این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من از شما یاد گرفتم که من هم میتونم هدایتها رو بشنوم و نشونه هار ببینم . از وقتی همسرم از این روش برای پاسخ به سوالات ذهنش استفاده کرد و جواب گرفت من هم خواستم تا بشنوم و نشانه ها را درک کنم.
خیلی حس جالبیه . انگار به منبع وصلی و هر چی میپرسی ، هر چی میخوای یه جوابی داره که دلت آروم میگیره و انرژی میگیری
پری شب از تمام وجودم باهاش صحبت کردم و گفتم تو که میدونی این شغلی که الان مشغولشم اونی نیست که میخوام و میدونی چی میخوام پس اونی که میخوام رو بهم نشون بده ، برام واضحش کن . چون میخوام باهاش هماهنگ بشم ومتمرکز
بهم گفت اول شرایط و ویژگیهای شغل مورد نظرت رو باز گو کن.
در مورد ویژگیهای شغل دلخواهم بارها و بارها فکر کرده بودم و کاملا برام واضح بود و شروع به بیانش کردم
بعد جرقه ای تو ذهنم افتاد که خوب آیا اسم شغله برات مهمه یا ویژگیهاش؟
دنبال شغل خاصی هستی یا میخوای اون ویژگیها رو تجربه کنی؟
انگار جوابمو گرفتم.
بله ویژگیهای کار دلخواهم برام واضح بود .حالا باید با اون ویژگیها هماهنگ بشم.
مثلا اگه اون شغل چیزیه که عاشقشم و ازش لذت میبرم با اشتیاق ازش صحبت میکنم باید همین الان به کارهایی که واقعا دوست دارم و عاشق انجامشون هستم بپردازم و توجه کنم. اینطوری هم از زندگیم لذت میبرم و هم فرکانس هم جهت با خواسته رو پرتاب میکنم . یعنی تا رسیدن به خواسته ام از مسیر هم لذت میبرم.یعنی خواسته هامو زندگی میکنم.
واقعا خوشحالم چون با این هدایت میتونم هر ویژگی خواسته هامو واضح کنم و برای رسیدن به اون ویژگیها گام بردارم.
سلام بردوستان عزیزم و استاد عباسمنش گرامی یک روز کامل از فرکانس خداوند فاصله گرفته بودم نمیدانم شاید هم بیشتر واقعا نمیدانستم که این اتفاق برایم افتاده علت ناهماهنگی را نمیفهمیدم دوستان من خودم را ملزم کرده ام که دوره هایی را که میخرم بارها گوش کنم فکر میکردم در مسیر هستم و چون دارم این کار را میکنم و درباره آگاهییها می نویسم فکر میکنم سپاسگزاری میکنم نباید احساس ناهماهنگی کنم اول فکر کردم نجوای شیطانه که میخاد منو از ادامه راه منصرف کنه و تمام تلاشم را کردم که توجهم رابه سمت نعمات و خواسته ها ببرم اما انگار داستان چیز دیگری بود من با کار کردن روی جلسات اولیه قانون آفرینش مشغول بودم و همزمان داشتم استارت اولین اهدافم را میزدم حین ادامه راه محکم به ترمز خوردم و قفل شدم بله ترمز شروع اهدافم شرک بود شرکی که فکر میکردم ازش گذر کردم چون ابتدای راهم و آشناییم با استاد با همین فایل بود که الان نشانه امروزم شد خداوند طبق قانون هدایتش منو به سمت این فایل برای شناخت علت ترمز ناگهانی ام خواند و بیدارم کرد من متاسفانه بیش از حد روی غیر خدا حساب کردم روی کمک دیگران برای اهدافم البته الان متوجه علت حال عجیبم و قفل شدن حرکتم شدم خدایا صدها هزار بار ترا شکر میگویم که اینگونه مرا به توحید و به خود میخوانی که حواسم باشد حتی در طی این مسیر زیبا و در هر چیزی وهر خواسته و هدف و حرکتی و هر لحظه ای از زندگیم تنها و تنها و تنها روی خودت حساب کنم مطمئنم که برای افزایش توحیدی شدنم و دور شدن هرچه بیشترم از شرکهای خفی همراهم هستی ای همه چیز و همه کس من ممنونم استاد عزیزم چه خوش هدایت شده ای به این راه زیبا و چه خوش میخوانی همراهانت را به اصل و اساس همه چیز باور اساسی و قدرتمند توحید خدایا هزاران هزار بار تو را سپاس کمکم کن برای توحیدی تر شدن و موحد ماندن تا ابد الاباد
متن فایل شما بیانگر همه حقیقت جهان هست و همیشه در ذهن من جز خدا ابتدا و انتهایی وجود ندارد. به قول خودمون همه دورهامونو هم بزنیم باز باید بیایم پیش خودش.
خدا همیشه رو سفید کرده همیشه هوامو داشته همیشه به قول شما برای ما خیر میخواد و هر شری به ما میرسه از خودمونه
تمام صفات نیکو نثار خداونده و خداوند تنها منبع خیر و خوبی هست.
بعضی وقتا که مغز ارور میده و هی میتازونه خودش و هی میره دنبال ایراد گرفتن جوری خداوند تلنگر میزنه که همه چی عوض میشه.
بعضی وقتا یهو فکر میکنی همه چی تمومه ولی نور میاد.
هر روز که میگذره و میگذره و میگذره میفهمم که چقدر خداوند بزرگ و به قول خودش در قران تازه میفهمیم کسی که خیلی چیز ها به نظر خودش میدونه در واقع هیچی نمیدونه.
یعنی وقتی هی ادم به خودش مغرور میشه که به به چقدر من اگاهی دارم و بقیه از من عقبن اونجاست که میفهمونه باباااا کجای کاری اینارو هم نمیدونستی من بهت نشون دادم من گزاشتم تو مسیرت…..
خدا خیلی آرامش میده وجودش وقتی میفهمی که برات میخواد و برات خوب مینویسه و برات فقط و فقط مهربونی میکنه و عشق میده اونجاست که میفهمی چقدر ناشکره ادم
چقدر کور میشه و درگیر این جهان مادی
و باز میفهمیم که فقط اینجا باید لذت برد و رها کرد
هر وقت درگیر این شدم که بخوام خودم مسائل رو حل کنم و کردیت کار ها رو بدم به خودم فهمیدم که در مقابل پروردگارم چقدر ناتوانم
اونه که همه چی رو درست بلده بچینه
اونه که احساس خوب رو میده و خیال راحت رو منتقل میکنه
هر وقت یادش تو دلمه هر وقت بهش توکل میکنم نجواها پاک میشن استپ میکنن
ولی وقتی میام هی درگیر روزمره میشم هی میخواد خودم حل کنم هر چیزیو ذهن منفجر میشه و همش افکار بد سراغ ادم میاد
فقط میتونم الان اینو بگم که استاد عباسمنش خیلی بزرگی خیلی
هر سری که صحبت های شما رو گوش میدم میفهمم که چقدر به معنای واقعی انسان واقعی هستی
انسان حقیقی
انسانی که تکلیفش با خودش و خداش معلومه
خیلی دوستون دارم استاد واقعا این احساس رو نسبت به هیچ انسانی نداشتم
خیلی عاشقتونم و ازتون سپاسگزارم برای وجودتون برای حسی که منتقل میکنین
این فایل روشنی بخش امروز منه نشانه ی امروز منه و واقعا یکی از قشنگترین و دلچسب ترین فایلهاییه که گوش دادم از استاد و واقعا وقتی هر فایل توحیدی تپی سایت منتشر میکنن اصلا روح و روان منو جلا میده.
امروز میخام از پاشنه ی آشیلم بگم و اون اهمیت نظر دیگران توی زندگی منه .چند وقت پیش بابت یه مسئله ای از خانوادم ناراحت بودم ولی این ناراحتی رو بروز ندادم تا اینکه یکی از اقوام برای سر زدن به محل کارم اومد و اون مسئله رو براش بازگو کردم و حتی مسئله ای بود که از خود اون شخص هم ناراحت بودم و بهش گفتم بعداز اینکه حرفامو زدم حالا توی حرفام بغض کردم و کمی گریه کردم انتظار داشتم راحت تر باشم و احساس راحتی بکنم ولی یک چیزی مثل خوره از درون منو میخورد که حالا فلانی در موردت چه فکری میکنه و آیا ناراحت شد که من بهش گفتم که ازش ناراحتم؟چرا به فلانی که اونروز زنگ زد نگفتم ازش ناراحتم چرا برای خودم ارزشی قائل نیستم و بازگو نمیکنم نه با بدی بااحترام و خیلی منطقی.
از دوستان عزیزم میخام در مورد این پاشنه ی آشیل اگه راه حلی دارن و قانون رو بهتر درک میکنن بگن تا انجام بدم البته این فایل از وجودم تمام انرژی های متفی رو شست و برد واقعا حساب کردن روی خداوند بهترین و بزرگترین درس من از سایت عباسمنش هست👌
سلامی پر از عشق پر از محبت پر از شادی پر از زیبایی به استاد قشنگم و مریم جان و تمام دوستان هم فرکانسی قشنگم
مینویسم تا به خودم یاد اوری کنم که الان کجام و چه احساس زییایی دارم
این فایل و فایل بعدی نامه ی 31 یکی از فایل های پس زمینه ی تمام اگاهی های دوره هایی که دارم روش کار میکنم بوده و هست
الان در قدم دوم دوازده قدم هستم و قدم سوم و به لطف خدا خریدم ولی احساس کردم که یخورده بیشتر باید در قدم دوم مطالعه و تکرار بیشتری داشته باشم
و هنوز وارد اکاهی های قدم سوم نشدم که اونم به لطف خداوند اتفاق می افته
یه مدتی از این دوتا فایل در کنار دوره هام قافل شدم و ارام ارام دیدم که همه چیز در حال تغییر هست باز دوباره این دوتا فایل در کنار دوره هام پر قدرت استارت کردم تا تا بتونم اصل و اساس تمام دوره هام و بصورت جدی کنار خودم در تمام اگاهی ها داشته باشم
و هیچ وقت فراموش نکنم که اصل چیه
به امید خدای مهربان هر لحظتون پر از عشق و شادی باشه
من قبل از هرچیزی میخوام اتفاقی ک ذهنمو درگیر خودش کرده بگم و بعد در مورد این فایل بگم:
من چند شب پیش یه گفتگوی با صاحب کارم داشتم ک حس کردم من یه ربات م ک باید کد های صفر و یکی رو انجام بدم و بخاطر حرف هاش نزدیگ بود ک کاری دست خودم بدم و خداشکر داداشم جلومو گرفت و بی نهایت ازش سپاسگزارم حرف های ک بهم زد حس ربات بودن بهم داد و تحت فشارم بودم.
من توی ماه تیر صبح ها و شب ها درس میخوندم و بعدشم سرکار تایم کاری مغازه هم از 9 صبح تا1 و بعدظهر م 5 نیم تا 9نیم شب هد حالا شرایطی ک ایران داره برق میره و شغل ماهم همش با برق ه عملا و نمیشه و ایشون میگن ک توی تایمی ک برق رفته هم باید بیایی مغازه، یا بهم گفتن ک ماه قبل ش ک بخاطر امتحانات نبودم گفت ک مغازه تمیز تر بوده ، بعد روز های ک تعطیل شده رسمی توی تقویم میگه ک باید بیایی باشی مغازه و یکی گوشی هم بعد دوسال اشتباه بستم خطا کردم بهم میگه ک آدمی ک دوسال داره کار میکنه نباید اشتباه کنه و اون گوشی هم مدل بالا بود بهم گفت بعد میگی چرا گوشی مدل بالا نمیدم ببندی ش چون درست انجام نمیدی و اشتباه مکنی. من چندروز قبلش مریض شده بودم و چهار روز نرفتم مغازه و سر کار و بخاطر اون خطا ک کردم و نرفتنم به مغازه یه دوتومن از حقوقم کم شد و حس ربات گرفتم.چرا؟ چون همه توی زندگی شون اشتباه میکنند آدم ها صفر و یک نیستن ک اشتباه نکند بلکه با اشتباه پیشرفت میکنه.
حرف های اون شبش واقعا دلمو شکست و بلیط گرفتم امد پیش بابا و اینا تا از فضایی کاریم دور باشم. توصحبت های صاحب کارم خیلی فکر کردم و همه چیز های ک گفته بود رو بررسی کردم ک ببینم واقعا اینجوری هست یا نه !
گفتم ایشون ک صاحب مغازه هست هر تایمی بخاد میاد و میره دست من نیست ولی مگه من احساس یا حس ندارم ک وقتی مدونم توی اون تایم برق نیست برم سرکار چکار کنم ن میتونم کار انجام بدم نه میتونم مشتری راه بندازم بحث زمانم فقط جمعه ها برای خودم هستم ک اونم تو ماه فقط 3 تا جمعه یا 4 ست و ایشون میگه ک اگر تعطیلی رسمی باشه باید بیای در صورتی ک خودشون عمل نمیکنه چون صاحب مغازه ست میخواد بیاد یا نه ولی منم حس دارم میخوام برای خودم باشم تو بحث تمیزکاری مغازه من از 6 روز ک میرم حداقل هفته یکبار آب و جارو میکنم اگر هرروز شیشه رو تمیز نکردم حداقل 4 یا 5 روز ک کردم اگر اشتباهی کردم ک بعد دوسال نتونستم کاری همیشه میکردم رو بکنم دلیل بر بی لیاقتی من نمیشه هنه اشتباه میکند حتی ایشون ک صاحب کارم هست کاری همیشه دوست انجام میداده اشتباه آنجام داد و خراب شد کار بعد خودش از من انتطار داره اصلا اشتباه نکنم! درسته نباید کار خراب بشه ولی من آدم اشتباه مکنم همه میکنه من یه ربات نیستم ک سر یه تایمی بیام یه کاری بکنم و برم و اینم پولم باشه نه اکر اشتباه کردم ک همه میکند تا پیشرفت کنند بیشتر دلیل بی لیاقتی من نیست. ایشون یه جمله معروف داره ک میگه اگر خواستی گوشی از کسی بخری یا قیمت گزاری کنی جوری اینکار رو بکن ک طرف خیال نکنه میخوای کلاه س ش بزاری حالا من سوالم از ایشون اینکه شما هیج وقت خودتو جای یه شاگرد گذاشتی ک ببینی یه شاگرد چی میخواد.
این فایل دلیل شد ک من حس خودم بفهم مثل این آدم رفتار کنم اگر حس چیزی توی دلم هست بیام بگم و از چیزی نترسم چون من رب رو دارم چون من به او تکیه میکنم قبلا میترسیدم ک بگم ک اخراج بشم ولی اگر هم شدم اشکالی نداره چون او میخواد ک منو بجای بهتری هدایت کنه با آدم های بهتری منو آشنا کنه من بهش اعتماد دارم.
خدایا شکرت بابت این که هدایت شدم بع این فایل واینقدر این فایل مرا احساساتی میکنه که خیلی زود دوست داشتم بیام واحساحسم رو بیان کنم وتعغیر باورم رو نسبت به خداوند تعغیر بدم واون رو اون طوری که دوست دارم در ذهنم بسازم اون با ایمان به خیر یاد کنم ودر دلم ودر ذهنم این جریان خیر عظیمی رو در ذهنم بسازم که عیت حقیقت همین برای من خداوند خیر جهان رو می خواهد او بهتر از من از خیر خودش وخیر جهان اگاه هست ومن اگاهی او رو به عنوان جریان خیر خودم می دونم او رو ولی وسرپرست خودم می دانم او رو جریان رشد خودم می دونم این خدا خدای بخشنده ومهربانی هست که امروز زندگی مرا از شر برگشته به خیر با توجه به این چند روزی که داشتم از خدای تو قران هست در خواست کردم خدایا مرا هدایت کن و حالا فهمیدم اون نگاه متعثب وبی خود ومذهبی وتقلیذ گذشتگانم هیچ کاری برای من نکرد این کتاب یک کتاب مهربانی وکتاب غیبی وهدایت گر هست بر عکس اون کتاب ترسناک وانتقام گیر که یک عمر گذشتگان وفقط برای انتقام از دیگران ازش استفاده می کردن ولی من از تهه دلم گفتم خدایا من می خوام بر احساحس این کتاب زندگی کنم که امروز معجزه ای خیر خدا ومهربانی خدا در وجودم جاری شده که این مدت این همه عذابی که به خاطر شرک کشیده از طرف خدا نبوده به خاطر شرک بود که به خدا داشتم به خاطر قدرت از خدا گرفته بودم وداده بودم به غیر خدا وخداوند به سراحت توضیع میده ما عذاب میدم کسی که شریک برای خداوند درسته ومن پذیرفتم این عذاب حاصل باورهای خودم بوده نه خداوند واز خداوند از ته دل طلب مغفرت کردم خدایا من می خوام تنها روی قدرت خیر تپ حساب کنم طوری که مثل برگی در باد نباشم ومن خوام پرهیزکار شوم می خوام باورهایم رو تعغیر دهم تو بخشنده ومهربانی کمک کن واین انرژی رو در وجودم خودم به عنوان اینکه خداوند خیر مرا می خواهد در درونم رشد بدهم با توجه به پیش فرض های ذهنم وشناخت شیطان که هبچ قدرتی ندارد الان نوبت شناخت خدای خودم افریده خالق خودم مالک درونی من مالکی اسمان وزمین رو مستخر من کرده ودر کنار من هست ومرا هم جریان کنه با خیر خودش این عواملی که فکر می کردم جلوی ارتباط من رو با خدا گرفته بوده توهمی بیش نبوده واین رو لطف خدا می دونم که این توهم رو ای میان برد یاد گرفتم هر چی که دستاورد به دست بیاورم اعتبارش به قدرت خدا بدم چون هر چقدر خودم زور زدم هر چقدر دیگران پناه اوردم نشد انجا که گفتم خدایا من امید وروی تو حساب کردم ورفتم شده والان میگم خدایا روی تو حساب کردم تا باورهایم رو توحیدی بسازم وذهنم هم جریان کنم هوای خیر خودت خدایا شکرت
سلام بر استاد عزیز و دوستان ارجمند
من از شما یاد گرفتم که من هم میتونم هدایتها رو بشنوم و نشونه هار ببینم . از وقتی همسرم از این روش برای پاسخ به سوالات ذهنش استفاده کرد و جواب گرفت من هم خواستم تا بشنوم و نشانه ها را درک کنم.
خیلی حس جالبیه . انگار به منبع وصلی و هر چی میپرسی ، هر چی میخوای یه جوابی داره که دلت آروم میگیره و انرژی میگیری
پری شب از تمام وجودم باهاش صحبت کردم و گفتم تو که میدونی این شغلی که الان مشغولشم اونی نیست که میخوام و میدونی چی میخوام پس اونی که میخوام رو بهم نشون بده ، برام واضحش کن . چون میخوام باهاش هماهنگ بشم ومتمرکز
بهم گفت اول شرایط و ویژگیهای شغل مورد نظرت رو باز گو کن.
در مورد ویژگیهای شغل دلخواهم بارها و بارها فکر کرده بودم و کاملا برام واضح بود و شروع به بیانش کردم
بعد جرقه ای تو ذهنم افتاد که خوب آیا اسم شغله برات مهمه یا ویژگیهاش؟
دنبال شغل خاصی هستی یا میخوای اون ویژگیها رو تجربه کنی؟
انگار جوابمو گرفتم.
بله ویژگیهای کار دلخواهم برام واضح بود .حالا باید با اون ویژگیها هماهنگ بشم.
مثلا اگه اون شغل چیزیه که عاشقشم و ازش لذت میبرم با اشتیاق ازش صحبت میکنم باید همین الان به کارهایی که واقعا دوست دارم و عاشق انجامشون هستم بپردازم و توجه کنم. اینطوری هم از زندگیم لذت میبرم و هم فرکانس هم جهت با خواسته رو پرتاب میکنم . یعنی تا رسیدن به خواسته ام از مسیر هم لذت میبرم.یعنی خواسته هامو زندگی میکنم.
واقعا خوشحالم چون با این هدایت میتونم هر ویژگی خواسته هامو واضح کنم و برای رسیدن به اون ویژگیها گام بردارم.
خدایا شکرت
سلام به استاد عباسمنش وخانم شایسته
سفرنامه روز هفدهم
بعضی ها فکر میکنن تنها راه موفقیت ما ارتباط برقرار کردن با افراد خیلی قدرتمنده
ما قدرت رو از خدا گرفتیم توی ذهنمون وباورهامون
ودادیم به غیر خدا
واین یعنی شرک
اگر توی زندگیتون با این نیت با افراد کار میکنین یا ارتباط برقرار میکنین یا به این شکل به مردم نگاه میکنین که یه جایی یه روزی دست ما رو بگیرن
با سرعت هر چه تمامتر خودتون رو از خوشیختی وسلامتی وثروت دور میکنین
تنها منبع رزق
تنها منبع ثروت
تنها منبع سلامتی وخوشبختی فقط خداست
اگر ما توی ذهنمون یه آدمی رو بزرگ کنیم
مهم نییت چه ثروتی داره
مهم نیست چه جایگاهی داره
مهم نیست چه قدرتی داره
کافی توی ذهن ما اون آدم بزرگ بشه به واسطه قدرتش به واسطه ثروتش به واسطه نفوذی که توی دولت داره
این باور دست ما رو از خوشبختی وسلامتی وثروت دور میکنه
ما آدمها رو دوست داریم
ولی ارتباط با اونها نباید این فکر رو برامون به وجود بیاره که هون آدم برا من کاری انجام بده
یا ارتباط با اون برا من ثروت به وجود میاره
اون کسی که میتونه برای من کاری انجام بده فقط خداونده ونه هیچکس دیگه ای
اگر فکر میکنی کسی دیگه در جهان هست که میتونه دست تورو بگیره سخت در اشتباهی
اگر با خداوند باشی
اگر در تمام وجودت
اگر در تمام ذهنت
در لایه لایه های باورهای درونیت
فقط خدا رو منشا قدرت ببینی
به تموم خواسته هات میرسی
تو همه رو دوست داری به همه احترام میذاری
اما تو ذهنت اینه که خداونده که به من نعمت میده
اونه که به من عزه میده
اونه که به من شهرت میده
هیچکس دیگه ای در جهان نمیتونه دست شما رو بگیره
شاید موقتی کسی بتونه این کارو بکنه
اما همون آدم قدرت اینو پیدا میکنه که از اون بالا پرتت کنه پایین
اگر میخواهیم توی زندگیمون به هر آنچه میخواهیم برسیم باید یاد بگیریم که منبع رزق جهان هستی فقط خداونده
وخداوند از بینهایت دستانش استفاده میکنه برای کمک کردن به ما
وقتی شما افراد قدرتمند وثروتمند رو میبینین
و تمرکزتون بر روی اینه که فقط این فرد میتونه به من کمک کنه
دارین بقیه دستهای خداوند رو میبندین
یعنی توی ذهنتون میگین
فقط این آدمه میتونه به من کمک کنه
فقط این رییس بانکه میتونه به من وام بده
فقط این آدمه میتونه بچه منو استخدام کنه
در واقع بااین کار دست خدا رو میبندین
شما باید باورتون این باشه که فقط خداوند میتونه این کارو انجام بده وخداوند با بینهایت دستانش این کارو انجام میده
وقتی کسی برامون کاری انجام داد از اوتشکر وسپاسگزاری کنیم اما همون موقع توی ذهنمون مرور کنیم
که این آدم دستی از دستان خداونده
ممکنه خداوند امروز به واسطه این آدم میخواد به من کمک کنه
پس نذاریم این آدم در ذهنمون رشد کنه
این به معنای بی احترامی نیست
باید بگیم این فرد نیست که به من کمک میکنه بلکه خدای این فرده که داره از طریق این فرد به من کمک میکنه
این یک دوسته
یک کمک کننده اس
یک انسانه
ازش هم سپاسگزارم
اما اون کسی که داره واقعا به من کمک میکنه خداونده
اگر هم این آدم بِرِه خداوند از دستان دیگه اش استفاده میکنه برای کمک کردن به من
اگر فردی تو رو تهدبد میکنه به واسطه قدرتش
به واسطه اعتباری که داره
وتو تهدیدش رو باور میکنی و میترسی
به این معناس که به قدرت خداوند اعتقاد نداری
به این معناس که اون آدم توی ذهنت قدرت داره
قدرت رو داری توی وجودت به کی میدی؟
جلوی کی خیلی دستپاچه میشی؟
وقتی میری پیش رییس بانک
وقتی میری پیش نماینده مجلس
چه جوری صحبت میکنی ؟
چقدر صدات میلرزه ؟
چقدر دست وپات میلرزه ؟
خیلی باید مواظب خودمون باشیم
که قدرت رو به کی داریم میدیم
وقتی کسی تهدیدت میکنه وقتی که در شرایطی قرار میگیری که از کار اخراجت میکنن
فکر نکن که اونجا تنها منبع رزق و روزی تو بوده
بی نهایت جا هست
بی نهایت امکان هست
اگر باور کنی خداوند دستان زیادی داره
اگر باور کنی برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین نمی افته
از هیچکس انتظاری نداشته باش
هیچکس به تو نمیتونه کمکی بکنه
هر چقدر انتظارت از بقیه آدمها کمتر باشه
وانتظارت از خداوند بیشتر باشه
تو ثروت بیشتری به دست میاری
باورتون این باشه که خداوند توانایی اینو داره که از جایی که به عقل من نمیرسه بهم میده
فکر نکن ابزارهای خداوند فقط اونایی هستن که تو میبینی از جایی بهت میرسونه که باورت نمیشه
همه چیز برمیگرده به باور
به ایمان
به یقین
شما توی ذهن خودت آدمها رو کوچیک کن
کوچیک کردن آدمها به معنای بی احترامی به اونها نیست
کوچیک کن از لحاظ قدرتی که دارن
بعد ببین که خدا تو رو به خواسته هات میرسونه
پس روی هیچکس حساب باز نکن
و
فقط
روی خدا حساب باز کن
🥰🥰🥰🥰🥰
سلام بردوستان عزیزم و استاد عباسمنش گرامی یک روز کامل از فرکانس خداوند فاصله گرفته بودم نمیدانم شاید هم بیشتر واقعا نمیدانستم که این اتفاق برایم افتاده علت ناهماهنگی را نمیفهمیدم دوستان من خودم را ملزم کرده ام که دوره هایی را که میخرم بارها گوش کنم فکر میکردم در مسیر هستم و چون دارم این کار را میکنم و درباره آگاهییها می نویسم فکر میکنم سپاسگزاری میکنم نباید احساس ناهماهنگی کنم اول فکر کردم نجوای شیطانه که میخاد منو از ادامه راه منصرف کنه و تمام تلاشم را کردم که توجهم رابه سمت نعمات و خواسته ها ببرم اما انگار داستان چیز دیگری بود من با کار کردن روی جلسات اولیه قانون آفرینش مشغول بودم و همزمان داشتم استارت اولین اهدافم را میزدم حین ادامه راه محکم به ترمز خوردم و قفل شدم بله ترمز شروع اهدافم شرک بود شرکی که فکر میکردم ازش گذر کردم چون ابتدای راهم و آشناییم با استاد با همین فایل بود که الان نشانه امروزم شد خداوند طبق قانون هدایتش منو به سمت این فایل برای شناخت علت ترمز ناگهانی ام خواند و بیدارم کرد من متاسفانه بیش از حد روی غیر خدا حساب کردم روی کمک دیگران برای اهدافم البته الان متوجه علت حال عجیبم و قفل شدن حرکتم شدم خدایا صدها هزار بار ترا شکر میگویم که اینگونه مرا به توحید و به خود میخوانی که حواسم باشد حتی در طی این مسیر زیبا و در هر چیزی وهر خواسته و هدف و حرکتی و هر لحظه ای از زندگیم تنها و تنها و تنها روی خودت حساب کنم مطمئنم که برای افزایش توحیدی شدنم و دور شدن هرچه بیشترم از شرکهای خفی همراهم هستی ای همه چیز و همه کس من ممنونم استاد عزیزم چه خوش هدایت شده ای به این راه زیبا و چه خوش میخوانی همراهانت را به اصل و اساس همه چیز باور اساسی و قدرتمند توحید خدایا هزاران هزار بار تو را سپاس کمکم کن برای توحیدی تر شدن و موحد ماندن تا ابد الاباد
سلام استاد جانم
متن فایل شما بیانگر همه حقیقت جهان هست و همیشه در ذهن من جز خدا ابتدا و انتهایی وجود ندارد. به قول خودمون همه دورهامونو هم بزنیم باز باید بیایم پیش خودش.
خدا همیشه رو سفید کرده همیشه هوامو داشته همیشه به قول شما برای ما خیر میخواد و هر شری به ما میرسه از خودمونه
تمام صفات نیکو نثار خداونده و خداوند تنها منبع خیر و خوبی هست.
بعضی وقتا که مغز ارور میده و هی میتازونه خودش و هی میره دنبال ایراد گرفتن جوری خداوند تلنگر میزنه که همه چی عوض میشه.
بعضی وقتا یهو فکر میکنی همه چی تمومه ولی نور میاد.
بعضی وقتا فکر میکنی دیگه راهی نمونده یهو برات معجزه میاره.
خدا خیلی بزرگه و فرمانرواست به معنای واقعی
هر روز که میگذره و میگذره و میگذره میفهمم که چقدر خداوند بزرگ و به قول خودش در قران تازه میفهمیم کسی که خیلی چیز ها به نظر خودش میدونه در واقع هیچی نمیدونه.
یعنی وقتی هی ادم به خودش مغرور میشه که به به چقدر من اگاهی دارم و بقیه از من عقبن اونجاست که میفهمونه باباااا کجای کاری اینارو هم نمیدونستی من بهت نشون دادم من گزاشتم تو مسیرت…..
خدا خیلی آرامش میده وجودش وقتی میفهمی که برات میخواد و برات خوب مینویسه و برات فقط و فقط مهربونی میکنه و عشق میده اونجاست که میفهمی چقدر ناشکره ادم
چقدر کور میشه و درگیر این جهان مادی
و باز میفهمیم که فقط اینجا باید لذت برد و رها کرد
هر وقت درگیر این شدم که بخوام خودم مسائل رو حل کنم و کردیت کار ها رو بدم به خودم فهمیدم که در مقابل پروردگارم چقدر ناتوانم
اونه که همه چی رو درست بلده بچینه
اونه که احساس خوب رو میده و خیال راحت رو منتقل میکنه
هر وقت یادش تو دلمه هر وقت بهش توکل میکنم نجواها پاک میشن استپ میکنن
ولی وقتی میام هی درگیر روزمره میشم هی میخواد خودم حل کنم هر چیزیو ذهن منفجر میشه و همش افکار بد سراغ ادم میاد
فقط میتونم الان اینو بگم که استاد عباسمنش خیلی بزرگی خیلی
هر سری که صحبت های شما رو گوش میدم میفهمم که چقدر به معنای واقعی انسان واقعی هستی
انسان حقیقی
انسانی که تکلیفش با خودش و خداش معلومه
خیلی دوستون دارم استاد واقعا این احساس رو نسبت به هیچ انسانی نداشتم
خیلی عاشقتونم و ازتون سپاسگزارم برای وجودتون برای حسی که منتقل میکنین
من به لطف خدا زندم و در مسیر پروردگارم حرکت میکنم
خدایا شکرت
سلام و درود فراوان
این فایل روشنی بخش امروز منه نشانه ی امروز منه و واقعا یکی از قشنگترین و دلچسب ترین فایلهاییه که گوش دادم از استاد و واقعا وقتی هر فایل توحیدی تپی سایت منتشر میکنن اصلا روح و روان منو جلا میده.
امروز میخام از پاشنه ی آشیلم بگم و اون اهمیت نظر دیگران توی زندگی منه .چند وقت پیش بابت یه مسئله ای از خانوادم ناراحت بودم ولی این ناراحتی رو بروز ندادم تا اینکه یکی از اقوام برای سر زدن به محل کارم اومد و اون مسئله رو براش بازگو کردم و حتی مسئله ای بود که از خود اون شخص هم ناراحت بودم و بهش گفتم بعداز اینکه حرفامو زدم حالا توی حرفام بغض کردم و کمی گریه کردم انتظار داشتم راحت تر باشم و احساس راحتی بکنم ولی یک چیزی مثل خوره از درون منو میخورد که حالا فلانی در موردت چه فکری میکنه و آیا ناراحت شد که من بهش گفتم که ازش ناراحتم؟چرا به فلانی که اونروز زنگ زد نگفتم ازش ناراحتم چرا برای خودم ارزشی قائل نیستم و بازگو نمیکنم نه با بدی بااحترام و خیلی منطقی.
از دوستان عزیزم میخام در مورد این پاشنه ی آشیل اگه راه حلی دارن و قانون رو بهتر درک میکنن بگن تا انجام بدم البته این فایل از وجودم تمام انرژی های متفی رو شست و برد واقعا حساب کردن روی خداوند بهترین و بزرگترین درس من از سایت عباسمنش هست👌
سلامی پر از عشق پر از محبت پر از شادی پر از زیبایی به استاد قشنگم و مریم جان و تمام دوستان هم فرکانسی قشنگم
مینویسم تا به خودم یاد اوری کنم که الان کجام و چه احساس زییایی دارم
این فایل و فایل بعدی نامه ی 31 یکی از فایل های پس زمینه ی تمام اگاهی های دوره هایی که دارم روش کار میکنم بوده و هست
الان در قدم دوم دوازده قدم هستم و قدم سوم و به لطف خدا خریدم ولی احساس کردم که یخورده بیشتر باید در قدم دوم مطالعه و تکرار بیشتری داشته باشم
و هنوز وارد اکاهی های قدم سوم نشدم که اونم به لطف خداوند اتفاق می افته
یه مدتی از این دوتا فایل در کنار دوره هام قافل شدم و ارام ارام دیدم که همه چیز در حال تغییر هست باز دوباره این دوتا فایل در کنار دوره هام پر قدرت استارت کردم تا تا بتونم اصل و اساس تمام دوره هام و بصورت جدی کنار خودم در تمام اگاهی ها داشته باشم
و هیچ وقت فراموش نکنم که اصل چیه
به امید خدای مهربان هر لحظتون پر از عشق و شادی باشه
سلام خدمت استاد عزیزو خانم شایسته عزیز
فقط روی خدا حساب باز کن
قدرت فقط در دست اوست
هروقت قدرت رو به غیر خدا دادم از همون سمت ضربه خوردم
خدایی که سیستم بدن من رو اداره میکنه
اوست که روزی رسون منه
وقتی اونو کنارم ،در وجودم ،حس میکنم از هیچ چیز و هیچ کس واهمه و ترسی ندارم نگرانی ام کم میشه و آرامش میگیرم .
قدرت فقط در دستان خداوند است
اوست که از طریق دستانش به من خیر میرسونه
باید مواظب باشم که به دستان خداوند قدرت ندم و در دلم فقط قدرت رو به خداوند یگانه بدم
خدایی که از طریق دستانش و از جایی که فکرش رو نمیکنم به من روزی میرسونه
چقدر وقتی به یگانگی خداوند ایمان میارم عزت نفسم بالا میره قدرتمند تر میشم حس میکنم یک نیروی برتر تو وجودمه و هواسش به من هست .
خدایا قدرتی عطا کن که یادم نره یگانه بودنت را
در پناه حق
بنام خداوند وهاب و هدایتگرم
سلام به استاد عزیز و مریم جان
من قبل از هرچیزی میخوام اتفاقی ک ذهنمو درگیر خودش کرده بگم و بعد در مورد این فایل بگم:
من چند شب پیش یه گفتگوی با صاحب کارم داشتم ک حس کردم من یه ربات م ک باید کد های صفر و یکی رو انجام بدم و بخاطر حرف هاش نزدیگ بود ک کاری دست خودم بدم و خداشکر داداشم جلومو گرفت و بی نهایت ازش سپاسگزارم حرف های ک بهم زد حس ربات بودن بهم داد و تحت فشارم بودم.
من توی ماه تیر صبح ها و شب ها درس میخوندم و بعدشم سرکار تایم کاری مغازه هم از 9 صبح تا1 و بعدظهر م 5 نیم تا 9نیم شب هد حالا شرایطی ک ایران داره برق میره و شغل ماهم همش با برق ه عملا و نمیشه و ایشون میگن ک توی تایمی ک برق رفته هم باید بیایی مغازه، یا بهم گفتن ک ماه قبل ش ک بخاطر امتحانات نبودم گفت ک مغازه تمیز تر بوده ، بعد روز های ک تعطیل شده رسمی توی تقویم میگه ک باید بیایی باشی مغازه و یکی گوشی هم بعد دوسال اشتباه بستم خطا کردم بهم میگه ک آدمی ک دوسال داره کار میکنه نباید اشتباه کنه و اون گوشی هم مدل بالا بود بهم گفت بعد میگی چرا گوشی مدل بالا نمیدم ببندی ش چون درست انجام نمیدی و اشتباه مکنی. من چندروز قبلش مریض شده بودم و چهار روز نرفتم مغازه و سر کار و بخاطر اون خطا ک کردم و نرفتنم به مغازه یه دوتومن از حقوقم کم شد و حس ربات گرفتم.چرا؟ چون همه توی زندگی شون اشتباه میکنند آدم ها صفر و یک نیستن ک اشتباه نکند بلکه با اشتباه پیشرفت میکنه.
حرف های اون شبش واقعا دلمو شکست و بلیط گرفتم امد پیش بابا و اینا تا از فضایی کاریم دور باشم. توصحبت های صاحب کارم خیلی فکر کردم و همه چیز های ک گفته بود رو بررسی کردم ک ببینم واقعا اینجوری هست یا نه !
گفتم ایشون ک صاحب مغازه هست هر تایمی بخاد میاد و میره دست من نیست ولی مگه من احساس یا حس ندارم ک وقتی مدونم توی اون تایم برق نیست برم سرکار چکار کنم ن میتونم کار انجام بدم نه میتونم مشتری راه بندازم بحث زمانم فقط جمعه ها برای خودم هستم ک اونم تو ماه فقط 3 تا جمعه یا 4 ست و ایشون میگه ک اگر تعطیلی رسمی باشه باید بیای در صورتی ک خودشون عمل نمیکنه چون صاحب مغازه ست میخواد بیاد یا نه ولی منم حس دارم میخوام برای خودم باشم تو بحث تمیزکاری مغازه من از 6 روز ک میرم حداقل هفته یکبار آب و جارو میکنم اگر هرروز شیشه رو تمیز نکردم حداقل 4 یا 5 روز ک کردم اگر اشتباهی کردم ک بعد دوسال نتونستم کاری همیشه میکردم رو بکنم دلیل بر بی لیاقتی من نمیشه هنه اشتباه میکند حتی ایشون ک صاحب کارم هست کاری همیشه دوست انجام میداده اشتباه آنجام داد و خراب شد کار بعد خودش از من انتطار داره اصلا اشتباه نکنم! درسته نباید کار خراب بشه ولی من آدم اشتباه مکنم همه میکنه من یه ربات نیستم ک سر یه تایمی بیام یه کاری بکنم و برم و اینم پولم باشه نه اکر اشتباه کردم ک همه میکند تا پیشرفت کنند بیشتر دلیل بی لیاقتی من نیست. ایشون یه جمله معروف داره ک میگه اگر خواستی گوشی از کسی بخری یا قیمت گزاری کنی جوری اینکار رو بکن ک طرف خیال نکنه میخوای کلاه س ش بزاری حالا من سوالم از ایشون اینکه شما هیج وقت خودتو جای یه شاگرد گذاشتی ک ببینی یه شاگرد چی میخواد.
این فایل دلیل شد ک من حس خودم بفهم مثل این آدم رفتار کنم اگر حس چیزی توی دلم هست بیام بگم و از چیزی نترسم چون من رب رو دارم چون من به او تکیه میکنم قبلا میترسیدم ک بگم ک اخراج بشم ولی اگر هم شدم اشکالی نداره چون او میخواد ک منو بجای بهتری هدایت کنه با آدم های بهتری منو آشنا کنه من بهش اعتماد دارم.
درپناه خداباشید.:)))
1-17
خدایا شکرت بابت این که هدایت شدم بع این فایل واینقدر این فایل مرا احساساتی میکنه که خیلی زود دوست داشتم بیام واحساحسم رو بیان کنم وتعغیر باورم رو نسبت به خداوند تعغیر بدم واون رو اون طوری که دوست دارم در ذهنم بسازم اون با ایمان به خیر یاد کنم ودر دلم ودر ذهنم این جریان خیر عظیمی رو در ذهنم بسازم که عیت حقیقت همین برای من خداوند خیر جهان رو می خواهد او بهتر از من از خیر خودش وخیر جهان اگاه هست ومن اگاهی او رو به عنوان جریان خیر خودم می دونم او رو ولی وسرپرست خودم می دانم او رو جریان رشد خودم می دونم این خدا خدای بخشنده ومهربانی هست که امروز زندگی مرا از شر برگشته به خیر با توجه به این چند روزی که داشتم از خدای تو قران هست در خواست کردم خدایا مرا هدایت کن و حالا فهمیدم اون نگاه متعثب وبی خود ومذهبی وتقلیذ گذشتگانم هیچ کاری برای من نکرد این کتاب یک کتاب مهربانی وکتاب غیبی وهدایت گر هست بر عکس اون کتاب ترسناک وانتقام گیر که یک عمر گذشتگان وفقط برای انتقام از دیگران ازش استفاده می کردن ولی من از تهه دلم گفتم خدایا من می خوام بر احساحس این کتاب زندگی کنم که امروز معجزه ای خیر خدا ومهربانی خدا در وجودم جاری شده که این مدت این همه عذابی که به خاطر شرک کشیده از طرف خدا نبوده به خاطر شرک بود که به خدا داشتم به خاطر قدرت از خدا گرفته بودم وداده بودم به غیر خدا وخداوند به سراحت توضیع میده ما عذاب میدم کسی که شریک برای خداوند درسته ومن پذیرفتم این عذاب حاصل باورهای خودم بوده نه خداوند واز خداوند از ته دل طلب مغفرت کردم خدایا من می خوام تنها روی قدرت خیر تپ حساب کنم طوری که مثل برگی در باد نباشم ومن خوام پرهیزکار شوم می خوام باورهایم رو تعغیر دهم تو بخشنده ومهربانی کمک کن واین انرژی رو در وجودم خودم به عنوان اینکه خداوند خیر مرا می خواهد در درونم رشد بدهم با توجه به پیش فرض های ذهنم وشناخت شیطان که هبچ قدرتی ندارد الان نوبت شناخت خدای خودم افریده خالق خودم مالک درونی من مالکی اسمان وزمین رو مستخر من کرده ودر کنار من هست ومرا هم جریان کنه با خیر خودش این عواملی که فکر می کردم جلوی ارتباط من رو با خدا گرفته بوده توهمی بیش نبوده واین رو لطف خدا می دونم که این توهم رو ای میان برد یاد گرفتم هر چی که دستاورد به دست بیاورم اعتبارش به قدرت خدا بدم چون هر چقدر خودم زور زدم هر چقدر دیگران پناه اوردم نشد انجا که گفتم خدایا من امید وروی تو حساب کردم ورفتم شده والان میگم خدایا روی تو حساب کردم تا باورهایم رو توحیدی بسازم وذهنم هم جریان کنم هوای خیر خودت خدایا شکرت
سلام و ارادت به همه عزیزان
من یه سوالی برام پیش اومده که هرقدری فکر میکنم پاسخی براش پیدا نمیکنم
منظور استاد ازینکه میگن در هرکاری اول خدا رو ببین دقیقا چه معنی ای میده؟
مثلن بیزنس من آسانسور هست
چجوری ازین امر در کارم استفاده کنم؟
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید