درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه سليمى» در این صفحه: 1
  1. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2068 روز

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ مُرْدِفِین(9)

    (به یاد آورید) زمانى را که (در جنگ بدر) از پروردگارتان فریادرسى مى‌طلبیدید، پس او دعا و خواسته‌ى شما را اجابت کرد (و فرمود:) من مسلماً یارى‌دهنده شما با فرستادن هزارفرشته‌ى پیاپى هستم.

    وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ ۚ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(10) انفال

    و خداوند، آن (پیروزى و نزول فرشتگان) را جز براى بشارت و اینکه دلهایتان به آن آرامش یابد قرار نداد و نصرت و پیروزى، جز از سوى خدا نیست، (به قدرت خود و امداد فرشته هم تکیه نکنید.) همانا خداوند، شکست‌ناپذیر حکیم است.

    =================================

    سلام و نور و عشق به استاد عزیزم و استاد مریم بانو جانم و دوستان نازنینم

    امیدوارم که حال همگی خوب مثبت و متصل به نور رب العالمین باشید

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای گام ششم پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند که چند بار گوش کردم و خط به خط نوشتمش..

    صحبتهای استاد جانم در این فایل در پاسخ به آقای عرشیانفر خیلی بدلم نشست

    فوق العاده آرامش بخشه، دلیل و منطق خیلی قوی داره و ذهن رو قشنگ ساکت می کنه

    چه موضوع جذاب و قشنگی هم داره این قسمت

    شرایط دریافت هدایت خداوند

    حالا کِی ما هدایت های خداوند رو دریافت می کنیم؟

    فقط زمانی که بتونیم احساسمونو خوب نگه داریم

    شهود و هدایتها تو احساس بد نمی تونه بیاد

    وقتی احساسمون بد باشه، از خداوند فاصله میگیریم، و فقط شیطان با ما صحبت می کنه

    شرایط دریافت هدایتها و پیام خداوند زمانی اتفاق می افته که قلبمون بازه

    وقتی قلبمون بسته است ما چیزی دریافت نمی کنیم

    احساس بد مثل سم خطرناکه، مثل آتیشه، با هر منطق و توجیهی اگه دستمونو تو آتیش ببریم حتماً دستمونو میسوزونه

    اگه ما اینو درکش کنیم، وقتی که اتفاق بظاهر ناجالبی می افته میتونیم از یه زاویه دیگه ای بهش نگاه کنیم و بگیم الخیر فی ما وقع هر اتفاقی افتاده همون خیرشه

    و اگه بتونیم با این نگاه خودمونو آروم کنیم اون وقته که خداوند قدم بعدی رو بما میگه که چجوری برداریم، و بعد که اون قدم اولیه رو برداشتیم و حال و احساس خودمونو خوب نگه داشتیم به قدمهای بعدی و بعدی هدایتمون می کنه..

    هدایت خداوند اینجوریه که میگه یک کار عملی رو انجام بدیم..

    وقتی احساسمونو بتونیم در شرایط حتی بظاهر ناجالب خوب نگه داریم اون وقته که اتفاقات خوب زیادی برامون می افته

    درصد اتفاقات خوب بالا میره

    و بر عکسش، درصد اتفاقات بد پایین میره

    قانون اینه که احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد

    و قانون مهم دیگه باور به الخیر فی ما وقع هست

    اون موقع می تونیم ذهنمونو کنترل کنیم

    در شرایط بظاهر ناجالب کنترل ذهن کار راحتی نیست ولی کار شدنیه

    و اگه بتونیم این کارو بکنیم، همونطور که استاد جانم گفت، جایزه و پاداشش زندگی در بهشته هم در این دنیا و هم در اون دنیا..

    استاد جانم شما تقریباً تو همه ی فایلهاتون درباره اهمیت داشتن احساس خوب صحبت می کنین و اینکه آرامش و احساس خوبه که قلبمونو باز می کنه و متصل به خداوند می کنه و در نتیجه اتفاقات خوب برامون رقم میخوره

    منم از همون ابتدا که دانشجوی شما شدم خیلی خودمو مقید کردم که در هر حالتی احساسمو خوب نگهدارم حتی در شرایط بظاهر ناجالب

    ذهنم و ورودیهاشو از همون ابتدا شروع کردم به کنترل کردن

    که تا حالا هم ادامه داره

    به قانون الخیر فی ما وقع قویاً باور دارم

    هر اتفاقی بیوفته میگم حتماً برای من خیره

    و واقعاً هم برام خیر میشه

    و آثارش در همه زمینه های زندگیم خودشو نشون میده

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همت و اراده و پشتکار خیلی خوبی دارم و در این مسیر الهی استمرار و پایداری داشتم تا حالا و به امید خودش تا آخر عمرم ادامه میدم

    هیچوقت بیخیال آموزشهاتون نشدم و همیشه و هر روز باهاشون زندگی کردم

    خیلی وقته که در اکثر اوقات احساسم خودبخود خوبه بدون اینکه لازم باشه من خوبش کنم

    و خدا رو صدهزار مرتبه شکر اینقدر تو زندگیم اتفاقات خوب زیاد می افته که میتونم بگم یه چندتا اتفاق ناخواسته و ناجالبی که گاهی پیش میاد، میون اون همه اتفاقات خوب اصلاً دیده نمیشه..

    اگر هم مورد ناخواسته ای برام پیش بیاد ممکنه اولش یه ذره ناراحت بشم ولی خداوند مهربانم سریع میزنه رو شونه ام و میگه بنده عزیزم حواست باشه احساست بد نشه، که احساس بد از هر سمی خطرناکتره

    و فقط با احساس خوبه که زندگیت خوب و زیبا میشه

    استاد جانم یکی از نمونه هاش همین دوشنبه بود که باز هم خداوند شاهکار کرد تو زندگیم و یکی از بهترین روزهای زندگیم شد

    ماجرا از این قرار بود که ما یه کتاب قرآنی تو خونه داشتیم که هم ترجمه فارسی و هم انگلیسی داشت مترجمش هم خانم طاهره صفار زاده بود

    و این کتاب رو بیست و چند سال پیش یکی از دوستان همسر جان بهش هدیه داده بود

    البته علاوه بر اون ما چندین قرآن دیگه هم داشتیم که دوست و آشناها هدیه داده بودن، و سه چهار سال پیش بیشترشو دادیم مسجد محله مون

    ولی این یکی رو بخاطر اینکه ترجمه انگلیسی هم داشت من به همسرم گفته بودم اینو نگه داریم، که تا حالا هم بود..

    تا اینکه روز دوشنبه همین هفته یعنی سه روز پیش که داشتم کتابخونه رو گردگیری میکردم دیدم نیستش

    از همسر جانم پرسیدم پس کو اون قرآن

    جواب صریحی نداد بعد گفت فکر کنم دادمش به کسی.. خلاصه معلوم شد که اونو داده به آقای آزادی امام جماعت مسجد نزدیک خونه مون..

    بهش گفتم اگه اینکارو کرده باشی،خیلی کار بدی کردی، چون من گفته بودم که میخوام اونو نگه دارم

    ایشون هم بعد از چند جمله در توجیه کارش، گفت خب مال خودم بوده اختیارشو داشتم..

    من سکوت کردم،راستشو بخواین اولش یه کوچولو ناراحت شدم، ولی هدایت خداوند اومد که حواست باشه داری احساستو بد می کنی فوری خودتو از این حالت بیار بیرون! منم گفتم چشم فرمانروای من و دیگه ادامه ندادم..

    استاد جانم من کلاً در روز خیلی با خدا صحبت می کنم، برای کارهام ازش هدایت و راهنمایی و کمک میخوام

    این بار هم شروع کردم به صحبت کردن با خدای مهربونم که به شیطان و ذهنم اجازه وسوسه و نجوا ندم

    و خدای عزیزم بمن ایده ای رو الهام کرد منم فوری اجراش کردم، دفترمو آوردم و شروع کردم به نوشتن چندتا از ویژگیهای مثبت همسرم، که انصافاً خیلی زیاده، و از خداوند بخاطرشون تشکر کردم

    حدود دو صفحه نوشتم و به این ترتیب ذهنم ساکت شد احساس خوبم برگشت

    از طرفی با خودم فکر کردم، دیدم ایشون حقیقتو گفته منم اگه کسی بمن چیزی هدیه بده در مورد اون احساس مالکیت می کنم و تصمیم میگیرم باش چیکار کنم

    و کلاً این موضوع رو اذ ذهنم بیرون کردم و با ایشون خیلی عادی رفتار کردم، انگار که هیچی نشنیدم

    و خداوند پاداش منو خیلی زیبا و عالی داد

    همون روز چندتا اتفاق خیلی خوب برام افتاد

    اولیش که خیلی برام مهم و شیرین بود اینکه گوشی سامسونگم که از وقتی تو سفر به کانادا گوشی جدید رو در ایام کریسمس خریدم، و اطلاعات گوشی سامسونگ رو به اون ترنسفر کردیم قفل شده بود، یعنی نزدیک دو ماه، بردم پاساژ چهارسو و بالاخره درست شد! و شروع بکار کرد

    (تا قبل از اون یه گوشی خیلی قدیمی داشتیم که فقط برای تلفن زدن و اس ام اس قابل استفاده بود و منم از همون استفاده می کردم

    گوشی جدیدم هم که آیفون 17 پرو مکس هستش سیم کارت فیزیکی نداره شماره کانادایی داره اینه که فعلاً نمی تونم باش زنگ بزنم یا بمن زنگ بزنن و پیامک ارسال یا دریافت کنم، البته شنیدم این سیستم هم تا یکی دو ماه دیگه در ایران هم شروع به کار می کنه)

    و همون موقع که گوشی سامسونگه دست فروشنده بود همسرجانم به اون گوشی قدیمی ام زنگ زد و گفت اون خانواده ای که صبح اومده بودن واحد طبقه اول رو برای اجاره کردن دیده بودن پسندیدن و برای ساعت 5 عصر قرار گذاشتیم بریم بنگاه

    این رو هم توضیح بدم که ما در تهران دو واحد آپارتمان داریم که هردو توی یک ساختمان 5 طبقه ای هست

    یکی طبقه پنجم که خودمون توش زندگی می کنیم یکی هم طبقه اول که اجاره میدیم و هر دو بنام من هست

    قبل از سفر به کانادا مدت قراردادمون با مستأجر قبلیمون تموم شده بود و خالی بود،

    تا اینکه اول همین هفته به بنگاه سپردیم

    و این خانواده بعد اومدن دیدن و پسندیدن

    خلاصه من برگشتم خونه و رفتیم بنگاه، و بعد از یک سری صحبتهای اولیه به توافق رسیدیم و واحد رو به قیمت خیلی بالاتر از زمان قبل از سفرمون اجاره دادیم

    بعد من رفتم کنار خانم همسایه جدیدمون و دختر جوانش که دانشجو هست نشستم و یک گپ و گفت صمیمانه چند دقیقه ای خیلی خوب با هم کردیم و شماره تلفن هامونو به هم دادیم و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر دو طرف از این معامله راضی و خوشحالیم

    بخصوص که در خلال صحبتم با آرزو خانم و دختر جوانش آمیتیس دیدم که صحبت از فرکانس خوب و انرژی مثبت می کنن خیلی خوشحال شدم و بهشون گفتم خدا رو شکر که هم فرکانسیم

    یه اتفاق خوب دیگه اینکه سایت براحتی و بدون فیلترشکن برام در دسترس بود و بیشتر روزها همینطوره الان هم بدون فیلتر شکن این کامنتم رو گذاشتم

    فرداش که پریروز باشه به خواهرم زهرا زنگ زدم که احوالشونو بپرسم، و خبردار شدم که روز تولد دخترش فاطمه جانه بهش گفتم خیلی دلم میخواد بیام هم برای تولد فاطمه جان و هم این که شما رو دوماهه ندیدم

    زهرا جان هم گفت خب پاشو بیا، به سعیده و سعید اینا هم زنگ میزنم که بیان و دور هم باشیم(این خواهرا و برادرم همه شون تو کرج زندگی می کنن و خونه هاشون نزدیک به هم هستن)

    منم به همسرجان قضیه رو گفتم ولی ایشون تو واحد طبقه اول یه سری کار داشت و قرار شد که من تنها برم و چون نزدیک غروب بود بهش گفتم شب رو همونجا خونه زهرا می مونم..

    استاد جان همین که سوار شدم و ماشینو از پارکینگ در آوردم بارون رحمت الهی شروع شد و در تمام مدت رانندگیم ادامه داشت منم غرق در احساس خوب و سپاسگزاری از خداوند شدم

    بعدش هم دوتا فایل مراقبه 9 و 12 دوره هم جهت با جریان خداوند رو و همینطور فایل جلسه اول دوره روانشناسی ثروت 1 رو گوش دادم و خیلی از جمله ها رو خودم هم همزمان با شما تکرار می کردم و حسابی ذهنم با روحم در یک راستا قرار گرفت و هم جهت با جریان خداوند شدم

    احساس فوق العاده ای که این روزها بارها و بارها تجربه اش کردم و جزو روتین زندگیم شده خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    و مصادف باشب میلاد امام زمان هم بود انرژی مثبت در همه جا جریان داشت

    خونه خواهرم هم خیلی خیلی خوش گذشت کلی گپ و گفتهای دلپذیر داشتیم چقدر خاطرات خوشمون رو برای هم تعریف و یادآوری کردیم عکس و فیلم هم گرفتیم شب رو اونجا بودم و دیروز عصر برگشتم خونه مون در تهران

    این کامنتم رو هم قبل از اینکه برم خونه خواهرم بیشترش رو نوشته بودم ولی تموم نشده بود

    این شد که به امروز موکول شد

    خدا رو هزاران بار سپاس برای وجود استاد جانم و این سایت الهی

    خدا رو هزاران بار سپاس برای صلاتم در قسمت 6 درک عمیقتر قوانین خداوند

    استاد جانم بینهایت از شما سپاسگزارم برای تک تک کلمه ها و سخنانی که بمن آموزش دادین

    عاشقتونم

    به امید دیدار شما و استاد مریم جانم در بهترین زمان و مکان

    خودم و همه ی شکا رو به دستان امن خدای مهربان می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: