درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷
موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
- چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
- “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند میشود وقتی که …
- چگونگی دریافت الهامات؛
- رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷20MB21 دقیقه














با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز ومریم خانم ،،خاستم با اجازتون تجربه خودم روبگم درمورداعتمادکردن به خداوند و الخیرفی ماوقع ،،توهمین سروصداهای20روزپیش توکشور،،من خودم که اصلا خودم رودرگیرهیچ چی نکردم و نمیکنم و نخواهم کرد،،من خودم ساکن یزدهستم و پسرم که 20سالش چند ماهی شیرازکارمیکرد،به علت همین سروصداها توشبرازکارش تعطیل شده بود با اتوبوس ساعت7عصرمیات یزدودوستش با ماشین میره ترمینال دنبالش ،،وقتی اخرشب شدمن و مادرش هرچی زنگ به خودش دوستش زدیم جواب ندادن تا صبح شدرفتم سرکاروگوشی هردو آنها هم خاموش شد،من سرکاربودم همسرم زنگ من زدوگفت صالح پسرم خبری ازش نیست گوشیش هم خاموش و خیلی ناراحت بود ومن مرخصی گرفتم رفتم خانه اینقدر حال همسرم بدبودوترس کرده بودوکمی دلداریش دادم رفتیم محل کار دوستش ازاون هم هیچ کس خبری نداشت حتی دوستش میگفت همه جاسرزده کلانتری،بیمارستان،،،، خبری ازشون نیست ،،همسرم که حالش بدبودرسوندم منزل خودم رفتم اطلاعات سپاه گفتند باید بری پلیس امنیت وقتی رفتم آنجا خیلی شلوغ بود خیلی از پدر،مادرهااومده بودن دنبال فرزندشان، من هم اسم پسرم ودوستش دادم وبعدازنیم ساعتی خبردادن که اسمشان این جاست ودیشب انهاراگرفتندومن خیالم راحت شدوبهم گفتن تافردابهتون زنگ میزنم بایدچکارکنین اگرکاری نکرده باشن میریددادسرا ازادشون میکنن،اما من نه غور زدم،نه فهش دادم،نه سروصداکردم،نه شکایتی کردم که چراپسرمن اون که اصلا اهل ای چیزا نیست فقط گفتم الخیرفی ماوقع،،خداروشکرو به مادرش گفتم که مطمئن هستم به جور های که الان نمیفهمم خداوندداره ازپسرمون اینطورمحافظت میکنه این حرف واقعا حرف من نبود ندای قلبم بودوتواین6روزسعی کردم بااموزهای استاد روی خودم مسلط باشم واحساسموخوب نگه دارم،باافکارخوب،وطبق قانون خداوند به راحتی بعداز6روز در روز جمعه بین300نفر جز5نفراول صالح دوستش آزاد شدن به راحتی و بدون دردسر،،ومطمئن هستم این اتفاق به ظاهربدباعث خیروصلاح پسرم میشه تا الان که خوب بوده الان 25روزازاین موضوع میگذراول دیگه شیرازنرفت وپیش خودمان هست دنبال یه وام بودجورشدوهمان موقع یکی از دوستاش تویک مجتمع تجاری بزرگ یه غرفه داشت میخواست واگذار کنه و صالح کارهایش را انجام دادوقراردادش نوشته وازشنبه 25بهمن شروع میکنه به کارکردن تو غرفه خودش درصورتی که شیرازتومغازه کسی کارمیکرد،،الخیرفی ما وقع موفق باشی ارادت داریم استادعزیز بوس بوس