اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به خواهر نازنینم امیدوارم در آغوش پر مهر خدا شاد و لبخند داشته باشی
چیقدر خوشحال شدم که برام نوشتی
و چیقدر لذت بردم از کامنت زیبایت بدان همین که در این سایت هستی یعنی خدا انتخابت کرده و حالا حالا باتو کار داره مخاد عشق و رحمت اش را از این طریق برایت هدیه دهد
خواهر عزیزم اگر از زنده گی خود بنویسم باور نمیکنی چون هر ثانیه اش پر از لطف و معجزه های خداوند بوده است!
من از بچه گی بسیار اعتقاد قلبی به خداوند داشتم ولی چون باور های بسیار مخرب داشتم نمیزاشت که رشد کنم
اگر ما بتوانیم اعتماد کنیم خداوند صد در صد کار ها را انجام میدهد
یک مثال از زنده گیم بزنم خودت تحلیل کن این کار عقله یا قلب
من از دانشگاه فارغ شدم اونم در شرایط افغانستان و با بدهکاری چندین هزار دلار …
اینجا بود که جز اعتماد کردن به خداوند چاره نداشتم ، تصمیم گرفتم مهاجرت کنم چون با حقوق کارمندی مگ میشه اون همه بدیهی پاس کرد
اعتماد کردن همه چی است
نه کشور که مهاجرت کنم بلد بودم نه پول برای مهاجرت داشتم
نه کسی داشتم که برام ویزا بگیره
خلاصه اش کنم که قدم به قدم همه اینها به لطف الله درست شد
یکی گفت برات پول قرض میدم
یکی گفت برات استتممت بانکی درست میکنم ..
همینجور همه چی درست شد ما به لطف الله به کشور زیبای کره جمنوبی مهاجرت کردم
زنده گیم بعد از مهاجرت کاملا تغیر کرد
بدیهی ها پاس شد
قرض ها ادا شد
مادر و پدرم به آرزو هایش رسید
خودم به آرزویم رسیدم
خانه برای خودم خریدم
ماشین خریدم
بسیار تفریح های لذت بخش رفتم
مسافرت زیبا به کشور زیبای ایران رفتم
اینا را ذکر کردم نمونه های بولدتر بود
وگرنه اگر از تمام معجزات خداوند بنویسم باید ساعت ها نوشت
ببین اعتماد اینطور دروازه از نعمت را باز میکند
تشکر خواهر نازنینم که نوشتی و برای خودم یاد آوری کردی که هر روز قدردان تک تک نعمت های پروردگار مان باشیم
امیدوارم هر لحظه از زمین و آسمان برایت نعمت و خیر و برکت های خداوند در زنده گی ات بباره
سلام خدمت برادر توحیدیم؛امروز ازصبح هدایت شدم به کامنتهای زیبات ؛وچقدر کیف کردم ازاین همه نعمت وفراوانی که وارد زندگیت شده؛خدایا کجا بگردم بهتر ازاین خانواده قشنگ وگرانبهاپیداکنم،الگو دیگه ازکجا میتونم پیدا کنم ؛به خداوند خدا اینجا بهشت است ؛ آفرین برادر توحیدیم؛چقدر وقتی کامنت عزیزان را میخونم یه احساس،خیلی عالی میگیرم به قول استاد عزیز قلبم باز میشه؛خدایا شکرت برای این خانواده توحیدیم که دارم؛برادر عزیزم ایشالا هرکجا هستی درپناه خداوند سالم وسربلند وپیروز باشی؛
سلاااااااام به استاد عزیز و مریم مهربون و اهالی محترم سایت
یه خبررررررر خوش
من باز هم با یکی دیگه از دریافت هایی که از الطاف بیشمار الله بیهمتا داشته ام اومدم تا با نتیجه هام صحبت کنم
تا بگم که استاد من میخوام به یاری خدا از شاگرد اول های کلاس باشم
من میخوام همیشه درس هایی که از شما یادگرفتم رو توی عمل نشون بدم
خدا رو شکر مجوز وزارت ارشاد هم برای چاپ کتابم صادر شد
استاد چندنفری بهم گفته بودن خیلی سخته
انقدر گیر میدن
انقدر باید متن ها رو اصلاح کنی
تا بتونی مجوز بگیری
ولی من ایمان داشتم
که توکل همه چیزه
باور داشتم که متن های من بی نقصه
و نیاز به اصلاح نداره
باور داشتم خیلی راحت کار هام انجام میشه
باور داشتم وقتی کتابم رو مینوشتم خدا همراهم بوده
و هدایتم کرده من به قدری راجعه به باور هام اطمینان داشتم
و راجعه به این که هیچ کس هیچ قدرتی نداره تا جلوی خیری که خداوند برام قرار داده رو بگیره
که اصلا دعا نکردم که افرادی که در وزارت کار میکنن مجوزم رو تایید کنن
چون در نظرم اونا هیچ قدرتی نداشتن
بلکه فقط خدا رو شکر میکردم بابت تایید شدن کتابم
بابت آسان انجام شدن کارهایم
وبه خاطر می اوردم که در گذشته هم چطور من رو آسان کرده بود برای آسانی ها
و از شادمانی اون یاد آوری ها انرژی بیشتری میگرفتم برای سپاسگزارتر بودن
و با این که گفته بودند ممکنه تا دو ماه طول بکشه که نتیجه از وزارت ارشاد اعلام بشه
ولی فقط در طی یکماه هم شابک هم فیپا هم مجوز ارشاد به لطف خدا آماده وتایید شد
استاد همون طور که خودتون میدونید از طرف چاپخونه گفتن
باید صفحه شناسنامه کتابم که شامل متن ارسالی از فیپا و نام نویسنده و نام کتاب و انتشارات و تعداد نسخه و قیمت کتاب میشه رو کامل کنم
جزییات رو برای صفحه آرا ارسال کردم
من به جهت اینکه از قانون تکامل استفاده کنم تصمیم گرفتم از تعداد پایینی شروع به چاپ کنم
و تعداد کتاب رو نوشتم پنجاه نسخه
ولی کسی که کار صفحه آرایی رو انجام میداد و هم فردی که در چاپخانه با من در تماس بود گفتند که شما برای وجیهه اجتماعی میتونید تعدادچاپ نمادین رو داخل کتاب ثبت کنید
مثلا بنویسیددویست نسخه یاپانصدنسخه ولی پنجاه نسخه چاپ کنید
استاد اولش نجوادهاشروع شدکه
آره دیگه حتما این رویه کاره اشکالی نداره که هرکسی بخواد کتابم روبخونه اگه تعداد کم باشه چه فکری میکنه ؟
اگه تعداد بالا باشه خیلی جذاب تره
ومخاطب فکر میکنه خیلی فروش داره
ولی خیلی اجازه ندادم که نجوادها اوج بگیره وکار خرابی کنه
سربه زنگاه مچش رو گرفتم ودستم رودنگه داشتم جلودهنشتا دیگه ادامه نده
با چه باوری با همون باورهایی که تو یه فایلی از شما شنیده بودم
ودر تمام کارهام
یعنی میگم تمام
باور کنید درتمام کارهام
این فایل شما تو گوشمه که میگفتید
میخوای دریافت کنی اون الهامات رو
میخوای دریافت کنی اون هدایت هارو بایداحساست رو خوب نگه داری
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
از هر احساس نگرانی
احساس ترس
احساس کینه
احساس نفرت
احساس کمبود
احساس خشم
باوراتون رو عوض کنید
فکرتون رو عوض کنید
وزبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
ودست هایتان را از هر آلودگی در بازار
نیاز نداری دروغ بگی
نیاز نداری کلاه برداری کنی
وبپرهیزید از ناجوانمردی ها ناراستی ها و نامردمی ها
برای اینکه تو بیزینست موفق بشی
هیچ نیازی به این کارا نداری
دوستان هر روشی هر روشی که
کوچکترین کار مخفیانه و غیر قانونی و کلاه برداری شرعی وغیر شرعی
و هرچیزی شبیه به این رو بزاریدکنار
چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه بر سرسفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند
و بر بندتاب با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شماکفه های ترازو را میزان میکند
استاد من هر روز میرفتم پشت بام غروب خورشیدرونگاه میکردم و این فایل رو گوش میکردم
وحالا وقت عمل رسیده بود
بایدپرهیز میکردم از هر نوع آلودگی در بازار
نیازی نداشتم درغ بگم
نیازی نداشتم تعداد نمادین بنویسم
نیازی نداشتم با رقم فیک مخاطب جذب کنم
خدا یه اربابیه خیلی گردن کلفت خیلی ثروتمندمنم بندشم
وظیفشه کمکم کنه
من هم نگاهم اینه
بخاطرهمینم ازش میخوام
با چه باوری با این باور که میگوید
با این باور که انجام میدهد
بااین باور که همون طور که برام ایده شد
همانطور که برام متن شد
همانطور که برام نام کتاب شد
همان طور که مسیر باز دستیابی برای رویاهام شد
همانطورهم مخاطب میشود
وخریدار کتاب صادقانه ورقم های غیر نمادینم میشود
با خودم به قطعیت رسیدم که تعداد حقیقی رو چاپ میکنم
ولی راجعه به قیمت گزاری کتابم تردید داشتم
چون کار اولم بود هیچ پیش فرزی نداشتم
چاپخونه گفت میتونید دو تاسه برابر هزینه ای که برای چاپ هریک عدد کرده اید قیمت گذاری
کنید
من هم اول از همه قانون تکامل روبرای خودم یادآوری کردم
وباز هم به نتیجه نرسیدم با تایپیستم تماس گرفتم
چون ایشون قبلا انتشاراتی داشت در بسیاری مواردبه من مشورت های سازند ای داده بود
ایشون هم یه قیمت تقریبی گفت و گفت حدوداً یه قیمتی بزار
ولی باز هم در شک بودم دوست داشتم قیمتی باشه که از هر جهت تایید کنم
و باهاش راحت باشم
تو ذهنم داشتم بالا و پایین میکردم
و کارهام رو انجام میدادم
واز اونجایی که برای اینکه میخواستم تعداد نسخه ها رو نمادین ننویسم خیلی تواحساس خوبی بودم و کلی ذوق داشتم
که حالا وقته عمل رسیده
درهمین بالا و پایین کردن ها ولی با احساس رضایت و شادمانی بودم که
تایپیست پیام داد و یه قیمت رند گفت و خیلی صریح گفت این قیمت رو بزار
من هم خیلی برام جالب بود
وقیمتی بود که به دلم نشست
واحساسم بهم گفت این درسته
و هدایت رو با وجود پذیرفتم
و خلاصه صفحه شناسنامه کتابم
به خوشی و بدون نیاز به دورنگی
کامل شد
خدا رو شکر که قراره تا هشت روز کاری کتاب های چاپ شده رو تحویل بگیرم
وایمان دارم در زمان مناسب خداوندبه بهترین شکل من روهدایت میکنه برای نحوی فروش آسان و مخاطبینی که منتظر خواندن کتاب من هستند
چقدر قلم زیبایی دارین و چقدر زیبا توضیح دادین آموزش های استاد رو با تجربه واقعی خودتون ؛ چقدر درکش برای من آسون تر شد ، تبریک میگم بهتون بابت چاپ کتاب و بیشتر تبریک میگم که چقدر قشنگ قانون رو مو به مو اجرا کردین و نتیجه ها یکی بعد از دیگری تجلی پیدا کرده تو زندگیتون ، خیلی ممنونم که این تجربیات قشنگ رو با ما به اشتراک گذاشتین
درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶ – شرایط دریافت هدایت الهی- سه شنبه 14 بهمن ١۴٠۴
به نام نور آسمان ها و زمین
ای در این حادثه ها ، نام تو آرامش من
ای حواست به من و حال دل سرکش من
ای خیال خوش لبخند تو امنیت من
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من
دلتنگ توام که به داد دلم برسی
تا عشق تو را نفسی ندهم به کسی
من گمشده ام تو مرا به خودمبرسان
تا با نفست بتپد دل تنگ جهان ، ای نبض زمان ، ای قلب جهان
قامت عشق در آیینه ماه افتاده
در دلم شوری از این عشق به راه افتاده
میشود دور تر از چشم جهان دور تو گشت
ای که تنهایی و تنها به تو باید برگشت
سلام به روی ماهتون
هدایت شاید شیرین ترین واژه ای باشه که من از اون موقع که با استاد آشنا شدم ، صدها بار تجربه و زندگیش کردم
هدایت برای من تمام اون لحظه های التهابی بوده که من یاد مثال دست تو آتیش کردن استاد افتادم و قلبم آروم گرفت
هدایت برای من مشتری های چند میلیاردی بودن که به طرز جادویی سمت من هدایت شدن اونجایی که من یه ریزه روی باورهای ثروت سازم کار کردم
هدایت برای من اون لحظه ای بود که جلسه اولی که با کیس الان آشنا شدم ، اومد پیام بدم بعید میدونم ما بتونیم ادامه بدیم ولی یه نیرویی گفت ادامه بده و ادامه دادم و اتفاقات عالی یکی پشت دیگری افتادن
هدایت برای من تمام لحظاتی بود که گم شده بودم ولی تو من رو به خودم برگرداندی
هدایت برای من اهدافی بود که اول سال توی تقویم م نوشتم و دیروز از تیک خوردن شون بغض کردم و اشک ریختم که : ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ : قسم به قلم و هر آنچه مینویسد
هدایت برای من ، تمام خواست لحظه به لحظه من از یگانه الله یکتاست
سلام به استاد عزیزم چقدر کامنت های بچه ها حس خوبی بهم میده با اون جمله ی سمیه عزیز که گفتن من تکه ای از خداوند رو درون خودم دارم یه حس آرامش عجیبی بهم دست داد یهو همون لحظه یه تصویر دیدم که یه نور سفید از قلبم به سمت آسمون وصله که همیشه این اتصال وجود داره و منو رها نمیکنه خیلی حس قشنگی بود و پر از آرامش شدم که جای هیچ نگرانی ای نیست این خداونده که داره منو حمایت میکنه و چقدر این حس و دوست دارم و دلم میخواد که همیشه این حس آرامش و اطمینان و داشته باشم استاد عزیزم چکار کنم که این حسم عمیق تر بشه و یا از بین نره
عاشقتم استاد عزیزم که همیشه بهترین فایل هارو میزارید
زمانی میتونیم شهود و هدایت رو دریافت کنیم که حالمون خوب باشه،احساس مون خوب باشه
حتی اگر پیامبر باشی نمیتونی هدایت رو دریافت کنی اگر که عصبانی باشی ،اگر که احساس بدی داشته باشی
پس موقعی که اتفاق ناجالبی می افته باید نگاه تون از زاویه ای باشه که احساس تون خوب باشه
بهترین باور برای رسیدن به احساس خوب باور الخیر فی ماوقع هستش
●یاد اوری کنید لحظه هایی از زندگی تون رو که شرایط به ظاهر سخت بود ولی چون احساس تون رو کنترل کردید همه چیز به نفع شما شد؟
سال 1403 تیر ماه بود رفته بودیم شمال شهرستان همسرم ،اونموقع همسرم ماشینش خیلی قراضه بود ،شب راه افتادیم به ترافیک نخوریم تا به ماشین فشار نیاد
از قضی ماشین خود به خود خاموش شد ولی خداروشکر یه جایی خاموش شد که چند نفر ادم بودن و یه زمین بزرگ با یه سری روشنایی
همسرم رفت دنبال کمک تا ماشین درست کنه و راه بیافتیم (ساعت 12 شب ،جاده چالوس ،تاریک و همسرم تنها و من و خواهرشوهر ودختر خواهر شوهرم سه تا زن بودیم)
واقعا شرایط ترسناک بود و ترسناک تر شد
یدک کش اومد ماشین برد به یک مکانیکی
اونجا 3 تا پسر جوون بودن ،3 تا سگ هار بود که حمله میکردن ،ما هم سه تا خانم بودیم و همسرم که ماشینش خراب بود.
شرایط واقعا ترسناک بود
اگر اون سگ ها بهمون حمله میکردن یا پسرا میخواستن بهمون دست درازی کنند هیچ کاری از دست همسرم و ما 3 تا خانوم بر نمی اومد
من همون موقع با یک فاصله ای از دخترا همسرم تنها وایسادم ،اومدم سایت تا ذهنم رو از موضوع منحرف کنم و احساسم رو کنترل کنم
خیلی برام جالب بود همون موقع یه کامنتی در مورد کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم دیدم
و جالب تر اینکه دیدم کیف پولم 100 هزار تومن شارژ هست
به قیمت کتاب نگاه کردم به کیف پولم نگاه کردم دیدم بله من به راحتی میتونم این کتاب رو داشته باشم و همون جا ساعت 12 شب توی جاده چالوس تو تاریکی و تنهایی این پاداش خداوند رو دریافت کردم و از همون جا شروع کردم به خوندن کتاب و کم کم شرایط مساعد شد و همسرم تونست یه ماشین با قیمت مناسب تر پیدا کنه و ماشین ببره شهر و خودمون هم رفتیم خونه خاله همسرم و جالب اینکه اون شهر خاله همسرم خیلی خیلی قشنگ بود و من از دیدن اون همه زیبایی واقعا به وجد اومدم و مدام در حال تحسین بودم و حتی 2 میلیون تومن به من و همسرم کادو داد خاله همسرم
و فرداش ماشین درست کردیم و راه افتادیم
و این 3 تا موضوع
●کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم
●دیدن شهر بسیار زیبای خاله همسرم(بند پی نوشهر)
●دریافت 2 میلیون تومن کادو
پاداش های کنترل ذهنم در شرایط خیلی سخت جاده چالوس بود
و خودم واقعا حیرت میکنم از اینکه خداوند کمکم کرد و این اتفاق افتاد و من تونستم ذهنم رو از شرایط خیلی بد بردارم و به سایت استاد که خیلی علاقه دارم توجه کنم.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین و همفرکانسیای دوست داشتنیم امیدوارم همگی سلامت باشین
استاد عزیزم با شنیدن این فایل که یادآور قوانین خوب و حیرت انگیز خداونده چند مورد که تازگی برام اتفاق افتاده و نتیجه ی توجه به قانون حال خوب مساوی اتفاقای خوبه رو میخوام براتون بگم که قانون برای خودم بیشتر تثبیت بشه
استاد عزیزم من سالهاست تو اینستاگرام فعالیت دارم بخاطر علاقم به عکاسی و آشپزی و شیرینی پزی
از سه سال پیش تا الان بارها تصمیم گرفتم کانال یوتیوب بزنم و فعالیتم رو اونجا ادامه بدم ولی هربار روابط دوستانه ای که تو فضای اینستا برام شکل گرفته بود و با تحسین هایی که میکردن و حال خوب مقطعی بهم میدادن مانع خروجم ازون محیط میشد
درسته حال خوبی از به اشتراک گذاشتن عکسام و آموزش هام با بازخوردی که بهم میدادن داشتم ولی بخاطر ورودی هایی که ناخواسته وارد ذهنم میکرد و منو به فضای مقایسه که بدترین حالت تعامل هست میبرد
هربار میگفتم دیگه این پست آخرمه و خداحافظی میکنمو میام بیرون بازم نمیشد
تا اینکه رسیدیم به 18 دی و شروع قطع شدن اینترنت تو ایران و داستانایی که پیش اومد
و من بجای ناراحتی از قطع شدن نت و حتی خطوط تلفن همراه ازین بابت بینهایت خوشحال شدم چون از خدا خواسته بودم خودش شرایطی رو فراهم کنه که این اتفاق برام رقم بخوره و هدایت بشم
البته که ظاهر خیلی تلخی داشت و اتفاقات ناراحت کننده بودن ولی من نظرم این بود که اون افراد به انتخاب خودشون دیگه تو این دنیا نیستن
و باید احتمال چنین بازخوردی رو از طرف مقابل میدادن طبق گفته ی خودتون و قانون خداوند هیچ قدرتی از قدرت خدای مهربون بالاترنیست و باید راضی بود به الخیر فی ماوقع
اینکه از غیر خدا توقع داشته باشیم دستمونو بگیره کمکمون کنه و حالمون رو خوب کنه خب قطعا نتیجه ای بهترازین نمیتونست داشته باشه
سرتون درد نیارم استاد عزیزم من تو اون ایام که چند روز پیش هم براتون دربارش نوشته بودم شروع کردم به تمرکز گذاشتن بیشتر روی فایل هایی که دانلود کرده بودم و دوره ی بینظیر دوازده قدم که تو گوشیم داشتم از قبل بعد از چند روز دلم میخواست فایل جدید ازتون ببینم و بشنوم که هدایت شدم به آپارات که با نت ملی وصل میشد و کلی خوشحال شدم که اونجا هم پیداتون کردمو نهایت استفاده رو بردم و حالمو خوب نگه داشتم ورودی منفی هم آگاهانه نداشتم چون گروه ها و کانال ها حتی غیرخبری همگی آرشیو و میوت بودن البته به لطف شما و آموزه هاتون
ولی خب تو این شرایط حتی تو فروشگاه مغازه مهمونی بالاخره مطلبی یا خبری از اوضاع به گوشم میرسید که ازشون اعراض میکردم و هروقت ترسی به دلم میافتاد از شنیدن خبرا با خودم میگفتم لا تخف و لاتحزن هیچ برگی بدون اذن خدا به زمین نمیفته و قدرت خدا برترین قدرت تو جهان هستیه
و دلم چنان آرامشی میگرفت که انگار منو همسر و بچه هامون و خونمون تو یه سیاره دیگه هستیم انقدر خودمو تو بغل خدای مهربون میدیدم
و لذت میبردم که قابل وصف نیست
وشکرگزارش بودم که منو از فضای ناجالب اینستا و کلا سوشیال مدیا دور کرد به روش خودش
چنانچه خودمو موظف کردم هرروز فایل های جدیدی که میزارین رو گوش کنم و کامنت بزارم
تو این مسیر لذتبخش بودن یجورایی ذهنمو تصفیه کرده چنانچه الان که نت ها وصل هست و من برای مراجعه به پیج خودم و اسکرین گرفتن از چند رسپی رفتم دیدم همه تو اینستا فعالن بازم به شیوه ی ناجالب دیگه اصلا دلم نمیخواد به اون فضا برگردم انگار جلوی پیشرفتمو گرفته بود بااینکه قبل ازین وقایع هم رو خودم کار میکردم ولی خب ساعتایی که اونجا بودم بیشتراز ساعتایی بود که تو سایت توحیدی شما بودم همین مسئله باعث میشد تمرکزم یه جا نباشه و دائم در تلاطم باشم و مثبت متزلزل باشم بااینکه شما تأکید میکردین باید بهبود دائمی داشته باشیم تا به خواسته هامون برسیم
شیطان خیلی قشنگ منو قانع میکرد که تو که سرت تو کار خودته از فلانی و فلانی کمتر پست و استوری میزاری اگه اینجا نیایی چه تفریحی داری
و من متوجه نبودم چقدر دارم از مسیر دور میشم هربار متعهد میشدم بازم زیر قولم میزدم تا اینکه کارمو تماما سپردم به دستان پرتوان خدای مهربون و الله مثل همیشه به سمت بهترینها هدایتم کرد
حالا نتیجه ی این موضوع چی بود حال خوب مساوی اتفاقای خوب
که مهمترینش حل شدن مشکل کاری همسرم بود که سالها درگیرش بود و به هیچ شکل راه حلی براش نبود
که به لطف الله در حال حل شدنه
خیلی موارد کوچک بوده که شکرگزار تک تکشون هستم
ولی تازه ترینش همین دیروز بود که یه تضادی تو روابط برامون پیش اومد که همسرم اون بنده ی خدا رو ارجاع داده بود به من
دیروز صبح که از خواب بیدارشدم تو ذهنم با اون فرد دائم در حال دعوا بودم و با خودم میگفتم اگه زنگ بزنه همه ی این حرفا رو بهش میزنم و تمام
یه کم که گذشت و روتین روزانم رو انجام دادم تو تمرین ستاره قطبی نوشتم خدایا من نمیدونم چه برخوردی مناسبه این فرده که باهاش انجام بدم خودت هدایتم کن
و آروم شدم
و تونستم الهاماتش رو دریافت کنم که قربونش برم هدایتم که به عقل کل و چقدر عالی جواب سئوالم رو از دوستان خوبم گرفتم و برای اولین بار تو عقل کل هم کامنت گذاشتم
و به لطف الله مهربان هدایت شدم به دوره ی عزت نفس
که دیگه تو محصولات نیست
استاد چقدررررر کارتون درسته همون لحظه باخودم گفتم کاش لااقل استاد جایگزین این دوره هایی که دیگه نیستن رو بگن و هدایت شدم که خودت بپرس حتما پیدا میکنی به محض طرح سئوالم گروه تحقیقاتی عباسمنش بهم جواب دادن که استاد عزیز دائم در حال بهبود دادن و به روز رسانی محصولات هستن و بجای عزت نفس دوره ی کاملتر و جامع تر احساس لیاقت در دسترس شماست کلی خوشحال شدم و خداروشکر کردم که انقدر سریع جوابمو داده
ازخودش خواستم پول این دوره رو بهم برسونه چون الان تو شرایط خریدش نیستم
خلاصه استاد با استفاده از راهنمایی دوستان خوبم تو کامنتا و پاسخ های عقل کل به بهترین شکل برخورد با اون فرد هدایت شدم و شرایط جوری برام تغییر کرد که اون فرد دیشب تماس گرفت با من و مسئله به نفع من و همسرم تموم شد به خیروخوشی
اون بنده خدا جوری تحت تأثیر نفوذ کلام آرام و محترمانه ی من قرار گرفته بود که تماما پذیرفت اشتباه از طرف خودشون بوده و تموم شد با اینکه اصلا فکرشو نمیکردم انقدرررر قشنگ خداجونم برام بچینه
بازم ازتون ممنونم که نور هدایت ما هستین و دستی از دستان پرتوان خدای مهربون که مارو به درجات بالای انسانی و روحانی میرسونین
در پناه خیرمطلق جهان هستی براتون بهترینها رو خواهانم سپاسگزارم که کامنتمو میخونین و هرلحظه به بودن تو این مسیر دلگرم ترم میکنین
موضوعی که مدتهاست خداوند به من متذکر میشه اینه: هیچ اتفاقی باعث رنج نیست!! هر چیزی اون بیرون باعث رنج توست، داره به تو میگه که باورهای ریشه ای و ذهنی متناسب با اون موضوعات داری که اون باعث رنج اوست
در واقع موضوعات به خودی خود تاثیری در احساس ما ندارند، مگر به واسطه تفسیر ذهنی ما از اون موضوعات
احساس طبیعی و ریشه ای ما که از وجود خود آی ما نشات گرفته، زیر نگاه ذهنی ما مدفون شده
وقتی این شد، احساسات ما ناشی از درک حقیقت نیست، بلکه ناشی از تفاسیر ذهنی ماست
در نگاه حق بین آرامش مطلقه، و به اندازه ای که ما از حالت آرامش بی قید و شرط دور میشیم، در واقع داریم در نگاه های ذهنی اسیر میشیم
و هر چقدر نگاه ما الهی میشه، ما درک میکنیم حقیقت لذت رو، ما درک میکنیم حقیقت اشیا رو، ما وقتی آتش رو میبینیم، آتش میشویم، ما آتش را میفهمیم…
کودک حالش خوبه، سرخوشه، اگر ناراحتی میکنه، این ناراحتی صرفا حرکتی برای دفع عامل بیرونیه، اما این ناراحتی نشات گرفته از تفسیر ذهنی نیست و بنابراین به نشخوار ذهنی تبدیل نمیشه، برای همینه که کودک وقتی گریه میکنه، بعد از چند دقیقه آرام میشه
چون هنوز ذهن منطقی و قضاوتگرش شکل نگرفته
چون هنوز خود آی درونش رو بی واسطه درک میکنه، و اونو با نگاه ذهنی محدود نمیکنه
که بگه من ارزشمندم اگر…
که بگه من خوشبختم اگر…
نکته مهم اینجاست که وقتی ما در مرتبه ذهنی، باورهای غلطی داریم، این باورها هم در مواجهه با امور مرتبط باعث رنج ما میشن، و هم خود این باورها اون مسئله رو ایجاد کردن
اول به خودم میگم
کسی که از مشکل مالی رنج میبره، یعنی ارزشمندیشو به شرایط مالی گره زده، یا اینکه ارزشمندیشو به نظر دیگران وصل کرده و چون دیگران بخاطر شرایط مالیش تاییدش نمیکنن بنابراین رنج میبرده یا دلایلی مثل این
و خود این باورها که رنج های ما رو ایجاد میکنن مسائل رو ایجاد میکنن، یعنی همین وصل کردن ارزشمندی به مباحث مالی، ما رو از شرایط مطلوب مالی دور میکنه
همین وصل کردن خوشبختی به شرایط مالی یا نظر دیگران یا … ما رو از ثروت دور میکنه
من نیاز دارم همیشه اینو به خودم متذکر بشم، من قرار نیست پول بسازم برای اینکه حالم خوب بشه، بلکه من با کار کردن روی باورهام و شکستن باورهای غلط، باید آگاهی و حال خوب بی دلیل خودم رو باز پس بگیرم، و به موازات این اخلاص و خالص شدن، ثروتی که با باورهای غلط مسدود شده بود جاری میشه، انشاءالله
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت شش 6 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت ششم، که در رابطه با موضوع : ” شرایط دریافت هدایت خداوند ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
اگر تعریف ما از شهود این باشه که خداوند داره ما رو در مسیر هدایت میکنه، « همانطور که در قرآن فرمودن : بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم » « البته یعنی هدایت به سمت و هر طرفی که خودمون بخوایم » ، اگر شهود رو به عنوان این قضیه در نظر بگیریم زمانی ما هدایتهای خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اگر ما تو حالت عصبانی باشیم شیطان فقط داره با ما صبحت میکنه، یعنی در اون زمان و لحظه اون چیزی که به اسم شهود میشنوی اون شیطانه !، تو حالت غم و ناراحتی و خشم این شیطان هست که در واقع با ما داره گفتگو میکنه، و خداوند در قرآن هم میفرماید : که نبوده زمانی که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان نجواهاش رو ارسال نکرده باشه، در تمامی موارد شیطان هر لحظه داره نجوا میده و این اتفاق افتاده، و این رو استادجان چه مثال درستی رو گفتن که ما هر روز داریم در زندگی خودمون میبینیم این موضوع رو، وقتی که ما اعصابمون خورده و افکار منفی و … توی ذهن ما میاد، و اگر که ما بتونیم توی اون شرایط نامناسب فقط و فقط تمرکز به زیباییها و نکات مثبت رو داشته باشیم و فقط به این موضوعات تمرکز کنیم اون وقته که هدایت میاد، اون وقته که « شهود » کار میکنه، در واقع شهود توی احساس بد نمیتونه بیاد، و اگر هم که کسی احساسش بد باشه نمیتونه هدایت رو دریافت کنه.
شرایط دریافت « هدایت »، شرایط دریافت « پیام خداوند »، زمانی اتفاق میفته که قلبمون بازه، وقتی قلب بسته باشه که چیزی دریافت نمیکنیم، اگر که ما این موضوع رو درکش کنیم اون وقت زمانیکه اتفاق ناجالبی میفته میتونیم از یه زاویهای نگاه کنیم که بگیم الخیر فی ما وقع، هر اتفاقی هم افتاده خیرش به اینه، اگر بتونیم اینجوری نگاه کنیم به این اتفاقات و بتونیم با این نگاه خودمون رو آروم کنیم اون وقته که خداوند میاد میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار، و بعدش قدم بعدی رو برمیداریم بعد یه سری اتفاقات میفته، بعد دوباره حالمون رو خوب نگه میداریم و بعدش هم قدم های بعدی اتفاق میفته، یعنی این هدایته که داره میگه که یه کاری انجام بده، و هدایته که میاد بهمون یه کار عملی رو میگه.
این دنیا یه دنیای فرکانسی هست، و ما در درجات و طبقات مختلف فرکانسی هستیم، توی فرکانس منفی و ناراحتی و در واقع وقتی که حالمون بده و خشم و غم و احساس بد و افسردگی و … و در واقع هر نوع احساس بدی که میتونیم اسمش رو بزاریم، و در واقع توی اون طبقات پایین ما دسترسی به آگاهیهای بالا رو نداریم و این فقط شیطان هست که داره با ما صحبت میکنه، و ما زمانی دسترسی به آگاهیهای بالا رو داریم که بتونیم از اون احساس خودمون رو آگاهانه بیاریم بیرون، و وقتی که از اون فضای منفی بیایم بیرون و در واقع به اون آرامشِ برسیم یه سری هدایتها میاد و بهمون میگه که چه کارهایی رو باید انجام بدیم، و زمانی که انجام میدیم این کارها رو با خداوند هم جریان میشیم و توسط خود خداوند هدایت میشیم و بعد از مدتی میبینیم که زندگیمون از این رو به اون رو میشه.
و وقتی هم که یه سری اتفاقات به ظاهر منفی و بد و ناجور میفته، و زمانی که ما بعدش سعی میکنیم خودمون رو آروم کنیم، و بعدش به شکلهای مختلف میبینیم که یه سری هدایتها میاد و بهمون گفته میشه که ما باید چیکار کنیم، و زمانی هم که گام برمیداریم و حرکت میکنیم خواهیم دید که نتایج هی بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشن.
پس بنابراین نتیجه گیری که میکنیم در بحث شهود اینه که اون منبع هدایت و نور راهنمایی خداوند همیشه وجود داره و همیشه در دسترس هست، ولی زمانی ما میتونیم دریافتش کنیم که بخوایم، با همینجوری که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم توی اون شرایط و نزاریم که شیطان بر ما مسلط بشه و یکی از بهترین تفکرها هم همین الخیر فی ما وقع هست، و این یه باوره، وقتی که اتفاقات به ظاهر بد بیفته و توی ذهن ما الخیر فی ما وقع باشه اون اتفاق رنگش عوض میشه توی ذهن ما، شاید از نظر بقیه هنوز خیلی ناجالب باشه ها، ولی توی ذهن ما رنگش عوض میشه، اونکه رنگش عوض میشه و اونکه احساسش اونقدر بار منفیش کم میشه و بار مثبتش یه ذره بیشتر میشه ( ما فقط باید بتونیم یه ذره حالمون رو بهتر کنیم و هی اون رو گسترش بدیم )، و ادامه بدیم تا برسیم به یه حالت آرامش، با همین باور که خداوند فقط و فقط برای من خیر مطلق میخواد، شاید ظاهرا یه اتفاقا ناجالب باشه ولی حتما خیری توش هست اگر که ما بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم.
به قول استاد اگر که بدونیم احساس بد آتیشِ میتونیم جلوی خودمون رو بگیریم که دستمون رو توی آتیش نکنیم، فقط مشکل اینجاست که ما نمیدونیم این احساس بد اینقدر بده، ما نمیدونیم این سمِ، سمِ وحشتناک هست و از هر سمی خطرناکتره احساس بد، اگر که ما بدونیم اینقدر خطرناکه حتماً یه راهی براش پیدا میکنیم، حالا یا با تغییر نگاهمون، یا با به یادآوردن اتفاقات ناجالبی که بعدا خیر شده توی زندگیمون، ما یه عالمه اتفاق ناجالب برامون اتفاق افتاده قبلا هم و دیدیم که تهش خوب در اومده، و یا با اون نگاهی که میگه هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت، این یه باور قویتری هست، یه باوریِ که پس قویتر شدم، و این اتفاق از من یه آدم قویتری ساخت، و بینهایت مثال داریم از آدمهایی که توی شرایط خیلی سخت و بلاهایی که سرش اومده بجای اینکه باعث بشه بزنتش زمین باعث شده که حرکت کنه و انگیزه حرکت رو داده بهش، و اگر که ما بتونیم با این نگاهی که اگر بتونیم احساسمون رو توی هر شرایطی خوب نگه داریم و هی بهتر و بهترش کنیم « لاجرم » اتفاقات خوب میفته برامون و این قانون خداوند هست، و باید تلاشمون رو بکنیم که به این حد از ایمان برسیم و هی این ایمان رو بیشتر و بیشترش کنیم، و وقتی که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم اینقدر اتفاقات خوب و زیبا برامون میفته که میتونیم بگیم که اصلاً اتفاق بدی برام نیفتاده این سالها و همش خیر بوده و خیر، و اینقدر درصد اتفاقات خوب زیاد میشه برامون و … .
بنابراین این کاری هست که ما باید انجام بدیم، و ما باید به این وضوح برسیم که قانون هست که به ما میگه احساس خوب = اتفاقات خوب، و احساس بد = اتفاقات بد، اون زمان هست که ما میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم، ممکنه کار راحتی نباشه اما کار شدنیای هست، و اگر که بتونیم این کار رو انجام بدیم جایزهش و پاداشش رسیدن به هر آنچه که میخواهیم هست و داشتن زندگی عالی در تمام ابعادش هست.
خدا میدونه که من چقدر به این فایل احتیاج داشتم، و از خدام هزاران بار سپاسگزارم که من رو در زمان مناسب به مکانهای مناسب هدایت میکنه، و جواب و پاسخ سوالات من رو به بهترین و راحتترین و مفهمومیترین شکل ممکن بهم میرسونه، دیشب یه سری اتفاقات افتاد و منم سعی کردم که همین نگرش مثبت رو داشته باشم به موضوعات و …، اما میخواستم که نظر استاد رو هم در این باره بیشتر بدونم و به دنبال فایل مناسب در رابطه با اون موضوع میگشتم، و همین شد که امروز صبح اولین فایلی که دارم گوش میکنم در رابطه با همون موضوع هست، و واقعا که بعد از شنیدن و نوشتن این فایل ایمانم هزاران برابر بیشتر شد، و تونستم یه سری ایرادهام رو پیدا کنم و …، و سپاسگزار خداوندم که خودش من رو در بهترین زمان به بهترین جواب ممکن رسوند و هدایتم کرد تا که ردپام رو هم به ثبت برسونم.
خدایاشکرت برای همه چیز، هر چیزی که از تو به من میرسه سراسر خیر و خوبی هست، واقعا الآن بعد از شنیدن این فایل میتونم بگم که حسم هزاران برابر بهتر شد، خدایاشکرت ❤️🙏🏻، واقعا الآن میخوام شروع کنم به شکرگزاری و هر چقدر که بیشتر ادامه میدم به این نتیجه میرسم که ما هیچوقت نمیتونیم شکر نعمتهای خدا رو به جا بیاریم، حتی اگر هر لحظه هزاران بار خداوند رو شکر کنیم بازم کمه، خدایاشکرت بخاطر همه چیز، بخاطر این مسیر هدایت، بخاطر داشتن استادی به این خوبی، بخاطر ادامه دادن و گام برداشتن و هدایتم در این مسیر زیبا، بخاطر تمام نعمتهایی که هر روز بیشتر بهمون میدی، خدایا تا تو رو دارم همه چی دارم، خدایا شکرت، هر چه از سوی تو رسد سراسر خیر است، و همه چیز دست توعه خداجونم ❤️🙏🏻
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
هدایتم میکنی به دریافت الهامات قلبی که از سمت توست
الهی صد هزار مرتبه شکر
من دیشب جایی ا ومدم که بسیار بسیار خونه زیبا و انرژی مثبتی است خونه خاله ام
چون که قبلا با یک باور بیمار گونه و محدود کننده به رسیدن به خواسته هایم فکر میکردم یه حسرتی تو دلم بود که خدایا اخه چطوری. از کجا، مگه میشه، به همین دلیل به طرز بدی هدایت شدم به سمت خواسته ام حالا این کلماتی هست که من از درون دریافت میکنم نمیدونم تا چه حد فرکانسش و درک میکنید….
من از روستا با فاصله ی دو ساعت راه با ماشین ، یعنی از روستای داشلی قلعه تا خراسان شمالی، استان بحنورد زندگی میکنم
خواهر کوچیکم، برادر بزرگم، خاله ام و بیشتر اقوام دور و نزدیکم تو بجنورد زندگی میکنن چند روز قبل حالم یه خورده دگر گون بود انگار دنبال یه چیز گم شده ای بود. انگار روحم میخواست از پیله بیاد بیرون و من هم فقط دوست داشتم هر اتفاقی میخواد بیفته بیفته مهم اینه که من به اصل خواسته ام که دیدن خواهر و برادرم هست برسم.
اما از یک طرف ذهن بسیار مقاوم و چموشی داشتم که اخه چطور میتونی بری تو که فعلا تو شرایط خاصی از لحاظ مالی هستی و همسرت هم که اجازه نمیده. .. .( همش ذهنیت محدود من بود که اینا رو برا خودش ساخته بود) با خودم گفتم اگه مشکلی برا سلامتیم پیش بیاد حتما دکتر رفتن رو دیگه همسرم چیزی نمیگه. که دقیقا من به شکل ناجوری از پا درد رنج بردم و یه مشکل دیگه اضافه شده بود من هم از خدا خواسته که حالا خوب شد اینجوری میتونم برم گردش و برم اب و هوایی عوض کنم چون مسافرت رو خیلی دوست دارم. خلاصه همسرم پول جور کرد من اومدم بجنورد اما اینجا دیشب 14/11/1404 یه اتفاقی برام افتاد که گفتم خدایا بالاترین خوشبختی سلامتیه دیگه چیزی بالا تر از سلامتی برا خوب زندگی کردن نیست بهم تلنگر خورد که افکار بسیار بیمار گونه ای داشتم
من میتونستم از قدرت خلاقم به شکل عالی تر این درخواست رو رقم بزنم پس چرا انجامش ندادم
منی که در طول شبانه روز فایل تو گوشمه پس چرا درس هامو نمیگیرم پس چرا هنوز تو قعر نداری و بدبختی به سر میبرم
چرا تنگر نمیخورم
چرا هنوز هم ناخواسته هام بیشتر از خواسته هام قدرت دارن و رخ میدن
چرا هنوز درس نگرفتم که شکر خدا همون لحظه شوهر خاله ام باعث قطع این مومنتوم منفی شد و حال و احساسم رو مثبت کرد
خدایا شکرت چقدر خالص شده این ادم
چقدر صحبت هاش برام لذت بخش شده
درسته من تودل تضاد بودم. اما خیلی خوب درسم و گرفتم و خدا هدایتم کرد به این اگاهی های ناب ازساعت 4صبح تا الان که 9:48دقیه است من پنج شش بار گوش دادمش خداوند هدایتم کرد به الهامات قلبی ام که یاد بگیرم درست بخوام، خوشگل بخوام.زمانی هدایت های خداوند را دریافت کردم که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خودم را به احساس خوبی رساندم
وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” بودم “الهامات درونی” خود را غیر فعال کرده بودم برای همین درس هایی که باید میگرفتم را نگرفتم
خداجونم ازت سپاس گزارم
و چقدر عالی این فایل برای نشانه امروزم اومد برای حال و احساس همون لحظه ام اومد الهی صد هزار مرتبه شکر
خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند خیلی خوشحالم که به درک درستری رسیدم
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم میکند به مسیر درست و به مسیر کنترل کردن ذهن خدایا دستمو بگیر نذار از مسیر خارج بشم من دستمو به دستانت میدم الهی شکرت هزاران هزار مرتبه
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
چند روزیه که نمیتونم فایل گوش بدم و زیاد نمیتونم روی ذهنم تسلط داشته باشم چون هم زمان با جهیزیه بردن دخترم شده با جابجایی و مهمان اومدن خونش روبرو شده و یکم از کارهام راضی نیستم
و امروز صبح از خواب که بیدار شدم فهمیدم که باید بیشتر هواسم باشه به کارهام و به ورودیه ذهنم
چه چیزی میگم و چه حرفی میزنم و گفتم بعد از صبحونه خوردن برم یکم شکرکزاری بنویسم یکم حاله خودمو خوب کنم به خودم انرژی بدم
و از خدا ممنونم که الان هم هدایتم کرد به نوشتن
و دوباره به مسیر برگشتن
خدایا من لایق هم صحبتی و هدایت بیشتر رو دارم
خدایا من لایق نعمت و ثروت و فراوانی هستم
دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
بنام خداوند تبارک و تعالی
بنام خدای که رحمت اش بی نهایت و مهربانی اش همیشه گی
سلام خدمت اساتید عزیزم، خانم شایسته نازنین و دوستان توحیدی ام در این غار حرا !
از خداوند میخواهم که یک ذهن قوی بده تا بتونم هر لحظه از پس کنترول ذهن برایم و حد المقدور احساسم را خوب کنم
وای من اگر داشتان خوده براتون قصه کنم شاید باور نکنید ولی ذهن تا این حد میتونه آدم فریب بده همه چی کنترول ذهن است که واقعا من در این زمینه ضعیفم
چون اونقدر مرا زیر سیطره خود برده که چندین بار افسرده گی شدید را تجربه کردم
ولی خدای که مهربانی اش و رحمت اش بی نهایت است باز هم چنان از نعمت خود مرا بهره مند ساخته که زبانم به این حد از نعمت قاصر است
باور تون میشه آدم که افسرده نا امید باشد خدا رهاش نمیکنه خدا کار نمیکنه شاهکار میکنه
منی که از همه جا و همه کس نا امید شده بودم خدا رهام نکرد
الله جانم مرا هدایت کرد به یک کشور بی نهایت زیبا و دوست داشتنی کره جنوبی
وای که این مهاجرت چیقدر بزرگم کرد و خداوند آنچه که نعمت و خیر و برکت بود را وارد زنده گیم کرد
زنده گیم بر دو قسمت تقسیم شد قبل از مهاجرت چنان تضاد چنان زنده کی سخت و خشک و روتین که واقعا خسته ام کرده بود
ولی خدا میخواست از این طریق نعمت هایش را برایم عطا کند
هعی فضا را تنگ کرد تنگ کرد تا جایی که دگ قدرت فریشم ده برابر شد
اونجا بود که دست به کار های بزرگ مثل مهاجرت زدم با بدهکاری چندین هزار دلار عا
قربونش برم باز آدما را جلو راهم آورد هدایت ها از راه رسید
پول های مهاجرت درست شد ، آدمای که برام ویزا بگیره سر راهم قرار داد ینی از زمین و زمان برام کمک رسید تا من به این خواسته ام برسم
نمیدونید زنده گی بعد از مهاجرت چیقدر پر نعمت و پر برکت های خداوند بود
تا اون روز بزرگترین آرزوی من این بود که بتونم بدهکاری ام ادا کنم و بتونم یک روز با پول دست خودم بتونم مادر ام را خوشحال کنم
نمیدونید که خدا کار نکرد شاهکار کرد بدهکاری ها پرداخت شد
مادرم هر چی میخواست براش تهیه کردم و هر چی آرزوی داشته باشه به لطف الله میتونم بر آورده اش کنم
خانه مبلغ 19 هزار دلار خریدم
ماشین کره یی k5 به لطف الله خریدم
بهترین موبایل اپل دنیا را در دستم دارم
بهترین مسافرت به کشور زیبای ایران رفتم
بهترین مسافرت ها در داخل کشور زیبای کره را رفتم
بهترین سواحل این کشور را تفریح کردم
بهترین رستورانت های این کشور را رفتم
بهترین لباس ها را برایم تهیه کردم
هر آنچه آرزو داشتم بهش رسیدم
آیا فکر میکنید کی میتونه جز الله این همه نعمت و برکت را وارد زنده گیم کنه
الله قربونت برم نازنینم قشنگم مهربانم من جز تو کسی ندارم
من یک آدم افسرده و نا امید بودم و تو هیچ وقت دست مرا رها نکردی در اوج نا امیدی اومدی تو زنده گیم شاهکار کردی
قربونت برم رب من ، زیبایم قشنکم هر آنچه دارم از لطف تو است
از برکت تو است از عشق تو است اینجوری عشق ات را نشان دادی
اگر هیچ کس را در زنده گی نداشته باشی الله را که داری
الیس الله بکاف عبده قشنگم تو برایم کافی هستی
ادامه در کمنت بعدی
دوست تون دارم دوستان عزیزم که در این غار حرا سجده پروردگار مان را بجا میاریم
عاشقتونم
رضا رضایی کره جنوبی
بنام خدای رحمان
سلام رضای عزیز
چقددد لذت بردم از کامنت فوق العاده ات
از انرژی ک جاری بود تو تک تک کلماتت
از نتایج قشنگت
از خدای زیبایی ک ساختی برای خودت
از خلق آرزوهات
مهاجرتت
دمت گرررم پسر
آفرین
خدا قوتت بده ان شالله
برکت بده ب زندگیت
ب ثروتت
ب خوشبختی و حال خوبت
مرررسی ک نوشتی
مررسی بخاطر ایمانی ک در من زنده کردی
مرسی بخاطر احساس قشنگی ک بهم دادی
خداروشکر ک کامنت قشنگت رزق من شد
عجب رزقی
الهی صدهزار مرتبه شکرت
با تو همه چیز ممکنه
تویی منبع تمام نعمتها،خوشبختی،ثروت و برکت
خدایا هرانچه دارم از آن توست
همین حضورم
همین کامنت
همین رزق پربرکت از فضل توعه
از رحمت و لطف توعه
سپاسگزارم ک منو در این مدار زیبا ،درکنار دوستان توحیدی قشنگم قرار دادی
سپاسگزارم ک هدایتم کردی ب این مسیر
سپاسگزارم ک این رسیدن ب تصاعد دوستمون و نشونم دادی
ک ببین زکیه اگه برای آقا رضا شده برای تو هم میشه
فقط باید از درون تغییر کنی
شخصیتت تغییر کنه
اعتماد کنی ب من
توکل کنی
و تسلیم باشی
و هرچی گفتم انجام بدی
خدایا من تسلیم هستم و ب هرخیری ازسمت تو محتاجم و فقیر
ایاک نعبد و ایاک نستعین
سپاس ازشما دوست قشنگم
خییلی تحسبنتون میکنم بخاطر ایمانی ک نشون دادین و مهاجرت کردین
خداروشکر بخاطر نتایج زیباتون
خداروشکر بخاطر اینکه هرچی ک دلتون بخواد میتونید برای مادر عزیزتون تهیه کنید
چقد خوبه ثروت
چقد معنویه
چقد الهیه
چقد اعتماد ب نفس و احساس خوشبختی و رهایی بیشتری ب آدم میده
واقعا ارزشمند ترین و مقدس ترین کار دنیا ثروتمند شدنه
هرچقدر ثروتمند تر بشی نزد خدا عزیزتر میشی
محبوب تر میشی
افتاده تر میشی
و احساس خوشبختی و آرامش بیشتری میکنی
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر موفقیتهای دوست توحیدی عزیزمون
واقعا نتیجه ی زندگی پیشرفته
جهان هرروز درحال گسترش و پیشرفته
و هرروز فرصتها بیشتر میشه
هرروز نعمتها و امکانات بیشتر میشه
هرروز و هرروز تعداد ثروتمندا بیشتر میشه
چون ماهیت جهان گسترش هست
و جهان حامیه کسیه ک هدف داره و میخواد رشد کنه
هدایتش میکنه ب مسیرهایی ک میخواد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
سپاسگزارم دوست خوبم باعث شدین دست ب قلم بشم و با قلبم بنویسم
درود بر روح پاکِ زیباتون:))
ب خدای وهاب رزاق میسپارمتون
فتبارک الله احسن الخالقین
بنام خالق که ما را خلق کرد به خودش آفرین گفت!
سلام به خواهر نازنینم امیدوارم در آغوش پر مهر خدا شاد و لبخند داشته باشی
چیقدر خوشحال شدم که برام نوشتی
و چیقدر لذت بردم از کامنت زیبایت بدان همین که در این سایت هستی یعنی خدا انتخابت کرده و حالا حالا باتو کار داره مخاد عشق و رحمت اش را از این طریق برایت هدیه دهد
خواهر عزیزم اگر از زنده گی خود بنویسم باور نمیکنی چون هر ثانیه اش پر از لطف و معجزه های خداوند بوده است!
من از بچه گی بسیار اعتقاد قلبی به خداوند داشتم ولی چون باور های بسیار مخرب داشتم نمیزاشت که رشد کنم
اگر ما بتوانیم اعتماد کنیم خداوند صد در صد کار ها را انجام میدهد
یک مثال از زنده گیم بزنم خودت تحلیل کن این کار عقله یا قلب
من از دانشگاه فارغ شدم اونم در شرایط افغانستان و با بدهکاری چندین هزار دلار …
اینجا بود که جز اعتماد کردن به خداوند چاره نداشتم ، تصمیم گرفتم مهاجرت کنم چون با حقوق کارمندی مگ میشه اون همه بدیهی پاس کرد
اعتماد کردن همه چی است
نه کشور که مهاجرت کنم بلد بودم نه پول برای مهاجرت داشتم
نه کسی داشتم که برام ویزا بگیره
خلاصه اش کنم که قدم به قدم همه اینها به لطف الله درست شد
یکی گفت برات پول قرض میدم
یکی گفت برات استتممت بانکی درست میکنم ..
همینجور همه چی درست شد ما به لطف الله به کشور زیبای کره جمنوبی مهاجرت کردم
زنده گیم بعد از مهاجرت کاملا تغیر کرد
بدیهی ها پاس شد
قرض ها ادا شد
مادر و پدرم به آرزو هایش رسید
خودم به آرزویم رسیدم
خانه برای خودم خریدم
ماشین خریدم
بسیار تفریح های لذت بخش رفتم
مسافرت زیبا به کشور زیبای ایران رفتم
اینا را ذکر کردم نمونه های بولدتر بود
وگرنه اگر از تمام معجزات خداوند بنویسم باید ساعت ها نوشت
ببین اعتماد اینطور دروازه از نعمت را باز میکند
تشکر خواهر نازنینم که نوشتی و برای خودم یاد آوری کردی که هر روز قدردان تک تک نعمت های پروردگار مان باشیم
امیدوارم هر لحظه از زمین و آسمان برایت نعمت و خیر و برکت های خداوند در زنده گی ات بباره
موفق باشی
سلام خدمت برادر توحیدیم؛امروز ازصبح هدایت شدم به کامنتهای زیبات ؛وچقدر کیف کردم ازاین همه نعمت وفراوانی که وارد زندگیت شده؛خدایا کجا بگردم بهتر ازاین خانواده قشنگ وگرانبهاپیداکنم،الگو دیگه ازکجا میتونم پیدا کنم ؛به خداوند خدا اینجا بهشت است ؛ آفرین برادر توحیدیم؛چقدر وقتی کامنت عزیزان را میخونم یه احساس،خیلی عالی میگیرم به قول استاد عزیز قلبم باز میشه؛خدایا شکرت برای این خانواده توحیدیم که دارم؛برادر عزیزم ایشالا هرکجا هستی درپناه خداوند سالم وسربلند وپیروز باشی؛
بنام دلبر عالم الله
سلام خواهر نازنینم امیدوارم حال دلت عالی عالی باشه
خواهر عزیزم تشکر میکنم بخاطر کامنت زیبای که برام نوشتی من هم خیلی لذت بردم از کامنت قشنگت…
واقعا این سایت بهشته اینقدر آدم نرم و روان رشد میکند یهو متوجه میشی پسر من این همه رشد کردم و خداوند این همه نعمت وارد زنده گیم کرده ….
اینجا جای است که با هر باز خواندن یه کامنت ایمان ، باور و اعتماد آدم به خداوند بیشتر میشه…
من هر بار در سایت هستم اتفاقات قشنگ را تجربه میکنم به محظ از سایت دور میشم نجواهای ذهنی شروع میشه به همون میزان اتفاق زیبا کمتر رخ میده ….
اگر چکیده زنده گیم را به یک جمله خلاصه کنم اون توحید است
نه اینکه من آدم خیلی توحیدی ام به اندازه که نگاهم توحیدی تر شده معجزه خداوند را بیشتر در زنده گیم دیدم
بزرگترین اش همون مهاجرت بود که به لطف خدا انجام شد و تمام ورق زنده کیم با این مهاجرت دگرگون شد
همه کارها را خداوند به شکل بسیار ساده و روان انجام داد
خواهر عزیزم چیقدر اسم قشنگی داری
با این اسم خیلی ارتباط میگیرم
خواهر عزیزم از خدای جانان برایت بهترین ها را آرزو میکنم انشالله که هر لحظه ورق زنده کی ات پر بشه از نور و عشق و برکت های خدای مهربان!
موفق باشید
سلام برادر توحیدیم ؛سپاس گزارم از وقتیکه گذاشتی وجواب کامنتم را دادی؛ودعای خیرت که برام کردی؛خیلی خوشحالم که همچین خواهر وبرادرهای توحیدی داری فارغ ازاینکه چه دین ومذهبی باشن؛همه باهم مهربان وصادقانه حرفهایی ونتایج شون را بیان میکنن؛خداراصدهزار مرتبه شکر که وقتی میام داخل این خانواده همه چی یاد میرم؛وفقط توجهم به کامنت ونتایج قشنگ خواهر وبرادرام هست؛خدایا استاد وخانواده عزیزم رادپناه خودت حفظ کن؛ممنونم آقا رضا خوشحال میشم بیای وبازهم برام ازنتایج قشنگ برام بنویسی؛تا انگیزه بشه برای من ودوستان عزیزم
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
سلاااااااام به استاد عزیز و مریم مهربون و اهالی محترم سایت
یه خبررررررر خوش
من باز هم با یکی دیگه از دریافت هایی که از الطاف بیشمار الله بیهمتا داشته ام اومدم تا با نتیجه هام صحبت کنم
تا بگم که استاد من میخوام به یاری خدا از شاگرد اول های کلاس باشم
من میخوام همیشه درس هایی که از شما یادگرفتم رو توی عمل نشون بدم
خدا رو شکر مجوز وزارت ارشاد هم برای چاپ کتابم صادر شد
استاد چندنفری بهم گفته بودن خیلی سخته
انقدر گیر میدن
انقدر باید متن ها رو اصلاح کنی
تا بتونی مجوز بگیری
ولی من ایمان داشتم
که توکل همه چیزه
باور داشتم که متن های من بی نقصه
و نیاز به اصلاح نداره
باور داشتم خیلی راحت کار هام انجام میشه
باور داشتم وقتی کتابم رو مینوشتم خدا همراهم بوده
و هدایتم کرده من به قدری راجعه به باور هام اطمینان داشتم
و راجعه به این که هیچ کس هیچ قدرتی نداره تا جلوی خیری که خداوند برام قرار داده رو بگیره
که اصلا دعا نکردم که افرادی که در وزارت کار میکنن مجوزم رو تایید کنن
چون در نظرم اونا هیچ قدرتی نداشتن
بلکه فقط خدا رو شکر میکردم بابت تایید شدن کتابم
بابت آسان انجام شدن کارهایم
وبه خاطر می اوردم که در گذشته هم چطور من رو آسان کرده بود برای آسانی ها
و از شادمانی اون یاد آوری ها انرژی بیشتری میگرفتم برای سپاسگزارتر بودن
و با این که گفته بودند ممکنه تا دو ماه طول بکشه که نتیجه از وزارت ارشاد اعلام بشه
ولی فقط در طی یکماه هم شابک هم فیپا هم مجوز ارشاد به لطف خدا آماده وتایید شد
استاد همون طور که خودتون میدونید از طرف چاپخونه گفتن
باید صفحه شناسنامه کتابم که شامل متن ارسالی از فیپا و نام نویسنده و نام کتاب و انتشارات و تعداد نسخه و قیمت کتاب میشه رو کامل کنم
جزییات رو برای صفحه آرا ارسال کردم
من به جهت اینکه از قانون تکامل استفاده کنم تصمیم گرفتم از تعداد پایینی شروع به چاپ کنم
و تعداد کتاب رو نوشتم پنجاه نسخه
ولی کسی که کار صفحه آرایی رو انجام میداد و هم فردی که در چاپخانه با من در تماس بود گفتند که شما برای وجیهه اجتماعی میتونید تعدادچاپ نمادین رو داخل کتاب ثبت کنید
مثلا بنویسیددویست نسخه یاپانصدنسخه ولی پنجاه نسخه چاپ کنید
استاد اولش نجوادهاشروع شدکه
آره دیگه حتما این رویه کاره اشکالی نداره که هرکسی بخواد کتابم روبخونه اگه تعداد کم باشه چه فکری میکنه ؟
اگه تعداد بالا باشه خیلی جذاب تره
ومخاطب فکر میکنه خیلی فروش داره
ولی خیلی اجازه ندادم که نجوادها اوج بگیره وکار خرابی کنه
سربه زنگاه مچش رو گرفتم ودستم رودنگه داشتم جلودهنشتا دیگه ادامه نده
با چه باوری با همون باورهایی که تو یه فایلی از شما شنیده بودم
ودر تمام کارهام
یعنی میگم تمام
باور کنید درتمام کارهام
این فایل شما تو گوشمه که میگفتید
میخوای دریافت کنی اون الهامات رو
میخوای دریافت کنی اون هدایت هارو بایداحساست رو خوب نگه داری
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
از هر احساس نگرانی
احساس ترس
احساس کینه
احساس نفرت
احساس کمبود
احساس خشم
باوراتون رو عوض کنید
فکرتون رو عوض کنید
وزبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
ودست هایتان را از هر آلودگی در بازار
نیاز نداری دروغ بگی
نیاز نداری کلاه برداری کنی
وبپرهیزید از ناجوانمردی ها ناراستی ها و نامردمی ها
برای اینکه تو بیزینست موفق بشی
هیچ نیازی به این کارا نداری
دوستان هر روشی هر روشی که
کوچکترین کار مخفیانه و غیر قانونی و کلاه برداری شرعی وغیر شرعی
و هرچیزی شبیه به این رو بزاریدکنار
چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه بر سرسفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند
و بر بندتاب با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شماکفه های ترازو را میزان میکند
استاد من هر روز میرفتم پشت بام غروب خورشیدرونگاه میکردم و این فایل رو گوش میکردم
وحالا وقت عمل رسیده بود
بایدپرهیز میکردم از هر نوع آلودگی در بازار
نیازی نداشتم درغ بگم
نیازی نداشتم تعداد نمادین بنویسم
نیازی نداشتم با رقم فیک مخاطب جذب کنم
خدا یه اربابیه خیلی گردن کلفت خیلی ثروتمندمنم بندشم
وظیفشه کمکم کنه
من هم نگاهم اینه
بخاطرهمینم ازش میخوام
با چه باوری با این باور که میگوید
با این باور که انجام میدهد
بااین باور که همون طور که برام ایده شد
همانطور که برام متن شد
همانطور که برام نام کتاب شد
همان طور که مسیر باز دستیابی برای رویاهام شد
همانطورهم مخاطب میشود
وخریدار کتاب صادقانه ورقم های غیر نمادینم میشود
با خودم به قطعیت رسیدم که تعداد حقیقی رو چاپ میکنم
ولی راجعه به قیمت گزاری کتابم تردید داشتم
چون کار اولم بود هیچ پیش فرزی نداشتم
چاپخونه گفت میتونید دو تاسه برابر هزینه ای که برای چاپ هریک عدد کرده اید قیمت گذاری
کنید
من هم اول از همه قانون تکامل روبرای خودم یادآوری کردم
وباز هم به نتیجه نرسیدم با تایپیستم تماس گرفتم
چون ایشون قبلا انتشاراتی داشت در بسیاری مواردبه من مشورت های سازند ای داده بود
ایشون هم یه قیمت تقریبی گفت و گفت حدوداً یه قیمتی بزار
ولی باز هم در شک بودم دوست داشتم قیمتی باشه که از هر جهت تایید کنم
و باهاش راحت باشم
تو ذهنم داشتم بالا و پایین میکردم
و کارهام رو انجام میدادم
واز اونجایی که برای اینکه میخواستم تعداد نسخه ها رو نمادین ننویسم خیلی تواحساس خوبی بودم و کلی ذوق داشتم
که حالا وقته عمل رسیده
درهمین بالا و پایین کردن ها ولی با احساس رضایت و شادمانی بودم که
تایپیست پیام داد و یه قیمت رند گفت و خیلی صریح گفت این قیمت رو بزار
من هم خیلی برام جالب بود
وقیمتی بود که به دلم نشست
واحساسم بهم گفت این درسته
و هدایت رو با وجود پذیرفتم
و خلاصه صفحه شناسنامه کتابم
به خوشی و بدون نیاز به دورنگی
کامل شد
خدا رو شکر که قراره تا هشت روز کاری کتاب های چاپ شده رو تحویل بگیرم
وایمان دارم در زمان مناسب خداوندبه بهترین شکل من روهدایت میکنه برای نحوی فروش آسان و مخاطبینی که منتظر خواندن کتاب من هستند
با تشکر از نگاه مهربانتون
درود به شما
چقدر قلم زیبایی دارین و چقدر زیبا توضیح دادین آموزش های استاد رو با تجربه واقعی خودتون ؛ چقدر درکش برای من آسون تر شد ، تبریک میگم بهتون بابت چاپ کتاب و بیشتر تبریک میگم که چقدر قشنگ قانون رو مو به مو اجرا کردین و نتیجه ها یکی بعد از دیگری تجلی پیدا کرده تو زندگیتون ، خیلی ممنونم که این تجربیات قشنگ رو با ما به اشتراک گذاشتین
سلام به شمادوست عزیزوهم فرکانس
گرفتن مجوزوچاپ کتابت راصمیمانه بهت تبریک می گم بازازاین مسیروموفقیتهایت برایمان بنویس
صداقت وباوردرست وحس خوب شمارادراین مسیرتحسین می کنم
امیدوارم پله های موفقیت وپیشرفت رابه سرعت وزیبایی طی کنی
درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶ – شرایط دریافت هدایت الهی- سه شنبه 14 بهمن ١۴٠۴
به نام نور آسمان ها و زمین
ای در این حادثه ها ، نام تو آرامش من
ای حواست به من و حال دل سرکش من
ای خیال خوش لبخند تو امنیت من
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من
دلتنگ توام که به داد دلم برسی
تا عشق تو را نفسی ندهم به کسی
من گمشده ام تو مرا به خودمبرسان
تا با نفست بتپد دل تنگ جهان ، ای نبض زمان ، ای قلب جهان
قامت عشق در آیینه ماه افتاده
در دلم شوری از این عشق به راه افتاده
میشود دور تر از چشم جهان دور تو گشت
ای که تنهایی و تنها به تو باید برگشت
سلام به روی ماهتون
هدایت شاید شیرین ترین واژه ای باشه که من از اون موقع که با استاد آشنا شدم ، صدها بار تجربه و زندگیش کردم
هدایت برای من تمام اون لحظه های التهابی بوده که من یاد مثال دست تو آتیش کردن استاد افتادم و قلبم آروم گرفت
هدایت برای من مشتری های چند میلیاردی بودن که به طرز جادویی سمت من هدایت شدن اونجایی که من یه ریزه روی باورهای ثروت سازم کار کردم
هدایت برای من اون لحظه ای بود که جلسه اولی که با کیس الان آشنا شدم ، اومد پیام بدم بعید میدونم ما بتونیم ادامه بدیم ولی یه نیرویی گفت ادامه بده و ادامه دادم و اتفاقات عالی یکی پشت دیگری افتادن
هدایت برای من تمام لحظاتی بود که گم شده بودم ولی تو من رو به خودم برگرداندی
هدایت برای من اهدافی بود که اول سال توی تقویم م نوشتم و دیروز از تیک خوردن شون بغض کردم و اشک ریختم که : ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ : قسم به قلم و هر آنچه مینویسد
هدایت برای من ، تمام خواست لحظه به لحظه من از یگانه الله یکتاست
و همیشه شکرت
با عشقی فراوان تر از همیشه ….
با لطف و هدایت و حمایت الله یکتا و با عشق ….
ادامه دارد……
بنام خدای مهربانم
سلام ب زهرای عزیزم
دوست توحیدی قشنگم
چقددددد عشق کردم از کامنت
کوتاه
مختصر
و پراز نتیجه ات
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر قانون ثابت و بدون تغییرت
لاتبدیل سنتا
در قانون خداوند هیچ تبدیلی وجود نداره
وقتی ک باورهات و درست کنی و از درون تغییر کنی
شرایط بیرونی لاجرم
لاجرم
لاجرم
تغییر میکنه
این قانونه خداونده
زهرا جانم ازت خییلی ممنونم بابت آهنگ زیبایی ک بهم هدیه دادی
بهت تبریک میگم بابت نتایج ثروت،درامد میلیاردی به به استیکر چش قلبی فراوووان
و رابطه ی ک بهت گفت ادامه بده
اجازه بده ک همه چی خودش پیش بره
تسلیم باش
من میدونم و تو نمیدونی
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
تویی عالم مطلق
تویی قادر مطلق
سرشب هدایت شدم ب این بیت زیبا
درمان غم عشق، ن صبر و ن ریاست
در عشق حقیقی ن وفا و ن جفاست
درکی ک اون لحظه داشتم این بود ک عشق حقیقی فقط خداست
همون ک استاد میگه
مهم ترین رابطه ی زندگی ما رابطه ای ک با خداوند داریم
اگه رابطه ام باخدا خوب باشه ،همه چی خود ب خود درست میشه
اینارو برای یادآوری ب خودم نوشتم تا تو ذهنم مرور بشه
مرررسی ک نتایج قشنگت و با ما ب اشتراک گذاشتی عزیزم
نوش جونت باشه
گوارای وجودت باشه
تو لیاقت بهترینها رو داری
برات بهترین هارو از رب جهانیان میخوام
ب خدای وهاب رزاق میسپارمت قشنگم
با قلبم میبوسمت
زکیه ماه تر از ماهم
سلااااااام به روی زیبات
عززززیز دلم چقدر خوشحال شدم کامنت زیبات رو مجدد توی پروفایلم دیدم
زکیه نمیدونی چقدرررررررررر کامنتت به وقت بود ، به جا بود ، کلام الله یکتا بود
زکیه من عاشفتم عزیزم
چندین و چند بااااار کامنت زیبات رو خوندم و از عمق جانم لذت بردم و قند توی دلم آب شد
اجازه بده که همه چی خودش پیش بره
تسلیم باش
ببین ، یعنی کلام خود خود خود خدا رو بهم رسوندی
هزاران بارررر در آغوش میگیرم و میبوسمت
در پناه تنها پناه کیهان باشی
سلام به استاد عزیزم چقدر کامنت های بچه ها حس خوبی بهم میده با اون جمله ی سمیه عزیز که گفتن من تکه ای از خداوند رو درون خودم دارم یه حس آرامش عجیبی بهم دست داد یهو همون لحظه یه تصویر دیدم که یه نور سفید از قلبم به سمت آسمون وصله که همیشه این اتصال وجود داره و منو رها نمیکنه خیلی حس قشنگی بود و پر از آرامش شدم که جای هیچ نگرانی ای نیست این خداونده که داره منو حمایت میکنه و چقدر این حس و دوست دارم و دلم میخواد که همیشه این حس آرامش و اطمینان و داشته باشم استاد عزیزم چکار کنم که این حسم عمیق تر بشه و یا از بین نره
عاشقتم استاد عزیزم که همیشه بهترین فایل هارو میزارید
سلام به استادان عزیزم
زمانی میتونیم شهود و هدایت رو دریافت کنیم که حالمون خوب باشه،احساس مون خوب باشه
حتی اگر پیامبر باشی نمیتونی هدایت رو دریافت کنی اگر که عصبانی باشی ،اگر که احساس بدی داشته باشی
پس موقعی که اتفاق ناجالبی می افته باید نگاه تون از زاویه ای باشه که احساس تون خوب باشه
بهترین باور برای رسیدن به احساس خوب باور الخیر فی ماوقع هستش
●یاد اوری کنید لحظه هایی از زندگی تون رو که شرایط به ظاهر سخت بود ولی چون احساس تون رو کنترل کردید همه چیز به نفع شما شد؟
سال 1403 تیر ماه بود رفته بودیم شمال شهرستان همسرم ،اونموقع همسرم ماشینش خیلی قراضه بود ،شب راه افتادیم به ترافیک نخوریم تا به ماشین فشار نیاد
از قضی ماشین خود به خود خاموش شد ولی خداروشکر یه جایی خاموش شد که چند نفر ادم بودن و یه زمین بزرگ با یه سری روشنایی
همسرم رفت دنبال کمک تا ماشین درست کنه و راه بیافتیم (ساعت 12 شب ،جاده چالوس ،تاریک و همسرم تنها و من و خواهرشوهر ودختر خواهر شوهرم سه تا زن بودیم)
واقعا شرایط ترسناک بود و ترسناک تر شد
یدک کش اومد ماشین برد به یک مکانیکی
اونجا 3 تا پسر جوون بودن ،3 تا سگ هار بود که حمله میکردن ،ما هم سه تا خانم بودیم و همسرم که ماشینش خراب بود.
شرایط واقعا ترسناک بود
اگر اون سگ ها بهمون حمله میکردن یا پسرا میخواستن بهمون دست درازی کنند هیچ کاری از دست همسرم و ما 3 تا خانوم بر نمی اومد
من همون موقع با یک فاصله ای از دخترا همسرم تنها وایسادم ،اومدم سایت تا ذهنم رو از موضوع منحرف کنم و احساسم رو کنترل کنم
خیلی برام جالب بود همون موقع یه کامنتی در مورد کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم دیدم
و جالب تر اینکه دیدم کیف پولم 100 هزار تومن شارژ هست
به قیمت کتاب نگاه کردم به کیف پولم نگاه کردم دیدم بله من به راحتی میتونم این کتاب رو داشته باشم و همون جا ساعت 12 شب توی جاده چالوس تو تاریکی و تنهایی این پاداش خداوند رو دریافت کردم و از همون جا شروع کردم به خوندن کتاب و کم کم شرایط مساعد شد و همسرم تونست یه ماشین با قیمت مناسب تر پیدا کنه و ماشین ببره شهر و خودمون هم رفتیم خونه خاله همسرم و جالب اینکه اون شهر خاله همسرم خیلی خیلی قشنگ بود و من از دیدن اون همه زیبایی واقعا به وجد اومدم و مدام در حال تحسین بودم و حتی 2 میلیون تومن به من و همسرم کادو داد خاله همسرم
و فرداش ماشین درست کردیم و راه افتادیم
و این 3 تا موضوع
●کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم
●دیدن شهر بسیار زیبای خاله همسرم(بند پی نوشهر)
●دریافت 2 میلیون تومن کادو
پاداش های کنترل ذهنم در شرایط خیلی سخت جاده چالوس بود
و خودم واقعا حیرت میکنم از اینکه خداوند کمکم کرد و این اتفاق افتاد و من تونستم ذهنم رو از شرایط خیلی بد بردارم و به سایت استاد که خیلی علاقه دارم توجه کنم.
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین و همفرکانسیای دوست داشتنیم امیدوارم همگی سلامت باشین
استاد عزیزم با شنیدن این فایل که یادآور قوانین خوب و حیرت انگیز خداونده چند مورد که تازگی برام اتفاق افتاده و نتیجه ی توجه به قانون حال خوب مساوی اتفاقای خوبه رو میخوام براتون بگم که قانون برای خودم بیشتر تثبیت بشه
استاد عزیزم من سالهاست تو اینستاگرام فعالیت دارم بخاطر علاقم به عکاسی و آشپزی و شیرینی پزی
از سه سال پیش تا الان بارها تصمیم گرفتم کانال یوتیوب بزنم و فعالیتم رو اونجا ادامه بدم ولی هربار روابط دوستانه ای که تو فضای اینستا برام شکل گرفته بود و با تحسین هایی که میکردن و حال خوب مقطعی بهم میدادن مانع خروجم ازون محیط میشد
درسته حال خوبی از به اشتراک گذاشتن عکسام و آموزش هام با بازخوردی که بهم میدادن داشتم ولی بخاطر ورودی هایی که ناخواسته وارد ذهنم میکرد و منو به فضای مقایسه که بدترین حالت تعامل هست میبرد
هربار میگفتم دیگه این پست آخرمه و خداحافظی میکنمو میام بیرون بازم نمیشد
تا اینکه رسیدیم به 18 دی و شروع قطع شدن اینترنت تو ایران و داستانایی که پیش اومد
و من بجای ناراحتی از قطع شدن نت و حتی خطوط تلفن همراه ازین بابت بینهایت خوشحال شدم چون از خدا خواسته بودم خودش شرایطی رو فراهم کنه که این اتفاق برام رقم بخوره و هدایت بشم
البته که ظاهر خیلی تلخی داشت و اتفاقات ناراحت کننده بودن ولی من نظرم این بود که اون افراد به انتخاب خودشون دیگه تو این دنیا نیستن
و باید احتمال چنین بازخوردی رو از طرف مقابل میدادن طبق گفته ی خودتون و قانون خداوند هیچ قدرتی از قدرت خدای مهربون بالاترنیست و باید راضی بود به الخیر فی ماوقع
اینکه از غیر خدا توقع داشته باشیم دستمونو بگیره کمکمون کنه و حالمون رو خوب کنه خب قطعا نتیجه ای بهترازین نمیتونست داشته باشه
سرتون درد نیارم استاد عزیزم من تو اون ایام که چند روز پیش هم براتون دربارش نوشته بودم شروع کردم به تمرکز گذاشتن بیشتر روی فایل هایی که دانلود کرده بودم و دوره ی بینظیر دوازده قدم که تو گوشیم داشتم از قبل بعد از چند روز دلم میخواست فایل جدید ازتون ببینم و بشنوم که هدایت شدم به آپارات که با نت ملی وصل میشد و کلی خوشحال شدم که اونجا هم پیداتون کردمو نهایت استفاده رو بردم و حالمو خوب نگه داشتم ورودی منفی هم آگاهانه نداشتم چون گروه ها و کانال ها حتی غیرخبری همگی آرشیو و میوت بودن البته به لطف شما و آموزه هاتون
ولی خب تو این شرایط حتی تو فروشگاه مغازه مهمونی بالاخره مطلبی یا خبری از اوضاع به گوشم میرسید که ازشون اعراض میکردم و هروقت ترسی به دلم میافتاد از شنیدن خبرا با خودم میگفتم لا تخف و لاتحزن هیچ برگی بدون اذن خدا به زمین نمیفته و قدرت خدا برترین قدرت تو جهان هستیه
و دلم چنان آرامشی میگرفت که انگار منو همسر و بچه هامون و خونمون تو یه سیاره دیگه هستیم انقدر خودمو تو بغل خدای مهربون میدیدم
و لذت میبردم که قابل وصف نیست
وشکرگزارش بودم که منو از فضای ناجالب اینستا و کلا سوشیال مدیا دور کرد به روش خودش
چنانچه خودمو موظف کردم هرروز فایل های جدیدی که میزارین رو گوش کنم و کامنت بزارم
تو این مسیر لذتبخش بودن یجورایی ذهنمو تصفیه کرده چنانچه الان که نت ها وصل هست و من برای مراجعه به پیج خودم و اسکرین گرفتن از چند رسپی رفتم دیدم همه تو اینستا فعالن بازم به شیوه ی ناجالب دیگه اصلا دلم نمیخواد به اون فضا برگردم انگار جلوی پیشرفتمو گرفته بود بااینکه قبل ازین وقایع هم رو خودم کار میکردم ولی خب ساعتایی که اونجا بودم بیشتراز ساعتایی بود که تو سایت توحیدی شما بودم همین مسئله باعث میشد تمرکزم یه جا نباشه و دائم در تلاطم باشم و مثبت متزلزل باشم بااینکه شما تأکید میکردین باید بهبود دائمی داشته باشیم تا به خواسته هامون برسیم
شیطان خیلی قشنگ منو قانع میکرد که تو که سرت تو کار خودته از فلانی و فلانی کمتر پست و استوری میزاری اگه اینجا نیایی چه تفریحی داری
و من متوجه نبودم چقدر دارم از مسیر دور میشم هربار متعهد میشدم بازم زیر قولم میزدم تا اینکه کارمو تماما سپردم به دستان پرتوان خدای مهربون و الله مثل همیشه به سمت بهترینها هدایتم کرد
حالا نتیجه ی این موضوع چی بود حال خوب مساوی اتفاقای خوب
که مهمترینش حل شدن مشکل کاری همسرم بود که سالها درگیرش بود و به هیچ شکل راه حلی براش نبود
که به لطف الله در حال حل شدنه
خیلی موارد کوچک بوده که شکرگزار تک تکشون هستم
ولی تازه ترینش همین دیروز بود که یه تضادی تو روابط برامون پیش اومد که همسرم اون بنده ی خدا رو ارجاع داده بود به من
دیروز صبح که از خواب بیدارشدم تو ذهنم با اون فرد دائم در حال دعوا بودم و با خودم میگفتم اگه زنگ بزنه همه ی این حرفا رو بهش میزنم و تمام
یه کم که گذشت و روتین روزانم رو انجام دادم تو تمرین ستاره قطبی نوشتم خدایا من نمیدونم چه برخوردی مناسبه این فرده که باهاش انجام بدم خودت هدایتم کن
و آروم شدم
و تونستم الهاماتش رو دریافت کنم که قربونش برم هدایتم که به عقل کل و چقدر عالی جواب سئوالم رو از دوستان خوبم گرفتم و برای اولین بار تو عقل کل هم کامنت گذاشتم
و به لطف الله مهربان هدایت شدم به دوره ی عزت نفس
که دیگه تو محصولات نیست
استاد چقدررررر کارتون درسته همون لحظه باخودم گفتم کاش لااقل استاد جایگزین این دوره هایی که دیگه نیستن رو بگن و هدایت شدم که خودت بپرس حتما پیدا میکنی به محض طرح سئوالم گروه تحقیقاتی عباسمنش بهم جواب دادن که استاد عزیز دائم در حال بهبود دادن و به روز رسانی محصولات هستن و بجای عزت نفس دوره ی کاملتر و جامع تر احساس لیاقت در دسترس شماست کلی خوشحال شدم و خداروشکر کردم که انقدر سریع جوابمو داده
ازخودش خواستم پول این دوره رو بهم برسونه چون الان تو شرایط خریدش نیستم
خلاصه استاد با استفاده از راهنمایی دوستان خوبم تو کامنتا و پاسخ های عقل کل به بهترین شکل برخورد با اون فرد هدایت شدم و شرایط جوری برام تغییر کرد که اون فرد دیشب تماس گرفت با من و مسئله به نفع من و همسرم تموم شد به خیروخوشی
اون بنده خدا جوری تحت تأثیر نفوذ کلام آرام و محترمانه ی من قرار گرفته بود که تماما پذیرفت اشتباه از طرف خودشون بوده و تموم شد با اینکه اصلا فکرشو نمیکردم انقدرررر قشنگ خداجونم برام بچینه
بازم ازتون ممنونم که نور هدایت ما هستین و دستی از دستان پرتوان خدای مهربون که مارو به درجات بالای انسانی و روحانی میرسونین
در پناه خیرمطلق جهان هستی براتون بهترینها رو خواهانم سپاسگزارم که کامنتمو میخونین و هرلحظه به بودن تو این مسیر دلگرم ترم میکنین
سلام به استاد عزیزم و دوستان نازنین
موضوعی که مدتهاست خداوند به من متذکر میشه اینه: هیچ اتفاقی باعث رنج نیست!! هر چیزی اون بیرون باعث رنج توست، داره به تو میگه که باورهای ریشه ای و ذهنی متناسب با اون موضوعات داری که اون باعث رنج اوست
در واقع موضوعات به خودی خود تاثیری در احساس ما ندارند، مگر به واسطه تفسیر ذهنی ما از اون موضوعات
احساس طبیعی و ریشه ای ما که از وجود خود آی ما نشات گرفته، زیر نگاه ذهنی ما مدفون شده
وقتی این شد، احساسات ما ناشی از درک حقیقت نیست، بلکه ناشی از تفاسیر ذهنی ماست
در نگاه حق بین آرامش مطلقه، و به اندازه ای که ما از حالت آرامش بی قید و شرط دور میشیم، در واقع داریم در نگاه های ذهنی اسیر میشیم
و هر چقدر نگاه ما الهی میشه، ما درک میکنیم حقیقت لذت رو، ما درک میکنیم حقیقت اشیا رو، ما وقتی آتش رو میبینیم، آتش میشویم، ما آتش را میفهمیم…
کودک حالش خوبه، سرخوشه، اگر ناراحتی میکنه، این ناراحتی صرفا حرکتی برای دفع عامل بیرونیه، اما این ناراحتی نشات گرفته از تفسیر ذهنی نیست و بنابراین به نشخوار ذهنی تبدیل نمیشه، برای همینه که کودک وقتی گریه میکنه، بعد از چند دقیقه آرام میشه
چون هنوز ذهن منطقی و قضاوتگرش شکل نگرفته
چون هنوز خود آی درونش رو بی واسطه درک میکنه، و اونو با نگاه ذهنی محدود نمیکنه
که بگه من ارزشمندم اگر…
که بگه من خوشبختم اگر…
نکته مهم اینجاست که وقتی ما در مرتبه ذهنی، باورهای غلطی داریم، این باورها هم در مواجهه با امور مرتبط باعث رنج ما میشن، و هم خود این باورها اون مسئله رو ایجاد کردن
اول به خودم میگم
کسی که از مشکل مالی رنج میبره، یعنی ارزشمندیشو به شرایط مالی گره زده، یا اینکه ارزشمندیشو به نظر دیگران وصل کرده و چون دیگران بخاطر شرایط مالیش تاییدش نمیکنن بنابراین رنج میبرده یا دلایلی مثل این
و خود این باورها که رنج های ما رو ایجاد میکنن مسائل رو ایجاد میکنن، یعنی همین وصل کردن ارزشمندی به مباحث مالی، ما رو از شرایط مطلوب مالی دور میکنه
همین وصل کردن خوشبختی به شرایط مالی یا نظر دیگران یا … ما رو از ثروت دور میکنه
من نیاز دارم همیشه اینو به خودم متذکر بشم، من قرار نیست پول بسازم برای اینکه حالم خوب بشه، بلکه من با کار کردن روی باورهام و شکستن باورهای غلط، باید آگاهی و حال خوب بی دلیل خودم رو باز پس بگیرم، و به موازات این اخلاص و خالص شدن، ثروتی که با باورهای غلط مسدود شده بود جاری میشه، انشاءالله
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت شش 6 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت ششم، که در رابطه با موضوع : ” شرایط دریافت هدایت خداوند ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
اگر تعریف ما از شهود این باشه که خداوند داره ما رو در مسیر هدایت میکنه، « همانطور که در قرآن فرمودن : بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم » « البته یعنی هدایت به سمت و هر طرفی که خودمون بخوایم » ، اگر شهود رو به عنوان این قضیه در نظر بگیریم زمانی ما هدایتهای خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اگر ما تو حالت عصبانی باشیم شیطان فقط داره با ما صبحت میکنه، یعنی در اون زمان و لحظه اون چیزی که به اسم شهود میشنوی اون شیطانه !، تو حالت غم و ناراحتی و خشم این شیطان هست که در واقع با ما داره گفتگو میکنه، و خداوند در قرآن هم میفرماید : که نبوده زمانی که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان نجواهاش رو ارسال نکرده باشه، در تمامی موارد شیطان هر لحظه داره نجوا میده و این اتفاق افتاده، و این رو استادجان چه مثال درستی رو گفتن که ما هر روز داریم در زندگی خودمون میبینیم این موضوع رو، وقتی که ما اعصابمون خورده و افکار منفی و … توی ذهن ما میاد، و اگر که ما بتونیم توی اون شرایط نامناسب فقط و فقط تمرکز به زیباییها و نکات مثبت رو داشته باشیم و فقط به این موضوعات تمرکز کنیم اون وقته که هدایت میاد، اون وقته که « شهود » کار میکنه، در واقع شهود توی احساس بد نمیتونه بیاد، و اگر هم که کسی احساسش بد باشه نمیتونه هدایت رو دریافت کنه.
شرایط دریافت « هدایت »، شرایط دریافت « پیام خداوند »، زمانی اتفاق میفته که قلبمون بازه، وقتی قلب بسته باشه که چیزی دریافت نمیکنیم، اگر که ما این موضوع رو درکش کنیم اون وقت زمانیکه اتفاق ناجالبی میفته میتونیم از یه زاویهای نگاه کنیم که بگیم الخیر فی ما وقع، هر اتفاقی هم افتاده خیرش به اینه، اگر بتونیم اینجوری نگاه کنیم به این اتفاقات و بتونیم با این نگاه خودمون رو آروم کنیم اون وقته که خداوند میاد میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار، و بعدش قدم بعدی رو برمیداریم بعد یه سری اتفاقات میفته، بعد دوباره حالمون رو خوب نگه میداریم و بعدش هم قدم های بعدی اتفاق میفته، یعنی این هدایته که داره میگه که یه کاری انجام بده، و هدایته که میاد بهمون یه کار عملی رو میگه.
این دنیا یه دنیای فرکانسی هست، و ما در درجات و طبقات مختلف فرکانسی هستیم، توی فرکانس منفی و ناراحتی و در واقع وقتی که حالمون بده و خشم و غم و احساس بد و افسردگی و … و در واقع هر نوع احساس بدی که میتونیم اسمش رو بزاریم، و در واقع توی اون طبقات پایین ما دسترسی به آگاهیهای بالا رو نداریم و این فقط شیطان هست که داره با ما صحبت میکنه، و ما زمانی دسترسی به آگاهیهای بالا رو داریم که بتونیم از اون احساس خودمون رو آگاهانه بیاریم بیرون، و وقتی که از اون فضای منفی بیایم بیرون و در واقع به اون آرامشِ برسیم یه سری هدایتها میاد و بهمون میگه که چه کارهایی رو باید انجام بدیم، و زمانی که انجام میدیم این کارها رو با خداوند هم جریان میشیم و توسط خود خداوند هدایت میشیم و بعد از مدتی میبینیم که زندگیمون از این رو به اون رو میشه.
و وقتی هم که یه سری اتفاقات به ظاهر منفی و بد و ناجور میفته، و زمانی که ما بعدش سعی میکنیم خودمون رو آروم کنیم، و بعدش به شکلهای مختلف میبینیم که یه سری هدایتها میاد و بهمون گفته میشه که ما باید چیکار کنیم، و زمانی هم که گام برمیداریم و حرکت میکنیم خواهیم دید که نتایج هی بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشن.
پس بنابراین نتیجه گیری که میکنیم در بحث شهود اینه که اون منبع هدایت و نور راهنمایی خداوند همیشه وجود داره و همیشه در دسترس هست، ولی زمانی ما میتونیم دریافتش کنیم که بخوایم، با همینجوری که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم توی اون شرایط و نزاریم که شیطان بر ما مسلط بشه و یکی از بهترین تفکرها هم همین الخیر فی ما وقع هست، و این یه باوره، وقتی که اتفاقات به ظاهر بد بیفته و توی ذهن ما الخیر فی ما وقع باشه اون اتفاق رنگش عوض میشه توی ذهن ما، شاید از نظر بقیه هنوز خیلی ناجالب باشه ها، ولی توی ذهن ما رنگش عوض میشه، اونکه رنگش عوض میشه و اونکه احساسش اونقدر بار منفیش کم میشه و بار مثبتش یه ذره بیشتر میشه ( ما فقط باید بتونیم یه ذره حالمون رو بهتر کنیم و هی اون رو گسترش بدیم )، و ادامه بدیم تا برسیم به یه حالت آرامش، با همین باور که خداوند فقط و فقط برای من خیر مطلق میخواد، شاید ظاهرا یه اتفاقا ناجالب باشه ولی حتما خیری توش هست اگر که ما بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم.
به قول استاد اگر که بدونیم احساس بد آتیشِ میتونیم جلوی خودمون رو بگیریم که دستمون رو توی آتیش نکنیم، فقط مشکل اینجاست که ما نمیدونیم این احساس بد اینقدر بده، ما نمیدونیم این سمِ، سمِ وحشتناک هست و از هر سمی خطرناکتره احساس بد، اگر که ما بدونیم اینقدر خطرناکه حتماً یه راهی براش پیدا میکنیم، حالا یا با تغییر نگاهمون، یا با به یادآوردن اتفاقات ناجالبی که بعدا خیر شده توی زندگیمون، ما یه عالمه اتفاق ناجالب برامون اتفاق افتاده قبلا هم و دیدیم که تهش خوب در اومده، و یا با اون نگاهی که میگه هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت، این یه باور قویتری هست، یه باوریِ که پس قویتر شدم، و این اتفاق از من یه آدم قویتری ساخت، و بینهایت مثال داریم از آدمهایی که توی شرایط خیلی سخت و بلاهایی که سرش اومده بجای اینکه باعث بشه بزنتش زمین باعث شده که حرکت کنه و انگیزه حرکت رو داده بهش، و اگر که ما بتونیم با این نگاهی که اگر بتونیم احساسمون رو توی هر شرایطی خوب نگه داریم و هی بهتر و بهترش کنیم « لاجرم » اتفاقات خوب میفته برامون و این قانون خداوند هست، و باید تلاشمون رو بکنیم که به این حد از ایمان برسیم و هی این ایمان رو بیشتر و بیشترش کنیم، و وقتی که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم اینقدر اتفاقات خوب و زیبا برامون میفته که میتونیم بگیم که اصلاً اتفاق بدی برام نیفتاده این سالها و همش خیر بوده و خیر، و اینقدر درصد اتفاقات خوب زیاد میشه برامون و … .
بنابراین این کاری هست که ما باید انجام بدیم، و ما باید به این وضوح برسیم که قانون هست که به ما میگه احساس خوب = اتفاقات خوب، و احساس بد = اتفاقات بد، اون زمان هست که ما میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم، ممکنه کار راحتی نباشه اما کار شدنیای هست، و اگر که بتونیم این کار رو انجام بدیم جایزهش و پاداشش رسیدن به هر آنچه که میخواهیم هست و داشتن زندگی عالی در تمام ابعادش هست.
خدا میدونه که من چقدر به این فایل احتیاج داشتم، و از خدام هزاران بار سپاسگزارم که من رو در زمان مناسب به مکانهای مناسب هدایت میکنه، و جواب و پاسخ سوالات من رو به بهترین و راحتترین و مفهمومیترین شکل ممکن بهم میرسونه، دیشب یه سری اتفاقات افتاد و منم سعی کردم که همین نگرش مثبت رو داشته باشم به موضوعات و …، اما میخواستم که نظر استاد رو هم در این باره بیشتر بدونم و به دنبال فایل مناسب در رابطه با اون موضوع میگشتم، و همین شد که امروز صبح اولین فایلی که دارم گوش میکنم در رابطه با همون موضوع هست، و واقعا که بعد از شنیدن و نوشتن این فایل ایمانم هزاران برابر بیشتر شد، و تونستم یه سری ایرادهام رو پیدا کنم و …، و سپاسگزار خداوندم که خودش من رو در بهترین زمان به بهترین جواب ممکن رسوند و هدایتم کرد تا که ردپام رو هم به ثبت برسونم.
خدایاشکرت برای همه چیز، هر چیزی که از تو به من میرسه سراسر خیر و خوبی هست، واقعا الآن بعد از شنیدن این فایل میتونم بگم که حسم هزاران برابر بهتر شد، خدایاشکرت ❤️🙏🏻، واقعا الآن میخوام شروع کنم به شکرگزاری و هر چقدر که بیشتر ادامه میدم به این نتیجه میرسم که ما هیچوقت نمیتونیم شکر نعمتهای خدا رو به جا بیاریم، حتی اگر هر لحظه هزاران بار خداوند رو شکر کنیم بازم کمه، خدایاشکرت بخاطر همه چیز، بخاطر این مسیر هدایت، بخاطر داشتن استادی به این خوبی، بخاطر ادامه دادن و گام برداشتن و هدایتم در این مسیر زیبا، بخاطر تمام نعمتهایی که هر روز بیشتر بهمون میدی، خدایا تا تو رو دارم همه چی دارم، خدایا شکرت، هر چه از سوی تو رسد سراسر خیر است، و همه چیز دست توعه خداجونم ❤️🙏🏻
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 14 بهمن 1404
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند هدایت گرم به سادگی و اسانی و زیبایی و نعمت و ثروت و فراوانی الهی صد هزار مرتبه شکرت
خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا چقدر قشنگ
هدایتم میکنی به دریافت الهامات قلبی که از سمت توست
الهی صد هزار مرتبه شکر
من دیشب جایی ا ومدم که بسیار بسیار خونه زیبا و انرژی مثبتی است خونه خاله ام
چون که قبلا با یک باور بیمار گونه و محدود کننده به رسیدن به خواسته هایم فکر میکردم یه حسرتی تو دلم بود که خدایا اخه چطوری. از کجا، مگه میشه، به همین دلیل به طرز بدی هدایت شدم به سمت خواسته ام حالا این کلماتی هست که من از درون دریافت میکنم نمیدونم تا چه حد فرکانسش و درک میکنید….
من از روستا با فاصله ی دو ساعت راه با ماشین ، یعنی از روستای داشلی قلعه تا خراسان شمالی، استان بحنورد زندگی میکنم
خواهر کوچیکم، برادر بزرگم، خاله ام و بیشتر اقوام دور و نزدیکم تو بجنورد زندگی میکنن چند روز قبل حالم یه خورده دگر گون بود انگار دنبال یه چیز گم شده ای بود. انگار روحم میخواست از پیله بیاد بیرون و من هم فقط دوست داشتم هر اتفاقی میخواد بیفته بیفته مهم اینه که من به اصل خواسته ام که دیدن خواهر و برادرم هست برسم.
اما از یک طرف ذهن بسیار مقاوم و چموشی داشتم که اخه چطور میتونی بری تو که فعلا تو شرایط خاصی از لحاظ مالی هستی و همسرت هم که اجازه نمیده. .. .( همش ذهنیت محدود من بود که اینا رو برا خودش ساخته بود) با خودم گفتم اگه مشکلی برا سلامتیم پیش بیاد حتما دکتر رفتن رو دیگه همسرم چیزی نمیگه. که دقیقا من به شکل ناجوری از پا درد رنج بردم و یه مشکل دیگه اضافه شده بود من هم از خدا خواسته که حالا خوب شد اینجوری میتونم برم گردش و برم اب و هوایی عوض کنم چون مسافرت رو خیلی دوست دارم. خلاصه همسرم پول جور کرد من اومدم بجنورد اما اینجا دیشب 14/11/1404 یه اتفاقی برام افتاد که گفتم خدایا بالاترین خوشبختی سلامتیه دیگه چیزی بالا تر از سلامتی برا خوب زندگی کردن نیست بهم تلنگر خورد که افکار بسیار بیمار گونه ای داشتم
من میتونستم از قدرت خلاقم به شکل عالی تر این درخواست رو رقم بزنم پس چرا انجامش ندادم
منی که در طول شبانه روز فایل تو گوشمه پس چرا درس هامو نمیگیرم پس چرا هنوز تو قعر نداری و بدبختی به سر میبرم
چرا تنگر نمیخورم
چرا هنوز هم ناخواسته هام بیشتر از خواسته هام قدرت دارن و رخ میدن
چرا هنوز درس نگرفتم که شکر خدا همون لحظه شوهر خاله ام باعث قطع این مومنتوم منفی شد و حال و احساسم رو مثبت کرد
خدایا شکرت چقدر خالص شده این ادم
چقدر صحبت هاش برام لذت بخش شده
درسته من تودل تضاد بودم. اما خیلی خوب درسم و گرفتم و خدا هدایتم کرد به این اگاهی های ناب ازساعت 4صبح تا الان که 9:48دقیه است من پنج شش بار گوش دادمش خداوند هدایتم کرد به الهامات قلبی ام که یاد بگیرم درست بخوام، خوشگل بخوام.زمانی هدایت های خداوند را دریافت کردم که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خودم را به احساس خوبی رساندم
وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” بودم “الهامات درونی” خود را غیر فعال کرده بودم برای همین درس هایی که باید میگرفتم را نگرفتم
خداجونم ازت سپاس گزارم
و چقدر عالی این فایل برای نشانه امروزم اومد برای حال و احساس همون لحظه ام اومد الهی صد هزار مرتبه شکر
خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند خیلی خوشحالم که به درک درستری رسیدم
تا به خواسته هام برسم
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم میکند به مسیر درست و به مسیر کنترل کردن ذهن خدایا دستمو بگیر نذار از مسیر خارج بشم من دستمو به دستانت میدم الهی شکرت هزاران هزار مرتبه
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
چند روزیه که نمیتونم فایل گوش بدم و زیاد نمیتونم روی ذهنم تسلط داشته باشم چون هم زمان با جهیزیه بردن دخترم شده با جابجایی و مهمان اومدن خونش روبرو شده و یکم از کارهام راضی نیستم
و امروز صبح از خواب که بیدار شدم فهمیدم که باید بیشتر هواسم باشه به کارهام و به ورودیه ذهنم
چه چیزی میگم و چه حرفی میزنم و گفتم بعد از صبحونه خوردن برم یکم شکرکزاری بنویسم یکم حاله خودمو خوب کنم به خودم انرژی بدم
و از خدا ممنونم که الان هم هدایتم کرد به نوشتن
و دوباره به مسیر برگشتن
خدایا من لایق هم صحبتی و هدایت بیشتر رو دارم
خدایا من لایق نعمت و ثروت و فراوانی هستم
دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین