این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یعنی هر روزی که جلوتر میام و نمیدونم با چه فایلی رو به رو هستم ، انگار دقیقا فایلیه که همون روز نیاز بوده ببینم
و این فایل هم که همه دوستان میدونند چقدررررر آگاهی های این فایل سازنده است و عمل نکردن به اون و شرک ورزیدن چه سقوط هایی را که به همراه نمیاره
فایل ها هر روز را به این ترتیب دنبال میکنم ، متن اولیه بانو شایسته عزیز که نوشتند بعد زیرش دوتا از کامنت دوستان که نمایش داده شده ، بعد متن خود فایل و بعد سه تا کامنت منتخب فایل و بعد خود فایل و نکته هایی که مینویسم از اول تا آخر از دل تمام متن ها و خود ویدیو فایل یادداشت میکنم
اما این فایل و کامنت اول برگزیده ، دوستی که از تجربه خودشون نوشتند و متاسفانه اسمشون هم نیست و عدد هست !
چقدر این کامنت و تجربیاتشون خوب بود و چقدر شبیه به خیلی از تجربیات همه ما
برای مثال و آخرین مثال اون
اسفند ماه 1401 ( حدود 3 ماه پیش ) من که کارم به صورت فریلنسر هست و خودم کار انجام میدم ، رزومه ای برای چندتا شرکت فرستاده بودم ( با اینکه خلاف میل و روحیاتم هست ، که اونم به دلیل بی ایمانی و ترسم بود که بعدا شاید فایلی دیگه گفتم )
یکی از اونها وارد صحبت شدم و همه چی خوب ، صحبت ها و افراد وانرژی و همه چی خوب و عالی ، الان که فکر میکنم میفهمم که این شرایط به ظاهر خوب داشت ذره ذره به شکل قورباغه ای که میگذارند داخل آب و آب را به جوش میارند ، منو به قدرت دادن به صاحب اون شرکت ، شرک من را بیشتر کرد که به خودم میگفتم : خوب حمیدرضا خدا هداییت کرد به اینجا چه فضای خوب و عالی و سیستم خوب و … که بچسبم به همینجا !!!!! (( چی گفتم ؟ گفتم بچسبم به همینجا ، آخ آخ آخ ))
اون موقع دور کاری های دیگه را هم داشتم و با حضورم داخل اون شرکت داشت فشار زیادی بهم میومد ، با صداقت تمام با مدیر اون شرکت صحبت کردم و چندین بار که چه کار کنم و … و اونم میگفت که دورکاری هاتو کنسل کن و بچسب به همینجا و امکانات هم که هست و ایده هات را هم اجرا کن که منم هواتو دارم !! اخ اخ آب داشت جوش میومد و من داخلش و نمیفهمیدم !!! خخخ !!!
تا مرز کنسل کردم کارهای دور کاری هم رفتم و پیام دادم ( که خدا را شکر جز هدایت خدا چون کار دستم داشتند باید چندتا کار براشون میزدم و بعد قطع میکردیم و نمیشد همون موقع قطع کنم ) که یکباره روز 21 اسفند ، این آقا گفتند که نمیخواد دیگه بیای و منم ازت راضی نبود و بعد تسویه کنیم !! به همین راحتی زد زیر حرفش ، نه ! بهتر بگم ، چون من قدرت را دستش دادم سقوط کردم !!
دم عید ، دست خالی ، اجاره خونه و دوتا قسط مونده و عقب افتاده ، جالبه که دو سه روز قبلش از این شخص به ازای 20 روزی که بودم درخواست مقداری دریافتی کردم که بدهی و اجاره را بدم ! و بعد از چند روز اون شخص دوباره حرفش را عوض کرد که پول چی بهت بدم ، من که راضی نبودم و تو که داشتی برای کسی دیگه کار میکردی و …. !!!! شرک ، ای داد !!!!
حمیدرضای مشرک و ترسو ، دم عید سقوط کرد و تا آخر اسفند من فقط 2 میلیون 500 هزار تومن ورودی دریافت کردم از انجام یه کار دوری کاریم که روی اون هم 2 میلیون جریمه دادم !
اما بعدش به خودم اومدم که چرا این ایده ها و توانت را برای خودت نمیزاری ؟ چرا میترسی ؟ واقعا میخواستی برای اون شخص همه ایده هایی که دادی و انجام بدی در ازای یه دریافتی حداقل ، خوب چی شد ؟ ایشونم خیلی راحت گفت نیا و 20 روز کار و چندتا خروجی کار را مفت مفت براش زدی !
پس برای خودم انجام بدم نه کسی دیگه !!!
و این فایل و مخصوصا کامنت دوست خوبمون که بلند و بسیار زیبا و عالی بود ، بیشتر منو به فکر فرو برد و یاد آخرین سقوطم افتادم
البته ، به نسبت متن اولیه فایل که بانو شایسه گفتند به همین راحتی وساده باورهامون ساخته میشه ولی رازش اینه که هر روز و با تعهد بدون مذاکره ، باید از آموزه ها درس بگیریم و ردپا بگذاریم ، من هم خودم را به همین روال متعهد کردم !!
چن قبلش بین روز ها فاصله میافتاد به دلیل مشغولیت کارم ، یا مرور دوباره فایل های قبلی و نکته برداری اون ، یا تکرار یک فایل برای دو سه روز !!
اما به دستور و هدایت بانو شایسته مهربان ، من هم با خودم متعهد شدم که هر روز ، باید روز شمار را با جدیت و تمرکز انجام بدم و از خودم ردپا قرار بدم ، حالا اگر قرار چندین بار ببینم و یا مرور کنم و یا به قول بانو کاری فورس ماژور هم حتی داشته باشم ، روز شمار تحول زندگی من ، جز تعهد بدون مذاکره من برای تغییر و لذت بردن در این مسیره
سلام به همه عزیزانم و همسفران در روزشمار تحول زندگی
روز 17
متن امروز که برای روز 17 ام توسط خانم شایسته عزیز آماده شده بود فوق العاده بود خیلی ایده باحالی بود خانم شایسته در اونجا اشاره کردن که هرروز یک نکته از هر ویدیو از این سفر را یاد بگیر و به آرشیو نکات اضافه کن و من بلافاصله بعد از این رفتم و توی برنامه keep این آرشیو رو درست کردم تا هرروز یک نکته از قوانین جهان هستی رو برای خودم بنویسم و یک متن کوچولو هم برای توضیحاتش
اما نکته امروز رو من همین اسم فایل گذاشتم
فقط روی خدا حساب باز کن
و توضیح دادم زیرش که اگر ما خدا رو تنها منبع ببینیم به ثروت غیرالحساب دسترسی پیدا میکنیم باعث میشه تمام جهان برای ما کار کنند و پول بسازند این باور خیلی در من قوی شده که میشود تمام جهان برای من پول بسازه و از اونجایی قوی شد که استاد داشت تعریف میکرد که موقعی که میخواستن اون خونشون که استخر داره رو بگیرن 6 ماه قبلش این خواسته در استاد شکل گرفته بود چون میگفت: پارادایس گاهی اوقات سرد میشه و ما نمیتونیم شنا کنیم به همین علت من یک خونه استخر دار میخواستم و اومدم کد اون خواسته رو بنویسم و اونجوری که میخوام تجسم کردم که چجور خونه ایی با چه استخری و.. میخوام میگه خلاصه گذشت و 6 ماه بعد من هدایت شدم به اون خونه بعد یکی از همسایه هارو دعوت کردیم اومد و صحبت کرد و یهو گفت به ما که: میدونستی این استخر رو 6 ماه قبل از اینکه شما بیاین شروع کردن به ساختن!!! و استاد میگه: من رفتم اون لحظه دفترم و دیدم و متوجه شدم دقیقا وقتی من خواسته ام رو نوشتم این استخر داشته ساخته میشده (:
واقعا قانون قشنگه!!!
اگر من درست حسابی کد نویسی کنم کلی آدم به فکرشون میرسه که یکسری اقدام کنند و در آخر نتیجه اون اقدام میشه کمک به من هدایت من
واقعا وقتی ما حساب کنیم روی خدا روی منبع رزق تمام جهان برای ما کار میکنه حتی اگه ما نبینیم یا متوجه نشیم
وقتی این داستان استخر استاد رو شنیدم مو به تنم سیخ شد و با خودم گفتم پسرر!! قانون خیلی خوبه و خداروبارها شکر کردم بخاطر قانون ثابتش و باورم خیلی قوی شد نسبت به اینکه همه چیز امکان پذیره فقط من باید ایمان داشته باشم تسلیم باشم و بزارم خدا هدایتم کنه.
در این فایل من مفهوم ربوبیت رو بیشتر درک کردم که به این معنی قدرت فقط خداست و تمام آنچه که در این جهان است از آن اوست 980 بار در قران رب تکرار شده یعنی 980 بار به ما گفته که فقط خداست که توانایی محقق کردن هرآنچه که میخوای رو داره فقط خودشه
خدایا شکرت واقعا!
واقعا هرچقدر زمان بزاریم و توحید رو در خودمون ایجاد کنیم باور ربوبیت به خدا رو در خودمون ایجاد کنیم بازم کمه واقعا ارزشش و داره خدایی که همه کار میتونه برات بکنه اگه تو بهش اجازه بدی. باید این خدا رو ریشه ایی ساخت هنوز ته ذهن من کلی باور مخرب از خدا وجود داره که اصلا نمیتونم تصور کنم باید بارها و بارها به خودم یاداوری کنم سینا خدا رب هستش خدا تمام قدرت های جهان رو در دست داره خداست که میتونه تورو به همه جا برسونه از خودش بخواه بزرگ بخواه زیاد بخواه واقعا الان دارم درک میکنم وقتی استاد میگه توحید همه چیزه یعنی چی آخ که باید ساعت ها و روزها و ماه ها روی توحیدم کار کنم و بهبودش بدم و هیچوقت هم پرفکت نمیشه باز بهتر میشه داستان ابراهیم نبی، سلیمان، محمد و… رو که میخونم و به توحیدشون نگاه میکنم میبینم من یک صد هزارم اونهاهم به خدا توحید ندارم به ربوبیت الله باور ندارم
ته ذهن من خدا محدودیت داره
ته ذهن من خدا نمیتونه منو به خواسته هام برسونه
ته ذهنم دنبال عامل بیرون هستم برای موفقیت
ته ذهنم میگم اگر از خدا زیاد درخواست کنم خوشش نمیاد
ته ذهنم بهونه هام برای موفق نشدن از قدرت خدا بزرگتر
واقعا من کلی شرک توی وجودم دارم دوست دارم ربوبیت الله رو روش کار کنم حسابی و جزوی از زندگیم کنم
خدا که محدودیتی براش وجود نداره اگه بهش باور داشته باشم همین الان به فکر هزار نفر میزنه که یکسری کار انجام بدن که آخر سر منو به اون خواسته برسونه اقداماتشون تازه این فقط یک شیوه از کارکردن رب العالمین هست هزاران هزار عامل غیبی و آشکار رو برای هدایت من میفرسته.
واقعا باید یک بیل وردارم و توی ذهنمو بیل بزنم ببینم چه باور هایی از خدا خاک کردم ازش
خدارو چی میبینم
من یک باور که ته ذهنم وجود داره اینه که: خدارو اصلا کمک کننده و توانا نمیبینم خدارو عامل موفقیت و خوشبختی و ثروت و سعادت نمیبینم اصلا حساب نمیکنم روش مثلا من یک خواسته ایی دارم دنبال هزارتا راه هستم بجز سپردن به خودش و تسلیم بودن بجز ایمان ایمانی که حال خوب و عمل میاورد..
هیچکدوم رو ندارم و این خوبه که آگاه هستم که ندارم و میدونم باید بسازم.
خداست که همه کارارو برام میکنه بقیه کین واقعا این جمله رو من وقتی از استاد میشنوم خیلی خوشم میاد که میگه: فلانی کیه خداوند مسئول همه چیزه حالا میخواد اون طرف مدیر شرکت باشه میخواد رییس جمهور باشه و… اینا کین بابا خداست که رئیس همه ماست خداست که مسئول همه جاست و مارو هدایت میکنه
کارفرما کیه بابا خدا روزی منو میده! حالا اخراج شدم که چی؟ یعنی خدا در حد یک شغل توانایی نداره؟ خنده داره واقعا این چه خداییه که پس ساختم از خودم
یعنی خدا به اندازه اینکه منو به فلان عدد درآمدی برسونه توانایی نداره؟
یعنی خدا توانایی اینکه دل همه رو برام نرم کنه نداره؟
یک نکته رو بگم درمورد این دل نرم کردن من خب خیلی جاها از خدا خواستم خدایا دل هاشون رو برام نرم کن و… ولی میدونی چیه من امروز فهمیدم ایمان نداشتم که خدا اینکار رو میتونه بکنه
ازکجا فهمیدم ایمان ندارم؟
از اینجا که هیچ عملی نمیکردم هیچ قدمی برنمیداشتم
آخه کسی که به خدا بگه خدایا دل هارو نرم کن و ایمان داشته باشه دیگه هرجا میره با عزت نفس صحبت میکنه همیشه میخنده و حالش خوبه چون میدونه خدا بهش عزت داده خدا براش دل هارو نرم میکنه
اره! یعنی اگر ما بگیم خدایا دل هارو نرم کن ولی باز میریم توی یک جمعی ساکت و بی عزت نفس و مِن مِن کنان صحبت میکنیم یعنی این ایمان حرف مفتی بیش نیست
اگر من به خدا بگم خدایا منو به بهترین درآمد هدایت کن و وقتی ایده ایی به سرم زد اجرایی نکنم، ایده ایی که خود خدا بهم داده رو بهش عمل نکنم یعنی حرف مفت زدم و ایمان ندارم
خدا همه مارو اجابت میکنه اگر ما کمی ایمان داشته باشیم اگر کمی باورش کنیم واقعا خدا اینجوریه و ما به خود ظلم میکنیم
با شرک با کم ایمانی
خدایا منو ببخش بخاطر تمام بی ایمانی هایی که بهت داشتم خدایا منو ببخش بخاطر تمام شرک هایی که ورزیدم
خدایا منو ببخش اگر گاهی وقتا که داشتم باهات صحبت میکردم بازم ته ذهنم شک داشتم که آیا این خدا صدای منو میشنوه یا نه
خدایا منو ببخش ک وقتی ازت درخواستی میکردم بازم تردید ها سبب احساس بد در من میشد اخه اگر ذره ایی به توانایی هات پی برده بودم وقتی درخواست میکردم ازت مطمئن بودم ک تو میتونی اجابت کنی.. اون موقع حالم عالی بود همیشه سپاسگزارت بودم اما من به خودم ظلم کردم
خدایا منو ببخش اگر وقتی باهات صحبت میکنم از عشقت اشک شوق نمیریزم چون هنوز احساست نمیکنم چون هنوز کلی باور بد راجع بهت دارم خدایا اینهمه به من لطف داشتی اینهمه من و با عشق هدایت کردی ولی بازم از من جوابی نگرفتی از من ایمانی ندیدی از من باوری ندیدی بقول قرآن تو منو اجابت کردی ولی من تورو اجابت نکردم …
خدایا این کامنت هم خودت هدایتم کردی خودت نوشتی تا باهام صحبت کنی خودت بهم یاداوری کردی که:وقتی از من درخواست میکنی باید بعد درخواست حالت عالی باشه چون مطمئن هستی اجابت میشود
حتی یک درصد هم به توانایی هات خدایا باور نداشتم چون وقتی ازت درخواست میکردم باز اون ترس و شک میومد سراغم
بارها و بارها بهم گفتی لاتخف و لا تحزن ولی من بازم نمیشنیدم در مدارش نبودم..
خدایا باید متعهد بشم به ایمان اوردن بهت به اسلام اوردن بهت باید تبدیل به یک مؤمن و مسلم بشم تبدیل به افرادی که بهشون نعمت دادی و بیفتم در صراط المستقیم باید شوق و شور رو در خودم از گفتگو باهات داشته باشم باید صبحا به عشق تو از خواب پاشم…
وای وای! خدایا اگر ما ذره ایی تورو میشناختیم صبحا به عشق تو از خواب میپردیم تا عاشقانه باهات گفتگو کنیم عاشقانه صلاه کنیم و ساعت ها از توانایی هات و ربوبیتت اشک شوق بریزیم
آخه یکی نیست بهم بگه تو چقدر خدارو میشناسی
شناختن رو اصلا ولش کن چقدر بهش اعتماد داری؟ چقدر in god we trust رو در عمل اجرا میکنی حرف رو که همه میزنن.. چقدر توی عمل نشون میدی
چقدر ایمان داری که هرخواسته ایی که برای تو بزرگه برای خدا ذره ایی هم نیست
چقدر حالت عالیه وقتی قدم میزنی و میدونی خداوند نزدیکه و اجابت میکنه وقتی توی شرایط سخت هستی ایمانت رو با احساس خوب چقدر نشون میدی به خداوند.
وقتی ابراهیم رو میخواستن بندازن تو آتیش به یاد بیار..
یوسف رو به یاد بیار که با شرک ورزیدن(حساب کردن روی برادراش که اونهاازش محافظت میکنند) افتاد توی چاه و با توحید از همون چاه درومد و عزیز مصر شد..
چه نیرویی؟ کی بود همچین کاری برای ابراهیم کرد که آتش براش گلستان شد کی بود که یوسف رو از چاه دراورد میدونی کی؟
همین انرژی که الان توی نفست جاریه همین انرژی از اتیش تبدیل به گلستان شد همین انرژی تبدیل به افرادی شد که یوسف رو از چاه دراوردن
همین انرژی به شکل ثروت عظیم برای سلیمان دراومد
و خبر خوب اینه که: این انرژی همین الانشم توی نفس کشیدنت هست توی تپش قلبت جریان داره هر لحظه از تپش قلب تو نشان از حضور انرژی خدا داره اگر انرژی خدا نباشه که تو وجود نداری و خوشحال باش که این انرژی رو همین الانشم داری توی زندگیت و این انرژی همان انرژی است که اجابت میکند
یک لحظه چشات و ببند و نفس عمیق بکش.
انرژی که احساس کردی خدا بود! همان انرژی که توانایی تغییر شکل داره توانایی تبدیل شدن به ثروت و پول و ایده های ثروتساز و انسان هایی که کمک حالت بشن و هزارتا چیز دیگه داره…
وقتی که ویدیو انرژی که آن را خدا مینامیم رو دیدم درک نکردم خیلی اما الان که خدا برام نوشت دارم کم کم درک میکنم این انرژی رو انرژی که همه چیزه انرژی ک هم به شکل خوشبختی برات درمیاد هم بدبختی هم به شکل پول و هم به شکل فقر و این ما هستیم که به این انرژی شکل میدیم و مثل یک مجسمه ساز درستش میکنم همین انرژی! همین انرژی که در زندگی تک تک ما حضور داره همین انرژی که هم اینجاست هم اونور دنیا و اگر من ازش بخوام به شکلی درمیاد که افکار مردم رو جوری تنظیم کنه که همه برای من کار انجام بدن
چقدر اون داستان که استاد تعریف کرد الهام بخش بود برام ک میگفت: مردم خیلی براشون عجیب بوده که افراد برای مسیح کارهاشون رو ول کردن و رفتن دنبالش و فکر میکردن عجب معجزه ایی بوده یعنی کی بوده که کنترل کرده افکارشون رو
ولی برای استاد این چیزا سبک زندگیه! استاد میگفت که زندگی من هرروز اینطوریه همه برای من کار میکنند. آره این انرژی رو خود استاد بهش شکل داده که به شکل فکری دربیاد که برای استاد کاری انجام بدند اون افراد و به سرشون بزنه فلان اقدام رو انجام بدهند.
چقدر استاد رو تحسین میکنم ک تعریف میکرد میگفت من وقتی ایران بودم هزارتا تهدید و دشمنی میخواستن برای من درست کنند اما من ایمان داشتم که اخر سر به نفع من میشه
اما ایا استاد فقط همین حرف رو زده؟ و گفته من ایمان دارم خلاص؟ نخیر استاد ایمانش رو با حرکت مردن نشون داده یعنی فارغ از اینکه افراد تهدیدش میکنند باهاش دشمنی دارن بازم اومده حرفای خودشو زده و نتیجه اش معلومه.. موفقیتاش معلومه…
استاد توحیدی تر از تو ندیدم.. فقط تو داستانا خوندم.
ما واقعا خوشبختیم که به این استاد توحیدی دسترسی داریم و لایق شاگردی این استاد هستیم.
خدایا اینا همه از لطف توست خدایا عاشقتم
وقتی که ما درک کنیم این انرژی همیشه با ماست یعنی ماهم قدرتمندیم و این نباید فقط حرف باشه بلکه باید تبدیل بشه به عزت نفس و احساس ارزشمندی. دیگه به هیچکس نیاز نداریم.
اگر خدا برات کافی نیست باید ان را از نو بسازی
چقدر این جمله ارزشمنده که توی توضیحات همین فایل داده شده
خداوند الان بهم اینو گفت:
گفت وقتی که داری ازم درخواست میکنی از خودت این سوال رو بپرس
حاضرم ایمانم رو چگونه نشون بدم
و بعد بپرس که حاضری چه اقداماتی به نشانه ایمان و چه احساسی که از ایمان نشات میگیره داشته باشی
وقتی میگی خدایا دل هارو برام نرم کن و بپرسی حاضری چه ایمانی نشون بدی باید جوابت این باشه که حاضرم با عزت نفس حرف هایی که دلم میخواد رو بزنم کارهایی که دلم میخواد رو بکنم هرجور میخوام بخندم و حالم عالی باشه…
اون موقعس که خداوند کمکت میکنه اون موقع هست که خدا دل هارو نرم میکنه.
آرهههه.. همینه خدایا همه این متن رو خودت نوشتی من فقط وسیله بودم تو انرژی ایی بودی که در افکارم و دستانم جاری شدی و به شکل این دیدگاه درومدی همینطور که ازت خواسته بودم! خدایا ادامشم خودت فرمون رو بگیر دستت:
این جمله خیلی در این فایل ارزشمند بود که: خداوند بینهایت دست داره و معلوم نیست از کدوم دستش برای کمک کردن ما استفاده میکنه و البته که خداوند از دستی به ما کمک میکنه که سر راست ترین و راحتترین راه ما به درخواستمون برسیم ولی اگر ما چشممون به یک نفر خاص یا یک نیروی خاص باشه داریم دستان خدا رو میبندیم و آخر سر هم خودمون به خودمون ظلم میکنیم.
هر کاری که میخوام صورت بگیره باید با این باور ته ذهنم انجام بدم که: خداوند فقط میتونه این کار رو انجام بده و با بینهایت دست میتونه اینکار رو انجام بده
اون موقع اگر کسی اومد کاری کرد برامون در جهت خواسته ازش تشکر میکنیم ولی ته ذهنمون بازم اینه که خداوند میلیارد ها دست داره این نباشه یکی دیگه…
نکته قشنگ دیگه این فایل که منو گرفت این بود: اگر تمام مردم جهان متعهد بشوند باهم که تورو بکشن پایین نمیتونن
واقعا همینطوریه زمان پیامبر چندین و چند نفر میخواستن پیامبر رو بکشن پایین اجازه ندن دعوتش رو ادامه بده و حتما خیلی ها قصد جان پیامبر رو داشتن اما هیچکدوم نتونستن جلوی وظیفه الهی پیامبر رو بگیرن چون پیامبر قدرت رو نداد بهشون در ذهن پیامبر باور ربوبیت خداوند از همه چیز قوی تر بود.
استاد عباسمنش چقدر قشنگ این الگو رو برای خودش پیاده کرده هزاران بار تهدیدش کردن بازم قدم برداشته و الان کاملا سالم و موفق و ثروتمند و عالی داره به ما درس زندگی میده: چه کسی این کار رو برای استاد انجام داده؟ کدام نیرویی؟ جز خدا کی میتونه استاد عباسمنش خیلی خوب خدارو شکل داده خیلی خوب این انرژی رو برای خودش درست کرده و داره ازش بهره میبره اینم شده نتایجش
اما آیا پرفکته؟ بهتر از این نمیشه؟
صد در صد میشه کمالی در کار نیست بازم بهتر میشه بازم میشود ابراهیمی بشویم چون:
همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
یعنی ابراهیم نبی از من بیشتر به خدا دسترسی نداشته بلکه ظرف خودشو بزرگتر کرده حالا منم اگر مثل ابراهیم ایمان نشون بدم
مثل ابراهیم بها بپردازم منم ظرفم بزرگ میشه
ابراهیم تا قربانی کردن بچش هم پیش رفت این ایمان و این حد از پرداخت بها سبب شده ابراهیم بشود “ابراهیم” بشود “خلیل الله”
رفیق خدا
آره! ماهم میتونیم رفیق خدا بشیم ماهم به یک اندازه به خدا دسترسی داریم.
باید بارها از خودمون سوال کنیم:
کسی که قدرت رو در زندگیش داده به خدا چطوری صحبت میکنه چطوری راه میره چطوری شاده ایا صداش میلرزه؟ یا با قدرت صحبت میکنه؟
اگر کسی بگه من قدرت رو دادم به خدا و باز هم جلوی بقیه صداش بلرزه یعنی حرف مفت زده و دیگر هیچ…
اصلا جلوی کسی تعظیم میکنیم؟ خم و راست میشیم؟
کل قرآن به توحید اشاره داره.
سپاس الله ای را که فرمانروا تمام جهانیان است.
ابراهیم با چه قدرتی رفت بت هارو شکوند؟ با این که هیچ کس ذره ایی نمیتونه به من اسیب برسونه خدا حواسش به من هست و اصلا تمرکزی بر تهدید ها نداشت.
برگی بدون اذن خدا از روی زمین نمیفته
باید بیایم با خودمون دو دوتا چارتا کنیم و ببینیم
اگر یک آدم ثروتمندی به ما یک قولی بده و بگه فلان قدر بهت پول میدم چقدر خوشحال میشیم و اعتماد داریم دیگه غمی نداریم ک نکنه نده اگه نده چی
اما ذره ایی از اون اعتماد در خودمون به خدا وجود داره؟ همش میپرسیم اگه نشه چی. چطوری میخواد بده، از کجا، من که فلان، من که بهمان و…
خدایی که وعده داده به ما رو ما باور نمیکنیم
انتظارمون رو باید از خدا ببریم بالا تر
وقتی زیاد از خدا بخوایم نشون میده قدرتش رو کمی باور کردیم
یعنی اگر من بهش بگم خدایا بهم ملکی عطا کن که بعد از من شایسته کسی نباشه چون تو وهاب هستی یعنی قدرت خدا رو یکم درک کردم
واقعا تنها چیزی که کمبودش احساس میشه باور به ربوبیت الله هستش.
یکی از توانایی های خدا اینه:
از جایی که به فکرم نمیرسه بهم خواسته هامو بده و براش کاری نداره..
پس دیگه نگران اینکه از کجا و چه جوری نباشم. تمام جهان به خدمت من در میان اگه این باور رو داشته باشم درها باز میشود و من بعد از این باور مسیر هایی رو میبینم که فکر نمیکردم وجود داشته باشه.
اوف! این جمله عجب جمله اییه:
قدرتمند ترین فرد جهان هم اومد پیشت جوری رفتار کن که انگار تو هم ازون قدرتمند تری
این ازون عمل به ایمان هاست این نشونه یک فرد توحیدی هستش.
یک پاشنه اشیل درمن وجود داره که من هزاران بار این عزت نفس الهیم رو بخاطرش کور کردم اونم این بوده که: تا پول آنچنانی نداشته باشم باید جلوی افراد ثروتمند از خودم ضعیف رفتار کنم و هزارتا از همین نوع و ذهنم بهم میگفته تو که چیزی نداری و وعده فلان چیز رو میداده تا بعد از اون من عزت نفس داشته باشم
اما الان وقتی از استاد شنیدم: لذت میبرم از اونهایی که اونقدر ثروت شاید نداشته باشند ولی وقتی جلو یک فرد ثروتمند قرار میگیرن محکم صحبت میکنند سرشون پایین نیست
واقعا من این مشکل و این شرک رو بارها و بارها داشتم
گاهی اوقات سرم رو پایین مینداختم قدرت میدادم به بقیه و اون لحظه ها بدبخت ترین و افتضاح ترین احساس ممکن رو داشتم
از بعد این آگاهی باید این عمل در من شکل بگیره: هرجا که میرم سرم بالا باشه، هرجا که میرم محکم صحبت کنم جلو هرکسی که میخواد باشه سرم و نندازم پایین. حتی جلوی قدرتمند ترین فرد جهان اینکار رو نمیکنم.
البته که با عمل کردنه به حرف مفت نیست!
من چیزی ازش کمتر ندارم شاید الان مثل اون ثروت ندارم
اما خداوند بهم میده من خدارو دارم.
داستان انیشتن هم خیلی قشنگه
خخ با پیژامه جلوی اون مرد وایستاده چرا؟ چون راحت بوده همینطوری.. خیلی راحت اصلا براش رئیس جمهور مهم نبوده.
واقعا خدایا شکرت این آگاهی های امروز برام خیلی ارزشمنده که اصلا قیمت نداره.
استاد عزیزم عاشقتم دمت گرم که عالی اینقدر برای ما فایل های توحیدی میزاری
خداروشکر اینقدر بلا هنوز سرم نیومده از حساب باز کردن روی کسی و این درس رو یادگرفتم.. خیلی ارزشمنده برام واقعا.
واقعا خدایا شکرت
توحید توحید توحید
همه چیز اصل تمام اصول ها توحیده
واقعا توحید:
هم عزت نفس میاره
هم پول و ثروت میاره
هم روابط عالی میاره
هم حالم و خوب میکنه
همه همه همه
حتی ریشه تمام محصولات و دوره های استاد توحید هستش. ربوبیت خدا هستش
خدا برام کافیه. همه چیز برام میاره
چقدر سبک شدم این دیدگاه رو نوشتم
چقدر باورام خالص تر شد (هنوز کلی کار دارم یک روزه که درست نشده باور های شرک آلود تا یک روزه هم ازبین بره اما خدا منو به سریعترین راه هدایت کرد: نوشتن و منطقی کردن)
واقعا نیاز داشتم. به این کامنت و خودم بارها و بارها باید بخونمش و به خودم یادآوری کنم!
ممنونم از خدایی که در تو جاری بود و این آگاهی ها رو اینقدر عاشقانه و خالص به هممون هدیه داد.
با تک تک جملاتت اشک ریختم و بارها برای خودم مرور کردم که توحید همون چیزیه که من ازش خیلی فاصله دارم، خیلی راه هست تا از تموم این شرکی که مثل سیمان توان حرکت از من رو گرفته رها بشم,
از خدا میخوام تا دست هممون رو بگیره و قدم به قدم هدایتمون کنه به سمت خوشبختی و سعادت…
آن گاه که بندگانم درباره من از تو بپرسند:- من نزدیکم و هر که مرا بخواند دعایش را اجابت مىکنم. آنها باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راهشان را بیابند. (186)
جواب شان خداست اما رفتارشان چیز دیگری است. برای آنها وعده رئیس بانک، واقعی تر از وعده ی خداوندی است که می گوید: من نزدیکم و اجابت می کنم دعای هر فردی که من را اجابت نماید. اگر خداوند برایت کافی نیست، باید آن را از نو بشناسی و توحید و شرک را دوباره معنا کنی.
سپاسگزارم از خداوندی که حامی و هادی و حفاظت کننده من است در هر لحظه از زندگیم به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده است و نه گمراهان.
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیزم که توحید را در عمل به من می آموزد.
سپاسگزارم از خانوم شایسته مهربان و قدرتمند که این مسیر را برای بهبود و رشد من فراهم کرد تا بتوانم هر روز قدم به سمت بهتر شدن بردارم.
سپاسگزارم از خانواده صمیمی عباسمنش که حامی من در درک بهتر قوانین هستند.
امروز روز هفدهم سفرم هست و 16 شهریور 1402
به نام تنها قدرت مطلق جهان هستی.
سلام خدای بزرگ و قدرتمند و ثروتمندم، سلام میکنم تا بگویم تسلیم تو هستم چون تو فرمانروا و صاحب اختیار جهان هستی. خدایا من در این مسیر قدم برداشتم چون میخواستم تغییر کنم چون از اینکه قدرت را به هرکسی دادن خسته و ناتوانم کرد چون میخواستم به قدرتی تکیه کنم که بالاتر از او نیست، چون میخواستم برای خودم دوستی قدرتمند و ثروتمند و عاشق و مهربان داشته باشم که بالاتر از او نباشد.
همیشه می شنیدم همنشینی با بزرگان تو را بزرگ میکند منم بزرگترین را انتخاب کردم.
خداوند وقتی اسمش را می آورم نمیتوانم بزرگتر از او را تصور کنم و حتی نمیتوانم از کسی جز او درخواست کنم.
چند روز پیش یکی از دوستانم به من گفت با اینکه من کاری به کار کسی ندارم و نمیخواهم کسی را متقاعد کنم چون مدام هنزفری در گوشم است گفت تو گمراه شدی از درگاه خداوند چون مانند آنها نماز نمی خوانم تلویزیون نمی بینم ورودی های ذهنم را کنترل میکنم و تنها صدا و تصویر و کامنت های سایت را میخوانم و می نویسم و قرآن میخوانم و پیاده روی میکنم.
در یک لحظه ناراحت شدم ولی چون میدانستم این تضادی است برای وضوح خواسته ام سپاسگزار شدم و تمرکزم رو بر روی لذت بردن گذاشتم البته نامه ای به خدا نوشتم و از او خواستم هدایتم کند چون زمانی است که فقط او را می پرستم و فقط از او یاری می جویم در پاسخ به نامه ام امروز به این فایل رسیدم .
فقط روی خدا حساب باز کن و اگر خدا برایت کافی نیست پس باید دوباره او را بشناسی.
سپاسگزارم و خوشحالم که فقط تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم.
سپاسگزارم از وجود استادی که دست و صدا و تصویر خداوند در زندگیم است.
سپاسگزارم و خوشحالم از مسیری که اگاهانه انتخاب کردم تا هم عالی زندگی کنم و هم جهان اطرافم رو جای بهتری برای زندگی.
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان مهربان و سایر دوستان خوبم
در این فایل حرف از شرک و توحید هست
شرک یعنی به هر چیزی غیر از خداوند قدرت دادن ، و توحید یعنی ایمان داشتن به خدایی که قدرت مطلق هست و همه چیز در حیطه قدرت اوست و او قدرت خلق تمام اتقافات و شرایط زندگی مان را به خودمان داده و ابزار آن کانون توجه ما و باورهای بنیادین ماست که منشا رفتارهای ما می باشد.
و کل کاینات را در تسخیر ما قرار داده تا به قرمان کانون توجه ما عمل کنند و هر آنچه را ما به آن توجه می کنیم ، یعنی یا به آن گوش می کنیم یا می بینیم یا در مورد آن حرف می زنیم و یا فکر می کنیم ، را برای ما در زندگی زیاد می کنند.
خدایی که جهان رو به گونه ای خلق کرده که ما هر خواسته ای داشته باشیم جهان به آن پاسخ می دهد و آن چیز برای ما موجود می شود و فقط کار ما این است که با لذت بردن از نعمتهایی که در حال حاضر داریم که سپاسگزاری عملی همین است و با باورهای درست در مورد اینکه هیچ عاملی در بیرون ما وجود ندارد که برای رسیدن به خواسته تاثیر داشته باشد مگر با به اون قدرت بدهیم و باور فراوانی هر آنچه می خواهیم در جهان هستی و باور اینکه ما بخشی از خود خداوند هستیم و به ذاته لایق داشتن هر چیزی هستیم که بخواهیم با هر خصوصیت و ویژگی که داریم، باور اینکه هممه ما به یک اندازه به انرژی منبا و خواسته هامون دسترسی داریم و اینکه این انرژی منبا همیه در درون ماست و با ما حرف می زنه و ندای او احساس آرامش و امید و هستی و فراوانی می ده و ما رو هدایت می کنه و فقط کافیه که باورش داشته باشیم و به ندای قلبمون گوش کنیم و توی دل ترسهامون بریم و ظرف وجودمون رو برای دریافت نعمتهای بیشتر ، بزرگتر کنیم.
و اگر به هر چیزی غیر از خداوند قدرت بدیم که باید ریشه آن را در رفتارهایمان ببینیم چون به گفتن نیست به عمل کردن هست شرک است و آن هر چیزی می تواند باشد ، از پدر و مادر و همسر و دولت و سن و جنس و کشور و ظاهر و قیافه گرفته تا هر چیز دیگری.
و کار ما این هست که هر روز خودمان و رفتارهایمان و ریشه افکار در پس ان رفتارها رو آنالیز کنیم و شرکهای مخفی در آن راشناسایی کنیم و به دنبال رفع آن باشیم . که اگر مثلا من روی پشتیبانی و حمایت فلانی حساب نکنم چگونه رفتار می کنم و بعد آگاهانه اون رفتار رو انجام بدهیم تا با تکرار آن تبدیل بشه به رفتاری که بدون فکر و از ناخودآگاه ما سر بزنه وواین گونه باور توحیدی رو درونمون نهادینه کنیم . و اینطوری مدارمون رو بالاتر می بریم و با انرژی منبع هماهنگ تر می شویم .
اولین بار،هفت یا هشت سال پیش من این فایل روشنیدم دریکی ازکانالهای تلگرام واین اولین فایلی بودکه من صدای استادروشنیدم وبه قدری به دلم نشست که من روتحت تاثیرقرارداد ومن ازاون روز استادعزیزروفالو کردم تابه امروز .
درست زمانی که حملات پانیک وترسها واسترسها من روعاجز کرده بود این فایل بهم هدیه داده شد ازسوی کائنات ومن تشنه وارگوش میدادم وآروم میشدم
استادعزیزم من با آشنایی باشما وبااین فایل توحیدی ومعنوی دنیام عوض شد نگرشم عوض شد وهنوزم که هنوزه دارم ازاین فایل آگاهی های تازه دریافت میکنم
من همچنان شرک دارم توی وجودم وبسیارضربه خوردم ازاین قضیه ولی اخیرا دارم خیلی تمرین میکنم که روی کسی حساب بازکنم چون به حدکافی ضربه خوردم ودرسش روگرفتم.
من بایدباورکنم که خداوند همه کارهاروبرام بابینهایت دستانش انجام میده ومن به خداوندباوردارم
خداوندبه من نزدیک است ومرااجابت میکندوخداوندبرایم کافی است
توحیدعملی یعنی هماهنگی گفتارمان بارفتارمان
خداوندبی نهایت دست داره منوحمایت کنه ومن وقتی روی کسی حساب بازمیکنم دارم دستان یاریگرالهی رومیبندم
نزاریدآدمهابیش ازاندازه درذهنتون بزرگ بشن ،خداوندروبزرگ کنید
هیچ کس نمیتونه به من کمک کنه غیرازخدا
خداوندتوانایی اینوداره ازجایی که عقلت نمیرسه بهت کمک کنه ،کی بهت کمک میکنه؟وقتی که باورکنی ،همه چیزباوره
اگرتوباخداباشی خداهمه کارهاروبرات انجام میده ،باورکن
کلیدپیشرفت استاد:تکرار وباوراین جمله که تنهاقدرت جهان ربه ،توکلش فق روی خداست
خدایا مارا به راه راست ،به راه توحید ویکتاپرستی هدایت فرما
امروز داشتم به موضوعی که چند روزی هست ذهنمو رو به خودش درگیر کرده فکر میکردم دیدم چقدر باعث ترس و دلهره و نگرانی من شده به خودم گفتم هانیه حالا وقت عمل هست مگه استاد نگفته فقط رو خدا حساب باز کن و از هیچ احد و ناسی نترس و چشمت هم به دست هیچ احدی و ناسی نباشه پس الان باید عمل کنی
من مدتیه که گوش دادن به فایلهای دانلودی رو از اول شروع کردم و بصورت روزانه هم روی فایلهای روزشمار تحول تمرکزی کار میکنم و اولین هدف هم برام این بوده که به آموزه ها عمل کنم .
امروز تصمیم گرفتم نگاهم رو به مسایل مختلف و چالش ها عوض کنم انقد تو ذهن خودم نتیجه نهایی رو نسازم که باعث ترس و نگرانی من بشه .
توی دفتر نوشتم خدایا منو کمک کن تا بتونم روی ذهنم کنترل داشته باشم و به همه مسایل تنها به چشم یک واقعه نگاه کنم و تنها از تو یاری میخوام که منو هدایت کنی تا راحت ترین روش حل مسئله رو پیدا کنم منو هدایت کن به یک مسیر هموار و راحت
همین هفته پیش بود که برای حل یک مسئله شغلی که خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود و از هر راهی میرفتم و به نتیجه نرسیده بودم مسئله رو رها کردم و به خدا گفتم من نمیدونم چجوری و من بدون تو ناتوانم تو منو هدایت کن و با ایمان کامل اون مسئله رو چند روز رها کردم تا اینکه یک شب وقتی خواب بودم و تو عالم خواب داشتم میچرخیدم به پهلوی دیگه راه حل و مسیر حل مسئله به من الهام شد و من با همون راهی که بهم نشان داده شده بود به ساده ترین روش به نتیجه رسیدم .
پس وقتی خدارو همه چیز ببینم قطعا به نتیجه میرسم . اگر جایی نشده چون شرک داشتم یا فقط روی خودم حساب باز کردم یا روی دیگران .
اینها رو اینجا نوشتم تا ردپایی از خودم به جا بذارم و همین اینکه تعهد خودم رو به عمل گرا بودن و قدم اول کنترل ذهن اینجا ثبت کنم
رسیدم به فایل هفدهم از فصل اول با موضوع فقط روی خدا حساب کن….
امروز دوتا شرک خیلی مخفی انجام دادم که با گوش دادن به این فایل متوجه این اشتباهم شدم و خیلی سریع به خدا گفتم که خدایا من ب خودم ظلم کردم من رو ببخش من درسم رو گرفتم …
و با خودش عهد بستم که تا وقتی که گره این مشکل باز شه کاری نکنم و فقط ب خودش اعتماد کنم…
واقعا چقد حدیث پیامبر درست و به جاست که می فرمایند راه شرک به دل مومن از راه رفتن مورچه بر سنگی سیاه در دل تاریکی شب پنهان است…
شرک ورزیددم ولی نفهمیدم دارم قدرت رو میدم به بنده ی خدا ….و دقیقا همون نتیجه ای باید میگرفتم رو گرفتم …شکست…
مشکل ما آدما همینه واقعا که ایمان به غیب رو باور نداریم …به رئیسمون،پدرمون ،مادرمون اعتماد میکنیم اما یبارم که شده به خدایی که هر لحظه هست نگاه نمیکنیم…بعد گله و شکایتم میکنیم که چرا من؟..چرا من همش باید بخورم به پیسی….
تازه منی که امروز شرک ورزیدم هروقت روی خدا حساب کردم بی چون و چرا کارمو راه انداخته…
این ویژگی آدمیزاده هرچی میکشیم از بی ایمانی خودمونه …حقمونم هست ….
خداروشکر که این شرکای مخفیمو امروز پیدا کردم…
خدایا کمکمون کن که توی مسیر رسیدن به تو تمام شرکای مخفیو از بین ببریم….
کمکمون کن که به مسیری که تو مدنظرته هدایت بشیم…
ب همون اندازه ای که به خدا ایمان داشته باشی…قدرتش رو می بینی …گمان مثبت داشتن به خدا همه ی ماجراست…
به همون اندازه ک خدارو مهربونه ببینی ، کمک دهنده ببینی بهت کمک میکنه….
هرجا که بترسیم یعنی از مسیر الهی خارج شدیم، یعنی قدرت رو دادیم غیرخدا…
ردپای 17 ام ، اون هم با مهمترین موضوع ” توحید ”
یعنی هر روزی که جلوتر میام و نمیدونم با چه فایلی رو به رو هستم ، انگار دقیقا فایلیه که همون روز نیاز بوده ببینم
و این فایل هم که همه دوستان میدونند چقدررررر آگاهی های این فایل سازنده است و عمل نکردن به اون و شرک ورزیدن چه سقوط هایی را که به همراه نمیاره
فایل ها هر روز را به این ترتیب دنبال میکنم ، متن اولیه بانو شایسته عزیز که نوشتند بعد زیرش دوتا از کامنت دوستان که نمایش داده شده ، بعد متن خود فایل و بعد سه تا کامنت منتخب فایل و بعد خود فایل و نکته هایی که مینویسم از اول تا آخر از دل تمام متن ها و خود ویدیو فایل یادداشت میکنم
اما این فایل و کامنت اول برگزیده ، دوستی که از تجربه خودشون نوشتند و متاسفانه اسمشون هم نیست و عدد هست !
چقدر این کامنت و تجربیاتشون خوب بود و چقدر شبیه به خیلی از تجربیات همه ما
برای مثال و آخرین مثال اون
اسفند ماه 1401 ( حدود 3 ماه پیش ) من که کارم به صورت فریلنسر هست و خودم کار انجام میدم ، رزومه ای برای چندتا شرکت فرستاده بودم ( با اینکه خلاف میل و روحیاتم هست ، که اونم به دلیل بی ایمانی و ترسم بود که بعدا شاید فایلی دیگه گفتم )
یکی از اونها وارد صحبت شدم و همه چی خوب ، صحبت ها و افراد وانرژی و همه چی خوب و عالی ، الان که فکر میکنم میفهمم که این شرایط به ظاهر خوب داشت ذره ذره به شکل قورباغه ای که میگذارند داخل آب و آب را به جوش میارند ، منو به قدرت دادن به صاحب اون شرکت ، شرک من را بیشتر کرد که به خودم میگفتم : خوب حمیدرضا خدا هداییت کرد به اینجا چه فضای خوب و عالی و سیستم خوب و … که بچسبم به همینجا !!!!! (( چی گفتم ؟ گفتم بچسبم به همینجا ، آخ آخ آخ ))
اون موقع دور کاری های دیگه را هم داشتم و با حضورم داخل اون شرکت داشت فشار زیادی بهم میومد ، با صداقت تمام با مدیر اون شرکت صحبت کردم و چندین بار که چه کار کنم و … و اونم میگفت که دورکاری هاتو کنسل کن و بچسب به همینجا و امکانات هم که هست و ایده هات را هم اجرا کن که منم هواتو دارم !! اخ اخ آب داشت جوش میومد و من داخلش و نمیفهمیدم !!! خخخ !!!
تا مرز کنسل کردم کارهای دور کاری هم رفتم و پیام دادم ( که خدا را شکر جز هدایت خدا چون کار دستم داشتند باید چندتا کار براشون میزدم و بعد قطع میکردیم و نمیشد همون موقع قطع کنم ) که یکباره روز 21 اسفند ، این آقا گفتند که نمیخواد دیگه بیای و منم ازت راضی نبود و بعد تسویه کنیم !! به همین راحتی زد زیر حرفش ، نه ! بهتر بگم ، چون من قدرت را دستش دادم سقوط کردم !!
دم عید ، دست خالی ، اجاره خونه و دوتا قسط مونده و عقب افتاده ، جالبه که دو سه روز قبلش از این شخص به ازای 20 روزی که بودم درخواست مقداری دریافتی کردم که بدهی و اجاره را بدم ! و بعد از چند روز اون شخص دوباره حرفش را عوض کرد که پول چی بهت بدم ، من که راضی نبودم و تو که داشتی برای کسی دیگه کار میکردی و …. !!!! شرک ، ای داد !!!!
حمیدرضای مشرک و ترسو ، دم عید سقوط کرد و تا آخر اسفند من فقط 2 میلیون 500 هزار تومن ورودی دریافت کردم از انجام یه کار دوری کاریم که روی اون هم 2 میلیون جریمه دادم !
اما بعدش به خودم اومدم که چرا این ایده ها و توانت را برای خودت نمیزاری ؟ چرا میترسی ؟ واقعا میخواستی برای اون شخص همه ایده هایی که دادی و انجام بدی در ازای یه دریافتی حداقل ، خوب چی شد ؟ ایشونم خیلی راحت گفت نیا و 20 روز کار و چندتا خروجی کار را مفت مفت براش زدی !
پس برای خودم انجام بدم نه کسی دیگه !!!
و این فایل و مخصوصا کامنت دوست خوبمون که بلند و بسیار زیبا و عالی بود ، بیشتر منو به فکر فرو برد و یاد آخرین سقوطم افتادم
البته ، به نسبت متن اولیه فایل که بانو شایسه گفتند به همین راحتی وساده باورهامون ساخته میشه ولی رازش اینه که هر روز و با تعهد بدون مذاکره ، باید از آموزه ها درس بگیریم و ردپا بگذاریم ، من هم خودم را به همین روال متعهد کردم !!
چن قبلش بین روز ها فاصله میافتاد به دلیل مشغولیت کارم ، یا مرور دوباره فایل های قبلی و نکته برداری اون ، یا تکرار یک فایل برای دو سه روز !!
اما به دستور و هدایت بانو شایسته مهربان ، من هم با خودم متعهد شدم که هر روز ، باید روز شمار را با جدیت و تمرکز انجام بدم و از خودم ردپا قرار بدم ، حالا اگر قرار چندین بار ببینم و یا مرور کنم و یا به قول بانو کاری فورس ماژور هم حتی داشته باشم ، روز شمار تحول زندگی من ، جز تعهد بدون مذاکره من برای تغییر و لذت بردن در این مسیره
بی نهایت ازتون سپاسگذارم ، هر روز و هر لحظه
در پناه حق
به نام خدای یکتا
سلام به همه عزیزانم و همسفران در روزشمار تحول زندگی
روز 17
متن امروز که برای روز 17 ام توسط خانم شایسته عزیز آماده شده بود فوق العاده بود خیلی ایده باحالی بود خانم شایسته در اونجا اشاره کردن که هرروز یک نکته از هر ویدیو از این سفر را یاد بگیر و به آرشیو نکات اضافه کن و من بلافاصله بعد از این رفتم و توی برنامه keep این آرشیو رو درست کردم تا هرروز یک نکته از قوانین جهان هستی رو برای خودم بنویسم و یک متن کوچولو هم برای توضیحاتش
اما نکته امروز رو من همین اسم فایل گذاشتم
فقط روی خدا حساب باز کن
و توضیح دادم زیرش که اگر ما خدا رو تنها منبع ببینیم به ثروت غیرالحساب دسترسی پیدا میکنیم باعث میشه تمام جهان برای ما کار کنند و پول بسازند این باور خیلی در من قوی شده که میشود تمام جهان برای من پول بسازه و از اونجایی قوی شد که استاد داشت تعریف میکرد که موقعی که میخواستن اون خونشون که استخر داره رو بگیرن 6 ماه قبلش این خواسته در استاد شکل گرفته بود چون میگفت: پارادایس گاهی اوقات سرد میشه و ما نمیتونیم شنا کنیم به همین علت من یک خونه استخر دار میخواستم و اومدم کد اون خواسته رو بنویسم و اونجوری که میخوام تجسم کردم که چجور خونه ایی با چه استخری و.. میخوام میگه خلاصه گذشت و 6 ماه بعد من هدایت شدم به اون خونه بعد یکی از همسایه هارو دعوت کردیم اومد و صحبت کرد و یهو گفت به ما که: میدونستی این استخر رو 6 ماه قبل از اینکه شما بیاین شروع کردن به ساختن!!! و استاد میگه: من رفتم اون لحظه دفترم و دیدم و متوجه شدم دقیقا وقتی من خواسته ام رو نوشتم این استخر داشته ساخته میشده (:
واقعا قانون قشنگه!!!
اگر من درست حسابی کد نویسی کنم کلی آدم به فکرشون میرسه که یکسری اقدام کنند و در آخر نتیجه اون اقدام میشه کمک به من هدایت من
واقعا وقتی ما حساب کنیم روی خدا روی منبع رزق تمام جهان برای ما کار میکنه حتی اگه ما نبینیم یا متوجه نشیم
وقتی این داستان استخر استاد رو شنیدم مو به تنم سیخ شد و با خودم گفتم پسرر!! قانون خیلی خوبه و خداروبارها شکر کردم بخاطر قانون ثابتش و باورم خیلی قوی شد نسبت به اینکه همه چیز امکان پذیره فقط من باید ایمان داشته باشم تسلیم باشم و بزارم خدا هدایتم کنه.
در این فایل من مفهوم ربوبیت رو بیشتر درک کردم که به این معنی قدرت فقط خداست و تمام آنچه که در این جهان است از آن اوست 980 بار در قران رب تکرار شده یعنی 980 بار به ما گفته که فقط خداست که توانایی محقق کردن هرآنچه که میخوای رو داره فقط خودشه
خدایا شکرت واقعا!
واقعا هرچقدر زمان بزاریم و توحید رو در خودمون ایجاد کنیم باور ربوبیت به خدا رو در خودمون ایجاد کنیم بازم کمه واقعا ارزشش و داره خدایی که همه کار میتونه برات بکنه اگه تو بهش اجازه بدی. باید این خدا رو ریشه ایی ساخت هنوز ته ذهن من کلی باور مخرب از خدا وجود داره که اصلا نمیتونم تصور کنم باید بارها و بارها به خودم یاداوری کنم سینا خدا رب هستش خدا تمام قدرت های جهان رو در دست داره خداست که میتونه تورو به همه جا برسونه از خودش بخواه بزرگ بخواه زیاد بخواه واقعا الان دارم درک میکنم وقتی استاد میگه توحید همه چیزه یعنی چی آخ که باید ساعت ها و روزها و ماه ها روی توحیدم کار کنم و بهبودش بدم و هیچوقت هم پرفکت نمیشه باز بهتر میشه داستان ابراهیم نبی، سلیمان، محمد و… رو که میخونم و به توحیدشون نگاه میکنم میبینم من یک صد هزارم اونهاهم به خدا توحید ندارم به ربوبیت الله باور ندارم
ته ذهن من خدا محدودیت داره
ته ذهن من خدا نمیتونه منو به خواسته هام برسونه
ته ذهنم دنبال عامل بیرون هستم برای موفقیت
ته ذهنم میگم اگر از خدا زیاد درخواست کنم خوشش نمیاد
ته ذهنم بهونه هام برای موفق نشدن از قدرت خدا بزرگتر
واقعا من کلی شرک توی وجودم دارم دوست دارم ربوبیت الله رو روش کار کنم حسابی و جزوی از زندگیم کنم
خدا که محدودیتی براش وجود نداره اگه بهش باور داشته باشم همین الان به فکر هزار نفر میزنه که یکسری کار انجام بدن که آخر سر منو به اون خواسته برسونه اقداماتشون تازه این فقط یک شیوه از کارکردن رب العالمین هست هزاران هزار عامل غیبی و آشکار رو برای هدایت من میفرسته.
واقعا باید یک بیل وردارم و توی ذهنمو بیل بزنم ببینم چه باور هایی از خدا خاک کردم ازش
خدارو چی میبینم
من یک باور که ته ذهنم وجود داره اینه که: خدارو اصلا کمک کننده و توانا نمیبینم خدارو عامل موفقیت و خوشبختی و ثروت و سعادت نمیبینم اصلا حساب نمیکنم روش مثلا من یک خواسته ایی دارم دنبال هزارتا راه هستم بجز سپردن به خودش و تسلیم بودن بجز ایمان ایمانی که حال خوب و عمل میاورد..
هیچکدوم رو ندارم و این خوبه که آگاه هستم که ندارم و میدونم باید بسازم.
خداست که همه کارارو برام میکنه بقیه کین واقعا این جمله رو من وقتی از استاد میشنوم خیلی خوشم میاد که میگه: فلانی کیه خداوند مسئول همه چیزه حالا میخواد اون طرف مدیر شرکت باشه میخواد رییس جمهور باشه و… اینا کین بابا خداست که رئیس همه ماست خداست که مسئول همه جاست و مارو هدایت میکنه
کارفرما کیه بابا خدا روزی منو میده! حالا اخراج شدم که چی؟ یعنی خدا در حد یک شغل توانایی نداره؟ خنده داره واقعا این چه خداییه که پس ساختم از خودم
یعنی خدا به اندازه اینکه منو به فلان عدد درآمدی برسونه توانایی نداره؟
یعنی خدا توانایی اینکه دل همه رو برام نرم کنه نداره؟
یک نکته رو بگم درمورد این دل نرم کردن من خب خیلی جاها از خدا خواستم خدایا دل هاشون رو برام نرم کن و… ولی میدونی چیه من امروز فهمیدم ایمان نداشتم که خدا اینکار رو میتونه بکنه
ازکجا فهمیدم ایمان ندارم؟
از اینجا که هیچ عملی نمیکردم هیچ قدمی برنمیداشتم
آخه کسی که به خدا بگه خدایا دل هارو نرم کن و ایمان داشته باشه دیگه هرجا میره با عزت نفس صحبت میکنه همیشه میخنده و حالش خوبه چون میدونه خدا بهش عزت داده خدا براش دل هارو نرم میکنه
اره! یعنی اگر ما بگیم خدایا دل هارو نرم کن ولی باز میریم توی یک جمعی ساکت و بی عزت نفس و مِن مِن کنان صحبت میکنیم یعنی این ایمان حرف مفتی بیش نیست
اگر من به خدا بگم خدایا منو به بهترین درآمد هدایت کن و وقتی ایده ایی به سرم زد اجرایی نکنم، ایده ایی که خود خدا بهم داده رو بهش عمل نکنم یعنی حرف مفت زدم و ایمان ندارم
خدا همه مارو اجابت میکنه اگر ما کمی ایمان داشته باشیم اگر کمی باورش کنیم واقعا خدا اینجوریه و ما به خود ظلم میکنیم
با شرک با کم ایمانی
خدایا منو ببخش بخاطر تمام بی ایمانی هایی که بهت داشتم خدایا منو ببخش بخاطر تمام شرک هایی که ورزیدم
خدایا منو ببخش اگر گاهی وقتا که داشتم باهات صحبت میکردم بازم ته ذهنم شک داشتم که آیا این خدا صدای منو میشنوه یا نه
خدایا منو ببخش ک وقتی ازت درخواستی میکردم بازم تردید ها سبب احساس بد در من میشد اخه اگر ذره ایی به توانایی هات پی برده بودم وقتی درخواست میکردم ازت مطمئن بودم ک تو میتونی اجابت کنی.. اون موقع حالم عالی بود همیشه سپاسگزارت بودم اما من به خودم ظلم کردم
خدایا منو ببخش اگر وقتی باهات صحبت میکنم از عشقت اشک شوق نمیریزم چون هنوز احساست نمیکنم چون هنوز کلی باور بد راجع بهت دارم خدایا اینهمه به من لطف داشتی اینهمه من و با عشق هدایت کردی ولی بازم از من جوابی نگرفتی از من ایمانی ندیدی از من باوری ندیدی بقول قرآن تو منو اجابت کردی ولی من تورو اجابت نکردم …
خدایا این کامنت هم خودت هدایتم کردی خودت نوشتی تا باهام صحبت کنی خودت بهم یاداوری کردی که:وقتی از من درخواست میکنی باید بعد درخواست حالت عالی باشه چون مطمئن هستی اجابت میشود
حتی یک درصد هم به توانایی هات خدایا باور نداشتم چون وقتی ازت درخواست میکردم باز اون ترس و شک میومد سراغم
بارها و بارها بهم گفتی لاتخف و لا تحزن ولی من بازم نمیشنیدم در مدارش نبودم..
خدایا باید متعهد بشم به ایمان اوردن بهت به اسلام اوردن بهت باید تبدیل به یک مؤمن و مسلم بشم تبدیل به افرادی که بهشون نعمت دادی و بیفتم در صراط المستقیم باید شوق و شور رو در خودم از گفتگو باهات داشته باشم باید صبحا به عشق تو از خواب پاشم…
وای وای! خدایا اگر ما ذره ایی تورو میشناختیم صبحا به عشق تو از خواب میپردیم تا عاشقانه باهات گفتگو کنیم عاشقانه صلاه کنیم و ساعت ها از توانایی هات و ربوبیتت اشک شوق بریزیم
آخه یکی نیست بهم بگه تو چقدر خدارو میشناسی
شناختن رو اصلا ولش کن چقدر بهش اعتماد داری؟ چقدر in god we trust رو در عمل اجرا میکنی حرف رو که همه میزنن.. چقدر توی عمل نشون میدی
چقدر ایمان داری که هرخواسته ایی که برای تو بزرگه برای خدا ذره ایی هم نیست
چقدر حالت عالیه وقتی قدم میزنی و میدونی خداوند نزدیکه و اجابت میکنه وقتی توی شرایط سخت هستی ایمانت رو با احساس خوب چقدر نشون میدی به خداوند.
وقتی ابراهیم رو میخواستن بندازن تو آتیش به یاد بیار..
یوسف رو به یاد بیار که با شرک ورزیدن(حساب کردن روی برادراش که اونهاازش محافظت میکنند) افتاد توی چاه و با توحید از همون چاه درومد و عزیز مصر شد..
چه نیرویی؟ کی بود همچین کاری برای ابراهیم کرد که آتش براش گلستان شد کی بود که یوسف رو از چاه دراورد میدونی کی؟
همین انرژی که الان توی نفست جاریه همین انرژی از اتیش تبدیل به گلستان شد همین انرژی تبدیل به افرادی شد که یوسف رو از چاه دراوردن
همین انرژی به شکل ثروت عظیم برای سلیمان دراومد
و خبر خوب اینه که: این انرژی همین الانشم توی نفس کشیدنت هست توی تپش قلبت جریان داره هر لحظه از تپش قلب تو نشان از حضور انرژی خدا داره اگر انرژی خدا نباشه که تو وجود نداری و خوشحال باش که این انرژی رو همین الانشم داری توی زندگیت و این انرژی همان انرژی است که اجابت میکند
یک لحظه چشات و ببند و نفس عمیق بکش.
انرژی که احساس کردی خدا بود! همان انرژی که توانایی تغییر شکل داره توانایی تبدیل شدن به ثروت و پول و ایده های ثروتساز و انسان هایی که کمک حالت بشن و هزارتا چیز دیگه داره…
وقتی که ویدیو انرژی که آن را خدا مینامیم رو دیدم درک نکردم خیلی اما الان که خدا برام نوشت دارم کم کم درک میکنم این انرژی رو انرژی که همه چیزه انرژی ک هم به شکل خوشبختی برات درمیاد هم بدبختی هم به شکل پول و هم به شکل فقر و این ما هستیم که به این انرژی شکل میدیم و مثل یک مجسمه ساز درستش میکنم همین انرژی! همین انرژی که در زندگی تک تک ما حضور داره همین انرژی که هم اینجاست هم اونور دنیا و اگر من ازش بخوام به شکلی درمیاد که افکار مردم رو جوری تنظیم کنه که همه برای من کار انجام بدن
چقدر اون داستان که استاد تعریف کرد الهام بخش بود برام ک میگفت: مردم خیلی براشون عجیب بوده که افراد برای مسیح کارهاشون رو ول کردن و رفتن دنبالش و فکر میکردن عجب معجزه ایی بوده یعنی کی بوده که کنترل کرده افکارشون رو
ولی برای استاد این چیزا سبک زندگیه! استاد میگفت که زندگی من هرروز اینطوریه همه برای من کار میکنند. آره این انرژی رو خود استاد بهش شکل داده که به شکل فکری دربیاد که برای استاد کاری انجام بدند اون افراد و به سرشون بزنه فلان اقدام رو انجام بدهند.
چقدر استاد رو تحسین میکنم ک تعریف میکرد میگفت من وقتی ایران بودم هزارتا تهدید و دشمنی میخواستن برای من درست کنند اما من ایمان داشتم که اخر سر به نفع من میشه
اما ایا استاد فقط همین حرف رو زده؟ و گفته من ایمان دارم خلاص؟ نخیر استاد ایمانش رو با حرکت مردن نشون داده یعنی فارغ از اینکه افراد تهدیدش میکنند باهاش دشمنی دارن بازم اومده حرفای خودشو زده و نتیجه اش معلومه.. موفقیتاش معلومه…
استاد توحیدی تر از تو ندیدم.. فقط تو داستانا خوندم.
ما واقعا خوشبختیم که به این استاد توحیدی دسترسی داریم و لایق شاگردی این استاد هستیم.
خدایا اینا همه از لطف توست خدایا عاشقتم
وقتی که ما درک کنیم این انرژی همیشه با ماست یعنی ماهم قدرتمندیم و این نباید فقط حرف باشه بلکه باید تبدیل بشه به عزت نفس و احساس ارزشمندی. دیگه به هیچکس نیاز نداریم.
اگر خدا برات کافی نیست باید ان را از نو بسازی
چقدر این جمله ارزشمنده که توی توضیحات همین فایل داده شده
خداوند الان بهم اینو گفت:
گفت وقتی که داری ازم درخواست میکنی از خودت این سوال رو بپرس
حاضرم ایمانم رو چگونه نشون بدم
و بعد بپرس که حاضری چه اقداماتی به نشانه ایمان و چه احساسی که از ایمان نشات میگیره داشته باشی
وقتی میگی خدایا دل هارو برام نرم کن و بپرسی حاضری چه ایمانی نشون بدی باید جوابت این باشه که حاضرم با عزت نفس حرف هایی که دلم میخواد رو بزنم کارهایی که دلم میخواد رو بکنم هرجور میخوام بخندم و حالم عالی باشه…
اون موقعس که خداوند کمکت میکنه اون موقع هست که خدا دل هارو نرم میکنه.
آرهههه.. همینه خدایا همه این متن رو خودت نوشتی من فقط وسیله بودم تو انرژی ایی بودی که در افکارم و دستانم جاری شدی و به شکل این دیدگاه درومدی همینطور که ازت خواسته بودم! خدایا ادامشم خودت فرمون رو بگیر دستت:
این جمله خیلی در این فایل ارزشمند بود که: خداوند بینهایت دست داره و معلوم نیست از کدوم دستش برای کمک کردن ما استفاده میکنه و البته که خداوند از دستی به ما کمک میکنه که سر راست ترین و راحتترین راه ما به درخواستمون برسیم ولی اگر ما چشممون به یک نفر خاص یا یک نیروی خاص باشه داریم دستان خدا رو میبندیم و آخر سر هم خودمون به خودمون ظلم میکنیم.
هر کاری که میخوام صورت بگیره باید با این باور ته ذهنم انجام بدم که: خداوند فقط میتونه این کار رو انجام بده و با بینهایت دست میتونه اینکار رو انجام بده
اون موقع اگر کسی اومد کاری کرد برامون در جهت خواسته ازش تشکر میکنیم ولی ته ذهنمون بازم اینه که خداوند میلیارد ها دست داره این نباشه یکی دیگه…
نکته قشنگ دیگه این فایل که منو گرفت این بود: اگر تمام مردم جهان متعهد بشوند باهم که تورو بکشن پایین نمیتونن
واقعا همینطوریه زمان پیامبر چندین و چند نفر میخواستن پیامبر رو بکشن پایین اجازه ندن دعوتش رو ادامه بده و حتما خیلی ها قصد جان پیامبر رو داشتن اما هیچکدوم نتونستن جلوی وظیفه الهی پیامبر رو بگیرن چون پیامبر قدرت رو نداد بهشون در ذهن پیامبر باور ربوبیت خداوند از همه چیز قوی تر بود.
استاد عباسمنش چقدر قشنگ این الگو رو برای خودش پیاده کرده هزاران بار تهدیدش کردن بازم قدم برداشته و الان کاملا سالم و موفق و ثروتمند و عالی داره به ما درس زندگی میده: چه کسی این کار رو برای استاد انجام داده؟ کدام نیرویی؟ جز خدا کی میتونه استاد عباسمنش خیلی خوب خدارو شکل داده خیلی خوب این انرژی رو برای خودش درست کرده و داره ازش بهره میبره اینم شده نتایجش
اما آیا پرفکته؟ بهتر از این نمیشه؟
صد در صد میشه کمالی در کار نیست بازم بهتر میشه بازم میشود ابراهیمی بشویم چون:
همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
یعنی ابراهیم نبی از من بیشتر به خدا دسترسی نداشته بلکه ظرف خودشو بزرگتر کرده حالا منم اگر مثل ابراهیم ایمان نشون بدم
مثل ابراهیم بها بپردازم منم ظرفم بزرگ میشه
ابراهیم تا قربانی کردن بچش هم پیش رفت این ایمان و این حد از پرداخت بها سبب شده ابراهیم بشود “ابراهیم” بشود “خلیل الله”
رفیق خدا
آره! ماهم میتونیم رفیق خدا بشیم ماهم به یک اندازه به خدا دسترسی داریم.
باید بارها از خودمون سوال کنیم:
کسی که قدرت رو در زندگیش داده به خدا چطوری صحبت میکنه چطوری راه میره چطوری شاده ایا صداش میلرزه؟ یا با قدرت صحبت میکنه؟
اگر کسی بگه من قدرت رو دادم به خدا و باز هم جلوی بقیه صداش بلرزه یعنی حرف مفت زده و دیگر هیچ…
اصلا جلوی کسی تعظیم میکنیم؟ خم و راست میشیم؟
کل قرآن به توحید اشاره داره.
سپاس الله ای را که فرمانروا تمام جهانیان است.
ابراهیم با چه قدرتی رفت بت هارو شکوند؟ با این که هیچ کس ذره ایی نمیتونه به من اسیب برسونه خدا حواسش به من هست و اصلا تمرکزی بر تهدید ها نداشت.
برگی بدون اذن خدا از روی زمین نمیفته
باید بیایم با خودمون دو دوتا چارتا کنیم و ببینیم
اگر یک آدم ثروتمندی به ما یک قولی بده و بگه فلان قدر بهت پول میدم چقدر خوشحال میشیم و اعتماد داریم دیگه غمی نداریم ک نکنه نده اگه نده چی
اما ذره ایی از اون اعتماد در خودمون به خدا وجود داره؟ همش میپرسیم اگه نشه چی. چطوری میخواد بده، از کجا، من که فلان، من که بهمان و…
خدایی که وعده داده به ما رو ما باور نمیکنیم
انتظارمون رو باید از خدا ببریم بالا تر
وقتی زیاد از خدا بخوایم نشون میده قدرتش رو کمی باور کردیم
یعنی اگر من بهش بگم خدایا بهم ملکی عطا کن که بعد از من شایسته کسی نباشه چون تو وهاب هستی یعنی قدرت خدا رو یکم درک کردم
واقعا تنها چیزی که کمبودش احساس میشه باور به ربوبیت الله هستش.
یکی از توانایی های خدا اینه:
از جایی که به فکرم نمیرسه بهم خواسته هامو بده و براش کاری نداره..
پس دیگه نگران اینکه از کجا و چه جوری نباشم. تمام جهان به خدمت من در میان اگه این باور رو داشته باشم درها باز میشود و من بعد از این باور مسیر هایی رو میبینم که فکر نمیکردم وجود داشته باشه.
اوف! این جمله عجب جمله اییه:
قدرتمند ترین فرد جهان هم اومد پیشت جوری رفتار کن که انگار تو هم ازون قدرتمند تری
این ازون عمل به ایمان هاست این نشونه یک فرد توحیدی هستش.
یک پاشنه اشیل درمن وجود داره که من هزاران بار این عزت نفس الهیم رو بخاطرش کور کردم اونم این بوده که: تا پول آنچنانی نداشته باشم باید جلوی افراد ثروتمند از خودم ضعیف رفتار کنم و هزارتا از همین نوع و ذهنم بهم میگفته تو که چیزی نداری و وعده فلان چیز رو میداده تا بعد از اون من عزت نفس داشته باشم
اما الان وقتی از استاد شنیدم: لذت میبرم از اونهایی که اونقدر ثروت شاید نداشته باشند ولی وقتی جلو یک فرد ثروتمند قرار میگیرن محکم صحبت میکنند سرشون پایین نیست
واقعا من این مشکل و این شرک رو بارها و بارها داشتم
گاهی اوقات سرم رو پایین مینداختم قدرت میدادم به بقیه و اون لحظه ها بدبخت ترین و افتضاح ترین احساس ممکن رو داشتم
از بعد این آگاهی باید این عمل در من شکل بگیره: هرجا که میرم سرم بالا باشه، هرجا که میرم محکم صحبت کنم جلو هرکسی که میخواد باشه سرم و نندازم پایین. حتی جلوی قدرتمند ترین فرد جهان اینکار رو نمیکنم.
البته که با عمل کردنه به حرف مفت نیست!
من چیزی ازش کمتر ندارم شاید الان مثل اون ثروت ندارم
اما خداوند بهم میده من خدارو دارم.
داستان انیشتن هم خیلی قشنگه
خخ با پیژامه جلوی اون مرد وایستاده چرا؟ چون راحت بوده همینطوری.. خیلی راحت اصلا براش رئیس جمهور مهم نبوده.
واقعا خدایا شکرت این آگاهی های امروز برام خیلی ارزشمنده که اصلا قیمت نداره.
استاد عزیزم عاشقتم دمت گرم که عالی اینقدر برای ما فایل های توحیدی میزاری
خداروشکر اینقدر بلا هنوز سرم نیومده از حساب باز کردن روی کسی و این درس رو یادگرفتم.. خیلی ارزشمنده برام واقعا.
واقعا خدایا شکرت
توحید توحید توحید
همه چیز اصل تمام اصول ها توحیده
واقعا توحید:
هم عزت نفس میاره
هم پول و ثروت میاره
هم روابط عالی میاره
هم حالم و خوب میکنه
همه همه همه
حتی ریشه تمام محصولات و دوره های استاد توحید هستش. ربوبیت خدا هستش
خدا برام کافیه. همه چیز برام میاره
چقدر سبک شدم این دیدگاه رو نوشتم
چقدر باورام خالص تر شد (هنوز کلی کار دارم یک روزه که درست نشده باور های شرک آلود تا یک روزه هم ازبین بره اما خدا منو به سریعترین راه هدایت کرد: نوشتن و منطقی کردن)
واقعا نیاز داشتم. به این کامنت و خودم بارها و بارها باید بخونمش و به خودم یادآوری کنم!
خدایا شکرت
استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز ممنونم
خدانگهدار
سلام دوست عزیزم
ممنونم از خدایی که در تو جاری بود و این آگاهی ها رو اینقدر عاشقانه و خالص به هممون هدیه داد.
با تک تک جملاتت اشک ریختم و بارها برای خودم مرور کردم که توحید همون چیزیه که من ازش خیلی فاصله دارم، خیلی راه هست تا از تموم این شرکی که مثل سیمان توان حرکت از من رو گرفته رها بشم,
از خدا میخوام تا دست هممون رو بگیره و قدم به قدم هدایتمون کنه به سمت خوشبختی و سعادت…
برای تو دوست خوبم آرزوی بهترین ها رو دارم
هو الرزاق
انک انت الوهاب.
به نام تنها قدرت مطلق جهان هستی.
وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186)
آن گاه که بندگانم درباره من از تو بپرسند:- من نزدیکم و هر که مرا بخواند دعایش را اجابت مىکنم. آنها باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راهشان را بیابند. (186)
جواب شان خداست اما رفتارشان چیز دیگری است. برای آنها وعده رئیس بانک، واقعی تر از وعده ی خداوندی است که می گوید: من نزدیکم و اجابت می کنم دعای هر فردی که من را اجابت نماید. اگر خداوند برایت کافی نیست، باید آن را از نو بشناسی و توحید و شرک را دوباره معنا کنی.
سپاسگزارم از خداوندی که حامی و هادی و حفاظت کننده من است در هر لحظه از زندگیم به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده است و نه گمراهان.
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیزم که توحید را در عمل به من می آموزد.
سپاسگزارم از خانوم شایسته مهربان و قدرتمند که این مسیر را برای بهبود و رشد من فراهم کرد تا بتوانم هر روز قدم به سمت بهتر شدن بردارم.
سپاسگزارم از خانواده صمیمی عباسمنش که حامی من در درک بهتر قوانین هستند.
امروز روز هفدهم سفرم هست و 16 شهریور 1402
به نام تنها قدرت مطلق جهان هستی.
سلام خدای بزرگ و قدرتمند و ثروتمندم، سلام میکنم تا بگویم تسلیم تو هستم چون تو فرمانروا و صاحب اختیار جهان هستی. خدایا من در این مسیر قدم برداشتم چون میخواستم تغییر کنم چون از اینکه قدرت را به هرکسی دادن خسته و ناتوانم کرد چون میخواستم به قدرتی تکیه کنم که بالاتر از او نیست، چون میخواستم برای خودم دوستی قدرتمند و ثروتمند و عاشق و مهربان داشته باشم که بالاتر از او نباشد.
همیشه می شنیدم همنشینی با بزرگان تو را بزرگ میکند منم بزرگترین را انتخاب کردم.
خداوند وقتی اسمش را می آورم نمیتوانم بزرگتر از او را تصور کنم و حتی نمیتوانم از کسی جز او درخواست کنم.
چند روز پیش یکی از دوستانم به من گفت با اینکه من کاری به کار کسی ندارم و نمیخواهم کسی را متقاعد کنم چون مدام هنزفری در گوشم است گفت تو گمراه شدی از درگاه خداوند چون مانند آنها نماز نمی خوانم تلویزیون نمی بینم ورودی های ذهنم را کنترل میکنم و تنها صدا و تصویر و کامنت های سایت را میخوانم و می نویسم و قرآن میخوانم و پیاده روی میکنم.
در یک لحظه ناراحت شدم ولی چون میدانستم این تضادی است برای وضوح خواسته ام سپاسگزار شدم و تمرکزم رو بر روی لذت بردن گذاشتم البته نامه ای به خدا نوشتم و از او خواستم هدایتم کند چون زمانی است که فقط او را می پرستم و فقط از او یاری می جویم در پاسخ به نامه ام امروز به این فایل رسیدم .
فقط روی خدا حساب باز کن و اگر خدا برایت کافی نیست پس باید دوباره او را بشناسی.
سپاسگزارم و خوشحالم که فقط تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم.
سپاسگزارم از وجود استادی که دست و صدا و تصویر خداوند در زندگیم است.
سپاسگزارم و خوشحالم از مسیری که اگاهانه انتخاب کردم تا هم عالی زندگی کنم و هم جهان اطرافم رو جای بهتری برای زندگی.
بی نهایت سپاسگزارم
اشرف مخلوقات خداوند امیرعلی
شهریور 1402
خیلی ممنونم ازت دوست نازنینم.
خوندن این متن دقیقاً توی این زمان برای من لازم بود.
سپاسگزارم ازت که انقدر خالصانه و بیفیلتر، احساساتت رو توی این کامنت گذاشتی.
اون آیهای که اول متن آوردی، همون روزی که برای اولین بار از استاد جانم شنیدمش، به جان و دلم نشست.
راستش اولش خیلی بهش باور نداشتم، تا وقتی که مدارم آماده شنیدنش شد و خدا درکش رو برام باز کرد.
این آیه میگه: «به اونها بگو من نزدیکم» و واقعاً این همون چیزیه که ما باید باور کنیم.
خدا از رگ گردن هم به ما نزدیکتره، و اگه فقط همین جمله رو از ته دل باور کنیم، دیگه همهی شرکهایی که به پروردگارمون داریم تموم میشه.
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان مهربان و سایر دوستان خوبم
در این فایل حرف از شرک و توحید هست
شرک یعنی به هر چیزی غیر از خداوند قدرت دادن ، و توحید یعنی ایمان داشتن به خدایی که قدرت مطلق هست و همه چیز در حیطه قدرت اوست و او قدرت خلق تمام اتقافات و شرایط زندگی مان را به خودمان داده و ابزار آن کانون توجه ما و باورهای بنیادین ماست که منشا رفتارهای ما می باشد.
و کل کاینات را در تسخیر ما قرار داده تا به قرمان کانون توجه ما عمل کنند و هر آنچه را ما به آن توجه می کنیم ، یعنی یا به آن گوش می کنیم یا می بینیم یا در مورد آن حرف می زنیم و یا فکر می کنیم ، را برای ما در زندگی زیاد می کنند.
خدایی که جهان رو به گونه ای خلق کرده که ما هر خواسته ای داشته باشیم جهان به آن پاسخ می دهد و آن چیز برای ما موجود می شود و فقط کار ما این است که با لذت بردن از نعمتهایی که در حال حاضر داریم که سپاسگزاری عملی همین است و با باورهای درست در مورد اینکه هیچ عاملی در بیرون ما وجود ندارد که برای رسیدن به خواسته تاثیر داشته باشد مگر با به اون قدرت بدهیم و باور فراوانی هر آنچه می خواهیم در جهان هستی و باور اینکه ما بخشی از خود خداوند هستیم و به ذاته لایق داشتن هر چیزی هستیم که بخواهیم با هر خصوصیت و ویژگی که داریم، باور اینکه هممه ما به یک اندازه به انرژی منبا و خواسته هامون دسترسی داریم و اینکه این انرژی منبا همیه در درون ماست و با ما حرف می زنه و ندای او احساس آرامش و امید و هستی و فراوانی می ده و ما رو هدایت می کنه و فقط کافیه که باورش داشته باشیم و به ندای قلبمون گوش کنیم و توی دل ترسهامون بریم و ظرف وجودمون رو برای دریافت نعمتهای بیشتر ، بزرگتر کنیم.
و اگر به هر چیزی غیر از خداوند قدرت بدیم که باید ریشه آن را در رفتارهایمان ببینیم چون به گفتن نیست به عمل کردن هست شرک است و آن هر چیزی می تواند باشد ، از پدر و مادر و همسر و دولت و سن و جنس و کشور و ظاهر و قیافه گرفته تا هر چیز دیگری.
و کار ما این هست که هر روز خودمان و رفتارهایمان و ریشه افکار در پس ان رفتارها رو آنالیز کنیم و شرکهای مخفی در آن راشناسایی کنیم و به دنبال رفع آن باشیم . که اگر مثلا من روی پشتیبانی و حمایت فلانی حساب نکنم چگونه رفتار می کنم و بعد آگاهانه اون رفتار رو انجام بدهیم تا با تکرار آن تبدیل بشه به رفتاری که بدون فکر و از ناخودآگاه ما سر بزنه وواین گونه باور توحیدی رو درونمون نهادینه کنیم . و اینطوری مدارمون رو بالاتر می بریم و با انرژی منبع هماهنگ تر می شویم .
با سپاس فراوان از استادان عزیزم و سایر دوستانم
سلام و درووود
روز هفدهم سفرنامه
قبلا فکر میکردم که شرک،نماز نخوندن هست.فکر میکردم که کافیه نماز بخونم تا مشرک نباشم!
فکر میکردم که هر چی فقیرتر باشم،پاک تر هستم و به خداوند نزدیک،یه باوری رو از کوچیکی تو ذهنم ساخته بودن که “خدا یار و یاور فقیرونه”
قبلا فکر میکردم که اگه این رو دنیا رو ندارم،عوضش خداوند اون دنیا بهشت رو بهم میده!
فکر میکردم که خدا تو آسمون هاست!
فکر میکردم اگه ذره ای خطا کنم،دیگه من جهنمی هستم و خدا رو یه فردی میدیم که منتظره من خطا کنم و سریع ازم انتقام بگیره!
فکر میکردم اگه به فقیرا کمک نکنم،این شرکه!
جلوی همه خم و راست میشدم برا یه لقمه نون!
همیشه دنبال پارتی و غیره بودم و هممه رو مقصر زندگیم میدونستم جز خودم!حتی گاها خدا رو مقصر میدونستم!
هفت شهر عشق را عطار گشت،ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!
الان فهمیدم همینجاست،خدا همینجاست،تو قلبم،با من،همراه من.
الان خدا رو یک نیروی برتر میبینم که فقط مهربان هست و بخشنده.
یک نیروی برتر که قدرت از آن اوست.
سپاسگذارم خدایا که منو هدایت کردی به این مسیر زیبا،به مسیر یکی شدن با خودت.
باید پارو نزد وا داد،باید دل رو به دریا داد.
عاااشقتونممم استااادان عزیزمممم
نوزدهم خرداد 1403
روزهفدهم
بنام الله یکتا
سلام براستادموحدومومن عزیزم وهمسفرعزیزودوست داشتنی خانوم شایسته عزیز ودوستان عزیز
فقط روی خداحساب بازکن
اولین بار،هفت یا هشت سال پیش من این فایل روشنیدم دریکی ازکانالهای تلگرام واین اولین فایلی بودکه من صدای استادروشنیدم وبه قدری به دلم نشست که من روتحت تاثیرقرارداد ومن ازاون روز استادعزیزروفالو کردم تابه امروز .
درست زمانی که حملات پانیک وترسها واسترسها من روعاجز کرده بود این فایل بهم هدیه داده شد ازسوی کائنات ومن تشنه وارگوش میدادم وآروم میشدم
استادعزیزم من با آشنایی باشما وبااین فایل توحیدی ومعنوی دنیام عوض شد نگرشم عوض شد وهنوزم که هنوزه دارم ازاین فایل آگاهی های تازه دریافت میکنم
من همچنان شرک دارم توی وجودم وبسیارضربه خوردم ازاین قضیه ولی اخیرا دارم خیلی تمرین میکنم که روی کسی حساب بازکنم چون به حدکافی ضربه خوردم ودرسش روگرفتم.
من بایدباورکنم که خداوند همه کارهاروبرام بابینهایت دستانش انجام میده ومن به خداوندباوردارم
خداوندبه من نزدیک است ومرااجابت میکندوخداوندبرایم کافی است
توحیدعملی یعنی هماهنگی گفتارمان بارفتارمان
خداوندبی نهایت دست داره منوحمایت کنه ومن وقتی روی کسی حساب بازمیکنم دارم دستان یاریگرالهی رومیبندم
نزاریدآدمهابیش ازاندازه درذهنتون بزرگ بشن ،خداوندروبزرگ کنید
هیچ کس نمیتونه به من کمک کنه غیرازخدا
خداوندتوانایی اینوداره ازجایی که عقلت نمیرسه بهت کمک کنه ،کی بهت کمک میکنه؟وقتی که باورکنی ،همه چیزباوره
اگرتوباخداباشی خداهمه کارهاروبرات انجام میده ،باورکن
کلیدپیشرفت استاد:تکرار وباوراین جمله که تنهاقدرت جهان ربه ،توکلش فق روی خداست
خدایا مارا به راه راست ،به راه توحید ویکتاپرستی هدایت فرما
یا هو
و به نام او
و به اذن او
درونم حرف بسیار است یا هو
وجودم از تو سرشار است یا هو
نمی دانم چه گویم از که گویم
درونم یک جهان جان است یاهو
از اینکه رخصت نوشتن برای تو را دادی تشکر می کنم و آگاهانه تو را به یاد دارم در این لحظه
خوب من، زبانم قاصر است و کلمات را یارای جاری شدن برای اتصالت نیستند، اما تو خود خوب می دانی که تشنه ام تشنه
پرودگار تجلیات و معنویات و درونیات
ای وجودی که همه آنچه هست و نیست و آنچه گفته شده و گفته می شود خود خود تویی
از کجا بگویم؟
تو بگو
تو بنویس
تو بتاب بر این ذهن بی تاب و بی تابش
از اینکه نتوانم عاشقانه با تو و برای بنویسم بیمناکم
هر روز بیشتر به این حقیقت پی می برم که بی تو بودن جهنم است.
این جهان مادی که خود ظهور وجود توست ولی نگرش معتاد و وابسته به ناسپاسی ذهن من در باتلاق روزمرگی فرویم برده و مرا از زندگی غافل کرده
یا بهتر بگویم مرا از تو غافل کرده
امان از وقتی که به مشکلی برخورد کند، شروع می کند به هیاهو و همهمه
امان امان از دست شیطان ذهن انسانی
به قول قرآن خلق الانسان کفورا
اما این به یاد تو بودن کلید رهایی است، شاه کلید است
پروردگارم ای آنکه خلقم کردی و پرورشم دادی و بازگشتم به سوی توست از تو سپاسگزارم که با من هستی و صبورانه حمایت و هدایتم می کنی .
ممنونم که چشمه هایی را در درون می جوشانی
ای خدای خوب من مرا از زلال وجودت سیراب کن.
الحمد لله رب العالمین
بسم الله رب
سلام میکنم به استاد عزیزم و آرزوی حال خوب برای همه دارم
امروز 15 مهر 1403 ساعت 15 اومدم که کامنت و رد پای خودمو در دانشگاه توحیدی استاد عباسمنش بذارم .
در حالی کامنت رو مینویسم که دارم تلاش میکنم حال بدم رو تبدیل به حال خوب کنم
اعتماد کنم به رب خودم و خودمو بسپارم به بزرگترین فرمانروای جهان
بتونم به تعهد خودم پایبند باشم و خدای خودم رو بیشتر بشناسم تا بتونم این مسیر توحیدی و تکامل خودم رو طی کنم
خدای من
خدای بزرگم
خدای ثروت
خدای آرامش
خدای خوبی ها
خدای مهربانی ها
ازت هدایت میخوام رب من
با تمام نامیدی ها اومدم تا همه امیدم رو گره بزنم و عظمت و قدرتت
هدایتم کن که ازین مسیر غافل نشم
که هدایتم کنی بیشتر بشناسمت
الهی شکرت
به نام خداوندی که همه چیز است
سلام
روز هفدهم
امروز داشتم به موضوعی که چند روزی هست ذهنمو رو به خودش درگیر کرده فکر میکردم دیدم چقدر باعث ترس و دلهره و نگرانی من شده به خودم گفتم هانیه حالا وقت عمل هست مگه استاد نگفته فقط رو خدا حساب باز کن و از هیچ احد و ناسی نترس و چشمت هم به دست هیچ احدی و ناسی نباشه پس الان باید عمل کنی
من مدتیه که گوش دادن به فایلهای دانلودی رو از اول شروع کردم و بصورت روزانه هم روی فایلهای روزشمار تحول تمرکزی کار میکنم و اولین هدف هم برام این بوده که به آموزه ها عمل کنم .
امروز تصمیم گرفتم نگاهم رو به مسایل مختلف و چالش ها عوض کنم انقد تو ذهن خودم نتیجه نهایی رو نسازم که باعث ترس و نگرانی من بشه .
توی دفتر نوشتم خدایا منو کمک کن تا بتونم روی ذهنم کنترل داشته باشم و به همه مسایل تنها به چشم یک واقعه نگاه کنم و تنها از تو یاری میخوام که منو هدایت کنی تا راحت ترین روش حل مسئله رو پیدا کنم منو هدایت کن به یک مسیر هموار و راحت
همین هفته پیش بود که برای حل یک مسئله شغلی که خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود و از هر راهی میرفتم و به نتیجه نرسیده بودم مسئله رو رها کردم و به خدا گفتم من نمیدونم چجوری و من بدون تو ناتوانم تو منو هدایت کن و با ایمان کامل اون مسئله رو چند روز رها کردم تا اینکه یک شب وقتی خواب بودم و تو عالم خواب داشتم میچرخیدم به پهلوی دیگه راه حل و مسیر حل مسئله به من الهام شد و من با همون راهی که بهم نشان داده شده بود به ساده ترین روش به نتیجه رسیدم .
پس وقتی خدارو همه چیز ببینم قطعا به نتیجه میرسم . اگر جایی نشده چون شرک داشتم یا فقط روی خودم حساب باز کردم یا روی دیگران .
اینها رو اینجا نوشتم تا ردپایی از خودم به جا بذارم و همین اینکه تعهد خودم رو به عمل گرا بودن و قدم اول کنترل ذهن اینجا ثبت کنم
در پناه حق باشید
سلام به استاد بی نظیرم و بانو مریم شایسته ی عزیز
رسیدم به فایل هفدهم از فصل اول با موضوع فقط روی خدا حساب کن….
امروز دوتا شرک خیلی مخفی انجام دادم که با گوش دادن به این فایل متوجه این اشتباهم شدم و خیلی سریع به خدا گفتم که خدایا من ب خودم ظلم کردم من رو ببخش من درسم رو گرفتم …
و با خودش عهد بستم که تا وقتی که گره این مشکل باز شه کاری نکنم و فقط ب خودش اعتماد کنم…
واقعا چقد حدیث پیامبر درست و به جاست که می فرمایند راه شرک به دل مومن از راه رفتن مورچه بر سنگی سیاه در دل تاریکی شب پنهان است…
شرک ورزیددم ولی نفهمیدم دارم قدرت رو میدم به بنده ی خدا ….و دقیقا همون نتیجه ای باید میگرفتم رو گرفتم …شکست…
مشکل ما آدما همینه واقعا که ایمان به غیب رو باور نداریم …به رئیسمون،پدرمون ،مادرمون اعتماد میکنیم اما یبارم که شده به خدایی که هر لحظه هست نگاه نمیکنیم…بعد گله و شکایتم میکنیم که چرا من؟..چرا من همش باید بخورم به پیسی….
تازه منی که امروز شرک ورزیدم هروقت روی خدا حساب کردم بی چون و چرا کارمو راه انداخته…
این ویژگی آدمیزاده هرچی میکشیم از بی ایمانی خودمونه …حقمونم هست ….
خداروشکر که این شرکای مخفیمو امروز پیدا کردم…
خدایا کمکمون کن که توی مسیر رسیدن به تو تمام شرکای مخفیو از بین ببریم….
کمکمون کن که به مسیری که تو مدنظرته هدایت بشیم…
ب همون اندازه ای که به خدا ایمان داشته باشی…قدرتش رو می بینی …گمان مثبت داشتن به خدا همه ی ماجراست…
به همون اندازه ک خدارو مهربونه ببینی ، کمک دهنده ببینی بهت کمک میکنه….
هرجا که بترسیم یعنی از مسیر الهی خارج شدیم، یعنی قدرت رو دادیم غیرخدا…
خدایا شکرت ….