درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














خدا جونم سلاام
خدایا شکرت برای امشب…
برای سکوت شب، برای وقتی که آدم میتونه بشینه با خودش و با تو حرف بزنه.
خدایا امشب به یه چیز مهم فکر کردم…
به این که همه جا توی قرآنت گفتی ایمان و عمل صالح…
همیشه با هم، دوشادوش هم اومدن.
اما هیچوقت نیومدی دقیق بگی عمل صالح دقیقاً چیه…
نگفتی فقط نمازِ فلانه، فقط صدقهست، فقط این کار خاصه.
یه جا عمل صالح میشه کشتی ساختن وسط بیابون…
یه جا میشه یه مادر، بچهی شیرخوارهشو بندازه توی آب، فقط به تو اعتماد کنه…
یه جا میشه نیکی به پدر و مادر…
یه جا میشه یه تصمیم شجاعانه، یه حرکت، یه قدم.
بعد فهمیدم خدایااا…
عمل صالح، همون کاریه که بعد از ایمان انجام میشه.
هر حرکتی که از دل باور به تو بلند میشه.
فهمیدم اینکه بشینم و فقط بگم :من ایمان دارم
ولی هیچ کاری نکنم، هیچ قدمی برندارم،
اون ایمان نیست… اون حرفه، حرفه پوچه.
ایمان اگه راست باشه
دست و پا درمیاره…
حرکت میاره…
مسئولیت میاره…
عمل میاره.
خدایا من ازت یه ایمان زنده میخوام…
ایمانی که منو وادار کنه بلند شم،
اقدام کنم،
تصمیم بگیرم
حرکت کنم حتی وقتی میترسم.
یه ایمانی بده که خودش راهِ عمل صالح رو نشونم بده…
نه ایمانی که فقط توی دهن باشه،
بلکه ایمانی که توی زندگی جریان داشته باشه.
خدایا شکرت…
برای فهمیدن،
برای بیدار شدن،
برای ایمانی که قراره به عمل ختم بشه
شبت بخیر از مادر مهربونتر
سلام به همگی
بهبه ببین چه فایلی کنترل ذهن در زمان حساس کنونی
سلام استاد جان… صدای منو از خونهای میشنوید که فروخته شده و باید تحویلش بدیم به صاحبخونه جدید…
خونهای که پیشخرید کردیم هنوز تو مرحله سفیدکاریه…
وسط سالن یه روفرشی پهنه، خبری از فرش نیست،
روبرومم کلی کارتن؛ شیرآلات، پکیج، رادیاتور، هود، سینک، گاز، روشویی… خلاصه بازار شام به تمام معنا
اماااا… دلِ من؟
آرومِ آرومه…
چرا؟
چون سپردم به خدا
چون میدونم خونه قشنگ و توحیدیمون، دقیقاً تو بهترین زمان، تحویلمون داده میشه.
ما تو شرایطی هستیم که هیچی از آینده مشخص نیست،
ولی ذهنمونو کنترل کردیم،
بهجای ترس، اعتماد رو انتخاب کردیم.
هر شب با همسرم میریم پیادهروی…
غروبها میزنیم بیرون،
برای دیدن زیباییها،
برای حرف زدن از خوبیهای خونه جدید،
برای تمرین آرامش،
برای اینکه ذهنمون نره سمت اگه نشد چی؟
بلکه بمونه روی میشه، چون خدا هست.
خدایی که یهشبه 50 میلیون برام جور کرد از جایی ک فکرش رو نمیکردم
خدایی که بهترین کابینتساز رو با بهترین متریال و یه قیمت باورنکردنی سر راهم گذاشت،
خدایی که بهترین دستهاشو فرستاد برای کناف و لاین نوری،
حتی حمام و سرویس بهداشتیمونم با عشق نورپردازی شد…
همه اینا یه زمانی فقط آرزو بود…
و الان؟
داره جلوی چشممون اتفاق میافته.
وسایل خونه رو از فضل خدا، راحت خریدیم
هزینهها پرداخت شد
دلهامون قرصه…
من، همسرم، دخترا… همگی حالمون خوبه.
و من عمیقاً باور دارم:
وقتی حالت خوبه،
وقتی ذهنت آرومه،
وقتی توکل میکنی،
کارا خودشون راه میافتن…
به قول انیشتین:
وقتی همهچیز داره راحت پیش میره،
یعنی خدا خودش داره اون کارو انجام میده
این یعنی کنترل ذهن تو حساسترین شرایط…
وقتی آینده مبهمه،
اما دلت روشنه