درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷
موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
- چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
- “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند میشود وقتی که …
- چگونگی دریافت الهامات؛
- رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷20MB21 دقیقه













به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست
سلام و مهر بی پایان به استادان عزیزم
و دوستان توحیدی
عاشق همتونم
خدایا شکرت برای دسترسی راحت و سریع به این سایت مقدس
چقدر به خداوند اعتماد دارم؟
سپاس گزارم از همزمانی های قدرت مطلق برای اینکه وقتی درسی رو یاد میگیریم به صورت عملی هم ما رو در مسیر قرار میده تا مورد آزمایش قرار بگیریم که یا واقعا مومن هستیم یا خیر
روز شنبه از مدرسه فرزندم تماس گرفتن و در مورد درس و شرایط انضباطی فرزندم توضیحاتی دادن که ناراضی بودن
نجواها شروع شد اما تونستم تا حدی کنترلش کنم
و تا شب وقتی که دیدم در درس ها مشکل داره با معلم مکاتبه کردم و ایشون هم شروع کردن به گله و توضیحات
اونجا احساس من واقعا بد شد
و هر لحظه نجواها هی ادامه دار تر میشد
خیلی ناراحت بودم و به همسرم گفتم برای تنبیه چند روزی ایشون مدرسه نفرستیم تا به خودش بیاد
حقیقتا از پایه و اساس میدونستم رفتارم غلطه چون احساسم به شدت بد بود
از خداوند هدایت خواستم تا قلبم رو آروم کنه
و این جمله دوستمون جلوی چشمام قرار گرفت
چقدر اعتماد دارم که فرزندم قبل از من و حمایت های من خداوند رو داره؟
به ترس هام نگاه کردم
دیدم من میترسم از اینکه مادر خوبی نبوده باشم
میترسم از اینکه خوب تربیتش نکرده باشم
و میخام یه جورایی توی زندگی تو مسیر درست هلش بدم
انگار که من و حمایت های من تضمینی هست برای آینده خوبش
انگار که من مسئولم تو اون ادم قابل قبولی باشه
انگار که حتما باید در درس هاش بهترینه باشه
همون لحظه گفتم خدایا من فرزندم رو به تو میسپرم من تسلیمم
من سعی میکنمبا بهتر کردم شخصیت و عملکرد خودم براش الگوی خوبی باشم نه که بخام به زور تربیتش کنم
و یک موضوع دیگه اینه که من صبور نیستم در مقابل اشتباهاتش
همش میخام سریع خطاشو اصلاح کنه یا در حالت کمال گرایی که اصلا خطایی نداشته باشه
با خودم گفتم من باید بتونم از زاویه ای به این قضیه نگاه کنم که احساسم رو بهتر کنه
جایی خونده بودم که بچه ها به این دنیا اومدن تا به ما درس های زیادی بدن مثل یک معلم
درسی که من باید بگیرم چیه؟
این که صبوری و مهربانی رو خیلی عمیق تر و بدون توقع یاد بگیرم
وقتی از این زاویه به قضیه نگاه کردم دیدم اون بار از روی شونه هام برداشته شد و من احساس آرامش دارم .
اون شب موقع خواب نجواها بازم بود و من رو هی ترغیب میکرد که اره باید اون تنبیه رو انجام بدی و گرنه حرف خودت رو زمین انداختی وخودت اقتدارت رو از بین بردی…
همونجا با خودم گفتم خدایا من میخابم و تو تاصبح من رو هدایت میکنی که چیکار کنم
و هی با خودم تکرار میکردم و قلبم رو در حالت ارامش نگه داشتم
نتیجه این شد که صبح خداوند من رو به ایده ای هدایت کرد که فرزندمم قبول کرد و با احساس خوب به مدرسه رفت
وقتی به این جریان فکر میکنم میبینم چقدر قانون درسته
فرقی نمیکنه که شما چقدر دلیل داشته باشی برای ناراحتی و عصبانیت اگر احساست بد بشه اتفاقات پشت سر هم حال تو رو بدتر میکنه
ذهن همش تو رو میخاد با راه حل و روش های منطقی رو جلوی پای تو بزاره و هی روی اون پافشاری میکنه
من توی این حریان قشنگ حسش میکردم
و اون زنگ هشدار خیلی صداش بلند بود که اگر احساست بده پس مطمئن باش نتیجه ی خوبی رو به همراه نداره
و وقتی به رفتار دیروز فرزندم نگاه میکنم چقدر از این تصمیم خودم راضی هستم
احساس خوب واقعا مثل یک شاه کلید عمل میکنه که هر دری رو تاکید میکنم هر دری رو برای ما باز میکنه
خدایا شکرت برای قوانین ثابت و بدون تغییرت
خدایا شکرت برای هدایت من به مسیر صراط المستقیم
خدایا میخام بگم عاشقتم که انقدر مدیر و مدبری
سپاس برای نعمت زندگی
برای حال خوبم
برای آرامش قلبم
برای عشقی که داری بهم
برای حضورت توی تک تک لحظاتم