درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا حسینی» در این صفحه: 2
  1. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1774 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست

    سلام و درود و عشق

    خدایا هزاران بار سپاس که به راحتی به سایت وصل شدم و این مومنتوم مثبت رو تقویت میکنه

    هدایت

    4سال پیش که با استاد اشنا شدم اواین مفهومی که از ایشون یاد گرفتم و برام بسیار نو و جدید بود همین مفهوم هدایت بود

    استاد همش میگفت بچه ما هدایت میشیم

    خدا ما رو هدایت میکنه و نشون میده مسیر

    و نمیدونم ناخودآگاه این حرفش بر قلب من مینشست

    و هر بار که نماز میخوندم به معنای این ایه که می‌رسیدم لبخند و آرامش بود که مهمان قلب من بود

    با خودم میگفتم این همه سال من نماز خوندم و از خداوند درخواست میکردم که من رو به راه درست هدایت کن اما اگاهی نداشتم بهش

    هنوز هم برام حس تازگی داره

    به اندازه ای که تکاملم رو طی کردم درک کردم که این هدایت چجوریه

    خیلی ساده و روان هست مثل آبی که داره در مسیر خودش میره

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    همین این عبارت که استاد میگفتن اصل هست و الان متوجه میشه که واقعا درک و عمل کردن به همین عبارت که میتونه زندگی ما رو دگرگون کنه

    در هر شرایطی احساساتت رو کنترل کن و این

    احساس مثل یک قطب نما داره مسیر به تو نشون میده

    به خودم که نگاه میکنم یه جاهایی خوب عمل کردم و یه جاهایی که ورودی ها رو ارتباط ادم های نزدیک زندگیم رو داشتم احساسم بد شده و نشون میده که که خیلللللی باید روی کنترل ذهن خودم کار کنم

    زمان هایی که خودم تنها هستم و اخبار و مسائل رو پیگیری نمیکنم خیلی خوبه

    اما مثل دیشب که دورهمی خانوادگی بود و کلی اتفاقات خوب دیگه اما صحبت از شرایط حساس کنونی کمی احساس من رو نا آرام کرد

    و اونجا متوجه شدم که باید بسیار شدیدتر و بیشتر حواسم باشه

    باید یک مرحله کنترل ذهن خودم رو بیشتر کنم. تا حتی در کنار افراد نزدیک خانواده ام که شاید 4 ساعت هم نشه بتونم آگاهانه افکار و کانون توجهم رو کنترل کنم

    متوجه شدم شاید این ایده که تمام ورودی ها رو ببندم و خیلی از ادم ها خود به خود از دایره ارتباطی من حذف سدند برای اون مدار من مناسب ترین کار بود

    اما توی این مدار باید یاد بگییرم من نمیتونم همه ادم های زندگیم رو حذف کنم فقط به این دلیل که دارم ورودی رو کنترل میکنم توی این مورد مثل فرار کردن داره عمل میکنه

    من باید یاد بگیرم در حین اینکه ارتباط با خانواده م رو دارم باید بتونم در مقابل صحبت ها و نگرانی هاشون ذهنم رو کنترل کنم

    چطور

    با همه اون باورهایی که از استاد یاد گرفتم

    باور اینکه من نمیتونم افکار و گفتار و حرف های دیگران کنترل کنم

    باور اینکه زندگی من تحت فرکانس های خودمه

    هیچ کسی نمیتونه بر زندگی دیگری تاثیری بزاره

    باور اینکه اگر من احساسم خوب باشه خداوند ظرف من رو بزرگتر میکنه

    هر اتفاقی بیفته الخیر فی ما وقع

    در هر لحظه باید از خودم بپرسم که حالم چطوره

    حالت چطوره زهرا

    همین نعمت هایی که توی این 3 هفته داشتم رو اگر بشمارم احساس خوب من میرسه به سقققققف

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت که هستی تویی که کهکشان رو مدیریت میکنی همین قلب من رو گرم میکنه

    خدایا شکرت برای وجود استادم برای نعمت سایت

    برای دوستان توحیدیم

    در پناه عشقش باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1774 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست

    سلام و درود و عشق

    خدایا هزاران بار سپاس که به راحتی به سایت وصل شدم و این مومنتوم مثبت رو تقویت میکنه

    هدایت

    4سال پیش که با استاد اشنا شدم اواین مفهومی که از ایشون یاد گرفتم و برام بسیار نو و جدید بود همین مفهوم هدایت بود

    استاد همش میگفت بچه ما هدایت میشیم

    خدا ما رو هدایت میکنه و نشون میده مسیر

    و نمیدونم ناخودآگاه این حرفش بر قلب من مینشست

    و هر بار که نماز میخوندم به معنای این ایه که می‌رسیدم لبخند و آرامش بود که مهمان قلب من بود

    با خودم میگفتم این همه سال من نماز خوندم و از خداوند درخواست میکردم که من رو به راه درست هدایت کن اما اگاهی نداشتم بهش

    هنوز هم برام حس تازگی داره

    به اندازه ای که تکاملم رو طی کردم درک کردم که این هدایت چجوریه

    خیلی ساده و روان هست مثل آبی که داره در مسیر خودش میره

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    همین این عبارت که استاد میگفتن اصل هست و الان متوجه میشه که واقعا درک و عمل کردن به همین عبارت که میتونه زندگی ما رو دگرگون کنه

    در هر شرایطی احساساتت رو کنترل کن و این

    احساس مثل یک قطب نما داره مسیر به تو نشون میده

    به خودم که نگاه میکنم یه جاهایی خوب عمل کردم و یه جاهایی که ورودی ها رو ارتباط ادم های نزدیک زندگیم رو داشتم احساسم بد شده و نشون میده که که خیلللللی باید روی کنترل ذهن خودم کار کنم

    زمان هایی که خودم تنها هستم و اخبار و مسائل رو پیگیری نمیکنم خیلی خوبه

    اما مثل دیشب که دورهمی خانوادگی بود و کلی اتفاقات خوب دیگه اما صحبت از شرایط حساس کنونی کمی احساس من رو نا آرام کرد

    و اونجا متوجه شدم که باید بسیار شدیدتر و بیشتر حواسم باشه

    باید یک مرحله کنترل ذهن خودم رو بیشتر کنم. تا حتی در کنار افراد نزدیک خانواده ام که شاید 4 ساعت هم نشه بتونم آگاهانه افکار و کانون توجهم رو کنترل کنم

    متوجه شدم شاید این ایده که تمام ورودی ها رو ببندم و خیلی از ادم ها خود به خود از دایره ارتباطی من حذف سدند برای اون مدار من مناسب ترین کار بود

    اما توی این مدار باید یاد بگییرم من نمیتونم همه ادم های زندگیم رو حذف کنم فقط به این دلیل که دارم ورودی رو کنترل میکنم توی این مورد مثل فرار کردن داره عمل میکنه

    من باید یاد بگیرم در حین اینکه ارتباط با خانواده م رو دارم باید بتونم در مقابل صحبت ها و نگرانی هاشون ذهنم رو کنترل کنم

    چطور

    با همه اون باورهایی که از استاد یاد گرفتم

    باور اینکه من نمیتونم افکار و گفتار و حرف های دیگران کنترل کنم

    باور اینکه زندگی من تحت فرکانس های خودمه

    هیچ کسی نمیتونه بر زندگی دیگری تاثیری بزاره

    باور اینکه اگر من احساسم خوب باشه خداوند ظرف من رو بزرگتر میکنه

    هر اتفاقی بیفته الخیر فی ما وقع

    در هر لحظه باید از خودم بپرسم که حالم چطوره

    حالت چطوره زهرا

    همین نعمت هایی که توی این 3 هفته داشتم رو اگر بشمارم احساس خوب من میرسه به سقققققف

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت که هستی تویی که کهکشان رو مدیریت میکنی همین قلب من رو گرم میکنه

    خدایا شکرت برای وجود استادم برای نعمت سایت

    برای دوستان توحیدیم

    در پناه عشقش باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: