درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

450 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «صفاگنجی» در این صفحه: 1
  1. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2036 روز

    بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

    سلام و احترام خدمت استاد عزیزم

    این روزها وقتی به مسیر زندگی خودم نگاه می‌کنم، بیشتر از همیشه می‌فهمم که انسان گاهی از دل سخت‌ترین دردهاست که به عمیق‌ترین هدایت‌ها می‌رسد…

    یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های زندگی من، از دست دادن فرزندم بود…

    دردی که فقط یک مادر می‌تونه عمقش رو بفهمه.

    درسته که غم و آشفتگی بارها سراغم می‌اومد…

    اما نکته‌ی مهم این بود که من نمی‌ذاشتم حال روحی‌ام مومنتوم بگیره و مرا با خودش به تاریکی ببره…

    هر بار که ذهنم می‌خواست سقوط کنه،

    به صحبت‌های شما و جلساتتون پناه می‌بردم…

    گوش می‌دادم… دوباره و دوباره…

    و آرام‌آرام به مسیر درست و آرامش برمی‌گشتم.

    واقعاً این جلسات برای من مثل یک دستِ نجات بود…

    در همان دوران، گاهی درونم توقع ایجاد می‌شد که همسرم بیشتر کنارم باشه،

    بیشتر درکم کنه،

    یا بتونه آرامم کنه…

    اما همین توقع هم برای من پر از درس شد…

    فهمیدم حتی همسر، حتی نزدیک‌ترین انسان زندگی‌ات،

    قرار نیست تکیه‌گاه اصلی آرامش تو باشه.

    من بارها و بارها هزاران مرتبه از شما شنیده بودم که:

    «فقط روی خدا حساب باز کن…»

    اما باز هم گاهی در چنین لحظات حساسی، از دستم در می‌رفت…

    و دلم می‌خواست حداقل یک همدردی از همسرم ببینم…

    ولی دقیقاً همین جاها بود که درس عمیق‌تری برایم روشن شد:

    که هیچ‌وقت برای آرام شدنِ حالم،

    نباید روی کسی حساب باز کنم…

    نه حتی روی همسرم…

    بلکه باید روی خودم،

    و خدای خودم دل ببندم.

    و اونجا بود که معنای واقعی این جمله رو لمس کردم که:

    دل‌ها فقط با یاد خدا آرام می‌گیرند…

    امروز بیشتر از همیشه می‌فهمم که هدایت خدا همیشه هست…

    اما فقط وقتی انسان آماده شود، آن را می‌شنود.

    قدم اول اینه که بپذیریم تغییر از درون خود ما شروع می‌شود…

    و قدم دوم، تسلیم بودن در برابر مسیر الهی است…

    سپاسگزارم استاد عزیز، که با آموزه‌هایتان یاد دادید

    راه نجات، در جنگیدن با زندگی نیست…

    در تسلیم عاشقانه به خداست

    استاد عزیزم دعای خیر من همیشه همراهتون هست💚🤲

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 86 رای: