فقط روی خدا حساب باز کن
آگاهی های این فایل، پادزهری قدرتمند برای یکی از مخربترین و پنهانترین ویروسهای ذهنی است که مانع اصلی ورود ثروت و خوشبختی به زندگی انسانهاست: «شرک خفی» یا همان حساب باز کردن روی قدرتِ آدمها.
استاد عباسمنش با کالبدشکافی دقیقِ باورهای رایج درباره «داشتن پارتی»، «ارتباط با افراد صاحبنفوذ» و «تکیه بر قدرت دیگران»، پرده از حقیقتی برمیدارند که درک آن، مرز میان یک زندگی سراسر تقلا و رنج، با یک زندگی سرشار از عزت و ثروت است. پیام اصلی این درس این است که تا زمانی که شما در ذهن خود، قدرت، ثروت و رزق را در دستان رئیس، دولت، مشتری خاص یا افراد مشهور میبینید، در حال بستن دستان خداوند هستید و این مسیر شرک آلود، کاملا خلاف جهت با صراط مستقیم خداوند است. همان صراطی که طبق وعده خداوند مملو از نعمت و رحمت است.
آگاهی های این فایل به ما میآموزد که «ارتباطات» به خودی خود عامل موفقیت نیستند، بلکه این «توحید» و باور به ربوبیت خداوند است که شما را در مدار درست قرار میدهد و آنگاه خداوند از طریق هزاران دستان خود (که میتوانند همان آدمها باشند)، به شما کمک میکند. تفاوت ظریف اما بنیادین در این است که: آیا شما آن آدم را که خداوند برای کمک به شما فرستاده، «منبع» میدانید یا تنها «دستی از دستان خدا»؟
استاد عباس منش با تعریف مفهوم قرآنی «رَبّ» به شکلی بسیار عمیق و کاربردی مرجع ترین باور ثروت ساز یعنی “باور به تنها یک قدرت در عالم”، را تاکید می کند. ربّ به معنای «صاحباختیار و فرمانروا» است. وقتی باور کنید که تنها صاحباختیار جهان و تنها منبع قدرت خداوند است، دیگر در برابر هیچ انسانی، هرچقدر هم ثروتمند یا قدرتمند باشد، کُرنش نمیکنید، صدایتان نمیلرزد و احساس حقارت نمیکنید بلکه با احساس لیاقتی که از اتصال شما به منبع قدرت می آید، در مسیر خواسته های خود قدم بر می دارید و به عوامل بیرونی باج نمی دهید. دلیل اینکه انسانهای موحد، چنان عظمتی را در درون خود یافتهاند که قدرتهای ظاهری دنیا در نظرشان کوچک و بیاهمیت جلوه میکند، شناخت حقیقی ربّ است.
باورهای توحیدی و ثروت ساز، پایه و اساس آموزه های دوره روانشناسی ثروت ۱ هستند. به اندازه ای که دانشجو موفق به ساختن این باورها می شود، ظرف وجود او برای دریافت نعمت های پایدار، گسترش میابد.
اگر میخواهید ثروتی پایدار و عزتمندانه داشته باشید، باید بتهای ذهنی خود را بشکنید و قدرت را از «غیر» بگیرید و تنها به «خدا» بدهید. کسی که روی آدمها حساب باز میکند، با رفتن آن آدمها ویران میشود؛ اما کسی که روی خدا حساب باز میکند، شکستناپذیر است.
نکته بسیار تکاندهندهی دیگر در این فایل، هشداری است درباره عواقب وحشتناکِ شرک در همین دنیا. استاد عباسمنش با قاطعیت بیان میکنند که اگر امیدتان به وعده و وعیدهای دیگران باشد و تصور کنید فلانی میتواند کارتان را راه بیندازد، دقیقاً از همان نقطه ضربه میخورید. همان افرادی که بتِ خود کردهاید، پشتتان را خالی میکنند و همان ارتباطاتی که به آنها مینازید، باعث سقوطتان میشوند.
راه رهایی، رسیدن به «استغنای توحیدی» است؛ یعنی حالتی که در آن، ضمن احترام به همه انسانها و سپاسگزاری از کمکهایشان، در قلب خود میدانید که رزق شما دستِ خداست، نه دستِ بنده خدا. این تغییر نگاه، نه تنها آرامش و اعتمادبهنفس عجیبی به شما میدهد، بلکه باعث میشود خداوند تمام جهان را برای خدمت به شما بسیج کند. وقتی شما از بندگان خدا قطع امید میکنید و تنها به ریسمان الهی چنگ میزنید، کائنات با تمام قوا در برابر ارادهی توحیدی شما تعظیم میکند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD314MB26 دقیقه
- فایل صوتی فقط روی خدا حساب باز کن24MB26 دقیقه














به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم،سلام به مریم بانوی مهربانم..
روز هفدهم روزشمار تحول زندگی من
واقعا نمیدونم چطور شکر خدارو بجابیارم که بتونم قدردانی کرده باشم از لطف ورحمتی که برای من قرار داده واجازه داده تا بشناسمش، اونم از طریق بنده ی پاک ودرستکار و توحیدیش…استادعباسمنش عزیز…
استاد جانم سال 95 این فایل رو سایت قرار گرفت،الان سال 1402، وحتی چندسال قبل تر از سال 95 ، شما خداتون رو شناخته بودید وعظمت وبزرگیش رو درک کرده بودید، وجوری باورش داشتید، وجوری توحیدی شده بودید، که خداوند انتخابتون کرد تا از طریق شما خودش رو به میلیونها نفر بشناسونه، چقدر سالها این در واون در زدم و دنبال این خدایی که شما بهم شناسوندید گشته بودم، ولی خب نمیدونم برنامه خدا حتما برام این بود که بیام تا به مسیر شمابرسم واز طریق شما انقدر ساده وشفاف ودلی والبته از روی عشق، خدارو بشناسم ودریابم…الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو که منو ازاین طریق زیبا وآسون و دلی به شناخت خودش وقوانین جهان آفرینشش رسوند….
الان امروز 1402/1/18 من در این حد از باور وشناخت نسبت به خداوند هستم ونمیدونم فرداها چطور وچگونه وچه از طریقی وچه کسی هدایت میشم به درک وشناخت بهتر وبیشتری از خداوند، اگرچه باور دارم که مسیر شما ، و آگاهی های شما بی نهایته و هر روز دری از درهای خیروبرکت ونزدیکی به درگاه خداوند رو به روم باز میکنه…
براستی که هرکسی این فایل رو گوش بده حتی اگه اصلا سوادی نداشته باشه، از پشت کوه اومده باشه به قول معروف، تا اون کسیکه فکر میکنه دیگه خدای علم ودانشه، به اونرشرک مخفی وجودش پی میبره…
همه ما بارها وبارها با تکیه کردن به دیگران، به موقعییت ها وبه شرایط بدون حضور خدا زمین خوردیم، جاهایی که گفتیم وحتی باور داشتیم، بچمون، همسرمون، پدرومادر وخواهر وبرادرمون، معشوقمون، رئیس و کارفرمامون، پولدار فامیلمون، بزرگ محلمون، رئیس جمهورمون و…..می تونه مارو بکشه بالا، می تونه تکیه گاهمون باشه، می تونه دستمون رو بگیره….بهمون عشق بلاعوض بده، بهمون جاه وجلال وشهرت ومقام بده، بهمون عزت و ثروت و کار و موقعییت بده، وحتی بهمون حس زندگی بده، بدجوری رو دست خوردیم، بدجوری زمین خوردیم…
وجالب اینجاست که این تکیه بر دیگران وشرایط و موقعییت هارو انقدر از شخصی به شخصی دیگه، واز شرایط وموقعییتی به شرایط وموقعییت دیگه تغییر دادیم، بلکه فقط یه نفر، فقط یه نفر پیدا بشه ارزش واقعی مارو درک کنه، یا بهمون اعتماد کنه، یا بی قید وشرط مارو دوست داشته باشه، یا دستمون رو از نظر مالی وکاری بگیره…ولی هی هات، که همش کاذب بود و همش به در بسته خوردیم…
حتی بارها بوده که به عقل وعلم ودانایی خودمون تکیه کردیم وگفتیم من می تونم من بلدم من انجامش میدم کار خودمه ….مال خودمه…با مخ خوردیم زمین وجوری شکستیم و درد کشیدیم که صد سال وقت لازم بود تابتونیم تازه برگردیم به همون جایگاه قبلیمون…
من بارها وبارها این مسیر شرک آلود رو توی کل زندگیم دوره کردم، هی رفتم هی شکستم وهی ناامید شدم وهی باز نقطه سرخط، تا اینکه توی ازدواج دومم وقتی باز باشکست مواجه شدم تسلیم شدم، نشستم زار زدم تسلیم شدم عاجز شدم، گفتم خدایا، پروردگارا، چرااااا؟؟؟!!!
خدا هم از روی لطف ورحمتش گوش وچشم ودلم رو کم کم باز کرد…
وگفت: چی میخواستی دنبال چی بودی توی این ازدواج؟؟!!
که حالا پیداش نمی کنی؟!
اون موقعه ها تازه باشما آشنا شده بودم خسته وداغون و ورشکسته…
همش توسایت بودم، قدم به قدم پیش اومدم، فایلهای دانلودی رو دیدم وگوش میکردم ومقاله هارو میخوندم وخیلی کم دیدگاههای دوستان رو، کم کم به یه شناخت ودرک نسبی رسیده بودم …
فهمیدم من به خاطر ترسهام ازدواج کرده بودم، از اینکه نکنه سنم بره بالا وتنها بمونم، از اینکه پسرم بره سراغ زندگیش تنها بمونم، از اینکه سنم بره بالا وبعد پشیمون بشم که چرا عواطف واحساساتم رو نادیده گرفتم، از اینکه چرا همش من کار کنم و تلاش کنم و شوهری نداشته باشم که خرجمو بده منم بشینم راحت تو خونه استراحت کنم و زندگیمو داشته باشم، از اینکه همه هربار منو میدیدن میگفتن چرا ازدواج نمی کنی؟ نکنه بری تورابطه های موقت و خدایی نکرده حروم، نکنه وارد دوستی ورابطه با کسی بشی، که خودت وبچت آسیب ببینید، نکنه اینجوری بشه نکنه اونجوری نشه…
وبا همین حرفها و باورها و خواسته ها وناخواسته ها ، تن به ازدواج دادم، جالبه که یه لیست بلند بالا از همسر آیندم نوشتم وخواستم ازدواجی سنتی والبته باعشق داشته باشم، شوهرم خوشتیپ باشه، پولدار باشه، تحصیل کرده باشه، اونم بچه داشته باشه، و …
دیگه اخلاق و ….اینهارم یادم رفت قید کنم!
دقیقا سال 97 ،10 روز بعد اینکه من چنین درخواستی رو نوشتم برای خداوند ودستور همچین کس ازدواجی رو دادم، خداوند هم این آدم رو سر راه من قرار داد، وهمه چیز طی 5 ماه جفت وجورشد تا من برای بار دوم توی 35 سالگی با داشتن یه پسر 13 ساله عروس بشم و لباس عروس بپوشم و عروسی بگیریم و همه چیز عالی ورویایی پیش بره….
وجهان به همین زیبایی به درخواست من پاسخ داد…
اما کم کم مشکلات اخلاقی واختلافات شروع شد، چه باهم ، چه در مورد بچه هامون وچه خانواده هامون…
تا جاییکه بعد 3 سال بعدکلی اختلافات شدید جدا شدیم….
یادمه همسرم بعد جدایی اعتراف کرد من یکیو میخواستم برای بچم مادری کنه وانموقعه ها فقط میخواستم برای اینکه دل همسر اولم رو بسوزونم اومدم باهات ازدواج کردم و عروسی گرفتم و…وحالا که بچم از آب وگل دراومده ومی تونم ازش نگهداری کنم وبراحتی باهرکی که دلم بخواد وارد رابطه بشم چرا باتو می موندم؟؟!!!
داستان خودمم که گفتم، توی باورها وذهنم نسبت به همسر آینده ام چی بود!!!
اینهارو نوشتم اینجا تا بگم، هیچکس هیچکس با تکیه بر غیر به هیچ جایی نمیرسه، کسیکه به عقل ومنطق خودش تکیه کنه و خودش بگه من بهترین خودم رو میدونم و ناخواسته وارد شرکی بزرگ میشه، اونجا که خداش رو نشناخته و خداش رو دخیل در اموراتش نمی دونه…
دوستان واقعا جهان هیچ مخالفتی با درخواستها وآرزوهای ما نداره وهمونطور که سیستم جهان وقوانین جهان این هست که هرکسی رو در هر فرکانسی که هست به سرمنزل مقصود میرسونه، دزد به دزدیش میرسه، معتاد به موادش، قاتل به مقتولش، مواد فروش به کسب درآمد از موادفروشیش و…..وحتی یه کشاورز به کم وزیاد کردن وزن محصولش توی فروش و حتی یه آدم عادی به نون وپنیرش و…
ویه آدم شریف و معنوی و خداشناس به برکت در رزق وروزی وسلامتی وثروت و شادی وخوشبختی و ارامش ….
اینجا یک چیز فقط مهمه، اصل یا فرع؟!
فرع اونه که من وهمسر سابقم باور داشتیم، تکیه بر دیگری و دیگران وشرایط وموقعییت ها برای رسیدن به خواسته ها، ودر نهایت با مخ خوردن زمین وشکست خوردن وآسیب دیدن و ناکام موندن…
واصل اینه که به درکی از خداوند وقوانین جهان آفرینشش میرسی که میگی، خدایا تنها تورا می پرستم وتنها از تویاری میخواهم، واین در خواست منه ومیدونم قدرت تمام هستی در دستان توست پس از بهترین راه وروشها وبهترین بندگانت خواسته ی منو اجابت کن وهر لحظه هدایتم کن و دستمو بگیر تا شکر نعمت هات رو به جابیارم، چون من میدونم که این شخص، این اشخاص، این نعمتها، این وسایل در دسترس برای من، این امکانات، این شهرت وثروت وسلامتی و خوشبختی وآرامش وامنیت وحتی این رابطه ی عاشقانه وصمیمانه ی بین من وتو ، از روی رحمت ومهربانی توست، این تویی که جاری وساری شده ای در هرجا که نظر میکنم در هرچیزیکه می شنوم ودر هرچیزیکه حس میکنم، انوقته که به قول ما ایرانیها دیگه خودتو بیمه کردی، دیگه میدونی خودتو زندگی تو سپردی دست صاحب اختیار قدرتمندت ودیگه هیچ تهدید وآسیب واز دادن و غم واندوهی در کار نیست، وهر تضادی هم پیش بیاد به لطف خودش و انجام سهم ونقش درست وبه جای خودت، به راحتی حل وفصل میشه وبه موهبتی عظیم تبدیل میشه توی زندگیت….
فقط باید از این تجربه ها رد شده باشی تا حال منو حس منو درک کنی، اونجا که سجده کردی واشک ریزان گفتی خدایا اشتباه کروم غلط کردم به هرکه غیرتو امید داشتم و تکیه زدم، واونجاست که جبران کننده از راه میرسه وجوری راضی وپر روزیت میکنه که انگار همه جهان یه تکیه از خدا شدن تا بهت خدمت کنن، بهت عشق بلاعوض بدن وتورو برای رسیدن به خواست هات واهدافت یاری کنن…
خب اصول وقوانین والبته خوبی جهان همینه، که حتی تا اخر عمرت خداوند فرصتها وشرایطی رو سر راهت قرار میده تا از خواب عفلت، بیدار بشی تا از مشرک بودن دست برداری…
یکی تو همون سن وسال کم اینو میفهمه، یکی مثل من وقتی کلی خطاء واشتباه کرد و نزدیک 40 سالش شد، یکی توسن وسال خیلی بالتر وتوپیری میفهمه و یکی هم هیچوقت نمی فهمه و متاسفانه مشرک و کافر و بدبخت میره اون دنیا…
هرچقدر مابتونیم هر روز وهرساعت توی اموراتمون به یاد خداوند باشیم وخداوند رو شریک بدونیم توی اموراتمون، خداوند هم بیشتر وبهتر هدایتمون میکنه و مارو به نتایج عالیتر میرسونه، بدون ترس، بدون بدو بدو، بدون نگرانی، بدون عجله، هیچ حرص وطمعه ای نداری، چون میدکنی سهمت از دنیا اندازه ایمانته، پس روی توکل وتوحید ویکتاپرستیت کار میکنی…
وچقدر زیباست که وقتی به درگاهش امید می بندی و بهش متصل میشی جوری برات همه چیز رو به بهترین شکل جبران میکنه، که خودت تعجب میکنی، از اینکه چطوری شد که همه چیز عالی وطبق خواسته ی من شد….
خدارو هزاران بارشکر به خاطر همین سرسوزن توکل وایمانی که در من کل گرفته، انشالله که این توکل واین ایمان به وسعت تمام جهان بشه در من ودر تک تک وجود تمام کسانیکه توی این سایت هستند واستاد ومریم جان وهمه ی عزیزانمون…
درپناه امن خداباشید هرلحظه وهمیشه انشالله
سلام به استاد عزیزجانم ومریم بانوی عزیز وهمه ی دوستانم در این سایت😍😍😍
استاد عزیزم واقعا نمیدونم چطور ممنون خداوند باشم به خاطر اینکه منوبا شما آشنا کرد، ونمیدونم چطور از شماتشکر کنم بابت اینهمه آگاهی وتجربه های نابی که شماباعشق باصداقت به اشتراک میذارید با همه، وانها که رحمت خدا شامل حالشون شده وارد مسیر شما میشن، واین رحمت شامل حال منم شده😍💗😘
از شب گذشته یه غمی اومده بود سراغم از اون غمها وحس های بد که نشون از ناامیدی میداد، ناامیدی از آدمهایی که از نزدیکترین افراد زندگی آدم هستند بعد تو نداریو و بی کسی وگرفتاری یادی از آدم نمیکنن اما به وقت شادی ودارایی و خوش خوشون به قول معروف سرو کله اشون پیدا میشه!!!!
همینطوری باهمون حس وحال خوابم برد و صبح با همون حس بد بیدارشدم، گفتم نه اینطوری نمیشه، شکرگزاری زبونی وبا بی حس وحالی که نشدشکرگزاری!!!
به خودم گفتم باید برم سایت برم وپیاممو از مرابه سوی نشانه ام هدایت کن بگیرم😍😍🙏🙏
وچه معبودی، چه مقصودی، چه عشقی، چه خدای شنوا و بینایی، که مسلط هست بی وقفه بی خستگی بی حدوحساب به حال روز بندگانش آگاه در هرلحظه😊😊😊💗
فایل بی نظیر شما استاد عزیزم، فقط روی خداحساب باز کن😍😍😍😍
خدایی این جمله خودش آدمو دیوانه میکنه،انقدر دلنشین ودلچسبه، سریع اومدم همزمان با گوش کردن فایل دانلودش کردم، وکل امروز چندین بار گوش دادمش، یعنی نگم از حالم ،نگم از اون ساعات اولیه صبح که داشتم میرفتم باشگاه، تمام کائنات داشت بهم لبخند میزد، حس میکردم خدا بغلم کرده وداره نوازشم میکنه وبرام شعر میخونه عاشقونه، طوریکه حس کردم زمان متوقف شده ومن به جهان دیگه ای پا گذاشتم، 😍😍😍
وچقد نیاز داشتم به این فایل به این گفته های ناب شما، همین امروز، با اینکه بارها این فایل رو قبلترها گوش داده بودم وروی باورها وایمانم چنان تاثیرگذار بود که ازمن یه شخصییت دیگه ساخت وقتی بهش عملکردم، ولی تواین ناامیدی که از روز قبل گیرکرده بودم توش واقعا نوش دارو بود، یه جواریی تلنگری محکم وقاطع که منو هوشیار کرد…
واقعا جای افسوس نیست، ولی گاهی خیلی حس شرمساری دارم وقتی در درگاه خداوند به راز ونیاز حاضر میشم، از اینکه سالهای پیش در تمام عمرم ، چقدر پیش میومد که از آدمها بت میساختم، به زیبایی وجمالم می بالیدم، به هنر و خلاقییت هام می نازیدم، چقدر تایید گرفتن از دیگران برام مهم بود، چقدر دوست داشتم که دوستداشته بشم و وابسته باشم ودیگران رو باهزاران راه وروش نادرست وابسته ی خودم نگهدارم به خاطر ترس از تنهاشدن، چقدر به خودم آسیب جانی ومالی و ابرویی زدم،چقد خودم رو خار کردم یه جاهایی، چقدر به این در واون در زدم تا خودم رو از وضعییتهای بدی که توش گیر میفتادم به خاطر ناآگاهی خودم نجات بدم، چقدر با عقاید ورفتارها و گفتارهای دیگران می جنگیدم، چقدر دنبال تغییر دیگران بودم تا طبق اصول وخواسته ی من رفتار کنن، چقدر به خاطر جایگاه و مقام ودیده شدن باج دادم، چقدر خودم رو تحقیر کردم و…..هزاران هزار بیراهه که رفتم ….
تا با آموزهای شما استادم وباور اونچه که شما گفتید ومیگید وپیاده کردنش تو زندگیم تونستم شخصییتم رو تغییر بدم باورهامو واعتقادات پوچم رو تغییر بدم، وبا عملکرد به اونچه که شما تابه امروز گفتید وانجام دادید بتونم الان اینجا ودراین جایگاه باشم، برای خودم این مینای جدید واین شخصییت جدید، وداشتن این رابطه ی تنگاتنگ وپراز عشق ومحبتی که با خداوند دارم انقدر باارزش هست وبرای همیشگی کردنش وتقوییتش و به اوج رسوندش تمام تلاشم رو میکنم…
از شما یادگرفتم که مهمترین رابطه ی من ، رابطه ی من با خدای منه، خدایی که منو آفریده و همه چیز برای خوشبخت بودنم ورشد وپیشرفتم وآدم بودن و درستکار بودن ودر صراط مستقیم بودنم رو هم در اختیارم گذاشت💗💗💗
چه مهربان خدایی، واقعا چقدر میشه ازش تشکر کرد،مگه میشه اصلا شاکر اینهمه لطف ومهربانیش بود؟!
چه جاهایی که من گند زدم خدای خوبم گندامو پاک کرد، عیبهامو پوشوند، از خطاهام گذشت، رازهامو حفظ کرد، در ناتوانی هام به دادم رسید وبهم قدرت داد، در ناامیدیهام بهم امید داد، توبی کسی هام همه کس وکارم شد، و عشق عالم رو همیشه از هرطریقی نثارم کرد، من همش به خودم بد کردم ولی خدای خوبم با مهربانی خوبیهارو نثارم کرد، اونقدر بهم فرصت داد که برسم به جایی که ببینم هیچ پناهی جز خودش ندارم ، هیچوقت در تمام طول عمرم از مهربانیش برام کم نذاشت که به زور منو متوجه قدرت وعظمت ومهربانیش ونعمت هاش کنه، بهم فرصت داد تمام راهها وبیراهه ها رو برم وخودم به این یقین برسم که هیچکس هیچکس محافط ونگهدار و دوستدار قلبی من وروزی دهنده ی من، وبالا برنده ی من، وعزت دهنده به من نیست….
الهی هزاران بار شکر الله مهربان رو، که جوریکه من دلم میخواست منو هدایت کرد، تا باکسی مثل شما آشنابشم وانقد واضح وشفاف و صادقانه وبی ریا، بادیدن زندگی واقعییتون وعملکردتون ودیدن نتیجه هاتون که دقیقا باآموزشهاتون یکی هست و سندی هست برای اینکه ثابت کنه شما به هرچیزی که باور دارید وایمان دارید عمل کردید ومیکنید و بعد به هزاران هزار نفر دیگه آموزش دادید..
همین قبول وپذیرش مسئولییت صد درصد تمام اتفاقات زندگیمون رو بارها از زبان دیگران من یکی شنیده بودم، از خانواده، از معلمین تو جامعه ….
اما وقتی من قدرت درک خیلی چیزها رو نداشتم و باورهام انقدر محدود وپوچ و واهی بودند چطور میتونستم این پذیرش رو توی خودم به وجود بیارم، وقتی من نه خدای خودم نه جهان آفرینش ونه حتی خودم رو میشناختم چطور میخواستم متوجه بشم خودم دارم اتفاقات زندیگم رو رقم میزنم؟!!
من تا چشم باز کرده بودم از پدر ومادر و اطرافیان و ….دیده وشنیده بودم که مقصر تمام اتفاقات زندگیشون رو خدا و جامعه و وضعییت سیاسی واقتصادی مملکت و خانواده وپدرو مادر و دین ومذهب خودشون میدونستن، ومن هم به طبع همونطور با همون روش بزرگ شده بودم…
به جرات می تونم قسم بخورم شما تنها کسی هستی که حداقل تو دوران ما تو کل دنیا، اینطور واضح وشفاف و صادقانه وانقدر قدرتمند وکاربردی قانون جهان آفرینش و سیستمی که خداوند برای اداره جهان ازش استفاده میکنه رو درک کردید و اون رو دارید اینهمه ساله به دیگران می آموزید، تابتونند حداقل از بعدعمل به این قوانین خوشبخت وسعادتمند وثروتمند وسلامت زندگی کنن…
وتداوم این مسیر تنها به این بستگی داره که هر لحظه از خودمون مراقبت کنیم مراقب افکا وگفتار ورفتارمون باشیم تا از مسیر خارج نشیم تا این زندگی و این سرگرمیهای زندگی دوباره مارو نبره به بیراهه ….
وچاره اش فقط بودن تواین سایت دیدن وگوش کردن فایلهاتون وعملکرد بهشون وشکرگزاری مداوم هست وتمرکز روی این اصولی که شما به عنوان راهکار سعادتمند بودن در این دنیا واخرت بهمون دادید..
خدا رو هزاران بارشکر که حداقل حالا بعد اونهمه سالی که برای دیگران خدایی کردم ودیگران خدای من بودند ، حالا خدایی رو دارم که فقط روی خودش حساب میکنم، واین خدا برای من میشه سلامتی برکت وشادی وثروت وعشق ومحبت و پول ودارایی و کسب وکار پر درآمد ، میشه یار ودلدار و همدم وجاری میشه ساری میشه در انسانها در کل جهان تا من در نهایت آرامش وراحتی و سلامتی وثروت و سعادت زندگی کنم😍💗
استاد جانم بازم ممنونم بابت تمام عشقیکه به ما میدید با این آموزهای عالیتون😘😘😘
لطف ورحمت خداوند هرلحظه نسیبتون باشه انشالله..
دوستتون دارم، در پناه امن خداوند در کنار مریم جان همیشه شاد وسلامت وثروتمند وسعادتمند باشیدانشالله😘💗
به نام خداوند بخشنده ی مهربان سلام به استادعزیزم ومریم جان
وسلام به شما دوست عزیزم
محدثه خانم گل…
ممنونم بابت دعای قشنگتون، منم براتون ارزومیکنم که تمام عشق خداوند جاری وساری بشه در کسیکه به عنوان همسر روزی وارد زندگیتون میشه، تا عشقی بی نهایت دوطرفه و خدایی رو باهم تجربه کنید در پناه الله مهربان…
وقتی وسعت دید آدم بزرگ میشه،به قول استاد عزیزمون وقتی خودش رو ره گم کرده ای توی جنگلی می بینه، میدونه اون هلکوپتری که اون بالاست می تونه راه پیدا کردن جاده ومسیر درست رو نشونش بده چون اون خلبان از اون بالا به همه اطراف اشراف داره…
آدمی هم اگه چنین تعبیری بین رابطه ی خودش وزندگیش ، وخداوند ببینه، بی شک بهش اعتماد می کنه چون میدونه هدایت میشه به مسیری روشن…
خدارو صدهزار مرتبه شکر شما توی سن کم وارد این مسیر شدید، وخدارو شکر که من جاهل ونادان و بدون شناخت پروردگارم از این جهان نرفتم…
انشالله هممون هرلحظه در پناه امن خداوند باشیم