درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴


موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمت‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
  • رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
  • اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛
  • ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
  • راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛
  • راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
  • “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مینو» در این صفحه: 6
  1. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی

    الان ساعت 21:25 پنج شنبه شب 18 دیماه است که دارم این کامنت رو می نویسم ولی اینترنت قطع شده و نمی دونم کی برقرار میشه که بتونم ارسالش کنم ولی دوست دارم اتفاقاتی که طی هفته گذشته برام رخ داد رو تعریف کنم

    هفته ای که برای خیلی ها پر التهاب بود و من در مدار نعمتهای بی نظیر ی بودم

    استاد جان من از آبان ماه قرار بود خانواده ی برادر شوهرم که پسرشون داماد شده بود رو دعوت کنم خونمون به صرف شام و هدیه ی عروسی هم بهشون تقدیم کنم همزمان دوستانم بعد یه مدت طولانی پیام دادن که دوست داشتن دورهمی بیان خونمون و از اونجایی که من در شرف راه اندازی کسب و کارم بودم و پولم هم محدود بود خیلی ذهنم درگیر هزینه ها میشد

    وقتی دوستانم گفتن می خوایم بیایم خونتون من با روی باز پذیرفتم ولی یه لحظه رفتم تو فکر گفتم خدایا مگر تو نمیدونی که من برای کسب و کارم دارم پول پس انداز می کنم و حتی برای خودم هم در حد خرید لباس هزینه نمی کنم چی شد و من چه فرکانسی فرستادم که دوستان تو این شرایط می خوان بیان خونمون

    ولی به خودم آرامش دادم و گفتم حتما خیری توش هست خداوند از برنامه ی من خبر داره هیچ وقت به ضرر من کاری نمیکنه

    گذشت و گذشت تا اینکه نزدیک تاریخی که دوستان تو آذرماه برای دورهمی انتخاب کرده بودن شد و در گروه واتساپ باخبر شدیم برادر شوهر یکی از دوستانم به رحمت خدا رفت و خدا شاهده که خداوند شب قبلش این خبر رو تو گوشم گفت که یکی فوت میکنه و دورهمی فعلا کنسله یه لحظه ترسیدم و گفتم واااای خدا نکنه و دوباره همون صدا گفت مگه تقصیر توئه

    و ده روز بعدش دختر دایی یکی دیگه از دوستان فوت کرد و دیگه همه از فکر دورهمی درآمدن و من در این فاصله پول لازم برای دستگاهم رو خدای عزیز و وهابم برام جور کرد دستگاه رو خریدم مغازه اجاره کردم محصول تولید کردم و تعدادی هم فروختم و هنوز مهمونی هایی که هزینه شون دغدغه ام بود رو نگرفته بودم

    و دیماه شروع شد و با آرامش به دوستانم پیام دادم برای دورهمی و به خانواده ی برادر شوهرم هم زنگ زدم و برای شام دعوتشون کردم

    البته باز هم کنترل هزینه ها برام مهم بود

    یعنی هم دوست داشتم به زیبایی و شایستگی مهمونی ها رو برگزار کنم هم الکی ولخرجی نکنم

    تاریخ هایی که ما انتخاب می کردیم برای اونا ناجور بود چون آقا داماد پزشکه و هر موقعی نمیتونست دعوت ما رو قبول کنه و من به همسرم گفتم بهشون بگو اونا خودشون تاریخی که می تونن به ما بگن این بهتره و اونا روز جمعه 12 دی رو انتخاب کردن و به دوستانم هم گفتم شما خودتون یه تاریخ تعیین کنین و اونا 14 دی رو انتخاب کردن

    و من با آرامش کارهام رو انجام دادم و کاملا آماده مهمونی ها بودم

    و تو ستاره قطبی از خدا می خواستم که خودش میزبان مهمونام باشه

    خودش هزینه هام رو مدیریت کنه

    خودش غذاهام رو بپزه

    خودش به غذاهام و خوراکی هام عطر و بوی دل انگیز بده و برکت بده

    ازش مشورت گرفتم که برای شام چه غذاهایی درست کنم

    ازش خواستم مهمونام به سلامتی بیان خونم و به سلامتی و خاطره خوش از خونم برن

    ازش خواستم هر چی خوردند و نوشیدند نوش جونشون باشه و حالشون خوب باشه

    خدا شاهده من از همون گوشت و برنج و خوراکی هایی که هر ماه برا خودمون می خریم شام رو تهیه کردم

    قورمه سبزی جوجه کباب و کپه عربی با سالاد شیرازی و سالاد مکزیکی و دلستر و ژله براشون درست کردم و با یه روشی ته دیگ برنج درست می کنم که همه عاشقش میشن اونا هم خیلی لذت بردن

    انرژی مثبت میز شامی که چیده بودم و لذت فراوانی که وجود همه مون رو در برگرفته بود رو نمی تونم توصیف کنم

    برادر شوهر و خانمش و عروس و دوماد مرتب تشکر میکردن تحسین می کردن و نشون می دادن که چقدر دارن لذت میبرن ما هم واقعا لذت بردیم

    مطمئنم که همه ی کارها رو خدا انجام داده بود حتی بعد رفتن مهمونا همسرم می گفت این چایی چقدر خوشمزه بود چکار کرده بودی گفتم والا هیچی فقط از خدا خواستم چایی رو هم خودش درست کنه همسرم گفت منم از این تکنیک استفاده کردم دیدی همه چقدر از جوجه کباب خوششون اومد گفتم خدایا خودت جوجه ها رو کباب کن اونجوری که مهمونا می پسندن درستش کن

    همسرم هم داره راه میفته خخخخ

    و آخر مهمونی هم هدیه ی عروس و دوماد هم که پول نقد بود با احترام تقدیم کردیم

    و روز بعد یعنی شنبه من بیشتر استراحت کردم و خونه رو مرتب کردم و ظرفای شسته شده رو سرجاش گذاشتم و دیدم من برای دوستام که فرداش میان خونمون نیازی به خرید ندارم اونقدر میوه و شیرینی و تنقلات از شب قبل مونده چون آقا داماد هم یه جعبه بزرگ شیرینی برامون هدیه آوردن و من یه لحظه به خودم اومدم گفتم خدایا شکرت که تو چقدر زمان بندی ات بی نظیره تو چقدر برنامه ی این مهمونی ها رو بهم زدی از آبان تا دیماه تا زمانی که هر دو مهمونی به فاصله نزدیک به هم برگزار بشه و این جوری هزینه ها رو برام مدیریت کردی و هیچ خللی در راه اندازی کسب و کارم ایجاد نشد

    و خیلی خدای عزیزم رو شکر کردم

    و روز بعد یعنی یکشنبه که دوستان اومدن خیلی قشنگ ازشون پذیرایی کردم و خیلی به همه خوش گذشت

    و همه اش می گفتن چقدر خونت قشنگه چقدر پر انرژیه چقدر خودت پر انرژی هستی چند بار حتی موقع رفتن هم تکرار میکردن و من تو دلم گفتم باید هم خونم پرانرژی باشه خونه ای که از صبح تا آخر شب صدای استاد عباسمنش توش پخش میشه معلومه که پر انرژیه

    خدایا شکرت برای استاد عزیزم

    یکی از دوستان نوه اش که چهار ماهه اس به همراه دخترش اومده بودن و این بچه کاملا آرام بود تو خونمون و من عمدا بغلش کردم گفتم ببینم تو بغلم آرومه یا نه و واقعا آروم بود و قشنگ نگام میکرد و خدا رو شکر کردم برای فرکانسی که داشتم

    و دوستانم آماده رفتن بودن که دیدم همه شون پاکت های پول از کیفشون درآوردن و روی میز گذاشتن و گفتن مینو جان این هدیه از طرف ما قابلت نداره

    خیلی غافلگیر شدم گفتم دوستان این چکاریه انتظار نداشتم یه دورهمی بود نیازی به این کار نبود

    آخه قبلا که دورهمی هاشون می رفتم پول نقد هدیه می بردم ولی مناسبتی داشت یا دوستام خونه خریده بودن یا نوه براشون دنیا اومده بود یا از بچه هاشون ازدواج کرده بود ولی هیچ کدوم از این اتفاقای قشنگ جدیدا برای من نیفتاده بود

    به هر حال ازشون تشکر کردم و دوستام خداحافظی کردن و رفتن

    و وقتی پول هدیه شون رو از تو پاکت درآوردم و شمردم دیدم خدایا شکرت که به اندازه ی اجاره ی ماهانه مغازم پول بود و این ماه یعنی 20 دی اولین ماهیه که باید اجاره رو پرداخت کنم

    هدیه شون 6 برابر پولی بود که من براشون هزینه کرده بودم

    و خیلی خدا رو شکر کردم

    بعد چند دقیقه گوشیم زنگ خورد آقای پستچی بود که بخشی از مواد اولیه ام که سفارش داده بودم رو می خواست برام بیاره بهش گفتم من الان مغازه نیستم میشه آدرس خونه رو بدم برام بیاری خونه ، آدرس رو که گفتم گفت نه اونجا دوره گفتم یه آدرس دیگه بهت میدم و آدرس مغازه ی همسرم رو دادم

    استاد جان مطمئنم باور می کنید که آقای پستچی دقیقا جلوی مغازه همسرم بود وقتی گفت همونجا هستم فکر کردم اشتباهی شنیدم و آدرس رو تکرار کردم گفت آره همونجام گفتم خب بده فلان مغازه و آقای … همسرمه

    و استاد اونقدر از این همزمانی و هم مکانی خوشحال شدم که نگو

    یعنی این چند روز حضور خدا رو تو زندگی ام به شدت احساس می کردم

    و این جوری مهمونی هام به خوبی و خوشی و با حداقل هزینه برگزار شد و آنقدر غذاهام و میوه و شیرینی و تنقلات فراوان به نظر می رسیدن انگار میلیونها تومن پول خرج کرده بودم و مبلغ خیلی خوبی هم پول هدیه گرفتم و بسته پستی ام که اصلا تو فکرش نبودم به زیبایی به دستم رسید

    چند روز گذشت و صبح روز چهارشنبه یعنی دیروز در حال نوشتن کدنویسی و سپاسگزاری بودم که یه پیامی از یکی از دوستام که بلژیک زندگی میکنه تو واتساپ دریافت کردم

    عین پیامش رو می نویسم :

    مینو جان دیشب خوابت رو دیدم

    انگار مهمون داشتی خونت خیلی قشنگ بود توی یه باغ پر از گل بود پسرم هم خونتون بود و خیلی بهش خوش می گذشت وقتی اومدم دنبال پسرم می گفت نمیام من پیش خاله مینو می مونم اینجا خیلی خوش میگذره و بعد همسرت از بیرون اومد خونه و یه عالمه خرید کرده بود همه چی خریده بود خیلی همه تون شاد بودین

    واااای خدای عزیزم همین الان هم که دارم این متن رو می نویسم شور و شوق وجودم رو فرا گرفته خدایا بی نهایت شکرت

    و در حال و هوای این پیام قشنگ بودم که گوشیم زنگ خورد باز هم آقای پستچی بود دم در خونمون بود و گفت یه بسته داری رفتم بسته رو گرفتم و داشتم فکر می کردم که این بسته رو کی فرستاده آدرس فرستنده مربوط به یه شرکت بود و دقیقه ای نگذشت که دخترم زنگ زد و گفت مامان هدیه از طرف منه به مناسبت روز مادر که پیشت نبودم

    دخترم پیامک پست رو دریافت کرده بود که مرسوله به آدرس گیرنده تحویل داده شد و بهم زنگ زد

    چقدر من پشت سرهم داشتم خوشحال می شدم چقدر خداوند منو دوست داره خدایا بی نهایت شکرت

    کلی قربون صدقه دخترم رفتم و خدا رو شکر کردم و برای دخترم دعا کردم و دخترم با عشق به دعاهام گوش میداد و لذت میبرد :

    خدایا همواره حافظ جان و مال و زیبایی و آبروی دخترم باش

    خدایا به درآمدش و به پول هاش برکت فراوان عطا کن

    خدایا هر مبلغی که برای خرید این هدیه داده ده برابرش رو به نیکویی تمام بهش برگردان

    خدایا همواره آسانش کن برای آسانی ها

    خدایا همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب و در شرایط مناسب و کنار انسانهای مناسب قرارش بده

    خدایا تمام جهانت را در خدمتش قرار بده تا به آسانی و با عزت به خواسته هایش برسه

    خدایا دخترم را دوست بدار فراوان

    و کامنتم رو با پیام قشنگی که دخترم به شرکت داده بود روی یه کارت با خط خوش بنویسن و داخل جعبه هدیه قرار بدن رو به پایان می رسانم :

    همیشه در کنار من بودی مادر

    چه احساس قشنگی دارم از داشتنت

    چقدر دوستت دارم

    23 سال گذشت از آغاز این داستان و هیچکس اندازه ی تو توی این دنیای عجیب حواسش به من نبود

    این هدیه نشونه ایه برای تشکرم از تو ، برای عشقی که بهت دارم ، برای امیدم به آیند ه بهتری که مطمئنم نشونت میدم

    از طرف دخترت صدف

    استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتون هستم

    خدایا شکرت شکری بی انتها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
  2. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    سلام به آقا میثم عزیز

    امیدوارم حال دل تون عالی باشه

    از اینکه وقت گذاشتید و کامنت مرا موردعنایت خود قرار دادید سپاسگزارم

    منم به محض خوندن پیام شما

    بغض کردم و براتون آرزوی سلامتی و اجابت خواسته هاتون کردم

    در پناه رب العالمین سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    سلام به عاطفه ی عزیزم

    امیدوارم حال دلت عالی باشه

    سپاسگزارم بابت پیام پر مهرت

    و خدا رو شکر می کنم برای وجود ارزشمندت

    منم دعا می کنم که همواره در مسیر پر از نعمت و پر از سلامتی و پر از آرامش باشید

    در پناه امن خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    سلام به محبوبه عزیزم

    امیدوارم حال دلت عالی باشه

    سپاسگزارم برای توجه و عنایتی که به کامنت من داشتی

    سپاسگزارم برای دعای خیرت

    عزیزم

    از خداوند می خواهم از فضل بی انتهای خودش به شما و همه ی عزیزانت سلامتی و ثروت بی انتها ببخشد

    خدا نگهدارت باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    سلام دوست عزیزم فهیمه جان

    امیدوارم حال دلت عالی باشه

    و همواره در مسیر پرنعمت الهی و سوار بردوشش باشی و سوت زنان از مسیر زندگی ات لذت ببری

    خدا شاهده با خوندن پیام شما و دیگر دوستان تمام صورتم غرق در اشک شوق شد

    عذرخواهی می کنم که دیر پاسخ دادم نتم ضعیف بود و سایت بالا نمیومد و الان در سحرگاه بیدار بودم و چک کردم دیدم وضع نت بهتره با وجود اینکه خوابم میومد ولی گفتم نه طول روز نت ضعیفه الان باید پاسخ دوستان رو ارسال کنم

    داشتم فکر می کردم در پاسخ به پیام سراسر محبت آمیز شما چه بگویم که شایسته باشه و خداوند چشمانم را به سمت بالای نوشته برد و گفت براش دعا کن

    که همواره در مدار نعمتهای پی در پی باشه و از مدار ناخواسته ها خارج بشه

    دوستت دارم دوست قدیمی و عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    سلام سمیرای عزیزم

    امیدوارم حال دلت عالی باشه

    از توجه و پاسخ پر مهرت سپاسگزارم

    خدا رو شکر برای وجود نازنینت

    که با پاسخت و نقطه آبی که برایم فرستادی دلم را شاد کردی

    سپردن کارها به خدا و توکل کردن و اعتماد داشتن را به صورت تکاملی یاد گرفتم و واقعا خداوند عزیز و عظیم به زیبایی جواب میدهد وقتی در این زمینه کار می کردم اشتباهات زیادی داشتم ولی بازخوردها رو می گرفتم و درباره شون فکر می کردم و تقریبا تا حدودی یادگرفته ام که عجله نکنم و نترسم

    نوشتن و تأمل کردن خیلی بهم کمک کرده

    خدا رو شکر می کنم برای وجود دوستانی مثل سمیرای عزیزم که خیلی ازشون یاد گرفتم

    دوست عزیزم

    از خداوند می خواهم که همواره همجهت با جریان خداوند باشی

    و با سرعت به سمت رویاهایت خرکت کنی

    در پناه امن خداوند باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: