سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 247 - صفحه 19

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1061 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عباس منش و همه دوستان.

    چقدر زیبا،چقدر زیبا ، چقدر زیبا بود این فایل. هرچقدر از زیبایی هاش بگم کم گفتم استاد عزیز اولین بار بود دوشیدن شیر بز را میدیم و برام جالب بود و خانومی که با اون سن سرحال و شاد و سرزنده کاملا تندرست. برام خیلی جالب بود که چقدر حیوانات با یک اشاره خانومه حرکت میکردن حتی اون خر که با یک کلمه lest go شروع به حرکت کرد در حالی که اینجا با زور و بستن طناب به گردن حیون به زور میبرنش و این برام جالب ترین چیز بود.

    خانه ی قشنگش که از چوب ساخته شده بود، پرچمی که روش نوشته بود سلام. توضیحات زیبای شما، جالب بود که شیر را در ظرف یخزده میریخت تا بوی نامطبوعش گرفته بشه منم از شیری که بو بده خوشم نمیاد و این هم یه ایده تازه بود. استاد عزیز احساس عالی از دیدن این فایل داشتم، سرسبزی و طبیعت بهم حس سرزندگی میداد، عاشق طبیعت هستم، استاد جان خیلی خوبه که اینطوری سفر میکنید و تجربه های جدید کسب میکنید منم دوست دارم اینطور سفر کنم و تجربه های جدید کسب کنم، به هرحال عالی بود و خدا را شکر بابت کلی زیبایی که در این فایل دیدم. خدا را شکر که چشمان بینا دارم گوشهای شنوا دارم.

    خدا را شکر بابت گوشی هوشمندم که میتوانم باهاش اینترنت بخرم و این فایل ها را ببینم دوستت دارم خداجون.

    استاد دوستت دارم

    بوس هم به خدای خوبم هم به استاد خوبم‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فروغ شمس گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    درود بر فرمانروای جهان هستی

    درود بر استاد عزیز و دوستان همسفرم در سریال سفر به دور امریکا

    + استاد با یه خانم فوق العاده پر انرژی آشنا شدن که یک زندگی ساده و روستایی و باحالی داشت. واقعاً از دیدن انجام فعالیتش لذت بردم و چقدر عشق داشت به کارش، با چه شوقی چقدر عالی کارشو انجام می‌داد.

    + سیستم بزها چقدر جالب بود که بهشون در حین اینکه داره شیرشون رو می‌گیره، براشون غذا هم میزاره تا همزمان هم شیرشون دوشیده بشه توسط دستگاه و هم از خوردن غذاشون لذت می‌بردند و به قول مریم جون همش سوده و سود.

    + چقدر شگفت انگیزه که یک خانمی با این سن بتونه اسم 70 تا بز رو بدونه حتی سالشون رو و رفتارش با بزها بسیار قابل تحسین بود. این حد از رهایی و عشق و صلح قابل تحسینه.

    + خونه خیلی باحالی داشت و طراحیشم جالب بود و چقدر حس خوبی داشت که این خانم به سلامتی خودش هم بسیار اهمیت داده و با این سن اینقدر اندام خوب و قوی ای داشت که با عشق کارهاشو انجام می‌داد و از لذت بردن مسیر زندگیش واقعاً خوشحال شدم و لذت بردم که چقدر شادی و عشق و لذت توی زندگیش با هم بود.

    + چقدر رابطه عالی با خودش داشت و چقدر با طبیعت و اطرافش در صلح بود. واقعاً شخصیت قابل تحسینی داشت.

    من سپاسگزارم از شما استاد که این تصاویر را برای ما به اشتراک گذاشتید. امیدوارم با کوله باری از یادگیری‌های جدید به پارادایس به سلامت برگردید.

    عاشقتونم توحیدی وار️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    قاسم بذرگر حقیقی گفته:
    مدت عضویت: 327 روز

    سلام به آقای عباس منش عزیزاین اولین پیام که توسایت می‌زارم خداروشکرکه عضواین گروه باعشق هستم خیلی عالی بود چون خودم بچه روستا هستم وتوروستابزرگ شدم بااینکه30سال ازفضای روستایی دور هستم اماعاشق اینطورفضاهستم وارزوم داشتن این روش زندگی هستم آقای عباس منش عزیز خیلی دوستدارم باهاتون صحبت کنم اصلا بلد نیستم باسایت کارکنم اما خیلی وقت که شمارومیشناسم وخیلی شماروباوردارم ویک 8ماهی میشه که مرتب فایلهای رایگان توگروهای ایتاگوش دادم وخیلی نتیجه گرفتم وازته قلبم به گفته‌ای شماوروش شما ایمان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2330 روز

    به نام رب هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان دوست داشتنیم

    چقد حسش خوووووب بود این ویدیو

    واقعا چقدر زندگی ساده و راحتی داشت این خانم، شاید ما فکر کنیم ک من دیگه با این سن و سال و با این همه بز و فلان، دیگه باید یه زندگی لاکچری داشته باشم، بد نیست ها، نه! اونجایی بد میشه که باعث میشه تو از زندگی ساده ات ک بر اساس امکانات کنونی ات باشه لذت نبری! به همین سادگی! و تو تازمانی ک اون خونه و اون وسایل و اون… رو فراهم نکنی لذت نمیبری! چون احساس میکنی این چیزی نیست ک من میخوام! میدونید بچه ها، جهان بینی خیلی مهمه… گاهی وقتا من با تمام وجودم درک میکنم که جقدر همه جیو سخت گرفتیم! و یادمون رفته که اصلا براچی اینجاییم! برای لذت بردن!ما در ذات خود همه جیز داریم.ما تکه ای از خداوندیم. خداوند در ذات خود غنی است. ما خدایی بودیم غرق در نعمت… تصمیم گرفتیم اندکی تفریح کنیم، اندکی بازی کنیم… و جهانی ساختیم تا در آن بازی کنیم و لذت ببریم! جهانی ک در آن باید مول به دست بیاوریم، خرید کنیم، بسازیم و… میدونید مثل چیه؟ اینکه تو حوصله ات سر بره و بری یه فضایی رو تو خونه مهیا کنی برای بازی. بگی فلانی تو نونوا باش، من دکان دارم، تو بانک دار باش، تو تاکسی کار کن، و بیاید این پولای کاغذی هم پولامونه، این تیکه اتاق مال تو خونه تو، این تکه اتاق خونه من و… اونجا ما میریم خرید، میخندیم، میایم تو اون یه تیکه جا ک خونمونه و…. مگه ناراحت میشیم یا جیزیشو جدی میگیریم؟ نههه! چون بازیه! میدونیم بازیه و میخوایم از تجربه این بازی عشق کنیم. این جهان در مقیاس روح ما هم همینه. یادمه بچگی هام، موقعی ک بازی میکردیم،یه موقعایی انقدر بازی رو جدی میگرفتم که زهرمارم میشد! سر قیمت بحث میکردم، سر اینکه فلان شغل تو شهر باید مال من باشه، فلان وسیله رو من میخوام و…. و اونجا خواهر بزرگم میومد میگفت بازیه ها، چتونه بازی رو خراب کردید! موقعایی ک همون بازی رو جدی میگرفتم، خراب میشد، دعوا میشد، حرص میشد و آخرشم خراب میشد. اینم همینه واقعا. فقط باید قلبمون رو حساس کنیم ک خدا بهمون یادآوری کنه، بازیه ها، چرا بازی رو خراب میکنی…:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    آرام گفته:
    مدت عضویت: 1725 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان عزیز

    چقدر گت لیدی زن بسیار زیبا پرانرژی شاد مهمان نواز

    دیدمش. چه جالب بزها همه فهمیدن موقع رفتنه و دنبال اون خانم دویدن و چقدر بزها به تمام کارها علاقمند بودند.

    چقدر حیوانات مهربان و دوست داشتنی هستند.

    چقدر سبزه ها زیبا و قشنگ و چقدر درختان قرمز لابلای درختان سبز چشم گیر و زیبا هستند.

    این خانم چقدر سازگار و مهربان چطور میتونه با نیروی جدید هم خونه باشه و کاربکارش نداشته باشه

    درسته انقدر با خودشه درصلحه که حتما یه نفر میادکه دقیقا مثل همون چیزیه که انتظار داره.

    این فیلم روی قانون سلامتی تمرکز داشت که من آرزومه یه روز انقدر ازنظر ذهنی آماده باشم که این دوره رو بخرم و اجرا کنم.

    اون یکی فیلم هم که مریم جان شایسته تهیه کرده بودن و یک کودک چشم آبی توش بود خیلی شگفت انگیز بود.

    خیلی دوست دارم بدونم که استاد گوشت می خورن و خانم گت لیدی که گیاه خوارن چطور هردو از یک قانون سلامتی پیروی می کنن؟

    اگر کسی می دونه خوشحال میشم توضیح بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 860 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت عباس منش

    منم اومدم تجربه خودم رو در این موضوع باهاتون به اشتراک بزارم

    یادمه وقتی که نوجوون بودم من بیشتر از الآنم عاشق گوسفند و مرغ و کبوتر و حیوانات بودم

    همیشه وقتی بچه بودم همراه بابام که میرفتیم مسافرت بابام ماشین سنگین داشت و راننده بود من تو بیابون وقتی که میدیدم شترها و الاغ ها و گوسفند ها تو روستا و بیابون رو به بابام میگفتم بابا میشه یکی از این حیوونا رو ببریم خونه من عاشق حیوانات هستم خودم هم تو خونه کبوتر دارم و با عشق دوسشون دارم و خدا نکنه مشکلی براشون به وجود بیاد اونوقت دیگه تمام تمرکزم رو میزارم تا اونا رو سالم نکنم ولی کن نیستم دوتا کبوتر نوک قناری دارم که هر روز باهاشون عشق بازی میکنم این کبوترام تو اتاق خونه خودم هستن و کبوترهای دیگم تو حیاط هستن خلاصه هر روز جاشون رو تمیز میکنم اونقدر با من و صدام اونس گرفتن که وقتی صداشون میزنم اونا شروع میکنن به قول قو کردن

    میخواستم اینو بگم اول کامنتم چند سال پیش بود من با موتور رفتم سر میدون و یک بچه بز رو دیدم گفتم چند این آقا گفت پنجاه تومن من هنوز سنی نداشتم و پول نداشتم خلاصه به پدرم گفتم بهم پول نداد و من خودم کیف پول پدرم رو پیدا کردم و یه پنجاه تومنی برداشتم پدر مادرم خونه نبودن خخخ پوله رو برداشتم و رفتم سر میدون بز رو خریدم و با موتور اوردمش خونه پدر مادرم که اومدن گفتن این کجا بوده خلاصه خیلی هم اون بز رو تحسین هم کردن مادر خدابیامرزم یک طویله کوچک برای درست کرد و من میرفتم علف براش میچیندم و پدرم هم کاه و علوفه میخرید براش خلاصه بزرگ که شد بردیمش پیش یکی ابستن کرد اون چپش امریکایی داشت و نژادش خوب بود زایمان کرد ولی این بز خوب شیر نمی‌داد به بچش نگم براتون خیلی هم به قول ما یزدیها خش خور بود بچش که دادیم رفت خودش هم مریض شد داییم سر بریدش

    ولی من خیلی تو اون دوران نوجوونی به این بز عشق میورزیدم همیشه میرفتم تو طویله میگرفتمش و بوسش میکردم همیشه بیرونش میکردم تو حیاط بازی میکرد خونه ما بزرگ هست و اونزمون هم کلی درخت انار و انجیر و توت و اینا داشتیم که چند سال پیش بابام برام خونه ساخت اون خونه باغی دیگه نیست

    خیلی بز نازی بود همیشه بهش میگفتم بزی من دوست دارم

    من خودم عاشق اینجور کارایی هستم که خانم گود انجامش میدن عاشق سر و کله زدن با حیوونا فقط بخواطر باورهای محدودم دنبال این شغل پر برکت رو نگرفتم و واقعا نمیدونم هم چجوری باید اقدام کنم خودم کبوتر دارم ولی می‌خوام این شغل رو گسترشش بدم

    خدایا هدایتم کن

    خدایا کمکم کن

    خیلی لذت بردم از دیدن این ویدیو استاد خوش بحالتون شما نمونه یک انسان واقعا بینظیر هستین

    چقدر هم این خانم با درونش اون خداوند هماهنگه

    مهربانی و انرژی مثبتش حتی حیوونا هم متوجه میشن و گوش به فرمانشن

    اولین دفعه ای هست که دارم میبینم یک خانم و یک انسان اینجوری با حیوانات برخورد می‌کنه

    پدر زن بابام اهل یکی از روستاهای شیراز هستن و بابا حسن خیلی بز داره من چند بار رفتم اونجا و همراهشم به چراگاه رفتم صبح می‌ره چراگاه عصر هم می‌ره چراگاه

    خیلی لذت بخشه چوپونی اون بوی بز و اون هوای بینظیر روستا رو من رفتم خونه بابا حسنم حسش کردم

    استاد ازتون متشکرم هستم که برامون این ویدیو عالی گرفتید که ببینیم و حس و حالمون خوب بشه و لذت ببریم

    دیروز برای بار دوم دیدم و اونقدر آرامش و حس خوب گرفتم که بعد از یک روز پیاده روی یک ساعت و نیم با آرامش خوابم برد

    چند روزیه خیلی پشیمونم و نجوا دارم ازینکه به صاحب کارم گفتم دیگه نمیام سر کار و شاگرد بگیر الان هفده روز هست که نمی‌رم نانوایی و نجوا زیاد دارم اینکه میخوای برای خرجی زندگیت چکار کنی خوب من علاقه انچنانی به این کار ندارم چکار کنم با زور داشتم این دوماه و خورده ای کار میکردم استاد کارم هم بسیار بسیار انسان دوس داشتنی و خوبی بود ولی من علاقه به اون صورت ندارم

    از خداوند طلب هدایت میکنم

    خدا را شکر الانم که کاری جز کار کبوترهای خونم ندارم پیاده روی میکنم صبح ها و لذت میبرم

    خیلی خوشحالم که بعد از این همه مدت تونستم کامنت بنویسم

    براتون آرزوی بهترینها رو از خداوند متعال خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 741 روز

    بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

    به نام خالق زیبایی ها

    به نام آنکه بهترین نقاش کل است

    به نام آنکه همه این زیبایی ها از آن اوست

    به نام خالق طبیعت زیبا با این همه تنوع و رنگ ها

    سلام استاد عزیزم

    سفر به دور آمریکا قسمت 247

    خدایا شکرت برای این همه زیبایی،رنگ درختان زیبا ، تنوع برگ ها زرد ، قرمز ، سبز و این چمن های مرتب و تمیزی فضا . آسمان آببببیییییییییی

    ◼ وَءَاتَىٰکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُۚ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحْصُوهَآۗ إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ لَظَلُومࣱ کَفَّارࣱ(٣4)

    و از هر چیزى که [به سبب نیازتان به آن] از او خواستید، به شما عطا کرد و اگر نعمت هاى خدا را شماره کنید، هرگز نمى توانید آنها را به شماره آورید مسلماً انسان بسیار ستمکار و ناسپاس است.

    سوره ابراهیم

    استاد عزیزم خدا رو شکر که همیشه در زمان و مکان مناسب هستید و این باور بسیار عالی من هم دارم روش کار میکنم

    ◾ خدای من و این که بدون ثبت نام از قبل بصورت مجزه آسا موافقت کردند.

    ◼ این حد از باور توحیدی که به عوامل بیرونی قدرت نمیدید و همینجوری بدون برنامه قبلی راهی این مکان فوق العاده زیبا شدید .

    ◼ از شما حرکت و از خدا برکت

    منو یاد زمانی انداختید که رفته بودید برای سفارت آمریکا در پاریس که بدون هیچ مدرکی و سوالی سریع درخواست شما انجام شد.

    چون همیشه فقط روی خدا حساب می کنید و به عوامل بیرونی قدرت نمیدید

    این حد از باور توحیدی این نتیجه رو میده الله اکببببببببببببببببرررررررررررررررررر

    استاد این دهکده زیبا با آدم های عالی و در صلح بودن با خودشان و دیگران تحسین برانگیزه واقعا.

    و سایبان های زیبا در دل طبیعت و عشق به طبیعت

    آدمهایی انتخاب کردند که اینجا باشند و از بودن در طبیعت لذت ببرند چون زندگی درطبیعت خودش یک مدیتشن است و آرامش چقدر با ارزش

    وقتی صبح با صدای طبیعت و پرندگان و آسمان آبی زیبا و ابرها و تنوع این همه درخت و گل و عطری که در فضاست بیدار میشی خود به خود سرحال و پر انرژی میشی

    من این تجربه رو زمانی که چند هفته شمال بودم احساس کردم چقدر ارتباط عالی با طیبعت برقرار کردم دوست داشتم کل روزم بیرون باشم و اصلا احساس خستگی نمی کردم .

    استاد خصوصا این خانم فوق العاده پرانرژی از لحاظ سلامتی ، درصلح باخود، عشق به حیوانات ، عشق به کار ، عشق به انسانها و ….

    استاد چقدر بهداشت رو رعایت کرده قبل از اینکه شیر بزها رو بدوشه

    غذا دادن و حتی خرد کردن برای این بزها همش از عشق میاد

    دستگاه ها و ترتیب و آماده کردن و بعد دوشیدن شیر بزها وجالبتر اینکه بزها همه جوره همکاری می کردن بخاطر عشقی که از اون خانم دیده بودند

    استاد طبق قانون ، شما چون علاقه شدید به این فضا دارید از پرادایس هدایت شدید به فضایی شبیه اون

    هم توش مرغ هست،هم بز و بوقلمون و هم طبیعت و ….

    چون عاشق این فضا هستید‌… خدایا شکرت برای این همه زیبایی و حال خوش

    حال این همه پروسه . دوشیدن و از صافی رد کردن بعد میره مرحله تهیه ماست ، دوغ ، کشک ،سرشیر کره حیوانی و روغن حیوانی سالم و ارگانیک و .. برای استفاده ما از فضل خداوند است این پروسه خیلی درس داشت و نعمت شیر با اینهمه فرآورده.

    ◼ فَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلࣰا طَیِّبࣰا وَٱشْکُرُواْ نِعْمَتَ ٱللَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ (١١4)

    از نعمت هایى که خدا روزى شما کرده است، حلال و پاکیزه بخورید، و نعمت خدا را سپاس گزارید، اگر تنها خدا را مى پرستید.

    سوره نحل

    این همه نعمت بز و مرغ با عشق داره مدیریت میکنه و با این سن و سال و انرژی بالا

    واقعا خیلی برای من درس داشت استاد سپاسگزارم که این تجربه رو با ما به اشتراک گذاشتید تا ما هم لذت ببریم

    این خانم عاشق این حیوانات هست و داره با عشق کارش رو انجام میده و جالبتر از اون حتی برای بزها ش اسم گذاشته و اسم تک تک شون رو بلده واقعا لذت بردم و تحسین کردم

    از خونه زیبا و امکانات در اون دهکده دور دست هم تحسین بر انگیزه

    از اتاق کارگرانش که برای اون کارگران شرایطی فراهم کرده تا از امکانات خانه اش استفاده کنند چقدر انسان درست و دوست داشتنی هست

    طبق برنامه های روزانه خودش عمل می کرد و از این کار خیلی هم لذت می برد.

    استاد سپاسگزارم برای این تجربه زیبا و لذت بخش

    درپناه الله یکتا خوش و خرم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سعیده فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 941 روز

    به نام خداوند جااااان وخرررررد خداوند مقتدرم

    سلام استادِ نازنینم

    حال دلت سرسبز وشکوفا به قامت هر درختی که در این ایام در جهانت حضور دارد

    سلام به بانوی زیبایم شایسته جان ودوستان رشدیافته وآگاهم

    این فایل دوست داشتنی من را یاد چند پروسهٔ ی قرآنی انداخت…

    یکی هر آنها ملاقات موسی ِپیامبر با حضرت شعیب بود که این حضور در زمان مناسب ‌و مکان مناسب از موسی و ترس‌هایش از ناشناخته های جهانش شجاعتی برایش ساخت وامانتداری را آموخت، طریقهٔ تسلیم بودن در شرایطی که نمیدانی آگاهی ها جهان چقدر میخواهد تو را بیدار کند در جایی که فاصله ها تعریف ایمان تو را به چالش می کشاند…

    هر چند شما برای عبور از چالشی به سفر نرفتید بلکه برای گسترش آگاهی هایتان در سفر هستید (البته این فکر من است )تنها تفاوت همین است ولی من بلافاصله بعد از دیدن این بانوی زیبا ‌و فعال وپر از اندیشه ی زلال که از همه ی جوهر وجودش پیدا بود که چقدر عاشق به زندگی هست چقدر این مکان برای او حکم آخرین منزلگاه نیست او دقیقاً می داند در جای درستی قرار گرفته در جایی که نه به صرف نیاز ونه از سر ناچاری دست به انتخاب مکانش زده مکانی که عاشقانه برایش لحظه را خلق می‌کند جایی میان تمام دنیا که خودش یک دنیاست برای همیشه هر لحظه وتا ابد این جا بهشتی است که خودش ساخت…

    متوجه شدم چقدر این مجموعه ی دوست داشتنی را دوست دارم

    چه گفتگوهایی !چقدر دوست داشتم از نزدیک این راه رفتن رو حسش کنم

    حال خوب ‌و لذت حلال گوارای وجودتان

    من عاشقانه از خداوند مهربانم سپاسگزارم برای تک تک این آگاهی ها

    واقعاًچقدر این آگاهی ها ناب ولذیذ هستند

    چی بگم آخه؟

    بالاترین حد یک رشد همین است

    مهم نیست اینجا چه کسی تو را میبیند، وقتی روح تو آینه ی تو می‌شود برای دیدن وشنیدن و گام برداشتن

    این بزهای ناز نازی هر کدام برای خودشان سفری دارند عجیب وغریب به نظرم خیلی با خودشان در صلح بودند وکاری به دنیای اطرافشان نداشتند و چقدر این حد از در صلح بودن خوبه است…

    تا حالا هم خوردن شیر بز ومحصولات جانبی اش را تجربه نکردم نمی‌دانم چه حسی دارد ؟ولی این بزهای عاشق احتمالاً همان لذت حلال هستند که گاهی انسان با افکار پیچیده ی خود تمایل به تجربه ی آنها ندارد فکر نمیکردم اینقدر شیرینِ عسل باشند

    از این همه نعمتِ تمیز واین حد از انرژی وبیداری روحِ این بانوی ارزشمند شگفت زده شدم ،باور کنید تمام مدت خنده بر لب داشتم ومدام میگفتم :خدای من چقدر خوبی تو،این کمیاب ترین انسانی بود که من می توانستم در این مدت او را ببینم…

    احتمالاً قشنگترین تجربه ی شما این بخش بود

    چه بینظیر بود همه چیز از تنه ی درخت‌ها تا صداهای بکر از نور گرما بخش خورشید خانم وسط چراگاه و رهایی نورها لابه لای حرکت آرام چمنزار

    عاشقانه از شما سپاسگزارم برای این به اشتراک گذاشتن دریافت های کم نظیر …

    راستی چقدر این تنها بودن که فکر کنم اولین بار هست من میبینم شما خودتان پای تدوین هستید برای من تحسین برانگیز ‌و زیبا بود

    سپاسگزارم از شما استادِ نازنینم

    چقدر جای بانوی خردمندم شایسته جان ،خالیست …خصوصاً در این فضای بهشتی

    هر کجا که هستید خوش وخوشبخت باشید.

    شاد وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محسن منعم گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    سلام به استاد عزیز وهمه دوستان

    خدارو سپاسگذارم که این امکان روبه من داده تا بتونم فایل های زیبایی که استاد عزیز با حوصله برامون گرفته تا که زیبایی هارو ببینیمو یادبگیریمو لذت ببریم.

    واقعا این خانم زیبازندگی واقعی رودرک کرده وازتمام کارهایی که انجام میده لذت میبره از ارتباط با حیواناتی که داره ارتباطی که با انسانها داره لذت میبره ازانجام این حجم کار خم به ابرو نمیاره وبا لذت به استادم توضیح میده این به نظر من که این خانم مهربان کاملا به منبع اصلی(خداوند)وصل شده ودنیارو جای زیبایی برای همه اونهایی که تو اون مدارمیرن قرارداده مثل یک تونل رنگین کمانی بی انتها اززیبایی که انسان گذرزمان روتوی اون تونل متوجه نمیشه از بس که غرق زیبایی میشه.

    خدارو شکر میکنم که کنار شما دوستان پر انرژی هستم ومهربان هستم به امید روزهای زیباتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مسیح گفته:
    مدت عضویت: 442 روز

    سلام چقدر این کلیپ پر انرژی بود واقعا لذت بردم

    وسپاسگزاری من به خداوند دو چندان شد

    اینقدر بعضی صحنه ها زیبا بود من چند بار مجدد میدیدم

    وگاهی در بعضی از این صحنه ها اشک میریختم از این همه انرژی وانسانیت

    من وقتی داشتم این قسمت رو میدیدم تو دستم یک سیب گلاب ویکعدد زرد الو بود

    کمی مکث کردم و با دقت به این میوه ها نگاه کردم

    فورا از سیب گلاب تشکر کردم بخاطر اینکه چقدر زحمت کشید وتلاش کرد تا به این شکل تبدیل بشه و من بخورمش

    همین کارو با زرد الو کردم

    من قبلا هم با گیاه و میوه وحتی جمادات هم حرف میزدم

    ولی با دیدن این صحنه ها سپاسگزاری من بیشتر شد

    وبخودم یاد اوری کردم همین الان چقدر خداوند به من وتو نعمت داده که اصلا توجهی نداریم

    انرژی این خانم دوست داشتنی را کاملا میتوانستم از این فاصله دور و این قاره دریافت کنم

    اینکه چقدر با حیوانات با احترام برخورد میکرد تحسین منو بیشتر کرد و اشکم جاری میشد

    تماما زیبایی و زیبایی هست وتماما سپاس وسپاس

    چیزی که توجه منو جلب کرد اینکه در اخر اصلا اون خر مهربان رو هل نداد تا وارد محدوده پشت فنس بشه بلکه فقط ازش تقاضا کرد و اسم اون خر رو با احترام صدا کرد

    لحظه به لحظه این کلیپ جای صحبت داره واموزنده است

    چقدر با سرعت کارهای دوشیدن شیر بزها رو انجام میداد چون میدید پای عقب حیوون یکم خمیده شده و احساس نگرانی میکرد در عین حال که داشت توضیح میداد توجه اش به حیوونا هم بود تا سریع شیر بدوشه وبزها اذیت نشن

    این خانم فوق العاده در همان حالی که داشت در جلوی دوربین صحبت میکرد با بزی که در کنارش بود هم با احترام برخورد میکرد و مرتب نوازش میکرد

    خداوندا سپاس از اینکه به اون خانم نعمت فراوان دادی

    . سپاس از این همه طبیعت فراوان

    سپاس از اینکه به او سلامتی دادی تا خدمت کنه اول بخودش بعد به دیگران

    سپاس از اینکه به او سلامتی دادی

    وسپاس ار جناب اقای عباسمنش دوستداشتنی

    سپاس بخاطر این جمع خانوادگی دوستداشتنی

    از تک تک شما دوستان قدردانی و تشکر میکنم

    به جهت نوشتن کامنت های زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: