این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/10/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-10-03 06:52:142024-03-06 09:10:34سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 145
218نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر استاد و خانم شایسته از زندگی لذت میبرن و چه زندگی با کیفیتی. دلم میخواد رابطم اینطوری باشه، یه عالمه تجربه های عالی توی مسیر زندگی داشته باشم. با هم بریم سفرهای خوب، جاهای جالب. سفرهای من خلاصه شده توی خرید و مراکز خرید و رستوران رفتن. خدایا منو هدایت کن به تجربه های بهتر، سودمندتر و لذتبخش تر. اینهایی که الان دارم، یه روزی آرزو بوده، ولی وقتی آرزوهات زندگی میکنی، بزرگتر میشی و خواسته های جدیدتری میخوای. دیشب داشتم فکر میکردم این زندگی را نمیخوام و بهترش را بهم بده. رابطه بهتر، سفرهای بهتر، خونه بهتر. یادم افتاد نسبت به سال قبل چقدر شرایطم بهتر شده و من خیلی زود فراموش کردم و همه اینهایی که الان دارم، عادی شده. فرکانسم داره تغییر میکنه یا ظرفم بزرگتر شده، آدمی که الان باهاش رابطه دارم، یه روزی برام خیلی بزرگ بود، الان برام خیلی کوچیک شده، اصلا کارهاش و افکارش شبیه من نیست. همیشه دنبال اخبار منفی و تمام حرفهاش منفی و شرک داره و همش دنبال پارتی و واسطه برای کارهاش هست. منم قبلا همینطور بودم ولی الان تغییر کردم ، تقریبا هر روز فایلهای استاد گوش کردم و جهان منو هدایت میکنه به جای بهتر یا این شخص تغیر میکنه.
خدایا مسافرتهای اینطوری، آزادی مالی و مکانی و زمانی بهم بده. منو آسان کن برای آسانیها. یه رابطه عاطفی باکیفیت بهم بده. هر لحظه منو هدایت کن تا به طبیعی ترین شکل و با لذت و شادی به زندگی که میخوام به آسانی برسم. خدایا یه قدم من برمیدارم، هزار قدم خودت.
بهههههه بهههههه مبارکمون باشه فورد قرمز خوش رنگ و بالامون
چقدرررر هیجان زده ام برای اولین سفر رویایی با تراک کمپر
آخه من عااااشق این تجربه ام
الان تقریبا 2 ساله هرروز دارم این جمله رو از استاد میشنوم اما هرروز انگار اولین باره دارم میشنوم دارم باورش میکنم دارم ب یقین میرسم
این جمله ک : کانون توجه ماست ک داره اتفاقات مارو رقم میزنه
به هرچی توجه کنی از همون جنس بیشتر وارد زندگیت میشه
حالا برای منی ک عاشق سفرم اونم با ماشین فورد و یه کمپر زیبا
چه کاری مهم تر از توجه کردن و لذت بردن از این تصاویر
اونجا ک استاد میگه نمیدونم کجا میخایم بریم اما اینو میدونم قطعا قراره زیبایی های بیشتری ببینم و تجربه های قشنگتری داشته باشیم ،
قبلا فکر میکردم این نگاه فقط امیدوارانه نگاه کردنِ،
اما الان میگم ن باباااا این خود خود قانونه
قطعاااا وقتی ب زیبایی ها توجه کنم زیبایی های بیشتری لاجرررررم میاد تو زندگیم
آخ ک چقدر درک همین یه جمله حالمو از صبح زیر و رو کرده البته تمرین کردن این جمله بهم احساس فوقالعاده ای داده …
عاشق اون فضایی شدم ک برای ماشین هاتون آماده کردید چقدرررر بزرگه خدای من
چقدرررر نعمت و فراوانی فقط همون جاست
یه آروی هیولا سانتافه تراکتور خوش رنگ
یه عالمهههه موتور و دوچرخه و اسکوتر
یه سمت دیگه پررررر از ابراز های درجه یک و خفن
من ب ابزار خیلی علاقه نداشتم اما الان ک این ابزار های شمارو دیدم دلم خواست داشته باشم
چقدرررر خفنن چقدر هم تمیز نگهشون داشتید دمتون گرم انگار تا حالا استفاده نشدن
من عاشق اون لامپ هیولا شدم ک انقد پرنور بود
از اره و بقیه ی وسایلم خیلی خوشم اومد
خوش دست و زیبا بودن
به به صندلی هارو بیین عاشق راحتی این مدل صندلی هام ،هم خیلی سبکه هم خیلی راحت باز و بسته میشه
چقدررر خفنن اخه
چقدررررر لذت بردم مریم جان نشستی روبه رو باهامون صحبت کردی و چقدر ایده هات قشنگ بود قطعا تو سفرهام ازش استفاده میکنم و یادت میکنم
و دیوانه ی صورت زیبات و پر از حست شدم وقتی داشتی میگفتی ک قطعاااا بعد از سفر همه مون یه آدم دیگه ای شدیم و ظرف وجودمون خیلی رشد کرده و آماده ایم تا توی یه لول دیگه زندگی کنیم
آخ ک چقدررررر ذوق دارم برای منِ بعد از سفرم
چون بار اولی ک سفرم و با شما شروع کردم
هرچیزییییی ک افتادی برام اتفاق افتاد
قطعا الانم میشه
مینویسم چون ایمان دارم قانون جواب میده
اتفاقات زندگی من
تجربه های من
از همین لحظه قراره بهتر و بهتر و خفن تر از چیزی ک من الان فکر میکنم باشه
ظرف وجودم انقدرررر آماده و بزرگ میشه ک خدا میدونه چه درآمد هایی توش جا میگیره
فقط خدا میدونه چه سفرها چه امکانات چه تجربه های بینظیری توش جا میگیره
خدا میدونه چه آدمای فوقالعاده چه برخورد های بینظیری و چه روابط عاشقانه ای با عشقم توش جا میگیره
خدا میدونه چه پیشرفت هایی تو ظرف وجودم قراره جا بگیره
آخ ک چقدرررر خوشحال و هیجان زده ام برای این شروع دوباره
سلام به استادعزیزم مریم جانم و همه دوستان بهشت عباسمنش
این فایل نشانه امروزم بود
به یه تضادی برخورده بودم ونیاز به کنترل ذهن داشتم ومیخواستم خداوند هدایتم کنه به شکلی عالی بتونم ذهنم رو رها کنم از اون خواسته که با نشدنش حس منو بد کرده بود
وقتی این فایل اومد گفتم یعنی چی ؟ خدایا چی میخوای بم بگی ؟
توجه کنم به نکات مثبت ؟
خلاصه کامنت منتخب رو خوندم یه چندتا از کامنتهای دیگم خوندم ولی متوجه نشدم و بدون اینکه خود فایلو پلی کنم سایت رو بستم
اون حس رها نشدن باهام بود هرچی سعی میکردم شکرگزاری کنم به دلم نمی نشست از ته دل نبودن
اومدم فایل و روتین روزانم رو انجام بدم
اصلا نمیشد حالمو بدتر میکرد
همش میگفتم مهم نیست تو چه شرایطی هستی مهم اینه که تو چه مسیری هستی
الهی وربی من لی غیرک
هرچی بذهنم میرسید و میگفتم و انجام میدادم
چون دارم جلسه 7 کشف قوانینو نتبرداری میکنم
میگفتم خب اینکه تضاد سختی نیست
پس چرا اروم نمیشم؟
منکه میدونم احساس بد دست کردن تو اتیشه
پس جرا اینجوریم؟
میدونستم تکامل باید طی بشه
هرچی هست فعلا نجواها زیکزاکی محاصرم کردن
باید تکاملی به حس خوب برسم
دقیقا داشتم جلسه 7 رو عملی انجام میدادم
با این تفاوت که بابا یه تضاد وحشتناک جلو روم نبود که
همینطور از خدا هدایت خواستم و گفتم اگه تو کمکم نکنی از پس ذهن عزیرم برنمیام
دخترم تلویزیون رو روشن کرد یه قسمت قدیمی از جوکر بود
انگار خدا تلویزیون رو هدایت کرده بود تا من از این حال دربیام
همه چی رو ول کردم و نشستم پای جوکر
انقدر خندیدم که یهو بخودم اومدم دیدم حالم جقدر بهتره
ولی نمیتونستم بازم بیخیال اون خواسته بشم
گفتم خدایا من باید بتونم رها کنم و دیگه به این مسئله فکر نکنم
یه آهنگ گذاشتم تو گوشم اونم با دور تند انقدر جالب وخنده دار شده بودن که بازم یکم بهترشدم
رفتم تو اتاقم و یهو به ذهنم رسید
اون سوال کلیدی شما رو
اگه الان چه چیز دیگه ای رو نداشتم اوضاع از اینم بدتر میشد؟
شروع کردم به نوشتن سلامتی پول سقف بالاسرمون که مال خودمونه ، نبودن یه سری آدمهای غیرهم فرکانس و یکی یکی یادم اومد ونوشتم ونوشتم و همینطور حس میکردم حالم داره بهتر میشه
یهو یادم افتاد پارسال دقیقا همین موقع اوضاع از لحاظ سلامتی ناجور بود هم براخودم هم دخترم
دیگه اونجا و اون یاداوری مثله نقطه عطف تو ذهنم حالمو یه رفرش اساسی کرد وگفتم خدایا فقط بابت سلامتیمون شکرت
نمیدونم چه جوری شکرت رو بجا بیارم وهی شکرگزاری کردم
وهمون لحظه حس کردم چقدر شرایطم نسبت به پارسال ازهمه جنبه ها خیلی خیلی بهتره خداروشکر
بعدشم رفتم ادامه جلسه 7 کشف قوانینو نت برداری کنم
دیدم دقیقا استاد اخر فایل گفتن ما انسانها سریع فراموش میکنیم قبلا چه تضادها وچالشهایی داشتیم و روونی زندگیمون برامون عادی میشه و….
خدایاشکرت براهمه همزمانیهات
خلاصه حالم عالی شد ودیگه نداشتن اون خواسته اهمیتش رو از دست داد وبرگشتم به وضعیت اصلی کارخونه خداروشکر
بعد شب که شد گفتم برم فایل نشانه رو ببینم
وقتی دیدم این فایل در مورد شروع سفرجدیدتونه و مریم جان گفت دارم وسایل رو اماده میکنم
گفتم خدای من تو جقدر عالی باهام صحبت کردی و من نفهمیدم
اخه مام فردا راهی سفر هستیم انشالله
درواقع خداوند داشت بهم میگفت
پاشو برو وسایل سفرت رو جور کن و به سفرت فکر کن
اون موضوع رو هم با تمرکزی که رو سفرت میزاری در موردش رهاتر میشی
منم از صبح چک لیست رو نوشته بودم و داشتم کم کم وسایلو اماده میکردم ولی تمرکزم اصلا رو سفر نبود رو اون خواسته براورد نشده بود
البته که من الان حالم عالیه به لطف خداوند مهربان
ولی اگه صبح پیام خداوندو دریافت میکردم زودتر برمیگشتم به مسیر
خدایاشکرت براهدایتهات
خدایا کمکم کن بتونم بشنوم و بفهمم چی بهم میگی
هدایتها رو درک کنم
خیلی مهمه بتونیم بشنویم صدای خداوند رو تو اون شلوغی و درگیری هایی که گه گاه پیش میاد.
ولی موضوع اینه که تا وقتی ما اروم نشیم نمیتونیم بشنویم
هدایت خداوند صبح به وسیله این فایل اومد ولی چون من ارامش نداشتم نفهمیدمش
من از لحاظ فرکانسی دسترسی نداشتم به هدایت خداوند
همون تکامل که تو جلسه 7 گفته شده
اول بگو اروم باش بعد کم کم سعی کن که حست رو بهتر و بهتر کنی
خدایاشکرت برا این اگاهیها براقوانین ثابت وبدون تغییرت برا جهان پراز عدالتت
خدایاشکرت که میتونم از ته دلم بگم شکرت چندساعت قبل نمیتونستم
شروع یک دوره سفر جدید ، یک دوره برکت و نعمت برای چشم هام ، روحم و زندگیم
سفر قبلی برای من سرشار از رحمت بود ، احساسم خیلی بهتر شد ، دقیق بودن قانون برام یادآوری شد ، دوباره دارم اعتماد و ایمان پیدا میکنم به این مسیر و قانون جهان . واقعا هزاران بار خدا رو شکر .
عزیزم ، چقد دلم برای پردایس تنگ شده بود ، اونجا مث خونه ی خودم میمونه ، نمیتونم براتون توصیفش کنم ، مث وقتی که سال ها از خونه ی بچگی دوری و وقتی فیلش رو میبینی از همه جاش خاطره داری ، و برات فقط یادآور حس رهایی کودکیه ، این خونه برام همون نقش رو داره ، بار ها گفتم ، پناه اول و اخر من تو روزای خیلی دارک دیدن زندگی در بهشته ، نمیدونم شاید سه بار دیدمش ولی هیچ وقت برام تکراری نمیشه ، هیچ وقت ..
مریم جون عزیزم ، چقد من عاشقتونم ، استاد حق دارن واقعا هر چقد شمارو تحسین میکنن ، چقد حستون از پشت دوربین حتی حس میشه ، چشماتون که سراسر آرامشه ، داشتم تو قسمت قبل در مورد مهارت ارگنایزینگتون مینوشتم که جالبه این قسمت مصداقش رو دارم میبینم مجدد .
لذت میبرم از این مایند ست ، از این نگاه تون ، چقد زیبا گفتین که برای من فقط مرتب بودن کافی نیست ، بلکه میام ارگنایز میکنم بر اساس عادت های رفتاری ، و این باعث میشه مرتب بمونه ، دقیقا این نکته ای بود که من ازتون یاد گرفتم ، باعث شده همیشه کمدم و وسیله هام مرتب بباشه ، مگه اینکه نیاز سنجی کنم و یک سری چیز ها رو تغییر بدم .
چقد مشتاقم برای سفر در حدی که تایمم اجازه بده یک قسمت دیگه هم شاید ببینم امروز :)
راستی از ساحل خزر و 5 صبح هام نگفتم براتون :)طبق قانون توجه امروز هم اقایون خوش اندام خوش حال تو نزدیکی های ساحل داشتن شنا میکردن و با هم میگفتن و میخندیدن .سه گروه اومده بودن ثروتمند با ماشین های بی نظیر ، خوش حال و نمیدونم برای صبونه اومده بودن یا ساحلو دیدن ، خلاصه بی نظیر بود حسشون.
آزادی مالی ،زمانی و مکانی شما عزیزان را بسیار تحسین می کنم.
مریم جان دید شما به سفر را که همان دید شما به سفر زندگی ست را بسیار تحسین می کنم.نظم دادن به وسایل برای آرامش و راحتی ،برای لذت بردن از زندگی و اینکه وسایل در خدمت ما باشند.
سفری که هر لحظه آن با دیگری متفاوت است و مناظر باشیم که هر لحظه اتفاقات شگفت انگیزی را تجربه کنیم و با هر اتفاق و طی مسیر در این سفر ظرف وجود ما بزرگتر و بزرگتر می شود و در نهایت ما آدم دیگه ای میشیم.
خدایا شکرت که در هر لحظه مم را هدایت می کنی که چطور از زمدگیم لذت ببرم.
خدایا سپاسگزارم ، امرووز کنکور 1404 ، 11 اردیبهشت ، واقعا همه چی خیلی نرم و عالی و فوق العاده پیش رفت از خودم راضیم از خدا که همه چی رو ردیف کرد از رفتار محترمانه مسئول ها تا رفتار های دوستانه ای که بچه های کلاس داشتن در صورتی که قبلا اینطور نبود ، تا بهترین جا و صندلی و آرامشی که سر جلسه دارم ، احساس راحتی ، هوای عالی و خنک ، سر جلسه مسلط بودم به انچه که میدونستم و مطمئنم من سال بعد این موقع دانشجوی فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف تهران هستم.
خدایا سپاس، تمام این یک سالو هر احظه فقط به قدرت و یاد و امید و سپاسگزاری تو ادامه دادم تو سرجلسه نشستی و سوالارو به اسونی و با قدرت جواب دادی.
احساس رضایت ، و ارامش و خود ارزشمندی من ، یک دنیاااا ارزش داره.
خدایا سپاس برای اون فضا سبز و انرژی مثبت دانشگاه ، سپاس واسه اون بطری اب خنک ، سپاس واسه پدر و مادری که برام خلق کردی و از جانب اونها به من محبت میکنی و من رو همراهی میکنی و من حضور گرمشون رو صمیمیتشون رو احساس میکنم.
احساس مهم بودن ، دوست داشته شدن ، مورد حمایت بودن میکنم.
اینکه صبح ما من بیدار شدن و مادرم من رو خودش با ماشین سر جلسه برد و لحظه ورود کنارم بود و بعد از پشت در برام دست تکون داد بهم شکلات داد و ازم عکس گرفت به خداوندی خدا قسم خیلی ارزش دارههه خیلی ارزش داره.
مقایسه کن این رو با اینکه صبح خودت پاشی و با اسنپ بری و اونجا لحظه ورود هیچ اشنایی نداشته باشی و احساس تنها بودن بکنی!
خدایا شکرت که با احساس خوب آدمای دورم بهم محبت و کمک میکنن.
چقدر اون خانم هایی که بعد از جلسه ازشون درخواست موبایل کردم مودب و محترم بودن و با روی خوش رفتار کردن.
چقدر اون خانم و اقایی که هدایتم کردن به صندلیم فوق العاده بودن.
چقدر همه بچه هایی که اونجا بودن حالشون خوب بود و میخندیدن.
چقدر زمان برام پربرکت بود .
بهم ثابت شد که بابا همه چی فانه ، به کنکور به درسا به امتهان ها به همه تضاد ها بخندد..
ادمیزاده دیگه یروز میزنه و میرقصه و شادی میکنه به قول قران هر وقت نعمتی بر شپا میرسد سپاس گزارید و هر وقت نعمتی از شما گرفته میشود(به وسیله انچه که خود میفرستید) سخت کفر میورزید.
این ها نشانه هاییست برای کسانی که تعقل میکنند.
چقدر خودم رو تحسین میکنم که اونطوری با اعتماد بنفس و شاد و با قدرت و پر انرژی از اول صبح پاشدم با اینکه شب هم کم خوابیده بودم و با احساس عالی رفتم سر جلسه و تمام توان خودم رو گذاشتم ، من از نظر خودم سر بلنده سربلندم چون قانون رو رعایت کردم رو خواسته هام فوکوس بودم فرکانسم مثبت بود و از درس خوندن هیچ چیز کم نزاشتم.
من به خودم افتخار میکنم ، که خودم بودم ، خود واقعیم ، بدون هیچ ترسی نقابی ..در لحظه زندگی کردم.
خودم رو تحسین میکنم که رفتم کتابایی که لازم داشتم رو خریدم ،
خودم رو تحسین میکنم که با قدرت اون همه جنس رو برای مغازه در یک مسیر طولانی اوردم.
خودم رو تحسین میکنم که انقدر امروز شکارچی نکات مثبت بودم
خودم رو تحسین میکنم که به خودم جایزه دادم بعد از انجام کار
خودم رو تحسین میکنم بخاطر اینکه سعی کردم دیدگاهم رو عوض کنم و باور ها و فکت های قدرتمند کننده برای خودم بسازم و از ناخواسته ها فقط اعراض کنم.
از بدنم ، از تمام استخوان های زانوم کمرم و …
از چشم های نورانی و نازنینم
از حس لامسه فوق العادم
از هدایت های اسان کننده و یدون خرج
از تمام ادم های با عشق
از قلب پر از ذوق و پر قدرتممم
تشکر میکنمممم سپاسگزارم که دارمتون شما خیلی قدرتمند و عشقید
خدایا من فقط دو متر جلومو میتونم بببینم ، تویی که به همه چیز اگاهی ، خودت برام بهترین چیزا بساز و من رو به زیبا تریت و سراست ترین مسیر و ثروتمند ترین و با کیفیت ترین مسیر هدایت کن.
خدایا سپاسگزارم ، امرووز کنکور 1404 ، 11 اردیبهشت ، واقعا همه چی خیلی نرم و عالی و فوق العاده پیش رفت از خودم راضیم از خدا که همه چی رو ردیف کرد از رفتار محترمانه مسئول ها تا رفتار های دوستانه ای که بچه های کلاس داشتن در صورتی که قبلا اینطور نبود ، تا بهترین جا و صندلی و آرامشی که سر جلسه دارم ، احساس راحتی ، هوای عالی و خنک ، سر جلسه مسلط بودم به انچه که میدونستم و مطمئنم من سال بعد این موقع دانشجوی فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف تهران هستم.
خدایا سپاس، تمام این یک سالو هر احظه فقط به قدرت و یاد و امید و سپاسگزاری تو ادامه دادم تو سرجلسه نشستی و سوالارو به اسونی و با قدرت جواب دادی.
احساس رضایت ، و ارامش و خود ارزشمندی من ، یک دنیاااا ارزش داره.
خدایا سپاس برای اون فضا سبز و انرژی مثبت دانشگاه ، سپاس واسه اون بطری اب خنک ، سپاس واسه پدر و مادری که برام خلق کردی و از جانب اونها به من محبت میکنی و من رو همراهی میکنی و من حضور گرمشون رو صمیمیتشون رو احساس میکنم.
احساس مهم بودن ، دوست داشته شدن ، مورد حمایت بودن میکنم.
اینکه صبح ما من بیدار شدن و مادرم من رو خودش با ماشین سر جلسه برد و لحظه ورود کنارم بود و بعد از پشت در برام دست تکون داد بهم شکلات داد و ازم عکس گرفت به خداوندی خدا قسم خیلی ارزش دارههه خیلی ارزش داره.
مقایسه کن این رو با اینکه صبح خودت پاشی و با اسنپ بری و اونجا لحظه ورود هیچ اشنایی نداشته باشی و احساس تنها بودن بکنی!
خدایا شکرت که با احساس خوب آدمای دورم بهم محبت و کمک میکنن.
چقدر اون خانم هایی که بعد از جلسه ازشون درخواست موبایل کردم مودب و محترم بودن و با روی خوش رفتار کردن.
چقدر اون خانم و اقایی که هدایتم کردن به صندلیم فوق العاده بودن.
چقدر همه بچه هایی که اونجا بودن حالشون خوب بود و میخندیدن.
چقدر زمان برام پربرکت بود .
بهم ثابت شد که بابا همه چی فانه ، به کنکور به درسا به امتهان ها به همه تضاد ها بخندد..
ادمیزاده دیگه یروز میزنه و میرقصه و شادی میکنه به قول قران هر وقت نعمتی بر شپا میرسد سپاس گزارید و هر وقت نعمتی از شما گرفته میشود(به وسیله انچه که خود میفرستید) سخت کفر میورزید.
این ها نشانه هاییست برای کسانی که تعقل میکنند.
چقدر خودم رو تحسین میکنم که اونطوری با اعتماد بنفس و شاد و با قدرت و پر انرژی از اول صبح پاشدم با اینکه شب هم کم خوابیده بودم و با احساس عالی رفتم سر جلسه و تمام توان خودم رو گذاشتم ، من از نظر خودم سر بلنده سربلندم چون قانون رو رعایت کردم رو خواسته هام فوکوس بودم فرکانسم مثبت بود و از درس خوندن هیچ چیز کم نزاشتم.
من به خودم افتخار میکنم ، که خودم بودم ، خود واقعیم ، بدون هیچ ترسی نقابی ..در لحظه زندگی کردم.
خودم رو تحسین میکنم که رفتم کتابایی که لازم داشتم رو خریدم ،
خودم رو تحسین میکنم که با قدرت اون همه جنس رو برای مغازه در یک مسیر طولانی اوردم.
خودم رو تحسین میکنم که انقدر امروز شکارچی نکات مثبت بودم
خودم رو تحسین میکنم که به خودم جایزه دادم بعد از انجام کار
خودم رو تحسین میکنم بخاطر اینکه سعی کردم دیدگاهم رو عوض کنم و باور ها و فکت های قدرتمند کننده برای خودم بسازم و از ناخواسته ها فقط اعراض کنم.
از بدنم ، از تمام استخوان های زانوم کمرم و …
از چشم های نورانی و نازنینم
از حس لامسه فوق العادم
از هدایت های اسان کننده و یدون خرج
از تمام ادم های با عشق
از قلب پر از ذوق و پر قدرتممم
تشکر میکنمممم سپاسگزارم که دارمتون شما خیلی قدرتمند و عشقید
خدایا من فقط دو متر جلومو میتونم بببینم ، تویی که به همه چیز اگاهی ، خودت برام بهترین چیزا بساز و من رو به زیبا تریت و سراست ترین مسیر و ثروتمند ترین و با کیفیت ترین مسیر هدایت کن.
استاد جان تحسینتون میکنم که تحسین زیبایی ها رو یاد من دادین
تحسین میکنم که هر چی میخواین رو میخرین و نمود عینی هستین از این باور که ثروتمند شدن با شکوهه، ثروت هر روز بیشتر و بیشتر میشه، ثروتمندان هر روز بیشتر و بیشتر میشن ، ثروتمند شدن معنویترین کار دنیاس و میشه به آزادی مالی رسید
استاد جان تحسینتون میکنم به هر مسئله ای میخورین با اون تضاد کنار نمیاین ، بلکه با یک شیوه جدید و یک بهبود جدید در زندگی سراغ اون تضاد میرین و اون رو حل میکنین مثل همین تضاد RV که باعث شد تصمیم بگیرین که فورد و کمپر رو خریداری کنین
استاد جان تحسین میکنم کمپانی فورد رو – نحوه طراحی کمپر – که سازندگانش با وجود فضای محدودی که در اختیار داشتند چقدر کامپکت عمل کردن و هم فضای خواب ایجاد کردن هم گاز گذاشتن هم سرویس بهداشتی گذاشتن هم کمد گذاشتن هم مبل گذاشتن و هم فضاهای برق رسانی تعبیه کردن و ……..
استاد جان تحسینتون میکنم که شعار خوب و توحیدی دارین : “”ما همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب هستیم””
خودمم تحسین میکنم ک با اینکه آخر شب بود ولی اومدم زیبایی ها رو نوشتم
امروز روز قشنگی داشتم واتفاقات خیلی عالی برام افتاد
از دیدن دو مرتبه لند کروز حضرت توی خیابونا ک عاشقشم
آدمایی ک انسانهای نازنینی بودن و از هر جهت به من کمک کردن
درسهایی که امروز وقت گزاشتم و خوندم
توانایی هایی که به خودم یادآوری کردم که دارم
بازم امروز با اینکه جمعه بود بازم رفتم سر کارم و پول ساختم و درسهام رو هم خوندم
بنام خدای مهربان
سلام از روز 145 سفر به دور امریکا
و آغاز فصل سوم
بسیااااار ذوقی و خوشحالم برای این سفر
و لحظه شماری میکنم که شروعش کنیم و زیبایی های جدید رو تجربه کنیم و آگاهی های جدید دریافت کنیم.
من عاشق آزادی مالی شمام که براحتی وسایلی رو تهیه میکنید که آسان کردن آسانی ها بر شما رو آسان تر کنه :)))
چه ماشین خفنیییی !!
عجب رنگ جذاب و وسوسه کننده ای !!!
چه ترا کمپرررر محشرررری !!
عاشق فضای داخلش شدم
من کلا ولاگ های غذا درست کردن و مرتب کردن یه فضا رو خیلی دوست دارم
و این یه تیکه که داشتین تراکمپر رو مرتب و تمیز میکردین و خیلی دوست داشتم و لذت بردم
مریم جانم
شما برای من الگوی یک خانم با سلیقه و مررررتب و تمیز هستید
انقد که هرجا بحث سلیقه و تمیزی پیش میاد اولین نفر شما میای تو ذهنم
روش ارگانایز کردنتون ک توضیح دادین مه طبق عادت های رفتاریتون باشه تا وسایل در خدمت شما باشن نه شما در خدمت وسایل
بی نظیر بود !!!
واقعا تحسینتون میکنم
عاااااشقتم من
چه بررررقی افتاد روی ماشین
وقتی داشتین وسایل رو نشون میدادین
واقعا لذت بردم از اینهمه امکانات و حتی بسته بندی وسایل
عااالی بود
درون بچه رو ک دیدم تمام خاطراتی که با شما در سفر به دور امریکا داشتم برام مرور شد :)))
خدایاشکرت
بریم برای تجربه های جدید
عاشقتونم
خدایا شکرت
چقدر استاد و خانم شایسته از زندگی لذت میبرن و چه زندگی با کیفیتی. دلم میخواد رابطم اینطوری باشه، یه عالمه تجربه های عالی توی مسیر زندگی داشته باشم. با هم بریم سفرهای خوب، جاهای جالب. سفرهای من خلاصه شده توی خرید و مراکز خرید و رستوران رفتن. خدایا منو هدایت کن به تجربه های بهتر، سودمندتر و لذتبخش تر. اینهایی که الان دارم، یه روزی آرزو بوده، ولی وقتی آرزوهات زندگی میکنی، بزرگتر میشی و خواسته های جدیدتری میخوای. دیشب داشتم فکر میکردم این زندگی را نمیخوام و بهترش را بهم بده. رابطه بهتر، سفرهای بهتر، خونه بهتر. یادم افتاد نسبت به سال قبل چقدر شرایطم بهتر شده و من خیلی زود فراموش کردم و همه اینهایی که الان دارم، عادی شده. فرکانسم داره تغییر میکنه یا ظرفم بزرگتر شده، آدمی که الان باهاش رابطه دارم، یه روزی برام خیلی بزرگ بود، الان برام خیلی کوچیک شده، اصلا کارهاش و افکارش شبیه من نیست. همیشه دنبال اخبار منفی و تمام حرفهاش منفی و شرک داره و همش دنبال پارتی و واسطه برای کارهاش هست. منم قبلا همینطور بودم ولی الان تغییر کردم ، تقریبا هر روز فایلهای استاد گوش کردم و جهان منو هدایت میکنه به جای بهتر یا این شخص تغیر میکنه.
خدایا مسافرتهای اینطوری، آزادی مالی و مکانی و زمانی بهم بده. منو آسان کن برای آسانیها. یه رابطه عاطفی باکیفیت بهم بده. هر لحظه منو هدایت کن تا به طبیعی ترین شکل و با لذت و شادی به زندگی که میخوام به آسانی برسم. خدایا یه قدم من برمیدارم، هزار قدم خودت.
به نام خداوند روزی رسان
خداوند بخشنده و مهربان
سلاااام ب استاد عزیزم و مریم جانم
بهههههه بهههههه مبارکمون باشه فورد قرمز خوش رنگ و بالامون
چقدرررر هیجان زده ام برای اولین سفر رویایی با تراک کمپر
آخه من عااااشق این تجربه ام
الان تقریبا 2 ساله هرروز دارم این جمله رو از استاد میشنوم اما هرروز انگار اولین باره دارم میشنوم دارم باورش میکنم دارم ب یقین میرسم
این جمله ک : کانون توجه ماست ک داره اتفاقات مارو رقم میزنه
به هرچی توجه کنی از همون جنس بیشتر وارد زندگیت میشه
حالا برای منی ک عاشق سفرم اونم با ماشین فورد و یه کمپر زیبا
چه کاری مهم تر از توجه کردن و لذت بردن از این تصاویر
اونجا ک استاد میگه نمیدونم کجا میخایم بریم اما اینو میدونم قطعا قراره زیبایی های بیشتری ببینم و تجربه های قشنگتری داشته باشیم ،
قبلا فکر میکردم این نگاه فقط امیدوارانه نگاه کردنِ،
اما الان میگم ن باباااا این خود خود قانونه
قطعاااا وقتی ب زیبایی ها توجه کنم زیبایی های بیشتری لاجرررررم میاد تو زندگیم
آخ ک چقدر درک همین یه جمله حالمو از صبح زیر و رو کرده البته تمرین کردن این جمله بهم احساس فوقالعاده ای داده …
عاشق اون فضایی شدم ک برای ماشین هاتون آماده کردید چقدرررر بزرگه خدای من
چقدرررر نعمت و فراوانی فقط همون جاست
یه آروی هیولا سانتافه تراکتور خوش رنگ
یه عالمهههه موتور و دوچرخه و اسکوتر
یه سمت دیگه پررررر از ابراز های درجه یک و خفن
من ب ابزار خیلی علاقه نداشتم اما الان ک این ابزار های شمارو دیدم دلم خواست داشته باشم
چقدرررر خفنن چقدر هم تمیز نگهشون داشتید دمتون گرم انگار تا حالا استفاده نشدن
من عاشق اون لامپ هیولا شدم ک انقد پرنور بود
از اره و بقیه ی وسایلم خیلی خوشم اومد
خوش دست و زیبا بودن
به به صندلی هارو بیین عاشق راحتی این مدل صندلی هام ،هم خیلی سبکه هم خیلی راحت باز و بسته میشه
چقدررر خفنن اخه
چقدررررر لذت بردم مریم جان نشستی روبه رو باهامون صحبت کردی و چقدر ایده هات قشنگ بود قطعا تو سفرهام ازش استفاده میکنم و یادت میکنم
و دیوانه ی صورت زیبات و پر از حست شدم وقتی داشتی میگفتی ک قطعاااا بعد از سفر همه مون یه آدم دیگه ای شدیم و ظرف وجودمون خیلی رشد کرده و آماده ایم تا توی یه لول دیگه زندگی کنیم
آخ ک چقدررررر ذوق دارم برای منِ بعد از سفرم
چون بار اولی ک سفرم و با شما شروع کردم
هرچیزییییی ک افتادی برام اتفاق افتاد
قطعا الانم میشه
مینویسم چون ایمان دارم قانون جواب میده
اتفاقات زندگی من
تجربه های من
از همین لحظه قراره بهتر و بهتر و خفن تر از چیزی ک من الان فکر میکنم باشه
ظرف وجودم انقدرررر آماده و بزرگ میشه ک خدا میدونه چه درآمد هایی توش جا میگیره
فقط خدا میدونه چه سفرها چه امکانات چه تجربه های بینظیری توش جا میگیره
خدا میدونه چه آدمای فوقالعاده چه برخورد های بینظیری و چه روابط عاشقانه ای با عشقم توش جا میگیره
خدا میدونه چه پیشرفت هایی تو ظرف وجودم قراره جا بگیره
آخ ک چقدرررر خوشحال و هیجان زده ام برای این شروع دوباره
عاشقتونمممممم خیلی زیاد
بنام خدای مهربان
سلام به استادعزیزم مریم جانم و همه دوستان بهشت عباسمنش
این فایل نشانه امروزم بود
به یه تضادی برخورده بودم ونیاز به کنترل ذهن داشتم ومیخواستم خداوند هدایتم کنه به شکلی عالی بتونم ذهنم رو رها کنم از اون خواسته که با نشدنش حس منو بد کرده بود
وقتی این فایل اومد گفتم یعنی چی ؟ خدایا چی میخوای بم بگی ؟
توجه کنم به نکات مثبت ؟
خلاصه کامنت منتخب رو خوندم یه چندتا از کامنتهای دیگم خوندم ولی متوجه نشدم و بدون اینکه خود فایلو پلی کنم سایت رو بستم
اون حس رها نشدن باهام بود هرچی سعی میکردم شکرگزاری کنم به دلم نمی نشست از ته دل نبودن
اومدم فایل و روتین روزانم رو انجام بدم
اصلا نمیشد حالمو بدتر میکرد
همش میگفتم مهم نیست تو چه شرایطی هستی مهم اینه که تو چه مسیری هستی
الهی وربی من لی غیرک
هرچی بذهنم میرسید و میگفتم و انجام میدادم
چون دارم جلسه 7 کشف قوانینو نتبرداری میکنم
میگفتم خب اینکه تضاد سختی نیست
پس چرا اروم نمیشم؟
منکه میدونم احساس بد دست کردن تو اتیشه
پس جرا اینجوریم؟
میدونستم تکامل باید طی بشه
هرچی هست فعلا نجواها زیکزاکی محاصرم کردن
باید تکاملی به حس خوب برسم
دقیقا داشتم جلسه 7 رو عملی انجام میدادم
با این تفاوت که بابا یه تضاد وحشتناک جلو روم نبود که
همینطور از خدا هدایت خواستم و گفتم اگه تو کمکم نکنی از پس ذهن عزیرم برنمیام
دخترم تلویزیون رو روشن کرد یه قسمت قدیمی از جوکر بود
انگار خدا تلویزیون رو هدایت کرده بود تا من از این حال دربیام
همه چی رو ول کردم و نشستم پای جوکر
انقدر خندیدم که یهو بخودم اومدم دیدم حالم جقدر بهتره
ولی نمیتونستم بازم بیخیال اون خواسته بشم
گفتم خدایا من باید بتونم رها کنم و دیگه به این مسئله فکر نکنم
یه آهنگ گذاشتم تو گوشم اونم با دور تند انقدر جالب وخنده دار شده بودن که بازم یکم بهترشدم
رفتم تو اتاقم و یهو به ذهنم رسید
اون سوال کلیدی شما رو
اگه الان چه چیز دیگه ای رو نداشتم اوضاع از اینم بدتر میشد؟
شروع کردم به نوشتن سلامتی پول سقف بالاسرمون که مال خودمونه ، نبودن یه سری آدمهای غیرهم فرکانس و یکی یکی یادم اومد ونوشتم ونوشتم و همینطور حس میکردم حالم داره بهتر میشه
یهو یادم افتاد پارسال دقیقا همین موقع اوضاع از لحاظ سلامتی ناجور بود هم براخودم هم دخترم
دیگه اونجا و اون یاداوری مثله نقطه عطف تو ذهنم حالمو یه رفرش اساسی کرد وگفتم خدایا فقط بابت سلامتیمون شکرت
نمیدونم چه جوری شکرت رو بجا بیارم وهی شکرگزاری کردم
وهمون لحظه حس کردم چقدر شرایطم نسبت به پارسال ازهمه جنبه ها خیلی خیلی بهتره خداروشکر
بعدشم رفتم ادامه جلسه 7 کشف قوانینو نت برداری کنم
دیدم دقیقا استاد اخر فایل گفتن ما انسانها سریع فراموش میکنیم قبلا چه تضادها وچالشهایی داشتیم و روونی زندگیمون برامون عادی میشه و….
خدایاشکرت براهمه همزمانیهات
خلاصه حالم عالی شد ودیگه نداشتن اون خواسته اهمیتش رو از دست داد وبرگشتم به وضعیت اصلی کارخونه خداروشکر
بعد شب که شد گفتم برم فایل نشانه رو ببینم
وقتی دیدم این فایل در مورد شروع سفرجدیدتونه و مریم جان گفت دارم وسایل رو اماده میکنم
گفتم خدای من تو جقدر عالی باهام صحبت کردی و من نفهمیدم
اخه مام فردا راهی سفر هستیم انشالله
درواقع خداوند داشت بهم میگفت
پاشو برو وسایل سفرت رو جور کن و به سفرت فکر کن
اون موضوع رو هم با تمرکزی که رو سفرت میزاری در موردش رهاتر میشی
منم از صبح چک لیست رو نوشته بودم و داشتم کم کم وسایلو اماده میکردم ولی تمرکزم اصلا رو سفر نبود رو اون خواسته براورد نشده بود
البته که من الان حالم عالیه به لطف خداوند مهربان
ولی اگه صبح پیام خداوندو دریافت میکردم زودتر برمیگشتم به مسیر
خدایاشکرت براهدایتهات
خدایا کمکم کن بتونم بشنوم و بفهمم چی بهم میگی
هدایتها رو درک کنم
خیلی مهمه بتونیم بشنویم صدای خداوند رو تو اون شلوغی و درگیری هایی که گه گاه پیش میاد.
ولی موضوع اینه که تا وقتی ما اروم نشیم نمیتونیم بشنویم
هدایت خداوند صبح به وسیله این فایل اومد ولی چون من ارامش نداشتم نفهمیدمش
من از لحاظ فرکانسی دسترسی نداشتم به هدایت خداوند
همون تکامل که تو جلسه 7 گفته شده
اول بگو اروم باش بعد کم کم سعی کن که حست رو بهتر و بهتر کنی
خدایاشکرت برا این اگاهیها براقوانین ثابت وبدون تغییرت برا جهان پراز عدالتت
خدایاشکرت که میتونم از ته دلم بگم شکرت چندساعت قبل نمیتونستم
اخیش چه لذتی داره شکر گزاری واقعی.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
به نام پروردگار مهربان
سلام و صد سلام
شروع یک دوره سفر جدید ، یک دوره برکت و نعمت برای چشم هام ، روحم و زندگیم
سفر قبلی برای من سرشار از رحمت بود ، احساسم خیلی بهتر شد ، دقیق بودن قانون برام یادآوری شد ، دوباره دارم اعتماد و ایمان پیدا میکنم به این مسیر و قانون جهان . واقعا هزاران بار خدا رو شکر .
عزیزم ، چقد دلم برای پردایس تنگ شده بود ، اونجا مث خونه ی خودم میمونه ، نمیتونم براتون توصیفش کنم ، مث وقتی که سال ها از خونه ی بچگی دوری و وقتی فیلش رو میبینی از همه جاش خاطره داری ، و برات فقط یادآور حس رهایی کودکیه ، این خونه برام همون نقش رو داره ، بار ها گفتم ، پناه اول و اخر من تو روزای خیلی دارک دیدن زندگی در بهشته ، نمیدونم شاید سه بار دیدمش ولی هیچ وقت برام تکراری نمیشه ، هیچ وقت ..
مریم جون عزیزم ، چقد من عاشقتونم ، استاد حق دارن واقعا هر چقد شمارو تحسین میکنن ، چقد حستون از پشت دوربین حتی حس میشه ، چشماتون که سراسر آرامشه ، داشتم تو قسمت قبل در مورد مهارت ارگنایزینگتون مینوشتم که جالبه این قسمت مصداقش رو دارم میبینم مجدد .
لذت میبرم از این مایند ست ، از این نگاه تون ، چقد زیبا گفتین که برای من فقط مرتب بودن کافی نیست ، بلکه میام ارگنایز میکنم بر اساس عادت های رفتاری ، و این باعث میشه مرتب بمونه ، دقیقا این نکته ای بود که من ازتون یاد گرفتم ، باعث شده همیشه کمدم و وسیله هام مرتب بباشه ، مگه اینکه نیاز سنجی کنم و یک سری چیز ها رو تغییر بدم .
چقد مشتاقم برای سفر در حدی که تایمم اجازه بده یک قسمت دیگه هم شاید ببینم امروز :)
راستی از ساحل خزر و 5 صبح هام نگفتم براتون :)طبق قانون توجه امروز هم اقایون خوش اندام خوش حال تو نزدیکی های ساحل داشتن شنا میکردن و با هم میگفتن و میخندیدن .سه گروه اومده بودن ثروتمند با ماشین های بی نظیر ، خوش حال و نمیدونم برای صبونه اومده بودن یا ساحلو دیدن ، خلاصه بی نظیر بود حسشون.
دوستون دااارم
سلام به خدای مهربانم
سلام به دو یار مسافر
دوستان عزیزم و استاد جان
این فایل نشانه امروزم بود
خدایا شکرت که چقدر واضح و زیبا
خدا خدایان کرد به این فایل تا بیشتر درک کنم
که چقدر راهم درسته
من هم در شروع به کار جدید هستم
استاد جان شما با تراک کمپر
و
من با فود تراک
خدایا شکرت که مسیر طولانی ساخت تراک تموم شد و به لطف هدایت های الله مهربان
وسایل مورد نیاز رو هم برام تهیه کرد و
الان در حال چیدن وسایل هستم
درست مثل مریم جان
چقدر این فایل به من انرژی داد.
باید مرتب و منظم وسایلم رو ببینم
باید فکر کنم چطوری همه چی رو در دسترس قرار بدم که به هم نریزد
خدایا هزاران بار شکر
هم برای استاد که با این تراک به سفر میره
هم برای خودم که با این فود تراک قراره به آسانی پول در بیارم و به خواستههای خودم برسم به لطف خدای مهربان
خدایا همه چی رو به تو می سپارم
نه ترسی و نه غمی دارم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
در پناه نور و عشق خدا باشید
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز،مریم خانوم و دوستان همراه
آزادی مالی ،زمانی و مکانی شما عزیزان را بسیار تحسین می کنم.
مریم جان دید شما به سفر را که همان دید شما به سفر زندگی ست را بسیار تحسین می کنم.نظم دادن به وسایل برای آرامش و راحتی ،برای لذت بردن از زندگی و اینکه وسایل در خدمت ما باشند.
سفری که هر لحظه آن با دیگری متفاوت است و مناظر باشیم که هر لحظه اتفاقات شگفت انگیزی را تجربه کنیم و با هر اتفاق و طی مسیر در این سفر ظرف وجود ما بزرگتر و بزرگتر می شود و در نهایت ما آدم دیگه ای میشیم.
خدایا شکرت که در هر لحظه مم را هدایت می کنی که چطور از زمدگیم لذت ببرم.
استادجان و مریم خانوم هزاربار ممنونم.
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم >>>>>>
خدایا سپاسگزارم ، امرووز کنکور 1404 ، 11 اردیبهشت ، واقعا همه چی خیلی نرم و عالی و فوق العاده پیش رفت از خودم راضیم از خدا که همه چی رو ردیف کرد از رفتار محترمانه مسئول ها تا رفتار های دوستانه ای که بچه های کلاس داشتن در صورتی که قبلا اینطور نبود ، تا بهترین جا و صندلی و آرامشی که سر جلسه دارم ، احساس راحتی ، هوای عالی و خنک ، سر جلسه مسلط بودم به انچه که میدونستم و مطمئنم من سال بعد این موقع دانشجوی فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف تهران هستم.
خدایا سپاس، تمام این یک سالو هر احظه فقط به قدرت و یاد و امید و سپاسگزاری تو ادامه دادم تو سرجلسه نشستی و سوالارو به اسونی و با قدرت جواب دادی.
احساس رضایت ، و ارامش و خود ارزشمندی من ، یک دنیاااا ارزش داره.
خدایا سپاس برای اون فضا سبز و انرژی مثبت دانشگاه ، سپاس واسه اون بطری اب خنک ، سپاس واسه پدر و مادری که برام خلق کردی و از جانب اونها به من محبت میکنی و من رو همراهی میکنی و من حضور گرمشون رو صمیمیتشون رو احساس میکنم.
احساس مهم بودن ، دوست داشته شدن ، مورد حمایت بودن میکنم.
اینکه صبح ما من بیدار شدن و مادرم من رو خودش با ماشین سر جلسه برد و لحظه ورود کنارم بود و بعد از پشت در برام دست تکون داد بهم شکلات داد و ازم عکس گرفت به خداوندی خدا قسم خیلی ارزش دارههه خیلی ارزش داره.
مقایسه کن این رو با اینکه صبح خودت پاشی و با اسنپ بری و اونجا لحظه ورود هیچ اشنایی نداشته باشی و احساس تنها بودن بکنی!
خدایا شکرت که با احساس خوب آدمای دورم بهم محبت و کمک میکنن.
چقدر اون خانم هایی که بعد از جلسه ازشون درخواست موبایل کردم مودب و محترم بودن و با روی خوش رفتار کردن.
چقدر اون خانم و اقایی که هدایتم کردن به صندلیم فوق العاده بودن.
چقدر همه بچه هایی که اونجا بودن حالشون خوب بود و میخندیدن.
چقدر زمان برام پربرکت بود .
بهم ثابت شد که بابا همه چی فانه ، به کنکور به درسا به امتهان ها به همه تضاد ها بخندد..
ادمیزاده دیگه یروز میزنه و میرقصه و شادی میکنه به قول قران هر وقت نعمتی بر شپا میرسد سپاس گزارید و هر وقت نعمتی از شما گرفته میشود(به وسیله انچه که خود میفرستید) سخت کفر میورزید.
این ها نشانه هاییست برای کسانی که تعقل میکنند.
چقدر خودم رو تحسین میکنم که اونطوری با اعتماد بنفس و شاد و با قدرت و پر انرژی از اول صبح پاشدم با اینکه شب هم کم خوابیده بودم و با احساس عالی رفتم سر جلسه و تمام توان خودم رو گذاشتم ، من از نظر خودم سر بلنده سربلندم چون قانون رو رعایت کردم رو خواسته هام فوکوس بودم فرکانسم مثبت بود و از درس خوندن هیچ چیز کم نزاشتم.
من به خودم افتخار میکنم ، که خودم بودم ، خود واقعیم ، بدون هیچ ترسی نقابی ..در لحظه زندگی کردم.
خودم رو تحسین میکنم که رفتم کتابایی که لازم داشتم رو خریدم ،
خودم رو تحسین میکنم که با قدرت اون همه جنس رو برای مغازه در یک مسیر طولانی اوردم.
خودم رو تحسین میکنم که انقدر امروز شکارچی نکات مثبت بودم
خودم رو تحسین میکنم که به خودم جایزه دادم بعد از انجام کار
خودم رو تحسین میکنم بخاطر اینکه سعی کردم دیدگاهم رو عوض کنم و باور ها و فکت های قدرتمند کننده برای خودم بسازم و از ناخواسته ها فقط اعراض کنم.
از بدنم ، از تمام استخوان های زانوم کمرم و …
از چشم های نورانی و نازنینم
از حس لامسه فوق العادم
از هدایت های اسان کننده و یدون خرج
از تمام ادم های با عشق
از قلب پر از ذوق و پر قدرتممم
تشکر میکنمممم سپاسگزارم که دارمتون شما خیلی قدرتمند و عشقید
خدایا من فقط دو متر جلومو میتونم بببینم ، تویی که به همه چیز اگاهی ، خودت برام بهترین چیزا بساز و من رو به زیبا تریت و سراست ترین مسیر و ثروتمند ترین و با کیفیت ترین مسیر هدایت کن.
من به تو ایمان آوردم.
خدایا سپاشگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم >>>>>>
خدایا سپاسگزارم ، امرووز کنکور 1404 ، 11 اردیبهشت ، واقعا همه چی خیلی نرم و عالی و فوق العاده پیش رفت از خودم راضیم از خدا که همه چی رو ردیف کرد از رفتار محترمانه مسئول ها تا رفتار های دوستانه ای که بچه های کلاس داشتن در صورتی که قبلا اینطور نبود ، تا بهترین جا و صندلی و آرامشی که سر جلسه دارم ، احساس راحتی ، هوای عالی و خنک ، سر جلسه مسلط بودم به انچه که میدونستم و مطمئنم من سال بعد این موقع دانشجوی فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف تهران هستم.
خدایا سپاس، تمام این یک سالو هر احظه فقط به قدرت و یاد و امید و سپاسگزاری تو ادامه دادم تو سرجلسه نشستی و سوالارو به اسونی و با قدرت جواب دادی.
احساس رضایت ، و ارامش و خود ارزشمندی من ، یک دنیاااا ارزش داره.
خدایا سپاس برای اون فضا سبز و انرژی مثبت دانشگاه ، سپاس واسه اون بطری اب خنک ، سپاس واسه پدر و مادری که برام خلق کردی و از جانب اونها به من محبت میکنی و من رو همراهی میکنی و من حضور گرمشون رو صمیمیتشون رو احساس میکنم.
احساس مهم بودن ، دوست داشته شدن ، مورد حمایت بودن میکنم.
اینکه صبح ما من بیدار شدن و مادرم من رو خودش با ماشین سر جلسه برد و لحظه ورود کنارم بود و بعد از پشت در برام دست تکون داد بهم شکلات داد و ازم عکس گرفت به خداوندی خدا قسم خیلی ارزش دارههه خیلی ارزش داره.
مقایسه کن این رو با اینکه صبح خودت پاشی و با اسنپ بری و اونجا لحظه ورود هیچ اشنایی نداشته باشی و احساس تنها بودن بکنی!
خدایا شکرت که با احساس خوب آدمای دورم بهم محبت و کمک میکنن.
چقدر اون خانم هایی که بعد از جلسه ازشون درخواست موبایل کردم مودب و محترم بودن و با روی خوش رفتار کردن.
چقدر اون خانم و اقایی که هدایتم کردن به صندلیم فوق العاده بودن.
چقدر همه بچه هایی که اونجا بودن حالشون خوب بود و میخندیدن.
چقدر زمان برام پربرکت بود .
بهم ثابت شد که بابا همه چی فانه ، به کنکور به درسا به امتهان ها به همه تضاد ها بخندد..
ادمیزاده دیگه یروز میزنه و میرقصه و شادی میکنه به قول قران هر وقت نعمتی بر شپا میرسد سپاس گزارید و هر وقت نعمتی از شما گرفته میشود(به وسیله انچه که خود میفرستید) سخت کفر میورزید.
این ها نشانه هاییست برای کسانی که تعقل میکنند.
چقدر خودم رو تحسین میکنم که اونطوری با اعتماد بنفس و شاد و با قدرت و پر انرژی از اول صبح پاشدم با اینکه شب هم کم خوابیده بودم و با احساس عالی رفتم سر جلسه و تمام توان خودم رو گذاشتم ، من از نظر خودم سر بلنده سربلندم چون قانون رو رعایت کردم رو خواسته هام فوکوس بودم فرکانسم مثبت بود و از درس خوندن هیچ چیز کم نزاشتم.
من به خودم افتخار میکنم ، که خودم بودم ، خود واقعیم ، بدون هیچ ترسی نقابی ..در لحظه زندگی کردم.
خودم رو تحسین میکنم که رفتم کتابایی که لازم داشتم رو خریدم ،
خودم رو تحسین میکنم که با قدرت اون همه جنس رو برای مغازه در یک مسیر طولانی اوردم.
خودم رو تحسین میکنم که انقدر امروز شکارچی نکات مثبت بودم
خودم رو تحسین میکنم که به خودم جایزه دادم بعد از انجام کار
خودم رو تحسین میکنم بخاطر اینکه سعی کردم دیدگاهم رو عوض کنم و باور ها و فکت های قدرتمند کننده برای خودم بسازم و از ناخواسته ها فقط اعراض کنم.
از بدنم ، از تمام استخوان های زانوم کمرم و …
از چشم های نورانی و نازنینم
از حس لامسه فوق العادم
از هدایت های اسان کننده و یدون خرج
از تمام ادم های با عشق
از قلب پر از ذوق و پر قدرتممم
تشکر میکنمممم سپاسگزارم که دارمتون شما خیلی قدرتمند و عشقید
خدایا من فقط دو متر جلومو میتونم بببینم ، تویی که به همه چیز اگاهی ، خودت برام بهترین چیزا بساز و من رو به زیبا تریت و سراست ترین مسیر و ثروتمند ترین و با کیفیت ترین مسیر هدایت کن.
من به تو ایمان آوردم.
سلام به همه
یه شب دیگه و یه مشق شب دیگه
یه تمرکز بر زیبایی های دیگه
استاد جان تحسینتون میکنم که تحسین زیبایی ها رو یاد من دادین
تحسین میکنم که هر چی میخواین رو میخرین و نمود عینی هستین از این باور که ثروتمند شدن با شکوهه، ثروت هر روز بیشتر و بیشتر میشه، ثروتمندان هر روز بیشتر و بیشتر میشن ، ثروتمند شدن معنویترین کار دنیاس و میشه به آزادی مالی رسید
استاد جان تحسینتون میکنم به هر مسئله ای میخورین با اون تضاد کنار نمیاین ، بلکه با یک شیوه جدید و یک بهبود جدید در زندگی سراغ اون تضاد میرین و اون رو حل میکنین مثل همین تضاد RV که باعث شد تصمیم بگیرین که فورد و کمپر رو خریداری کنین
استاد جان تحسین میکنم کمپانی فورد رو – نحوه طراحی کمپر – که سازندگانش با وجود فضای محدودی که در اختیار داشتند چقدر کامپکت عمل کردن و هم فضای خواب ایجاد کردن هم گاز گذاشتن هم سرویس بهداشتی گذاشتن هم کمد گذاشتن هم مبل گذاشتن و هم فضاهای برق رسانی تعبیه کردن و ……..
استاد جان تحسینتون میکنم که شعار خوب و توحیدی دارین : “”ما همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب هستیم””
خودمم تحسین میکنم ک با اینکه آخر شب بود ولی اومدم زیبایی ها رو نوشتم
امروز روز قشنگی داشتم واتفاقات خیلی عالی برام افتاد
از دیدن دو مرتبه لند کروز حضرت توی خیابونا ک عاشقشم
آدمایی ک انسانهای نازنینی بودن و از هر جهت به من کمک کردن
درسهایی که امروز وقت گزاشتم و خوندم
توانایی هایی که به خودم یادآوری کردم که دارم
بازم امروز با اینکه جمعه بود بازم رفتم سر کارم و پول ساختم و درسهام رو هم خوندم