوراکی اگه فاسد نشن

    تقریبا نصف بیشتر هفته مهمون داری میکنن

    خودشون هم تنها توی روستا

    بعد تازه محصولات کشاورزی و محلی هم تولید میکنن میفروشند و…

    یارانه و سبد کالا و …

    بعداومده میگه اوضاع خیلی خرابه

    بقول استاد نامردیه دیگه

    دل عاشقو شکستن بخدا نامردیه

    یعنی اون آیه ای که خدا میگه لئن شکرتم،

    خدا

    فقط قسمت اولشو داره به وعدش 100 در 100 عمل میکنه

    قسمت دومش بیشتر ارعابه مثل اینکه

    از دلش بر نمیاد

    و الا همچین باید بزنه ناکارشون کنه

    البته که احتمالا من هم گردنم در خطره

    چون قلیل عن عبادی الشکور

    من خودم میدونم نیستم جزو این قلیلا

    خدا کمک کنه آدم شیم

    شب بخیر

    بقیش موند دوباره

    آقا ویرایش شد

    یه دوستی داریم به از شما نباشه

    خانمش میگه این جواداقا هر وقت میاد پیش ما 3 4 روز هست بعد که میخاد بره کلی داستان نیمه تموم میزاره و میره

    من یادم اومد داستان زولبیا بامیه رو نبستم

    چند سال پیش رفته بودم کربلا بین الحرمین ریا نشه نماز جماعت بودیم این مداح یا قاری یا چمدونم همونیکه وسط دو تا نماز تعقیبات میخونه ،تعقیبات شروع کرد همین دعای ماه رجب رو

    هنوز یکی دو ماه مونده بود به رجب

    گفتم اه یعنی چی

    آقا نخون حرام است

    اما گوشش بدهکار نبود تا تهش رفت

    گفتم انگار خیلی بدم نبود چقدر معنی پری داره همیشه دلت میخاد گوش کنی

    مثل اون لبیک اللهم مال خانم شهریاری میگه

    بابا اون مال حاجیاست ولی اون همون زولبیای خارج از فصله که از تو فریزر ور میداری اصلا لامصب یک چیزیه

    من جبار رو توی کامنت قبلیم گفتم قرار بود منان رو بگم سر از اینجا در آوردیم ولی به همین دعای ماه رجب بیربط نیست

    منان همون صفتیه که باهاش رزق بیحساب کتاب میده

    میگه جیبتو بیار مشتات دیگه جا نداره

    میگی من که نخواستم

    میگه خب من که میدونم بری اونورتر گشنت میشه بگیر پرحرفی نکن

    و پر میکنه

    آقا یه شعر قشنگیه بعنوان حسن ختام بگم و بخوابم

    پر کن دوباره کیل مرا ایها العزیز

    بزار بیارمش

    پر کن دوباره کیل مرا، ایّها العزیز!

    دست من و نگاه شما، ایّها العزیز!

    رو از من شکسته مگردان که سال هاست

    رو کرده ام به سمت شما، ایّها العزیز!

    جان را گرفته ام به سرِ دست و آمدم

    از کوره راه های بلا، ایّها العزیز!

    وادی به وادی آمده ام، از درت مران

    وا کن دری به روی گدا، ایّها العزیز!

    چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود

    این کاسه را…فَاَوفِ لنا، ایّها العزیز!

    ما، جان و مال باختگان را رها مکن

    بگذار بگذرد شب ما، ایّها العزیز!

    خالی تر از دو دست من این چشم خالی است

    محتاج یک نگاه شما، ایّها العزیز!

    شب خوش ایها الدوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    جواد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3035 روز

    الصلوه

    الصلوه

    سلام

    تا نپریده بگم قبل احوالپرسی

    آقا اصلا یکی از روشهای کنترل ذهن و موندن در حال خوب و جمع و جور کردن خودت همین خوندن کامنت بچه هاست

    خب با این مقدمه

    حالتون چطوره خوبین شما

    این شروع صلات ما (بقول خانم شهریاری)

    مثل اون موقعیه که میخاد نماز قضا بشه سریع درشتاشو سوا میکنی و این خوردو ریزار رو میزاری تو وعده بعدی

    چکار کنم آخه ترسیدم بپره

    خیلی وقتا با یک نیتی کامنت رو شروع میکنی سر از یه جاهای دیگه ای در میاره که اصلا اولش بفکرش هم نیستی

    مثل همین الان که یه دفعه یاد حرف آقا رضا عطار روشن افتادم که میگفتند یعنی می نوشتند آقا برای دریافت هدایت کمین نکنین

    یه خورده سنگینه نه؟

    مواظب ظَهرتون باشید انقَضَ نشه

    منظور همون چیزی که همون لحظه با افکار اون لحظه و با احساس خوبتون به ذهنتون میرسه و ته دلتون روشنه که اوکیه همون هدایته

    حالا از هر جایی میتونه باشه

    و در ضمن نسبت به اون مکان و اون زمان و اون شخص یونیکه

    بگذریم

    تو کامنت قبل گفتم در مورد واژه منان بقول یکی از دوستان در کامنتشون اگه اشتباه نکنم آقا رضا مرادی ، درک الانمو ازش بگم ولکن الله رمی

    منان یه دفعه به ذهنم رسید دیروز فکر کنم

    خب ما آدما چند تا اشتباه برداشتی از چند تا اسم جلاله داریم که خدا هم بابت کارمون نداره میگه ول کن بزار بگن

    یکی جباره میگیم جبار یاد اون حکومتهای مستکبر و مستبد و فاسد بی همه چی میفتیم

    من که اینطوریم

    تازه من میگفتم این قاسم الجبارین یعنی تیکه تیکه یا همون قیمه قیمه کننده اون جبارهای گردنکشه

    البته شایدم باشه

    بعد یه دفعه یه جایی خوندم آقا این از جبران میاد

    بسیار جبران کننده

    تو دوره عزت نفس استاد میگن چه کلمه وحشتناکیه تو ذهن من این جبران

    اما اون جبران جبرانیه که شما در حق کسی که دستی از دستان خدا شده یه کاری برات انجام داده میخای براش جبران کنی و این چون ریشه اش در شرکه کلکت رو میکنه پدرت رو درمیاره آسفالتت میکنه تا بفهمی که گاهی نمیفهمی میری به جبران بعدی

    البته مع الشرایط میشه جبران کرد ولی باید بری دوره عزت نفس رو اگه داری دوباره و اگه نداری بخری بری تا تهش تا بفهمی

    اما جبران کردن خداوند یه چیز دیگست

    بنظرم تو دو تا حالته

    یکی وقتی شما یه کاری رو خالصا انجام میدی خدا میاد به جبرانش همچین برات میچینه که کفت میبرّه

    یکی وقتی شما گند زدی رفته بعد برمیگردی توبه میکنی خدا رو از اون ته دلت میخونی میگی بیا خودت اوکیش کنه من فاتحه خوندم رفت

    خدا میگه باشه

    من برات برمیگردونم ضرراتو جبران میکنم تا وقتی تو هم آدم بمونی

    مورد سوم هم مثال ایوب رو بذهنم رسید البته همین الان

    و بقول آقا رضا من کمین نزدم براش

    که خدا بعد اینکه میاد میگه

    رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین

    خدا هم میگه باشه کارت نباشه همه اون ضررا با من ،من برات اوکی میکنم زن و بچه و مال و اموال و همه چی روبرمیگردونم.

    آقا از آقا ابراهیم خسروی چه خبر یه دفعه یاد کامنتش توی عقل کل افتادم و نحوه دعوا با خداش

    یعنی یقه خدا رو گرفته بود ول نمیکرد تو داستان استخدامیش

    آقا

    همین

    برا امشب کافیه بریم ادامه کارای اقامتگاه

    شب خوش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: