فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 53 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1094 روز

    ردپای17روزشمار1403/8/20به نام عشق سلام به عشقم خدا. سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. خداراشکرگذارم که آنقدرحکیم است. که می دانسته منوهمکلاسیهام به بخش مراقبتهای ویژه برای حضورتوی جهان مادی نیازداریم!ازاینکه به عنوان سوگلیهای خدانام گذاری شده ایم به خودمون افتخارمیکنم. که خداماراتوی این بخش ایزوله که فقط ازنورالهی انرژی گرفته ساکن کرده سپاسگذاریم، ماازبهشت ازلی به بهشت همگانی کره ی خاکی حبوت کردیم!وبه سادگی بادرخواست خودمابه سایت بهشتی عروج کرده ایم! وازاستاددرس آزادی راآموخته ایم که فقط توی این بهشت روی منبع انرژی الهی همه باهم جهاداکبرمی کنیم وحسابهای دنیوی واوخروی راتوی این صراط المستقیم سرمایه گذاری کنیدکه بهشت ابدی رابااین پس اندازهاخریداری کنید!خدایاروی توحساب میکنیم ولی بازهم اعتراف میکنم من نیازمندم به هرآنچه نعمت دردستان تواست خدایایاریم فرمابرای همه ی ساکنان سایت بهشتی آرزوی سعادتمندی رادارم باتشکرکه وسیله ی ایاب وذهاب به صورت شبانه روزی درخدمت ماست روی شانه های خدادرسترین جاست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1854 روز

    سلام مجدد به هم مسیرهای عزیز

    بار دیگه این فایل رو گوش دادم و نکاتش رو در دفترم نوشتم. واقعا نکات این فایل پایانی نداره و هر بار که گوش میدم چیزهای جدیدی درک میکنم و گاهی هم برام باورهایی که در گذشته ایجاد کرده بودم بازآفرینی میشه.

    نکته ای که برام داشت این فایل این هست که روی هیچ فردی حساب باز نکنم و دوام خودم رو منوط به حضور یک سری افراد در زندگیم نکنم. نشستم با خودم فکر کردم که من روی چه کسی حساب باز میکنم؟ حس کردم من روی پلتفورمی که در اون کار میکنم حساب باز می‌کنم یا به این شکل فکر میکنم که اگه نباشه من شاید نتونم همین ورودی مالی رو داشته باشم. در ذهنم گفتم که نباید این قدرت رو در ذهنم به این پلتفورم بدم و نباید روش حساب باز کنم. همینطوری به گوش دادن به این فایل ادامه دادم و بعد این ایده داده شد که برای اینکه به خودت ثابت کنی وابسته به این پلتفورم نیستی از لیست پروژه گرفتن خودت رو در بیار. ذهنم مقاومت کرد و همین مقاومت بهم ثابت کرد که من روی این پلتفورم حساب باز کردم. ولی از نظر ذهنی احساس کردم که همین تکرار این فایل باعث شده که کمتر از قبل روی این پلتفورم حساب باز کنم. گفتم یک شبه نمیشه بعضی از باورها رو تغییر داد ولی همینکه الان در ذهنم قدرت کمتری دادم به این پلتفورم ثابت میکنه مسیر درست هستم. جالبه بلافاصله بعد از همین افکار بعد از پایان فایل این قدم از پروژه روزشمار تحول زندگی من، یک پروژه به صورت خیلی ساده توسط یک کارفرما جدید بهم داده شد (دست های بی انتها خدا) و خیلی آسون برام اومد که انجامش بدم و همون موقع گفتم ببین فرکانس ها چطور کار میکنن. بلافاصله بعد از تغییر یک پله‌ای افکارم خدا درها رو باز کرد. به قول استاد چرا قبل از کار کردن روی باورهام این اتفاق به این جنس و شکل نمی‌افتاد؟ همینکه من یکم توحیدی تر فکر کردم پروژه به صورت خیلی ساده بهم داده شد که انجام بدم. روزی ما واقعا دست خداست. وقتی بیشتر از قبل باورش کنیم. به قول مریم جان هر روز یک قدم برای تغییر باورها برداریم باعث میشه در طول یک سال 365 قدم برداشته باشیم و همین فرمول جادویی باورهای ما رو تغییر میده. همین پله‌های کوچولو. ولی به نظرم این فایل رو باید بارها کار کرد چون نکات فراوانی داره که باید نهادینه بشه و کار یک روز دو روز نیست تا شخصیت انسان توحیدی تر شکل بگیره.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1491 روز

    به نام خداوند هدایت‌گر

    نمی‌دونم از کجا شروع کنم و چطور حال این چند روزم رو بنویسم. فقط از خدای مهربونم می‌خوام خودش دستای من بشه برای نوشتن.

    چند روز پیش با خودم گفتم خب، الان 17 روزه که هر روز اومدم اینجا کامنت نوشتم. توی ذهنم این باور شکل گرفته بود که باید فقط روی خدا حساب باز کنم. با خودم گفتم دیگه نوشتن لازم نیست، چون تعداد کامنت‌هام هم خیلی زیاد شده. فکر کردم حتماً نباید چهل روز باشه.

    همون روز فقط فایل رو گوش کردم، اونم در حالی که مشغول کارای بیرون رفتن بودم. توی دلم خیلی مطمئن بودم، خیال می‌کردم دیگه از پس ذهنم برمیام.

    اما بعد از ظهر همون روز یه اتفاق افتاد که فهمیدم نه… هنوز اول راهم.

    اون موقع یاد حدیث پیامبر افتادم:

    شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه.

    من تا قبل از اون فکر می‌کردم اگه توقعم رو از آدم‌ها بیارم پایین یا اونا رو دست خدا ببینم دیگه مشرک نیستم. اما امان از این شرک مخفی که خودش رو خیلی ظریف نشون میده.

    استاد بارها توی همین فایل میگه: «قدرت دادن به آدم‌ها در ذهن یعنی شرک.»

    قضیه من این بود که ناخودآگاه از رفتار یکی از اطرافیانم (که شاید دوماهی یه بار هم نمی‌بینمش) ناراحت شده بودم. هی به روی خودم نمی‌آوردم، ذهنمو خاموش می‌کردم، اما هروقت به اون رفتار فکر می‌کردم ضربان قلبم تند می‌شد.

    تا اینکه همون بعد از ظهر یه اتفاق باعث شد فوران کنم. همون لحظه دیدم که چقدر تحت تأثیر یک رفتار نا‌آگاهانه قرار گرفته بودم. فهمیدم من قدرت رو از خدا گرفته بودم و داده بودم به اون آدم.

    تازه اونجا متوجه شدم که مدتیه این شرک مخفی رو در وجودم نگه داشته بودم. خودم رو در برابر کسی ضعیف دیده بودم، در حالی که اون آدم خودش هم در برابر پروردگارم ضعیفه.

    ولی جالب این بود که همون لحظه مچ ذهنمو گرفتم و سریع به خودم اومدم. نه خودمو سرزنش کردم، بلکه خوشحال شدم که این بار زود فهمیدم و آگاه شدم.

    از خدای مهربونم ممنونم که لحظه‌به‌لحظه منو هدایت می‌کنه. و سپاسگزارم از استاد جانم که این فضا و این فایل رو فراهم کردن تا بتونیم خودمونو از دل این شرک‌های پنهان بیرون بکشیم.

    این مسیر توحید، مسیرِ دیدن همیشگی قدرت خداست، حتی در ظریف‌ترین لحظه‌های زندگی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    داود زارعی گفته:
    مدت عضویت: 4318 روز

    به نام «رب العالمین»

    به نام خداوند «وهاب»

    به نام خدای «رزاق»

    سلام بر استاد عزیز

    سلام بر خانم شایسته و دوستان گرامی در سایت

    این روزها خیلی نیاز به حال خوب دارم و تنها موضوعی که حال مرا خوب نگه داشت «توحید» بود و‌ در این راستا خداوند با الهامات و‌نشانه ها من را هدایت کرد و به من الهام کرد که این فایل بسیار زیبا را به نوشتار تبدیل کنم.

    ذهنم در ابتدا بسیار مقاومت می کرد اما وقتی بر اجرای این الهام پایبند شدم و نوشتم، کوچکترین نتیجه حال خوب من بود که آن را با دنیا عوض نمی کنم.

    این نوشتار را با عشق تقدیم به همه دوستان عزیز می‌کنم که‌ در ابتدا توحید را به خودم یادآوری کنم و در ادامه به همه دوستانی که در مسیر هدایتش قرار می گیرند.

    در ظاهر بسیار کار مثبت و سازنده ای است که شخص با دیگران ارتباط برقرار نموده و به قول معروف:

    « ارتباطات کلید موفقیت انسان است. »

    اما اگر از زاویه ای متفاوت آن بنگریم، خواهیم دید در ذهن اکثر افراد، تنها راه موفقیت در زندگی ارتباط برقرار کردن با افراد صاحب نفوذ و قدرت بوده و راه دیگری برای آنها وجود ندارد و اگر کمی با آنها صحبت کنیم، در میان کلامشان این موضوع بیشتر نمایان می گردد و بالای 99 درصد افراد جامعه این باور را داشته که تلاش بسیاری جهت برقراری ارتباط با این افراد کرده و افراد ثروتمند و صاحب قدرت را در موفقیت خود بسیار موثر می دانند.

    قاعدتا ارتباط با افراد موفق و الگوبرداری از آنها تاثیر شایانی در مسیر رشد و شکوفایی ما داشته و کمک قابل توجهی به ما می کند، اما نکنه بسیار مهم در تفاوت دیدگاه به ارتباط با آنهاست.

    چون در ذهن اکثر افراد، تنها راه موفقیت برقراری ارتباط با افراد قدرتمند و‌ صاحب نفوذ است. یعنی در ذهن خود قدرت را از خدا گرفته و افراد ثرونمند و صاحب نفوذ را توانا می دانند که بیانگر شرک مخفی در ذهن آنهاست.

    پیامبر در حدیثی به زیبایی بیان می کند :

    « در میان امت من، نیت شرک مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفی است. »

    اگر در زندگی خود با این نیت به افراد می نگریم و با آنها ارتباط برقرار می کنیم که :

    در زندگی دست ما را بگیرند و به ما کمک کنند،

    با سرعت بسیار بالایی خود را از خوشبختی، سلامتی و ثروت دور نگه می داریم که مصداق بارز شرک است.

    ما هیچ گاه نمیتوانیم یک انسانی توحیدی کامل باشیم اما باید روی باورهای توحیدی که مهمترین موضوع زندگیست کار کنیم و با وجود شرک درونی در مسیر توحید حرکت کنیم و تلاش کنیم که تنها منبع رزق، ثروت، سلامتی و خوشبختی را فقط و فقط خداوند بدانیم.

    اگر خواهان ثروتهای رویایی و به قول قرآن رزق به غیر الحساب هستیم (یعنی ثروتی که به حدی زیاد و فراوان است که اعداد ریاضی توان شمارش آنها را ندارد)، اگر در زندگی خواهان جایگاهی هستیم که تمام افراد جهان، برای ما کار کنند و برای ما پول بسازند، فقط و فقط خداوند را ببینیم و او را تنها منبع نیروی خوشبختی، ثروت، رزق و سلامتی را بدانیم و این داستان همیشگی ربوبیت است.

    کلمه «رب» در ترجمه فارسی قرآن به «پروردگار» ترجمه شده است، در صورتی که معنای آن « صاحب اختیار و فرمانرواست».

    این کلمه که یکی از مهمترین و کلیدی ترین کلمات قرآن است 980 بار در قرآن تکرار گشته و ریشه آن « ر ب ب» به معنای صاحب اختیار و فرمانروای کل بودن است.

    یعنی تمام قدرت و ثروت و آنچه که در جهان است در اختیار خداوند قرار دارد.

    اگر در ذهن خود کسی را بزرگ کرده و صاحب قدرت بدانیم مهم نیست که در حال حاضر چه قدرت و ثروت و جایگاهی دارد، بلکه کافیست تا در ذهن خود به او قدرت دهیم، این ذهنیت دست ما را از خوشبختی، سلامتی و ثروت کوتاه و کوتاه تر می کند.

    ما باید به دیگران علاقه و محبت نشان دهیم و دوستان زیادی در میان افراد موفق و ثروتمند داشته باشیم،

    اما هرگز نباید این گونه بیندیشیم که ارتباط با این افراد ما را به ثروت و رفاه می رساند.

    بلکه تنها خداوند قادر است کاری برای ما انجام دهد و ما را به سعادت و خوشبختی برساند.

    اگر فکر کنیم که غیر از خداوند متعال، کس دیگری می تواند دست ما را گرفته و به ما کمک کند سخت در اشتباه بوده و هم در این دنیا و هم آخرت عذاب سختی را متحمل خواهیم شد و این یک قانون و وعده الهی است که بارها و بارها در قرآن تاکید گشته است. لذا فقط خداوند توانایی یاری و‌ کمک کردن به ما را دارد.

    پس اگر با خداوند باشیم و در عمق باورهای ذهنی فقط خداوند را منشأ قدرت و ثروت بدانیم، آنگاه همه افراد را دوست داشته و برای آنها احترام و ارزش قائل می شویم، اما در ذهن خود باور داریم که صاحب نعمت، ثروت و قدرت تنها خداست.

    اوست که به من نعمت می دهد،

    اوست که به من عزت می دهد،

    اوست که به من شهرت می دهد،

    و کس دیگری نمی تواند دست ما را بگیرد و فقط خداوند توانایی انجام این کار را دارد.

    شاید موقتا کسی بتواند دست ما را بگیرد اما همان شخص قدرت این را خواهد داشت که ما را به زمین بزند.

    کسانی که در مقابل افراد ثروتمند تعظیم می کنند، افراد بسیار ضعیف و دونی هستند، چنانچه این اشخاص بواسطه ارتباط با افراد ثروتمند به سرعت رشد کرده و به ثروت برسند، با همان سرعت نابود می گردند.

    اگر خواهان ثروتهای بزرگ هستیم، باید باور کنیم که منبع رزق جهان هستی تنها و تنها خداوند است و با داشتن این دیدگاه خداوند از دستان قدرتمند و بی نهایت خود برای کمک کردن به ما استفاده می کند.

    این جمله به این معنی نیست که خداوند خودش به ما ثروت می دهد، بلکه بیان می کند که خداوند بی نهایت دست دارد که از تصور ما خارج است و مشخص نیست که توسط چه کسی به ما کمک می کند.

    هنگامی که با دیدن افراد ثروتمند و قدرتمند تصور می کنیم که فقط او می تواند به من کمک کند، باعث می شود که بقیه دستان خداوند را در زندگی خود ببندیم پ با خود بگوییم :

    « فقط فلان شخص می تواند به من کمک کند، یا فقط رییس بانک توان وام دادن را دارد، یا فلان شخص قدرتمند می تواند بچه من را استخدام کند، و یا شخصی که صاحب نفوذ است می تواند فلان کار را برای من انجام دهد و … »

    با داشتن این باورها ما جلوی حضور و کمک دستان خداوند در زندگی را می گیریم.

    لذا باید باور کنیم تنها خداوند می تواند به ما کمک کند و با بی نهایت دستانش کارهای ما را انجام می دهد، شاید امروز توسط یک نفر این کار را انجام می دهد و روز دگر توسط دست دیگر و یا شخص دیگری کار ما را انجام می دهد.

    اگر کسی به ما کمک کرد باید از او تشکر و قدردانی کنیم، اما همان لحظه در ذهن خود یادآوری کنیم که این شخص دستی از سوی خداست که برای کمک به من آمده است.

    امکان دارد خداوند امروز بواسطه این شخص به من کمک کرده و روزهای آتی توسط افراد دیگری به من کمک کند.

    لذا از شخص خاطی تشکر کرده، اما اجازه رشد کردن در ذهن خود را به او‌ نمی دهیم و او را وسیله و دستی از سمت خداوند می دانیم که برای کمک به ما فرستاده شده و منشأ اصلی تنها خداست.

    در نتیجه باید برای افرادی که به ما کمک می کنند احترام قائل گشته و از آنها قدردانی کنیم، اما در وجود خود باور کنیم که خداوند از طریق این فرد به من کمک می کند.

    با این دیدگاه خداوند را در ذهن خود بولد کرده و کمک را از طرف خداوند می دانیم.

    پس این شخص را یک دوست و کمک کننده می دانیم و از او قدردانی می کنیم، اما کسی که به معنای واقعی به ما کمک می کند خداوند است و اگر این شخص برود، خداوند از دستان دیگرش برای یاری رساندن به من استفاده می کند، پس نگران نیستیم و آرامش داریم.

    هنگامی که ما با خداوند یکی شویم و باورهای توحیدی را تقویت کنیم، اگر تمام‌ مردم جهان یا هم متحد شوند و تلاش کنند که ما را نابود کنند توانایی این کار را نداشته و ما به پله ها و‌ مدارهای بالاتر راه می یابیم.

    کسی که یگانگی خداوند و ربوبیت الله را باور دارد خداوند حامی و پشتیبان او بوده و کسی توان ضربه زدن به او را ندارد.

    هنگامی که زندگینامه افراد موفق را می نگریم، در می یابیم تمام‌ کسانی که در جهان تاثیر گذار بوده و شکل متفاوتی را به جهان داده اند، کسانی بودند که فارغ از هر دین و مذهبی به ربوبیت الله اعتقاد داشتند.

    این اشخاص از کسی پروایی نداشته و به کسی باج نداده و‌ نگران قدرت قدرتمندان نمی باشند.

    اگر شخصی ما را بواسطه اعتبار و قدرتش تهدید کرده و ما تهدید او‌ را باور کرده و می ترسیم، به این معناست که به قدرت خداوند اعتقاد نداریم و آن شخص در ذهن ما قدرت دارد.

    بالغ بر 99 درصد مردم جهان دچار این شرک‌ هستند و به همین دلیل 99 درصد اشخاص، زندگی خود را در فلاکت و فقر می گذرانند و این موضوع بسیار مخفی بوده است.

    بسیاری از افرادی که دوره روانشناسی ثروت یک را تهیه و تمرینات آن را انجام‌ داده اند، نتایج خوبی گرفتند اما از یک حدی بالاتر نمی روند، که دلیل اصلی این موضوع شرک مخفی در ذهن و باورهای آنهاست.

    باز هم یادآوری می‌ گردد :

    «شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و‌ سیاه در دل تاریکی شب مخفی و پنهان است.»

    افکار خود را بازنگری کنیم که در وجود خود قدرت را به چه کسی می دهیم، چه کسی در وجود ما قدرت دارد، جلوی چه کسانی خود را می بازیم، هنگامی که با افراد ثروتمند و دارای نفوذ مواجه می شویم چگونه رفتار میکنیم؟

    لذا باید بسیار مراقب رفتارها و باورهای خود باشیم.

    توحید مهمترین موضوع در زندگی ما بوده و اگر بخواهیم کل کتاب قرآن‌ را در یک کلمه جمع کنیم، مطمئنا آن کلمه «توحید» خواهد بود.

    توحید به معنای یگانگی الله و قدرت «رب» می باشد.

    توحید یعنی «ربوبیت خداوند»

    یعنی: «الحمد لله رب العالمین»

    « سپاس الله را که پادشاه و فرمانروای تمام جهانیان است».

    هنگامی که با خداوند یکی می شویم و‌ قدرت خداوند را باور می کنیم، اگر جایی کار ما را انجام ندهند با خود می گوییم و در ذهن خود مرور می کنیم که خداوند از دستان دیگری کار من را‌ انجام داده و به من می رساند.

    و یا اگر کسی ما را تهدید کند با خود می گوییم که تو تلاشت را بکن، خداوند در کارش تواناست.

    هنگامی که داستان پیامبران از جمله نوح، موسی، ابراهیم و … را در قرآن مطالعه می کنیم که از سوی حاکمان و افراد قدرتمند زمان‌ خود تهدید شدند، پیامبران هیچگاه از مواضع خود کوتاه نیامده و در مقابل آنها تمام قد ایستاده و به حاکمان میگفتند :

    « تمام تلاش خود را برای نابودی من انجام بده و از هیچ کاری بر علیه من فرو گذار مباش. تو‌ منتظر باش و ما هم منتظر می مانیم.»

    در واقع توحید و اعتقاد واقعی به «رب» همین شیوه ای است که پیامیران در قرآن بکار میگیرند.

    هنگامی که کسی ما را تهدید می کند و در شرایطی قرار می گیریم که به عنوان مثال ما را از کار اخراج می کنند، نباید این گونه بیندیشیم که تنها منبع رزق ما آنجا بوده، بلکه به خود یادآوری کنیم که بی نهایت منبع رزق و روزی و بی نهایت امکانات برای ثروتمند شدن ما وجود دارد:

    اگر قدرت خداوند را باور کنیم.

    اگر دستان خداوند را باور کنیم.

    اگر باور کنیم برگی بدون اذن خداوند از روی درخت بر زمین نمی افتد.

    اگر باور کنیم که وقتی خداوند اراده کند، چه کسی میتواند

    در مقابل اراده خداوند قرار بگیرد.

    به قول قرآن :

    «هنگامی که خداوند اراده کند کسی را بالا ببرد، چه کسی میتواند او را پایین بیاورد و هنگامی که خداوند اراده کند کسی را پایین بیاورد چه کسی می تواند او را بالا ببرد.»

    و کسی این قدرت و توان را ندارد.

    لذا مشکل اساسی همه ما و مشکل فعلی اسلام این است که به ربوبیت اعتقاد نداریم، خدا را باور نداریم، همه را به غیر از خدا باور داریم.

    اگر شخص ثروتمند و قدرتمندی به ما قول پول و موقعیت بدهد، حرف او را بیشتر باور کرده و بیشتر از خداوند به او اعتماد می کنیم.

    در صورتی که خداوند وعده پیروزی، ثروت و فزونی به ما داده است، اما ما خداوند را باور نمی کنیم چون ایمان نداریم و قدرت را در دستان غیر از خداوند می بینیم.

    در صورتی که اصل موضوع قدرت و فورس است، توحید و یگانگی است که تنها در اختیار خداوند بوده و صاحب ‌قدرت و عزت تنها خداست و باور به این موضوع می تواند زندگی ما را متحول نماید.

    قدرت یعنی آنچه که از دیگران انتظار داریم تا برای ما انجام دهند، لذا نباید از هیچ کس انتظار داشته باشیم چون یک مومن (به عنوان کسی که ایمان به قدرت خداوند دارد) از هیچکس انتظار ندارد و هیچکس به جز خداوند نمیتواند به ما کمک کند و ما را یاری دهمد. تأکید می گردد هیچکس.

    هر چقدر انتظار ما از بنده های خداوند کمتر بوده و‌ انتظار و خواسته هایمان از خداوند بیشتر باشد، به قدرت و ثروت بیشتری دست می یابیم.

    اگر به گذشته خود بنگریم اغلب فکر می کردیم که افرادی باید به من کمک کنند لذا آنها را ولی نعمت خود دانسته و جلوی آنها تعظیم می کردیم در حالی اون زمانها بدبخت ترین و سخت ترین روزهای زندگی ما بوده است.چون در ذهن خود قدرت را به آدمها می دادیم.

    اگر در ذهن خوب این باور را نهادینه کنیم که فقط «الله» می تواند به من کمک کند و تمام خواسته های خود را فقط از خداوند بخواهیم، آن گاه خداوند از جایی و طرقی که انتظارش نداریم به ما پاسخ داده و ما را به خواسته هایمان می رساند.

    لذا باور کنیم که خداوند توانایی این را دارد که از جایی که فکرش را نمی کنیم به ما نعمت و ثروت دهد و تصور نکنیم که ابزارهای خداوند همان راهها و آدمهایی هست که می بینیم، بلکه از جاهایی به ما نعمت و ثروت می دهد که باور نمی کنیم و اگر زندگی با این دیدگاه و باور را ادامه دهیم به ثروتها و دستاوردهایی در زندگی می رسیم که هیچگاه تصورش را نمی کنیم.

    و بدانیم هنگامی به این مکنت می رسیم که تنها قدرت خداوند را باور کنیم و تمام اینها به باور، ایمان و یقین ما

    بستگی دارد.

    در نتیجه در ذهن افراد را از لحاظ قدرتی که دارند کوچک کنیم (به آنها احترام بگذاریم اما قدرت را تنها از طرف خداوند بدانیم) و حتی اگر با قدرتمندترین افراد هم مواجه شدیم به گونه ای با آنها برخورد کنیم که نشان می دهد ما از آنها قدرتمندتر هستیم و منشأ این قدرت از سوی خداوند هست اگر در باورهای ذهنی آن را بگنجانیم.

    در این شرایط هرگاه که با افراد بسیار ثروتمند مواجه شویم با تکیه بر قدرت خداوند بسیار عزتمندانه و با ایمان و پر قدرت صحبت کنیم. چون باور داریم که ما از درون به اندازه آنها غنی بوده و خداوند پاداش ایمان ما را به قدرتش خواهد داد و لذا آرامش می شویم.

    هنگامی که ما خداوند را باور می کنیم،

    هنگامی که ما یگانگی الله را باور می کنیم،

    هنگامی که قدرت «رب» را باور می کنیم،

    آنگاه جلوی همه سرمان‌ را بالا نگه می داریم.

    آلبرت انیشتین یک الگوی بسیار توحیدی بوده و‌ معروف است که یک مرتبه رییس جمهور آمریکا به همراه کابینه خود تصمیم میگیرد به دیدن انیشتین در منزلش رفته و‌ او را ملاقات کند. روز ملاقات همسر انیشتین به وی پیشنهاد می دهد که لباسهای خود را تعویض کرده و لباس نو بر تن کند. اما انیشتین در پاسخ‌ به همسرش می گوید:

    اگر رییس جمهور خواهان بازدید از لباسهای من است، او را به کمد لباسهای من راهنمایی کن و اگر می خواهد من را

    ببیند، من با همین لباسها راحتی تر هستم.

    این داستان نشان می دهد که انیشتین نگران ابهت رییس جمهور آمریکا نبود و همان گونه که‌ با افراد عادی برخورد می کرد در مقابل رییس جمهور آمریکا هم بود چون انیشتین در‌ ذهن ‌خود جایگاه رییس جمهور را قدرتمند نمی دانست.

    لذا هیچ کس در مقابل الله قدرتی نداشته و اکر ما با خداوند همراه باشیم کسی در مقابل ما قدرتی نداشته و حتی به اندازه ذره ای توانایی آسیب زدن به ما را نخواهد داشت.

    توحید را باور کنیم و‌ هر روز به خود یادآوری کنیم که تنها قدرت جهان «رب» و « الله» می باشد و این مهمترین دلیل پیشرفت و موفقیت ما خواهد بود و چیزی از این موضوع مهمتر نیست،

    در نتیجه قدرت خدا را باور کنیم و با آن حرکت کنیم.

    به باورها و رفتارهای خود بنگریم، رفتارهای ما برای ما پیام داشته و با ما سخن می گویند.

    در مقابل افراد ثروتمند و قدرتمند چگونه تعظیم می کنیم؟

    هنگامی که شخص ثروتمندی به ما وعده پول و ثروت داده اما به وعده خود عمل نمی کند چقدر نگران می شویم؟

    چگونه روی کمک بقیه حساب باز می کنیم؟

    کسی که روی افراد حساب می کند ایمان به قدرت خداوند ندارد،

    بیاموزیم فقط روی خداوند حساب کنیم.

    اگر به کمک دیگران تکیه کنیم و قدرت خداوند را نادیده گرفته و شرک‌ بورزیم زندگیمان با سختی مواجه گشته و سیلی محکمی از جهان میخوریم که فقط باید به خدا تکیه کنیم و این بلاها پیام خداوند هست که فقط خودش را باور کنیم و از او یاری بجوییم.

    «ایاک نعبد و ایاک نستعین»

    «خدایا تنها تو را می‌پرستیم و‌ تنها از تو یاری می جوییم»

    اگر کسی به ما وعده کمک و ثروت داد از وی تشکر کنیم اما به خود‌ یادآوری کنیم و به خدا بگوییم:

    «خدایا تنها تو قدرتمند هستی و این شخص کاره ای نیست، شاید از دست این فرد به من عطا کنی و شاید از دست کس دیگری به من نعمت و ثروت دهی»

    آنگاه اگر آن شخص برای ما کاری نکرد نگران نیستیم و با خود می گوییم که خداوند از دستان دیگرش به ما کمک می کند و روی او حساب باز نمی کنیم و حالمان خوب است.

    اگر به این دیدگاه از توحید برسیم همه افراد به خدمت ما درآمده و همه کاری برای ما انجام می دهند.

    وقتی به توحید می رسیم و آن را در زندگی به صورت عملی به کار می گیریم، تمام افراد جهان به عنوان فرشته ای در زندگی ما ظاهر می گردند که قصد خدمت به ما را دارند و از میزان کمک آنها متحیر می گردیم.

    هر گاه به این شرایط رسیدیم باید مراقب باشیم که مجدد روی افراد حساب نکرده و آنها را دستی از طرف خداوند دانسته و منشأ قدرت و ثروت را تنها خداوند بدانیم و از خدا یاری بجوییم و این درس بزرگ را در زندگی به کار برده و آن را ادامه دهیم.

    بیاییم خداوند را در وجود خود باور کنیم.

    خداوندی که ما را از هیچ‌ خلق کرده است.

    خداوندی که کیهان به این عظمت را خلق کرده است.

    خداوندی که سیاره و ستاره و کهکشانها به این عظمت را با قدرت بی نهایت خود رهبری می کند.

    خداوندی که مغز ما را با تمام پیچیدگی اش آفریده است.

    خداوندی که در هر لحظه تمام سلولهای وجود ما، قلب ما، گردش خون در رگها و تمام‌ اعضای بدن ما را با تمام پیچیدگی اش رهبری می‌کند.

    این همان خدایی هست که به ما نعمت می دهد،

    این همان خدایی است که می تواند به ما کمک‌ نماید.

    این همان خدایی هست که یک مورچه را در دل خاک رزق و روزی داده و یک پرنده در آسمان را رزق و روزی می دهد.

    این همان خدایی هست که هرگز نمی خوابد و هرگز ما را فراموش نمی کند اگر بندگی اش را بکنیم و قدرت را تنها مختص خداوند بدانیم.

    توحید ‌و یکتاپرستی ربطی به دین و اعتقادات مذهبی نداشته، چون افراد مذهبی بسیاری همواره در حال عبادت هستند اما این شرک خفی در وجودشان هست و زندگی سختی را سپری می کنند.

    لذا باید بسیار هوشیار باشیم و دقت کنیم که روی افراد حساب باز نکنیم و تنها از خدا طلب یاری کنیم و باور خود را نسبت به «رب» به عنوان تنها و قدرتمندترین فرمانروای جهان قوی کنیم و در این مسیر حرکت کنیم و به خداوند توکل نماییم آنگاه خواهیم دید که معجزات به زندگی‌ ما سرازیر گشته و تمام افراد جهان به عنوان فرشته هایی در زندگی ما ظاهر می گردند که به ما کمک کرده و در واقع خداوند آنها را مامور کرده که کارهای ما را انجام‌ دهند.

    دوستان خوب، شهرت، ثروت، محبوبیت و … به ما ثابت می کند که تنها روی خدا حساب باز کنیم و‌ نیازی به سر خم کردن و حساب کردن روی دیگران نیست.

    فقط خداوند و باور و ایمان نیاز است و بقیه را خداوند با قدرت بی نهایتش انجام می دهد.

    از خداوند می خواهم که من را یاری کند.

    از خداوند می خواهم که توحید را در دل من و وجود من جاری کند.

    از خداوند می خواهم که کمک کند تنها خودش را بپرستیم و تنها از خودش یاری بجوییم.

    خدایا ما را به راه راست، به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.

    خدایا شکرت

    خدایا ممنونم

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    مریم رضایی گفته:
    مدت عضویت: 4210 روز

    از مطالبتون بسیار مچکرم، خواهشمندم به تاثیر قانون جذب در روابط انسانی هم بپردازید.چون گاهی اوقات روابط انسانی تمام فضای ذهن را اشغال می کند و فرصتی برای پرداختن به ثروت نمی گذارد. با تشکر رضایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    وحید صفری گفته:
    مدت عضویت: 2813 روز

    سلام به همه دوستان عزیز و همخانواده واستاد عزیز و ارجمند و به خصوص یک سلام مخصوص خدمت خانم شایسته عزیز ،آرزو میکنم همتون به خواسته هاتون برسید.

    اما دلیلی که باعث شد این پیام رو بزارم اتفاقی بود که دیشب افتاد.

    ازقضای روزگار دیشب این فایل رو گوش میدادم و با خدا یه ارتباط برقرار کردم و سوالی پرسیدم و جواب رو به شکلی کاملا عینی به من داد.البته کاملش رو همراه با تضاد های اتفاق افتاده بعد از عبور از این تضادها تو قسمت کشف قوانین توضیح میدم اما چیزی که راجع به سوالم اتفاق افتاد جالب بود که گفتم خالی از لطف نیست اینجا بگم.

    من جزء کسانی هستم که اصلا خواب نمیبینم ،شاید سالی یک بار اونم یادم نمیمونه معمولا.

    اما دیشب چی بگم واستون من تو باور اینکه یه هدف بزرگ تعیین کردم و پولش از کجا میخواد بیاد به شدت مشکل داشتم.ولی تو خواب خداوند به شکلی این درآمد چند میلیاردی رو به رخ من کشید که واقعا هرگز فکرش رو نمیکردم.شاید کل خواب حدود ۲۰ دقیقه یا کمتر طول کشید اما چنان رزاقیت خودش رو به من نشون داد که وقتی از خواب پریدم چیزی جز خداوندا سپاسگزارم،پروردگارا سپاسگزارم،ای فرمانروای جهان سپاسگزارم نمیتونستم به زبون بیارم و وقتی همسرم پرسید جریان چیه گفتم سرورم بزرگیو جلالش رو به رخم کشید .بهم گفت با خدا همه چیز ممکنه.

    الان که مینویسم چشمام به خاطر اشکهام تار میبینه.فکر کنم هر چیو باید میگفتم گفتم.

    آره با خدا فقط همه چیز ممکنه

    عجب خدایی

    عجب فرمانروایی

    عجب یگانه ای

    عجب هنرمندی

    عجب ۱۹ بازی

    عجب اول و آخری

    عجب حکیم و دانایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    حمید فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 3376 روز

    فقط روی الله حساب کن

    بنام تنها فرمانروای مقتدر عالم ، بنام یگانه قدرت هستی

    سلام بی نظیرترین استاد زندگیم سید حسین عباس منش ، سلام خانم شایسته عزیز و بزرگوار و درجه یک و سلام خانواده بزرگم

    تا چندی قبل قلبا خدا رو باور نداشتم و به خاطر حرفهایی که از جامعه شنیده بودم خیلی ها در ذهنم قدرت داشتند اما خدا نه

    فایل توحید عملی 5 طوفانی توی دلم به پا کرد که از 24 ساعت شبانه روز حداقل 14 ساعتش رو (با ایمان) در حال گفتن جملات تاکیدی در باب قدرت خداوند و سپاسگذاری از درگاهش هستم و خدابه سرشاهده فقط توی همین دو سه روز اتفاقاتی برام افتاده که نمیدونم بهش بگم معجزه یا روند طبیعی جهان …. دیشب تو راه برگشت به خونه فایل روی الله حساب کن رو گوش دادم و چقددددددددددددددددددددرررررررررررر نکته داشت.

    اینکه ما همیشه سعی میکنیم خودمون رو به افراد صاحب نفوذ و پر قدرت یا ثروتمند بچسبونیم تا از طریق اونا به موفقیت برسیم غافل از اینکه داریم به این طریق شرک رو توی وجودمون گسترش میدیم.

    اگر ما فقط روی خدا حساب کنیم و خداوند رو منبع قدرت سلامتی و ثروت بدونیم اونوقت از جاهایی که حتی فکرش رو هم نمیکنیم ثروت و سلامتی و قدرتی به سمتمون میاد که به فرموده قرآن به حساب نمیاد ، چون تنها منبع فراوانی و ثروت خداست.

    به خداوندی خدا من اینو درک کردم که وقتی فقط روی خدا حساب میکنی از جاهایی برات ثروت فراوانی و نعمت میفرسته که اصلا باورت نمیشه …

    استاد واقعا سپاسگذارم ازت که راه توحید رو داری بهمون نشون میدی راهی که باعث سعادت در دنیا و آخرت همه امون میشه …

    این فایل به نظرمن ثانیه به ثانیه اش نکته و درس توحیده فقط باید به قول خود استاد بارها و بارها گوشش بدیم تا قشنگ توی ذهنمون بشینه و اونموقع است که درهای رحمت بی انتهای خدا به رومون باز میشه

    خانم شایسته عزیز بازم از زحمات شما سپاسگذارم

    استاد عزیزم و خانواده دوست داشتنی عباس منش در پناه الله یکتا شاد و سربلند و سعادتمند باشد. یاعلی……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    کامران فریدونی گفته:
    مدت عضویت: 3619 روز

    سلام دوستان هم سفر

    برداشت من از این فایل که کلی به کارم اومد:

    دستت چگونه از ثروت کوتاه می شود؟ با بزرگ دیدن آدم ها در ذهن

    سخت در اشتباهی اگر فکر می کنی کس دیگری غیر از خداوند می تواند دست تو را بگیرد

    نمی گذارم آدمی در ذهنم رشد کند

    آدم ها را در ذهنم کوچیک کنم از لحاظ قدرتی که دارند

    در لایه لایه های باورهای درونیت،خداوند را منشآ قدرت ببینی

    یاد بگیر منبع رزق جهان را فقط خداوند ببینی که از بی نهایت دستانش برای کمک به تو استفاده می کند

    بقیه دستان خداوند را نبند با تمرکز روی یک فرد خاص

    خداوند امروز با یک دست کارهایت را انجام می دهد و روز دیگر با دست دیگر

    موقع تشکر از یک نفر،در ذهن مرور می کنم که او دستی از خداوند است

    تعهد تمام مردم جهان برای پایین کشاندنم ، کاری از پیش نمی برد وقتی با خدا باشم

    به کسی که باج ندهی و نگران قدرت قدرتمندان نباشی و از تهدیدش که نترسی،یعنی به خداوند اعتقاد داری

    او کارش را خوب بلد است

    بدبختی و فقر مردم جهان به خاطر شرک است

    مواظبم جلو چه کسی دست پاچه می شوم و قدرت را در وجودم به چه کسی می دهم

    یک جایی کارم را راه نینداختند یعنی خداوند می خواهد از دستان دیگری برایم استفاده کند

    با اعتقاد توحیدی در زندگی به مرحله ای نمی رسم که در مواجهه با تهدید بگویم:

    بابا! حالا یه اشتباهی کردم!یه حرفی زدم!تو به بزرگی خودت ببخش!

    با رفتارم نشان میدهم:

    هرتلاشی داری یرای نابودی من انجام بده و از هیچ کاری علیه من فروگذار مباش

    با تهدید به اخراج،می فهمم که آنجا تنها منبع رزق و روزی من نیست

    دستان خداوند را که باور کنم برایم بی نهایت جا هست

    مشکلم این است :

    روی اعتقاد به ربوبیت دارم کم می گذارم و تکاملی کار نمی کنم

    به پول توی جیبم بیشتر باور دارم تا خدا!

    قول یک آدم ثروتمند رابیشتر باور می کنم تا خداوند

    انتظار انجام کار را در دست کس دیگری غیر از خداوند نبینم

    قدرت خداوند مفهومی است که می تواند زندگیم را متحول کند

    غیر از خداوند کسی کمکی به من نمی تواند بکند

    ثروت بیشتر موقعی به دست می آید که انتظارم از بندگان خدا کمتر و از خدا بیشتر باشد

    هر چه را بخواهم به خودش می گویم

    از جایی می رساند که باورت نمی شود

    همه چیز برمیگردد به یقین به خداوند

    قدرتمندترین آدم جهان هم اگر جلو تو آمد جوری صحبت کن که انگار از او قدرتمندتری

    در شرایط نامناسب مالی،جلو یک ثروتمند محکم صحبت کردن چقدر لذت بخش است

    باور کنم چیزی از او کم ندارم با این نگاه، سرمان جلو همه بالاست

    مهم ترین موضوع ذهنم این است که وقتی با خداوند هستم،هیچ کس هیچ قدرتی ندارد

    توسط آدم ها به قدری بلا سرم آمده که یاد گرفتم روی هیچ انسانی،حساب باز نکنم

    در شرایطی که با نگاه توحیدی سپری می کنم، همه برایم همه کار انجام می دهند

    همه جمع می شوند برای کمک به من

    همه به شکل فرشتگان خدمت ظاهر می شوند

    از این میزان خدمت آدم متحیر می شود

    باز باید مواظب باشی که در این شرایط هم روی آنها حساب نکنی که اگر حساب کنی،همه این نعمت ها قطع می شود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: