درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














به نام خداوند بخشنده مهربان
ای مهربانم ،شکرت برای امروزم ،که بلکه تقسیم کارکردی .
ای رفیقم ،شکرت برای دست وپاهایم که مرا به تو نیازمند واز بنده ها بی نیاز می کند .
ای عزیزم ،شکرت برای هر لحظه که هدایتم می کنی
بابت رزق دیروز شکرت ،برای رزق های به غیر الحساب ،که تو از خزانه غیب می بخشی شکرت
برای گام جدید وبرای رزق جدید شکرت
خدایا هدایتم کن به رشد وبزرگ شدن ظرفم وپذیرش بالا وعمل به قوانین ثابتت
اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب
رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
شاید مهم ترین درسی که انشالله یاد بگیرم و همه چیز را برام آسان کنه ،همین احساس خوبه .
پتوی دوره عالی هم جهت با جریان خداوند ،وقدر استاد قشنگ ،قدرت مومنتوم ودر احساس خوب ماندن را توضیح دادند که رفته توی ذهنم .
هرجا احساس خوبم ماندگار تر شد ،نتیحه های خوبی گرفتم .
هرجا هم رفتم تو جاده خاکی ،نتیحه اش برخورد نزدیکانم ویا مسئله ای که در گیرم کنه ،به وجود آمد.
توی محل کار بهتر متوجه میشم ،که اطرافیانم ،یه مورد درکیرشون می کنه واحسلسشون بد میشه و ادامه میدم ونمی تونند یه درجه احساسشون را بهتر کنند.
برای کار ،در سایت دیوار چند وقت تمرکز کردم و هیچ کدوم ،اونی که می خواستم نبود .
ولی ته قلبم ایمان داشتم وسعی کردم احساسم را خوب نگه دارم .
ودر نهایت به دست خدا ،کاری که می خواستم را توی شهری بزرگ مثل تهران ،به من پیشنهاد داد .
اگر احساسم بد میشد ،جواب نمی گرفتم .
محیط کارم انسانهای پر انرژی داره ،ولی احساس میکنم کارشون را دوست ندارندولی خودم از صمیم قلبم کارم را دوست دارم وسعی میکنم با احساس خوب کار کنم .
و همش به خودم میگم ،باید احساست ،خوب باشه بقیهاش با جهانه که تو رو به آنچه که لایقش هستی برسونه.
من این رو زیاد تکرار میکنم که با هر منطقهای دستم رو توی آتیش کنم دستم میسوزه.
و اگر عاقل باشم و به قوانین خدا ایمان داشته باشم حساسم را خوب نگه میدارم.
و این مومنتوم مثبت هی بزرگ و بزرگتر میشه و تایج برای من خلق میکنه.
اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
یه سه هفته پیش با یه مسئله درگیر بودم که از بانک به من تماس گرفتند و باعث شد یک مقدار بترسم و نگران بشم.
دیدم دارم دست و پا میزنم برای اون کار و داره انرژیم تحلیل میره از مسیر دارم دور میشم.
و دیگه تسلیم شدم و خدا به بهترین صورت حلش کرد.
و تو همین چالش چند روز، همش یه الهامی دریافت میکردم که میگفت درست میشه بسپارش به من انقدر این الهام به من آرامش میداد که هیچ چیز نمیتونست تو اون موقع حال منو خوب کنه و نذاره بیفتم در مونتوم منفی.
ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
چقدر در دوره هم جهت با جریان خدا رابطه شکرگزاری و مدن رزقهایی از جانب خدا رو بهتر فهمیدم.
و الان تازه به این درک رسیدم که همه چیز در این شکرگزاریه، نه بدو بدو کردن، نه تقلا کردن ،نه درگیر بودن.
رابطه شکرگزاری و ارتباط با خدا
رابطه شکرگزاری و احساس خوب داشتن
رابطه شکرگزاری نعمتهای بیشتر را دریافت کردن
رابطه شکرگزاری و نزدیک بودن به منبع
رابطه شکرگزاری و تربیت ذهن برای دیدن نعمت ها
رابطه شکرگزاری وبزرگ شدن ظرف وجودمون
برای همین هوای خوب ،برای نعمت آب و برق وگاز
برای وجود زمین که بهترین مکان برای زندگی، خدا قرار داده .
برای سلامتی ،برای قلب و معده وروده
چقدر نعمت ها داریم و بدیهی شده وطلبکار هستیم که تا از دست ندیم نمی فهمیم .
به شخصه آرزو دارم ،هرروز سپاسگزار قلبی داشته باشم ،چون نتیجه هاش را دیدم .
راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
هر چه بیخیال تر باشم ،یعتی تسلیم هستم .
یعنی خیالم راحته درست میشه .
هر وقت رها کردم به دست آوردم .
قانون درست عمل میکنه، فقط من باید نچسبم به خواسته هام .
وزمانی که هدفم کار کردن و مشغول بودن شد به این فکر نکردم که کجا چه جوری و خیلی راحت خدا از مسیری که ودش میدونست و برام بهتر بود جورش کرد من فقط تسلیمش شدم و بیخیال.
راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
بارها شرایطی بوده که نادلخواه بوده،واون جایی که دیگه دست برداشتم از کنترل کردن و تسلیم شدم،خدا گره ها را باز کرد .
مثل زمانی که می خواستیم بیایم تهران وماشین وسط جاده خراب شد .
یا زمانی که به دنبال خونه بودم وحالمدارزدرون خوب بود ،وراحت خونه جور شد .
همش در این ماندن در احساس خوبه.
وایتجاست که گل را میزنیم ،اگر ذهنم را کنترل کنم
ونگرانی هام را به خدا بسپارم .
“احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
واقعا احساس خوب باشه ،یعنی کنترل ذهن کردی
در واقع وقتی که ذهنم را کنترل می کنم ،احساس خوب بعدش میاد .
انگار موفق شدم ذهن چموشم را رام کنم
وهی الهامات بعدش اومده و حرفهایی که قلبم راآرام می کنه ،میاد .
وامید در قلبم روشن میشه ولیخند اطمینان .