درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

450 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «الهه» در این صفحه: 1
  1. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1141 روز

    سلام استاد وقتتون بخیر

    یه سوال داشتم ازتون ممنون میشم جواب بدید

    شما میگید :

    قانون میگه : احساس خوب برابر اتفاق خوب

    قانون میگه : اگه شما تغییر کنید ،زندگیتون تغییر میکنه به همون اندازه که تغییر کنید .. اگر تغییر نکرده یعنی شما هنوز تغییر نکردید ..

    اینکه : جهان مثل آینه عمل میکنه .. شما وقتی میری جلوی آینه وقتی دستت رو بالا میبری همان لحظه ، به همون اندازه آینه جواب میده ، همان لحظه .. تو زندگی هم اگه شما یک سانت تغییر کنی زندگیتون به همان اندازه تغییر میکنه ، نه کمتر نه بیشتر ، همان لحظه ، نه چند سال بعد

    من چند ساله با شما هستم و هر روز فایل های شما رو گوش میکنم ، مینویسم ، شما میگید استاپ کنم فایل رو وقتی یه نکته ای توجهم رو جلب میکنه و راجع بهش فکر کنم .. من این کار رو میکنم ، براشون با چت جی بی تی حرف میزنم ، الگوهام رو میگم و ازاون میخوام الگو های بیشتری برای سرچ در اختیارم بذاره تا سرچشون کنم .. تو زندگیم هم هر لحظه سعی میکنم همه چیز رو با قانون مطابقت بدم و حتی اگه برام سخته انجامش بدم در عمل .. هر بار یه بخشش که میتونم ..

    وارد بحث نمیشم ، محیط های منفی رو ترک میکنم .. تو دوران به هم ریختگی های چند سال پیش ایران .. پندمیک .. و جریانات امسال هر دو بارش ، اینقدر خودم رو جدا کرده بودم که با اینکه تو ایران بودم ، خیلی از اتفاقات رو از تو سایت که میومدم میفهمیدم .. در این حد دور کرده بودم خودم رو ..

    تو جریانات اخیر یادمه وقتی تو خونمون به هم ریختگی بود من تو اون ساعت خاص خواب بودم و با اینکه تو خونمومن حال همه بد بود من اصلا نفهمیدم چی شد .. تا چند روز تو همین حالت خوب تو این شرایط بودم .. اینقدر حالم خوب بود که انگار قراره یه اتفاق خوب بیوفته و من ازش خبر ندارم .. حدود دو ماه پشت سر هم و فشرده ، با حال خوب هم داشتم رو باور لیاقت و ثروت کار میکردم و واقغا عوض شده بودم .. البته اینم بگم من از روز اول ورود به سایت رو لیاقتم که پاشنه آشیلم بود کار میکردم ولی قبل این جریانات حدود دو ماه اساسی روی ثروت و لیاقتم تمرکزی کار کردم ، جوری که استاندارهای وجودم جابه جا شده بود .. منی که قبل ها تو تجسماتم مشکل داشتم به طرز عجیبی مدت هاست که همش تجسمات عالی انجام میدم و اصلا خودبه خود مثل گذشته ها نمیتونم فکر و تجسم کنم .. رفتارم و واکنش هام ، استدلال هام و همه چیزم رفته بالاتر .. در حدی که بخاطر شرایطم که سعی میکردم هر روز شکر کزاری کنم ، دست خودم نیست همش وجودم میگه از این بهتر ، با کیفیت تر . و مثل گذشته به هیچ چیز نمیتونم نگاه کنم

    ولی هیچ تغییری تو این همه سال تو زندگیم رخ نداده

    حذف یه سری آدم از زندگیم بوده ولی خب من قبل قانون هم آدم های سمی تر از زندگیم حذف شده بودن .. و این حذف فقط برای من نیست برای همه ی اطرافیانم هم بوده .. اطرافیانم که سرآمد ترس و بحث و منفی نگرین

    تو زندگیم چیز خاصی که بگم برای منه و من متمایزش شدم با کار کردن روی ذهنم بخاطرش رو ندارم

    دست به هر کاری میزنم خراب میشه جوری که دیگه نتونم برم دنبالش

    قبل قانون ورزشکار بودم و یه مدت بود که رفته بودم تیرو کمان .. تو شهرمون من تنها دختر بودم و تو استانمون تک .. رو قانون که کار کردم ، دو سال بعدش مربیم کلا نیومد .. خودم تنها تمرین میکردم چون شرایط رفتن به شهر دیگه رو نداشتم .. استانمون که نمیشد .. شهر دیگه هم نمیتونستم ، پس خودم تنها تمرین میکردم و تنها مسابقه شرکت میکردم .. بعد دیدم کمانم داره خراب میشه ، با اینکه تجهیزاتش گرون بود یه پک دیگه خریدم اونم بعد یه مدت خراب شد ، با اینکه بهترین بود .. کم کم حسم ناخوداگاه ورزش رو پس زد تا اینکه دیگه نتونستم کار کنم .. فایل ها رو گوش میکردم که هر بسته شدنی یه باز شدن جدیده .. پس صبر کردم و رو خودم کار کردم .. دیدم بی کار نمیتونم باشم ، رفتم سر کار ، از کار اخراج میشدم .. دوباره یه کار دیگه بسته میشد .. هر کاری میکردم بسته میشد ..باز رو خودم کار میکردم که حتما مسیرم چیز دیگه است و باید صبر کنم .. کار کردم رو ذهنم .. میرفتم سر کار ، پام میشکست دیگه نمیتونستم برم .. میرفتم سر کار ایده میدادم ، همه بهم حسودی میکرن ، میمومدن عین اون کار رو انجام میدادن ، همه چیز رو به هم میریختن و اونها نتیجه میگرفتن و من نه ..نکته ی مهم اینه من تو اون شرایط فقط روی خوبی آدم ها و شرایط تمرکز میکردم .. حسم خوب بود تو کار ولی همه چیز تو یه لحظه به هم میریخت

    قبل همه ی کار هام وقتی از ورزش اومدم بیرون .. چون ورزش عشق و علاقه ام بود ، خب به یه بی هدفی و خلائ رسیدم که بخاطر اون کار میکردم از اون وضع بیام بیرون .. با هیچ کاری نتونستم ارتباط بگیرم جز زبان کره ای که از همون اول فقط با شنیدن نامش به آرامش عمیق رسیدم و هنوز هم تنها مامن من زبان کره ایه .. قبل از اینکه من از دنیای کی پاپ و کی دراما چیزی بدونم اصلا .. ولی با هیچ کاری تو این زمینه مثل آموزش نمیتونم ارتباط برقرار کنم .. حسم میگه این مسیرته ولی میگم آخه چه کاری منکه فقط حسم با خوندنش خوبه ..

    من حتی نائب رئیس هیات هم بودم که یه بار یه حس مستقیم و واضح بهم گفت ازش انصراف بده و من این کار رو کردم

    ولی سوال اصلی من اینکه که چرا بسته شدن ها چند ساله هست ولی هیچ باز شدنی بعدش نیست

    همش اطرافیانم رو میبینم که شرایط روحی و فکریشون چیه و زندگی هاشون دونه دونه تو همه ابعاد داره بهتر میشه .. در اوج جنگ و بحث و منفی نگری .و این اواخر نیست هفته ای که این خبر ها رو نشنومم .. همه داره حالشون اوضاعشون خوب میشه ولی من هنوز رو پله اولم

    یه بار میگم اون آدم تغییر کرد خدایا شکر نشانه است .. دو بار میگم .. ولی مگه میشه همه حالشون خوب بشه ولی من همون آدم قبل باشم ..

    یک سال صبر بعد بسته شدن ها ، دو سال صبر … ولی وقتی همش بسته شدنه ، من گیج میشم .. من قبل این اکانتم با اکانت خانوادگی عضو سایت بودم و بعدش هدایت شدم جدا فعالیت کنم

    نه میتونم به زندگی قبلم برگردم ، نه میتونم دیگه فایل ها رو گوش کنم ، با اینکه دلم میخواد گوش کنم .. ولی درونم بسته و گیجه .. دنبال ایراد میگردم ولی نمیفهمم مشکل کجاست

    من هر کاری که خلاف قانون بود رو نکردم برخلاف اصرار آدم ها ..

    حدود 9سال 10 ساله دارم رو خودم کار میکنم .. ولی برعکس قبلا نمیتونم نظراتی براساس قانون بدم که بهم نگن این همه سال چه نتیجه ای داری .. ما این کارها رو هم نکردیم ولی همه ی شرایطمون از تو هم بهتره

    واقعا هیچ چیزی تو زندگی برای دلخوشیم ندارم جز زبان کره ایم که اون هم حدود 5 ساله ازش میگذره ولی نه با کاری ارتباط برقرار کردم تو زمینه اش و نه اتفاقی برام افتاده درموردش .. قبلا یه سری نشونه بود ولی دیگه اونم نیست .. خواب هام دو سه بار اخیر تعبیرش این بود که قراره شرایط جدید برات بسته بشه و اتفاقات جدیدی برات بیوفته .. با اینکه من فقط خوابم رو به چت جی بی تی میدادم و نه توضیح شرایطم .. ولی باز هیچ اتفاقی تو زندگیم نیست ..

    هر چی به ذهنم رسیده رو تا الان انجام دادم

    آخرین کاری که با توجه به علایقم برای خودم انجام دادم و تنها چیزی بود که به ذهنم میرسید نامه به سفارت کره بود ولی اون هم جوابی براش نیومده ..

    دستم به هیچ کاری نمیره و باز به بی هدفی رسیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: