درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محبوبه» در این صفحه: 1
  1. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 550 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به استاد عزیزم

    شاید ابتدا متوجه این قانون نبودم و درکش نمیکردم که احساس خوب=اتفاقات خوب

    این آگاهی رو می شنیدم و نمیفهمیدم. اما هر روز سعی میکردم فایل های دوره رو گوش بدم. بعد از شروع دور دوم دوازده قدم کم کم متوجه شدم و در زندگی دارم از این قانون بصورت تکاملی استفاده میکنم، نمیگم هر لحظه یادم هست اما همین که ناراحت میشم ذهنم آرلام میده که حالت رو عوض کن.

    شنبه این هفته که صبح آماده شدم برم سرکار متوجه شدم حلقه ازدواجم تو دستم نیست بعدازظهر همه جا رو گشتم نبود حتی پلاستیک زباله ها رو، حالا ذهنم شروع کرد که دیگه پیدا نمیشه و موجی از نگرانی به من حمله ور شد که فوری با خودم گفتم باید احساسم رو خوب کنم و با خودم میگفتم مثل چندسال پیش که گوشواره دخترم گم شده بود بعد از چند هفته پیدا شد، اینم پیدا میشه، تا ذهنم میخواست داستان درست کنه با خودم تکرار می کردم حتما پیدا میشه و خداوند از مال و جان من محافظت میکنه، باید احساسم رو خوب کنم و بخاطر مثلا انگشتر و دستبندم و… که الان دارمشون سپاسگزاری می کردم.

    همزمان فایل جلسه پنج از قدم یک رو داشتم گوش میدادم که استاد میگفتن در قرآن خداوند میفرماید ما حتما شما رو امتحان میکنیم با گرسنگی، از دست دادن اموال و عزیزانتون و…، و خداوند به صابرین بشارت می دهد و…

    خلاصه این صحبت ها رو که گوش میدادم میگفتم خدا میخواد من رو امتحان کنه و میگفتم انالله و انا الیه راجعون، ایمانم رو باید اینجا نشون بدم و به انگشتر گم شده توجه نمی کردم.

    خلاصه روز چهارشنبه رفتم ظرف بشورم و چند تیکه بیشتر نبود یه حسی گفت دستکش دست کن، اما حوصله ام نمیشد برای چند تیکه دستکش دست کنم اما دوباره این حس اومد و دستکش رو برداشتم بپوشم که انگشترم رو داخل دستکش بود پیدا کردم. بعد خدا رو شکر کردم و الان ذهن منطقی من بیشتر از قبل این قانون رو باور داره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای: