درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

394 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «الهام» در این صفحه: 1
  1. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2797 روز

    درود عزیزان

    استاد عزیزم ❤️ مریم جان شایسته و استاد عرشیانفر سلام

    چقدر بااین فایل همزاد پنداری کردم

    بار اول بود استاد با شخص دیگه ای به جز مریم عزیزم صحبت میکردند و من خدا خدا نمی کردم بقیه ش رو فقط استاد صحبت کنم

    استاد عرشیانفر صحبت میکرد اونجایی که میگفتن دست نداشتی بهت دست دادم قلب نداشتی بهت قلب دادم…

    آخ خدا❤️

    همینجوری که ظرف می‌شستم انگار یه تونلی به قلبم باز شده هوا میخورد بهش اصن کنده شده بودم از جهان هیچ صدای دیگه نمی شنیدم انکار هیچی مزاحمم نبود الان که می‌نویسم یادم می افته استاد قدم اول یا دوم وقتی ستاره قطبی توضیح میدادن میگفتن قلبم انگار باز شده بهش هوا می‌خورده منظورتون شاید همین حس بود

    فایل دانلود کردم به شکل سیری نا پذیری می‌شنوم

    این مدتها متنها روی جلسات قدم و سایت منظم کار میکنم ینی گوش میکنم نت بر میدارم فکر میکنم تمرین میکشم بیرون و عملیش میکنم روی خودمم کار میکنم اینطور که افتادم به جونت آشغالا هر کار پشت گوش انداخته ای هر پترن تکراری که تو این نداری که هستم حالیم میشه که هست رو پیدا میکنم روزانه برنامه می‌نویسم و بهش عمل میکنم مثلا

    یه لیست از کارهایی که به ظاهر مهم نیست ولی از باور کمبود و بی ارزشی درون میاد رو نوشتم هر روز انجام میدم تا تیک بخوره

    مثلا

    کارهای ماشین

    راهنما سمت راست

    تیغه برف پاک کن

    در داشبورد خوب بسته نمیشه

    کارواش داخل و بیرون نه فقط بیرون

    مرتب کردن وسایل داشبورد

    گرفتن بوگیر

    چرا چند وقت یک بار دونه دونه چراغا میسوزه تا کی چراغ عوض کنم ؟ باید برق ماشین مشکل داره دیگه ببر نشون بده خستمون کردی

    در مورد همه چی

    یا یه چیز دیگه از باور کمبود در خودم. درآوردم اصن برگ ریزان مثلا میگم خب داداش تو دوسال پیش میرفتی میدوییدی یک سال مرتب رفتی حالا دوباره شروع کردی چه چیزیو ارتقا دادی؟ اصن من آنقدر این باور رو دارم که همونی که هست خراب نشه به شکل افراطی که بی ن این موارد وقتی پیش دیگران هستم متوجه میشم تعجب میکنن و یکم از حالت عادی خارجه چرا من اینجوری هستم ؟ کاری ندارم چطور این طور شدم الان باید درست بشه ریشه ش تو باور کمبود دایم تو ذهنمه که پولم نمی‌رسه اگه خراب شده چی الان دیگه این جنسا نیس الان دیگه گرون شده اگه بقیه سرزنشم کنند که فلانی چقدر شلخته س فلان چیزش خراب شد … اگه تحسینم نکنن که وسایلام آنقدر نو و سالم میمونه چی ببینید اینارو کشیدم بیرونا ینی اصن نمی‌دونستم هستن این فکرا الان یه درصد ازش کنده شدم دارم میفهمم قبلا متوجه نبودم اصلن خیلی چیزای دیگه ک هست که هست ولی متوجه نیستم

    خلاصه چی شد که آنقدر خودم رو کم دیدم که نمیتونم بخرم نمیتونم پول دربیارم و آزادی مالی داشته باشم آلگوم تو قرتی بازی اینا خوبه تو چیزایی که کسی غیر خودم متوجهشون نیست نابوده مثل دندون پزشکی مثل همین هرجای ریز ریز ماشین مثل ارتقا ندادن مثلا یه کتونی اورج گرفتی برای ورزش جاهای خوبم اونو میپوشی خب؟! تا کی ؟ چرا بعدی و بعدی نمی‌خوای

    چرا تو ذهنت نمیاد که بخوای ماشین بهتر سوار شی تو ذهنته همین فنیش سالمه و فلان

    و هزاران موارد که واجبه ولی ضروری نیست که واجبه ولی اگه انجام ندی کسی نمی‌بینه که واجبه برای شخص خودته ولی میگی ولش کن

    نصفه گذاشتن کارها فرقی نداره یه کار کوچیک مثل تمیز کردن سه کشور از چهار کشور باشه یا گرفتن مدرک فلان دوره که نصفه گذاشتیم یا هرچی چقدددددر نشتی انرژیه

    اولش فکر می‌کنی یادت رفته اصن مهم نیس می‌خوام چیکار هنوز لازم نشده ولی وقتی اون کار رو انجام میدی

    جوری ذهنت منظم میشه آروم میگیری اصن نمی‌دونستی که همچین فضایی گرفته بود تو مغزت

    خلاصه من دوره زیاد دارم از استاد اما این دوازده قدم مثل گوهر شب چراغ برام

    زندگی میکنم باهاش

    بهترین دوستمه

    جواب همه سوالامه

    مولتی دوره س

    این واژه ساده رو بخونین

    بهبود های دایمی

    من بارها بارها بارها بارها بارها بارها بارها بهش رسیدم

    نیاز مغزه

    نیازه عزت نفسه

    نیاز پذیرش بین گروهه

    نیازه

    بهبود دایمی برای من نظریه پنجره شکستی ینی

    عادت نداری مسواک بزنی

    مزایای مسواک زدن و نزدن رو میخونی

    شروع می‌کنی

    فقط شبا

    میبینی تنبلیت میاد ساعت ده خسته ای میگی ولش کن

    هفته نیم بزن جهنم که بعدش شام میخوری مثلا

    ولی بزن

    چند روز میگذره

    خوشت میاد

    آزادی عمل هم که داری

    اصن سیستم بدن بهبوده مگه بیا قبل خواب دو دقیقه‌ای می‌زنیم

    بعد میگذره این وسطا ممکنه چند بارم پیش بیاد که نزنی

    ولی یک شب رو نباید بزاری دو شب پشت هم بشه

    برای خودت قانون تعریف می‌کنی میگی رییس کیه

    بعد اگه خواستی اهرم مینویسی

    حس خوبی داری تغییرات رو میبینی راحت میخندی حرف میزنی صب هم میزنی

    کم کم نخ دندون…

    بعد میوفته تو فکر که یه دندون پزشکی م برم

    ….

    سیگار میکشم قهوه کم بخورم چه قشنگ شده دندونام

    میخوای زحمت رو حفظ کنی و حس خوب

    خلاصه تا ابد

    اصن بنظرم ذات بشر بهبود گراس

    مسواک مثال بود

    عمل کردن بنظرم همیناس شاخ قول شکستن نیست

    تغییرات بزرگ زندگی من از ادامه دادن همین چرخه اومده و متوجه شدم کارهایی که برای بقا انجام میدی رو اگه ادامه بدی میشه موفق شدن تو اون مسیله

    فقط همون برو

    حتی موفقیت هم تو ذهنت گنده نکن همین الان این جمله اومد تو مغزم

    راهرو برو حتی موفقیت رو هم تو ذهنت گنده نکن

    یا خدا😅😍

    دوستون دارم گاهی فکر میکنم شاید انتخاب کردم فارسی زبان باشم بخاطر ادبیات و استاد عباس منش عزیز و سایت مون اینجا اصن یه کیهان دیگه س برامون

    باور میکنین همیشه به این موضوع فکر میکنم که خدا رو شکر من زبانم ایرانیه و میتونم فایل استاد رو به زبان اصلی درک کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: