درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














بنام الله یکتا
سپاس خداوندی که مرا دوست دارد
در حالی که از من بی نیاز است
( حدیثم)
سلام استاد خوووووبم استاد عزیزم دلم برای شما و این سایت بهشتی تنگ شده بود خداروشکر بابت وصل شدن اینترنت و این فایل عالی که من قبلا چندبار گوش داده بودم ولی الان دقیقا مناسب حال الان منه یعنی یه بارگوش دادم کامنت نوشتم ولی نت قطع شد و ارسال نشد بار دوم گوش دادم اصلا انگار استاد دقیقا دارین این حرفا رو به من میگین که هرچه پیش میاد خیره و من هرچند الان ذهنم درگیر یه اتفاق ناجالبه ولی مطمئنا مطمئنا اگر ذهنم رو کنترل کنم این اتفاق به نفع من تموم میشه مطمئنم…و البته در این زمینه الگو هم دارم از خودم …مثلا چند روز پیش یه سفر یه روزه داشتیم به یکی از شهرهای استان فارس که در جریانات اخیر خیلی آسیب دیده بود اول بگم که استاد من مهاجرت کردم چندساله از زادگاهم و اومدم شهری که دور از زادگاهم هست و این خیلی برام عالیه چون بشدت به کنترل ورودی و ذهنم کمک کرده و البته انگار این شهر که ساکنم اصلا جز ایران نیست بس که اروم و ساکته و خبری از جریانات اخیر نبود و البته که تلوزیون ما سالهاس خاموشه و اینکه اینترنت هم نداشتم و صد البته رفت و آمدی با کسی ندارم و دیگه نور علی نور ..یعنی استاد من کیف کردم این دو سه هفته بس که حالم خوب بود دوره هم جهت رو از اول شروع کردم و دفترها پر کردم خدایا من عاشقتم چقد احساسات خوب تجربه کردم چه چیزا که فهمیدم از دوره هم جهت و چه رزق ها و برکت هایی که وارد زندگیم شد..الهی شکرت خدااااا
خب ما یه سفر یه روزه مجبور شدیم بریم شهر مرودشت فارس که زیاد آسیب دیده بود استاد نرسیده به شهر ماشین ما خراب شد و اینجانب اگه قبلا بود که اعصابم خورد میشه و کلی بد و بیراه به زمین و زمان حواله میکردم ولی استاد بجان خودم صدام در نشد ای خدا من چرا انقد خوب و ملیح و آروم شدم گفتم بیخیال درست میشه و مراقبه گذاشتم و گوش دادم خلاصه همسرم ماشینو سرهم کرد و ما رسیدیم و کارمون رو انجام دادیم وقتی وارد شهر شدیم اصلا برق از کلم پرید که وای اینجا چه خبره همه جا داغون شده…یه ذره اعصابم خط خطی شد و رفتیم کارمون رو انجام دادیم و رفتیم سمت تعمیرگاه و مکانی که همه مغازه تعمیرگاه بودن و هدایتی یکیشو رفتیم و شروع کردن به تعمیر ماشین و من دوس داشتم یه خریدهایی انجام بدم ولیکن بابت ماشین نشد…ماشین در حال تعمیر و من پیاده شدم و دوتا مغازه پایین تر فروشگاه لباس بزرگ و شیکی بود و من رفتم و دقیقا چیزایی که تو ذهنم بودرو خریدم …استاد بازار مرکز شهر بود که اصلا ظاهر جالبی نداشت و خدا منو اورد جایی که هیچ اتفاقی نیفتاده بود و امن و امان و یه فروشگاه عالی بود و من لباسای که برای خودم و بچها نیاز داشتم خریدم با قیمت مناسب…خدایا آخه تو چرا انقد خوبی ماشینو خراب کردی که من نرم مرکز شهر و اعصابم بهم نریزه و منو صاف گذاشتی جلو یه فروشگاه خوب بایه فروشنده خوبتر…این کنترل ذهن که آقا ماشین خراب شده هم خیره..ببین چه اتفاقات خوبی برام رقم زد…خلاصه هم کارمون انجام شد هم خرید کردم و هم پام به مرکز شهر باز نشد که احساسم بد بشه…..و اینکه سپاس خدایی که منو ساکن در شهری کرده که برام غاره حراست…و من لذت میبرم از این آرامش و سکوت و بی خبری….خلاصه از جریان خرابی ماشین فهمیدم که هرچی پیش میاد خیره فقط اروم باش و ذهنتو کنترل کن و نق نزن و اعتراض نکن…و البته که دقت کنم چقدر از این الگوها دارم تو زندگیم که باید بیاد بیارم و ایمانم رو قویتر کنم..و اینکه باشگاه برا توقف احساس بدم خیلی خیلی عالیه…دقیقا ممنتوم رو قطع میکنه و حال من عالی میشه..استاد عاشقتم
خدا جونم از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرت بدر آید..
سلام سعیده عزیزم
حدیث هستم..دمت گرم دختر.الهی شکر بابت خونه جدید و عالی که خریدین.لذت بردم از کامنت قشنگ و هدایت های قشنگترت…انقد خوشحال شدم که انگار خودم خونه خریدم…احسنت به تو و احساس پاکت احسنت به کنترل ذهنت…چقدر این کامنتت برام الهام بخشه …ذخیره کردم و حتما بارها و بارها میخونم وسعی میکنم مثل شما عمل کنم به الهاماتم و در وهله اول عمل کنم به دوره های استاد..منم دیروز و پریروز اتفاقا مراقبه 9 رو گوش میدادم درواقع نوشتمش اونم با خط خوب نه مثل بقیه وقتا که همش عجله داشتم و خرچنگ قورباغه مینوشتم.این دو هفته برا منم عالی بود اولینش آرامش قلب و روحم بود…و بعد هم کلی نعمت و برکت و همزمانی برام اتفاق افتاد که ایمان منو قویتر کرد...خدایا من به هر خیری از تو برسه فقیرم…خدایا منو آسون کن برای اسونیا…راستی برف اومده همه جا سفید شده…یکی از بهترین شادی های دنیا اینه صب بیدار بشی پرده رو بزنی کنار و ببینی واووو چقد برف اومده میشوره میبره هرچی حس ناخوبه…به سعیده شهریاری سلام برسون بگو دلم برا کامنتاش تنگ شده و خودش…قلبتون ،روحتون و زندگیتون به سپیدی بررررف…دوستتون دارم درپناه خدا باشید.
بنام الله یکتا
سپاس خدایی که مرا دوست دارد درحالی که از من بی نیاز است …
سپاس خدایی را که خودش را به ما هدیه داد
سپاس خدایی را که همیشه با ما مهربان بود.
سلام سعیده عزیزم حدیث هستم…امیدوارم حالت عااااالی باشه و قلبت پر از نور …من هرچی گشتم کامنتتو ندیدم پس به سعیده دوستت گفتم بهت سلام منو برسونه…ولی بقول شاعر گشتموگشتمو دیدم باز دوباره کامنتی پرنور از سعیده…..سعیده برف اومد قشنگ برف اومده سپید برف اومده بهااااار اونم وسط زمستون سعیده جون سبزه نارنجی که کاشتم تقدیم به تو که انقد خوبی و حرفای قشنگ میزنی و اشک منو درمیاری…ایده دفتر الخیر فی ما وقع عالیه منم اجراییش میکنم…در پناه خدا باشی دختر خوب و زرنگ..دوستت دارم…به فاطمه سلام برسون بگو خیلی دوسش دارم …