درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷
موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
- چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
- “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند میشود وقتی که …
- چگونگی دریافت الهامات؛
- رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷20MB21 دقیقه














بنام خداوند بخشنده مهربان با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته آقا ابراهیم خانم فراهادی و همه بچهها ی سایت خدا.🌹🌹🌹 سلام روز شنبه صبح ساعت 3:25 دقیقه هست بعداز چند وقت که سایت باز نمی شد از دیروز به لطف خدا باز شده و دوباره مسیر هدایت و کار کردن روی ذهن و باورها . جلسه امروز اعتماد به خدا!!!! من قبل از اینکه با شما و سایت تون آشنا بشم شاگرد استاد عرشیان فر بودم و نتایجی هم گرفته بودم.ممنون از شما دو بزرگوار.🌹🌹🌹 بریم سر اصل مطلب اعتماد کردن به رب ؟ بعنی چی !!! یه مورد درباره اعتماد به خداوند در زندگی خودم که تازه هم هست برای دو سه ماه پیش. بنام خداوند بی نهایت همسرم یه روزی حالش بد شد و بردمش بیمارستان بعد از کلی آزمایش و معاینه دکتر کفت چیزی نیست وهمسرم رو ترخیص کردند و رفتیم خونه اون روز گذشت فرداش من سرکار بودم که دوباره حالش بدمیشه و میبرندش دوباره بیمارستان وچند روزی اونجا بستری بود انواع آزمایش ها تست ها انجام دادند و میگفتند توی این آزمایش معلوم میشه چی و دوباره بعدی.همسرم توی مراقبت های ویژه بود از دکترش وقت گرفتم تا از بیمارشی بپرسم که چی هست که دکترش گفت باید از نخاعش آزمایش بگیریم تا بدونیم که چکار باید بکنیم و بیماریش چی هست و درمان رو شروع کنیم توی اون چند روزی که همسرم بستری بود نه پیش خانواده همسرم رفتم نه با کسی حرف زدم میدونستم که اکه کنترل ذهن نداشته باشم باید منتظره بدترین شرایط باشم چیکار کردم توی خونه اهنگ میذاشتم و میزادم میرقصیدم و به حال بدش فکر نمیکردم وچند روزی گذاشت و جواب های کل آزمایشات اومد خدارو بی نهایت شکر که گفتند چیزی نیست درحالی که دکتر میگفت باید برای هر شرایطی خودمون رو آماده کنیم تا براحتی درمان رو شروع کنیم.من چیکار کردم همسرم خیلی ترسیده بود بهش میگفتم دکترها هرچی میگن بی خیال فکر نکن درحد حرف هست والاغیر.اهمیت نده و امیدواری میدادم که به خدا ایمان داشته باش که هیچی نیست همین روزها میریم خونه.فقط خدا میدونه که لحظهای ایمانم رو از دست ندادم خانواده همسرم هم داغونه داغون خودشون رو برای بدترین سناریوها آماده کرده بودند آما به لطف صاحب هستی من ایمانی داشتم که چیز خاصی نیست و بعداز چند روز با کلی جلسه و مشاورههای متخصص ها رای بر ترخیص همسرم صادر شد به لطف خدا. بعد از چند روز وقتی با خانواده همسرم صحبت میکردم فهمیدم که چقدر خودم رو از اونها دور کردم عالی بوده برای اینکه ما دریک ساختمان زندگی می کنیم وقتی تعریف میکردند که یکی میگفت این بیماری رو داره آون یکی میگفت نه فلان بیماری رو داره و همشون میگفتند که ما مردیم و زنده شدیم وتوی آون چندروز چه ها که به ما نگذشت.این فرق اعتماد داشتن به خدا هست با کنترل ذهن که توی درو دیوار نری.این خاطرهای بود از اعتماد به رب العالنین خدایا بی نهایت شکرت خدایا شکرت همیشه ثروتمند سعادتمند دراین دنیا و آخرت باشید. امین🌹♥️🌹 18/11/04 شتبه 4:25 دقیقه صبحتون بخیر شادی.