درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶
موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند؛
- زمانی هدایت های خداوند را دریافت میکنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب میرسانی؛
- وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال میکنی؛
- معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶11MB12 دقیقه













به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عباس منش عزیزم
سلام به استاد شایسته نازنینم
و سلام همه دوستان خوبم در این سایت الهی .
هدایت _
همین الان که اومدم بنویسم یه حسی بهم گفت با آیه های قرآن شروع کن به خدا گفتم کدوم یکی ؟
و همون لحظه یک ماشین از خیابون رد شد و صدای قرآنی که راننده تا آخر زیادش کرده بود به
گوشم رسید و من با عشق و اشک هایی که بی اختیار جاری شدند می نویسم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالضُّحَى
سوگند به روشنایى روز
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى
سوگند به شب چون آرام گیرد
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى
[که] پروردگارت تو را وانگذاشته
و دشمن نداشته است
وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى
و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى
و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد
داد تا خرسند گردى
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى
مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد
وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى
و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد
وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى
و تو را تنگدست یافت و بى نیاز گردانید
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ
و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ
و گدا را مران
وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ
و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گو
خدای عزیزم یادم که هر آنچه دارم از آن توست
یادم که هر آنچه دارم متعلق بتوست ، خدایا بودنت داشتنت درک قوانینت بهترین حس دنیاست و من عاشقانه دوست دارم می پرستمت و سپاسگزارتم.
دیشب زیر نور ماه زیر آسمون پر ستاره سجده رفتم
و اشک ها ریختم از مهربونی خدا ، آخه تو چرا انقدر خوبی خدای من ! خدایا این همه خوبی رو کجا جا دادی ؟
هر چی می گذره بهتر درک میکنم مهربان بودنت رو ..
اخه همه چیز به نفع منه انگار داری میگی هر چی آرزوی خوبه مال تو..
میگی بخند تا خنده هات بیشتر بشه میگی یک جهانی خلق کردم یک نعمت هایی بهت دادم که تمومی ندارند کافیه فقط حالت خوب باشه کافیه ایمان داشته باشی کافیه غصه نخوری همین !
قوانینی گذاشتی که همش به نفع منه اخهههه
یعنی وقتی من آروم باشم نگران نباشم کارهامو به تو بسپارم الخیر فی ما وقع بگم همه چیز به نفعم میشه ..
خدایا من دور این همه خوبی و مهربونی تو می گردم من عاشقتم رب قدرتمندم من دیوانه این خدا شدم استاد ، هر جا بهش توکل کردم دست رد به سینه ام نزد هر جا آرامشم حفظ کردم تو شرایط بد برام گل کاشت ، حالا اصلا چطور می تونم بهش اعتماد نکنم ؟
چطور می تونم بگم ولش کن خودم بلدم خودم درستش میکنم ! نه من بلد نیستم به بزرگی خودش هر جا با عقل خودم رفتم جلو گند زدم … و هر جا گفتم من نمی دونم تو می دونی هر جا به دلم بد راه ندادم و گفتم یه خیری توشه و کنترل ذهن کردم کارها جوری درست شد که بقیه باورشون نشد !
حالا من این خدا رو ول کنم بچسبم به عقلم ؟
هررررگز
من این خدا رو ول کنم تو شرایط به ظاهر بد بترسم دست و پا بزنم ؟
هررررگز
من سعی میکنم سعی میکنم در مسیر درست بمونم و الخیر فی ما وقع رو هر روز اجرا کنم
حالمو خوب نگهدارم چون زیر پام سفته چون پشتم به خدا گرمه ..
بقول خودتون : طبیعی نیست که حالمون بد باشه طبیعیه که همیشه حالمون خوب باشه و من اینو روزی هزار بار به خودم میگم تا یادم بمونه _
متن زیر رو دیروز بعد از گوش دادن به فایل این جلسه نوشتم و اینجا کپی میکنم .
همه چیز خلاصه میشه در :
حال خوب =اتفاقات خوب
حال بد = اتفاقات بد
قبل از هر چیزی من باید باور کنم این اصل رو که اگه به هر دلیلی حالم بد باشه اتفاقات بد تجربه می کنم اگه خوب اتفاقات خوب و این حال خوب این احساس خوب باید واقعی باشه نه فیلم بازی کردن !
حالا که این درک شد و با به یاد آوردن اتفاقات خوب و بد زندگیم متوجهش شدم باورش کردم ، بهش عمل میکنم و هر بار بهتر درکش میکنم و آگاهانه همه چیز رو در دست می گیرم .
قطعا اولش سخته اما کم کم که انجامش میدم هی بهتر عمل میشه و آگاهانه کنترل ذهن میکنم ،
در شرایط به ظاهر ناجالب با به یاد آوردن اصل خودمو کنترل و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم ، دوش گرفتن ، غذا پختن ، نوشتن ، قدم زدن ، بازی با بچه ها و کم کم به احساس خوب رسیدن ، وقتی بارها آدم اینجوری عمل میکنه کم کم یاد می گیره بازی چیه و اتفاقات ناخواسته هم کمتر میشن .
وقتی به یک سال پیشم نگاه می کنم می بینم هر بلایی سرم اومده از عدم درک این موضوع بوده و متوجه میشم با درک اصل تو این یک سال اخیر چقدر همه چیز خوب پیش رفته چقدر من الخیر فی ما وقع رو خوب در زندگیم اجرا کردم و اتفاقات به ظاهر بد که کم هم بودند برام خوب شدند چقدر آگاهانه حال خودم خوب نگه داشتم و اتفاقات خوب بیشتری رو تجربه کردم .
و این اتفاقات خوب این هدایت شدن ها این احساس خوب که قبلا چند روز یکبار بود تبدیل شده به هر روز و این بار اگه حالم یک روزی خوب نباشه تعجب می کنم ! دیگه برام عادی نیست حالم بد باشه برام عادی شده که همیشه حالم خوب باشه حتی در شرایط به ظاهر بد !
و همه اینا از باور میاد از ایمان و توکل به فرمانروای کیهان ، به خداوند جان و خرد که اگه من بهش وصل باشم اگر بهش اعتماد کنم باورش کنم و الخیر فی ما وقع رو اجرا کنم و حرف مفت نزنم آرام باشم همه کارها رو برام انجام میده اونم از جایی که من فکرشم نمی تونم بکنم .
اما گفتن این حرف خیلی آسون به نظر میاد و در عمل خودش نشون میده اینکه واقعا بتونم در شرایط به ظاهر بد ازش استفاده کنم .
خدایا کمکم کن در مسیر درست بمونم
کمکم کن هر جا که باید تغییر کنم به راحتی بپذیریم و تغییر کنم.
خدای عزیزم ای صاحب اختیارم ای هدایتگر و حمایتگرم تنها تو را می پرستم تنها از تو یاری می طلبم تنها بندگی تو را میکنم و به خودت چشم میگم منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای
آمین .
استاد جانم ازتون سپاسگزارم و دوستون دارم و عاشقتونم عاشقتونم عاشقتونم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد جانم ،مریم عزیزم و همه دوستان خوب سایت.
چقدر گفتن حال خوب اتفاقات خوب حال منو خوب میکنه ،بقول استاد قلبم رو باز تر میکنه،
و چقدر بیاد میارم حال خوب اتفاقات خوب رو …
دیروز صاحب مغازه همسرم باهاش تماس گرفت و زمانی رو تعیین کرد که همسرم بره برای قرداد جدید و اضافه کردن اجاره ،و توی همین ماه صاحب خونه هم قطعا تماس میگیره برای اضافه کردن و تمدید جدید …
منو همسرم اصلا نگران نبودیم و نیستیم چون می دونیم که روزی دست خداست و ما داریم قدم بر میداریم و همه چیز رو دست خدا سپردیم .
بخدا گفتیم که صاحب خونه و صاحب مغازه ما تویی و هر کاری که لازم باشه رو برامون انجام میدی ، برامون قرار داد می نویسی مبلغ تعیین میکنی و همه چیز عالی پیش میره.
حالمون خوبه احساسمون عالیه و قطعا قرار اتفاقات عالی تری برامون رخ بده .
یادمه چندین سال پیش وقتی همسرم هنوز کسب و کار خودش رو راه ننداخته بود و شاگرد بود شرایطی برامون پیش اومد که همسرم مجبور شد از جایی که کار میکنه بره یه جای دیگه ..
و دو بار شغلش رو تغییر بده اونم توی مدت زمان دو ماه … شرایط سختی بود و چند هفته از این دوماه همسرم بیکار بود،
ولی حس درونی من خوب بود ..همش با همسرم در مورد خدا حرف میزدم و بهش می گفتم خدا هوای مارو داره فقط باید ادامه بدیم ، و خود خدا می دونه توی اون شرایطی که 90 درصد خانم ها خودشون رو می بازند من حال دلم خوب بود ، عصر ها کیک می پختم غذای خوشمزه درست میکردم ،به زندگی و بچم میرسیدم و هر وقت همسرم با روزنامه کار به خونه می اومد با روی باز و قلب باز باهاش برخورد میکردم، اون موقع نه تو سایت
عضو بودم و نه قانون ها رو بلد ،ولی هر روز با خداحرف میزدم و می نوشتم و می نوشتم و از خدا کمک میخواستم و البته آرام بودم .
همسرم یه شغلی پیدا کرد در حد شاگردی ولی سر یک هفته صاحب کار قبلی کاری کرد که بیرونش کردند،یادم نمیره اونشب چقدر به همسرم امید دادم که این اتفاق به ظاهر بد قرار برامون راه جدیدی رو باز کنه ،دقیقا فردای همون روز همسرم شغلی پیدا کرد که صاحب کار با احترام به همسرم کار داد ،حتی شب ها می آورد در خونه می رسوندش ،دقیق دو هفته بعد به همسرم گفت من چند تا ماشین دارم یکی شون رو بنامت میزنم خرد خرد پولش رو بده و ما صاحب ماشین هم شدیم و اسمن همسرم شاگرد بود،علاوه بر صاحب کار خانوادش هم کلی بهمون احترام میذاشتن همسرم رو امین خودشون می دونستند و هر از گاهی توی مهمانی هاشون دعوتمون می کردند و کلی عزت و احترام می شدیم .
الان همسرم چندین ساله کسب و کار خودش رو راه انداخته و هر روزمون پر از موفقیت پیشرفت و نعمت هستش ،
من امروز این رد پا رو از خودم بجای میذارم ،امروز صبح یه اتفاق به ظاهر بد برای من رخ داده احساسم رو کمی بد کرده و من الان حالم عالیه احساسم عالیه و خودم رو آروم کردم و میدونم که خبرهای خوشی در راه و قرار اتفاقات عالی رخ بده .
چون می دونم خدا همه کارها رو برام انجام میده .
خدایا من نمیدونم ،من نمیتونم ،ولی تو هم می دونی و هم می تونی و من مثل همیشه خودم و کارم رو به دستان مهربان خودت میسپارم
سپاسگزارتم جانا
زندگی زیر چتر خداوند همیشه زیباست
دوستون دارم ️
به نام خداوند بخشنده رحمتگر
سلام سعیده جانِ عزیزم امیدوارم حال دلت عالی باشه و نور خدا در قلبت جاری امیدوارم روی موجِ مومنتوم مثبت سوار باشی و با جریان خداوند هم جهت ..
فکر می کنم داستان هدایتت به جزیره کیش و تسلیم بودنت در برابر خداوند رو 100 ها بار در کامنت های مختلف خوندم و هر بار قلبم باز شده و اشک هام جاری ، هر بار ایمانم قوی تر شده و خدا با کلمه به کلمه حرف هات باهام حرف زده مثل امشب ، اتفاقات عالیه هر روزم ، نشانه های واضح و امروزی که از صبح تا شبش برام پر از نور خدا بود و کامنت امشب شما همه چیز رو برام مُهر کرد مُهر تایید الله اکبر … من ازت ممنونم که می نویسی ازت ممنونم که هستی رفیق بهشتی من .
همین الان تصویرت جلو چشمام ظاهر شد اونم سوار بر یک اسب حنایی رنگ و می دونم که همین تصویر قطعا از سمت خدا بوده و باید امشب تو همین ساعت برات می نوشتم چون یک احساسه فوق العاده دارم .
از خدا می خوام همیشه لبت خندون باشه و دلت پر از عشق خدا ، دوست دارم و به خدای مهربان می سپارمت
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان و مکان.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به فاطمه جانم رفیق بهشتی و زیبای مننننن ، حال دلت رو خریدارم دختر … کامنتت پر از حس خوبه و مثل بوی خاک بارون خورده مثل عطر گل های بهاری به جان و دلم می نشینه و لبخند روی لبم میاره :) مثل همون بارون هایی که تجربه کردی کِف کردی منم از خوندن کلمه به کلمه کامنتت کِف کردم .
ترانه ها و هایکوهای قلبی قلبیت رو قربون ، بایدم با این قلب مهربون و عاشق شعر بگی … بس که لطیفی بس که رها و آزاد و وصله خداوندی.
جونم به هلیسا جان و کلمه های نورانی که یاد گرفته از طرف من صورت ماهش ببوس.
آخ جون عروسی منم چشام قلب قلبی شد فاطمه جونم :))) بهت خوش بگذره .
عاشقتم رفیق بهشتی
بمونی برام .. به نور آسمان ها و زمین خدای مهربانم می سپارمت .