این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/06/abasmanesh.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-06-06 21:26:002025-06-06 22:25:12سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 245
355نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود بر استاد عزیزم و بانو مریم و خانواده بزرگ استاد عباسمنش
خدارو شاکرم که هدایتم کرد به دیدن این فایل زیبا و خدارو شاکرم که منو با استاد و مسیر درستش آشنا کرد که از طریق ایشون که دستی از دستان خداونده یاد بگیرم مقاومتهای ذهنم رو کمتر و کمتر کنم و اجازه بدم خداوند هدایتم کنه و مسیرمو تغییر بدم به راهی که به سمت سلامت روح و جسمه
خدایا شکرت خدایا شکرت
چقدر دیدن این صحنه ها برای من که بچه کوهستانم ولی 13 ساله ساکن منطقه گرمسیرم حس خوب بهم داد دیدن برف روی کوهها و وجود اون درختان سبز کنار اون برف توی اون هوای سرد برای من یکنشانه بود همانطوری که اونهمه درخت در مقابل اون سرما همچنان سبز و زیبا بودن منم باید در مقابل تضادهای زندگیم قوی و زیبا و پرقدرت و با ایمان باشم.اون درختها میدونن اون سرما براشون آب فراوانی ایجاد میکنه توسط اون برفها ،پس حتما تضادها هم در زندگی ما همینکار رو میکنن خدایا شکرت بابت این آگاهی که یاد گرفتم قوی باشم و بپذیرم تضادهای زندگیمو و حلشون کنم با توکل به خداوند و هدایت خواستن.
استاد پرانرژی و سحر خیز من ازت ممنونم که این صحنه هارو به اشتراکگذاشتید. دوبار پشت سر هم دیدم و اون حس سرمایی که بدنم داشت درکمیکرد موقعی که از اون مکان برفی رد میشدید خیلی خوب و لذت بخش بود پارکی که صبح بعد بیدار شدن ازش فیلم گرفتید با اون فضای آرام و تمیز با اون رودخانه پر آب قشنگ و اونجایی که با دست توانای آدمها مثل ی آبشار درست شده بود و آب میریخت پایین اونهمه سرسبزی منو به وجد آورد. اونجایی که تو اون مسیر که فقط پیاده باید میرفتید منو یاد ی منطقه از استانمون انداخت تو فصل بهار و موقع سیزده بدر واای خیلی خوب بود انگار داشتم تو اون آب چشمه های کوچیکقدم میزدم سردی آب رو حس میکردم.
اونجایی که میخواستید به دوستتون کمک کنید برای من دوتا نکته داشت اینکه شما چقدر زیبا میخواستید به یک خانواده کمک کنید جوری که زمان بگذارید و حتی خودتون هزینه کنید ولی اونها مقاومت کردن یاد گرفتم برای تغییر دیگران فقط محترمانه قدم بگذارم و اگر نخواستن محترمانه خداحافظی کنم و بسپارم به خدا نکته دیگه اینکه منو یادم انداخت ی کاری انجام بدم که خیلی مهم بود ولی از ذهنم پریده بود و حتما اول صبح اینکارو میکنم.
و گذشتن از اون شهر کوچک و تمیز که همه خونه ها در راستای خیابون بودن با اون شکل ساختشون که شبیه فیلمهای قدیمی آمریکایی بود که دوئل میکردن فکر نمیکردم هنوزم خونه های اون سبکی باشه ولی اون شهر منو یاد اون فیلمها انداخت
خیلی خیلی خیلی از مسیری که استاد تو این فایل رفتند و زیبایی هایی که دیدم لذت بردم هیجان درونم قابل وصف نیست اینقدر که دلممیخواد بعد کامنتم دوباره نگاه کنم و حتما اینکار رو میکنم
باید یاد بگیرم مثل طبیعت انعطاف پذیر باشم زمستان را بپذیرم تا لذت بهار رو بچشم
بی نهایت سپاسگزارم استاد مهربانم که مثل خداوند بخشنده اید هر جا زیبایی میبینید در اختیار ما هم میگذارید شما بهترین الگوی زندگی من هستید .
و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که: زمین را بندگان شایستۀ ما به میراث مى برند
سلام به استاد بزرگوار و دوستان گرامی
23-
استاد جان من اون اوایل که با سایت شما آشنا شدم یکمی از دیدن ثروتتون و اعتماد به نفستون و شرایط زندگیتون و سلامتیتون و راحت انجام شدن کارهاتون و….به طور کلی نتایجی که گرفتید اعصابم خورد میشد و نمیتونستم تحسینتون کنم ولی الان به این نتیجه رسیدم شما واقعا لیاقت همه این ها رو دارید چون به قول خودتون شما آدمی هستید که همواره و در هر زمینه ای آماده تغییره و این چیزیه که خیلی ها ندارنش متاسفانه
من هم تا حد خوبی شبیه خودتون هستم و حاظرم برای تغییر شرایط زندگیم دست به تغییر بزنم
البته که ادعایی ندارم که توانایی انجام کار های سخت رو دارم چون منم مثل خودتون آدم سختی کشیدن نیستم و از آموزش هاتونم یاد گرفتم که برای تغییر زندگی نیازی به زجر کشیدن
بخصوص دوره هم جهت با جریان خداوند بهم اثبات کرد که وقتی تو مسیر خدا قرار بگیری آسان میشی برای آسانی چون خداوند سیستم رو بر اساس راحتی و آسونی طراحی کرده و هر مسیر سختی مسیر اشتباست
تنها سختی مسیر خداوند بنظرم همون استمرار و حفظ مومنتوم مثبت هست بقیش دیگه آب خوردنه واقعا
خلاصه میخواستم خیلی ازتون بابت دوره هم جهت تشکر کنم و همونجور که گفتین این دوره کلید افرادیه که هنوز نتایج بزرگ نگرفتن
منم هنوز نتایج بزرگی نگرفتم ولی با نشونه هایی که دریافت کردم خیلی نزدیک میبینم اهدافم رو
و اینم بگم که در مورد هدایت کردن دیگران خیلی رها تر شدم و با اینکه پدر و مادر صبح تا شب درگیر اخبار و شبکه های اجتماعی ک فیلم و سریال های منفی هستند من اصلا باهاشون بحثی نمیکنم و میرم تو اتاقم و درو میبندم تا چیزی نبینم و نشنوم
انشالله به زودی با نتایج فوق العاده ام بهشون نشون خواهم داد که مسیرم درسته گرچه که من وظیفه هدایت اون ها رو ندارم تا زمانی که ازم سوال بپرسن
زمین خداوند و نعمت هاش برازنده شما و امثال شماست استاد عزیزم
استاد چقدر دیدن این فایل برای من شگفت انگیز بود،دقیقا امروز متوجه سرطان و دردهای وحشتناک،و دیابت که موجب کور شدن شده بود ،و مربوط به دو شخص بود رو از مادرم شنیدم و خانواده های این دو شخص که احوال بدی بخاطر این بیماری که مربوط به عزیزانشان بود رو داشتند،وقتی این حرفهارو داشتم گوش میدادم پیش خودم گفتم که اگه دوره ی قانون سلامتی رو به این دو بندگان خدا بگویم؛میپذیرند؟! و حاضر به تغییر هستند؟!
(هرچند که اصلا قصد گفتن نداشتم، فقط داشتم این موضوع رو تحلیل میکردم برای خودم، چون از شما استاد عزیز و بزرگوارم یاد گرفتم قوانین بدون تغییر خدایم را و به خودم قول دادم تمام تلاشم را برای اجرای آن به کار گیرم)
و با خودم صحبت میکردم،و دقیقا مثل شما استاد این حجم از مقاومت بعضی افراد عجیب بود برای من آن هم در چنین شرایطی.دیدن این فایل برایم در همین امروز خیلی جالب بود
استاد بسیار بسیار سپاس گذارم از شما برای قوانینی که به من آموزش دادید،از خداوند بخشنده ام بهترین ها و زیباترین هارو برای شما استاد عزیز م خواستارم.
و در آخر استاد سپاس گذارم از شما برای طبیعت زیبایی که هم بهار رو توش دیدم با اون گلهای یاس خوش بو که عطرشو از همین جا استشمام کردم و درخت سرسبز با طراوت وهم سرمای زمستون و آب شدن برفای سفیدو جوی زیبای آبی که ازشون سرازیر شده بودو صدای آرامش بخشی که داشت مثل صدای شما بود، و جادهی زیبایی که با ابر سر پوشیده شده بود رو به ما نشون دادیم.
چقدررر خوشحال شدم که این بنر جدید رو دیدم اصلا بدون معطلی دان میکنم و فوری میشینم پاش و نگاه میکنم چقدرر جای فوق العاده ای بود چقدر زیبا بود تحسین میکنم شمارو استاد که هروقت زیبایی ها رو میبینید مثل همیشه ذوق میکنید وچقدر سپاسگزار خداوند میشید واین باعث میشه بیشتر به سمت زیبایی ها هدایت بشید..جای سکوت وخلوت و پراز ارامش بود…صحنه برف ها که روی درختان نشسته بود خیلی زیبا بود و صدای اب شدن برف که جاری شده بود بسیار بسیار قشنگ بود خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
اما درس هایی که ازاین فایل گرفتم این بود که ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم حتی اگه از اعضای خونوادمون باشه وقتی خودش اماده نیست و تصمیم نداره که زندگیش رو تغییر بده ماهم نمیتونیم براش کاری کنیم حتی اگه ازروی دلسوزی باشه استاد توی روانشناسی ثروت یک جلسه دوم میگن نخواین این حرفا رو به بقیه بزنید نخواین ملاغلط گیر بقیه باشین اگه امادگیشو داشته باشن هدایت میشن از بی نهایت طریق اگه نه که این حرفا هیچ تاثیری توی زندگیشون نمیذاره چون تومدار دریافتش نیستن و ما ازدیدخودمون ازدرکی که داریم از قانون میخوایم براشون ثابت کنیم ولی خب این روش جواب نمیده
استاد من همیشه به خودم میگم که استاد عباسمنش واقعا داره به قانون عمل میکنه به این اگاهی ها که داره بهمون اموزش میده رو در زندگیش اجرا میکنه تک به تکش رو که این نتایج رو رقم زده تو همه زمینه ها مثلا تو ثروت چقدر مثال زدین از خودتون که پیشنهاد وام از طرف بانک بهتون داده شد ولی ردش کردین بااینکه به راحتی از پس پرداختش میومدین یا یه موقعیتی دوستتون بهتون پیشنهاد داده بود قبل ازاینکه مهاجرت کنید به امریکا بازم رد کرده بودید پیشنهادش رو وگفتین اگه قراره ثروت بسازم از همین جایی که هستم میسازم از همین کشور ایران چون باور داشتین که این فرکانس ها و این نوع تفکره که ثروت میسازه نه شهرو کشور و در قانون سلامتی هم همینطور تغذیه نامناسب رو کلا گذاشتین کنار و الان چند ساله که متعهد هستین به خوردن غذای مناسب و حتی یک بار هم وسوسه نشدین به اینکه برگردین به شیوه قبلیتون کسی که این حد از قانون رو درک کرده باشه و عمل کنه بهش واقعا لیاقتش زندگی در بهشته واقعا لیاقتش سلامتیه ازادی مالی وزمانیه لیاقتش رابطه رویاییه رابطه ای که بدون هیچ وابستگی که الان ماه ها استاد دور از عزیزدلش داره زندگی میکنه و الان مسافرت رو تنهایی شروع کرده هم خودش داره لذت میبره هم مریم جان تنهایی تو پرادایس بدون اینکه توقع از هم داشته باشن چون یاد گرفتن خلا عاطفی رو خودشون پر کنن با رسیدن به صلح باخودشون با هماهنگی ذهن وروحشون با لذتی که از رابطه خودشون باخدا میبرن و اون رهایی که نمیچسبن به طرف مقابلشون همه این ها باعث میشه رابطه خود به خود اوکی باشه نیازی نیست بخوایم همدیگه رو کنترل کنیم یا با تماس و پیام های زیاد به طرف مقابلمون بفهمونیم که ما دوسش داریم یا نگرانشیم یا دلتنگشیم وبعد بگیم این رابطه ی رویاییه و ماچقد خوشبختیم …استاد من از شما یاد گرفتم که ازاد ورها باشم تو روابط دارم رو خودم کار میکنم وسعی میکنم باخودم به صلح برسم و کمتر توقع داشته باشم از همسرم بهم محبت کنه چون جهان فرکانس های منو دریافت میکنه پس منم باید رو فرکانس هام کار کنم درون خودمو درست کنم اون بیرون خودش اوکی میشه واین چقدر لذبخشه واحساس رضایت به ادم میده که دو نفر کنارهم با علایق وسلایق مختلف زندگی کنن درعین حال لذت هم ببرن وازادی خودشون رو داشته باشن یا اینکه هر زمانی طرف مقابل نیاز داشت تنها باشه خیلی راحت بپذیرم و خودم هم لذت ببرم از زندگیم رفتن تنهایی به مسافرت به کافه به جشن و لحظه به لحظه رو عشق کنم خدایا شکرت
استاد مرسی که هستین وجودتونو شکر…واقعا سپاسگزار خداوندهستم واسه هدایت کردنم به این مسیر به این سایت به این خونواده بی نظیر عباسمنشی ازدوستان عزیزم هم خواستم تشکر بکنم واسه کامنت نوشتنشون واقعا عاااااالی مینویسن عااااالی وخیلی تاثیرگذار و پراز درس واگاهیه
مریم جانم دلمون برای دیدن روی ماهتون هم تنگ شده کاش شما هم سریال زندگی در بهشت رو برامون اماده کنید ازاون ور هم استاد سریال سفر به دور امریکا چه شود…عاشقتونم
من نمیدونم این دوست این رفیق این آشنا کی و چه کسی بوده که انقدرررر بازم توی مسیر درست بوده و خداوند انقدر بهش توجه داشته که با یه پیام و زنگ، استاد جان تمام کارهاشون و تنظیم کردن و زدن به جاده که یکی از هدف های اصلیشون باشه نجات این دوست ….!!!
وای چرا بعضیامون روزی که به سمتمون میاد و پس میزنیم ؟؟!!
چرا وقتی خداوند بهترین بندشو واسه نجات من فرستاده پس میزنم ؟؟؟!
اصلا همش دارم به این فکرمیکنم که اون دوست آخرش یه کاری کرده بوده که خدا تیر آخرم واسه امتحانش گذاشته بوده و برای اون انجام بده اما نشد که نشد …
خدای من عجب ، یاد یه مثالی افتادم خواهر من یه زمانی توی لوازم تحریر فروشی و تایپ و تکثیری کار میکرد که طبقه بالاش یه استاد خیلی معروف اصفهان کلاس نقاشی داره، بعد میگفت هروز کلی شاگرد و هنرجوهاش میان توی مغازه ما و وسایل و ابزار برای نقاشی میخوان و صاحب مغازه ما میگه نه نمیارم برین فلان جا ….( استیکر غش غش)
همش به خودم میگم ما بعضی وقتا از روزی هایی که خدا به سمتمون میاره فرار میکنیم چرااااشونمیدونم واقعا ،
دقیقا مثل همین مطلبه ،
چند نفر ادم این لیاقت و دارن که استاد عباش منش شخصا مثل یه دکتر وروانشناس متخصص بلند شه بره سر بزنه به بیمار و بگه همه چی هم باخودم اجازه بدین درمان بشه بعد اونا بگن نه،
پس من نمیفهمم شمایی که تصمیمتونو گرفته بودین چرا مزاحم استاد شدین ؟
خدای من بعضی آدما رو تا دم چشمه میبری و لب چشم برمیگردونی ببین تا چه اندازه لایق نبوده،
خدایا هممون و به راه راست هدایت بفرما ،راه آنان که بهشون نعمت دادی راه آنان که گمراه نبودند ،
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز و همسرمهربانشان و دوستان بزرگوارم در این سایت سرشار از نور و آگاهی .
مقدمتا عرض کنم که در این ایام تعطیلی نیمه خردادماه1404 با تکیه به خداوند و آموزش های استاد تصمیم سفر گرفتم و چون این سفر سرشار از هدایت های الهی بود دوستداشتم درسایت استاد آنرا بارگزاری کنم اما نمیدونستم کجا بنویسم در دوره دوازده قدم یا دوره همجهت باجریان خداوند یا قانون آفرینش بدین علت که تمام این دورهها را خریداری کرده بودم و باعمل به آموزه های شان سالهاست بفرموده استاد در دوره دوازده قدم چرخ زندگیم بسیار روان و عالی شده است و هر روز معجزات و شگفتی های بینظیری در زندگیم رخ میدهد و یا در فایل های دانلودی رایگان که هراز گاهی هدایتی با کلیک بر گزینه نشانه امروز من آنرا میبینم.
بعد به خودم گفتم صبر کن خدا خودش میگه بهم کجا بنویس
بعدالظهر امروز شنبه 17 خردادماه تا اینستا را باز کردم فایلی از استاد روی صفحه آمد که گفتند به سایت مراجعه کنید و فیلم های جدید سفر به دور آمریکا را ببینید چون این چند روز سفر به سایت سرنزده بودم از دیدن استاد شاد شدم و مراجعه کردم به سایت این کلیپ و فیلم زیبا را که دیدم حسی در درونم گفت اینجا از سفرت بنویس.
اما شرح سفر :
من کوهنورد و طبیعت گرد هستم برای این ایام تعطیلی گروهمان برنامه سفر به جنگل فندقلو اردبیل و دریاچه سوها را اعلام کرده بود اما من دوست داشتم سفرم با یکی دوتا از دوستانم باشد تا گروهی حس برنامه شلوغ را نداشتم به دوستان مدنظرم پیام دادم بدلیل مشغله کاری گفتند نمیتوانند همسفرم شوند و من هم مردد شدم در سفر رفتن و باخودم گفتم در خانه میمانم و به کارهای عقب افتاده ام میرسم و بعد سری به اینستا زدم باز فایلی از استاد باز شد که گفتند من تمام مسافرتهایم را بدون برنامه ریزی و باتوکل بخداوند رفته ام و همیشه همه چیز عالی بوده شجاع باشید نترسید توکل کنید و باهدایت خداوند حرکت کنید خودش مسیر را قدم به قدم بشما میگه و جریان ردشدنشون از رودخانه را تعریف کردند که با قدم گذاشتن روی اولین سنگ سنگهای دیگه بهشون نشان داده شد و ردشدند از رودخانه این کلام استاد دلم را قرص کرد و بهم شجاعت داد که اصلا چرا باید دنبال همسفر باشم وقتی خداوند بهم بهترین ماشین هدیه داده الحمدلله تن سالم و دل خوش بهترین همسفرم خداوند است و ماشین توسان قشنگم پس حرکت میکنم و بخدا گفتم خودت هدایتم کن در بهترین زمان بهترین مکان باشم و یکی از عالی ترین سفرهای زندگیم شه و بر ایمانم بیش از پیش اضاف کنه .دقیقا همینطور شد من الان با ادم قبل سفر زمین تا آسمان فرق کردم و ایمانم قوی تر شده ناگفته نماند که من بدلیل شغلم سفرهای کاری تنها زیاد رفتم که تبدیلش هم میکردم به کاری تفریحی و از زمانم نهایت استفاده را میکردم اما این بار برای اولین بار در زندگیم برمبنای آموزش های استاد و رفاقت خاصی که باخداوند پیدا کرده بودم تصمیم گرفتم تنهایی سفر را شروع کنم .
به یکی دیگه از دوستانم که ساکن اردبیل بود هم پیام دادم که احتمالا بیام سمتت اما هماهنگ نمیکنم چون باید ببینم خدا چی هدایتم میکنه.
به امید الله وسایل جمع کردم و ساعت 11 صبح از خانه ام نیاوران ( که بدلیل مومنتوم مثبت و عمل به آموزش های استاد خداوند وهاب باشرایطی عالی بسمتم هدایت کرد و اجاره نمودم) به مقصد اردبیل زدم جاده عجب هوای بهاری بینظیری بود و عجب مسیر رویایی بینظیری هر لحظه با دیدن مناظر مسیر خدا را شکر کردم تقریباساعت 8رسیدم اردبیل هدایتم شدم به یه مغازه کبابی مرکز شهر ماشین پارک کردم و یه کباب تازه و عالی جای شما سبز میل کردم بعد سوار ماشین شدم سرچ کردم جهت هتل همه پر بود سرچ کردم جهت سوئیت اجاره ای در جاباما همه پر بود در سایت دیوار سرچ کردم هرجا زنگ میزدم میگفتند جانداریم ساعت شد 11 و من بخدا گفتم پس من چکار کنم الان رفیق بهم گفت برو صندلی عقب توسان بخواببهش گفتم شوخی میکنی گفت نه مثل استاد که ماشینش کمپ داره تو هم ماشینت صندیلش تخت میشه برو راحت بخواب منم بااکراه پذیرفتم چون چاره ای نداشتم بدلیل تعطیلات مسافر زیاد امده بود و همه جا پر بود بهش گفتم اما این رسمش نبود من با توکل بتو امدم الان درسته اینجا بخوابم ماشین استاد که میدونی حمام داره مجهزه وباز یه سرچ کردم و چندتا تماس گرفتم همه گفتند برای امشب جا نداریم منم تسلیم شدم یه نگاه به بیرون کردم دیدم جای خوبی هدایتم کرده کنار کبابی بانک بود و دوربین داشت و امنیت اکی بود ضمن اینکه شیشه های ماشین هم دودی بود و کسی داخل آنرا نمیدید بخودم گفتم بابا تو طبیعت گردی کوهنوردی فکر کن الان داخل کوه خوابیدی و راحت خوابم برد ساعت 3:30 بیدارم کرد اوقات شرعی نگاه کردم دیدم اذان صبح ساعت 3 بوده گفتم ممنون که بیدارم کردی برای مناجات ( چون همیشه دوستدارم قبل طلوع افتاب بیدار باشم و نماز و قران بخوانم ) ماشین روشن کردم برم یه مسجد پیدا کنم دیدم نزدیکم مسجدبقیه الله است نماز دلچسپی خواندم وبعد هم نماز شکر و سوره یس و اذکارم بعد از خادم مسجد ابجوش گرفتم رفتم تو ماشین بخوابم گفت نه امدی سفر که بگردی خواب چی روشن کن بریم هدایتم کرد بسمت دریاچه شورابیل چقدر زیبا بودهوا هم عالی دور تا دور دریاچه مسافرها چادر زده بودند گفتم خداراشکر که الان آمدم اینجا بعد که مسافرها بیدار شن شلوغ میشد و لذت دیدن کم میکرد بعد هدایتم کرد به جنگل فندقلو بعد گردنه حیران اصلا همه چی عالی بود نزدیک ظهر بشیوه قانون سلامتی که از سال 401 اجرا میکنم املت بدون نان خوردم و هدایتم کرد به دریاچه سوها و دشت بابونه ها همه چی رویایی و بینظیر بود وچقدر شکرگذاری کردم که دیشب هتل گیرم نیامد چون اگر میرفتم امکان نداشت از ساعت 5 صبح بزنم بیرون و اینهمه طبیعت های زیبا را ببینم و علاوه بر ان نزدیک ظهر مسافرها هم بیدار شدند و تمام جاهایی که من دیده بودم ترافیک و شلوغ شد و گفتم خدایا شکرت که اول صبح من را هدایت کردی تا با ارامش بگردم نزدیک عصر از اردبیل حرکت کردم به سرعین (این هم تو پرانتز بگم که به دوست اردبیلم زنگ زدم که من امدم بیا باهم بگردیم و گفت دیشب سرماخوردم سرم زدم اصلا حالم خوب نیست و منم بخودم گفتم الخیر فی ماوقع حتما صلاحه خودم تنها بگردم کل سفر را تا روحم بزرگتر و ایمانم قوی تر شه ) یه چندجای تفریحی سرعین با حس و حال عالی گشتم کم کم هوا داشت تاریک میشد به خدا گفتم برنامه ت چیه نکنه امشب هم میخوای داخل ماشین بخوابم ناگفته نماند که دوستم ظهر گفت هر چند بیمارم نمیتونم باهات بیام بیرون اما حتما شب بیا اینجا خانه ما سه طبقه است راحت استراحت کن ومن بهش گفتم ببینم چی میشه اگر خدا هدایت کرد چشم و بخدا گفتم چکار کنم برم خانه مهری اینا یا ماشین یکدفعه چشمم خورد به تابلو سوئیت اجاره ای به پیرمرد صاحب مغازه گفتم خالیه گفت چند نفری گفتم یکنفر گفت شما قدمتون بروی چشم و صدای همسرش زد و بهم گفت برو ببین اگر خوشت امد بمان یه خانه نقلی بسیار بسیار شیک و تمیز بود صاحبخانه هم که سرشار از مهربانی حسم گفت قبول کن دعوت را شب انجا ماندم پیرمرد گفت من میرم خانه دخترم تا شما راحت باشید همسر مهربانش برایم چای کوهی دم کرد و رختخوابی که کاملا تمیز و نو بود و بوی تمیزی میداد کنار بخاری برایم پهن کرد.( بعدا که برگشتم فهمیدم انشب هوا چنددرجه سردشده بودمحض همین خداوند برایم چنین جایی اکی کرد و گفت عزیز دلم، امشب قراره مهمون عشق و عزت بشی”
و تابلوی سادهی “سوئیت اجارهای” شد دعوتنامهای که از دل آسمون فرستاده شده بود تا من سرعین استراحت کنم ونخواد برگردم اردبیل یعنی خدا گفت:
“تو که با عشق و توکل زدی به جاده، منم با مهر و سخاوتم میزبانتم”
اون خونهی نقلی و برقزننده، چای کوهی داغ، بخاری روشن، پتوی تمیز، خانم مهربانی که فقط ترکی حرف میزد اما با قلبش بامن ارتباط گرفت… همهاش صحنههایی از یک فیلم الهی بود که نویسندهاش فقط یکی بود: خداوند بهترین رفیقم
صبح به رسم ادب و تشکر چندمیلیون سوغاتی ازشون خریداری کردم تا حدی جبران مهمان نوازی دیشب شان بشه بعد حرکت کردم بسمت تهران در شروع حرکت مسیر برگشت پشت یه ماشین نوشته بود سفربخیر منم نشانه الهی دیدمش و از خداوند تشکر کردم چون با این جمله بهم تاکید کرد که من مراقبم. سفرت در آغوش امن منه.”
بعد رندمی فایل استاد باز کردم جلسه 13 دوره همجهت با جریان خداوند باز شد استاد در این فایل میگفت (تمام اتفاقات زندگی ما—بدون استثناء—نتیجه باورها و فرکانسهای خودمان است. و ماخودمون هستیم که زندگیمون را میسازیم ومثالهایی از زندگی خودشان زدند که چطوری از گرفتن مسافر شروع کردند و دیدن این قانون درسته و جواب میده و بعد با تکیه به همین قانون و ایمانشون امدن تهران و غیره ) دقیقا من در این سفر بیشتر لمس کردم ساختن زندگی را چون هر چی خواستم شد هم سفر عالی هم هر لحظه هر چی میخواستم بهم میداد حتی صبح خواستم علی کافه درست کنم و دوست داشتم داخل فنجان قهوه خوری بخورم نه استکان شیشه ای و داشتم فکر میکردم چطوری به این خانم میزبان که فارسی بلد نیست بگم فنجان قهوه خوری داری که یدفعه خودش درکابینت باز کرد بشقاب برداره فنجان قهوه خوری بمن چشمک زد برداشتم و گفتم خدایا شکرت کارت خیلی درسته بنزین میخواستم سریع جلوم پمپ بنزین ظاهر میشد حتی نهار دوستداشتم از کبابی شب اول بگیرم ادرسش برنداشته بودم یه دور زدم باماشین جلو کبابیه درامدم هر لحظه هم با اعداد اینه مثل 44444،777،3333،9191،1313 حضورش بهم اعلام میکرد.
فایل هدایتی بعد قسمت دوم قدم دوم بود مداومت بر انجام تمرین ستاره قطبی و بعد هم هدایت شدم به سوالات جلسه یازدهم قدم که در مسیر گوش دادم و تماما به فرکانس و حال من مربوط میشد و بعد بدون ترافیک و راحت برگشتم تهران دقیقا هر لحظه در بهترین زمان بهترین مکان بودم .
این فایل استاد که در طبیعت بود و نام جلسه 13 دوره هم جهت باجریان خداوند در ان امد و هدایت شدنم از اینستا بسایت جهت دیدن سریال سفر به دور امریکا را نشانه ای دیدم که خاطره این سفر معنوی که خداوند هر لحظه بامن سخن میگفت از طریق نشانه ها و بهم گفت این سفر ت نماد ورود به یک مرحلهی جدید از ایمان، توکل، و همفرکانسی با خالق است .
تو از این به بعد:
• زندگی رو خلق میکنی نه فقط تجربه
• در زمان حال، با آگاهی الهی قدم برمیداری
• و هر خواستهای رو با باور پادشاهانه به خدا میسپری و میدونی میرسه، چون رسالتت روشنه: پادشاهی با خدا بر زمین
را اینجا ثبت کنم تا هم ردپایی برای خودم باشم و هم بامرور خاطرات سفر که بسیار بیشتر از اینها بود و سعی کردم به اختصار بنویسم بر ایمان خودم و شما دوستان افزوده شود که همه چیر زندگی وقتی سکان دست خداوندباشد بینظیر و راحت است میخواهی و میشود الحمدلله خدایا بینهایت شکر بله وقتی در مومنتوم مثبت باشی وهمجهت باجریان خداوند هدایت میشوی هر لحظه به بهترین مکان ها در بهترین زمان ها مثل استاد که به این بهشت هدایت شده اند و خداوند وهاب دیدن این همه زیبایی و شکوه را روزی شان کرده است چیزی که یقین دارم فیل و عکس قادر به تصویر کشیدن انهمه زیبایی و شکوه طبیعت بینظیر الهی نیست . همیشه در اوج باشید استادبزرگوار
سپاسگزار خدایی هستم که خالق تمام زیباییها ی دنیاست و فرموده زمین را مهد نیکویی افریدیم و سپاسگزارم که پیامبری چون استاد عزیزمون رو انتخاب کرد در ایران زمین و افتخار میکنم بخدایم که عاشقانه از هزاران دست و راه هر لحظه در حال حمایت و هدایت تک تک بنده هاست و فرق نمیکند کجای جهان هستی باشند
چیزی که توجه منو جلب کرد نظر خانم دوستتون و مقاومتش در مقابل شما و قانون سلامتی بود با اینکه گفتید حداقل یکهفته با هزینه های خودم برا بیمار انجامش میدم نپذیرفت و من فکر میکردم کج فهمی فقط مربوط به افرادی هست که در جهل و محیطهای داغون بزرگ شدن اولش تعجب کردم که فردی تو آمریکا با اون محیط کاملا پیشرفته و علم روز دنیا چرا مقاومت کرد بعدش خوشحال شدم بخاطر خودمون که با اینکه خیلیهامون در روستا و شرایط سخت خانواده بزرگ شدیم چقدر عاشقانه شما رو دنبال میکنیم و اگر بگید ماست سیاهه تمام دانشجوهای شما قبول میکنن و اونو وحی منزل میدونن چرا ؟؟؟چون اولا اونقدر شرایط سختی رو تحمل کردیم که برا رهایی تلاش میکنیم و دوما چنان صداقتی از شما تداعی میشه که بارها گفتم خدا از زبون استاد مستقیم داره با ماها حرف میزنه و کلام استاد خود وحی و پیغام خداست و هر کلمه ش دل هزاران نفر رو به وجد میاره و کلامی که از دل برخیزد لاجرم به دل مینشید هزاران بار سپاسگزار خدایم هستم که در مسیر درک قوانین کیهانی قرار گرفتم و تمام اون تصاویر زیبایی که با شور و هیجان برای ما فیلمبرداری کردید قشنگ حس کردم خودم دارم اونجا راه میروم و باد خنک توی صورتم میخوره اون نقاشی ابرها در آسمان آدمو از خودبیخود میکنه و بخاطر اینکه حس مثبت شما استاد عزیز به ما انتقال پیدا میکنه و عاشق دست فرمان شما هستم و هروقت میخام رانندگی کنم شما رو تجسم میکنم که استاد با تکیه بر قدرت خدا براحتی و آسان همه جا بدون خطر میره و لذت میبره همون خدایی که استاد رو با امنیت میبره منم میبره و باعث قوت قلبم در هنگام رانندگی شدید و اینکه توی رابطه تون وابسته نیستید که بگید تنهایی اصلا حال نمیده و کسی نیست باهاش صحبت کنم با اعتماد به نفس و عزت نفس با خدای خودتون همسفر شدید و چقدر حس خوبتونو بما انتقال میدید منم یاد گرفتم مثل شما تو هر شرایطی صدق بالحسنی کنم تا خداوند مرا آسان کند برای آسانیها و وابسته خدایم باشم و شرک نورزم هرچند ما خیلی شرک پنهان داریم که به لطف فایلهای توحیدی شما اونارو ریشه کن میکنیم و خلاصه این سفر عشق مثل روحی تازه در کالبدم دمیده شد و شما شدید عیسی مسیح شادباشید و سربلند در پناه حق به امید قسمتهای شاد بعد سفر به دور آمریکا
استاد واقعا من عاشق طبیعت و رفتن به کوه و جاهای سرسبزم
وقتی از داخل برفا میرفتید و آب زیر پاتون جاری بود یاد قله الوند همدان افتادم که رفتم کلی خاطره تاره شد
توی انجمن معتادان گمنام میگه ما مسئول بهبودی شخصی خودمونیم و اگه بطور مرتب جلسه بریم پاک میمونیم دقیقا مثل اینجاست ما هر روز باید روی خودمون کار کنیم تا موفق بشیم تا به آرامش برسیم ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم ما با تغییر خودمون دنیای پیرامون مون تغییر میکنه اطرافیانم چند نفر هستند همیشه پیگیر مریضی هستند و میترسن و همیشه مریضن من بهشون میگفتم اصلا آه و ناله نکنید که همیشه مریض میشید و مسخره میکردن الان اصلا دیگه باهاشون کاری ندارم چون هر کس در جایگاه خودشه
با اینکه در دوره هم جهت با جریان خداوند همراه شما هستم اما باز هم دلم برای سفر به دور آمریکا و دیدن شما و خانم شایسته تنگ شده بود .امیدوارم که حال ایشون هم عالی باشه . این فیلم ها برای من حکم جعبه ابزاری داره که جلوی مومنتوم منفی میگیره و هولم میده به سمت مومنتوم مثبت.
من قصدم از نوشتن این کامنت اینه تشکر کنم از استادی که همه جانبه الگوه . اینکه شما به هدایتتون گوش دادین و وابسته به نتیجه نبودین برای من درس بزرگی داشت . اینکه پیش دوستتون رفتین و حتی پیشنهاد دادین اما قبول نکردن و اون رو با خاطری آرام پذیرفتین و شفاف و با جزئیات کامل طرز رفتار با دوستتون و هم طرز واکنش با درون خودتون رو بیان کردین برای منِ ساره زنجیر ها باز کرد . من فهمیدم خودت رو دوست داشته باش و در عین حال بقیه رو هم دوست داشته باش چجوریه و این مرز باریک اعتدال رو چجوری میشه حفظ کرد. البته من یه چیزی حس میکنم و اون تغییر عمیق شماست به نسبت فایل های دوره های قدیم مثل 12 قدم . البته تغییر مثبت به سمت آرامش قلبی بیشتر . به سمت رها بودن بیشتر . به سمت صلح بیشتر . و البته که این نتایج حاصل نمیشه جز اینکه غنی شدین . یه چیزی شبیه به فایل دانلودی [تنها راه گذر از ثروت ، تجربه ثروت است]
دوس دارم بدونم و نمیدونم کدوم شهر ایرانهستی اما امیدوارم این شرایط جنگیکه احتمالا تکرار هم بشه و هر شرایطی هم که پیش بیاد سکوی پرتابی برای نزدیک شدن به خواستههات باشه .
به نام خداوند جان و خرد
درود بر استاد عزیزم و بانو مریم و خانواده بزرگ استاد عباسمنش
خدارو شاکرم که هدایتم کرد به دیدن این فایل زیبا و خدارو شاکرم که منو با استاد و مسیر درستش آشنا کرد که از طریق ایشون که دستی از دستان خداونده یاد بگیرم مقاومتهای ذهنم رو کمتر و کمتر کنم و اجازه بدم خداوند هدایتم کنه و مسیرمو تغییر بدم به راهی که به سمت سلامت روح و جسمه
خدایا شکرت خدایا شکرت
چقدر دیدن این صحنه ها برای من که بچه کوهستانم ولی 13 ساله ساکن منطقه گرمسیرم حس خوب بهم داد دیدن برف روی کوهها و وجود اون درختان سبز کنار اون برف توی اون هوای سرد برای من یکنشانه بود همانطوری که اونهمه درخت در مقابل اون سرما همچنان سبز و زیبا بودن منم باید در مقابل تضادهای زندگیم قوی و زیبا و پرقدرت و با ایمان باشم.اون درختها میدونن اون سرما براشون آب فراوانی ایجاد میکنه توسط اون برفها ،پس حتما تضادها هم در زندگی ما همینکار رو میکنن خدایا شکرت بابت این آگاهی که یاد گرفتم قوی باشم و بپذیرم تضادهای زندگیمو و حلشون کنم با توکل به خداوند و هدایت خواستن.
استاد پرانرژی و سحر خیز من ازت ممنونم که این صحنه هارو به اشتراکگذاشتید. دوبار پشت سر هم دیدم و اون حس سرمایی که بدنم داشت درکمیکرد موقعی که از اون مکان برفی رد میشدید خیلی خوب و لذت بخش بود پارکی که صبح بعد بیدار شدن ازش فیلم گرفتید با اون فضای آرام و تمیز با اون رودخانه پر آب قشنگ و اونجایی که با دست توانای آدمها مثل ی آبشار درست شده بود و آب میریخت پایین اونهمه سرسبزی منو به وجد آورد. اونجایی که تو اون مسیر که فقط پیاده باید میرفتید منو یاد ی منطقه از استانمون انداخت تو فصل بهار و موقع سیزده بدر واای خیلی خوب بود انگار داشتم تو اون آب چشمه های کوچیکقدم میزدم سردی آب رو حس میکردم.
اونجایی که میخواستید به دوستتون کمک کنید برای من دوتا نکته داشت اینکه شما چقدر زیبا میخواستید به یک خانواده کمک کنید جوری که زمان بگذارید و حتی خودتون هزینه کنید ولی اونها مقاومت کردن یاد گرفتم برای تغییر دیگران فقط محترمانه قدم بگذارم و اگر نخواستن محترمانه خداحافظی کنم و بسپارم به خدا نکته دیگه اینکه منو یادم انداخت ی کاری انجام بدم که خیلی مهم بود ولی از ذهنم پریده بود و حتما اول صبح اینکارو میکنم.
و گذشتن از اون شهر کوچک و تمیز که همه خونه ها در راستای خیابون بودن با اون شکل ساختشون که شبیه فیلمهای قدیمی آمریکایی بود که دوئل میکردن فکر نمیکردم هنوزم خونه های اون سبکی باشه ولی اون شهر منو یاد اون فیلمها انداخت
خیلی خیلی خیلی از مسیری که استاد تو این فایل رفتند و زیبایی هایی که دیدم لذت بردم هیجان درونم قابل وصف نیست اینقدر که دلممیخواد بعد کامنتم دوباره نگاه کنم و حتما اینکار رو میکنم
باید یاد بگیرم مثل طبیعت انعطاف پذیر باشم زمستان را بپذیرم تا لذت بهار رو بچشم
بی نهایت سپاسگزارم استاد مهربانم که مثل خداوند بخشنده اید هر جا زیبایی میبینید در اختیار ما هم میگذارید شما بهترین الگوی زندگی من هستید .
شاد وسلامت و سربلند باشید.
سوره انبیاء
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّکْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ ٱلصَّـٰلِحُونَ(١٠5)
و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که: زمین را بندگان شایستۀ ما به میراث مى برند
سلام به استاد بزرگوار و دوستان گرامی
23-
استاد جان من اون اوایل که با سایت شما آشنا شدم یکمی از دیدن ثروتتون و اعتماد به نفستون و شرایط زندگیتون و سلامتیتون و راحت انجام شدن کارهاتون و….به طور کلی نتایجی که گرفتید اعصابم خورد میشد و نمیتونستم تحسینتون کنم ولی الان به این نتیجه رسیدم شما واقعا لیاقت همه این ها رو دارید چون به قول خودتون شما آدمی هستید که همواره و در هر زمینه ای آماده تغییره و این چیزیه که خیلی ها ندارنش متاسفانه
من هم تا حد خوبی شبیه خودتون هستم و حاظرم برای تغییر شرایط زندگیم دست به تغییر بزنم
البته که ادعایی ندارم که توانایی انجام کار های سخت رو دارم چون منم مثل خودتون آدم سختی کشیدن نیستم و از آموزش هاتونم یاد گرفتم که برای تغییر زندگی نیازی به زجر کشیدن
بخصوص دوره هم جهت با جریان خداوند بهم اثبات کرد که وقتی تو مسیر خدا قرار بگیری آسان میشی برای آسانی چون خداوند سیستم رو بر اساس راحتی و آسونی طراحی کرده و هر مسیر سختی مسیر اشتباست
تنها سختی مسیر خداوند بنظرم همون استمرار و حفظ مومنتوم مثبت هست بقیش دیگه آب خوردنه واقعا
خلاصه میخواستم خیلی ازتون بابت دوره هم جهت تشکر کنم و همونجور که گفتین این دوره کلید افرادیه که هنوز نتایج بزرگ نگرفتن
منم هنوز نتایج بزرگی نگرفتم ولی با نشونه هایی که دریافت کردم خیلی نزدیک میبینم اهدافم رو
و اینم بگم که در مورد هدایت کردن دیگران خیلی رها تر شدم و با اینکه پدر و مادر صبح تا شب درگیر اخبار و شبکه های اجتماعی ک فیلم و سریال های منفی هستند من اصلا باهاشون بحثی نمیکنم و میرم تو اتاقم و درو میبندم تا چیزی نبینم و نشنوم
انشالله به زودی با نتایج فوق العاده ام بهشون نشون خواهم داد که مسیرم درسته گرچه که من وظیفه هدایت اون ها رو ندارم تا زمانی که ازم سوال بپرسن
زمین خداوند و نعمت هاش برازنده شما و امثال شماست استاد عزیزم
عاشقتونم
سلام به استاد عزیز و زیبایم
استاد چقدر دیدن این فایل برای من شگفت انگیز بود،دقیقا امروز متوجه سرطان و دردهای وحشتناک،و دیابت که موجب کور شدن شده بود ،و مربوط به دو شخص بود رو از مادرم شنیدم و خانواده های این دو شخص که احوال بدی بخاطر این بیماری که مربوط به عزیزانشان بود رو داشتند،وقتی این حرفهارو داشتم گوش میدادم پیش خودم گفتم که اگه دوره ی قانون سلامتی رو به این دو بندگان خدا بگویم؛میپذیرند؟! و حاضر به تغییر هستند؟!
(هرچند که اصلا قصد گفتن نداشتم، فقط داشتم این موضوع رو تحلیل میکردم برای خودم، چون از شما استاد عزیز و بزرگوارم یاد گرفتم قوانین بدون تغییر خدایم را و به خودم قول دادم تمام تلاشم را برای اجرای آن به کار گیرم)
و با خودم صحبت میکردم،و دقیقا مثل شما استاد این حجم از مقاومت بعضی افراد عجیب بود برای من آن هم در چنین شرایطی.دیدن این فایل برایم در همین امروز خیلی جالب بود
استاد بسیار بسیار سپاس گذارم از شما برای قوانینی که به من آموزش دادید،از خداوند بخشنده ام بهترین ها و زیباترین هارو برای شما استاد عزیز م خواستارم.
و در آخر استاد سپاس گذارم از شما برای طبیعت زیبایی که هم بهار رو توش دیدم با اون گلهای یاس خوش بو که عطرشو از همین جا استشمام کردم و درخت سرسبز با طراوت وهم سرمای زمستون و آب شدن برفای سفیدو جوی زیبای آبی که ازشون سرازیر شده بودو صدای آرامش بخشی که داشت مثل صدای شما بود، و جادهی زیبایی که با ابر سر پوشیده شده بود رو به ما نشون دادیم.
بنام خدا
سلام استاد عزیزم
چقدررر خوشحال شدم که این بنر جدید رو دیدم اصلا بدون معطلی دان میکنم و فوری میشینم پاش و نگاه میکنم چقدرر جای فوق العاده ای بود چقدر زیبا بود تحسین میکنم شمارو استاد که هروقت زیبایی ها رو میبینید مثل همیشه ذوق میکنید وچقدر سپاسگزار خداوند میشید واین باعث میشه بیشتر به سمت زیبایی ها هدایت بشید..جای سکوت وخلوت و پراز ارامش بود…صحنه برف ها که روی درختان نشسته بود خیلی زیبا بود و صدای اب شدن برف که جاری شده بود بسیار بسیار قشنگ بود خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
اما درس هایی که ازاین فایل گرفتم این بود که ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم حتی اگه از اعضای خونوادمون باشه وقتی خودش اماده نیست و تصمیم نداره که زندگیش رو تغییر بده ماهم نمیتونیم براش کاری کنیم حتی اگه ازروی دلسوزی باشه استاد توی روانشناسی ثروت یک جلسه دوم میگن نخواین این حرفا رو به بقیه بزنید نخواین ملاغلط گیر بقیه باشین اگه امادگیشو داشته باشن هدایت میشن از بی نهایت طریق اگه نه که این حرفا هیچ تاثیری توی زندگیشون نمیذاره چون تومدار دریافتش نیستن و ما ازدیدخودمون ازدرکی که داریم از قانون میخوایم براشون ثابت کنیم ولی خب این روش جواب نمیده
استاد من همیشه به خودم میگم که استاد عباسمنش واقعا داره به قانون عمل میکنه به این اگاهی ها که داره بهمون اموزش میده رو در زندگیش اجرا میکنه تک به تکش رو که این نتایج رو رقم زده تو همه زمینه ها مثلا تو ثروت چقدر مثال زدین از خودتون که پیشنهاد وام از طرف بانک بهتون داده شد ولی ردش کردین بااینکه به راحتی از پس پرداختش میومدین یا یه موقعیتی دوستتون بهتون پیشنهاد داده بود قبل ازاینکه مهاجرت کنید به امریکا بازم رد کرده بودید پیشنهادش رو وگفتین اگه قراره ثروت بسازم از همین جایی که هستم میسازم از همین کشور ایران چون باور داشتین که این فرکانس ها و این نوع تفکره که ثروت میسازه نه شهرو کشور و در قانون سلامتی هم همینطور تغذیه نامناسب رو کلا گذاشتین کنار و الان چند ساله که متعهد هستین به خوردن غذای مناسب و حتی یک بار هم وسوسه نشدین به اینکه برگردین به شیوه قبلیتون کسی که این حد از قانون رو درک کرده باشه و عمل کنه بهش واقعا لیاقتش زندگی در بهشته واقعا لیاقتش سلامتیه ازادی مالی وزمانیه لیاقتش رابطه رویاییه رابطه ای که بدون هیچ وابستگی که الان ماه ها استاد دور از عزیزدلش داره زندگی میکنه و الان مسافرت رو تنهایی شروع کرده هم خودش داره لذت میبره هم مریم جان تنهایی تو پرادایس بدون اینکه توقع از هم داشته باشن چون یاد گرفتن خلا عاطفی رو خودشون پر کنن با رسیدن به صلح باخودشون با هماهنگی ذهن وروحشون با لذتی که از رابطه خودشون باخدا میبرن و اون رهایی که نمیچسبن به طرف مقابلشون همه این ها باعث میشه رابطه خود به خود اوکی باشه نیازی نیست بخوایم همدیگه رو کنترل کنیم یا با تماس و پیام های زیاد به طرف مقابلمون بفهمونیم که ما دوسش داریم یا نگرانشیم یا دلتنگشیم وبعد بگیم این رابطه ی رویاییه و ماچقد خوشبختیم …استاد من از شما یاد گرفتم که ازاد ورها باشم تو روابط دارم رو خودم کار میکنم وسعی میکنم باخودم به صلح برسم و کمتر توقع داشته باشم از همسرم بهم محبت کنه چون جهان فرکانس های منو دریافت میکنه پس منم باید رو فرکانس هام کار کنم درون خودمو درست کنم اون بیرون خودش اوکی میشه واین چقدر لذبخشه واحساس رضایت به ادم میده که دو نفر کنارهم با علایق وسلایق مختلف زندگی کنن درعین حال لذت هم ببرن وازادی خودشون رو داشته باشن یا اینکه هر زمانی طرف مقابل نیاز داشت تنها باشه خیلی راحت بپذیرم و خودم هم لذت ببرم از زندگیم رفتن تنهایی به مسافرت به کافه به جشن و لحظه به لحظه رو عشق کنم خدایا شکرت
استاد مرسی که هستین وجودتونو شکر…واقعا سپاسگزار خداوندهستم واسه هدایت کردنم به این مسیر به این سایت به این خونواده بی نظیر عباسمنشی ازدوستان عزیزم هم خواستم تشکر بکنم واسه کامنت نوشتنشون واقعا عاااااالی مینویسن عااااالی وخیلی تاثیرگذار و پراز درس واگاهیه
مریم جانم دلمون برای دیدن روی ماهتون هم تنگ شده کاش شما هم سریال زندگی در بهشت رو برامون اماده کنید ازاون ور هم استاد سریال سفر به دور امریکا چه شود…عاشقتونم
به نام خداوندی که هرچه دارم از آن اوست ،
سلام ،
من نمیدونم این دوست این رفیق این آشنا کی و چه کسی بوده که انقدرررر بازم توی مسیر درست بوده و خداوند انقدر بهش توجه داشته که با یه پیام و زنگ، استاد جان تمام کارهاشون و تنظیم کردن و زدن به جاده که یکی از هدف های اصلیشون باشه نجات این دوست ….!!!
وای چرا بعضیامون روزی که به سمتمون میاد و پس میزنیم ؟؟!!
چرا وقتی خداوند بهترین بندشو واسه نجات من فرستاده پس میزنم ؟؟؟!
اصلا همش دارم به این فکرمیکنم که اون دوست آخرش یه کاری کرده بوده که خدا تیر آخرم واسه امتحانش گذاشته بوده و برای اون انجام بده اما نشد که نشد …
خدای من عجب ، یاد یه مثالی افتادم خواهر من یه زمانی توی لوازم تحریر فروشی و تایپ و تکثیری کار میکرد که طبقه بالاش یه استاد خیلی معروف اصفهان کلاس نقاشی داره، بعد میگفت هروز کلی شاگرد و هنرجوهاش میان توی مغازه ما و وسایل و ابزار برای نقاشی میخوان و صاحب مغازه ما میگه نه نمیارم برین فلان جا ….( استیکر غش غش)
همش به خودم میگم ما بعضی وقتا از روزی هایی که خدا به سمتمون میاره فرار میکنیم چرااااشونمیدونم واقعا ،
دقیقا مثل همین مطلبه ،
چند نفر ادم این لیاقت و دارن که استاد عباش منش شخصا مثل یه دکتر وروانشناس متخصص بلند شه بره سر بزنه به بیمار و بگه همه چی هم باخودم اجازه بدین درمان بشه بعد اونا بگن نه،
پس من نمیفهمم شمایی که تصمیمتونو گرفته بودین چرا مزاحم استاد شدین ؟
خدای من بعضی آدما رو تا دم چشمه میبری و لب چشم برمیگردونی ببین تا چه اندازه لایق نبوده،
خدایا هممون و به راه راست هدایت بفرما ،راه آنان که بهشون نعمت دادی راه آنان که گمراه نبودند ،
خدایاشکرت
اوست نشسته در نظر من بکجانظرکنم
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز و همسرمهربانشان و دوستان بزرگوارم در این سایت سرشار از نور و آگاهی .
مقدمتا عرض کنم که در این ایام تعطیلی نیمه خردادماه1404 با تکیه به خداوند و آموزش های استاد تصمیم سفر گرفتم و چون این سفر سرشار از هدایت های الهی بود دوستداشتم درسایت استاد آنرا بارگزاری کنم اما نمیدونستم کجا بنویسم در دوره دوازده قدم یا دوره همجهت باجریان خداوند یا قانون آفرینش بدین علت که تمام این دورهها را خریداری کرده بودم و باعمل به آموزه های شان سالهاست بفرموده استاد در دوره دوازده قدم چرخ زندگیم بسیار روان و عالی شده است و هر روز معجزات و شگفتی های بینظیری در زندگیم رخ میدهد و یا در فایل های دانلودی رایگان که هراز گاهی هدایتی با کلیک بر گزینه نشانه امروز من آنرا میبینم.
بعد به خودم گفتم صبر کن خدا خودش میگه بهم کجا بنویس
بعدالظهر امروز شنبه 17 خردادماه تا اینستا را باز کردم فایلی از استاد روی صفحه آمد که گفتند به سایت مراجعه کنید و فیلم های جدید سفر به دور آمریکا را ببینید چون این چند روز سفر به سایت سرنزده بودم از دیدن استاد شاد شدم و مراجعه کردم به سایت این کلیپ و فیلم زیبا را که دیدم حسی در درونم گفت اینجا از سفرت بنویس.
اما شرح سفر :
من کوهنورد و طبیعت گرد هستم برای این ایام تعطیلی گروهمان برنامه سفر به جنگل فندقلو اردبیل و دریاچه سوها را اعلام کرده بود اما من دوست داشتم سفرم با یکی دوتا از دوستانم باشد تا گروهی حس برنامه شلوغ را نداشتم به دوستان مدنظرم پیام دادم بدلیل مشغله کاری گفتند نمیتوانند همسفرم شوند و من هم مردد شدم در سفر رفتن و باخودم گفتم در خانه میمانم و به کارهای عقب افتاده ام میرسم و بعد سری به اینستا زدم باز فایلی از استاد باز شد که گفتند من تمام مسافرتهایم را بدون برنامه ریزی و باتوکل بخداوند رفته ام و همیشه همه چیز عالی بوده شجاع باشید نترسید توکل کنید و باهدایت خداوند حرکت کنید خودش مسیر را قدم به قدم بشما میگه و جریان ردشدنشون از رودخانه را تعریف کردند که با قدم گذاشتن روی اولین سنگ سنگهای دیگه بهشون نشان داده شد و ردشدند از رودخانه این کلام استاد دلم را قرص کرد و بهم شجاعت داد که اصلا چرا باید دنبال همسفر باشم وقتی خداوند بهم بهترین ماشین هدیه داده الحمدلله تن سالم و دل خوش بهترین همسفرم خداوند است و ماشین توسان قشنگم پس حرکت میکنم و بخدا گفتم خودت هدایتم کن در بهترین زمان بهترین مکان باشم و یکی از عالی ترین سفرهای زندگیم شه و بر ایمانم بیش از پیش اضاف کنه .دقیقا همینطور شد من الان با ادم قبل سفر زمین تا آسمان فرق کردم و ایمانم قوی تر شده ناگفته نماند که من بدلیل شغلم سفرهای کاری تنها زیاد رفتم که تبدیلش هم میکردم به کاری تفریحی و از زمانم نهایت استفاده را میکردم اما این بار برای اولین بار در زندگیم برمبنای آموزش های استاد و رفاقت خاصی که باخداوند پیدا کرده بودم تصمیم گرفتم تنهایی سفر را شروع کنم .
به یکی دیگه از دوستانم که ساکن اردبیل بود هم پیام دادم که احتمالا بیام سمتت اما هماهنگ نمیکنم چون باید ببینم خدا چی هدایتم میکنه.
به امید الله وسایل جمع کردم و ساعت 11 صبح از خانه ام نیاوران ( که بدلیل مومنتوم مثبت و عمل به آموزش های استاد خداوند وهاب باشرایطی عالی بسمتم هدایت کرد و اجاره نمودم) به مقصد اردبیل زدم جاده عجب هوای بهاری بینظیری بود و عجب مسیر رویایی بینظیری هر لحظه با دیدن مناظر مسیر خدا را شکر کردم تقریباساعت 8رسیدم اردبیل هدایتم شدم به یه مغازه کبابی مرکز شهر ماشین پارک کردم و یه کباب تازه و عالی جای شما سبز میل کردم بعد سوار ماشین شدم سرچ کردم جهت هتل همه پر بود سرچ کردم جهت سوئیت اجاره ای در جاباما همه پر بود در سایت دیوار سرچ کردم هرجا زنگ میزدم میگفتند جانداریم ساعت شد 11 و من بخدا گفتم پس من چکار کنم الان رفیق بهم گفت برو صندلی عقب توسان بخواببهش گفتم شوخی میکنی گفت نه مثل استاد که ماشینش کمپ داره تو هم ماشینت صندیلش تخت میشه برو راحت بخواب منم بااکراه پذیرفتم چون چاره ای نداشتم بدلیل تعطیلات مسافر زیاد امده بود و همه جا پر بود بهش گفتم اما این رسمش نبود من با توکل بتو امدم الان درسته اینجا بخوابم ماشین استاد که میدونی حمام داره مجهزه وباز یه سرچ کردم و چندتا تماس گرفتم همه گفتند برای امشب جا نداریم منم تسلیم شدم یه نگاه به بیرون کردم دیدم جای خوبی هدایتم کرده کنار کبابی بانک بود و دوربین داشت و امنیت اکی بود ضمن اینکه شیشه های ماشین هم دودی بود و کسی داخل آنرا نمیدید بخودم گفتم بابا تو طبیعت گردی کوهنوردی فکر کن الان داخل کوه خوابیدی و راحت خوابم برد ساعت 3:30 بیدارم کرد اوقات شرعی نگاه کردم دیدم اذان صبح ساعت 3 بوده گفتم ممنون که بیدارم کردی برای مناجات ( چون همیشه دوستدارم قبل طلوع افتاب بیدار باشم و نماز و قران بخوانم ) ماشین روشن کردم برم یه مسجد پیدا کنم دیدم نزدیکم مسجدبقیه الله است نماز دلچسپی خواندم وبعد هم نماز شکر و سوره یس و اذکارم بعد از خادم مسجد ابجوش گرفتم رفتم تو ماشین بخوابم گفت نه امدی سفر که بگردی خواب چی روشن کن بریم هدایتم کرد بسمت دریاچه شورابیل چقدر زیبا بودهوا هم عالی دور تا دور دریاچه مسافرها چادر زده بودند گفتم خداراشکر که الان آمدم اینجا بعد که مسافرها بیدار شن شلوغ میشد و لذت دیدن کم میکرد بعد هدایتم کرد به جنگل فندقلو بعد گردنه حیران اصلا همه چی عالی بود نزدیک ظهر بشیوه قانون سلامتی که از سال 401 اجرا میکنم املت بدون نان خوردم و هدایتم کرد به دریاچه سوها و دشت بابونه ها همه چی رویایی و بینظیر بود وچقدر شکرگذاری کردم که دیشب هتل گیرم نیامد چون اگر میرفتم امکان نداشت از ساعت 5 صبح بزنم بیرون و اینهمه طبیعت های زیبا را ببینم و علاوه بر ان نزدیک ظهر مسافرها هم بیدار شدند و تمام جاهایی که من دیده بودم ترافیک و شلوغ شد و گفتم خدایا شکرت که اول صبح من را هدایت کردی تا با ارامش بگردم نزدیک عصر از اردبیل حرکت کردم به سرعین (این هم تو پرانتز بگم که به دوست اردبیلم زنگ زدم که من امدم بیا باهم بگردیم و گفت دیشب سرماخوردم سرم زدم اصلا حالم خوب نیست و منم بخودم گفتم الخیر فی ماوقع حتما صلاحه خودم تنها بگردم کل سفر را تا روحم بزرگتر و ایمانم قوی تر شه ) یه چندجای تفریحی سرعین با حس و حال عالی گشتم کم کم هوا داشت تاریک میشد به خدا گفتم برنامه ت چیه نکنه امشب هم میخوای داخل ماشین بخوابم ناگفته نماند که دوستم ظهر گفت هر چند بیمارم نمیتونم باهات بیام بیرون اما حتما شب بیا اینجا خانه ما سه طبقه است راحت استراحت کن ومن بهش گفتم ببینم چی میشه اگر خدا هدایت کرد چشم و بخدا گفتم چکار کنم برم خانه مهری اینا یا ماشین یکدفعه چشمم خورد به تابلو سوئیت اجاره ای به پیرمرد صاحب مغازه گفتم خالیه گفت چند نفری گفتم یکنفر گفت شما قدمتون بروی چشم و صدای همسرش زد و بهم گفت برو ببین اگر خوشت امد بمان یه خانه نقلی بسیار بسیار شیک و تمیز بود صاحبخانه هم که سرشار از مهربانی حسم گفت قبول کن دعوت را شب انجا ماندم پیرمرد گفت من میرم خانه دخترم تا شما راحت باشید همسر مهربانش برایم چای کوهی دم کرد و رختخوابی که کاملا تمیز و نو بود و بوی تمیزی میداد کنار بخاری برایم پهن کرد.( بعدا که برگشتم فهمیدم انشب هوا چنددرجه سردشده بودمحض همین خداوند برایم چنین جایی اکی کرد و گفت عزیز دلم، امشب قراره مهمون عشق و عزت بشی”
و تابلوی سادهی “سوئیت اجارهای” شد دعوتنامهای که از دل آسمون فرستاده شده بود تا من سرعین استراحت کنم ونخواد برگردم اردبیل یعنی خدا گفت:
“تو که با عشق و توکل زدی به جاده، منم با مهر و سخاوتم میزبانتم”
اون خونهی نقلی و برقزننده، چای کوهی داغ، بخاری روشن، پتوی تمیز، خانم مهربانی که فقط ترکی حرف میزد اما با قلبش بامن ارتباط گرفت… همهاش صحنههایی از یک فیلم الهی بود که نویسندهاش فقط یکی بود: خداوند بهترین رفیقم
صبح به رسم ادب و تشکر چندمیلیون سوغاتی ازشون خریداری کردم تا حدی جبران مهمان نوازی دیشب شان بشه بعد حرکت کردم بسمت تهران در شروع حرکت مسیر برگشت پشت یه ماشین نوشته بود سفربخیر منم نشانه الهی دیدمش و از خداوند تشکر کردم چون با این جمله بهم تاکید کرد که من مراقبم. سفرت در آغوش امن منه.”
بعد رندمی فایل استاد باز کردم جلسه 13 دوره همجهت با جریان خداوند باز شد استاد در این فایل میگفت (تمام اتفاقات زندگی ما—بدون استثناء—نتیجه باورها و فرکانسهای خودمان است. و ماخودمون هستیم که زندگیمون را میسازیم ومثالهایی از زندگی خودشان زدند که چطوری از گرفتن مسافر شروع کردند و دیدن این قانون درسته و جواب میده و بعد با تکیه به همین قانون و ایمانشون امدن تهران و غیره ) دقیقا من در این سفر بیشتر لمس کردم ساختن زندگی را چون هر چی خواستم شد هم سفر عالی هم هر لحظه هر چی میخواستم بهم میداد حتی صبح خواستم علی کافه درست کنم و دوست داشتم داخل فنجان قهوه خوری بخورم نه استکان شیشه ای و داشتم فکر میکردم چطوری به این خانم میزبان که فارسی بلد نیست بگم فنجان قهوه خوری داری که یدفعه خودش درکابینت باز کرد بشقاب برداره فنجان قهوه خوری بمن چشمک زد برداشتم و گفتم خدایا شکرت کارت خیلی درسته بنزین میخواستم سریع جلوم پمپ بنزین ظاهر میشد حتی نهار دوستداشتم از کبابی شب اول بگیرم ادرسش برنداشته بودم یه دور زدم باماشین جلو کبابیه درامدم هر لحظه هم با اعداد اینه مثل 44444،777،3333،9191،1313 حضورش بهم اعلام میکرد.
فایل هدایتی بعد قسمت دوم قدم دوم بود مداومت بر انجام تمرین ستاره قطبی و بعد هم هدایت شدم به سوالات جلسه یازدهم قدم که در مسیر گوش دادم و تماما به فرکانس و حال من مربوط میشد و بعد بدون ترافیک و راحت برگشتم تهران دقیقا هر لحظه در بهترین زمان بهترین مکان بودم .
این فایل استاد که در طبیعت بود و نام جلسه 13 دوره هم جهت باجریان خداوند در ان امد و هدایت شدنم از اینستا بسایت جهت دیدن سریال سفر به دور امریکا را نشانه ای دیدم که خاطره این سفر معنوی که خداوند هر لحظه بامن سخن میگفت از طریق نشانه ها و بهم گفت این سفر ت نماد ورود به یک مرحلهی جدید از ایمان، توکل، و همفرکانسی با خالق است .
تو از این به بعد:
• زندگی رو خلق میکنی نه فقط تجربه
• در زمان حال، با آگاهی الهی قدم برمیداری
• و هر خواستهای رو با باور پادشاهانه به خدا میسپری و میدونی میرسه، چون رسالتت روشنه: پادشاهی با خدا بر زمین
را اینجا ثبت کنم تا هم ردپایی برای خودم باشم و هم بامرور خاطرات سفر که بسیار بیشتر از اینها بود و سعی کردم به اختصار بنویسم بر ایمان خودم و شما دوستان افزوده شود که همه چیر زندگی وقتی سکان دست خداوندباشد بینظیر و راحت است میخواهی و میشود الحمدلله خدایا بینهایت شکر بله وقتی در مومنتوم مثبت باشی وهمجهت باجریان خداوند هدایت میشوی هر لحظه به بهترین مکان ها در بهترین زمان ها مثل استاد که به این بهشت هدایت شده اند و خداوند وهاب دیدن این همه زیبایی و شکوه را روزی شان کرده است چیزی که یقین دارم فیل و عکس قادر به تصویر کشیدن انهمه زیبایی و شکوه طبیعت بینظیر الهی نیست . همیشه در اوج باشید استادبزرگوار
بنام بهترین نقاش کیهان،پروردگارم
سلام سلام
استاد عزیزم چشم و دلمونو روشن کردی با این سفر زیبا
استاد از صبح که دیدمش آرزویی در دلم غلیان میکنه
حضور در اون کلاس مدیتیشن که شما داشتین میرفتین
از صب میگم خدایا
خداوکیلی من همیشه گفتم خدایا پول بده
همسر خوب بده
ماشین بده
ال بده
بل بده
ولی خداجونم خودت میدونی من مدیتیشن دوست دارم و اینکه تصور کردم چجوری میتونه باشه اخه
بنظرم خیییلی خفنه
خیییلی دوست دارم توی همچین کلاسی برم
احساس میکنم در صدر اولویتهای ارزوهام قرار گرفت
استاد چی بگم ازین طبیعت
ازین زیبایی
چقدرررر قانون توجه کار میکنه
من صبح توجه کردم بهش و عصر خودم تجربه اش کردم توی شهرمون
استاد به جرات میگم اینجایی که من رفتم اگر زیباتر نباشه،زشت تر نبود
رودخونه،درختای سرسبز و جون دار،جاده های تمیز،
کیف کردم من فقط یبار فایل رو دیدم و به همچین جایی هدایت شدم
در تمام زمانی که اونجا حضور داشتم میگفتم خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
و باز هم مهر تاییدی شد برام که؛
درجهان هر چیز چیزی جذب کرد
گرم گرمی را کشید و سرد سرد
.
استاد قشنگم واقعا تحسینتون کردم بابت قلب پاک و مهربونتون
که بدون هییییچ منتی،برای کمک شتافتین
و بیشتر تحسینتون کردم زمانی که
وقتی اونا گفتن نه،شما به خودتون نگرفتین
نگفتین عه پس چرا من حرفام ارزش نداشت
چرا پس من این جوابو گرفتم
بجاش گفتین قانون جهانه،و ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم و این موضوع برای ثابت کردنش به ما بوده
اصلا اجازه ندادین وارد مومنتوم منفی بشین
اصلا
من اگر بودم اولا که شایذ حتی تعریفش نمیکردم
چون وصلش کرده بودم به ارزشمندیم که ببین اینا قبول نکردم اگر تعریف کنم که همچین موضوعی بوده و بقیه قبول نکردن ضایعه برای من
دوما چه بسا همش میگفتم لگد زدن به بختشون
من قصدم خیر بود نفهمیدن
البتهههه استادجونم
زود اینارو هضم میکردم و سعی میکردم مومنتوم منفی قدرت نگیره
استاد نمیدونم درسته یا غلط
نمیدونم خدا باید بهم بگه
ولی ارامشم به طرز معجزه اسایی زیاده
بااینکه الان شغل ندارم،ولی ی ارامشی در درونمه که بازم مثل همیشه خدا ی دری باز میکنه
این دفه ایمانم خیلی بیشتره
مشکل من اینه که یکم کند دارم پیش میرم
نمیدونم شرایط اینجوریه انگار
منم هیچ عجله ای نمیکنم
مثلا برای محصولم دادم داداشم ی قسمتیشو بسازه
دو هفته اس هنوز نداده
ولی
ولی من زورش نمیکنم که یالا
احساس عجله ندارم
همش میگم خب به موقعش میاد
و این حس درونیه
میگم نکنه اوضاع خوبم،همین احساس خوب بی قید و شرطم
ی حالتی بهم داده که انگار هیچی نمیخوام،هیچی
باعث بشه بی خیال باشم
از طرفی میگم علی بی غم بودن بد نیست
از طرفی میگم این همه بی خیالیم خوب نیست
باز دوباره میگم من دادم بسازه من کار سمت خودمو کردم که
و الانم ذهنم میگه وللش بابا بیخود نگرانی
به وقتش
شاید هنوز وقتش نیست
این صدای کیه؟
داره بهم ارامش میده،ولی بی خیالمم کرده
استاد ازینکه فایل گذاشتین خیییییییییلی ممنونم
مریم جان نیود باهاتون و دلمون برای ایشونم تنگ شده
ی جورایی استاد شما دوتارو همیشه توی ی قاب دیدم
الان که تکی هستین انگار ی چیزی کمه
انگار که نه
خب معلومه مریم جان کمه
من دوتاتونو دوست دارم از ته قلبم
خدایاشکرت
سپاسگزار خدایی هستم که خالق تمام زیباییها ی دنیاست و فرموده زمین را مهد نیکویی افریدیم و سپاسگزارم که پیامبری چون استاد عزیزمون رو انتخاب کرد در ایران زمین و افتخار میکنم بخدایم که عاشقانه از هزاران دست و راه هر لحظه در حال حمایت و هدایت تک تک بنده هاست و فرق نمیکند کجای جهان هستی باشند
چیزی که توجه منو جلب کرد نظر خانم دوستتون و مقاومتش در مقابل شما و قانون سلامتی بود با اینکه گفتید حداقل یکهفته با هزینه های خودم برا بیمار انجامش میدم نپذیرفت و من فکر میکردم کج فهمی فقط مربوط به افرادی هست که در جهل و محیطهای داغون بزرگ شدن اولش تعجب کردم که فردی تو آمریکا با اون محیط کاملا پیشرفته و علم روز دنیا چرا مقاومت کرد بعدش خوشحال شدم بخاطر خودمون که با اینکه خیلیهامون در روستا و شرایط سخت خانواده بزرگ شدیم چقدر عاشقانه شما رو دنبال میکنیم و اگر بگید ماست سیاهه تمام دانشجوهای شما قبول میکنن و اونو وحی منزل میدونن چرا ؟؟؟چون اولا اونقدر شرایط سختی رو تحمل کردیم که برا رهایی تلاش میکنیم و دوما چنان صداقتی از شما تداعی میشه که بارها گفتم خدا از زبون استاد مستقیم داره با ماها حرف میزنه و کلام استاد خود وحی و پیغام خداست و هر کلمه ش دل هزاران نفر رو به وجد میاره و کلامی که از دل برخیزد لاجرم به دل مینشید هزاران بار سپاسگزار خدایم هستم که در مسیر درک قوانین کیهانی قرار گرفتم و تمام اون تصاویر زیبایی که با شور و هیجان برای ما فیلمبرداری کردید قشنگ حس کردم خودم دارم اونجا راه میروم و باد خنک توی صورتم میخوره اون نقاشی ابرها در آسمان آدمو از خودبیخود میکنه و بخاطر اینکه حس مثبت شما استاد عزیز به ما انتقال پیدا میکنه و عاشق دست فرمان شما هستم و هروقت میخام رانندگی کنم شما رو تجسم میکنم که استاد با تکیه بر قدرت خدا براحتی و آسان همه جا بدون خطر میره و لذت میبره همون خدایی که استاد رو با امنیت میبره منم میبره و باعث قوت قلبم در هنگام رانندگی شدید و اینکه توی رابطه تون وابسته نیستید که بگید تنهایی اصلا حال نمیده و کسی نیست باهاش صحبت کنم با اعتماد به نفس و عزت نفس با خدای خودتون همسفر شدید و چقدر حس خوبتونو بما انتقال میدید منم یاد گرفتم مثل شما تو هر شرایطی صدق بالحسنی کنم تا خداوند مرا آسان کند برای آسانیها و وابسته خدایم باشم و شرک نورزم هرچند ما خیلی شرک پنهان داریم که به لطف فایلهای توحیدی شما اونارو ریشه کن میکنیم و خلاصه این سفر عشق مثل روحی تازه در کالبدم دمیده شد و شما شدید عیسی مسیح شادباشید و سربلند در پناه حق به امید قسمتهای شاد بعد سفر به دور آمریکا
درود خدا بر استاد عزیزم
راهنمای من چراغ راه من از تاریکی به روشنایی
استاد واقعا من عاشق طبیعت و رفتن به کوه و جاهای سرسبزم
وقتی از داخل برفا میرفتید و آب زیر پاتون جاری بود یاد قله الوند همدان افتادم که رفتم کلی خاطره تاره شد
توی انجمن معتادان گمنام میگه ما مسئول بهبودی شخصی خودمونیم و اگه بطور مرتب جلسه بریم پاک میمونیم دقیقا مثل اینجاست ما هر روز باید روی خودمون کار کنیم تا موفق بشیم تا به آرامش برسیم ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم ما با تغییر خودمون دنیای پیرامون مون تغییر میکنه اطرافیانم چند نفر هستند همیشه پیگیر مریضی هستند و میترسن و همیشه مریضن من بهشون میگفتم اصلا آه و ناله نکنید که همیشه مریض میشید و مسخره میکردن الان اصلا دیگه باهاشون کاری ندارم چون هر کس در جایگاه خودشه
ممنون بابت فایل زیباتون
استاد عزیز سلام
با اینکه در دوره هم جهت با جریان خداوند همراه شما هستم اما باز هم دلم برای سفر به دور آمریکا و دیدن شما و خانم شایسته تنگ شده بود .امیدوارم که حال ایشون هم عالی باشه . این فیلم ها برای من حکم جعبه ابزاری داره که جلوی مومنتوم منفی میگیره و هولم میده به سمت مومنتوم مثبت.
من قصدم از نوشتن این کامنت اینه تشکر کنم از استادی که همه جانبه الگوه . اینکه شما به هدایتتون گوش دادین و وابسته به نتیجه نبودین برای من درس بزرگی داشت . اینکه پیش دوستتون رفتین و حتی پیشنهاد دادین اما قبول نکردن و اون رو با خاطری آرام پذیرفتین و شفاف و با جزئیات کامل طرز رفتار با دوستتون و هم طرز واکنش با درون خودتون رو بیان کردین برای منِ ساره زنجیر ها باز کرد . من فهمیدم خودت رو دوست داشته باش و در عین حال بقیه رو هم دوست داشته باش چجوریه و این مرز باریک اعتدال رو چجوری میشه حفظ کرد. البته من یه چیزی حس میکنم و اون تغییر عمیق شماست به نسبت فایل های دوره های قدیم مثل 12 قدم . البته تغییر مثبت به سمت آرامش قلبی بیشتر . به سمت رها بودن بیشتر . به سمت صلح بیشتر . و البته که این نتایج حاصل نمیشه جز اینکه غنی شدین . یه چیزی شبیه به فایل دانلودی [تنها راه گذر از ثروت ، تجربه ثروت است]
در پناه خدا میسپارمتون .
سلام سارهی عزیز
نمیدونم چرا ولی وقتی کامنتت رو خوندم، انگار یه لحظه زمان ایستاد…
اون قسمت که گفتی:
«من فهمیدم خودت رو دوست داشته باش و در عین حال بقیه رو هم دوست داشته باش چجوریه…»
واقعاً منو برد به فکر عمیقی که مدتها بود تو دلم تلنبار شده بود ولی هنوز کلماتشو پیدا نکرده بودم.
تو انگار اون چیزی رو که هفتهها توی ذهن من مبهم مونده بود، یهدفعه با یه چراغ ساده و روشن، نشونم دادی.
و اون مرز باریکِ بین “رهایی” و “محبت”… بین “وابسته نبودن” و “دل داشتن” رو خیلی قشنگ تصویر کردی.
از وقتی کامنتتو خوندم، دارم به اون بخش حرفات فکر میکنم که گفتی:
«استاد وابسته به نتیجه نبود… ولی پیشنهادش رو داد… و با آرامش رد شدنش رو پذیرفت.»
چقدر این الگو میتونه تو زندگی شخصی، روابط، حتی کار و مسیر مالی ما راهگشا باشه.
راستش رو بخوای، برای من این جملهت حکم یه قفلگشا رو داشت.
تا حالا فکر میکردم رها بودن یعنی سرد شدن، یعنی دور شدن…
اما حالا فهمیدم رها بودن یعنی انقدر به خدا نزدیک باشی، که نتیجه برات مهم نباشه…
یعنی پیشنهادی رو بدی، عشقی رو نثار کنی، امـــــا اگه پذیرفته نشد، دلگیر نشی…
و این دقیقاً همون چیزیه که من همیشه دنبالش بودم.
و یه چیز دیگه…
■ کاملاً باهات موافقم در مورد تغییری که در لحن و حضور استاد هست.
یه جنس آرامش عمیقتر، یه رهایی عمیقتر، یه ثروتِ نرمتر…
شاید همون فایل معروفه:
«تنها راه گذر از ثروت، تجربهی ثروته»
که حالا توی تکتک واژهها و حرکات و تصمیمهای استاد خودش رو نشون میده.
“وَعَسَى أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ ۖ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ”
مرسی که نوشتی سارهجان
مرسی که گفتی
و مرسی که چراغ راه شدی
دوس دارم بدونم و نمیدونم کدوم شهر ایرانهستی اما امیدوارم این شرایط جنگیکه احتمالا تکرار هم بشه و هر شرایطی هم که پیش بیاد سکوی پرتابی برای نزدیک شدن به خواستههات باشه .
خدا پشت و پناهت عزیز دل معمار پخته و حرفهای .