این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان، بارها از شما شنیده بودم که میگید: «خدا ولی و سرپرست ماست.» ولی واقعیت اینه که اون موقعها فقط شنیده بودم. شنیدنی بود، نه درک کردنی. چون فرکانسم هنوز جوری نبود که بفهمم «ولی و سرپرست بودن» یعنی چی، یا اصلاً چه حسی داره وقتی واقعاً باورش کنی.
از وقتی روی این فایل کار میکنم، حس میکنم یه تغییر بزرگ توی من شروع شده. فرکانسم خیلی بالاتر رفته و هر روز دارم تکامل رو توی خودم حس میکنم. جالبه که این تغییر حتی توی نوشتههایی که توی سایت منتشر میکنم هم خودش رو نشون میده.
حالا اومدم برای خودم باز کنم که اصلاً «ولی و سرپرست» یعنی کی.
ما وقتی بچهایم، خانوادهمون سرپرست ما هستن. هر چی بخوایم یا لازم داشته باشیم، از اونا انتظار داریم برامون فراهم کنن. بعدش که ازدواج میکنیم، این نقش بیشتر میافته گردن همسرمون. و اون هم تا جایی که بتونه تلاش میکنه سرپرست خوبی باشه.
ولی من یه جایی از خودم پرسیدم: چرا خدا رو توی این جایگاه نمیذاریم؟ خدایی که ما رو خلق کرده، هر لحظه مراقبمونه، و دلیل اصلی بودن ماست. چرا همهی انتظارامون رو از خانواده و همسر داشته باشیم، ولی خدا رو ولی و سرپرست واقعی ندونیم؟
وقتی ما پدر و مادر رو ولی و سرپرستمون میدونیم، دیگه از خاله و عمه و دایی توقعی نداریم. خب حالا تصور کن اگه خدا رو بالاتر از همهی اونها بدونیم، چه آرامشی وارد زندگیمون میشه. چون اونوقته که میفهمیم همهی نیازامون مستقیم از طرف خدا برطرف میشن، نه از طرف آدمها.
اینطوریه که آدم بینیاز میشه. نه اینکه دیگه با آدمها کاری نداشته باشیم یا رابطهای نباشه، نه… ولی توقعها میریزه. دیگه دلمون نمیخواد یکی بیاد ما رو کامل کنه یا کمبودامونو جبران کنه. چون مطمئنیم تنها ولی و سرپرست ما خداست.
درکش آسونه، ولی باور کردنش کار فرکانسه. بستگی داره چقدر بتونیم مطمئن باشیم، چقدر توی دلمون جا بدیم که تنها ولی و سرپرست ما، یکیه و اونم خداست.
و راستشو بخواین، من تازه دارم مزهش رو میچشم. همین فهم باعث شده دلم گرم بشه. انگار تازه دارم یه زندگی بدون نیاز و بدون دلخوری رو تجربه میکنم. زندگیای که توش فقط یه پناهگاه داری، همون پناهگاهی که هیچوقت تنهامون نمیذاره.
و من از خدا میخوام هر روز بیشتر یادم بده که تنها ولی و سرپرست زندگی من، فقط و فقط خودشه.
ممنون از فایلهای رایگانتون که برروی سایت قرار میدید اما این فایلها برای ما که سی دی های رایگان تابستان و پاییز استاد را گرفتیم تکراری هست لطف کنید برای ما فایلهای جدی بگذارید؟
استاد همیشه سعی میکنن فایل جدیدی بزارن تا ما با گوش دادن اون پیشرفت کنیم بجای اینکه هر روز دنبال یک فایل جدید باشیم سعی کنیم تمرینات فایل ها انجام بدیم تا بهتر نتیجه بگیریم
امروز که این نظر رو مینویسم در نقطه ای ایستادم که متاسفانه با حساب کردن روی قول یک نفر به شدت و فجاعت زمین خوردم،تا جایی که کل مسیر زندگیم عوض شده.هر چند این فایل رو بارها و بارها دیدم اما نتونستم 100٪ شرکم رو از بین ببرم و امروز متاسفانه عواقبش دامن گیرم شد.
میخوام و میخوام که بر خدا و فقط بر خدا تکیه کنم که جبران مافات هر چه سریعتر برام رخ بده
من خیلی ازتون ممنونم بابت همه محصولاتتون و خیلی تشکر میکنم بابت صحبتهایی که در این کلیپ کردید من باور کنید نزدیک به ده بار این کلیپ را گوش دادم با توجه به اینکه من قبلا در مسجدسلیمان زندگی میکردم و محل کارم بندر عسلویه بود با گرمای 60 درجه و رطوبت بالای 90 درصد واقعا خیلی برام سخت بود با اینکه خوزستان برا کار کردن خوب نبود من بایستی با اتوبوس از کمربندی اهواز می گدشتیم از اهواز که رد میشدم چون متاهل بودم برای خانواده ام خیلی ناراحت میشدم و با خودم میگفتم خدای بزرگ واقعا چرا برای یک نفر در اهواز کار نیست با توجه به اینکه فرکانسی که فرستادم برای جهان هستی منفی بوده است ولی فرستادم دو سال بیشتر عسلویه نبودم ولی خیلی روی خداوند بزرگ و یکتا حساب باز می کردم تا اینکه خونه را از مسجدسلیمن به اهواز بردم اما هنوز هم کاری نداشتم ولی به خداوند خیلی ایمان داشتم که به لطف او الان در یک شرکت دولتی مشغول به کار هستم و الان وضع مالیم نسبت به خیلی ها که میشناسم بهتر است و الان در محل کارم به هیچ کسی غیر از خداوند ایمان و اعتقادی ندارم خیلی از شما بابت مطالبتون متشکرررررررررم.
وقتیکه به خدا وصلیم، وقتی که خدا را باور کرده ایم، وقتی که تکیه گاه ما خدا باشد و هست، یعنی همه مسائل حل شده است ، جواب خدا برای خواسته های ما همیشه بله است همیشه اکی است، یعنی همه چیز حل شد، وقتی که ما فقط روی خدا حساب می کنیم و روی بالا ترین مرجع هستی وتمام بندگان و هر چیزی متعلق به خداست، یعنی ما جزئی از کال هستیم و به خدا وصلیم، خدایی که مالک یوم الدین ا ست یعنی ما دارای تمام هستی هستیم ، چه چیزهایی که می بینیم و چه چیزهایی که نمی بینیم مثل فرکانس، وقتی که قوانین را رعایت می کنیم و طبق آنها عمل می کنیم وقتی که طبق مسیری که باید، حرکت می کنیم ، یعنی ما جزئی از خداوند هستیم یعنی ما در مسیر خدایی هستیم یعنی ما در مسیر درست هستیم ، صاحب قدرت و اراده ای بی نهایت هستیم، وقتی که ما از خداییم و به سوی او نیز بر میگردیم یعنی تمام مسائل حل شده است، کافیست که این را باور کنیم و به آن عمل کنیم وقتی وصلیم به دل العالمین، دیگر هیچ احتیاجی به کسی نداریم و ما فقط و فقط محتاج و نیازمند خدا هستیم خدا همه چیز همه کس برای من است ، خدایا عاشقتم.
از روزی که عهد کردم تا چهل ردز این سفرنامه رو مرور کنم و هر وقت میخوام بیام و رد پایی از خودم بذارم یه حسی میگه چی میخوای بنویسی!چون اصولا به اون شکلی که باید و درک کردم نشده بنویسم و تو نوشتن یه مقدار احساس میکنم قوی عمل نمی کنم.
ولی هر روز میام تا این ضعف در درونم رو بشکنم و به اون نجوا میگم میرم هدایت میشم.
امردز روزه هفدهمه مگه خدا تا الان تا امروز برام قلم نشده امروز هم میشه.
مهم نیست چقدر از کلمات خاص استفاده کنم فقط کافیه که بنویسم و تمام…
این نوشتنها کمک میکنه که بدونم کجا بودم و به کجا میخوام برم.
منم سالها پیش هیچ وقت دلم نمی خواست فقط یه زن خانه دار باشم.و ۳ سال پیش با تضادی برخوردم که حس کردم نابود شدم.ولی وقتی با استاد اشنا شدم فهمیدم اون ناخواسته دنیای از خواسته ها رو برام واضح کرد که من دیگه به معمولی بودن راضی نیستم.
وقتی ادمها پشتمون رو خالی میکنن با صورت میخوریم زمین…تضادی که ۳ سال پیش برام اتفاق افتاد دقیقا همین بود من با صورت خوردم زمین…ولی وقتی پشتم خالی شد فهمیدم باید از کی بخوام و با کی باشم.
و وقتی به الانه خودم نگاه میکنم موهبتی بالاتر از اون تضاد برام نبوده…
و حتی گاهی به خودم میگم اگه اون تضاد پیش نمی اومد چی!تو جهل خودم می موندمو هیچ وقت بیدار نمیشدمم….تصورشم ترسناکه.
ولی یاد گرفتم که رو ادمها حساب نکنم یعنی تمرین میکنم که به این شکل عمل کنم.
و حس میکنم با تضادهایی که تو چند وقت اخیر دارم بهشون بر میخورم داره باورهای توحیدیم قوی تر میشه.
هر بار نجواها منو سوق میده به قدرت و حایگاه ادمها …ولی من تلاش میکنم هر بار بهش یاداوری کنم که اونها دستانه خداوندن ..و خداست که میتونه برام راه حل بشه.
و بارها این جمله تاکیدی رو تکرار میکنم که خدایا فقط روی تو حساب کردم.
?????
واقعا که اونقدری که روی ادمها حساب میکنیم روی خداوند حساب میکردیم الان تو چه شرایطی بودیم…!
ترسها نگرانی ها و غم ها همیشه مارو پیش میبرن به حسای کردن غیر خداوند..
همیشه ذهن تلاشش اینه روی چیزی که میبینه حساب کنه نه جیزی که نمی بینه…
و ایمان به غیب هم یعنی تو نبینی و باور کنی..
تا باور نکنی نمی بینی ولی ماها دوست داریم ببینیم و بعد باور کنیم و مطمئنا هیچ وقت این اتفاق نمی افته.
شرک انقدر مخفی و پنهانه که باید از لایه های زیرین ذهنمون بکشیمش بیرون …سالهای سال با شرک زندگی کردیم و یه شبه نمیشه باورهای توحیدی رو ساخت.
بنظرم کار کردن روی باورهای توحیدی با گوش کردن به فایلها خیلی موثره ولی حس میکنم زمانی باورهای توحیدی عمیقا ساخته میشن که تو عمل رو اون باورها کار بشه .
مثل مهارت رانندگی …که مدتها اموزش میبینی و رانندگی میکنی …ولی اون لحظه که شرایطه خطرناکی پیش میاد مقدار مهارتت سنجیده میشه.
استاد این جمله شما چقدر به اعماق وجودم نفوذ کرد.
گفتید…من اول یاد گرفتم رو ادمها حساب نکنم و روی خودم حساب کنم..
و بعد فهمیدم روی خودمم نباید حساب کنم…
واقعا …حتی روی توانایی ها …عقل خودمون و مهارتهای خودمونم نباید حساب کنیم.
دقیقا همین طوره و راز خوشبختی هر انسانی ربط به عملکرد و تفکر توحیدی او.ن داره
خیلی این موضوع اینکه من ارتباط برقرار کنم با این فرد تا اگر در آینده مشکلی برای من پیش آمد او به من کمک کند و اجازه ندهد که من لطمه بخورم
من همین جا اقرار میکنم که در این موضوع یعنی توحیدی عمل کردن ضعیفم البته بهتر شده ام ولی راضی نیستم و دوست دارم بیشتر روی خدا حساب باز کنم
من در زندگی م شکست های بعضا سنگینی متحمل شدم اون جاهایی که نتونستم ذهنم را کنترل کنم و قدرت را به عوامل بیرونی و اینکه فلان شخص من را به اینجا رسانده یا اگر بخواهد می تواند حال من را بگیرد به جایی توی زندگی ام رسیدم که محتاج نان شب شدم و گدا در خانه این و اون
موفقیت های خوبی بدست می آوردم و قدمهای اول را خوب برمی داشتم ولی در قدم دوم نجوا می کرد ذهن و من دچار شرک می شدم و با سر محکم به زمین می خوردم و عزت و سر بلندی ام را از دست می دادم
امروز که این فایل را دوباره بازبینی کردم و هدایت شدم اینجا و این فایل یک طورایی ربط داشت به فایل جدید که روی سایت قرار داده شده و عملکرد توحیدی استاد عباس منش
من در دقیقا همون شرایط قرار دارم
به لطف خداوند و دستان بی شمارش خدا را شکر به جایگاه عالی و خوبی دست پیدا کردم و زندگیم روی روال افتاده است و این هم بابت کار کردن شبانه روزی روی خودم بوده است دوباره اون نجوا ها و صداهای شیطان خودشون رو ظاهر کردن که احساس من را بد و موجب شکست من بشوند و مرتب نجوا می کنند اگر اون فرد نخواهد تو هم اینجا نیستی اگر او بخواهد می تواند حال تو را بگیرد وووووووووووو
و من مرتبا به خودم تکرار می کنم که نیازی به باج دادن نیست حتی اگر هم اون فرد بخواهد تو اینجا نباشی به نفع تو است عوامل بیرونی در موفقیت تو بی تاثیرند و تو خودت شرایط را برای خودت خلق کرده ایی و حتما خداوند می خواهد تو را هدایت کند به شرایط بهتری و راحت تری که پول در بیاوری و به خدا اعتماد کن و روی هیچ کس حساب باز نکن تو تنها نیستی خداوند انسانها مومن و یکتا پرست را به حال خودش رها نمی کند و خداوند از جایی به من می دهد که من اطلاعی در موردش ندارم من دارای اعتماد به نفس عالی هستم تنها قدرت جهان رب ه
رو هیچ کس حساب باز نمی کنم خدا من را دوست داره که اون بلاها را سرم اورد که من قدرت خودش را بهتر درک کنم خدایا می دونم که تو هستی قدرتمند اون آدمه کاره ایی نیست
و احساس خودم را مثل اون زمانی که استاد در راه بندرعباس به قم در حال رفتن برای اینکه فرزندشون مرده بودند حال خودشون رو خوب کردند و در پمپ بنزین زدند کنار و آبی صورتشان زدند و به ایمانشان به خداوند و قدرت او تاکیید مجدد کردند من هم این کار را انجام می دهم و ایمان دارم که اگر بتوانم به سلامت از این شرایط عبور کنم سکوی پرتاب من در زندگی و دریافت آگاهی های بیشتری برای من خواهد بود
خدا را شکر که در این مسیر هستم و زندگی خیلی خوبی دارم
از شما هم استاد عزیز تشکر و قدر دانی به عمل می آورم
به نام خدایی که تنها ولی و سرپرست منه
استاد جان، بارها از شما شنیده بودم که میگید: «خدا ولی و سرپرست ماست.» ولی واقعیت اینه که اون موقعها فقط شنیده بودم. شنیدنی بود، نه درک کردنی. چون فرکانسم هنوز جوری نبود که بفهمم «ولی و سرپرست بودن» یعنی چی، یا اصلاً چه حسی داره وقتی واقعاً باورش کنی.
از وقتی روی این فایل کار میکنم، حس میکنم یه تغییر بزرگ توی من شروع شده. فرکانسم خیلی بالاتر رفته و هر روز دارم تکامل رو توی خودم حس میکنم. جالبه که این تغییر حتی توی نوشتههایی که توی سایت منتشر میکنم هم خودش رو نشون میده.
حالا اومدم برای خودم باز کنم که اصلاً «ولی و سرپرست» یعنی کی.
ما وقتی بچهایم، خانوادهمون سرپرست ما هستن. هر چی بخوایم یا لازم داشته باشیم، از اونا انتظار داریم برامون فراهم کنن. بعدش که ازدواج میکنیم، این نقش بیشتر میافته گردن همسرمون. و اون هم تا جایی که بتونه تلاش میکنه سرپرست خوبی باشه.
ولی من یه جایی از خودم پرسیدم: چرا خدا رو توی این جایگاه نمیذاریم؟ خدایی که ما رو خلق کرده، هر لحظه مراقبمونه، و دلیل اصلی بودن ماست. چرا همهی انتظارامون رو از خانواده و همسر داشته باشیم، ولی خدا رو ولی و سرپرست واقعی ندونیم؟
وقتی ما پدر و مادر رو ولی و سرپرستمون میدونیم، دیگه از خاله و عمه و دایی توقعی نداریم. خب حالا تصور کن اگه خدا رو بالاتر از همهی اونها بدونیم، چه آرامشی وارد زندگیمون میشه. چون اونوقته که میفهمیم همهی نیازامون مستقیم از طرف خدا برطرف میشن، نه از طرف آدمها.
اینطوریه که آدم بینیاز میشه. نه اینکه دیگه با آدمها کاری نداشته باشیم یا رابطهای نباشه، نه… ولی توقعها میریزه. دیگه دلمون نمیخواد یکی بیاد ما رو کامل کنه یا کمبودامونو جبران کنه. چون مطمئنیم تنها ولی و سرپرست ما خداست.
درکش آسونه، ولی باور کردنش کار فرکانسه. بستگی داره چقدر بتونیم مطمئن باشیم، چقدر توی دلمون جا بدیم که تنها ولی و سرپرست ما، یکیه و اونم خداست.
و راستشو بخواین، من تازه دارم مزهش رو میچشم. همین فهم باعث شده دلم گرم بشه. انگار تازه دارم یه زندگی بدون نیاز و بدون دلخوری رو تجربه میکنم. زندگیای که توش فقط یه پناهگاه داری، همون پناهگاهی که هیچوقت تنهامون نمیذاره.
و من از خدا میخوام هر روز بیشتر یادم بده که تنها ولی و سرپرست زندگی من، فقط و فقط خودشه.
و همین یه جمله برای من یعنی همهچیز.
باسلام
ممنون از فایلهای رایگانتون که برروی سایت قرار میدید اما این فایلها برای ما که سی دی های رایگان تابستان و پاییز استاد را گرفتیم تکراری هست لطف کنید برای ما فایلهای جدی بگذارید؟
استاد همیشه سعی میکنن فایل جدیدی بزارن تا ما با گوش دادن اون پیشرفت کنیم بجای اینکه هر روز دنبال یک فایل جدید باشیم سعی کنیم تمرینات فایل ها انجام بدیم تا بهتر نتیجه بگیریم
سلام
به نظر من هیچ کدام تکراری نیست موقعی تکراری است که ما تغییر نکرده باشیم
سلام.
امروز که این نظر رو مینویسم در نقطه ای ایستادم که متاسفانه با حساب کردن روی قول یک نفر به شدت و فجاعت زمین خوردم،تا جایی که کل مسیر زندگیم عوض شده.هر چند این فایل رو بارها و بارها دیدم اما نتونستم 100٪ شرکم رو از بین ببرم و امروز متاسفانه عواقبش دامن گیرم شد.
میخوام و میخوام که بر خدا و فقط بر خدا تکیه کنم که جبران مافات هر چه سریعتر برام رخ بده
به امید تو خدای خوبم
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم
من خیلی ازتون ممنونم بابت همه محصولاتتون و خیلی تشکر میکنم بابت صحبتهایی که در این کلیپ کردید من باور کنید نزدیک به ده بار این کلیپ را گوش دادم با توجه به اینکه من قبلا در مسجدسلیمان زندگی میکردم و محل کارم بندر عسلویه بود با گرمای 60 درجه و رطوبت بالای 90 درصد واقعا خیلی برام سخت بود با اینکه خوزستان برا کار کردن خوب نبود من بایستی با اتوبوس از کمربندی اهواز می گدشتیم از اهواز که رد میشدم چون متاهل بودم برای خانواده ام خیلی ناراحت میشدم و با خودم میگفتم خدای بزرگ واقعا چرا برای یک نفر در اهواز کار نیست با توجه به اینکه فرکانسی که فرستادم برای جهان هستی منفی بوده است ولی فرستادم دو سال بیشتر عسلویه نبودم ولی خیلی روی خداوند بزرگ و یکتا حساب باز می کردم تا اینکه خونه را از مسجدسلیمن به اهواز بردم اما هنوز هم کاری نداشتم ولی به خداوند خیلی ایمان داشتم که به لطف او الان در یک شرکت دولتی مشغول به کار هستم و الان وضع مالیم نسبت به خیلی ها که میشناسم بهتر است و الان در محل کارم به هیچ کسی غیر از خداوند ایمان و اعتقادی ندارم خیلی از شما بابت مطالبتون متشکرررررررررم.
سلام
وقتیکه به خدا وصلیم، وقتی که خدا را باور کرده ایم، وقتی که تکیه گاه ما خدا باشد و هست، یعنی همه مسائل حل شده است ، جواب خدا برای خواسته های ما همیشه بله است همیشه اکی است، یعنی همه چیز حل شد، وقتی که ما فقط روی خدا حساب می کنیم و روی بالا ترین مرجع هستی وتمام بندگان و هر چیزی متعلق به خداست، یعنی ما جزئی از کال هستیم و به خدا وصلیم، خدایی که مالک یوم الدین ا ست یعنی ما دارای تمام هستی هستیم ، چه چیزهایی که می بینیم و چه چیزهایی که نمی بینیم مثل فرکانس، وقتی که قوانین را رعایت می کنیم و طبق آنها عمل می کنیم وقتی که طبق مسیری که باید، حرکت می کنیم ، یعنی ما جزئی از خداوند هستیم یعنی ما در مسیر خدایی هستیم یعنی ما در مسیر درست هستیم ، صاحب قدرت و اراده ای بی نهایت هستیم، وقتی که ما از خداییم و به سوی او نیز بر میگردیم یعنی تمام مسائل حل شده است، کافیست که این را باور کنیم و به آن عمل کنیم وقتی وصلیم به دل العالمین، دیگر هیچ احتیاجی به کسی نداریم و ما فقط و فقط محتاج و نیازمند خدا هستیم خدا همه چیز همه کس برای من است ، خدایا عاشقتم.
در پناه خدای یار و یاور
ب نام خدای مهربون
سلام
خانم شایسته عزیز کل این فایل نکته بود
اگر بخوام نکته بگم باید کل صحبت های استاد رو بنویسم
اولین نکته ک ب نظرم مهمه آرامشه .آرامشی ک خیالتو بابت همه چیز همه کس راحت میکنه .
چ حسی از این بالاتر ک بدونی یکی هست ک کلا پارتیه .کلاثروته.کلا نعمته .کلا برات بقول خودمون کله گندستهمه چی تمومه اصلا
دلت قرصه اصلا آرامشی همین لحظه داری می ارزه ب همه چی
نمیدونم چطوری حالمو توضیح بدم.
همه چی عالیه نابه .دنیا خوبه آدما خوبه هوا خوبه .واقعا دنیا مزرعه آخرته.
دوستتون دارم.تک تک تونو
درپناه رب خدای دوست داشتی باشید
سلام
روز هفدهم از سفرنامه
فقط روی خدا حساب باز کن
??????
از روزی که عهد کردم تا چهل ردز این سفرنامه رو مرور کنم و هر وقت میخوام بیام و رد پایی از خودم بذارم یه حسی میگه چی میخوای بنویسی!چون اصولا به اون شکلی که باید و درک کردم نشده بنویسم و تو نوشتن یه مقدار احساس میکنم قوی عمل نمی کنم.
ولی هر روز میام تا این ضعف در درونم رو بشکنم و به اون نجوا میگم میرم هدایت میشم.
امردز روزه هفدهمه مگه خدا تا الان تا امروز برام قلم نشده امروز هم میشه.
مهم نیست چقدر از کلمات خاص استفاده کنم فقط کافیه که بنویسم و تمام…
این نوشتنها کمک میکنه که بدونم کجا بودم و به کجا میخوام برم.
منم سالها پیش هیچ وقت دلم نمی خواست فقط یه زن خانه دار باشم.و ۳ سال پیش با تضادی برخوردم که حس کردم نابود شدم.ولی وقتی با استاد اشنا شدم فهمیدم اون ناخواسته دنیای از خواسته ها رو برام واضح کرد که من دیگه به معمولی بودن راضی نیستم.
وقتی ادمها پشتمون رو خالی میکنن با صورت میخوریم زمین…تضادی که ۳ سال پیش برام اتفاق افتاد دقیقا همین بود من با صورت خوردم زمین…ولی وقتی پشتم خالی شد فهمیدم باید از کی بخوام و با کی باشم.
و وقتی به الانه خودم نگاه میکنم موهبتی بالاتر از اون تضاد برام نبوده…
و حتی گاهی به خودم میگم اگه اون تضاد پیش نمی اومد چی!تو جهل خودم می موندمو هیچ وقت بیدار نمیشدمم….تصورشم ترسناکه.
ولی یاد گرفتم که رو ادمها حساب نکنم یعنی تمرین میکنم که به این شکل عمل کنم.
و حس میکنم با تضادهایی که تو چند وقت اخیر دارم بهشون بر میخورم داره باورهای توحیدیم قوی تر میشه.
هر بار نجواها منو سوق میده به قدرت و حایگاه ادمها …ولی من تلاش میکنم هر بار بهش یاداوری کنم که اونها دستانه خداوندن ..و خداست که میتونه برام راه حل بشه.
و بارها این جمله تاکیدی رو تکرار میکنم که خدایا فقط روی تو حساب کردم.
?????
واقعا که اونقدری که روی ادمها حساب میکنیم روی خداوند حساب میکردیم الان تو چه شرایطی بودیم…!
ترسها نگرانی ها و غم ها همیشه مارو پیش میبرن به حسای کردن غیر خداوند..
همیشه ذهن تلاشش اینه روی چیزی که میبینه حساب کنه نه جیزی که نمی بینه…
و ایمان به غیب هم یعنی تو نبینی و باور کنی..
تا باور نکنی نمی بینی ولی ماها دوست داریم ببینیم و بعد باور کنیم و مطمئنا هیچ وقت این اتفاق نمی افته.
شرک انقدر مخفی و پنهانه که باید از لایه های زیرین ذهنمون بکشیمش بیرون …سالهای سال با شرک زندگی کردیم و یه شبه نمیشه باورهای توحیدی رو ساخت.
بنظرم کار کردن روی باورهای توحیدی با گوش کردن به فایلها خیلی موثره ولی حس میکنم زمانی باورهای توحیدی عمیقا ساخته میشن که تو عمل رو اون باورها کار بشه .
مثل مهارت رانندگی …که مدتها اموزش میبینی و رانندگی میکنی …ولی اون لحظه که شرایطه خطرناکی پیش میاد مقدار مهارتت سنجیده میشه.
استاد این جمله شما چقدر به اعماق وجودم نفوذ کرد.
گفتید…من اول یاد گرفتم رو ادمها حساب نکنم و روی خودم حساب کنم..
و بعد فهمیدم روی خودمم نباید حساب کنم…
واقعا …حتی روی توانایی ها …عقل خودمون و مهارتهای خودمونم نباید حساب کنیم.
قدرت از آن خداست ولاغیر
??????????
خیلی مشتاق رسیدن به این روز از سفرنامه بودم.
چون خیلی درکم در مورد این رابطه بیشتر شده که اصلا میتونه به قول شما
زندگی منو به معنای واقعی کلمه متحول کنه و تغییر بده.
آره کارم شده با خدای خودم عشق بازی کنم به جای ادمها.
دارم سعی میکنم که این رابطه رو مهمترین رابطه زندگی ام بدونم چون میدونم همه چیز همینه و چیزی جز این نیست.
و برای احساس خوب با اینکه کسی هم ندارم فقط به خدا وابسته شدم
انگار فقط اون میتونه حالم رو بهتر کنه .
من قبلا فکر میکردم که ارتباطات خیلی مهم نیست ولی الان فهمیدم خیلی هم میتونه کمک کنه.
اما باید خیلی مواظب شرک بود و این کار راحتی نیست.
من هر وقت میفهمم که روابطم داره بد پیش میره وابسته میشم حساب میکنم یا …
سریع میفهمم و ذهنم میره سراغ شرک چون دیگه یاد گرفتم هر وقت اینو درست میکنم همه چیز درست میشه.
به قول شما آقای عباسمنش هر وقت این ارتباط درست میشه همه چیز خوب میشه
من تاحالا نمیفهمیدم که این پکیجی که شما میگید چیه چطوری هم سلامتی هم ثروت هم آرامش هم موفقیت هم روابط
اما حالا فهمیدم تمامی اینها فقط با توحید عملی درست میشن.
و چقدر پیامبر قشنگ میگه که شرک در دل انسان مومن مثل راه رفتن مورچه ی سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب مخوف و پنهانه.
خیلی مخوفه فقط از اتفاقات میشه فهمید.
هر وقت روی کسی حساب کردم نتیجه کلا برگشت و هر وقت با خدا بودم بازم ورق برگشت.
آره تصمیم گرفتم که تمام خوبی هارو از طرف خداوند بدونم.
و باید تمام آدم ها رو دستان خدا دید یعنی اگر خوبی بود یقینا از طرف خداست و اگر بدی بود یقینا
از طرف خودمونه.
آره خداوند از جایی که به عقل من نمیرسه بهم نعمت میده.
همه ی اهداف با یک قدم شروع می شوند.
قدم های کوچک اما مستدام هستند که بسیار تاثیر گذار هستند.
نکته ی این مسیر در تعهدی است که باعث می شود هر روز قدم ها را بردارم.
شاید دیگران بگویند که خداوند قدرتمندترین فرمانروای کیهان است.
اما من می گویم که خداوند تنها قدرتی است که می تواند وجود داشته باشد.
یعنی تنها یک قدرت وجود دارد نه چند قدرت که بخواهیم خدارا با انها مقایسه کنیم.
با ایمان به این باور همیشه خیالتم از عوامل بیرونی راحت است.
زیرا کسی نه می تواند به من کمک کند نه اینکه به من آسیبی برساند.
این من هستم که با فرکانس هایم زندگی ام را خلق می کنم.
و این خداست که فقط به من کمک می کند . حالا به واسطه دستی از دستانش .
اگر هم کسی بخواهد به من آسیبی برساند نااگاهانه فقط به من کمک می کند.
زندگی از همان کودکی به من یاد داد که روی هیچ کس جز رب برای کوچکترین چیزی حساب نکن.
و این باعث شده که تمام تمرکزم را روی خود و خدای خودم بگذارم.
من که از خودچیزی ندارم من که از خود قدرتی ندارم
من یک موجود ضعیفی بیش نیستم. همه ی این شرایط را از خدا دارم.
انوقت بیام و روی غیر خدا حساب کنم؟! در اینجور مواقع چیزی درونم می گوید
که ایمانت را به بهای کمی نفروش. واقعا وقتی ادم فکر می کند همین طور است.
تنها وابستگی که در این جهان دارم به رب است.
من همواره فقیر الله هستم.
اگر من این چنین فرمانروایی را دارم این چنین ربی را دارم
دیگر همه چیز را دارم همه چیز تمام است با قدرت او هر خواسته ای را می سازم.
و خداوند همواره برایم کافی است.
ایمان دارم که این رب است که به شکل های مختلف سلامتی عشق ثروت و نعمت در زندگی ام جاری می شود.
و سعی ام بر این است که این گفته ها را در عمل تحت عنوان توحید عملی اجرا نمایم.
که دریافتم هیچ چیز لذت بخش تر و کار امد تر از اجرای توحید عملی نیست.
اوست که از جایی که به عقل من نمیرسد به من نعمت می دهد.
اوست که همواره مرا هدایت می کند به طبیعی ترین و پیشرفته ترین شکل.
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان
دقیقا همین طوره و راز خوشبختی هر انسانی ربط به عملکرد و تفکر توحیدی او.ن داره
خیلی این موضوع اینکه من ارتباط برقرار کنم با این فرد تا اگر در آینده مشکلی برای من پیش آمد او به من کمک کند و اجازه ندهد که من لطمه بخورم
من همین جا اقرار میکنم که در این موضوع یعنی توحیدی عمل کردن ضعیفم البته بهتر شده ام ولی راضی نیستم و دوست دارم بیشتر روی خدا حساب باز کنم
من در زندگی م شکست های بعضا سنگینی متحمل شدم اون جاهایی که نتونستم ذهنم را کنترل کنم و قدرت را به عوامل بیرونی و اینکه فلان شخص من را به اینجا رسانده یا اگر بخواهد می تواند حال من را بگیرد به جایی توی زندگی ام رسیدم که محتاج نان شب شدم و گدا در خانه این و اون
موفقیت های خوبی بدست می آوردم و قدمهای اول را خوب برمی داشتم ولی در قدم دوم نجوا می کرد ذهن و من دچار شرک می شدم و با سر محکم به زمین می خوردم و عزت و سر بلندی ام را از دست می دادم
امروز که این فایل را دوباره بازبینی کردم و هدایت شدم اینجا و این فایل یک طورایی ربط داشت به فایل جدید که روی سایت قرار داده شده و عملکرد توحیدی استاد عباس منش
من در دقیقا همون شرایط قرار دارم
به لطف خداوند و دستان بی شمارش خدا را شکر به جایگاه عالی و خوبی دست پیدا کردم و زندگیم روی روال افتاده است و این هم بابت کار کردن شبانه روزی روی خودم بوده است دوباره اون نجوا ها و صداهای شیطان خودشون رو ظاهر کردن که احساس من را بد و موجب شکست من بشوند و مرتب نجوا می کنند اگر اون فرد نخواهد تو هم اینجا نیستی اگر او بخواهد می تواند حال تو را بگیرد وووووووووووو
و من مرتبا به خودم تکرار می کنم که نیازی به باج دادن نیست حتی اگر هم اون فرد بخواهد تو اینجا نباشی به نفع تو است عوامل بیرونی در موفقیت تو بی تاثیرند و تو خودت شرایط را برای خودت خلق کرده ایی و حتما خداوند می خواهد تو را هدایت کند به شرایط بهتری و راحت تری که پول در بیاوری و به خدا اعتماد کن و روی هیچ کس حساب باز نکن تو تنها نیستی خداوند انسانها مومن و یکتا پرست را به حال خودش رها نمی کند و خداوند از جایی به من می دهد که من اطلاعی در موردش ندارم من دارای اعتماد به نفس عالی هستم تنها قدرت جهان رب ه
رو هیچ کس حساب باز نمی کنم خدا من را دوست داره که اون بلاها را سرم اورد که من قدرت خودش را بهتر درک کنم خدایا می دونم که تو هستی قدرتمند اون آدمه کاره ایی نیست
و احساس خودم را مثل اون زمانی که استاد در راه بندرعباس به قم در حال رفتن برای اینکه فرزندشون مرده بودند حال خودشون رو خوب کردند و در پمپ بنزین زدند کنار و آبی صورتشان زدند و به ایمانشان به خداوند و قدرت او تاکیید مجدد کردند من هم این کار را انجام می دهم و ایمان دارم که اگر بتوانم به سلامت از این شرایط عبور کنم سکوی پرتاب من در زندگی و دریافت آگاهی های بیشتری برای من خواهد بود
خدا را شکر که در این مسیر هستم و زندگی خیلی خوبی دارم
از شما هم استاد عزیز تشکر و قدر دانی به عمل می آورم