درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمیه زمانی» در این صفحه: 1
  1. -
    سمیه زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2525 روز

    بقره:38

    قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

    گفتیم همگی [=بنی‌آدم] از آن [شرایط بهشتی] فرود آیید، و [در غربتِ زمینی] برای شما همواره هدایتی از سوی خویش خواهم فرستاد، پس کسانی که هدایت مرا پیروی کنند، نه بیمی بر آنان است و نه هرگز اندوهگین می‌شوند.

    »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

    بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر

    خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

    خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه

    سلام به استاد ابراهیمی و عزیزم و به استاد مریم بانوی شایسته و به همه ی دوستان جان. امیدوارم همگی حالتون عالی باشه و دلتون پر از نور و هدایت خداوند مهربون باشه…

    خدای مهربونم، شیرینم، دلبرم، شکرت که اجازه دادی این اتصال رو داشته باشم و حس خوبم رو عالی تر کنم…

    شکرت برای وجود استاد و این سایت الهی…

    شکرت برای تک تک این آموزشهای ناب… که چه حال متفاوتی بمون می ده تو این روزا…

    خداجونم شکرت برای وجود تک تک عزیزانم چه این سمت دنیا چه اون سر دنیا که همه در دستان امن تو هستن…

    خدای مهربونم شکرت برای این تلاش مداوم و آگاهانه برای کم کردن زاویه ی ذهن و روح… شکرت که دو سه روز پیش با نشانه ت جلسه ی 6 هم جهت رو گوش دادم و قلبم دوباره جلا پیدا کرد…

    شکرت که مراقبه سپاسگزاری رو توراه شرکت گوش دادم و بر عمق جانم نشست…

    شکرت برای این ویکندی که گذشت… شکرت که تجربه ی دوباره مادر شدنم با لی لی نازم دو سال شد و من کللللی عشق کردم و لذت بردم از تک تک خنده هاش… از لبخندهای شیرینی که بهش می گیم و می زنه… از عشق و قربون صدقه های تینا براش… از «مامی بیبین» گفتناش… از کیک و ژله خوردن تو تولدش… و از شیشه شیر اسباب بازی که به عروسک می خواست بده و می گفت «بفرمایین» خخخخ

    شکرت برای تمام زیبایی و لذتی که نه تنها برای من و سام و تینا که برای خاله هاش و مامانی و بابایی و دوستانمون داشته تو این دوسال…

    خداجونم شکرت برای مهمونی خوبمون، دوستای خوبی که بودن، فسقلی هایی که وقتی تولد تولد می خوندیم هاج و واج نگامون می کردن و بقول یکی از دوستامون چقدر سوال داشتن تو چشماشون خخخخ. شکرت برای پیام های پر از مهر دوستانم با دیدن کلیپ تولدش…

    شکرت برای آفتابی که دیروز می تابید تو این هوای سرد و من تو خونه تو آفتاب دراز کشیدم و این فایل رو گوش دادم…

    چقدر این قانون احساس خوب = اتفاقات خوب ساده و بسیار مهم هست… اینکه من حس بد رو مثل آتیش بدونم… بارها و بارها این اصطلاح رو از استاد شنیدیم ولی به میزانی که باورش کنیم خوب عمل می کنیم و خوب هم نتیجه می گیریم… اینکه فقط زمانی که حالم خوبه الهامات رو دریافت می کنم خیلی مهمه… خیلی هم حس خوبی بهم می ده. پس من باید شیش دنگ حواسم باشه به حس و حالم… چون می دونم و می خوام که اون تجربه ی وصل بودن و دریافت نشونه ها و هدایتهای خداوند رو همیشه داشته باشم، چون هربار که هدایت خداوند مهربونم می رسه، قلبم باز میشه، لبخند خداوند رو مثل مادر مهربونی که یه گوشه وایساده و همیشه حواسش به منه و داره با لبخند نگاه می کنه حس می کنم…

    قانون ساده س ولی خیلی باید حواسم باشه… شیطان/ذهن هیچ وقت بیکار نمیشینه… تو همین دو سه هفته ی گذشته من اینو می دیدم… خدا رو شکر سالهاست که از اخبار و شبکه های اجتماعی دورم. دو سه تا گروه تلگرام والیبال و مامانای میشیگان و اینجور چیزا دارم که خب تو این روزا پر شدن از خبرای سیاسی. من اوایل ایگنور می کردم گاهی که می خواستم رای گیری بازی هفتگی والیبال رو پیدا کنم چشمم به بعضی خبراشون می افتاد… یا تو خونه سام خب مدااام در حال چک کردن اخباره ولی بش گفتم چیزی به من نمی خواد بگه… فکر می کردم نه بابا من که اصلا تو این فضاها نیستم… بعد چند روز به خودم اومدم دیدم ر‌زی دو سه بار اون گروها رو دارم چک می کنم ببینم چی شد!!! یا حتی یه بار سرچ کردم در موردش… یهو متوجه شدم قلبم سنگینه و حالم جالب نیست… سریع همه ی گروها رو آرشیو کردم و از خدای هدایتگرم تشکر کردم که بهم فهموند دارم می رم جاده خاکی… با خودم کفتم این بچه هایی که به مدت سه هفته س داااائم تو این فضا هستن و حتی احساس وظیفه می کنن باید غصه بخورن و کاری بکنن چجوری دارن زندگی می کنن؟؟! قطعا منم از اتفاقات خوشحال نیستم ولی آگاهانه تلاش می کنم فکرم رو ببرم رو چیزای دیگه، سپاسگزار داشته هام باشم… من می خوام جزو غربال شده ها باشم. هدایت روزانه ی دیروزم الگو گرفتن از افراد موفق 2 بود که در مورد مصاحبه با Anthony Joshua بوکسر انگلیسی بود… یه جمله ی استاد خیلی بولد بود برام…در شرایط سخته که خداوند غربال می کنه انسان‌ها رو بر اساس اینکه چقدر می تونن احساسشون رو خوب نگه دارن و اِلا تو شرایط خوب که طبیعیش اینه که حال آدم خوب باشه… همون موقع گفتم من می خوام جزو اونا باشم. من می خوام وقتی ذهنم نجوا می کنه به همین دلیل ساده جلوش رو بگیرم. من تکه ای از خداوند رو درون خودم دارم… من به منبع فراوانی و سلامتی و ثروت و عشق وصلم… پس هیییچ دلیلی برای نگران بودن ندارم… من فقط با عشق آماده ی دریافت فراوانی و فضل خداوندم…

    استاد نازنینم سپاسگزارتون هستم و بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتون و استاد شایسته ی عزیز هستیم… عاشقتونم و در بهترین زمان و مکان می بینمتون🩵

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 125 رای: