درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴


موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمت‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
  • رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
  • اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛
  • ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
  • راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛
  • راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
  • “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محسن توحیدی» در این صفحه: 1
  1. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 719 روز

    🟣🟢 درهای نعمت باز شد =>  حس خوب = اتفاقات خوب  حتی وسط قطعی اینترنت و اغتشاش واعتراض و غربت .

    《 توی یک راه نازنین، جایی که ذهن و دل دست ب ِ دست هم میدادن، قدم میزدم.

    هر قدم، یک سؤال‌ – هر نفس، یک فرصت بود.

    فهمیده بودم قانون ساده ‌ای وجود دارد: احساس خوب = اتفاقات خوب.

    و این قانون، من رو به سفری بی‌ پایان از شکرگزاری، خوش شانسی و نقش‌ های رحمت میبرد.》

    و همه چی به نفع من تغییر مسیر داد

    1.  آغاز یک روز ناملایم ‌گونه

    صبح زود، وقتی آفتاب هنوز خجالتی و سرده، زنگ گوشیم با صدای «برو، خرج کن، کار کن» بوق زد. فاکتورهای هزینه ، ایمیل‌ های پر از درخواست‌، و همان حس سنگین “باید‌” که همیشه تو سینه‌ م میچرید. 

    من که عادت داشتم کارها رو بعنوان «مشکلات» حساب کنم، دستم رو سمت لیست طولانی کارام کشیدم. ولی همون لحظه ها، صدای درونم نجوا کرد: 

    «تو مأمور حل مشکلات نیستی؛ فقط میتونی ذهنت رو آزاد کنی ویک درصدت رو انجام بدی و… … مابقی 99٪ رو بسپاری ب خـــــدا.» 

    چند لحظه ‌ای درنگ و درنگ و درنگ کردم. محسن؛ واقعا میتونم این احساس سرسخت «باید‌ » رو رها کنم؟‼️

    ■ تصمیم گرفتم که این بار، بجای «آیا میتونم این کار رو انجام بدم ؟» ، بپرسم: 

    «آیا میتونم احساس خوبی داشته باشم، حتی وقتی همه چیز بنظر میاد ک ِ مخالف من ست؟» 

    پاسخِ دل ، یک لبخند ساده بود.

    خب همه چیز حل شد؟‌ نـــــه . پس چی؟  چون فقط من اجازه دادم ذهنم برای یک لحظه آرام بگیره. 

    2.  احساس خوب؛ نیرویی پنـــــهان و قدرتمند [سپاه سایه ها]

    ‌دنبال نشونه ‌ای کوچیک برا تأیید این نظریه‌ م گشتم. خودتونم میدونین، احساس خوب مثل یک ذره‌ برق و روشنایی هست؛ وقتی میدرخشه، مسیرهای نادیده‌ مون رو روشن میکنه. 

    اولین «میوه » من : یکی از پرسنل بود که گاهی به من میگفت: « اکثر اوقات اینجا هستی، چرا همیشه نمیتونی کار را به بهترین حالت ممکن انجام بدی؟» من به جای واکنش و تندی، سعی کردم این جملات منفی رو تبدیل کنم به ، یک جمله مثبت و درونم مهر و موم ش کنم : 

    🟡 «من ارزش ش رو دارم، من میتونم خوشحال باشم حتی وقتی کار سخت است.» 

    ○ نتیجه؟؟؟ اون همکار اون روز صبح لبخند زد، گفت «امروز تو خیلی خوش‌ رویی ؛ میشه بیام چند دقیقه کنارت بشینم!» حرف هایی زدیم و…… یهو اون وسط حرف زدنا یه پروژه ای که قبلا بنظر میرسید نابود شده، دوباره ران شد.

    ● اینجا بود که خیلی قشنگ و راحت رابطه ‌ی احساس خوب = اتفاقات خوبی ( بقول بعضیا خوش ‌شانسی) واضح شد: وقتی دلم راحت بود، فرصت ‌ها به‌صورت خودبه خودی بسمت من می‌چرخیدن . همیـــــن .

    3.  حفظ احساس خوب در «حالات نادلخواه»

    حالا تصور کنین روزی هست که تمام واژه های مترادف «باید» و «نمیتوانم» تو ذهن‌ تکرار میشه؛ مثلا وقتی که پول‌ نقد به ‌نزدیک صفر میرسه، یا وقتی که مجدد بخاطر یه حالت ناخواسته، بجای تبدیل شدن به فرصت، به یک مانع بزرگ تبدیل و سر راه سبز میشه !

    من توی این شرایط دوتا راه میبینم:

    1. پناه بردن به غم و اندوه؛ این مسیر سریعا منو به ‌سوی «بی ‌احساسی» میبرد ==>> جایی که حتی دیگران هم نمیفهمند چرا توی خلوت خودشون گــــــــــم میشن

    2. پذیرش و رهایی؛ این مسیر شایــــــــــد سخت ‌تره، اما همراه با یه کلید جادویی بدستش میارم : شکـــــرگزاری

    تصمیم گرفتم دومی رو انتخاب کنم .

    میخوام یه کم شاعرانه بنویسمش :

    در یک شب تاریک؛ که صدای سرازیر شدن باران بر شیشه‌ ام می ‌نواخت،

    زیر پوشش این همه ناندیده،

    یادم آمد که روزی مقاله ‌ای خوانده بودم که می‌ گوید: 

    «شکرگزاری، پلی میان احساس خوب و رزق » 

    زودی یه کاغذ برداشتم و شروع به نوشتن کردم:

    – سپاس از اینکه امروز صبح یک فنجان قهوه گرم داشتم. 

    – ممنونم که هنوز دوستی دارم که پیامی کوتاه برایم فرستاد. 

    – قدردان خدایم هستم که هنوز توانایی کوهنوردی دارم. 

    بااین که این نکات جزئی بنظر میرسیدن، اما ‌بتدریج حس عجیبی از پوشش آسمانی و پشتیبانی درونم ایجاد میشد؛ مثل این که ناگهان یک لایه نرم، تمام فشارها رو از روی شانه‌ هام برد. 

    4 .  شکرگزاری؛ نقش مستقیم در رزق

    تحقیق‌ م این بود: وقتی شکرگزاری میکنیم، مغزمون سطرهای مثبت رو به ‌صورت بیشتر و بیشتری میبینه . یعنی ==> فرصت ‌های مالی، شغلی یا حتی «لحظات خوشحالی» و آدم های خیلی خوب و نازنین به ‌راحتی به چشم میان. 

    مثـــــلا ،،، وقتیکه یک درخواست بزرگ برا پروژه‌ ای مهم داشتم،  بجای اضطراب، یکبار دیگه توی دفترچه‌ م نوشتم : 

    «سپاس از اینکه تونستم این پروژه رو با موفقیت به سرانجام برسونم؛ این نشان از اعتماد به توانایی‌ های محسن دارد.»  [ فقط لحظه ی اتفاق افتادنش رو دیدم و کاری به چگونگیش نداشتم]

    چند روز بعد، کارفرما تماس گرفت ومشتاقانه گفت: «ما میخوایم شما رهبری تیم جدید رو برعهده بگیرین» این اتفاق واضحا و کامـــــلا هویـــــدا ،نتیجه‌‌ ی حضور ذهن مثبت م بود که باعث شد رزق‌ م (پیشنهاد شغلی) بدست‌ م برسه، اونم چیزی که توش سراسر تجربه بودم .

    5.  ورود و حضور به مـــــدار نعمت ها

    حالا میپرسم: چطور میتونم وارد این مدار نعمت ‌ها بشم و… بیشتر هم بمونم؟؟؟ [ بقول جلسه شگفت انگیـــــز دهم و یازدهم دوره همجهت با جریان خداوند: ظرفم رو چجوری بزرگ کنم؟]

    ~ ~ ~ ○ ~~

    ⭕️  یک «نقشه کوچیک» برا خودم رسم کردم:

    (( اینجا نمیتونم جدول بکشم ؛ تا جایی که بتونم با متن توضیح میدم))

    سر ستون های جدولم =>>> | گام | عمل | دلیل |

    |گام ِ | 1  ؛ |عمل ِ | ذهنم رو از روی مسئله بردارم و رها کنم

    |دلیل| : فشار «باید» را از بین می برد؛ ذهن آزاد میشد.

    |گام ِ | 2  ؛ |عمل ِ | ؛ به ‌جای انتقاد، شکرگزاری رو انتخاب کنم

    |دلیل| : شکرگزاری، حس رضایت وخوشبختی رو تقویت می‌ کنه.

    |گام ِ | 3 ؛ |عمل ِ |لحظه را بپذیرم، حتی اگر ناخوشایند است

    |دلیل| : پذیرش، دگرگونی را میسّر می‌ کند => احساس ،خوب می‌ ماند.

    |گام ِ | 4  ؛ |عمل ِ | اقدام ِ کوچک ولی معنی‌ داری انجام دهم: مثل نوشتن یک جمله مثبت و تعمق درآن

    |دلیل| :این کار، الگوی فکری مثبت را تقویت می کند…‌مسیرهای عصبی جدیدی در ذهنم ایجاد میکند.

    |گام ِ | 5  ؛ |عمل ِ | به‌دنبال « تغییر» سرنوشت نباشم، بلکه بدنبال «پیشنهاد» خدا باشم و اراده م را بر پیشنهادات خدا بگذارم ( آموزشش : تمام ِ جلسه یازدهم همجهت با جریان خداوند)

    |دلیل| : وقتی دست میکشم و اِعراض میکنم، زنجیرها و قفل ها برایم باز می‌ شوند.

    ○○○ با این مسیر، تونستم در طول کمتر از یک ماه، نه تنها استرسم رو ‌کم کنم، تازه بصورت مستمر احساسات خوب ( مثل خوش‌ شانسی قدیم) و رضایت رو تجربه کنم. 

    6.  «رسیدن به احساس خوب»؛ راز کنترل ذهن

    اگر بخوام صادق باشم، اولین قدم شگفت‌ انگیز برا من این بود که کنترل ذهن رو بجای سرکوب کردن، بعنوان یک دوست درآوردم. 

    ⇐⬅️ بجای اینکه بگم « آینده‌ م خراب شده » ؛میگم: 

    «دلم میخواد در این لحظه آرامش داشته باشم؛ چی میشد اگر همین حالا نفس عمیق بکشیم؟» 

    چندینبار که این کار رو انجام دادم، حس میکردم ذهنم مثل سوئیچ روشن میشه؛  نور براقِ احساس خوب درونم میدرخشه

    🟣 پایان‌ دلنوشته ی من بعد از دو هفته سکـــــوت

    در انتهای این مسیر، می‌ دانم که هنوز راه زیادی پیش ‌روست؛ اما همانطور که در اولین صبح ناملایم گفتم: 

    «من مأمور حل مشکلات نیستم؛ من فقط میتوانم ذهنم را آزاد کنم وبسپارم به آن که خـــــدا میدانم بهترین زمانش و بهترین حالتش چگونه ست.» 

    ● این جمله، معجزه ‌ای بود که ب ِ صورت روزانه به ‌من کمک میکنه تا در دل طوفانها، مثل یک کشتی آرام، به سوی ساحل احساس خوب وخوشبختی حرکت کنم. 

    بنظرم هرکسی میخواد این مسیر رو طی کنه، فقط کافیه :

    1️⃣ حس خوب رو انتخاب کنه؛ حتی در سختترین لحظات. 

    2️⃣ شکرگزاری کنه؛ بجای گریان شدن، بجای شکایت، => قلبا بگه و تکرار‌کنهِ  «متشکرم» و سپاسگزاری از هرچیزی که دم دستشه

    3️⃣ ذهن‌ را رها کردن ؛ و اجازه دادن به جریان زندگی، که خودش رو بسمت نعمت‌ ها هدایت کند.

    اینجوری، هرچند که مشکل‌ ها بیان و تازه بیشتر و بیشتر هم بیان ، اما راحت میشه اونها رو بعنوان «درهای فرصت» دید ؛ نه بعنوان دیوارهای مانع….

    🟨 درب هایی که از سمـــــت خـــــدا به چشمامون هدیه شدن… . فقط به مــــــــــا بستگی داره که از چه زاویه ای بهشون نگاه کنیم و تمرکزمون رو روی کدوم قسمتش بذاریم .

    ○ راستی وقتی تمرکز ما روی زیبایی ها باشه ؛ طبق قانون خداوند ، اتفاقات نادلخواه خیلی کم جلو پامون سبز میشه… حتی اگه وسط بدترین روزهای بقیه آدم ها باشه… این تجربه ی همین روزهای منه | دی ماه صفرچهار.

    🟢 میدونستین توی ارتباطاتِ کاری، عاطفی و… ، وقتی افکارتون رو مثبت نگه دارین ، اولا) بهش جهت ِ دلخواه تون رو میدین دوما) توی این رابطه ها شمایین که قدرت میگیرین؟

    فکر کنم اینم به کارتون بیاد ‌:

    https://abasmanesh.com/fa/the-law-of-changing-unwanteds/comment-page-131/#comment-1864820

    ~~~~~●‌~~~

    آل عمران200

    یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ / اى اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایى کنید، و دیگران را هم به شکیبایى وادارید، و با یکدیگر پیوند و ارتباط برقرار کنید [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتارى]  و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید 🫂 🩵🩷️

    (ساعت 23:30  بیست و نهم دی ماه صفرچهار ؛ همین الان؛ این آیه به طرز خیلی عجیبی به چشمام داده شد و دستور رسید که باید اینجا درج بشه‌ . فردای این الهام این متن رو توی سایت درج میکنم؛ به حول و قوه الهی)

    □□□□□

    🪶 محسن – در جستجوی نور، در دل شب‌ های تاریک

    ذهن آزاد، روح عاشق، در مسیرجریان محبت خداوند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: