اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من وقتی صبح بیدار شدم و حاضر شدم تا با مادرم بریم پاسپورتشو درست کنیم تا با خواهرم و شوهرش که هزینه سفر کربلا شو دادن ،بره کربلا
اینم یهویی شد که بریم تا پاسپورتشو دوباره بگیریم ، وقتی رفتیم تو راه داشتم با خدا حرف میزدم
گفتم خدا اگر اجازه میدی من به ادن آقایی که گفت خیر هست ،عکس نقاشیامو بفرستم و بگم اگر میخواد همه رو بخره
و گفتم تو اگر اجازه بدی من عکس نقاشیامو میفرستم اگر اجازه ندی نمیفرستم
بعد گفتم یه باوری بهم بده که ،اعتمادم به آدما و حرفاشون بیشتر بشه و باور کنم حرفایی که میزنن رو
اینو گفتم یهویی چشمم به برگای روی زمین افتاد که زرد شده بودن و ریخته بودن زمین و دقیقا نگاهم به یه برگ قلب شکل افتاد و خندیدم و خم شدم و اون برگ رو برداشتم و قاب گوشیمو باز کردم و تو گوشیم گذاشتم
خیلی جالب بود به خودم گفتم بیا اینم نشونه ، نشونه مگه شاخ و دم داره ، کافیه که دلتو بدی به خدا و آروم باهاش حرف بزنی و فقط تمام حواستو بدی به حرف زدن
اونوقته که خودش نشونه هارو برات نشون میده ،این برگ زیبای قلب شکل هم نشونه هست که آره میتونی عکس نقاشیاتو بفرستی به اون آقای خیّر
من از اونجا رفتم انقلاب تا برای خودم بوم و رنگ روغن بخرم از اون پولی که داداشم برای کفش و لباس داده بود
وقتی گرفتم و برگشتم تو راه از خدا میخواستم که کمکم کنه تا از چهره آدما کسی رو قضاوت نکنم و سعی کنم تا با دیدن آدما تکه هایی از خدارو ببینم
خیلی حس خوبی داشتم برگشتم خونه و وقتی مادرم برگشت کلی جاکلیدی و کش مو گرفته بود تا کنار نقاشیام براش بفروشم
خیلی خوشحالم که با تغییر من باعث شد خانواده ام هم تغییر کنن حتی الان دیگه برادرم تشویق میکنه که برم و بفروشم کارامو
تو کل روز من از خدا میپرسیدم که خدا تو بگو کی باید به اون آقای خیّر عکس نقاشیامو بفرستم ؟
و چون حس وسط داشتم و احساس میکردم باید منتظر باشم که خدا بهم بگه چیکار کنم ،سوالمو میپرسیدم و رها میکردم
تا اینکه بعد تمیز کردن اتاقم اومدم تا گوشیمو بردارم اول تو اینستاگرام رفتم تا تیکه هایی از فیلم استاد عباس منش رو ببینم
پرسیدم خدا آیا وقتشه که من به اون آقایی که تو دفتر خدمات قضایی گفت که بهش زنگ بزنم تا با دخترش همکاری کنم ؟ که موسیقی کار میکنه
دستمو رندم رو یه فیلم تزکه ای گذاشتم دیدم یه اسب هست که وقتی یه خانم خواست باهاش عکس بگیره برگشت و پیشونیشو به پیشونی خانم به نشانه آرامش زد و برگشت
از این نشونه نتیجه گرفتم که اجازا دارم تا همکاری کنم با دختر آقایی که تو دفتر خدمات قضایی بود و به کارمنداش سپرده بود وقتی من رفتم بهم بگن
و بعد پرسیدم خدایا برای اون آقای خیّر عکس نقاشیامو فردا صبح بفرستم؟؟
یه فایلی برام نشونه اومد که از الهه قمشه ای بود و دقیقا مو به مو حرفای اون آقای خیّر که به مادرم گفته بود رو میگفت
متحیر شدم گفتم خدایا این یعنی چی ؟
چقدر واضح و شفاف داری باهام حرف میزنی
و گفتم چشم فردا قدم برمیدارم و باقی باتو در هر صورت از خدای من برای من خیر هست و خوبی
و برگی که تو گوشیم بود رو برداشتم
خواستم بذارم داخل قرآن یا مفاتیح ، گفتم خدا تو به من بگو چیکار کنم فردا پیام بدم برای فروش کارام به آقای خیّر؟؟
بهم گفته شد نذارم لای قرآن و قشنگ حس کردم که برم سمت کمد قرآن ،رفتم و یه قرآن کوچیک بود خواستم بردارم گفته شد اون نه
قران کوچیکتر رو بردار وقتی برداشتم خودم خواستم یه صفحه رو باز کنم
شنیدم گفته شد صبر کن بذار من برات انتخاب کنم و گفتم چشم و چشمامو بستم و انگشتم که رفت لای یه صفحه ، همین که باز کردم دیدم نوشته دعای روز دوشنبه
چشمام دو برابر باز شد ، گفتم خدای من چیکار داری میکنی ،الان 12:15 هست و دوشنبه شده و تو برای من دعای روز دوشنبه رو باز کردی
اصلا مونده بودم هی میگفتم طیبه یادت باشه هرلحظه به لحظه هدایت هات رو ، خدا جرا روز سه شنبه رو نیاورد چرا جمعه نبود ؟؟ چرا درست روز دوشنبه دعای روز دوشنبه باز شد ؟؟؟.
اینا همه هدایت خداست
الان که دارم مینویسم واقعا حس میکنم که با هر بار نوشتن هر بار برام بیشتر و بیشتر رخ میده هدایت خدا و قشنگ حس میکنم و میشنوم و درک میکنم
درسی که من از این فایل گرفتم و فکر میکنم تاکید استاد هم بر این بود قانون تکامل بود.
یعنی ما باید در مسیر باشیم و هدایت بطلبیم و به اون هدایت عمل بکنیم تا آرام آرام با توجه به فرکانس های ما ایمان ما قوی تر بشه و دریافت هامون هم با توجه به گنجایش ما خواهد شد.
ابراهیم پیامبر هم یک روزه به این ایمان نرسیده و اگه به هرکسی این را بگویی مسلما میگه اینا همه قصه است. ولی وقتی استاد برای ما قانون تکامل را توضیح داده و دونه دونه مثال هایی که از زندگی خودشون زدند برای ما مسلم شده که بله وقتی هر دفعه که از خدا هدایت میخواهی و عمل میکنی و نتیجه را میبینی اگه یکبار ازش هدایت خواستی و به نظر هم نامعقول باشه بخاطر ایمان دفعات قبل عمل میکنی.
حتی اگه اون لحظه هم به نظر عاقلانه نباشه.
وقتی استاد توی فایلی در مورد حذف دوره تندخوانی گفتند زمانی بود که اون دوره خودش داشت پول میساخت.
هر کسی بغیر از استاد بود میگفت خب آخه چرا چیزی که داره برام براحتی پول میسازه را حذف کنم.
اون داره اون گوشه سایت برام پول میسازه.
انگار گاو شیرده که همیشه برات شیر میده را بکشی.
خوب این ایمان میخواد. این عمل به هدایت خدا میخواد.
استاد باور داشت چون بارها و بارها به هدایت عمل کرده بود و نتیجه گرفته بود . وقتی ایندفعه هم هدایت خدا بر حذف اون فایل بوده هم عمل میکنه و نتیجه را سال ها بعد متوجه میشن.
این ایمان یک شبه به وجود نمیاد. و تکامل میخواد.
من در این سایت دارم شاگردی میکنم پس باید آرام آرام به هدایت هام گوش کنم و هر روز یک کم بهتر بشم . و این روند وقتی ادامه پیدا کنه دیگه وقتی صدای قلب را گوش میکنی دیگه احساست بد نیست.
وقتی احساس بد نباشه اون یعنی ندا و صدا و هدایت خدا.
پس وقتی با احساس خوب عمل گرا میشیم نتایج ما هم درست در میاد.
و حتی اگه بعضی اوقات اون نتیجه را اون لحظه نمیبینیم چون حسمون خوبه دنبال دلیلش نمیگردیم چون تجربه داریم. و میگیم وقتی خدا راه را داره از اون بالا میبینه و من فقط چند متر جلوتر را میبینم پس ایمان دارم که اون درست میگه عمل میکنم حتی اگه من متوجه نشم.
و در اصل برای من اینه من کار خودم را خوب انجام میدم به ندای قلبم گوش میکنم احساسم را خوب نگه میدارم بقیه اش را میسپارم به رب العالمین.
مگه همیشه نمیگم ایاک نعبد و ایاک نستعین پس در عمل هم باید نشون بدم . فقط کلامی که نمیشه.
استاد عزیز ممنونم از اینکه در این فایل قانون تکامل را به راحتی توضیح دادید و مسیر را برامون روشن کردید.
خدایا شکرت بابت این که این ایمان و تعهد خدایا شکرت
چقدر این فایل خوبه خدایا شکرت
شخصیت ابراهیم چقدر عالی بوده و چقدر هاشع در مقابل رب خود بوده خدای مهربانم دلبرم مهربانم تو هم هدایتم کن که شخصیت ابراهیمی داشته باشم به جز عشق تو هیچ چیز در دل نداشته باشم یا رب من هدایتم کن به راه راست به راه کسانی که به آن ها نعمت دادی هدایت کن
خدای عزیزم تو ایمانم را قوی تر کن خدای عزیزم تو انسان های عالی را به سمت من هدایت کن خدای مهربانم تو مرا به سمت عشقم و به سمت رسالتم هدایت کن
خدای عزیز دلبرم تنها تو را می پرستم خدایا مرا از شرک به سمت مسیر توحید هدایت کن خدایا شکرت امروز به یک تضادی بر خوردم و می خواستم کار خدا را انجام بدم همانجا خداوند گفت تو فقط بالای خودت تمرکز کن نه فرعیات خداوند مسیر را برایت هموار می کند نه آن اشخاص که در ذهنم بوت کردم
به نام خداوندی که هرگز من را رها نمیکند واین من هستم که با قدرت نداشتن در کنترل ذهن از این نیروی لایتنهایی فاصله میگیرم
سلام استادو پیامبر دوران من… چقدر اتفاقی وبه جا این فایل را باز کردم
چقدر متحول شدم
خدای خوبم خودت میدانی همیشه بزرگترین خواسته من این بود که لحظه ای مرا به حال خودم وامگذاری که من در ناملایمات وتنش ها غرق میشم واز ااانجایی که مزه ی شیرین در جوارت بودن را چشیدم در روزهای لغزشم بی تابانه به دنبال آن حس زیبای آرامش میگردم..
بارها وبارها وبارها از مسیرم دور شدم ومیشوم هربار خیلی خوب متوجه میشوم کج میروم
میدانم این راه من نیست
ولی توان غلبه بر ذهن سرکش را ندارم
بی قرار وبی تاب آعوش خداوندم
ولی زورم به نفس وذهنم نمیرسد
وهر بار بعد چندین روز دوباره خداوند دستم را میگیردومن را در مسیر درست میگذاردو من می مانم حس ندامت وافسوس که خدای من دوباره لغزیدم وباید از اول شروع کنم
هربار به خودم قول میدادم که ایندفعه دیگه مراقبم وهربار که روی خودم حساب باز میکردم میلغزیدم
امروز با دیدن این فایل با اشک به خداوند گفتم معبودا من تسلیمم
من ناتوان ترینم در کنترل ذهنم
تو باید من را در آعوش بگیری ومراقبم باشی
این بار به خدا اعتماد کردم و به نیروی نفس وذهنم تکیه نکردم
سلام استاد عزیزم اینقدر ذوق زده هستم از این فایل هدایتی که حد نداره استاد من این لایورا برای دفعه چهرم که دارم در زمانهای مختلف می بینم وهر بار یه آگاهی جدید دریافت میکنم
من این لایو شما را بار اول از سمت استاد عرشیانفر عزیز دیدم زمانی که در ابتدای ورودم به این مسیر تماشا کردم ودیوانه شدم
اما داستان من که الان متوجه اون شدم استاد چقدر تغییر کردم وخودم متوجه نبودم چقدر بزرگتر شدم الهی صدهزار مرتبه شکر
استاد نمیدونم از کجا شروع کنم از وابستگی به خانواده ام که بعد از سه نوزادی که پدر ومادرم از دست داده بودند ودیگر زندگی شان باتوجه به باورهای آن زمان داشت از هم می پاشید وبا تولد من ورق زندگیشون برگشت وحال وخوب وثروت وفراوانی در زندگیشان موج میزد وتوجهات زیاد به من وابستگی من واونهابه یکدیگر
یاازدواجم ووارد شدن در خانواده ای که طرز فکرشان با ما متفاوت بود نه در ظاهر بلکه دررفتار وکلام خانواده من به شدت اهل گشت وتفریح ورفت وآمد وکمک به این وآن حس خوب دادن به بقیه ،پول را وسیله ای برای رسیدن به شادی لذت البته تمام تفریحات سالم وعالی
وخانواده همسر برعکس خصوصا رفت وآمد نکردن با کسی وجمع مال وثروت
الان میفهمم اینها چیزهایی بودن که من از قطع از خانواده به خاطر ترسها ونگرانیهام بوده که با افکار خودم خلقشون کردم
واما حال بد من ،این قطع ارتباطات،این دلخور شدنها،ماندن در ناراحتیها،نوشتارهای فکری و،…….
خدای من بعداز 19سال زندگی ومانند در حال بدیها
بحث های جورواجور با اطرافیان وبعد ورود کردن در مسیری که به لطف الله بود واین تغییر حاله آن هم به آرامی وهر بار قوی شدن ایمانه با انجام تمرین وامید دادن به خود روی خود کار کردن وای که خدای من چی شد الان که مرور میکنم میبینم همینه همینه که استاد میگه بابا هر بار بهتر شدن عمل کردن به قوانین هر چند کوچک در حد توانم وهر بار ایمان قویتر باعث شد جلو برم
شرایط گاهی اوقات سخت میشد ولی تونستم با کنترل ذهنم ویه کوچولو تغییر زاویه ی دیدم خودم را بسازم آخ که چقدر حرف دارم وای خدای من
الان توی شرایطی هستم که 40 روزه پدر را از دست داده ام شرایطی که اگر قبلم بود داغون شده بودم اما الان من مرگ را تمام شدن نمیدانم وپدر در قلبم حضور داره واون وارد یک فرکانس بالاتری شده ودوباره او را ملاقات خواهم کرد وبی نهایت اتفاقات وموضوعات مختلف
ومن توی این لایو بی نظیر چه چیزهایی از خودم کشف کردم وایستاده برای خودم کف زدم
ومن بایستی این مسیر را میرفتم تا به اینجا برسم چه آدمها از زندگیم رفتند وچه حال خوبیایی را الان دارم تجربه میکنم الهی هزاران مرتبه شکر
بنام خداوند بخشنده مهربان خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایتم کردی به این دانشگاه توحیدی ودر این مسیر در ان به عشق درونی وخوشبختی درونی می رسی وحاضری برای ارتباط با خداوند وهم فرکانس بودن با از هرچیزی که می خواهی بگذری چون طعم هم فرکانس بودن با خداوند چشیدی واون همه خوشبینی وانرژی مثبت وعشق در ایجاد میکنه دیگه باور میکنی حال خوبی بهتر از نیست برا تو وحاضر نیستی اون حال با هیچ مادیاتی عوض کنی حتی جان فرزند وقتی اطمینان پیدا میکنی بهش وقتی اون همه زیبای در درون تو ایجاد میکنه خدایا شکرت که مدتی در مدار از ناخواسته ها قرار گرفتم واز دست رسی به فرکانس خداوند فرکانس که در تو احساحس رو ایجاد میکنه که حاضری برایش فرزند رو قربانی کنی شاید برای ابراهیم به اون شکل اتفاق افتاده باشد برای من با از دست دادن مالم ویا فرزندان ویا جدا شدن از یک وابستگی اتفاق بیوفته وقتی در مدقع دست رسی به فرکانس خداوند داشته باشی خلیی راحت با عشق دهمان انرژی میگی خدایا تو بهتر از من میدانی وهیچ گونه گلایه شکایتی به خداوند نمیکنی وخیلی زود فراموش میکنی وبه تسلیم بودن خودت در برابر خداوند ادامه میدی وچقدر زیبا درس گرفتم وقتی داستان زندگی نوح وابداهیم رو شنیدم که اسماعیل وابراهیم رو هم فرکانس با هم میکند وچقدر راحت از امتحان با عشق وحال خوب گذر میکند واونجا چطور نوح رو با فرزندش،از هم جدا میکنه یعنی در هر حالت خداوند بعضی وقتا می خوادتعغیر برا ما ولی مقاومت میکنم یعنی اجازه این کار به خداوند نمیدم واین بر می گرده به باورهای نادرست ونجوهای ذهن خدایا هزار مرتبه برای اینکه در این شرایط به ظاهر ناجالب طور ذهنم کنترل کردم که به حد از احساحس خوب برسم وحتما خیری در این اتفاق هست من سعی میکنم اون مسیری رو که بهم الهام میشه رو ظاهرن مسیر سختیه وبرای ذهنم منطق نیست ولی برای قلبم منطقه ومن برای اعتماد به خداوند وهم مدار با خواسته باید از مسیر عبور کنم کما اینکه شاید بعد از مدتی دوباره با یک تضادی بر بخورم دیگه اون ادم قبلی نشوم وفضای فرکانس خداوند خارج بشوم دوباره دوچار گلایه کردن وشکایت کردن از خداوند بشوم ومن تمام تلاشم از درونم میکنم تا دوباره به سطح فرکانسی درست وایمان درونی برسم که دبگه نلررزم وامادگی لازم برای بر خورد با تضاد داشته باشم ومثل برگی در باد نباشم تا خداوتد هم به وعده هاش عمل کنه دنبال تعغیر دادن چیز از بیرون نباشم ومقاومت نکنم با تعغیراتی که خداوند در بیرون داره انجام این تجربه من از فایل بود برای خارج شدن از مدار نخواسته نباید خودکشی کرد با درست فکر کرد وگوش به الهات درونی بدی وایمان رو تو بسازی که توان ذهنیت بگیری وتو هر طور که خواستی ذهنت رو تربیت کنی نه مدام برده ذهنت بشوی نیاز به حرکت است وایمان دارم خداوتد در کارش هیچ وقت اشتباه نمیکند ومی خواهم دقیقا همین به ذهن اثابت کنم که خداوند بنده ای که هدایت کرده رها نمیکنه واین تضاد امومده مرا قوی کنه ومرا ادم دیگه کنه ادمی که یک تنه تنومند داشته باشه واو تنه هر روز بزرگ وبزرگ تر بشوند وسایه ومیوها درست از اون عمل بیاد واعماد کنی به خداوند هر وقت این درخت ازت گرفت باز عشق کنی ومطعمن باشی خداوند در جایی دیگه دوباره قدرت ساختن وریشه زدن هموچون درختی در درون ایحاد میکند
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته
ودوستان هم مسیرم توی این سایت إلهی
(هذا من فضل ربی)هر چی دارم از فضل کرم پروردگارم هستش هیچ وقت فراموش نمیکنم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم….
من هر چقدر ثروتمندتر شوم به خداوند نزدیکتر وایمان اعتمادم به خداوند بیشتر میشود…
خوش اخلاق مهربان تر میشوم ….
دست دل باز تر میشوم …
پر دل جرأت می شوم…
دروغ نمیگویم …
شرک نمی ورزم…
ازکسی نمیترسم..
به کسی باج نمی دم…
پیش کسی کوچک وخم نمیشوم بدون ترس به همه جهان سفر میکنم..
خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
خداوند به او وعده رزق به غیرالحسابت داده و گفته بهت ثروتی میدهم هیچ وقت نتوانی بشماری وعده خداوند حق است …
خداوند برای من آیه (وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى)را فرستاده و گفته بزودی پروردگارت به تو نعمتی اعطا کند که خوشنود شوی خداوند خلف وعده نمیکند چون ویژگیهای انسانی ندارد چون خداوند فرمانروای زمین آسمانهاست چون کلید گنج های زمین آسمانها در دست اوست.چون من به خداوند ایمان و باور قلبی دارم که بی نهایت وهاب ورزاق هستش خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
در رابطه با این فایل استاد..
درک عمیق تر قوانین خداوند
الآن نزدیک یک ماهی هستش که اوضاع کشور به هم ریخته و انترنت ها قطع شده ومن به عینه دیدم
که چقدر روحیه مردم به هم ریخته و از هر کجا رد میشی صحبت از گرانی کم بود کالا واز اتفاقهای نا دلخواه حرف میزنند خوب من هم که از استاد یاد گرفتم از هرچیزی حرف بزنی دعوت می کنی به زندگیت وبه هرچیزی فکر می کنید انو جذب میکنی ..
من که روی خودم کار میکنم نذاشتم مومنتوم منفی شکل بگیره روحیه خودم را با گوش کردن به فایلهای استاد سعی کردم خوب نگهدارم ..حتی نذاشتم یک لحظه حالم بده بشه و نتیجه هم عالی بود.هم
شرایط کاریم به روال عادی پیش رفته و درآمدم هم به بشرایط قبلی بوده خدا را هزاران بارشکر … فهمیدم که هر چقدر قوانین خداوند را بیشتر درک میکنی جهان هم کمک میکنه که به خواسته هایت بیشتر برسی آرام تر باشی و اتفاقهای خوب برات بیفته این همان درسی هست که من از استاد یاد گرفتم خدا را هزاران بارشکر..
استاد عزیزم ازتون ممنونم که با آموزه هاو توضیحات بی نظیر تان کمک کردی که من این حال خوب راداشته باشم.. و آرام بدون نگرانی وبا روحیه خوب ادامه بدم…. مچکرم
سلام خدمت اساتید گرامی و دوستان نازنینم امیدوارم حال دلتان عالی باشه
این متن مینویسم برای اینکه یادم نره حال خوب همه چی است !
من دیشب که حالم خوب بود و قربون صدقه خدا رفتم خیلی با خدا کیف کردم پاهاش بوسیدم روش بوسیدم
و کلی قربون صدقه اش رفتم و حسابی با احساس خوب به خواب رفتم و با احساس خوب از خواب بیدار شدم
اینجا مینویسم که امروز چی اتفاقات قشنگ افتاد
1: اور صبح وارد دفتر کار شدم خانم بمن شیرینی داد و کلی مرا خوشحال کرد
2: خانم بعدی بیسکویت که برای صبانه اش نوش جان میکرد را تقدیم من کرد
3: آقای که داشت کیک میخورد و یک قسمت کیک خوده برام آورد که نوش جان کنم
4: ظهر که شد رفتیم رستورانت شرکت و از اونجای که من کره جنوبی زنده گی میکنم گوشت خوک نمیخورم و اون آشپز برایم گوشت مرغ بسیار خوش مزه آورد که نوش جان کردم
5: یک سری مسایل در پاکستان داشتم میخواستم فردی پیدا بشه که اون مسایل مرا اونجا حل کنه و خداوند یک عزیز را امروز هدایت کرد که مسایل را حل کنه
6: همینجور در دلم با خدا حرف مزدم شخصی که هیچ ارتباط نداشتم باهاش یهویی امد برام ادامس هدیه داد
نمیدونید که امروز از چپ و راست اتفاق های قشنگ و نعمت های خداوند در حال باریدن بود چون من یک ذره خوده هم جهت کرده بودم با جریان خداوند ..
چرا هر روز این اتفاقات نبود چون هر روز نگرانی ها ترس ها بیشتر از احساس خوب در من غالب شده بود
پس به این درک رسیدم
1: بهترین کار خوب کردن احساس و حال خوب است
2: بهترین کار ماندن فقط در این سایت که ما ازش غار حرا یاد میکنیم چی در روز های سخت وچی در روز های همه چی گل و بلبل است
3: بهترین کار عشق بازی با خداوند و ماندن پای ایمان
4: بهترین کار فقط ذهن خوده بمباران کنم با اتفاقات خوب که برام افتاده یاد آوری های شان و شمردن نعمت ها و لطف های خداوند
خدای قشنگم نت تنها امروز بلکه همیشه در زنده گیم شاهکار کردی منی که اگر نجات نمیدادی شاید یک معتاد بد بخت میشدم
همونجور که یوسف را از تهی چاه به چوکی سلطنت رساندی مرا نیز از تهی چاه به نعمت و عزت و فراوانی رساندی
خدایا تو همون خدای استی که مریض بودم از همه جا نا امید شده بودم نجاتم دادی بهم سلامتی بخشیدی
خدایا تو همون خدای استی که افسرده و در بدر بخاطر فشار و بدیهی و سختی زنده گی در پس کوچه های افغانستان میگشتم و داشت کمرم خم میشد
و تو هدایت کردی مرا به بهشت روی زمین زیباترین کشور دنیا کره جنوبی و هر روز جز زیبایی و عشق محبت نعمت فراوانی را نمیبینم
خدایا تو همون خدا هستی که خوابم دچار افت شده بود و هر داکتر رفتم درست نشد و پناه بردم به تو و این آموزش ها دوباره در حالت نرمال برگشت
خدایا تو همون خدا هستی از فشار قرض و بی پولی داشتم خودکشی میکردم
و تو برایم زیباترین خانه ، زیباترین ماشین و عالی ترین مسافرت ها را برام رقم زدی
به نام خدای مهربان
سلام و هزاران سلام و درود بر شما
بعد از دوسال و نیم که مداوم روی خودم کار کردم …هنوز نتونستم اینقدر قوی بشم که بتونن سریع خودم و جمع کنم و کنترل ذهن و احساسم رو بدست بگیرم
وقتی استاد فرمودن حضرت ابراهیم تکامل رو طی کردند …من با گوشت و خونم حس کردم
حضرت ابراهیم از جوانی بدنبال شناخت خدا بود…
هزاران بار تا سن صد سالگی اتفاق براش افتاده که خداوند هدایتش کرده و چه بسا بارها ابراهیم متوجه پیام الله نشده
ما فقط داستانهای قرآن رو شنیدیم که بزرگترین امتحانها رو با موفقیت پاس کرده
از جزئیات بی خبریم
از تکاملی که ابراهیم رو به این نقطه رسوند بی خبریم
درود بر تو استاد عزیزم که نکته ای که هر استادی بیان نمیکنه …(قانون تکامل)…رو به ما گوشزد کردی که خودمون رو نبازیم
پس چرا من به خودم خرده بگیرم که فرشته…تو این مدت طولانی دنبال خودشناسی و خداشناسی بودی و…هنوز نمیتونی پیام الله رو از نجوای ذهن تشخیص بدی
هنوز نمیتونی صددرصد به خدا اعتماد کنی
من همیشه فرشته ی امروز رو با فرشته ی دیروز مقایسه میکنم
وقتی میبینم یک درجه بهتر شدم تو زمینه کنترل ذهن و احساسم…خودم رو تحسین میکنم
مثل بچه ای که با برداشتن هر قدم هزاران بار تحسین میشه توسط اطرافیان
خدایا کمکمون کن بتونیم امتحانهای الهی رو که همش نماد ایمان و اعتماد بی نهایت به خداست ..رو بتونیم با موفقیت پاس کنیم
موفق باشید
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
150 روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
بگو چشم
من وقتی صبح بیدار شدم و حاضر شدم تا با مادرم بریم پاسپورتشو درست کنیم تا با خواهرم و شوهرش که هزینه سفر کربلا شو دادن ،بره کربلا
اینم یهویی شد که بریم تا پاسپورتشو دوباره بگیریم ، وقتی رفتیم تو راه داشتم با خدا حرف میزدم
گفتم خدا اگر اجازه میدی من به ادن آقایی که گفت خیر هست ،عکس نقاشیامو بفرستم و بگم اگر میخواد همه رو بخره
و گفتم تو اگر اجازه بدی من عکس نقاشیامو میفرستم اگر اجازه ندی نمیفرستم
بعد گفتم یه باوری بهم بده که ،اعتمادم به آدما و حرفاشون بیشتر بشه و باور کنم حرفایی که میزنن رو
اینو گفتم یهویی چشمم به برگای روی زمین افتاد که زرد شده بودن و ریخته بودن زمین و دقیقا نگاهم به یه برگ قلب شکل افتاد و خندیدم و خم شدم و اون برگ رو برداشتم و قاب گوشیمو باز کردم و تو گوشیم گذاشتم
خیلی جالب بود به خودم گفتم بیا اینم نشونه ، نشونه مگه شاخ و دم داره ، کافیه که دلتو بدی به خدا و آروم باهاش حرف بزنی و فقط تمام حواستو بدی به حرف زدن
اونوقته که خودش نشونه هارو برات نشون میده ،این برگ زیبای قلب شکل هم نشونه هست که آره میتونی عکس نقاشیاتو بفرستی به اون آقای خیّر
بعد من و مادرم رفتیم پلیس +10
بهموک گفتن باید فوت نامه بابام حتما اصلش باشه واز ثبت احوال بگیریم
و ما برگشتیم
من از اونجا رفتم انقلاب تا برای خودم بوم و رنگ روغن بخرم از اون پولی که داداشم برای کفش و لباس داده بود
وقتی گرفتم و برگشتم تو راه از خدا میخواستم که کمکم کنه تا از چهره آدما کسی رو قضاوت نکنم و سعی کنم تا با دیدن آدما تکه هایی از خدارو ببینم
خیلی حس خوبی داشتم برگشتم خونه و وقتی مادرم برگشت کلی جاکلیدی و کش مو گرفته بود تا کنار نقاشیام براش بفروشم
خیلی خوشحالم که با تغییر من باعث شد خانواده ام هم تغییر کنن حتی الان دیگه برادرم تشویق میکنه که برم و بفروشم کارامو
تو کل روز من از خدا میپرسیدم که خدا تو بگو کی باید به اون آقای خیّر عکس نقاشیامو بفرستم ؟
و چون حس وسط داشتم و احساس میکردم باید منتظر باشم که خدا بهم بگه چیکار کنم ،سوالمو میپرسیدم و رها میکردم
تا اینکه بعد تمیز کردن اتاقم اومدم تا گوشیمو بردارم اول تو اینستاگرام رفتم تا تیکه هایی از فیلم استاد عباس منش رو ببینم
پرسیدم خدا آیا وقتشه که من به اون آقایی که تو دفتر خدمات قضایی گفت که بهش زنگ بزنم تا با دخترش همکاری کنم ؟ که موسیقی کار میکنه
دستمو رندم رو یه فیلم تزکه ای گذاشتم دیدم یه اسب هست که وقتی یه خانم خواست باهاش عکس بگیره برگشت و پیشونیشو به پیشونی خانم به نشانه آرامش زد و برگشت
از این نشونه نتیجه گرفتم که اجازا دارم تا همکاری کنم با دختر آقایی که تو دفتر خدمات قضایی بود و به کارمنداش سپرده بود وقتی من رفتم بهم بگن
و بعد پرسیدم خدایا برای اون آقای خیّر عکس نقاشیامو فردا صبح بفرستم؟؟
یه فایلی برام نشونه اومد که از الهه قمشه ای بود و دقیقا مو به مو حرفای اون آقای خیّر که به مادرم گفته بود رو میگفت
متحیر شدم گفتم خدایا این یعنی چی ؟
چقدر واضح و شفاف داری باهام حرف میزنی
و گفتم چشم فردا قدم برمیدارم و باقی باتو در هر صورت از خدای من برای من خیر هست و خوبی
و برگی که تو گوشیم بود رو برداشتم
خواستم بذارم داخل قرآن یا مفاتیح ، گفتم خدا تو به من بگو چیکار کنم فردا پیام بدم برای فروش کارام به آقای خیّر؟؟
بهم گفته شد نذارم لای قرآن و قشنگ حس کردم که برم سمت کمد قرآن ،رفتم و یه قرآن کوچیک بود خواستم بردارم گفته شد اون نه
قران کوچیکتر رو بردار وقتی برداشتم خودم خواستم یه صفحه رو باز کنم
شنیدم گفته شد صبر کن بذار من برات انتخاب کنم و گفتم چشم و چشمامو بستم و انگشتم که رفت لای یه صفحه ، همین که باز کردم دیدم نوشته دعای روز دوشنبه
چشمام دو برابر باز شد ، گفتم خدای من چیکار داری میکنی ،الان 12:15 هست و دوشنبه شده و تو برای من دعای روز دوشنبه رو باز کردی
اصلا مونده بودم هی میگفتم طیبه یادت باشه هرلحظه به لحظه هدایت هات رو ، خدا جرا روز سه شنبه رو نیاورد چرا جمعه نبود ؟؟ چرا درست روز دوشنبه دعای روز دوشنبه باز شد ؟؟؟.
اینا همه هدایت خداست
الان که دارم مینویسم واقعا حس میکنم که با هر بار نوشتن هر بار برام بیشتر و بیشتر رخ میده هدایت خدا و قشنگ حس میکنم و میشنوم و درک میکنم
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم
به نام رب العالمین
روز 150 ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیز
درسی که من از این فایل گرفتم و فکر میکنم تاکید استاد هم بر این بود قانون تکامل بود.
یعنی ما باید در مسیر باشیم و هدایت بطلبیم و به اون هدایت عمل بکنیم تا آرام آرام با توجه به فرکانس های ما ایمان ما قوی تر بشه و دریافت هامون هم با توجه به گنجایش ما خواهد شد.
ابراهیم پیامبر هم یک روزه به این ایمان نرسیده و اگه به هرکسی این را بگویی مسلما میگه اینا همه قصه است. ولی وقتی استاد برای ما قانون تکامل را توضیح داده و دونه دونه مثال هایی که از زندگی خودشون زدند برای ما مسلم شده که بله وقتی هر دفعه که از خدا هدایت میخواهی و عمل میکنی و نتیجه را میبینی اگه یکبار ازش هدایت خواستی و به نظر هم نامعقول باشه بخاطر ایمان دفعات قبل عمل میکنی.
حتی اگه اون لحظه هم به نظر عاقلانه نباشه.
وقتی استاد توی فایلی در مورد حذف دوره تندخوانی گفتند زمانی بود که اون دوره خودش داشت پول میساخت.
هر کسی بغیر از استاد بود میگفت خب آخه چرا چیزی که داره برام براحتی پول میسازه را حذف کنم.
اون داره اون گوشه سایت برام پول میسازه.
انگار گاو شیرده که همیشه برات شیر میده را بکشی.
خوب این ایمان میخواد. این عمل به هدایت خدا میخواد.
استاد باور داشت چون بارها و بارها به هدایت عمل کرده بود و نتیجه گرفته بود . وقتی ایندفعه هم هدایت خدا بر حذف اون فایل بوده هم عمل میکنه و نتیجه را سال ها بعد متوجه میشن.
این ایمان یک شبه به وجود نمیاد. و تکامل میخواد.
من در این سایت دارم شاگردی میکنم پس باید آرام آرام به هدایت هام گوش کنم و هر روز یک کم بهتر بشم . و این روند وقتی ادامه پیدا کنه دیگه وقتی صدای قلب را گوش میکنی دیگه احساست بد نیست.
وقتی احساس بد نباشه اون یعنی ندا و صدا و هدایت خدا.
پس وقتی با احساس خوب عمل گرا میشیم نتایج ما هم درست در میاد.
و حتی اگه بعضی اوقات اون نتیجه را اون لحظه نمیبینیم چون حسمون خوبه دنبال دلیلش نمیگردیم چون تجربه داریم. و میگیم وقتی خدا راه را داره از اون بالا میبینه و من فقط چند متر جلوتر را میبینم پس ایمان دارم که اون درست میگه عمل میکنم حتی اگه من متوجه نشم.
و در اصل برای من اینه من کار خودم را خوب انجام میدم به ندای قلبم گوش میکنم احساسم را خوب نگه میدارم بقیه اش را میسپارم به رب العالمین.
مگه همیشه نمیگم ایاک نعبد و ایاک نستعین پس در عمل هم باید نشون بدم . فقط کلامی که نمیشه.
استاد عزیز ممنونم از اینکه در این فایل قانون تکامل را به راحتی توضیح دادید و مسیر را برامون روشن کردید.
سپاسگزارخدای مهربونم هستم بخاطر این مسیر سبز
دوستتون دارم
سپاسگزارم
سلام به استاد مهربان
سلام به دوستان خوب خودم
ممنون خدای مهربان خودم هستم که من را به این مسیر عالی هدایت کرد
سپاس از خدای مهربان خودم که هم مهربان است و هم مهربانی ها را دوست دارد
تسلیم بودن برای در برابر خدای خودم
طی کردن تکامل در خودم بسیار مهم است
نوع دید و نگرشی که استاد در این فایل یاد من دادند
ایمان داشتن به خدای خودم
اینها بزرگترین درسی است که من در این فایل عالی یاد گرفتم
لذت بردن در همه حال در مسیر زندگی خودم یکی از مهمترین نکاتی است که من در این فایل فوق العاده یاد گرفتم
کنترل کردن ذهن یکی دیگر از نکاتی است که باید و باید همیشه در زندگی خودم از آن اطاعت و پیروی کنم
ممنون استاد عزیز بخاطر این آگاهی های ناب
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خداوند مهربان و بخشنده
روز 150
آخرین روز فصل پنجم
خدایا شکرت بابت این که این ایمان و تعهد خدایا شکرت
چقدر این فایل خوبه خدایا شکرت
شخصیت ابراهیم چقدر عالی بوده و چقدر هاشع در مقابل رب خود بوده خدای مهربانم دلبرم مهربانم تو هم هدایتم کن که شخصیت ابراهیمی داشته باشم به جز عشق تو هیچ چیز در دل نداشته باشم یا رب من هدایتم کن به راه راست به راه کسانی که به آن ها نعمت دادی هدایت کن
خدای عزیزم تو ایمانم را قوی تر کن خدای عزیزم تو انسان های عالی را به سمت من هدایت کن خدای مهربانم تو مرا به سمت عشقم و به سمت رسالتم هدایت کن
خدای عزیز دلبرم تنها تو را می پرستم خدایا مرا از شرک به سمت مسیر توحید هدایت کن خدایا شکرت امروز به یک تضادی بر خوردم و می خواستم کار خدا را انجام بدم همانجا خداوند گفت تو فقط بالای خودت تمرکز کن نه فرعیات خداوند مسیر را برایت هموار می کند نه آن اشخاص که در ذهنم بوت کردم
خدایا مرا به سمت خودت هدایت کن به سمت راه درست
سلام فواد،
پیامت و درخواست هات رو که خوندم ، برام خیلی جالب بود که آقایون هم تو این سمتن( درسته استاد آقا هست و پیامبران و.. منظورم تو زمان حاله)
برام یه تیری بود که یه باور بسازم که آقایون حتی بهتر هم تو این مسیر هستند،
موفق باشی فواد جان
سلام به مریم عزیزم
امید وارم حال دلت عالی عالی باشد و در آرامش باشی
چقدر خوب برایت منطقی میکنی رسیدن به خواسته هایت را
آفرین
خییلی سپاسگزارم بابت کامنت شما و این کامنت که نوشته بودم یکبار دیگر اصل را به یادم آورد
اصل توحید است
اصل سپردن تمام امورات به دست تنها فرمانروایی کیهان است
خییلی سپاسگزارم ازت
امیدوارم هر کجای هستی در پناه خداوند مهربان شاد سالم ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشی
به نام خداوندی که هرگز من را رها نمیکند واین من هستم که با قدرت نداشتن در کنترل ذهن از این نیروی لایتنهایی فاصله میگیرم
سلام استادو پیامبر دوران من… چقدر اتفاقی وبه جا این فایل را باز کردم
چقدر متحول شدم
خدای خوبم خودت میدانی همیشه بزرگترین خواسته من این بود که لحظه ای مرا به حال خودم وامگذاری که من در ناملایمات وتنش ها غرق میشم واز ااانجایی که مزه ی شیرین در جوارت بودن را چشیدم در روزهای لغزشم بی تابانه به دنبال آن حس زیبای آرامش میگردم..
بارها وبارها وبارها از مسیرم دور شدم ومیشوم هربار خیلی خوب متوجه میشوم کج میروم
میدانم این راه من نیست
ولی توان غلبه بر ذهن سرکش را ندارم
بی قرار وبی تاب آعوش خداوندم
ولی زورم به نفس وذهنم نمیرسد
وهر بار بعد چندین روز دوباره خداوند دستم را میگیردومن را در مسیر درست میگذاردو من می مانم حس ندامت وافسوس که خدای من دوباره لغزیدم وباید از اول شروع کنم
هربار به خودم قول میدادم که ایندفعه دیگه مراقبم وهربار که روی خودم حساب باز میکردم میلغزیدم
امروز با دیدن این فایل با اشک به خداوند گفتم معبودا من تسلیمم
من ناتوان ترینم در کنترل ذهنم
تو باید من را در آعوش بگیری ومراقبم باشی
این بار به خدا اعتماد کردم و به نیروی نفس وذهنم تکیه نکردم
بارالها لحظه ای مرا به حال خودم وامگذار
آمین
سلام استاد عزیزم اینقدر ذوق زده هستم از این فایل هدایتی که حد نداره استاد من این لایورا برای دفعه چهرم که دارم در زمانهای مختلف می بینم وهر بار یه آگاهی جدید دریافت میکنم
من این لایو شما را بار اول از سمت استاد عرشیانفر عزیز دیدم زمانی که در ابتدای ورودم به این مسیر تماشا کردم ودیوانه شدم
اما داستان من که الان متوجه اون شدم استاد چقدر تغییر کردم وخودم متوجه نبودم چقدر بزرگتر شدم الهی صدهزار مرتبه شکر
استاد نمیدونم از کجا شروع کنم از وابستگی به خانواده ام که بعد از سه نوزادی که پدر ومادرم از دست داده بودند ودیگر زندگی شان باتوجه به باورهای آن زمان داشت از هم می پاشید وبا تولد من ورق زندگیشون برگشت وحال وخوب وثروت وفراوانی در زندگیشان موج میزد وتوجهات زیاد به من وابستگی من واونهابه یکدیگر
یاازدواجم ووارد شدن در خانواده ای که طرز فکرشان با ما متفاوت بود نه در ظاهر بلکه دررفتار وکلام خانواده من به شدت اهل گشت وتفریح ورفت وآمد وکمک به این وآن حس خوب دادن به بقیه ،پول را وسیله ای برای رسیدن به شادی لذت البته تمام تفریحات سالم وعالی
وخانواده همسر برعکس خصوصا رفت وآمد نکردن با کسی وجمع مال وثروت
الان میفهمم اینها چیزهایی بودن که من از قطع از خانواده به خاطر ترسها ونگرانیهام بوده که با افکار خودم خلقشون کردم
واما حال بد من ،این قطع ارتباطات،این دلخور شدنها،ماندن در ناراحتیها،نوشتارهای فکری و،…….
خدای من بعداز 19سال زندگی ومانند در حال بدیها
بحث های جورواجور با اطرافیان وبعد ورود کردن در مسیری که به لطف الله بود واین تغییر حاله آن هم به آرامی وهر بار قوی شدن ایمانه با انجام تمرین وامید دادن به خود روی خود کار کردن وای که خدای من چی شد الان که مرور میکنم میبینم همینه همینه که استاد میگه بابا هر بار بهتر شدن عمل کردن به قوانین هر چند کوچک در حد توانم وهر بار ایمان قویتر باعث شد جلو برم
شرایط گاهی اوقات سخت میشد ولی تونستم با کنترل ذهنم ویه کوچولو تغییر زاویه ی دیدم خودم را بسازم آخ که چقدر حرف دارم وای خدای من
الان توی شرایطی هستم که 40 روزه پدر را از دست داده ام شرایطی که اگر قبلم بود داغون شده بودم اما الان من مرگ را تمام شدن نمیدانم وپدر در قلبم حضور داره واون وارد یک فرکانس بالاتری شده ودوباره او را ملاقات خواهم کرد وبی نهایت اتفاقات وموضوعات مختلف
ومن توی این لایو بی نظیر چه چیزهایی از خودم کشف کردم وایستاده برای خودم کف زدم
ومن بایستی این مسیر را میرفتم تا به اینجا برسم چه آدمها از زندگیم رفتند وچه حال خوبیایی را الان دارم تجربه میکنم الهی هزاران مرتبه شکر
بنام خداوند بخشنده مهربان خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایتم کردی به این دانشگاه توحیدی ودر این مسیر در ان به عشق درونی وخوشبختی درونی می رسی وحاضری برای ارتباط با خداوند وهم فرکانس بودن با از هرچیزی که می خواهی بگذری چون طعم هم فرکانس بودن با خداوند چشیدی واون همه خوشبینی وانرژی مثبت وعشق در ایجاد میکنه دیگه باور میکنی حال خوبی بهتر از نیست برا تو وحاضر نیستی اون حال با هیچ مادیاتی عوض کنی حتی جان فرزند وقتی اطمینان پیدا میکنی بهش وقتی اون همه زیبای در درون تو ایجاد میکنه خدایا شکرت که مدتی در مدار از ناخواسته ها قرار گرفتم واز دست رسی به فرکانس خداوند فرکانس که در تو احساحس رو ایجاد میکنه که حاضری برایش فرزند رو قربانی کنی شاید برای ابراهیم به اون شکل اتفاق افتاده باشد برای من با از دست دادن مالم ویا فرزندان ویا جدا شدن از یک وابستگی اتفاق بیوفته وقتی در مدقع دست رسی به فرکانس خداوند داشته باشی خلیی راحت با عشق دهمان انرژی میگی خدایا تو بهتر از من میدانی وهیچ گونه گلایه شکایتی به خداوند نمیکنی وخیلی زود فراموش میکنی وبه تسلیم بودن خودت در برابر خداوند ادامه میدی وچقدر زیبا درس گرفتم وقتی داستان زندگی نوح وابداهیم رو شنیدم که اسماعیل وابراهیم رو هم فرکانس با هم میکند وچقدر راحت از امتحان با عشق وحال خوب گذر میکند واونجا چطور نوح رو با فرزندش،از هم جدا میکنه یعنی در هر حالت خداوند بعضی وقتا می خوادتعغیر برا ما ولی مقاومت میکنم یعنی اجازه این کار به خداوند نمیدم واین بر می گرده به باورهای نادرست ونجوهای ذهن خدایا هزار مرتبه برای اینکه در این شرایط به ظاهر ناجالب طور ذهنم کنترل کردم که به حد از احساحس خوب برسم وحتما خیری در این اتفاق هست من سعی میکنم اون مسیری رو که بهم الهام میشه رو ظاهرن مسیر سختیه وبرای ذهنم منطق نیست ولی برای قلبم منطقه ومن برای اعتماد به خداوند وهم مدار با خواسته باید از مسیر عبور کنم کما اینکه شاید بعد از مدتی دوباره با یک تضادی بر بخورم دیگه اون ادم قبلی نشوم وفضای فرکانس خداوند خارج بشوم دوباره دوچار گلایه کردن وشکایت کردن از خداوند بشوم ومن تمام تلاشم از درونم میکنم تا دوباره به سطح فرکانسی درست وایمان درونی برسم که دبگه نلررزم وامادگی لازم برای بر خورد با تضاد داشته باشم ومثل برگی در باد نباشم تا خداوتد هم به وعده هاش عمل کنه دنبال تعغیر دادن چیز از بیرون نباشم ومقاومت نکنم با تعغیراتی که خداوند در بیرون داره انجام این تجربه من از فایل بود برای خارج شدن از مدار نخواسته نباید خودکشی کرد با درست فکر کرد وگوش به الهات درونی بدی وایمان رو تو بسازی که توان ذهنیت بگیری وتو هر طور که خواستی ذهنت رو تربیت کنی نه مدام برده ذهنت بشوی نیاز به حرکت است وایمان دارم خداوتد در کارش هیچ وقت اشتباه نمیکند ومی خواهم دقیقا همین به ذهن اثابت کنم که خداوند بنده ای که هدایت کرده رها نمیکنه واین تضاد امومده مرا قوی کنه ومرا ادم دیگه کنه ادمی که یک تنه تنومند داشته باشه واو تنه هر روز بزرگ وبزرگ تر بشوند وسایه ومیوها درست از اون عمل بیاد واعماد کنی به خداوند هر وقت این درخت ازت گرفت باز عشق کنی ومطعمن باشی خداوند در جایی دیگه دوباره قدرت ساختن وریشه زدن هموچون درختی در درون ایحاد میکند
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته
ودوستان هم مسیرم توی این سایت إلهی
(هذا من فضل ربی)هر چی دارم از فضل کرم پروردگارم هستش هیچ وقت فراموش نمیکنم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم….
من هر چقدر ثروتمندتر شوم به خداوند نزدیکتر وایمان اعتمادم به خداوند بیشتر میشود…
خوش اخلاق مهربان تر میشوم ….
دست دل باز تر میشوم …
پر دل جرأت می شوم…
دروغ نمیگویم …
شرک نمی ورزم…
ازکسی نمیترسم..
به کسی باج نمی دم…
پیش کسی کوچک وخم نمیشوم بدون ترس به همه جهان سفر میکنم..
خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
خداوند به او وعده رزق به غیرالحسابت داده و گفته بهت ثروتی میدهم هیچ وقت نتوانی بشماری وعده خداوند حق است …
خداوند برای من آیه (وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى)را فرستاده و گفته بزودی پروردگارت به تو نعمتی اعطا کند که خوشنود شوی خداوند خلف وعده نمیکند چون ویژگیهای انسانی ندارد چون خداوند فرمانروای زمین آسمانهاست چون کلید گنج های زمین آسمانها در دست اوست.چون من به خداوند ایمان و باور قلبی دارم که بی نهایت وهاب ورزاق هستش خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
در رابطه با این فایل استاد..
درک عمیق تر قوانین خداوند
الآن نزدیک یک ماهی هستش که اوضاع کشور به هم ریخته و انترنت ها قطع شده ومن به عینه دیدم
که چقدر روحیه مردم به هم ریخته و از هر کجا رد میشی صحبت از گرانی کم بود کالا واز اتفاقهای نا دلخواه حرف میزنند خوب من هم که از استاد یاد گرفتم از هرچیزی حرف بزنی دعوت می کنی به زندگیت وبه هرچیزی فکر می کنید انو جذب میکنی ..
من که روی خودم کار میکنم نذاشتم مومنتوم منفی شکل بگیره روحیه خودم را با گوش کردن به فایلهای استاد سعی کردم خوب نگهدارم ..حتی نذاشتم یک لحظه حالم بده بشه و نتیجه هم عالی بود.هم
شرایط کاریم به روال عادی پیش رفته و درآمدم هم به بشرایط قبلی بوده خدا را هزاران بارشکر … فهمیدم که هر چقدر قوانین خداوند را بیشتر درک میکنی جهان هم کمک میکنه که به خواسته هایت بیشتر برسی آرام تر باشی و اتفاقهای خوب برات بیفته این همان درسی هست که من از استاد یاد گرفتم خدا را هزاران بارشکر..
استاد عزیزم ازتون ممنونم که با آموزه هاو توضیحات بی نظیر تان کمک کردی که من این حال خوب راداشته باشم.. و آرام بدون نگرانی وبا روحیه خوب ادامه بدم…. مچکرم
در پناه خداوند وهاب ورزاق ثروتمند و سلامت باشید
خدا نگهدار
❤️
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدای عشق و زیبایی
سلام خدمت اساتید گرامی و دوستان نازنینم امیدوارم حال دلتان عالی باشه
این متن مینویسم برای اینکه یادم نره حال خوب همه چی است !
من دیشب که حالم خوب بود و قربون صدقه خدا رفتم خیلی با خدا کیف کردم پاهاش بوسیدم روش بوسیدم
و کلی قربون صدقه اش رفتم و حسابی با احساس خوب به خواب رفتم و با احساس خوب از خواب بیدار شدم
اینجا مینویسم که امروز چی اتفاقات قشنگ افتاد
1: اور صبح وارد دفتر کار شدم خانم بمن شیرینی داد و کلی مرا خوشحال کرد
2: خانم بعدی بیسکویت که برای صبانه اش نوش جان میکرد را تقدیم من کرد
3: آقای که داشت کیک میخورد و یک قسمت کیک خوده برام آورد که نوش جان کنم
4: ظهر که شد رفتیم رستورانت شرکت و از اونجای که من کره جنوبی زنده گی میکنم گوشت خوک نمیخورم و اون آشپز برایم گوشت مرغ بسیار خوش مزه آورد که نوش جان کردم
5: یک سری مسایل در پاکستان داشتم میخواستم فردی پیدا بشه که اون مسایل مرا اونجا حل کنه و خداوند یک عزیز را امروز هدایت کرد که مسایل را حل کنه
6: همینجور در دلم با خدا حرف مزدم شخصی که هیچ ارتباط نداشتم باهاش یهویی امد برام ادامس هدیه داد
نمیدونید که امروز از چپ و راست اتفاق های قشنگ و نعمت های خداوند در حال باریدن بود چون من یک ذره خوده هم جهت کرده بودم با جریان خداوند ..
چرا هر روز این اتفاقات نبود چون هر روز نگرانی ها ترس ها بیشتر از احساس خوب در من غالب شده بود
پس به این درک رسیدم
1: بهترین کار خوب کردن احساس و حال خوب است
2: بهترین کار ماندن فقط در این سایت که ما ازش غار حرا یاد میکنیم چی در روز های سخت وچی در روز های همه چی گل و بلبل است
3: بهترین کار عشق بازی با خداوند و ماندن پای ایمان
4: بهترین کار فقط ذهن خوده بمباران کنم با اتفاقات خوب که برام افتاده یاد آوری های شان و شمردن نعمت ها و لطف های خداوند
خدای قشنگم نت تنها امروز بلکه همیشه در زنده گیم شاهکار کردی منی که اگر نجات نمیدادی شاید یک معتاد بد بخت میشدم
همونجور که یوسف را از تهی چاه به چوکی سلطنت رساندی مرا نیز از تهی چاه به نعمت و عزت و فراوانی رساندی
خدایا تو همون خدای استی که مریض بودم از همه جا نا امید شده بودم نجاتم دادی بهم سلامتی بخشیدی
خدایا تو همون خدای استی که افسرده و در بدر بخاطر فشار و بدیهی و سختی زنده گی در پس کوچه های افغانستان میگشتم و داشت کمرم خم میشد
و تو هدایت کردی مرا به بهشت روی زمین زیباترین کشور دنیا کره جنوبی و هر روز جز زیبایی و عشق محبت نعمت فراوانی را نمیبینم
خدایا تو همون خدا هستی که خوابم دچار افت شده بود و هر داکتر رفتم درست نشد و پناه بردم به تو و این آموزش ها دوباره در حالت نرمال برگشت
خدایا تو همون خدا هستی از فشار قرض و بی پولی داشتم خودکشی میکردم
و تو برایم زیباترین خانه ، زیباترین ماشین و عالی ترین مسافرت ها را برام رقم زدی
الله اکبر خدا خیلی بزر گ است
خدا عشق است ، خدا نور در قلب است ، خدا آرامش هست
نازنینم تو تمام نعمت هایت را در حقم تمام کردی
بوس به روی ماهت خوشکل خدایم
دوستت دارم نازنینم ❤️❤️❤️❤️