درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵


موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
  • “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
  • راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
  • اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر می‌کند و اتفاقات خوب را تجربه می‌کنی؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سعيده رضايى» در این صفحه: 15
  1. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    به نام الله زیبای لطیف

    آرزو جانم سلام به قلب تسلیمت

    چقدر لذت بردم از خوندن کامنتت. بی اندازه ازت سپاسگزارم. باور کن گل از گلم شکفت.

    چه هدایتی دریافت کردم از تعبیری که در مورد من بکار بردی و اون کلمه‌ی «مقتدر»

    کسی که اگه یه چیزیُ بخواد به دست میاره تامام

    با شنیدن کلمه‌ی مقتدر این ویژگی شخصیتی تو رهنم میاد که کسی روی حرفش بمونه و چیزی تصمیمش رو عوض نکنه، یک مقدار هم چاشنی جدیت و خشونت داشته باشه.

    اما من در خودم همچین ویژگی رو زیاد سراغ نداشتم و ذهنم پوزخندی زد و نپذیرفت که من مقتدرم،

    ولی وقتی توضیح دادی کسی که وقتی چیزی رو بخواد به دستش میاره، دیدم این تعبیر قشنگتره و به شخصیت من نزدیکتره. دیگه ذهنم مقاومت نکرد و پذیرفت.

    اقتدار به این معنا به نظرم از متوکل بودن و تسلیم هدایت الهی شدن میاد. هرچه در برابر خدا تسلیمتر مقتدرتر.

    عالی بود، عاااالی!

    ازت بی نهایت سپاسگزارم برای لطف و مهربونیت، نگاه قشنگت، و خداوند رو شاکرم که نوری شد در دستان من که رفقای موحدم هم ازش بهره‌مند بشن و مسیرشون روشنتر بشه.

    برات از خداوند عشق عمیق به خودش و ایمان و توکلی محکم و محکمتر آرزو می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    به نام الله نازم

    سلام رفیق حون جونییییی

    کامنت سرشار از عشقت به عمق قلبم نشست و لبخندی از مشرق تا مغرب رو لبم نشوند!!!!

    عاااشقتم من که اینقدر بامعرفتی، پرشور و هیجانی، قلبت سخاوتمنده و رفیق ناب منی.

    الهی شکر برای وجود شماهایی که چشم و چراغ دل منید.

    الهی شکر برای قوانین بدون تغییر خداوند که مو لای درزش نمیره.

    الهی شکر برای داشتن استادی که اینقدر استاده و اینهمه ساله که خودش اولین عمل کننده به حرفهاش بوده.

    خودش نتیجه است. خودش الگو و راهنماست.

    الهی بی اندازه شکر برای شاگردای خوبی مثل شما رفقای ارزشمندم که تک تکتون اصل تمرکز بر زیباییهایید و کلامتون پر از انرژی پاک الهیه.

    ممنونم از نظر لطفت و برات از خداوند آسانی در امور، و قرارگیری در مدار نعمتها و برکتها و شادیها و سلامتی آرزو می کنم.

    می بوسمت مامانِ کپل خان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    به نام خدای تمام کیهان

    سلام آزاده زیبای عزیزم

    الهی صدهزار مرتبه شکر برای پیشنهاد خوبی که از مدیرتون دریافت کردی و اینکه خواستی که بجای بنده‌ی خدا به خود خدا بسپری و هدایت شدی به خوندن کامنتی که این ایمان رو در دلت تقویت کنه.

    بخدا همه چیز خودشه، همه ی رنگها خودشه، همه ی نورها تجلی خودشه، همه‌ی نجو‌اهای آرام و مطمئن درون قلبهای تسلیم صدای خودشه.

    اون خودشه که بهت میگه برو جلو من هواتو دارم. شروع کن و کاری به هیچی نداشته باش.

    بخدا قسم از صبح که بیدار شدم و باز هم همه چی رو به خودش سپردم تجسماتم منو برد به مهمانیهایی و دورهمی‌های شادی که می‌تونم با فراغ‌بال بیشتر و فضای بازتر توی خونه‌ی جدیدم بگیرم.

    باز هم به مبلمان و فرشهای جدیدی فکر کردم که اونجا رو پر کرده و داشتم همزمان سرویس بهداشتی رو با فرچه می شستم.

    از سرویس که اومدم بیرون همسرم گفت نظرت چیه امروز بریم شهرفرش ببینیم چی داره؟

    منم با کمال میل گفتم بریم!

    به همین راحتی!

    این روزها مدام دارم تکرار می کنم که: خدایی که منو با دست خالی فرستاد جلو و گفت برو خونه ببین و برام خونه خرید، همون خدا، همون خدا، همون خدا هم وسایل نو و بیشتر برای خونه‌ام می‌خره.

    این در حالیه که بعد از این اتفاقات اخیر مملکت کار همسرم که مرتبط با سفارت‌هاست باز هم تعطیل شده و ما یک ماهه که داریم مستقیم و بی‌واسطه از جیب خدا می‌خوریم.

    اما با حال خوب، با اطمینان از اینکه نصرٌ من الله و فتحٌ قریب

    برات از خداوند بهترینِ بهترینها رو آرزو می کنم و از لطف و محبتت بی نهایت سپاسگزارم.

    راستی بابت تاخیر عذرخواهی می کنم، تو این مدت سایت وصل نمیشد. امروز برام باز شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام دوست خیلی خیلی خیلی خوبم مریم جان.

    همیشه از قلم شیوا و انرژی خالص پشت کلامت لذت می‌برم و هروقت تجربیات قشنگت رو می خونم قلبم باز میشه.

    ازت با تمام قلبم سپاسگزارم، چقدر زیبا دیدی و حست رو منتقل کردی. چقدر سخاوتمندانه پاکی و آرامش قلبت رو روی قلمت جاری کردی. خداوند به زندگیت و به عمرت برکت عطا کنه و در کنتر همسر عزیزت شاد و تندرست باشید.

    من تازه دارم متوجه میشم که چقدر خدا رو نمی‌شناختم و ازش دور بودم، چقدر مشرک بودم و خودم رو تنها کرده بودم.

    چقدر کارهام می‌تونست آسانتر و روانتر باشه و نبود.

    حالا که کمی طعم آغوش پروردگار و برخورداری از نعمتهاش رو بیشتر از قبل درک کردم دلم نمی‌خواد حتی یک لحظه دور ازش بمونم.

    هروقت سر موضوع کوچیکی عصبانی یا نگران میشم، به خودم میگم خجالت بکش، برگرد، برگرد به سمت خدایی که برات شاهکار کرد، آیا این موضوع ارزشش رو داره که در محضر این خدا احساست بد بشه؟

    این نوع نگاه خیلی کمکم میکنه که کمی از زمین فاصله بگیرم و از دید بالاتری موضوع رو در نظر خودم کوچیک کنم تا یواش یواش حلش کنم.

    گهگاهی که از دست بچه هام و ریخت و پاشهاشون کلافه میشم فقط به یاد میارم که چطور خداوند هماهنگ کرد که نوا جانم در روز 3 آبان به دنیا بیاد و معجزه ای کنه که بتونم موضوع از دنیا رفتن مادرم رو در همون روز 3 آبان هضم کنم.

    بعد با خودم میگم فرض کن این بچه نبود، یا مشکلی داشت، آیا نمی گفتی ای کاش بود و خونه زندگیم رو با بازیهاش به هم می ریخت ولی در عوض من خوشحال بودم؟

    پس سپاسگزار باش و اجازه بده بچه از زندگیش لذت ببره، خودت هم از لحظه‌ات لذت ببر.

    در مورد بقیه مسائل هم همینطور، هم با خدا هم صحبت‌تر شدم، هم تغییر زاویه دید به سمت مثبت نگری و سپاسگزاری برام راحت‌تر از قبل شده.

    که این اسمش میشه مومنتوم مثبت، میشه آسان شدن برای آسانیها…

    از استاد عزیزم اگر این کامنت رو میخونه بی نهایت تشکر می کنم و از خدا می‌خوام عمر نازنینشون رو لبریز از برکت و عشق و سلامتی و نعمت کنه و روزی رو برسونه که از نزدیک ببینمشون و با عشق از تاثیر آموزشهاشون بر زندگیم تعریف کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    بسم الله

    سلام به آقا رضای گل برادر بزرگوارم. خدا حفظتون کنه.

    از محبتتون بی نهایت سپاسگزارم و در پناه امن آغوشی می سپارمتون که همیشه دو دستش برای حمایت از بندگانش بازه.

    ای کاش که بتونیم همیشه انتخاب کنیم که در مسیر رشد و زیبایی و نعمت و بهشت باشیم.

    چقدر این کلامتون به دلم نشست: وقتی که آدم پناهنده آغوش خدا باشه خداوند می‌خواد که اونو سورپرایز کنه.

    ما پناهی جز آغوشش نداریم، هر راهی جز خودش بیراهه است و به ناکجا آباد ختم میشه.

    از الله بلندمرتبه‌ام سپاسگزارم که دلیل دیگری برای تسلیم شدن و سپاسگزاری بهم داده، منطق دیگری برای اینکه ایمانم بهش قویتر بشه و یادم نره که هر چه دارم از اوست.

    برای شما و همه ی دوستانم آرزوی تجربه هر چه بیشتر نعمتها و حال و هوای ناب سپاسگزاری رو دارم.

    باز هم از تبریکاتتون متشکرم. خدا به شما نعمت بیشتر عطا کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: