درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














سلام دوست هم فرکانس
ایده نوشتن یک کتاب به منم الهام شده
دوست دارم ازکتاب خودکه چه موضوعی داردومراحلی که طی کردیدوهزینه چاپ کتاب خودبرام توضیح بدهیدواینکه انتشاراون کتاب چگونه خواهدبودوچه نوع قراردادی باناشرامضاءکردید
باتشکرازشما
سلام دوست عزیزوهم فرکانسم
ازتوضیحاتی که به من دادی بسیارسپاسگزارم
امیدوارم هروزبهترازقبل عمل کنی ودرتمام زمینه های مدنظرت پیشرفت کنی
من بعدازاشنایی بااستادعباسمنش وپی بردن به اشتباهات خودم برای رسیدن به خواسته واصلاح اونهاهدایت هارادریافت کردم
من قبلافکربعضی افرادرامی خواندم وحس ششم قوی داشتم واماهمیشه ناخوداگاه اتفاق می افتدواصلاتحت کنترل من نبودکه درموردهرکسی بخواهم انجام شودتکامل اونودراین زمینه طی کرده بودم وقتی دراول بهمن 1400نشانه های عجیبی دریافت کردم که برایم جای سوال بودکه خدایا علتش چیست الهامی که دریافت کردم این بودکه ازجانب کسی هست که دراین مدت برایش ارتعاش فرستادی تعجب کردم که من کسی راتازگیهاندیده ام وشک وجودم رافراگرفت که الهام ازجانب خداوندبودیانه که بازالهام دیگه امدکه بااون حرف بزن ببین چه اتفاقی می افتدومن این کارراکردم واین ارتباط تاالان بنابه دلایلی ادامه داردودرسال 1402خوابی دیدم که پرونده ای به من سپرده شدکه بایدکارهای اونوانجام می دادم ونام خانوادگی شخصی که دراین مسیربه من کمک می کنداول هیچ چیزازاین خواب نفهمیدم ولی بعدازمدتی طولانی الهامی دریافت کردم که اون پرونده نوشتن کتاب است که کاملامرتبط است باشخصی که بااون تله پاتی دارم وتازمانی که هویت این شخص برمن اشکارنشودویک سری اتفاقات نیفتدعملاهیچ قدمی نمی تونم بردارم
مهم نیست چقدرزمان ببردتاهمه چیزبرمن اشکارشودمن این کتاب راخواهم نوشت
اسم کتاب من مربوط به یک ایه ازقران هست که همیشه درته ذهنم بودازچنددهه قبل ودرمسیرتله پاتیهابه من گفته شد
می دانم داستانم ازبس عجیب هست که حتی اگه کتابی نوشته شودواون شخص که بااون تله پاتی دارم واتفاقاتی که بینمان افتاده است رابیان کندوومهرتاییدبه این حرفهاباشدبازخیلی هافکرمی کنندتمام اینهاتوهم هست اصلامهم نیست به قول استادکسی که درمدارباشدایمان دارم کتاب من خیلی کمکش می کند