درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمانه» در این صفحه: 1
  1. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    به نام خداوند هدایتگر و حمایتگر و محافظم به سمت خوشبختی و سعادت و آسانی و سلامتی و نعمت و ثروت و عشق و لذت

    سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم

    الهی شکر که قسمت 6 این پروژه فوق العاده هم روی سایت اومد و الهی شکر من خیلی راحت دسترسی داشتم که گوشش بدم و آگاهی هاش رو دریافت کنم تا بتونم مثال هایی از خودم رو به یاد بیارم

    خدایا هدایتم کن تا بنویسم

    من یه مثال دارم که شاید ظاهرش کوچیک باشه ولی خیلیییی پاداشش بزرگ بود و به نظر من فرقی نمیکنه بزرگ و کوچیکش مهم اینه که ازش درس بگیریم چون این ماییم که به اتفاقات و شرایط وزن میدیم

    من در حال حاضر خیاطی صنعتی انجام میدم و البته که کلی هم لذت میبرم توی خونه خودم با یک چرخ خیاطی گوش خونم و احساسم عالیه و همش با خدا در تقسیم کارم تا اینکه یه روز یه ایده ای اومد که یک نشیمن صندلی راحت و طبی برای صندلی های اداری و خودرو درست کنم و از اونجایی که با امکانات موجودم قابل اجرا بود رفتم با ایمان و توکل و قلب باز به سمتش موقع انجام کار به تضاد خوردم و پارچه به خاطر باری که داده بودم پاره شد و همینطور که داشتم پیش میرفتم متوجه احساس بد و تقلا و زور زدنم شدم و همونجا رها کردم و با همسرم رفتیم پیاده روی و توی راه رفتیم کافه قهوه خوردیم و احساسم کمی بهتر شده بود همونجا چشمم به نشیمن چرم صندلی کافه افتاد و یه ایده ای گرفتم که کار رو برام شیک تر و ساده تر میکرد و بعد که اومدیم خونه با آرامش ادامه دادم و احساسم خوب بود و اون ایده رو پیاده کردم و کار جالب در اومد و ایده بعدی به قلبم گفته شد که موقع دوختن یکم با دست کار رو فشار بدم و اینکارو که خیلیییی ساده بود انجام دادم و دیگه پارچه پاره نشد و بعد از اون ایده ها پشت هم اومد و کارها قشنگ تر شد و بعدش ایده نشیمن جیب دار توسط همسرجانم بهم گفته شد و انجامش دادم و کلی عشق و تجربه و اعتماد به نفس و حرفه ای تر شدن از اون تضاد و کنترل ذهن اومد بیرون خداروشکرررررر

    دقیقاااااا همه چی کنترل ذهنه و این یک قانونه : احساس خوب = اتفاقات خوب

    من بهش ایمااان دارم و سریع جنس احساس بد رو میفهمم

    سپاسگزارم که با این فایل باعث شدین به یاد بیارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: