درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶
موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند؛
- زمانی هدایت های خداوند را دریافت میکنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب میرسانی؛
- وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال میکنی؛
- معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶11MB12 دقیقه














به نام خدای مهربانم
سلام به اساتید عزیز و دوستان خوبم
قسمت ششم پروژه :
شهود : هدایت خداوند در مسیر زندگی مون
شهود برای تمام مخلوقات هست و هر لحظه خداوند ما رو هدایت میکنه و در واقع هدایت ما رو برخودش واجب کرده
است. ولی خداوند قدرت تصمیم گیری رو به خودمون داده
و در واقع برای تصمیمات ما احترام قایل میشه و ما با قدرت اختیار مون هر سمتی که بخوام رو انتخاب میکنیم.
و برای همینه که خداوند برای ما خیر مطلق رو می خواد.
یعنی به آنچه که خودمون می خوایم هدایت میشیم.
حالا توی مسیر زندگی با خواسته ها و افکار و باورها مون
داریم پیش می ریم و اگر حس خوب و حس امید و فرکانس بالا داشته باشیم هر روز هدایت ها یا همون شهود، ما رو به پیشرفت و به سمت خواسته های قلبی مون پیش میبره.
ولی اگر به هر دلیلی حس بد و غم و ناراحتی یا ترس را در وجودمان داریم صدایی که میشنویم صدای شیطان است و ما رو در بدبختی بیشتر فرو می برد.
همون طور که خداوند همواره در حال هدایت ماست نجواهای شیطان هم وجود دارد در ذهنمون، حتی برای پیامبران.
ما نباید درگیر نجواها بشیم و نباید بزاریم شیطان صداش بلند و بلند تر شود و بر ما مسلط شود.
با هر کاری یا روشی ذهن را درگیر کنیم تا نجواها قدرت نگیرد.
وقتی شرایط ناجالبه اصلا کار راحتی نیس ولی امکان پذیره.
من تجربه اش رو داشتم، مدام حس اضطراب و دلهره و حس کسی که در یک کویری راه رو گم کرده و هیچی نمی دونه که باید چی کار کنه .
اصلا ادامه مسیر براش واضح نیس و مدام توی بلاتکلیفی هست. و حجم زیادی از فکرای عجیب قریب توی ذهنش می چرخه.
اره من سریه تضادی تجربه اش کردم .حسِ آدم بسیار نوسان داره گاهی خیلی امیدوار میشی، گاهی بسیار درمانده و خسته .
بعدها که از اون مرحله با کمک الله و آموزش های استاد به خصوص 12 قدم و آیه (عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم – )گذر کردیم.
و مدتی بعد من توی سایت فعالیت می کردم از توی کامنت بچه ها به خصوص کامنت سعیده جان شهریاری
متوجه شدم و برداشته من این بود که همون حس بی قراری و دلشوره و حس ناجوری که نمی زاره راحت باشی و حتی خوشمزه ترین غذاهایی که دوستشون داشتی برات مزه نمی ده و دنیا برات قشنگی های قبل رو نداره ، همون حسه
مصداق آتش جهنمه در اون دنیاست . یعنی اون حسی که من حدودا دو هفته درگیرش بودم و جهبه جنگی توی ذهنم بر پا کرده بود و مدام ذهنم می گفت ومن با آموزش ها و آگهی های استاد فکت می دادم و باز می گفت و من جواب میدادم.
همون حس و حال رو جهنمیان همیشه و دائما در گیرش هستند.
و تصورشم سخته که دائم در این حس و حاله نگرانی و دلشوره و بی قراری بمونی.
که این به خاطر دوری از منبع و خداوند است.
و به همین دلیل بهشتیان از مقربین درگاه الهی هستند.
پس یعنی ما هرچه مضطرب تر و نگران تر و ترسوتر باشیم از مدار منبع و خداوند دور می شویم و برای همین نمی شنویم صدای الهامات و هدایت هایش را با وجود کلی صدا زدن و درخواست و عجز و لابه کردن با کلام ، ولی هدایت نمی شویم به سمت گشایش مسأله ای که داریم چون در مدار خداوند نیستم که بشنویم.
و شهود کی برایمان کار می کند یا بهتره بگیم صدای الهامات را می شنویم ؟ وقتی آرام باشیم و بتونیم کمی و کمی حسمون را بهتر کنیم. پس :
1. با باورهایی مثل الخیر فی ما وقع
2. به یاد آوردن دفعه های قبلی که مسأله ای رخ داد ولی آخرش ختم به خیر شد.
3. با باوره خدا فقط برای ما خیر مطلق می خواد.
می تونیم کم کم به حس خوب و آرامش و رهایی برسیم.
پس شرط هدایت آرامش واقعی داشتن است .