سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 248 - صفحه 16

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

350 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی رستمی گفته:
    مدت عضویت: 2354 روز

    استاد سلام

    عرض ادب و احترام

    من چندین سال شما را دنبال میکنم

    به جرات میتونم بگم یکی و شاید اولین کسی هستی که تو خودشناسی روی من تاثیر گذاشتید

    چقدر این فایل زیبا بود

    خواستم در مورد یه موضوع باهاتون صحبت کنم

    و اونم اینکه شما یه قدرت جادویی دارید

    تو اینکه به چیزی وابسته نمیشید

    اما من و خیلی از مردم جهان درگیر

    وابستگی هستند

    در واقع بخوام صادقانه بگم

    بیماری وابستگی

    یکی از بزرگترین عوامل موفقیت شما

    این فضیلت اخلاقی

    چیزی که من تازه اون را درک کردم

    به عنوان یک بیماری

    به خاطر یک تضاد خیلی خیلی سخت

    به سمت یک انجمن هدایت شدم

    یک انجمن دوازده قدمی

    به نام

    هموابستگان گمنام

    تو آمریکا به CoDa

    معروف

    این انجمن 40 سال پیش از آمریکا

    برگرفته از دوازده قدم و دوازده سنت AA

    شکل گرفته

    اگر دوست داشتید

    در موردش یه تحقیق کنید

    و اگر لطف خدا شامل حال ما بشه

    یک دوره تخصصی در مورد

    این بیماری بیارید

    مطمن هستم

    مثل تمام دوره های شما مورد استقبال قرار میگیره

    البته من دیدم

    تو اکثر دوره هاتون در موردش صحبت کردید

    اما اگر تخصصی باشه

    فکر کنم

    بزرگترین درد

    جامع ما را درمان خواهید کردید

    اگر یک بار تو جلسات این انجمن شرکت کنید

    به صورت ریشه ای

    با بیماری من و خیلی ها آشنا خواهید شد

    دوستون دارم سلطان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 501 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    شخصیت من ترکیبی از برونگرا درونگرایی هست توجمع هستم با انرژی مثبت و ادب وشوخ طبعی و گاهی وقتا میرم در سکوت که بتونم فکر وانرژیمو جمع کنم مجددا .

    استاد فکرکنم انیشتین روقبلا مثال زدی وگفتی که نمیدونسته چرا مشهورشده وگفته من اصلا چرا اینقدرمشهورم ؟!!

    همیشه به این جمله فکرمیکردم .

    الان که مشهورشدم علامت سواله برام من چرا اینقدرمشهورشدم البته خداروشکرمیکنم چون واقعا شهرت وعزت ومحبوبیت نعمت بزرگ خداونداست .

    اول ازخدا برای شهرتم سپاسگزارم سپس ازاستاد مهربانم سپاسگزارم و ازهمه دوستان عزیز سپاسگزارم .

    شهرت ومحبوبیت خیلی نعمت بزرگیست استاااااااد خیلی لذتبخشههههههههه.

    رفتیم خونه مامانم دو روزموندیم دوباره مامان وداداشم با ما اومدن خونه ما الان پیش ماهستن مامانم باویانا مشغول بازیه .بابام قسمتش نشد ویانا روببینه .

    ظهرساندویچ بهشون نهار دادم ویانا میگه منم سامدیچ میخام:)) میگم مامان بگی ساندویچ راحتتریها :))))بلدنیست بگه ساندویچ کم کم داره حرف زدن یادمیگیره بچم

    فایلهای شمارو دوباره نگاه میکنم که آگااهیهام جابیوفته برام..

    همسردلخواهم بامن نمیدونم چراتماس نمیگیره !!!کل کائنات بهش میگن پیامک بده و تماس بگیر ولی نمیدونم چرا تماس نمیگیره !!!

    استااااااادشمابگو :)))

    خب منم میخام باهمسردلخواهم صحبت کنم مگه چی میشه !!

    استادنگی غرنزن !!!

    چون غرنمیزنم خدانکرده

    این الان درخواستهههههههه صلاح بدونه همسردلخواهم انجام بده صلاح نمیدونه انجام نده :)))میدونی استاد درخواست میکنم که برام انجام بده نوعی بالابردن احساس لیاقتمه .

    بالاخره که همسرم زنگ میزنه حالا کی خدامیدونه :)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مرتضی خلیلوند گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم خانوم شایسته و همسفرای عزیز

    استاد چقدر من دوست دارم اول آزادی تمام و کمالی که برای خودتون ایجاد کردید ، با فراغ بال و خیال راحت علاوه بر انجام کارهای سایت و گسترش بیزنس و ثروت خودتون هستید و در عین حال دارید خودتون رو هم گسترش میدید و سفر میکنید چیز های جدید می بینید و یادمی گیرید و لذت میبرید و دوم کنجکاوی شما که میرید فضاهای متفاوت رو پیدا میکنید و اونهارو هم به لیست تجربیات زندگیتون اضافه میکنید یادمه توی قسمت های قبل پیش دوست کشاورزتون رفته بودید و پیششون موندید و اون همه چیز های جدید یاد گرفتید و به ما هم یاد دادید و این بار هم توی این مکان در یک فضای جدید هستید که چیز هایی مشینوید که باورش سخته مثل پرورش درخت های غیر بومی این منطقه و اجازه خواستن از طبیعت شاید اصلا منطقی هم نباشه ولی به قول خودتون مهم اینه که داره به خوبی کار میکنه پس این ذهن ما هست که احتیاج به بزرگ تر شدن و تغییر داره نه اون منطقه

    چقدر تمپل های های متفاوت و زیبایی اونجا بنا شده بود ، ساختار اون ها واقعا نظر منو جلب کرد اونی که رو سقفش گیاها روییده بودن و یه قسمت باز برای ورود نور بود برام خیلی جالب بود و دوست دارم بودن در اون مکان رو تجربه کنم از همینجا هم به نظرم فضا خیلی روحانی بود و آرامش موج میزد ، چقدر باقچه ها گل های اطراف درخت ها زیبا و حدس میزنم بسیار معطر بوده باشن

    یکی از چیزایی که دوست دارم تجربه کنم آشنایی با فرهنگ های مختلف ، روش های عبادت های دیگران ، خوراکی ها و سبک زندگی متفاوتی که مردم مناطق دیگه دارن هست که شما با سفر کردن به مناطق دیگه بخوبی این کار رو انجام میدید و ازش لذت میبرید و توی دل ناشناخته ها میرید چقدر هم سریع یه عالمه دوستای جدید پیدا کردید و باهم میگید میخندید و ازشون سوال میپرسید و اونا هم با مهربانی پاسخ میدن یکی از ویژگی های که دوست دارم ایجاد کنم همین هست ، چه جای دنج و خوبی هم برای خودتون پیدا کردید ، آب ، برق ، یه حیاط درندشت و با صفا با موسیقی پرنده های خوش صدا باید خیلی لذت بخش باشه

    و چقدر خوبه که در کنار همه این ها اینقدر خاکی ، مشتاق یادگیری و خوش اخلاق کنار گوت لیدی کلی کمک کردید ، چیزای جدید یاد گرفتید و از بودن در کنار اون حییون های زیبا توی اون منطقه زیبا لذت بردید

    ممنون از این که این زیبایی هارو با ما به اشتراک گذاشتید و مشتاقانه منتظر دیدن لایو فرداتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2089 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    الحمد لله رب العالمین

    سپاس و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است

    ===================================

    خدایا شکرت که با نام و یاد تو از خواب بیدار شدم

    الهی صدهزار مرتبه شکر که یه روز دیگه زندگی رو بمن هدیه دادی و من میخوام بنحو احسن از این فرصت ارزشمند استفاده کنم

    پندار نیک گفتار نیک کردار نیک انجام بدم

    پروردگار نازنینم من همیشه محتاج هدایت و کمکت هستم

    بارالها تو بگو تا بنویسم..

    ———

    سلام به استاد ارجمند و عزیزم و استاد مریم جان نازنین شایسته ی تحسین و تقدیر و دوستای بهشتیم

    الهی که حال و احساس دلتون عالی و پر از آرامش باشین، متصل به خداوند باشین که سراسر نور است و انرژی پاک و منبع همه ی خیر و خوبیهاست..

    و مطمئنم که همینطور هست با وجود استاد فرزانه و آگاهمون که فرستاده ی خداونده برای ما

    و با کامنتهای خیلی ارزشمند و عالی ای که از دوستان توحیدی ام خوندم  در این سایت بینظیرمون که معبد و پرستشگاه خداونده

    عاقا از دیشب که کامنتها منتشر شد اینقدر کامنتهای زیبا از بچه های سایت دیدم و خوندم که اصن نمی تونستم کنار بزارم، دیدم بعضی از دوستان خیلی عزیزم که بیرون از سایت باشون در ارتباطم کامنت گذاشته بودن و من ندیده بودم، و امروز صبح زود هم بعد از نماز  همونجا رو تختم قفلی زدم رو کامنتها و تعداد بیشتری خوندم،

    سرگشته و حیران شدم از این همه توحید از این همه آگاهی از این همه زیبایی!!

    چقدر آگاهتر شدم!

    چیزهای زیادی برام واضح شد

    ایده های جدیدی بمن الهام شد..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    تازه هنوز هم صدای استاد و پیام صوتی و صدای ملکوتی و روحانیش خطاب بمن همچنان تو بکگراند ذهنم و روحم در حال پخشه.. و ذره ای از شیرینی و حلاوتش کم نشده

    دیروز و امروز هم چند بار گوش دادم.. و کیلو کیلو قند تو دلم آب شد!

    استاد جانم من هنوز هم دارم رو ابرها پرواز می کنم! حالا حالاها همون بالاهام، نمی تونم فرود بیام و دلم هم اصن نمیخواد بیاد پایین..

    پریشب که سعیده جان رضایی مهمونم بوداین فایل بسی زیبا و بینظیر و شگفت انگیز از هر لحاظ رو با screen mirror  از تی وی تماشا کردیم،دیشب هم دوباره از تی وی دیدم، و امروز هم از گوشیم دیدم

    وه که چه منظره های قشنگی چه طبیعت  با طراوت و سرسبزی چه درختها و گیاههای گوناگون و متنوعی  و چه گلهای رنگارنگی! که عطر و بوشونو احساس می کنم! ..عینهو طالقان ماست با این تفاوت که نقاشیهای زیبای خداوند در طالقان یه ذره کمرنگتره و اینجایی که استاد هست یه کم پررنگتره..همه ی این درختها و گیاهان و گلها اینجا هم هست

    سمفونی صدا و کنسرت زیبای طبیعت آواز پرندگان متنوع مثل چه چه بلبل و جیک جیک گنجشک و صدای کلاغ و زاغچه و.. یکسره بگوشم میرسه..

    بلبلها چند جور چه چه  میزنن! یه بار سوت سوت میزنن و میگن بیو بیو بیو، ویس ویس ویس.. بعدش سوت سوت میزنن و میگن دِبیو، دِبیو!

    منم بهشون میگم من که اومدم بابا! چی چی رو میگین دِبیو(خخخ)..

    خودم هم تو کانادا و امریکا بودم و دیدم هم تو خونه ها و خیابونها و شهرهای مختلف، و هم تو محله و منطقه ی زندگی و خونه ی دخترهام در شهرهای تورنتو و Barrie بِری در ایالت اُنتاریوی کانادا وهم در شهر نووایNovi در ایالت میشیگان امریکا

    و گیاهان در  محوطه ی زمین وسیع چمنکاری شده ی دورتادور خونه شون  که بسی زیبا و دلربا و شگفت انگیزه..

    روی تیر سیمانی چراغ برق جلوی در باغمون دارکوب دیدم که با صدای آهنگین و پی درپی تق تق رو جعبه فیوز می کوبه، و چند روز پیش که داشتم ازش فیلم می گرفتم دیدم زیر شکمش نزدیک دمش سرخرنگه! خیلی قشنگ بود..

    چقدر زیباست که به طبیعت احترام میزارن و از دو درخت گرنمما و گرنمپا اجازه میگیرن

    احترام گذاشتن همیشه و در هر شرایطی و برای هر چیزی جواب میده..

    من از وقتی که یادم میاد همیشه هم به خودم احترام میزاشتم و هم به دیگران..

    من حتی به دخترام هم تو نگفتم تا حالا، نه تنها به دخترام که به هیچ کس تا حالا تو نگفتم، حتی به نوه های عزیزم، حتی به لیلین قند عسلم که یکسال و نیمه است

    و هر روز رابطه هام داره بهتر و بهترتر و با کیفیت تر میشه

    این ,Middle of No where هم

    ما اینجا تو جاده  طالقانیه روستا بنام ایستا داریم که مردمش اعتقادی به تکنولوژی ندارن و ازش استفاده نمی کنن وانگار که واقعاً زمان متوقف شده در این بخش از زمین خدا..

    طبیعت بنظرم کلاًحال همه رو خوب می کنه، انسان و حیوان و گیاه هم فرقی نداره..

        Fourth of July    مراسم زیبای رژه شاد مردم رو دیدم که لباسهای رنگارنگ و مدلهای متنوع بتن داشتن، پرچمهای کوچولوی امریکا رو تو دستشون تکون میدادن و سرودهای زیبا و دلنشین میخوندن و با انواع آلات موسیقی ساز میزدن

    مثل همینجا که سرود دسته جمعی میخونن

    رو هم من در سفر کوتاه اولم به امریکا دیدم

    من در اون سفر کلاً سه هفته تو امریکا بودم، و در سفر دو روزه به جزیره ی مَکینا آیلند و اطرافش اینقدر صحنه های زیبا و متنوعی رو دیدم که به اندازه ی چندین سفر بدور امریکا و زندگی در بهشت بود

    صحنه ی ساخت فیلم سینمایی رو هم دیدم که بسیار بسیار زیبا بود..

    معبد و کلیسا و مسجد  هم فراوون دیدم هم در امریکا و هم در کانادا که تو یه خیابون و همسایه ی هم بودن..

    مدیتیشن و مراقبه لب رودخونه و رو تخته سنگ داخل آب هم بارها بارها و هر روز تو این چند وقته داشتم

    سه چهار بار وسط رودخونه دستامو از هم باز کردم و رو به آسمون با صدای بلند گفتم خدایا شکرت به اندازه ی آسمونت   خدایا شکرت به اندازه آب جاری تو این رودخونه!

    خدایا شکرت من چقدر خوشبختم!

    خدایا شکرت داره خیلی خوش میگذره

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر..

    نزدیک اذان مغربه، به امید خدا بقیه رو تو کامنتهای بعدی می نویسم

    الهی شکر برای یک صلات دیگه

    از همگی خیلی سپاسگزارم

    در آغوش خدا همه خوش بگذرونیم

    و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم

    هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 45 رای:
    • -
      سحر زیبا گفته:
      مدت عضویت: 1200 روز

      سلام خدمت خانم سلیمی نازنینم

      ماشالله ب این روحیه ی عالیتون ک باعث انگیزه بخش وجودتمام بچه های سایت  وعلی الخصوص خودمن میشه

      کامنتهاتون مثل سوخته برای من باعث میشه موتورمن باقدرت بیشتری روب حلوحرکت کنه وروشن بمونه

      صبح بابیدارشدنم متوحه شدم که دیشب خاب شماوخانوم سعیده شهریاری عزیزم رودیدم

      یک فضایی پوشیده از برف ک داشتین باسعیده قدم‌میزدین یکحایی بودک راه رفتن یکم سخت بوداما شمادونفر خیلی اهسته وراحت داشتین قدم برمیداشتین بداومدین یکم جلوتر وادمهایی(ک ادم نبودن یک موجودات سیاه)شماگفتین ب اینهاتوجه نکنین اینهانجواهاهستن باعث گمراهی مامیشن جالب بودک اون سیاهیی ازدور فقط داشتن فریاد میزدن ونمیتونستن ب شمانزدیک بشن ویااسیبی ب شما برسونن باسعیده درارامش نشستین توماشین وازاون فضادورشدین

      خیلی برام‌حالب بودامایکجورایی میخاستم فقط این خاب بین خودم بمونه ولی ازصبح یک حسی بمن میگه بگو بگو برو وبنویسش،،

      من برداشتم ازاین خاب همون توحه نکردن ب نجواها بود اینروزهاشکرگذاری میکنم ودارم پاداشش رو میگیرم ازخداوند هدیه های کوچیک اماارزشمند ومیفهمم ک دارم مسیردرست رومیرم

      وجالبه ک توی خاب هم لباستون بلندبود وسعیده جان هم مثل شماا لباسشون بلند بود وباحجابی کامل کنارهم راه میرفتین وصحبت میکردین

      ان شالله ک درپناه خداوندسلامت وتندرست باشین

      امیدوارم پیامم دربهترین زمان ودربهترین مکان بدستتون برسه

      دوستون دارم خانم سلیمی بزرگوارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مریم مهدوی فر گفته:
      مدت عضویت: 1231 روز

      هر دم از این باغِ بهشتی مان

      الحق که بری می رسد

      تازه تراز تازه تری می رسد

      سلام و عرض ادب و احترام خدمت عزیزدلم ، خانم سلیمی بزرگوار

      ای جونم اسم روستای زیبای طالقان رو که بیان کردید یاد خاطرات زندگیم‌در کرج افتادم و یکبار با خودرو از کنار آن رد شدم ،یه منزل هشتگرد جدید ،مسکن‌مهر هم داشتم که فروختم و خلاصه دوستان گُل زیادی مثل شما اونجا دارم .

      عزیزجان تشکرو قدردانی می کنم بابت پیامی که از طریق استاد گرانقدرمان در کامنت قبلی تان لطف کرده و نوشتید تا از این انرژی الهیِ کلام استاد ، ما هم در کنار شما فیض ببریم ،گوارای وجودتان و اینکه فعلا روی ابرها و در حال گفتگو با خداوند هستید هم بی نظیره

      عشقید، عشق خداروشکر بابت وجودتان

      به یاسمین خوشگلم هم تبریک عرض می کنم بابت ملاقات با استادمان و همچنین موفقیت های روزافزونشان، امیدوارم همیشه خوشبخت و سعادتمند در پناه رب العالمین باشند،الهی آمین.

      واااای خانم سلیمی خدا نکشتت این جمله که خوندم ،پوکیدوم از خنده :

      (منم بهشون میگم من که اومدم بابا! چی چی رو میگین دِبیو(خخخ)..)

      الانم همینطور دارم میخندم ،قربونت برم ای جااااان یعنی خیلی خوب بودا عالی گفتید .

      و اینکه داشتم به مصطفی جونم

      می گفتم، خدایی چه لذّتی داره دوستان هم فرکانس همدیگه رو ملاقات کنند اونم می گفت

      آره عزیزم.

      حالا شب هم کنار هم باشند واقعا نورعلی نور هست ،هرچند فکر کنم اگر من باشم که اهل شوخی و خنده فراووووون و اصلا کسی کنار من خوابش نمی بره ولی

      قسمت شده خانم سعیده رضائی عزیز مهمان شما باشند خداروشکر که چقدر هم خوش گذشته ،

      به لطف خداوند و پیوند عمیق با این مسیر ،دوستان هم فرکانسی همه جوره آداب معاشرت رو می دونند و کنار هم، همه سهم ونقش خودشون رو ایفاء می کنند تا هر دو طرف خاطرات فوق‌العاده ای رو تجربه کنند

      باز هم ممنونم بابت دل نوشته هاتون و تجربه های زیباتون از طبیعت طالقان و از کشورهای مختلف .

      به همسر گرامی آقای زمانی بزرگوار سلام بفرمایید.

      عاشقتم عزیزم عشق بهتون

      در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید،دوستتون دارم.

      خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

      متشکرم متشکرم متشکرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهدیه گفته:
    مدت عضویت: 1383 روز

    استاد عزیزم سلام

    امیدوارم حالتون عالی باشه

    نمیدونم چطور حرفامو شروع کنم که حق مطلب ادا بشه

    استاد من دارم به صورت عملی آموزش های جلسه دوم دوره هم جهت با جریان خدواند رو از این 4 قسمت آخر سفر به دور آمریکا یاد میگیرم

    انگار این 4 قسمت آخر داره جز به جز آگاهی های جلسه دوم دوره هم جهت جریان خداوند توی وجودم توی عمق سلول هام فرو میکنه

    نمیدونم چی بهتون بگم نمیدونم چجوری تشکر کنم ازتون بخاطر اینکه این فایل ها و دارید برای ما روی سایت میزارید

    استاد تاثیری که این 4 قسمت آخر داره روی وجودم میزاره ماورای تصورتون هست

    یعنی شما نمی‌تونید درک کنید این 4 جلسه اخر داره با من چیکار میکنه

    این که میگم مبالغه یا بزرگ نمایی نیست

    جلسه دوم دوره هم جهت با جریان خداوند یکی از اصلی ترین پاشنه های آشیل من بود و هست که بعد از گوش دادن بهش فهمیدم اون جلسه یکی از بزرگ ترین نشتی های انرژی من بوده که اتفاقات زندگیم داشته رهبری میکرد

    من روی خودم کار می‌کردم اما بعد اون جلسه فهمیدم دلیل خیلی از اتفاقات زندگیم چی بوده و هست فهمیدم چرا جلو نمیرم

    چرا ناخواسته هام وارد زندگیم میشن

    چرا دقیقا آدم هایی که ازشون خوشم نمیومد میومدن توی زندگیم

    دلیلش تمام توضیحاتی بود که شما توی جلسه دوم دوره هم جهت با جریان خداوند دادین که خیلی مفصله نمیشه همشو اینجا بگم همین قدر بگم که من فهمیدم یکی از اصلی ترین دلیل ورود اون آدم ها زندگیم و جلو نرفتن من و دور نشدن من از اون محیط و اون جنس آدم ها مقاومتی بود که من نسبت بهشون داشتم

    دلیلش این بود که من آدم هارو نمی‌پذیرفتم

    من اعتقادات و عقاید و سلیقه آدم هارو نمی‌پذیرفتم

    که اونم به قول شما از عدم درک قانون بود

    فکر میکردم هرکس مثل من فکر میکنه آدم خوبیه هرکس مثل من زندگی میکنه ادم خوبیه

    با بقیه آدم ها که مثل من نبودن شبیه من فکر نمیکردن شبیه من زندگی نمیکردن هدف نداشتن مشکل داشتم جالب اینجاست من به اون قسمت حرف شما عمل میکردم که نخوایم کسی رو تغییر بدیم باکسی حرف نمیزدم بحث نمیکردم اما درونم یه مقاومت بسیارررر شدیدی نسبت به طرف پیدا میکردم یه احساس بد

    یه احساس عصبانیت نسبت به طرز تفکرش

    به اعتقاداتش

    و درکل نمیتونستم بپذیرم آدم هارو هرجور که هستن همین مقاومت بسیار شدید من باعث می‌شد آدم های بدتر و پر از مقاومت بیان توی زندگیم و به پرو پام بپیچند که تو چرا اینجوری شدی چرا فلان دعا رو نمیخونی چرا فلان عمل انجام نمیدی

    و من در این سیکل معیوب زندگی میکردم

    چون فکر میکردم هرکس مثل من نیست آدم بدیه

    مخصوصا توی مسائل اعتقادی که دقیقا این اواخر از همون جنس افراد مذهبی که من بشدت نسبت بهشون مقاومت داشتم میومدن توی زندگیم

    هرچی خواستگار برام میومد عضو سپاه بودن

    انگار تمام سپاه بسیج شده بودن به نوبت بیان خواستگاری من

    حالا چرا این 4 جلسه آخر انقدر داره بهم کمک میکنه

    استاد من وقتی هرکدوم از این 4 جلسه آخر میبینم همش درونم بهم میگه مهدیه ببین استاد چقدر آرومه

    ببین رفته داره توی محیطی زندگی می‌کنه که اعتقادات اونا با استاد یکی نیست هماهنگه مطلق نیست اما ببین استاد هیچ اهانتی به کسی نمیکنه

    ببین چقدر با اون آدما در صلحه

    ببین فکر نمیکنه اگر حرفا و باورهای اینارو راجب ثروت بشنوم مغزم منهدم میشه از مسیر خارج میشم ببین

    ببین میشینه به حرفاشون گوش میده

    ببین قضاوت نمیکنه

    ببین نمیترسه از اینکه حرفاشون و باوراشون بشنوه میگه اونا نتیجه باورها و افکار خودشون میگیرن من نتیجه باورها و افکار خودمو

    ببین نمیجنگه با کسی توی ذهنش بگه وای اینا چه آدمایی هستن که اینجوری غذا میخورن اینجوری عبادت میکنن حتما باید برن یه جای خاص عبادت کنن

    ببین چقدر باهمه در صلحه آرومه

    فقط داره اونجا زندگیشو میکنه و درساشو میگیره و هر آدمی رو با هر طرز تفکری با هر اعتقاداتی می‌میپذیره و حرفاشو میشنوه و بهش کمک میکنه و باهاش نشست و برخواست داره

    ببین همرو دوست داره به همه احترام میزاره همه رو به یک اندازه محترم و با ارزش میدونه

    ببین اون آدما به چشم استاد دقیقا به اندازه خودش لایق و ارزشمندن

    ببین

    توهم باید آروم باشی

    توهم باید به همه آدما فارق از هر دین و مذهبی احترام بزاری چه جلوی اون آدم چه توی ذهن خودت

    ببین توهم باید یادبگیری آدم هارو بپذیری هرجور که هستن

    کی میتونی اینکارو بکنی

    زمانی که باورداشته باشی اولا اونا دقیقا به اندازه تو ارزشمندن و تو به هیچ دلیلی هیچ برتری نسبت به هیچ کسی نداری و هم تو و هم اون آدمها بینهایت ارزشمندین

    و دوم باورداشته باشی هرکس نتیجه باورها و افکار خودشو میگیره اصلا به تو ربطی نداره کی به چی اعتقاد داره چه نوع نگاهی به زندگی به خودش به خدا داره

    تو آروم باش

    با خودت در صلح باش

    با آدم ها در صلح باش

    بپذیر همه آدمها رو

    دوست‌داشته باش همه آدمها رو

    بدون همه آدم ها حق دارن دقیقا مثل تو اونجور که دوستدارن زندگی کنن عبادت کنن

    کسی تاثیری روی تو و زندگی تو نمیزاره

    یعنی استاد انقدر دیدن این چند جلسه به من آرامش میداد انقدر ارومم میکرد

    انقدر ،بهم درس میداد

    انقدر حرفای شمارو توی مغزم تثبیت میکرد

    که نمی‌تونید تصور کنید

    این جلسات دانلود‌کردم که همش نگاه کنم

    دیدن این تواضع شما این آرامش شما این انعطاف پذیریتون چقدررر به من درس داد

    انعطاف پذیر بودن و تواضع ‌داشتن در محیطی و در کنار آدم هایی که شباهت زیادی به شما ندارن به من یک دنیا درس داد

    توی دوجلسه قبل که اخر سر که کارای آشپزخونه تموم شد و همه دور هم ایستادن و یه دعای خاصی خوندن و دستاشون با یه حالت خاصی نگه داشتن و دیدم شماهم اون دعارو خوندین انگار ندای درونم بهم گفت ببین چقدر متواضعه استاد ببین چقدر احترام میزاره به اعتقادات دیگران نمیگه وا این کارا چیه وایستم با اینا دعا بخونم

    ببین مهدیه

    یا اونجایی که دیدم شما وایستادین ظرف میشورین اصلا یه حالی بهم دست داد باورم نمیشد صادقانه ، گفتم خدایا استاد وایستاده ظرف های بقیه رو ‌بشوره

    استاد داره همچین کاری میکنه یا وقتی دیدم شما گفتین اینجا کار .هارو تقسیم میکنن و من باید فلان کار بکنم و فلان جارو تمیز کنم اصلا من یه حال غیر قابل وصفی ‌بهم دست داده

    اون تیکه اصلا دیوونم کرد‌

    گقتم عمل به جز جز جلسه دوم دوره هم جهت با جریان خداوند یعنی همین

    گفتم عمل کردن یعنی همین

    گفتم تغییر کردن یعنی این

    گفتم اونقدر که میتونی قربانی کنی میتونی بدست بیاری

    حاضری برای رشد کردن برای ساختن زندگی بهترغرورتو قربانی کنی؟

    حاضری این بها رو بپردازی ؟

    اون قدری که میتونی قربانی کنی میتونی بدست بیاری

    دیدن هر تیکه از این چند قسمت انگار صدای شما رو توی جلسه دوم توی مغز من پلی میکرد

    ((این فکر که من به هردلیلی از بقیه برترم اشتباهه ))

    (( غرور مانع رشد میشه مانع دریافت الهامات میشه مانع درک ما میشه ))

    این جلسات داره تک تک حرفای شمارو توی وجودم تثبیت میکنه

    تازه فهمیدم عمل کردن به آگاهی های جلسه دوم یعنی چی

    تازه فهمیدم باید چیکار کنم

    تازه فهمیدم تا چه حد میتونم قربانی کنم

    استاد قشنگم

    تنهای الگو زندگیم

    ازت سپاسگزارم که این فیلم هارو برای ما ضبط میکنی وقت میزاری تدوین میکنی روی سایت میزاری

    یک دنیا عشق برات فرستادم بیاد پیشت استاد

    شما بینهایت برام عزیز هستید خیلی دوستون دارم

    مراقب چشمای قشنگتون باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 79 رای:
    • -
      نسیمه رشیدی گفته:
      مدت عضویت: 637 روز

      مهدیه جان سلام چقدحرفهای دلم رو قشنگ بیان کردی خدایاحساس کردم این دختر کسی که قبلانشسته و به حرفهام گوش داده و الان داره بازبون قشنگ خودش اونطورکه فهمیده بیان میکنه دقیقامشکل من هم همین که بیان کردی باکامنتت فهمیدم پاشنه آشیل من همین غروری هست که نمیذاره آدمهارو بااعتقادات و افکاروباورهای مختلف بپذیرم واحساس میکردم کاردرست وراه درست منم هرکی این راهم روبپذیره دوست داشته باشم هرکسیکه قبول نداره بذارمش کنارتانبینمش که باحذف فیزیکی اون شخص یه نفردیگه پیدامیشه و دارم تواین چرخه معیوب زندگی میکنم درحالیکه یادم رفته بودماهمه انسان هستیم وهمگی اشوف مخلوقات هستیم وتضادذات دنیاست تاحق انتخاب داشته باشیم وتنهاکارمن اینکه بپذیرم ادمهاروباباورهاوافکارمتفاوت رو.

      یادم میره که اگرنپذیرم این موضوع رویعنی تمرکزم شده دیگران نه خودم و این بزرگترین مانع رشدهست مهدیه خانم دوست گرامی ممنونم بابت کامنتت که گره کور زندگیم رو باکامنتت پیداکردم ومنوبفکرواداشت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      زهرابانو گفته:
      مدت عضویت: 2095 روز

      سلام عزیزم

      کامنت پر محتوای شما منو بیدار کرد وباعث شد یکباردیگه از نگاه شما فایل رو ببینم و آگاهی هاتون رو مرور کنم، تکرار کنم .

      یه ایده ی قشنگ ب نظرم رسید ،ک هر بار که کامنت بچه ها رو میخونم خودمو بزارم ب جای اونها وبا افکارشون خودمو محک بزنم ببینم چی درک کردن ، من کجام؟ من چه چیزایی رو باید در خودم تغییر بدهم؟

      کجاها با خودم میگم ااااااا، راست میگه منم اینطوری فکر میکردم چنین باوری داشتم ،حالا باید راه حلشو پیدا کنم

      چه باوری بسازم؟ چگونه مراقبت کنم تا در این زمینه رشد کنم ؟

      از این مساله که کشف کردم چطوری عبور کنم؟

      چه باورهای خوبی در اون زمینه دارم؟

      خلاصه دوست عزیز ونازنینم متشکررررم که آگاهیهاتونو ب اشتراک گذاشتین خیلی ب من کمک کرد

      خدایاااااشکرت این فضل توست که ب من اینگونه فهماندی

      میدونی چیه مهدیه جان ، نکاتی که اشاره کردین ، زیاد بود چندتا شو در نظر گرفتم فایل رو دیدم

      یه بازنگری در خودم وتجربه تحلیل افکارم.

      حالا دوباره چندتا نکته دیگه،یعنی برنامه امروزمو از کامنت شما گرفتم

      بعضی اتفاقا اینقدر مهم هستن که نوشتن یه تشکرررررررر آدمو راضی نمیکنه!!

      خدایا به فضل تو می سپارم استاد عزیزم ودوستان نازنینم را

      سعادت دنیا وآخرت نصیب شما باشه …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سیما کشاورز گفته:
      مدت عضویت: 1686 روز

      سلام به مهدیه عزیز و دوست داشتنی

      چند روزی هست که با یکی از اعضای خانواده ام به مشکل برخوردم

      مشکل چیه؟! ناخواسته های من در وجود اون دیده میشه

      خوب یاد گرفتم که باید اعراض کنم،ولی من اینکار رو فقط به ظاهر انجام می‌دادم و درونم آشوبی به پا میشد که چقدر من از این آدم بالاترم، چقدر این آدم از لحاظ فکری پایین هست

      و هزاران نجوای دیگر

      این کامنت شما واسم درس داشت که:

      تمام انسانها با هم برابر هستند و کسی از دیگری برتری ندارد

      باید اون رو قلبا بپذیرم ،بدون اینکه قضاوت کنم

      باید فقط روی خودم کار کنم

      باید دست از تغییر دیگران بردارم.

      چرا دست از تغییر دیگران برنمیدارم،چون که احساس میکنم کیفیت زندگی من بخاطر هم خونه بودن باهاشون، به رفتار اونها هم بستگی داره.

      حالا واسه ی اینکه نتیجه بگیرم باید به این حرفها ااااایماااان بیارم

      به نظرم ایمان و باور قلبی به این حرفها هست که نتیجه رو رقم میزنه نه اینکه فقط بنویسم.

      از شما دوست عزیز نهایت تشکر رو دارم که به موقع یادآور نکات مهم برای من شدید.

      دوستدار شما :سیما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سعیده آیت گفته:
      مدت عضویت: 1375 روز

      بنام خدای بخشنده مهربان

      سلام به شما دوست عزیز

      امیدوارم حال دلتون عالی باشه

      دقیقا انچه نوشته بودید نکته ای هست که منم دچارش شده بودم

      همش فکر میکردم من چون تو مسیرم آدم خوبم

      وبقیه مشکل دارن

      خب چاره ایم نیست دارم باهاشون زندکی میکنم

      ولی از بالا به پایین بشون نگا میکردم

      وخودمو تافته ی جدا بافته میدونستم

      بعد یه سری تضاد برام پیش اومد وخداوند با اون تضادها بهم فهموند

      سعیده تو مدتهاست پذیرفتی از تغییر دیگران ناتوانی ودیگه باهاشون بحث نمیکنی

      ولی درونت اونا رو داره سرزنش میکنه

      داری قضاوتشون میکنی

      سرزنش و قضاوت دوتا فاکتوری هستن که خیلی باید رو خودت کار کنی

      ودیگه آگاهانه سعی میکردم باهر چیزی مواجه میشم

      سریع تو ذهنم بیارم سرزنش و قضاوت ممنوع

      البته این قضیه ای نیست که سریع حل بشه

      ذهن نجواگر من همش میخواد همه رو سرزنش کنه

      مثلا تا این حد که وقتی دختر 8 سالم همش میشینه پای تلویزیون ویا یه فیلم رو 20 بار میشینه میبینه هم من ناخوداگاه درونن سرزنشش میکنم

      که ای بابا بسه دیگه چقدر تی وی میبینه ؟ چقدر این فیلمو میبینه ؟

      راستی فایل های در پرتو اگاهی خیلی کمک کنندس

      وواقعا که منم از فایلهای استاد خیلی درس گرفتم خیلی بهم کمک کرد که با خودم و اطرافم به صلح بیشتری برسم

      بپذیرم که همه حق دارن هرجور دوست دارن زندگی کنن

      این حق طبیعی هر فردیه این همون اختیاریه که خدا به انسانها داده

      ونهایتا خداست که میزان دستشه و ما حق اینو نداریم که بقیه رو قضاوت کنیم که اونا فلانن و ما درستیم

      خدا میدونه و اون بهترین حاکم و داوره

      واینا رو ویس کردم و مرتب گوشش میدم که فراموش نکنم و مرتب به خودم میگم

      سعیده تو انقدر چاله چوله تو درونت داری که اگه همه ی تمرکزت رو بزاری رو تغییر خورت

      اصلا وقت نمیکنی بقیه رو سرزنش یا قضاوت کنی

      خلاصه دوست عزیز خودسازی تنها کاریه که باعث میشه سرمون فقط تو زندگی شخص خودمون باشه

      خدایا خودت کمکمون کن که همواره ترمزهامون رو پیدا کنیم و رفعشون کنیم و این مسیرو برامون آسون کن

      امیدوارم همیشه سربلند و پیروز باشی دوست عزیز

      خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    فاطمه پایان گفته:
    مدت عضویت: 2249 روز

    سلام بر استاد عزیز وبزرگوار ، استاد عزیز بابت اینکه باصبوری وعشق این همه زیبایی بینظیر ، این طبیعت زیبا این آدم های آرام واین همه اتفاقات لذت بخش رو برای ما به اشتراک می گذارید بی نهایت سپاسگذارم ، مگه می شه این همه شادی ولذت بردن درعین سادگی ، مگه داریم یک گوشه دنج بسیار زیبا فارغ از هیاهوی جهان ، این همه شور وهیجان ، این همه جست وخیز برای یک دامداری ساده اما باشکوه خدای من سپاسگزارم بابت این همه زیبایی ودیدن آن هرچند با چشمان استاد عزیزمان باشد، خدایا این آرامش این لذت واقعی از زندگی واین سرزندگی را نصیب همه ی ما بگردان. الهی آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  7. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 743 روز

    سلااااام بر استاد گرانقدرم.

    سلااااام بر استاد شایسته جانم.

    و سلااااام بر همه رفقای بهشتی ام.

    خدایا شکرت برای همین لحظه و همینجا.

    شکرت برای نفس هایم.

    خدایا شکرت که هنوز زنده هستم.

    شکرت که منو خالق زندگی خودم افریدی .

    شکرت که قوانینت بدون تغییره.

    شکرت که دیگر مانند برگی در باد نیستم.

    شکرت که اینده زندگی ام رو میتونم هرطور میخوام رقم بزنم.

    شکرت که در هیچ شرایطی اتصالم به تو قطع نمیشه.

    شکرت که هیچ چیزی مانع نزدیکی من به تو نیست.

    شکرت که با تمام قدرت و علمت گفتی از رگ گردن به من نزدیک تری.

    خدایا شکرت برای تک تک روزهای شگفت انگیز زندگی ام.

    شکرت به خاطر دیروز پرررربرکت…

    دیروز 16 تیر تولد برادرم بود.

    از سرکار که اومدم شروع کردم به پختن کیک عصرونه به مناسبت تولدش.

    چون تعدادمون زیاد بود 3 تا کیک پختم.

    خواهر بزرگترم به همراه دو فرزندش از تهران مهمان خونه مادرم هستند و خواهر کوچکترم هم از جهرم به همراه دو فرزندش.

    خدایا شکرت به خاطر اینکه دور هم جمع هستیم.

    شکرت به خاطر قه قهه های دختر 4 ماه و نیمه خواهرم.

    خلاصه وقتی کیک رو بردم خونه پدرم و به پدرم گفتم به مناسبت تولد برادرم کیک رو پختم،اینقدر خوشحال شد.

    اینقدر خوشحال شد که حد نداشت.

    با صدای بلند،برادرم رو صدا زد و تولدشو تبریک گفت.

    از شدت خوشحالی همون لحظه به برادرم گفت به خاطر این کارش(پخت کیک) از اون پولهایی که دستت دارم 500 هزار تومن بزن حساب سعیده!!!

    ایا این میتواند اتفاقی باشد؟

    اصلا ایا چیز اتفاقی وجود دارد؟

    ایا این نشستن روی دوش خداوند نیست؟

    خلاصه برادرم چقدرررر خوشحال شد و جاتون خالی دور هم چایی و کیک خونگی خوردیم.

    مادرم 500 تومن،خواهر بزرگم 500 تومن،پدرم 1 میلیون تومان.و من و دوتا خواهر دیگه ام روی هم 500 تومن به برادرم هدیه دادیم.

    و پسر 12 ساله ام…

    خدای من چقدر با احساسه این بچه.

    خودش مستقل و بدون اینکه به من بگه با پول های خودش یه روان نویس و یه پفک(از مادرم پرسیده بود دایی به چه خوراکی علاقه داره) برای داداشم هدیه خریده بود!

    و به داداشم میگفت دایی میخواستم برات کمربند بخرم،فروشنده گفته 400 تومن.

    میخواستم برات عطر بخرم گفته 500 تومن.

    ولی من 200 تومن پول داشتم!

    و برادرم هم چقدرررر خوشحال شد از این احساس ناب کودکانه.

    خدایا شکرت.

    شکرت که الله خیر حافظا و ارحم الراحمین هستی.

    شکرت که الا بذکر الله تطمئن القلوب هستی.

    شکرت که دیروز دو فرزندم خودشون مستقل با تاکسی رفتن خونه مادرم.

    شکرت که اینقدر اعتماد به نفسشون بالاست‌.

    شکرت که وقتی بچه هام رو به تو میسپارم دیگه نه غمی دارم نه ترسی.

    شکرت که تو بهترین و قدرتمندترین محافظ بچه های من هستی.خدایا شکرت بابت ابمیوه ای که دیروز دختر خواهرم مهشید جانم واسمون خرید.

    هذا من فضل ربی.

    شکرت به خاطر مهربونی مادرم که وقتی میرم خونشون هرجای خونشون سوویچ ماشین همسرم رو ببینه بر میداره میذاره یه جای امن و دور از دسترس بچه ها.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا شکرت که دیروز همسرم مثل هر روز ماشینش رو در اختیارم قرار داد تا به راحتی برم خونه مادرم.

    خدایا شکرت دیروز توی حمام با وحید جانم کلی اب بازی کردیم و اب روی هم ریختیم.و شاهد خنده های از ته دلش بودم.

    خدایا شکرت بابت اینکه هر روز شاهد این هستم که همسرم تایم زیادی رو با بچه ها بازی میکنه.

    خدایا شکرت به خاطر اواز پرنده ای که همین الان به گوشم میرسه و نشونه ای از تو هست.

    خدایا شکرت دیروز با 3 تا از خواهرهام دور هم بودیم.

    خدایا شکرت همین الان دختر خواهرم تلفنی گفت که چقدر کیک دیروز خوشمزه بوده و ازم خواست دوباره واسش بپزم.

    خدایا شکرت که امروز صبح موفق شدم قبل از رفتن سر کار ناهار خانواده رو اماده کنم.

    خدایا شکرت به خاطر وجود استادم و این مکان بهشتی.

    خدایا خودت میدونی که نعمت ها بی نهایتند و من ناتوان از سپاسگزاری….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
  8. -
    سمیه خطیبی گفته:
    مدت عضویت: 2479 روز

    سلام استاد عزیزم خدا قوت

    درود بر مریم جان عزیز و دوست داشتنی

    امروز با شما به مکانی پاک سفر کردم و آنقدر آرامش گرفتم که خودم را اونجا می‌دیدم

    استاد جان اینکه هر کسی به شکلی به دنبال آرامش هست،ستودنی است

    اینکه هر کسی به شکلی وبا باورهای خودش سپاسگزار رب جهانیان است بسیار لذت بخش و من خیلی‌ از جمع دوستانی که سپاسگزاری می‌کردند آرامش گرفتم اینکه همیشه شما تو فایل ها به این نکته اشاره دارید که اگر من الان تو هر شرایطی هستم احساس خوشبختی کنم می‌توانم وقتی به هدفم رسیدم هم احساس خوشبختی کنم

    وگرنه وقتی رسیدم خیلی‌ گذار دوباره احساس خلأ دارم، جای فکر داره

    استاد وقتی فایل های شما را میبینم باورهام قوی تر از قبل میشه

    وقتی میبینم یه خانم مسن با این همه مسئولیت شاد هست و کوچکترین نق را نمی‌زند این جاست که به خودم می‌گویم جهان به افکار و رفتار تو به تو می‌بخشد ولاغیر

    استاد خیلی‌ لذت بردم باز هم ممنون الله وشما هستم که دستی از دستان خداوند در زندگی من هستید

    آرزوی سلامتی عشق و بهترین از بهترین ها را براتون دارم.

    خدای مهربونم نگهدارتون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    فرخ لقا گفته:
    مدت عضویت: 2986 روز

    سلام براستاد عزیز و موحدم

    سپاس که چشمان مارا میهمان اینهمه عشق و حضور پررنگ خداوند میکنید.

    همه چیز در این فایل عالی و آموزنده بود مثل همیشه

    وشما که تجلّی عینی آن چیزی هستید که سالها درآموزشهاتون ودرعمل اون را فریاد میزنید.به هرچیزی فکر کنی وباور داشته باشی از همون جنس چیزها رادرزندگیت خواهی دید.

    دراین فیلم وبقیه فایلهاتون ما به خوبی می بینیم که فرکانس و ارتعاش قوی شما هدایتتون میکنه تادرکنار انسانهایی دوست داشتنی که تلاش میکنند ازمیان اینهمه شلوغیهای روزگار راهی پیداکنند تا به اصلشون وبه خدای خودشون نزدیکتر بشوند، قرار بگیرید.

    حتی اگر اون مکان به قول خودتون یه نقطه ی نسبتا” پرت و دورترازشهر و اجتماع باشه.

    جایی که شماها حالتون خوبه.

    و باز خداوند رابرای آشنایی من باشما وحضورتون در زندگیم سپاسگزارم و براتون سلامتی و موفقیت روزافزون را از حضرت حق خواستارم.

    سپاس استاد عزیزم.سپاس،سپاس،سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این فایل هارو برامون تهیه میکنید تا بفهمیم جهان چقدر گسترست،

    بقول خودتون که به نقل از دکتر شریعتی فرموده بودید که ایشون پس از مدتی که از فرنگ برگشته بودن ، مردم ده ازشون می پرسیدن که اونجا راجب کدخدا چیا میگفتن ؟؟؟!!!

    من هم در زمانهای دور فکر میکردم نهایتا چندتا مذهب و گرایش و سبک زندگی به نام اسلام و شیعه و مسیحی و بودا و ….

    همین چند تا معروفا فقط وجود داره و همه ی دنیا با همین سبک محدود که نهایت به پنجاه تا هم نمی‌رسه دارن زندگیشونو ادامه میدن که بعد از آشنایی با شما فهمیدم که جهان چقدر گسترده و آیین ها و سبک زندگی ها چقدر بی شمارن، این باعث شد تا مقاومتم نسبت به دیدگاه نامطلوب خودم ، کمتر شه و ازاین طریق راحت تر تغییر رو بپذیرم

    استاد چقد زیبا تفسیرش کردید اینکه باور باعث میشه خود جهان به صورت متفاوتی عمل کنه ، ما هم تو گیلان یه آئینی داریم که اگر درخت بارنده تو اسفند همون سال میرن با داس تهدیدش میکنن میگن اگه امسال هم بار ندی میبریمت ، و صدها و هزاران نمونه از گذشتگان تا به امروز مورد داریم که بعد از این کار درخت بار داده ، ویا چه انسانهایی که با یک درخت مقدس یا ضریح و …شفا گرفتن .

    اینابهم نشون میده که باور من و باور اونا داره تغییر تو زندگیشون ایجاد می‌کنه وگرنه نه اون داس قدرتی داره و نه درخت احساس ترس می‌کنه که شروع به بار دادن کنه ، تنها قدرت ، قدرت باورهای منه که داره زندگیمو تغییر میده منتها چون من نسبت به این موضوع ناآگاه بودم ، قدرتو به ضریح ، به امام زاده ای که دیگه زنده نبود به درخت به زمین به آسمان و در کل به عوامل بیرونی میدادم چون از قدرتی که الله مهربان در وجودم به ودیعه گذاشته بود بی خبر بودم

    خدایا سپاسگزارم که به کمک استاد عباس منش عزیزم با قوانین جهان هستی آشنام کردی

    سپاسگزارم که چششم بینا و گوش شنوا برای شنیدن این آگاهی ها بهم دادی

    استاد این دهکده چقدر برام رویایی و جذابه ، این خانم که سنی هم ازش گذشته چقدر شاداب و قوی و پرانگیزس برای ادامه ی زندگیش ، چقدر درس داشت برام این فایل چقدر لذت بردم از تماشای طبیعت فوق العادش ، سپاسگزارم ازتون بابت همه ی سخاوتمندی که در تهیه ی فایل های رایگان دارید ، سپاسگزارم از جهان هستی که فرصت زیستن بهم داد تا کیف کنم از نوش جان کردن این آگاهی ها

    استادعباس منش عزیزم و همه ی دوستان هم مسیرم دوستتون دارم و عشق برای همتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
    • -
      علیرضا فول‌انرژی گفته:
      مدت عضویت: 1026 روز

      سلام خدا

      سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته مهربون

      سلام به شما رفیق همفرکانسی عزیز

      کامنتتون رو خوندم لذت بردم اینکه قدرت فقط خداست و اینکه شمالی هستین بیشتر لذت بردم چون خودمم شمالی هستم .تو شمال ماشاله انقد امامزاده هست که ادم خودش گیج میشه از این همه بت پرستی که برروز رسانی شده .

      یه مدت بود کامنت نمیذاشتم و فقط گوش میدادم بازم تضاد باعث شد که بیشتر تو سایت باشم و باورام قوی تر بشه .تنها جایی که باورم نسبت به خانوما قوی تر میشه سایت هست چون واقعا بچه های اینجا فرکانسشون واقعا اصله و روحانی تر

      خداروشکر دارم صبرو از شماها یاد میگیرم

      لذت ببریم همه باهم

      شادباشیمو

      برقصیم

      مرسی از همه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        ماریا اکبری گفته:
        مدت عضویت: 2171 روز

        سلام به دوست ارزشمندم علیرضای عزیز

        از استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که شرایطی رو مهیا کردن تا بتونیم با دوستان هم مسیرمون گفتگو کنیم

        فرمودید که مدتی بود که کامنت نمیذاشتید و فقط گوش می‌کردید تا اینکه تضاد باعث شد باز به نوشتن و بیشتر ماندن در سایت روی بیارید، تحسینتون میکنم که این روش رو برای حل کردن تضادتون انتخاب کردید ، آفرین بشما علیرضای فول انرژی

        میخوام بگم که من واقعا از نوشتن نتیجه میگیرم ، یعنی زمانی که فقط گوش میکنم حس میکنم که آگاهی بسیار کمی درک کردم و چیز خاصی بهم اضافه نشده

        اما زمانی که هم زمان نکته برداری میکنم و به مسائلم از دید قوانین نگاه میکنم بعد ارتباطشان رو پیدا میکنم و مثال های زندگی خودمو میزنم وتجربیاتمو بررسی میکنم ، مخصوصا زمانی که نتیجه رو تو سایت می‌نویسم

        اون موقع حس میکنم که آره ، دراین صورتِ که رضایت بیشتری از این کار کردن روی خودم دارم ، چون با طی کردن این مراحل ، درک بهتری برام اتفاق میوفته.

        خواستم تجربمو با شما به اشتراک بگذارم تا اگر مایل بودید امتحانش کنیدتا دیگه میل خودتون باعث حضور بیشترتون تو سایت باشه نه برخورد با تضاد…

        یجایی تو یه فایلی استاد فرمودند: چون جهان میخواد تو رشد کنی به همون خاطر مجبورِکه با تضادترو وادار به حرکت کنه اما یک راه آسانتر و لذت بخش تر دیگری هم برای رشد وجود داره اونم اینکه خودت با میل خودت دست به کار شی و شروع به حرکت کنی ، دراین صورت مسیرو تو انتخاب می‌کنی ، نه جهان که بخواد با تضاد وادار به حرکتت کنه .

        امیدوارم در درجه ی اول خودم به حرفایی که میزنم بیشتر از قبل عمل کنم تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زندگی کردن بشه

        برای شما دوست عزیزمم، آرزوی سلامتی و ثروت و سعادتمندی در دنیا و آخرت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          علیرضا فول‌انرژی گفته:
          مدت عضویت: 1026 روز

          سلام خدا

          سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته مهربون

          سلام به شما رفیق همفرکانسیه عزیز

          مرسی از توجه شما واین عشقی که به جهان میدین

          خداروشکر من هدایت شدم به خرید یه مغازه تو خیابون اصلیه شهر و تضادهایی که اومده برام به اجبار به اختیاره خودم بیستر مغازم هستم و خداروشکر روزی بیشتر هست چون دوست دارم فقط مو کوتاه کنم درطوله روز

          وقت کم‌میاد که صد درصد خیره و باید زمان رو خودم ایجاد کنم

          که البته که مسیرو خوده خدا داره هموار میکنه وقتی که من عمل میکنم و صبرو ایمانم رو با تکامل دارم انجام میدم

          مرسی از شما وهمه کسایی که وقت میذارن برای رشد و گسترش جهان

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: