درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۸
موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
- “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
- شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر میداری؛
- قدرت احساس خوب؛
- کدامیک را برای پیروی انتخاب کردهای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
- راهکار مسائل، همواره گفته میشود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را میشنوی؛
- قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
- قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایتهای خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۸37MB38 دقیقه














سلام خدمت استاد عزیزم و تمام بچه های دوست داشتنی این سایت توحیدی
این ماجرایی ک میگم مال همین چند وقته ی اخیر هست و داستان هدایت ک واقعااا خیر مطلق اگ اجراش کنیم
من ی ماشین باری دارم ک ازش 1سالی بود استفاده نمیکردم و ی گوشه پارک بود گفتمم خب من ک ازش استفاده نمیکنم بزارم واسه فروش گذاشتمش واسه فروش ی چن وقتی ک اصلا خبری از خریدار نبود اوومدمو کار کردم رو باورام واسه فروشش ک شروع شد ب اومدن مشتریو دیدنو رفتن ک یکی پسندید گفت میخوامو خلاصه شب قبل اینکه بخوام صبح ماشینو معاملش کنم ی هدایت محکمی اومد ک آقا نفروش منم در حد چند دقیقه ای کلنجار رفتم ک آقا داره آفتاب میخوره فلان …دلیلامم منطقی بود ولی هدایت محکم و پراز آرامش. منم ک با یک پیام محترمانه از طرف عذ خواهی کردم و صرف نظر شدنمو بهش اطلاع دادم
بعد این تصمیم پدرم گفت پس چکاری بود تو انجام دادیو داستان ک این ماشین حیف داره نابود میشه ها ایناا…
خدا شاهده ب 1هفته نرسید ک این ماجراها تحریمم ها و لحظه ی حسااس کنونی…. (طبق معمول) و قیمت ارز این چیزها اتفاق افتاده بود .من ک پیگیر قیمتو اخبار نیستم در کل از داییم شنیدم ک چی شده و گفت ماشینو چیکار کردی داریش گفتم آره ک جربانارو گفت و من باخبر شدم
ک این هدایت باعث شد ک من ی ضرر چند صد میلیونی نکنم و واقعااا سپاس گذار خداوند شدم
و خلاصه از خدا خواستم ک نشونه بده ک الان چیکار کنم ک ی دوستام داشتم باهاش تلفنی صحبت میکردم ک الان داشت دنبال ماشین میگشت ک بخره ک البته پولش جور نبودو میخواست ی چیزی بفروشه و بیاد ماشینه منو بخره.البته با قیمت الان دیگه
تا گوشیو قطع کردم ی ایده اومد ک آقا اصلا چرا بفروشی بهش بگو بیاد بره روش کار کنه ک هم واسه خودشو تو خوب باشه هم تو نفروشی ماشینتو هم اون باغشو نفروشه.چون هم انسان متعهد هم درستو قابل اعتماد و هم امانت دار هستش
خلاصا اینم از خداوند هدایت خواستم ک این کارو انجام بدم یا ن ک ب قول استاد شاخکام تیز بود واسه هدایت خداوند
ک تویه کامنتا یکی از دوستان همینجا خوندم ک دوستش ماشینو گرفته ازش برده درست کرده و …
ک نشونرم گرفتم ک آقا انجام بده
حالا امید ب رب انجام میدم و منتظر نتیجه خیرشم میشینم و نتیجشم همینجا کامنت میکنم
سپاس گذارم ازتون استاد واسه این آموزه های بی نظیرتون
و ممنونم از مریم جان شایسته.آقا ابراهیم عزیزم.و خانم فرهادیه دوست داشتنی
در پناه امن رب العالمین باشین.خدانگهدارتون باشه