درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «میثم نظریان» در این صفحه: 1
  1. -
    میثم نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و تمام بچه های دوست داشتنی این سایت توحیدی

    این ماجرایی ک میگم مال همین چند وقته ی اخیر هست و داستان هدایت ک واقعااا خیر مطلق اگ اجراش کنیم

    من ی ماشین باری دارم ک ازش 1سالی بود استفاده نمیکردم و ی گوشه پارک بود گفتمم خب من ک ازش استفاده نمیکنم بزارم واسه فروش گذاشتمش واسه فروش ی چن وقتی ک اصلا خبری از خریدار نبود اوومدمو کار کردم رو باورام واسه فروشش ک شروع شد ب اومدن مشتریو دیدنو رفتن ک یکی پسندید گفت میخوامو خلاصه شب قبل اینکه بخوام صبح ماشینو معاملش کنم ی هدایت محکمی اومد ک آقا نفروش منم در حد چند دقیقه ای کلنجار رفتم ک آقا داره آفتاب میخوره فلان …دلیلامم منطقی بود ولی هدایت محکم و پراز آرامش. منم ک با یک پیام محترمانه از طرف عذ خواهی کردم و صرف نظر شدنمو بهش اطلاع دادم

    بعد این تصمیم پدرم گفت پس چکاری بود تو انجام دادیو داستان ک این ماشین حیف داره نابود میشه ها ایناا…

    خدا شاهده ب 1هفته نرسید ک این ماجراها تحریمم ها و لحظه ی حسااس کنونی…. (طبق معمول) و قیمت ارز این چیزها اتفاق افتاده بود .من ک پیگیر قیمتو اخبار نیستم در کل از داییم شنیدم ک چی شده و گفت ماشینو چیکار کردی داریش گفتم آره ک جربانارو گفت و من باخبر شدم

    ک این هدایت باعث شد ک من ی ضرر چند صد میلیونی نکنم و واقعااا سپاس گذار خداوند شدم

    و خلاصه از خدا خواستم ک نشونه بده ک الان چیکار کنم ک ی دوستام داشتم باهاش تلفنی صحبت میکردم ک الان داشت دنبال ماشین میگشت ک بخره ک البته پولش جور نبودو میخواست ی چیزی بفروشه و بیاد ماشینه منو بخره.البته با قیمت الان دیگه

    تا گوشیو قطع کردم ی ایده اومد ک آقا اصلا چرا بفروشی بهش بگو بیاد بره روش کار کنه ک هم واسه خودشو تو خوب باشه هم تو نفروشی ماشینتو هم اون باغشو نفروشه.چون هم انسان متعهد هم درستو قابل اعتماد و هم امانت دار هستش

    خلاصا اینم از خداوند هدایت خواستم ک این کارو انجام بدم یا ن ک ب قول استاد شاخکام تیز بود واسه هدایت خداوند

    ک تویه کامنتا یکی از دوستان همینجا خوندم ک دوستش ماشینو گرفته ازش برده درست کرده و …

    ک نشونرم گرفتم ک آقا انجام بده

    حالا امید ب رب انجام میدم و منتظر نتیجه خیرشم میشینم و نتیجشم همینجا کامنت میکنم

    سپاس گذارم ازتون استاد واسه این آموزه های بی نظیرتون

    و ممنونم از مریم جان شایسته.آقا ابراهیم عزیزم.و خانم فرهادیه دوست داشتنی

    در پناه امن رب العالمین باشین.خدانگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: