درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

394 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «امیررضا» در این صفحه: 1
  1. -
    امیررضا گفته:
    مدت عضویت: 1114 روز

    سپاسگزارم استاد برای این فایل فوق العاده

    یک نکته ای که اینجا برای من خیلی آموزنده بود و می‌خوام ردپا بزارم و فقط به همین موضوع اشاره کنم

    اونجایی بود که شما با مدل صحبت کردید و گفتید که تو همه چی به من دادی لامصب پس چرا ثروت رو به من نمی‌دی

    و بعد گفت ایراد از باور های خودته و چون میخواست هدایت کنه و شما هم آماده بودی فرستاد شما رو از سمت چیزی که بهش مقاومتی نداشتی و دوره های تندخوان بود و بعد که دیدی ثروت اومد و مشکلی هم در کار نیست اتفاقی که افتاد این بود که حالا باور هات رو درست کن و برو به سمت اپن چیزی که داری روش تحقیق می‌کنی

    این موضوع برای من تو بحث رابطه اتفاق میوفته و دقیقا اینجاست که به خودم تلنگری خورد که

    من فکر میکنم اگر الان رابطه باشه من وقتش رو ندارم ، من رو از کار میندازه و…

    و این سری باور های محدود کننده من رو از رابطه دور می‌کنه

    خدا جلو جلو کاراش رو کرده اونی که باید آماده بشه خود منم

    یا مثلاً اگر من بخوام تو رابطه باشم و آزاد زندگی کنم و تو خونه خودم باشم پس خونوادم که شکل مذهبی دارند چطور فکر میکنند…

    نکنه ارتباطم با پدرم بخواد به مشکل بخوره (که دقیقا این رو تو این مدت از پدرم دیدم که چقدر حامی و حمایتگر منه و به زندگی شخصی من اصلا کاری نداره)

    ی الهامی بهم شده بود چند وقته پیش که این بود :

    اونقدر می‌تونه باور های محدود کننده تو ذهنت ریشه دوونده باشه که تو برخلاف چیزی که در واقعیت داری تجربه می‌کنی و میبینی و ملاقات می‌کنی اونا رو نادیده بگیری و ذهنت به سراغ توهماتی بره که با اون باور های شرک آلود ساخته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: