درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴


موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمت‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
  • رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
  • اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛
  • ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
  • راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛
  • راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
  • “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد عباس زاده» در این صفحه: 1
  1. -
    محمد عباس زاده گفته:
    مدت عضویت: 1223 روز

    به نام خداوند

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى

    و بی‌تردید خداوندگارت به زودی عطایت کند که خشنود شوی.

    خدا رو شکر می‌کنم که بعد از چندین روز عدم دسترسی به سایت، امروز به‌صورت کاملاً هدایت‌شده وارد سایت شدم. نمی‌دونم این کامنت ارسال میشه یا نه، اما همین که دوباره این فضای ارزشمند رو می‌بینم، برام بسیار خوشحال‌کننده است.

    الان بیشتر از همیشه قدر این گوهر ناب را می‌دونم.

    تضادهایی که پیش میاد، برای کسانی که ورودی‌های ذهنی خودشون رو کنترل می‌کنند، سراسر خیر و برکت میشه. من یکی دو روز قبل از این اتفاقات، تعهدی به خودم داده بودم که روی باورهام تمرکز کنم و همین شرایط، تبدیل شد به نعمتی بزرگ در زندگی من. شبکه‌های اجتماعی از دسترس خارج شد و دیگه حواسم به یوتیوب پرت نمی‌شد. همزمان مدارس هم تعطیل شد و من عملاً صد درصد روی کارکردن باورهام متمرکز شدم. به توصیه استاد، شبکه‌های تلویزیونی را هم قطع کردم و تمام تمرکزم رو روی کار کردن روی ذهن و باورها گذاشتم.

    از اونجایی که تمام فایل‌های رایگان سایت و سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت، چه صوتی چه تصویری رو دانلود کرده بودم، به جای سریال‌های تلویزیونی، دوباره «سفر به دور آمریکا» را شروع کردم به تماشا که ایندفعه به خاطر تغییر مدار چیزهایی رو میدیدم و میشنیدم که قبلا این سریال رو دیده بودم ولی انگار این مطالب وجود نداشته

    در طول روز هم فایل‌های رایگان یا دوره‌هایی که دارم رو گوش می‌دم و نکته‌برداری می‌کنم.

    وقتی من شروع به انجام این کار کردم، همسرم هم دفتری برای خودش تهیه کرد و گام‌به‌گام خانه‌تکانی ذهن رو شروع کرد.

    هرچقدر بیشتر کار می‌کردم، احساس بهتری پیدا می‌کردم و انگار پیچ و مهره‌های ذهنم آرام‌آرام باز می‌شد. تعجب می‌کردم که چطور با اینکه مدت‌ها عضو سایت بودم و چند دوره هم داشتم، متوجه این باورها و ترمزها نشده بودم.دلیلش هم مشخص بود: مثل هزاران نفر دیگه ، فقط عضو سایت بودم؛ نه تمرکز داشتم و نه کنترل ورودی‌های ذهنی.

    اما حالا هرچه بیشتر کار می‌کردم، اتفاقات خوبی رخ می‌داد. هزینه‌های این ماه‌مان کاهش پیدا کرد و اتفاقاتی افتاد که قبلاً در مدار دریافتش نبودم. هرچه ادامه می‌دادم، این گلوله برفی بزرگ‌تر می‌شد. حتی افرادی که قبلاً همیشه از نبود پول و ثروت صحبت می‌کردند، حالا از موقعیت‌هایی حرف می‌زدند که چقدر راحت می‌شه ثروت ساخت و کلی الگو هم مثال میزدن که منم برای خودم یادداشت میکردم ،این تغییرات قبلاً نبود و از زمانی شروع شد که من به خودم تعهد دادم و همزمانی‌هایی رخ داد که در این مسیر کمکم کرد.

    حتی ارتباط مستقیم بین تغییر باورها و تغییر شرایط بیرونی رو زمانی دیدم که دو سه روز از نوشتن و کار کردن روی باورها فاصله گرفتم. همون موقع، صحبت‌های دیگران درباره ثروت و نعمت کمرنگ شد و دوباره بحث‌ها رفت سمت اخبار و اتفاقات. همون جا زنگ خطر در ذهنم به صدا درومد که این گلوله برفی داره کوچک میشه و مومنتوم در حال از بین رفتنه. دوباره نوشتن، گوش دادن و صحبت با خودم رو شروع کردم.

    به خودم می‌گم مهم نیست شرایط بیرونی چطوری باشه ؛ اگر من روی خودم کار کنم، به سمتی هدایت می‌شم که فارغ از شرایط جامعه، به خواسته‌ام می‌رسم. مهم اینه که به اتفاقات بیرونی توجه نکنم. من روی خودم کار می‌کنم و خداوند از بهترین مسیر منو به خواسته‌ام می‌رسونه ، حتی اگر ظاهر مسیر سخت باشه تا زمانی که احساس من خوبه من در مسیر درستم.

    یک اتفاق ثابت برای همه رخ داد، اما برای من آغاز خیر و برکت بود. و به قول استاد جهان تو این جور موقعیت ها غربال میکنه آدم هارو

    مهمه که این رو بارها به خودم یادآوری کنم: اگر از مسیر برگردم، نتایج هم کم‌کم از بین می‌رود.

    انشالله که خداوند هدایتم کنه و این مومنتوم رو نذارم قطع بشه و شش ماهه دیگه بیام و از نتایجی بگم که

    نقطه عطفش با شروع این اتفاقات بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای: