درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام بروی ماهتون
خداقوت
درک عمیقتر قوانین خداوند
مفهوم تغییر باور
“اراده”، زیر مجموعه “مشیت” است؛
در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا میبرد؛
مسیر تکاملی درک قوانین، عمل به آنچه درک شده و نتیجه عمل به آنچه تا اینجا درک شده؛
تغییر شخصیت یک فرایند تکاملی است و پیمودن آن نیازمند اراده پولادین است؛
اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون میآید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونیام است”؛
باورها یک شبه ایجاد نشدهاند که یک شبه تغییرکنند
چند روز بود که کنترل ذهن بابت یک مسیله کاری برام سخت شده بود ، و افکاری توی ذهنم مرور میشد که حال و احساسم رو بد میکرد .
هر چیدر سعی میکردم که تمرکزم رو بزارم روی چیزهایی که دوست دارم نمیشد و دوباره افکارم بر میگشت جای اولش .
پنجشبه چون تعطیل بودم رفتم دوچرخه سواری ، اما افکارم متمرکز نبود و مدام سمت ناخواسته ها میرفت ، حتی گوش دادن به فایلها هم نتونست کمک کنه ، اومدم کامنت بخونم اصلا تمر کز نداشتم . موقع برگشتن از دوچرخه سواری یک هزار تومانی پیدا کردم و توی دفترم نوشتم ، اما احساسم خوب نبود و خودم دلیلش رو میدونستم .
10/10تولد پریا بود اما بدلیل امتحان گفت چهار شنبه بریم و چهارشنبه هم من باشگاه رفتم قرا گذاشتیم پنجشبه بریم یه کافه دنج و کیک و داستان تولد خانوادگی به پا کنیم .
دوستای پریا براش تولد گرفته بودند و وقتی که برگشتن سوار ماشین شدیم که بریم جنش خودمون و من پرسیدیم که کجا بریم وقتی داشتن باهم صحبت میکردند که کجا بریم متوجه شدم که پریا گفت دلم درد میاد و کم کم این مسیله بیشتر شد .
تا جایی که من تصمیم گرفتم برگردم خونه و در بین راه پریا احساس نارحتی بیشتری کرد .
رفتیم درمانگاه و یک خانم پزشک جوان زیبا با چشمهای آبی رنگ دریا و در آرامشی عالی پزشک درمانگاه بود .
پریا دیگه از ناراحتی بی تابی میکرد و یک آقای بی نظیر و فوق العاده خوب نوبت خودش رو داد به ما
استاد دوست دارم به نکات مثبت ماجرا توحه کنم چون میدونم که شما داستان مسیله دار رو نمیخونیدو توجه هم نمیکنید
بعد از تشخیص و تجویز سرم و دارو هر چه که گذشت شرایط پریا بدتر شد و پزشک رو خواستم تعجب کرد و دوباره یه مسکن نوشت اما ، نشد
تا آخر که نگرانی در چشمهای زیبای آبی این انسان زیبا و نازنین و این خانم پزشک چشم آبی با موهای بلوند موج میزد ، گفت برااش سنوگرافی نوشتم حتما انجام بده و بعد گفت الان فقط فلان مرکز بازه مستقیم برو اونجا
وقتی رسیدیم شلوغ بود و کلی نفر در انتظار و ظاهرا پزشک برای سرف شام کار رو تعطیل کرده بود .
درخواست کردم با توجه به شرایط پریا اگه میشه ما رو زودتر راه بندازند و اما کسانی که جلوتر از مابودن هم شرایط بهتری نداشتن .
و خانومی که بیتابی میکرد و از درد راه میرفت گفت یک بار اومده و بعد از انجام سونو متوجه شدن که از اون قسمت نیست و برای قسمتهای دیگه دوباره پزشک باید مینوشته و رفته دوباره برگشته .
و این مسیله نگرانی همسرم رو بیشتر کرد که اگه پزشک کامل ننوشته باشی چی ؟
من سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم و مدام داشتم با خدا صحبت میکردم و از اون مدد میخواستم
شرایط سختی بود ، من تا بحال برای درد گریه پریا رو ندیده بودم ، این دختر بشدت در مقابل درد قویه ، اما به جایی رسید و به خودش میپیچید که گفت بابا دیگه طاقت ندارم این درد ، داره منو م….
و زد زیر گریه
و همسرم هم که تا اون موقع خودش رو کنترل کرده بود ، زد زیر گریه
حالا پزشک هم نیست و صدای مردم هم بلند شد که یکساعته با این شرایط پزشک کجاست.
و من هم پریارو نوازش میکردم و گاها قدم میزدم و گلوم و لب و دهنم خشک شده بود .
واستاد بقول شما الگوهای خوب چقدر خوبند
و من داستان بیمارستان رسول جان رو که فاطمه جان در کامنتی کامل نوشته بودند و اون پزشک نازنین و داستان همسر جان خانم فاطمه سلیمی عزیز رو که در اون سفر خارج اتفاق افتاده بود رو یاد آوری میکردم و نوشته های سعیده جان رو که در اورژانس کودکان بود رو با خودم مرور میکردم که بدون تزریق مرفین اون شرایط رو مدیریت میکردند.
وقتی که پزشک اومد و خانمی که شرایط پریا رو دید به منشی گفت جای پسر من این خانم رو بفرست پسر من با اینکه شرایط مشابه داشت ، طاقت میاره و دردش قابل کنترل هست .
و من و همسرم بینهایت از این خانم و خانواده ایشون تشکر و سپاسگزاری کردیم .
بعد از انجام سونو ، حالا تو اورژانس پزشک نبود
خانمی نازنینی از کادر مربوطه بود مارو راهنمایی کرد به مرکز و اورژانس تامین اجتماعی بریم و گفت با توجه به شرایط فعلی هیچ جای دیگه ای پاسخگو نیست فقط مسقیم برین اورژانس بیمارستان تامین اجتماعی
شرایط جالبی نبود ، وقتی رسیدیم پریا دیگه طاقت نیاورد و گفت برام ویلچر بگیرید .
دکتر جبلی که اولین بار بود میدیدمش کامل بررسی کرد و برای تجویز گفته های خانم دکتر زیبا رو به پزشک گفتم که ابشون سفارش و تاکید کردند که چه مسکنهایی استفاده شده و نباید دوباره تجویز بشه
همه کسانی که شرایط پریا رو دیدن نگران شده بودند
پرستارهای نازنین واین فرشته های خداوند دست بکار شدن و در آرامش کامل و با لبخند هم کارشون رو انجام میدادن و هم به من رو خانومم احساس آرامش منتقل میکردند .
دستان خداوند همه کمک کردند و بعد حدود یک ساعت پریا روبراه شد .
وقتی برگشتیم پیش دکتر جبلی کسانی که مارو و شرایط پریا دیده بودند ، از دیدن حال خوب پریا خیلی خیلی خوشحال شدن و اومدن جلو و احساس خوبشون رو نشون دادند .
دکتر جبلی نازنین این انسان فوق العاده خوب که شبیه حمید جبلی عزیز هم بود ، گفت پریا کم کم آب بخوره یک ساعتی بمونه اینجا راه بره تا من دوباره ببینمش
استاد وقتی ما رسیدیم خونه ساعت حدود 2/5 نیمه شب بود .
اما وقتی که ما رسیدیم خونه با همه شرایط سختی که گذروندیم فقط چیزهای رو گفتیم و یادمون بود که مربوط به خوبیهای این دستان خداوند بود ، دستانی که مارو از اون شرایط به بهترین شکل به حال خوب رسوندن .
مثلا اون خانم پزشک زیبا و جوان چقدر کامل و صحیح و درست موارد رو برای سونوگرافی نوشته بود و سونو گرافی کامل و شفاف چقدر به تشخیص و درمان پریا توسط دکتر جبلی نازنین کمک کرد و ما بعدا متوجه شدیم که برای ابشان مردم سرو دست میشکنند و از نقاط دور نزدیک میان که ایشون معاینشون کنه .
و خدا رو سپاسگزارم که به من قدرت و نیروی کنترل ذهن در اون شرایط داد و حتی در همون شرایط هم من تونستم خوبی های این انسانهای نازنین رو ببینم و تحسین و سپاسگزاری کنم
الهی صد هزار مرتبه شکرت
دیروز عصر که جمعه بود تصمیم گرفتیم جای پنجشنبه بریم و یک جشن تولد خودمونی برای پریا بپا کنیم .
بعد از کلی صحبت تصمیم گرفتیم بریم خانه یاهیل
(زعیم)
وقتی رسیدیم باران میبارید و اتاقها پر و رزو بود حیاط هم جا نبود .
کمی که وایستادیم یک میز سه نفره توی حیاط خالی شد
همسرم دوست داشت بریم توی سالن و اتاقها بخاطر سرمای هوا ، چون خیلی سرمایی هست
بهر حال یک صندلی برامون اضافه کردند و رفتیم داخل حیاط که باران نم نم میزد و هوا سرد بود .
خانم نازنینی که برای سفارش اومد گفت زیر میزتون بخاری هست مراقب کفش و لباسهاتون باشید .
وقتی نشستیم استاد جاتون خالی احساس کرسی قدیم رو داشت .
روی میز یک چیزی شبیه چهار شبی و جاجیم چهارخانه کشیده بودند که حس کرسی رو میداد و از این نوع پارچه قبلا روی کرسی ها میکشیدند .
لیلا همسرم وقتی نشست کیف کرد و گفت همیجا خیلی خوبه بمونیم .
سفارش دادیم و دخترام شروع کردن عکس گرفتن و پخش موسیقی قدیمی حال و هوای رویایی رو لذتبخش تر کرده بود .
روی درخت خرما لو که همه برگهاش ریخته بود و خرما لوها هنوز روی شاخه رنگ و بوی رویایی رو نمایش میدادند و به تصویر میکشیدند ، دیدن چند قمری پف کرده زیر باران که در آرامش روی درخت خوابیده بودن بینهایت لذتبخش بود .
صدای نم نم باران روی سنگ فرش حیاط قدیمی که فواره کوچک حوض داشت کار میکرد و دیوارهای کاهگلی قدیمی در یک خانه قدیمی که بسیار زیبا باز سازی شده و یک حیاط در وسط بنا که دو طرف حیاط بروش طرح قدیم اتاقهایی با درب چوبی و پنجره های کوچک زیبا جشن تولد خانوادگی ما رو صد چندان کرد .
و چقدر داشتن خانه ویلایی و شخصی برای ما قوت گرفت .
بوی لذتبخش سیر داغ آش این همه زیبایی رو تحت تاثیر خودش قرار داده بود .
و ما غرق رویا پردازی و تحسین و سپاسگزاری بودیم .
و یکی از وقایع قدیم این خانه قدیمی ، برپایی جشنهای خانوادگی بزرگ مدام و مستمر بوده .
و ماوهم جشن خودمون رو در این مکان رویایی به پا کردیم .
امروز وقتی که با حال خوب برای دوچرخه سواری و گوش دادن به فایلها و هم جهت شدن با جریان خداوند راهی شدم ، هوای بشدت لذتبخش تمیز و عالی بعد از بارش یک باران بود .
هوا بشدت تمیز و لطیف و لذتبخش بود و وجود مه در دل طبیعت این زیباییهارو صد چندان کرده بود و من غرق سپاسگزاری و لذت رکاب میزدم و لذت بردم و در تنهایی خودم با خداوند بخشنده مهربان صحبت کردم .
و باز خداوند بخشنده مهربان نشانهای خودش رو سر راهم گذاشت و منو هدایت کرد به دیدن و برداشتن یک هزارتومانی و بعد مدتی رکاب زدن در دل طبیعت به یک پنج هزارتومانی و موقع برگشتن یک دو هزارتومانی .
و باز مثل دوی امدادی که نفرات جلویی برای نفرات بعدی پرچم و نشانه در زمین میزارند ، خداوند بخشنده مهربان برای من نشانه های رحمت و برکت و نعمت و پول و ثروت و فراوانی و خوشبختی و سلامتی و نور و عشق و انرژی رو روی زمین و در مسیر من برای من گذاشته بود .
الهی صد هزار مرتبه شکرت که هستی و هوای منو خیلی داری و منو هدایت میکنی به راه راست ، به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
خدایا عاشقتم که عاشقمی
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
استاد عزیزو و بزرگوار و توحیدی و دوستان جان
سلام
خدا قوت
بقول استاد بزرگوارم بزرگترین سپاسگزاری من بخاطر وجود قوانین ثابت و بدون تغییر جهان هستی باید باشه و اینکه خداوند بخشنده مهربان منو هدایت کرد به شناخت ، درک و فهم و عمل به این قوانین بدون تغییر که من با عمل به این قوانین خالق زندگی خودم میشوم و میتوانم که زندگی خودم رو به شکلی که دوست دارم باشه بسازم.
و سپاسگزار استاد عزیز و نازنینم هستم که این راه و این مسیر رو با بهترین متود و روش و آسان و ساده و روشن و شفاف به من آموزش داده و میدهد و با آموزشها و اطلاعاتی که در اختیار من میگذارند مسیر منو هر لحظه هموار تر و زیباتر و لذتبخش تر کرده و میکنند که من از مسیر رسیدن به خواسته هام با حال و احساس خوب لذت ببرم و با عشق به خواسته هام برسم .
و وجود این قوانین ثابت و بدون تغییر جهان هستی نشانه بزرگی ، عظمت و سخاوتمندی خداوند بخشنده مهربان است که هدف او از خلق من و این جهان هستی و خلق زمین و آسمانها و هر آنچه که در آنهاست برای تجربه من از لذت و خوشبتی و تجربه جهان هستی با حال و احساس خوب و با لذت است .
من هر لحظه شکر گزار و سپاسگزار خداوند بخشنده
مهربان هستم که بزرگترین قانون جهان هستی حال خوب و احساس خوب است .
الهی صد هزار مرتبه شکرت ، خدایا سپاسگزارم
در کامنت قبلی که در قسمت 3 درک بهتر قوانین خداوند، مسیله ای که پنج شنبه برای پربا دختر گلم اتفاق افتاد رو نوشتم و دکتر جبلی اونشب تاکید کردن که بعدا در اولین فرصت پزشک متخصص حتما پریا رو ویزیت کنند و حتی خودشون هم برنامه نوبت دهی رو ترتیب دادند .
دیروز که همسرم پریا رو برده بود پبش متخصص ، با تعجب گفته بود این دکتر کی بوده که اینقدر دقیق مورد رو بررسی کرده ، تشخیص داده و دارو های بسیار عالی و مناسب برای تمام مراحل تشخیص تا درمان نهایی نوشته و داده و جالبه که تاکید داشته که حتما متخصص هم ببینه .
و چقدر این متخصص بزرگوار دکتر جبلی و خانم دکتری که سنوگرافی کامل رو نوشته بوده رو تحسین کردند .
و من با مرور این اتفاقهای خوب اون شب رابطه این اتفاقات خوب رو با ارسال فرکانسهای خودم و خانوادم فهمیدم و درک کردم که من فقط و فقط باید روی خودم کار کنم و احساسم رو در تمام لحظه ها خوب نگهدارم و در تمام لحظه ها در حال ارسال فرکانس خواستهام به جهان هستی باشم .
با این ایمان و باور که قوانین جهان هستی ثابت و بدون تغییر است و من باید به بزرگترین قانون جهان هستی که حال و احساس خوب مساوی اتفاقات خوب به بهترین شکل و با عشق عمل کنم
بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست
ازخود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
و بقول استاد که در قدم دوم دوازده قدم میگه من رابطه فرکانسهام و واریزی پول بحسابهارو کاملا میدونم و متوجه مبشم یعنی چی .
زندگی ما با ارسال فرکانس مناسب در همه جنبه های تغییر میکند و ما اگه با احساس خوب در هر لحظه در حال ارسال فرکانس مناسب به جهان هستی باشیم زندگی ما در تمام جنبه ها به شکلی که دوست داریم باشه تغییر میکند .
اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
خیلی خوشحال و سپاسگزارم که آگاهی های کامل این پروژه مربوط به دوره دوازده قدم است و این همزمانی که من همزمان با شروع این پروژه عالی ، شروع کردم و از اول دارم روی آگاهی های دوره دوازده قدم بصورت لیز و فوکس کار میکنم و دوست دارم و میخوام که مطالب این دوره مقدس توی مغزم حک بشه و من با قدرت و ایمان بهتر و بیشتر برای خلق زندگی دلخواهم و هم جهت تر شدن با جریان خداوند از این مطالب و الهامات الهی استفاده و بهره برداری کنم .
خدایا عاشقتم که عاشقمی
خدایا شکرت که امروز کلی از شکر گزاریهام رو با عشق با لذت و با احساس خیلی خوب نوشتم و در تنگ بلورم انداختم ، الهی صد هزار مرتبه شکرت
خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است
خدایا من تسلیمم
خدایا من آماده هستم
خدایا من قلبمو باز میکنم
خدایا من اجازه میدهم
خدایا تنها تورا میپرستم وتنها از تو کمک و یاری میجویم
خدایا منو هدایت کن به راه راست
به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها