درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














سلام به همگی
استاد عزیزم بسیار بسیار سپاسگزارم برای بهبود دائمی و همیشگی سایت و خدا رو شکر میکنم که خدا هدایتم کرد به مسیری پر از عشق و احساس خوب به مسیری که میدونم هرکسی در مدارش قرار نمیگیره و در این مورد واقعا افتخار میکنم به داشتن و بودن در این سایت
و از صمیم قلبم از کسانی که در روند پیشرفت این سایت
تلاش میکنن تشکر فراوان دارم .
استاد توی این روزا خیلی خوب میشه فهمید چقدر ما عباسمنشی ها خوشبختیم که هدایت شدیم به این مسیر.
از سوپر مارکت ها گرفته تا نانوایی و حتی ارایشگاه کودک و ….همه جا نشونه هاشو میشه دید که چقدر ما فرق داریم با بقیه افراد جامعه ، راستش من توی این مدت اون قدر احساسم عالی تونستم خوب نگه دارم و حتی خیلی بیشتر تونستم روی خودم و فایل هایی که از قبل دانلود کرده بودم و دوره دوازده قدم کار کنم .
و خیلی حس خوبی داشت انگار من توی حبابی بودم که هیچ خبر منفی یا هیچ احساس بدی به داخل اون حباب نمیتونست وارد بشه .
یا خیلی وقتا که مردم حرف میزندن احساس میکردم من اصلا توی این کشور زندگی نمیکنم حتی حس این ادمایی رو داشتم که بعد از چند وقت از غار اومدن بیرون.
این مدت برای من و بچه هام و همسرم پر از فراوانی و نعمت بود پر از خنده و شادی ، اخه میدونین دو سه ساله که خدا تمام ادم های منفی و از اطرافم حذف کرده
خودمون بودیم و خودمون و خدای خودمون .
به خودم افتخار کردم چون وقتی دیدم پسر نه سالم میگه مامان حالا که نت قطعه منم یه دفتر برمیدارم و مثل شما شکرگزاری مینویسم و دفترشو میزاشت کنار دفترای من .
یا دختر ١5 سالم میگفت مامان من خیلی تو این مدت درس گرفتم و بزرگتر شدم و از وابستگی هام تونستم به راحتی دل بکنم و به خودش افتخار میکرد و میگفت دیگه هدفم برام پر رنگ تر شد .کتاب میخوند در صورتی که قبلا یک کتاب هم نخونده بود .
خدای من ، منی که هیچ وقت تلاش نکردم بچه هامو تغییر بدم ، فقط رو خودم کار کردم ، بچه هامو که میبینم
کیف میکنم چقدر زیر سایه تغییرات من دارن عالی تربیت میشن (اینم بگم دختر من به شدت وابسته به نت و همیشه ناراضی بود )
دخترم و پسرم ارتباطشون با خدا عالی شده حتی تمرین های دوازده قدم منو انجام میدن چون میبینن من چقدر نتیجه میبینم .
واقعا نمی دونم چه طور تشکر کنم از استاد عزیزم و خدای مهربانم ، من اگر سال ها تلاش میکردم نمیتونستم این چنین بچه هامو تغییر بدم .
این مدت معجزه پشت معجزه ، تفریح و خوش حالی پشت سر هم .
شاید فقط شما درک کنین این مدت احساس میکردم توی کشور دیگه ای زندگی میکنم پر بود از ارامش برای من .
خونه تکونی عید و توی بهترین زمانش انجام دادم .
و هر روزش برام پر از حس حضور خدا بود توی تمام لحظه هام .
میدونم که خیلی مسمم تر باید این مسیر و ادامه بدم
و هر روز بیشتر منتظر اتفاقهای خوب و ثروت و نعمت توی زندگیم هستم مثل امروز که هدایت شدم به خریدن قدم دوازده ، منی که روزی فکرشو نمیکردم بتونم براحتی
تازه با کلی پس انداز اضافی علاوه بر خرید این قدم ها ،
دوازده قدم و بخرم و این خودش یه معجزس و ثروتی بزرگه برای من .
استاد دوستان راست میگفتن پول خرید چیه دوبرابرش به راحتی برام جور شد خیلی راحت با سوت زدن و لذت بردن دقیقا بعد از خرید قدم اول که از پول عیدی هام بود ، ثروت و نعمت بود که وارد زندگیم شد هم پولی هم معنوی هم احساس خوب پایدار.
الان دیکه عجله نمیکنم چون میدونم اگر در مدار دریافت باشم براحتی برام جور میشه و اون موقس که درک من از مفاهیم بالاتره تا زمانی که در مدارش نباشم .
خدایا شکررررررررررررررررت.