درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵


موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
  • “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
  • راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
  • اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر می‌کند و اتفاقات خوب را تجربه می‌کنی؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فخرالسادات حسنی عطار» در این صفحه: 1
  1. -
    فخرالسادات حسنی عطار گفته:
    مدت عضویت: 1399 روز

    سلام به همگی خیلی خوشحالم که دوباره میشه واردسایت بشیم یه چندروزی خیلی به سختی وارد سایت میشدم وتایکی دوصفحه کامنت میخونم دسترسی به سایت قطع میشد وهمینم حالمو بالاپایین میکرد طی این مدت خیلی سعی کردم روی خودم کار کنم،من 12قدم رو فکرکنم دوسالی هست خریدم ولی به درستی روش کار نکردم ونتیجه انچنانی هم نگرفتم،ولی این مدت تعهد دادم دوباره شروع کنم والان چندروزی میشه قدم اول رو شروع کردم وچون استاد گفتن نباید بیکار باشیم وباید ورودی مالی داشته باشیم منم دنبال پیدا کردن کار بودم من کار کردن با کامپیوتر رو بلدنیستم واکثر کارا این الویت بود ولی ناامید نشدم بعضی کارها هم یا محیطش خوب نبود ویا زمانش برای من مناسب نبود،من چون دخترم دبستانیه وباید صبحهابره مدرسه دوس داشتم کاری باشه که از اول صبح نخوام برم سرکار وشبم سرکار نرم چون وسیله ندارم وبابت رفت وامد مشکل دارم و هم اینکه باید به تکالیف دخترم میرسیدم،این مدت یه دفتر سپاسگذاری اماده کردم وروزی چند خط نعمتهامو مینویسم وروزانه به داشته هام اضافه میکنم هرروز صبح تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم فایلها رو چندین بار گوش کردم چه قدم اول چه دانلودی ها از روی فایلها نکته برداری میکنم ومهمتر از هم بابت قوانین با خدا حرف میزنم،وهمینا باعث شد به لطف خداوند ساعاتی زیادی از طول روز احساسم خوب باشه ونتیجش این شد که بلاخره کاری که میخواستم پیدا شد ساعت کاریش از 10صبح تا4بعدازظهره وخیلی عالیه حقوقشم نسبتا برای شروع خوبه محیطش توی بافت تاریخی وگردشگریه ومحیطشودوست دارم ولی پیدا کردن کار من باعمل چشم مامانم همزمان شده چون مادرم پیش ماست ومن قرار بود دخترم رو به مادرم بسپارم وبرم سرکار اولش خیلی ناراحت شدم ولی گفتم چون من طبق گفته های استاد قدم برداشتم حتما درست میشه چون این یک قانونه واحساسمو خوب کردم و به خدا گفتم خودت حلش کن وقرار شد برم بابت کار حضوری حرف بزنم،دیشب رفتم وبا صاحب مغازه حرف زدم گفتم چندروزی نمیتونم بیام واز اول هفته اینده میام قبول کرد وگفت برو کاراتو انجام بده وبیا،توی دلم گفتم چندروزی باید نهار درست کنم ونمیتونم صبحها برم که همون موقع گفت چندروز اول بعدازظهرها بیا باورم نمیشد خیلی خوشحال شدم وهمون لحظه خداروشکرکردم،خداوند کارامو درست کرد جوری که میتونم برم سرکار ومامانم هم میتونه بره واسه عمل،کارها رو باید خدا درست کنه اگه دست من بود به هیچ طریقی درست نمیشد وهمین باعث شد ایمانم نسبت به قوانین قویتر ازقبل بشه وباتعهد بیشتری بخوام روی خودم کارکنم از خدا میخوام کمکم کنه همیشه راهم صراط مسقیم باشه لحظه ای منو به حال خودم رهانکنه راستی تصمیم گرفتم قانون سلامتی رو باحقوق اولم بخرم ومیام از نتایجش حرف میزنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای: