سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 249 - صفحه 3

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

241 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلی کرمی گفته:
    مدت عضویت: 2443 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلااااام استاد صبحت بخیر و شادی

    خدارو شکر بازم استادجون یه قسمت دیگه از سفر به دور امریکا برامون گذاشت من صبح از خواب بیدار شدم خیلی دلم خواست استاد بقیه سفرش رو تو سایت بزاره و همین هم شد خدایا شکرت

    چه پل زیبایی چه سکوتی چه آرامشی خدایا شکرت چه طبیعت قشنگی چقدر حس خوبیه قدم میزنم و راه میرو و کنار این رودخانه و روی سنگها میشینم و پاهامو توی این آب خنک میزارم و چشمهامو میبندم و حس برخورد این آب خنک به پاهام چقدر دلچسبه خدایا شکرت خدایا شکرت صضدای آب خیلی زیباسخیلی آرامش میده بهم خدایا شکرت شکرت برای این سکوت شکرت برای این آب خنک شکرت برای این حس خوبی که پاهام توی آبه خدایا شکرت

    استااااااااااد ماشاالله چقد پوستت قشنگ شده چقد صورت زیبا شده چقد پوستت براقه و چقدر حس خوبی از اونجا به آدم میدی پر از انرژی مثبتی چقدر اندامت زیباتر و قویتر و سالمتر شده استاد چقدر با حس و حال خوب با گوت لیدی حرف میزنی خدایا شکرت .خدایا شکرت چقدر سفر رفتن حال آدم رو خوب میکنه

    این خانم گوت لیدی چقدر حالش خوبه هر لحظه مثل ساعت قبله انگاری اصلا خسته نمیشه چه لذتی میبره از کارش چقدر این بزهاشو دوست داره چقدر نازشون میکنه اسم همشون رو بلده. استاد خیلی ممنون که گفتین بچه ها ترجمه ش کنن من خیلی خوشحال شدم از این حرفتون . این بزها آرام و مثبت مثل صاحبشون در آرامش هستن و حتما شیر و پنیر و ماستشون هم بسیار سالم و مثبت و پر انرژی هستش.

    چه شیر و پنیر خوشمزه ای به استاد دادمنم دلم میخواد از اون پنیر و شیر بخورم و استاد هم یه سری ماهیتابه قشنگ خریده خیلی ممنون استاد برای ما هم بخر خب.چه نیمرویی برا خودش درست کرده گوت لیدی به به بخور مادر بزرگ مهربون و پر انرژی و دوست داشتنی نوش جونت.

    خدایا شکرت برای این قسمت از سفر استاد خدایا شکرت برای این انسانهای مهربون و دوست داستنی خدایا شکرت برای این دهکده زیبا خدایا شکرت برای این طبیعت زیبا .خدایا شکرت برای این باشگاه بدنسازی زیبا که همه چی برای ورزش بدنسازی داره.

    استاااااااااااد عجب آشپز ماهری شدی به به چقدر خوشمزه چقدر پر انرژی بخور نوش جونت این محصول باور و ایمان خودته خدایا شکرت . متشکرم خدای مهربان برای همه چیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 571 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ، یگانه خالق آفرین من

    سلام و درود خدمت تک تک دوستان هم فرکانسی عزیزم ،،

    به به ،، تحسین میکنم این همه زیبایی و آرامش و شادی و نشاط این ویدیوی فوق العاده رو که استاد عزیزم آماده کردین برامون

    خیلی قشنگ که آدم از هیاهوی روزمرگی در بیاد

    از این همه تلاطم و شلوغی های بی دلیل که ناشی از ترس انسان

    ترس از گرسنگی

    ترس از اقامت

    ترس از بیماری

    ترس از بی پولی

    ترس از فقر

    ترس از جهل

    ترس از نظر دیگران

    ما بزرگترین دستاوردی که میتونیم از تمامی قسمت های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت استاد عزیزم داشته باشیم بچه ها این آرامش استاد و زندگیشونه

    بی زمانی

    بی مکانی

    اینکه خودشون محدود نمی‌بینم به موندن

    اینکه با هر تایپ و هر شخصیتی اینقدر راحت ارتباط میگیرن و دوست میشن

    این مدار اتصال به جریان خداوند که استاد عزیزم دارن برامون به معرض نمایش می‌گذارند تا برای من و شما منطقی بشود که میشه

    میتوان با آرامش تمام زندگی کرد

    میتوان بدون هیچ ترس و استرسی صوت زنان در جنگل سرسبز جهان هستی قدم زد و لذت برد

    میتوان زندگی را لحظه به لحظه زندگی کرد

    و این دقیقاً هم جهتی با جریان خداوند که تک تک مخلوقات خداوند با هم ، هم جهت میشوند برای خدمت به من و تو

    چرا که مسیر پیشرفت و تکامل من دقیقاً هم جهت با پیشرفت این جهان هستی

    من ثروت بسازم ، من ثروت خلق کنم ، ناخود آگاه جهان هستی نیز ثروتمند تر خواهد شد چراکه من نیز هم جهت و عضوی از این جریان جهان هستی هستم

    مسیر جریان رودخانه ای عظیم که قطره قطره های اون تک تک با انرژی مضاعف جریان پیدا میکنند و در نهایت کل رود خانه با سرعت و زیبایی تمام به مسیر خود ادامه خواهد داد

    چه من حرکتی سازنده داشته باشم

    و چه بی حرکت بمانم این جریان رودخانه ادامه خواهد داشت

    چه بمانم چه نمانم

    این بی نیازی الله کریم به بندگان خویش است

    حال من اگر با جریان قطره خویش در جهت این جریان قدم بردارم با هم جهتی خودم قدرت کل جریان هستی را خواهم داشت و هیچ ناتوانی و هیچ کاری نیست که من توان آنرا نداشته باشم

    چقدر زیباست که من از وجود مقدس خالق تشکیل شدم

    با هم جهتی در جریان خداوند قادر مطلق خواهم بود

    و سرانجام رودخانه وجود من به اقیانوس بیکران الله یکتا می‌پیوندد

    هم جهت با جریان خداوند= هم جهت با جریان رودخانه جهان هستی که با الله کریم هم جهت است و به او ختم میشود ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای این سایت فوق العاده زیبایت که به ما هدیه دادی

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای دوره مقدس هم جهت با جریان خداوند ات ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای دوره مقدس قانون سلامتی ات ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای دوره مقدس احساس لیاقت ات ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای دوره مقدس عزت نفس ات ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای استاد عزیزم ،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1610 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ(53 آل عمران)

    پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ ما را در زمره گواهان بنویس!»

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

    سلام به استاد عباس منش عزیزم،استاد الهی و‌ نورانی من،سلام به وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِین وَالْأَنْصَارِ

    سلام به استاد شایسته ی قشنگم،سلام به تموم مهربونی هات…سلام به هارونِ کنارِ موسی…

    سلام به بچه های خوبِ محله ی خدا،سلام به وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ…

    الهی که حال دلتون عالی باشه،قلبتون پر از نور باشه،روی فرکانس احساس خوشبختی بی قیدو‌وشرط باشید و در فرکانسِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ…

    صدای من رو میشنوید از وسط ورزشگاه محل برگزاری مسابقات کشوری،یک گوشه ای از سالن،روی صندلی آبی خوشرنگ،با ویوی بی نظیری از تاتمی ها،داورها و دخترهای نازی که دارند آماده میشند برای مسابقه ی فینال،نیلا نیکا مشغول تمرینات قبل بازی،مامانم داره ازشون فیلم میگیره،بابام با عشق مثل دیروز از صبح تا غروب تو پارکینگ ورزشگاه منتظر ما تو ماشین میشینه تا کارمون تموم شه…یک سعیده،یک قلب روشن،یک روح آروم و دستانی که به صلات خداوند مشغوله…

    الهی صدهزار مرتبه شکرت.

    این قسمت پر برکت سفرنامه رو‌دیشب قبل خواب دیدم و کلی از قشنگی هاش کِف کردم،با گوت لیدی همزاد پنداری کردم،به خودم قول دادم مثل این خانم بهشتی سعی کنم همیشه در لحظه زندگی کنم،یکمم بهش غبطه خوردم که تونست به استاد جان هدیه بده و البته تحسینش کردم،ضمن اینکه وقتی استاد گفت من الان فلوریدام نمیدونم چرا ناخودآگاه ذوق کردم،احساس کردم انشالله به زودی استاد شایسته رو هم میبینیم…من یکی که حسابی دلم براشون تنگ شده…

    الهی صدهزار مرتبه شکرت.

    قدقامت صلات:داستان خلق ورود به مسابقات کشوری به راحتی،روی دوش خدا،توسط نیلا و نیکا!

    استاد جان این 2 تا دختر 8ساله،بدون هیچ فرسی از طرف من،فقط با دیدن رفتارهای من و‌الگوبرداری کردن، خیلی توی فرکانس سپاسگزاری از خداوند هستند و اغلب در طول روز و مخصوصا آخرشب بابت هر اتفاق خوبی که اون روز تجربه کردن به قول خودشون از خداجون سپاسگزاری میکنند…

    تو پر کردن گلدان سپاسگزاری با من توی رقابتند و برگه ها رو میشمارند که ببیند کدومشون بیشتر نوشتن،خیلی وقت ها دست خطشون رو میخونم میبینم چندتا کلمه نوشتن مثل:

    خدا

    خدا جون

    نور،رحمان،واقعه

    خداجون،الله،بوس بوس:)

    یا مثلا خدایا شکرت برای سلامتیمون،برای خونه مون و…

    خلاصه که به لطف الله،خیلی به خدای درونشون وصلند،خیلی وقت ها من از خدا یک سوالی داشتم و این بچه ها بدون اطلاع از چیزی که تو سر من میگذره،یک پاسخی بهم میدن که من حیرون میمونم،خدایا تو چه جوری داری با من حرف میزنه آخه…

    خلاصه استاد،این دوتا دختر با کمک خدای درونشون،جهان بیرونشون رو اینجوری خلق کردن…

    بعد تعطیلی مدارس،توی این فکر بودم که چه کلاس تابستونی براشون ثبت نام کنم…که یک روز مامانم خیلی یهویی گفت سعیده بچه هارو بفرست دفاع شخصی…منم فقط شنیدم‌و گفتم حالا ببینم چی میشه…فردای همون روز یکی از دوستان قدیمی من که خیلی دختر خوب و‌ ماهی هم هست روی واتس اپش استوری گذاشت ثبت نام فلان رشته ی ورزشی شروع شده،درحالیکه من اصلا قبلا نمیدونستم ایشون مربی این رشته ست…

    با پیگیری نشانه های خداوند، و‌نیلا نیکا کلاس ورزشیشون رو با دوستم‌شروع کردند…

    وجالب اینکه نتنها خیلی خودشون علاقه مند شدن،که استادشون گفت سعیده اینا بین بچه های هم سن و‌سالشون خیلی خوبن و‌خیلی استعداد دارند…

    اینجاست که استادجان میگن:وقتی کارها داره راحت و ساده انجام میشه،یعنی خدا داره همه چیز رو مدیریت میکنه…

    بوس به کله ی خدا جون…:)

    یعنی اینا یکی دوماه با اشتیاق رفتن کلاس،حتی یک وقتایی بعد کلاس برق خونه میرفت،باید کلی پله رو میومدن بالا چون آسانسور قطع بود ولی هیچ اعتراضی نداشتن،تازه انگیزه هاشون بیشترم میشد…

    منم که فقط تو‌قسمت پشتیبانی بودم:)یکی اینارو سوار ماشین میکرد میبرد،یکی اونا رو میاورد…

    منم مثل خدابیامرز امام خمینی رحمت الله تو حسینیه ی جماران،از بالای پنجره ی خونه براشون‌دست تکون میدادم:) خیلی شیک و‌مجلسی…

    قبول دارید وقتی کار رو دست خدا بسپاری،خیلی همه چیز ساده و‌ روون انجام میشه؟!:)

    کاش همین الگو رو بگیرم و‌تو تموم ابعاد زندگیم پیاده ش کنم به خدا :)

    خلاصه هنوز دوماه از کلاس رفتن هاشون نگذشته بود که استادشون گفت من میخوام بچه ها رو ببرم مسابقات استانی!

    منطق مادرِ بچه ها اومد وسط که آقا ول کن،اینا تو 2 ماه چی یاد گرفتن که بخوان برن مسابقات؟!بعد من باید کلی تجهیزات ایمنی بخرم،بعد اصلا راه دوره،شرایط اومدن نداریم و …حالا انشالله دفعه ی بعد:)

    ولی اگر خدا بخواد یک موفقیتی رو بسازه،منِ مادر چی کاره م؟!

    صبح‌روز مسابقات،خوشحال و خرم از خواب بیدار شدیم،استادشون گفت حداقل بچه هارو بیار مسابقات رو ببینند،با این محیط آشنا بشن…فقط اگر داری میاری با لباس ورزشی بیارشن…

    و بعد شرایط یک جوری عوض شد که ما میتونستیم این راه دور از خونه رو به راحتی بریم…

    گفتم اوکی حالا که شرایط رفتن هست من چرا مقاومت کنم؟!پس بریم…

    همون موقع نیلا از ذوق زنگ زد به مامانم و گفت: بی بی جووووون،خداجون یک کاری کرد که من میتونم برم مسابقات رو ببینم،من خیلی دوست داشتم برم و‌به خدا جون گفته بودم …خدا جون کمک کرد ما بریم…

    حالا خدا جون چه جوری همه چیز رو از قبل هماهنگ کرده بود؟!

    به دل مربیشون انداخت که پول ورود به مسابقات استانی رو‌خودش پرداخت کنه بدون اینکه به من بگه!!!بعد صبح به من بگه اگر میای،بچه ها رو با لباس بیارشون…بعد در حالیکه همه از ساعت8،9 صبح تو اون گرما تو سالن بدون کولر نشستن،تا وزن کشی بشن و برن توی جدول…ما شیک و مجلسی ساعت 1 بعد از ظهر تازه بریم تو سالن،بعد هیئت داوران قبول کنند بچه ها وزن کشی بشن!!!بعد هیچ فایتِری توی وزن نیلا نیکا نباشه…و دختر ها باید باهم مسابقه بدن..:)

    وااای استاد:))) باید اون روز می بودید و من رو کنار تشک مسابقات میدید:))))

    تموم مادر ها پر از استرس و اضطراب…

    من داشتم هر هر میخندیدم:)))چرا؟!

    چون باید اینجوری تشویق میکردم:

    نیلاااا بزن تووو سرش:)))

    نیکااااا بکوب تو شکمش:)))

    وای خدایا،مگه میتونستم جلوی خنده م رو بگیرم:))))

    بماند که چه جوری لباس ایمنی مبارزه از طریق دستان خداوند اومد اون روز بچه ها تونستند مسابقه بدن:)

    و‌چون از هر وزنی نفر اول و دوم میرفتن مسابقات کشوری،و این دوتا هم‌با هم مسابقه دادند و با اختلاف کم،اول و دوم شدن:))) نتنها حکم قهرمانی استان رو گرفتن که به راحتی آب خووووردن به مسابقات کشوری راه پیدا کردن :))))

    اونم چی…؟!

    مسابقات کشوری که مدت ها تو استان های دیگه برگزار میشد!!!!!اما امسال استان ما میزبان بود!!!

    یعنی بقیه از استان های جنوبی،غربی،شرقی،مرکزی با کلی هزینه اومدن،با پول پرواز،پول خوابگاه،پول غذا و خستگی راه و …

    ولی این دوتا فسقل تو خونه و شهر خودشون…شیک و‌مجلسی…

    آقااااا،به خدا قسم….کار خوبه خدا درست کنه…سلطان محمود بوووق کیه؟!؟

    البته اینو بگم این دختر ها به گفته ی چندتا مربی بازیشون خیلی خوب بود….اما تفاوت ورودشون به مسابقات کشوری اونم‌توی 2 ماه با بقیه ی فایتر ها،از زمین تا آسمون بود…

    خب بعدش چه اتفاقی افتاد؟!

    یکی دوروز بعد مسابقات،یک هفته مونده به مسابقات کشوری،یک ویروس ناخونده،باعث یک تضاد جسمی سخت برای دخترها شد…با اینکه برای کنترل تب هاشون،داروهاشون،غذاهاشون،پرستاری کردن هاشون دست تنها بودم…ولی سعی کردم لب به اعتراض وا نکنم و حتی نزارم بقیه بفهمن بچه ها چقدر بدحالن…

    از این و‌ اون میشنیدم که بقیه،بچه هاتو تو اینستا استوری کردن،چشم خوردن….!!!!

    اصلا نمیزاشتم حرفشون تموم شه،گفتم این حرف ها رو اصلا پیش من نزنید،من به این چیزها هیچ اعتقادی ندارم!این همه بچه ها مریض میشن مگه مسابقات رفتن؟!یک بیماری ساده ست و‌خیلی زود هم خوب میشه…

    توی ذهنمم تکرار میکردم،آدم هایی که قدرت ندارند یک مگس خلق کنند،نمیتونند برای من و بچه هام تصمیم بگیرن چه اتفاقی توی زندگی ما بیفته،قدرت زندگی من و‌دختر ها فقط دست خداونده…

    با اینکه کلی برای ورود به مسابقات و تجهیزاتشون هزینه کرده بودیم گفتم اشکال نداره،هر چی پیش بیاد همون خوبه ست،الخیر فی ما وقع،جهان فقط به نفع ما کار میکنه…

    خلاصه که یک هفته ی قبل مسابقات به تلاش برای بهبودی گذاشت و‌ عملا بچه ها تمرین زیادی نداشتن…ولی چون خودشون خیلی دوست داشتن حتما تو مسابقه شرکت کنند،و حالشون هم خیلی بهتر شده بود ما به لطف الله،راهی مسابقات کشوری شدیم…

    کلی توی‌راه آهنگ خوندیم،کلی با خدا حرف زدیم،کلی باهم زمین مسابقه و‌مبارزه هارو تجسم کردیم…

    بارها و‌بارها و‌بارها با تاکیید بهشون گفتم شما برای من از الان برنده اید،هر اتفاقی بیفته من بهتون افتخار میکنم که تا اینجا اومدید،همین که وارد مسابقات کشوری شدید برای من نتیجه ست…مهم تلاش شماست نه هیچ چیز‌ دیگه…

    و با کلی نور و عشق و‌ رحمت و انرژی مثبت دوستای قشنگ توحیدیمون وارد میدون مسابقه شدیم(چشمان قلبی بسیار زیاد)

    و اما یک رد پای واضح دیگه از قانون…

    قُلِ کمالگرا که براش خیلی مهمه همیشه بی نقص باشه،همیشه اول‌باشه،همیشه میخواد همه جا بهترین باشه…

    توی جدول بندی به یک حریف سرسخت و‌قوی تر از خودش خورد و با کوله باری از تجربیات ارزشمند،از دور‌ مسابقات خارج شد…

    و قلِ بهبود گرا که خیلی دنبال نفر اول شدن نیست،براش مهم نیست همه جا بهترین باشه،خیلی توی‌این زمینه ها بی خیال و‌علی بی غمه…

    به راحتی…به راحتی…تاکید میکنم: به راحتی آب خوردن وارد مسابقه ی فینال شد و امروز که روز‌ دوم مسابقات و‌مدال دهی هست ما اینجاییم که به لطف خدا ببینم که با مدال طلا میاد بیرون یا نقره…

    الهی صدهزار مرتبه شکر که انقدر خوب این دخترها باهم در صلحند،اونیکه دیروز باخته با این جمله که من مسابقه دادم و‌تجربه دارم:) داره برای آبجیش مربی گری میکنه و بهش تمرین میده!!

    تا الانم صدبار مخ منو خورده که برو سوال کن من میتونم به عنوان کوچ برم کنار زمین مسابقه ی آبجی یا نه…

    هرچقدرم بهش میگم بچه کوتاه بیا،اینجا مسابقات کشوریه،نه وسط بازیِ مدرسه،قانع نمیشه که نمیشه…:)))

    و بله…اینم داستان خلق موفقیت هاق ورزشی توسط دخترهای توحیدیِ شکرگزار…به آسانی،به راحتی،شیک و‌مجلسی… روی دوش خدا…

    خداوکیلی،خدا نیست که… بی نظیره…بی نظیر…بی نظیر….

    شیرین؛بیش از شیرینیِ عسل…

    زیبا‌ بیش از زیباییِ طرحِ بال پروانه…

    عاشق بیش از هر عشقِ بی قیدوشرط زمینی..

    قدرتمند و خالق و مبتکر و ابداع کننده و مدیر و‌مدبر و مهربان ترین و‌روزی دهنده ی کل مخلوقات جهان….

    الهی صدهزار مرتبه شکرت!

    بچه ها راستی میدونستید خدا داره به نهنگ های آبی،که یک دونه شون به اندازه ی 2هزار و‌پونصدتا انسان وزن داره،روزی 40 میلیون روزی میده…؟!

    ما چرا باید به کم قانع باشیم وقتی که حضرت سلیمان گفته: انک انت الوهااااااب!!!!

    خدای عزیز و‌شیرین و‌دلبر وقدرت مند و‌دارای اراده ی کن فیکون و بی نهایت من…

    من ازت بی نهاااایت میخوام…چووون تو بی نهااااایتی…

    عاااااشششقتم خدا و‌ این عشششق بزرگترین سرمایه ی زندگیمه…

    جاااانی و دلی…ای دل و جاااانم همه تو…

    استاد جان،عااااششقتیم بی قید وشرط!

    خدا شمارو برای ما حفظ کنه…خدا مارو در مدار شما نگه داره…

    به امید دیدار روی ماهتون در بهترین‌ زمان و مکان…

    قلبِ فراوانِ فراوانِ فراااااوااااااان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 316 رای:
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2552 روز

      سلام و درود به شما دختر توحیدی سایت

      دختر چه کردی … ما رو خوشحال و سرمست این داستان هدایت الهی کردی:))

      ماشاالله به دوقلوهای افسانه‌ای ، ماشاالله به این نگارش با جزییات زیادی که در زمان مناسب از کلماتی با بار معنایی مثبت و درست استفاده می کنه.

      ماشاالله به این نگرش زیبایی که همواره در حال صلاه کردن و ارسال فرکانس های مثبته

      همواره در حال تلاش آگاهانه هم‌جهت کردن ذهنش با روحش هست.

      سعیده جان حقیقتش خیلی دلم تنگگگگ شده بود برای نوشتن توی سایت ، مخصوصاً نوشتن و تحسین کردن شما ، فوق العاده ای دختر ، بهت افتخار می کنم و از شیوه‌ی عملکردت در وظیفه‌ی مادر بودن ، وظیفه‌ی دختر خانواده بودن ، مسوولیت پذیری و استقلالت ، از تمام رفتارهایت یاد می گیرم.

      راستی الان اومدم با عشق توی بالکن نشستم روی چهار پایه و توی هوای آزاد با این همه گلدون زیبایی که کنارم هست دارم با عشق می نویسم…

      ستایش و هلما هم خونه‌ی ما هستن. همین الان ستایش، خواهرزاده بزرگترِ اومدم از پشت شیشه دست برایم تکون داد و تحسینم کرد.

      آخه سری قبلی خودم از تنهایی توی بالکن نشستم و فیلم دیدنش کلی ذوق کردم و تحسینم کردم بهش گفتم تو فوق‌العاده ‌ای خیلی احساس لیاقت داری خیلی با خودت در صلحی ، الآنم اون اومد تحسینم کرد :))

      همه چیز خوبه ، همه‌چیز عالیه منم توی مسیر توحیدی و کنترل ذهن دارم با قدرت به مسیر الهاماتم ادامه می دهم

      تعهد می دهم ، تصمیمات اساسی می گیرم و بهشون عمل می کنم.

      راستی اون موضوع رزق و نهنگ که گفتی خییلیییی خفن بود دختر:)) من کلی تو ذهنم آنالیز کردم وزن این نهنگ چقدررر ؟! بعد گفتم اگه دسته بالا بگیرم هر آدمی 100 کیلو به این معناست که نهنگه 250 تن وزنش هست … الله اکبر از این عظمت؟! قدرت خدا واقعاً آدم رو به وجد میاره

      حرف های توحیدی و زیبا برای گفتن زیاد دارم ، موضوعات مختلفی تو ذهنم هست برای مطرح کردن و تمرکز بر توحید و تمرکز کردن بر نکات مثبت ولی خب می گذارم دفعه های بعدی که برای شما نوشتم ، اون حرفا رو میگم :))

      خدا شما رو حفظ کنه ان شا الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1610 روز

        سلام به برادر راه دورم،محمد حسین جان،چطوری پسر؟!رو به راهی؟! رو به رشدی؟!

        الهی صدهزار مرتبه شکر.

        بینهایت ازت ممنونم برای این تلگراف پربرکت و‌پر انرژی،فرکانس قلبیت دریافت شد…

        الان داشتم به جلسه 3 قدم 10 گوش میدادم،از احساس بهتری که تو قلبم حس میکردم میفهمیدم چقدر احتیاج داشتم به نور این جلسه…به نورِ عزت نفس،به نورِ خودباوری…به نورِ دوست داشتن خود بدون هیچ قید و شرطی…

        بعد این احساس بهتر منو هدایت کرد دوباره بیام و این تلگراف پر برکتت رو بخونم و احساس بهترم پایدار تر بشه…

        ازت ممنونم برای اینکه همیشه به من لطف داشتی،دوست قدیمی من توی این سایت الهی هستی و همیشه با قلب روشنت تحسینم کردی،من واقعا انسان بسیار خوشبختی هستم که این همه انسان ارزشمند رو توی زندگیم دارم…

        مرسی که هستی و به امید دریافت یک نقطه ی آبی پربرکت دیگه ای ازت،در پناه نور الله مهربانم میسپارمت…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      حمزه لطیفی صدر گفته:
      مدت عضویت: 1592 روز

      سلام و درود به تمام دوستان عزیزم در این جامعه توحیدی

      آرامش قبل از معجزه سکوت قبل از بارش است

      مدال آوردن دخترهای نازنینتون مبارک باشه به این آسانی و راحتی آب خوردن به قول استاد عرشیانفر هلو برو تو گلو

      سلام و درود به سعیده بانو

      این جمله ایی که انتهای کامنت گفتی باعث شد برم سراغ چت جی پی تی و برای موضوعی که گفتی ازش کمک بگیرم به قول حمید امیری از بس که سوال میکنیم بلاکمون نکنه هه هه هه ، خیلی از کامنت های نوشتن های شما و حمید امیری لذت میبرم مثل مشاعره میمونه یا مثل رالی رفتن پنگ پونگ خانم مریم شایسته و استاد میمونه که همیشه تحسینشان میکنم بریم سراغ اصل داستان

      بچه ها راستی میدونستید خدا داره به نهنگ های آبی،که یک دونه شون به اندازه ی 2هزار و‌پونصدتا انسان وزن داره،روزی 40 میلیون روزی میده…؟!

      چند نهنگ 100 تنی یا بزرگ‌تر در دریا وجود داره؟

      فقط یک گونه نهنگ هست که به طور معمول وزنش از 100 تُن بیشتره:

      نهنگ آبی (Blue Whale)

      میانگین وزن: حدود 100 تا 180 تُن

      بیشترین وزن ثبت‌شده: حدود 190 تُن

      جمعیت تقریبی نهنگ‌های آبی در جهان:

      ناحیه جمعیت تخمینی

      اقیانوس آرام شمالی حدود 2,000 تا 3,000 نهنگ

      اقیانوس اطلس شمالی حدود 1,500 نهنگ

      اقیانوس منجمد جنوبی (اطراف قطب جنوب) حدود 5,000 تا 10,000 نهنگ

      جمعیت تقریبی نهنگ‌های آبی در جهان:

      ناحیه جمعیت تخمینی

      اقیانوس آرام شمالی حدود 2,000 تا 3,000 نهنگ

      اقیانوس اطلس شمالی حدود 1,500 نهنگ

      اقیانوس منجمد جنوبی (اطراف قطب جنوب) حدود 5,000 تا 10,000 نهنگ

      کل جمعیت جهانی 10 تا 25 هزار نهنگ آبی

      نتیجه:

      حدود 10 تا 25 هزار نهنگ آبی در اقیانوس‌ها وجود داره که خیلی‌هاشون بیش از 100 تُن وزن دارن.

      حالا این یعنی چی؟

      هر کدوم از این نهنگ‌های عظیم روزانه چند تُن غذا می‌خورن.

      یعنی باید میلیاردها موجود ریز مثل کریل و پلانکتون تو دریا وجود داشته باشن تا فقط رزق این نهنگ‌ها تأمین بشه.

      این تازه فقط مربوط به نهنگ‌های آبیه، نه بقیه نهنگ‌ها، دلفین‌ها، ماهی‌ها، لاک‌پشت‌ها و کل اکوسیستم دریایی!

      جمع‌بندی:

      با وجود این همه نهنگ 100 تنی که روزی چند تُن غذا می‌خورن، اقیانوس‌ها هنوز پر از رزق هستن.

      این واقعاً نشونه‌ای از وسعت روزی و قدرت خداونده.

      «وَما مِن دابَّهٍ فِی الأَرضِ إِلّا عَلَى اللَّهِ رِزقُها»

      هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزیش بر خداست

      بعضی موقعا من حمزه بعد از یک ساعت رکاب زدن سنگین با دوچرخه نگرانه 15 تومان دادن آب برای خودم میشم ، وژدان این باور کمبود چکار کرده با ما و شیار و رودخانه های کمبود فکر کنم تا ابد اگه بیل بهشون بزنیم انتهایی ندارند ، اکثر موقعا هم چپ و راست موجودی حسابم و نگاه میکنم و احساسم برای 10 دقیقه بد میشه و می‌دونم شیطان تونست کارش انجام بده و از اسلحه فقرش استفاده کنه یا در مورد چیزهای پوچ و بیهوده نگرانم می‌کنه که در واقع هیچ وجود حقیقی ندارند

      استاد بینظیرم مرسی که هستی تاج سری بی نهایت ازتون سپاسگزارم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1610 روز

        سلام آقای لطیفی،انشالله که حال دلتون عالی باشه و در پناه نور الله مهربان غرق احساس عمیق خوشبختیِ بی قید و‌شرط باشید…

        ممنونم برای هر دو پاسخ پربرکتی که برام فرستاید و این تمرین باور فراوانی که واقعا پیچ و مهره های این ذهن سیمان گرفته از باورهای کمبود رو یکم شل تر میکنه…

        من که هرجا برای خرید میرم،هرچقدر کارت بکشم،در لحظه سریع ضربدر 10 میکنم و‌میگم خدایا شکرت انقدر به حسابم واریز میشه:)

        تازه با اینکه در لحظه اینو میگم باز این شیطان ذهن میخواد تمام ترس های عالم رو‌بریزه تو دلم که دیگه هیچی تموم شد،پولات ته کشید و …. حالا به قول شما میخواد یک آب معدنی باشه یا یک خرید بزرگتر…اون کار خودشو میکنه…

        به قول استاد یک جنگ و جدال دائمی بین ذهن و قلب ما هست که این کار ماست که همیشه با خودمون تکرار کنیم…جهان خداوند بی نهایته…

        بازم ازتون ممنونم و انشالله زندگیتون پر از خیر و برکت الله و در پناه نور باشید همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      مهری مهری گفته:
      مدت عضویت: 309 روز

      به نام خدای بزرگ ومهربون

      باسلام واحترام خدمت استادعباس منش ارجمندوخانم شایسته عزیز

      وهمراهان گرامی

      سعیده جانم وقتی کامنتهای پرازسپاسگزاری وشکرگزاری وانرژی مثبت شمارومی خونم کلی حال دل وروح وروانم خوب میشه وانرژی میگیرم واین دیدمثبتت به دلم میشینه اینکه درهمه حال شکرگزارهستی وتک تک نعمت های خداروباجون دل می بینی وبا اشتیاق بیان میکنی کلی ذوق میکنم برای دوقلوهای تلاشگروبااراده آرزوی موفقیت میکنم

      ان شاءالله بزودی زودپله های ترقی روباموفقیت طی کنن ودرقله های افتخارشاهددرخشش شون باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      علی بردبار گفته:
      مدت عضویت: 2184 روز

      سلام به ننه ی توحیدی نیکا نیلا

      یعنی خودوم کف کردم از این لقب جدیدت، مشتی!

      چه باحال:))))

      نمیتونم بگم این کامنت چقدر حالوم رو خوب کرد، سعیده کاکو. تاتامی، شیاپچانگ، مسابقات کشوری! دمت گرم. دم خدا گرم!

      مدتیه به ضرس قاطع، فهمیده م که مهمترین رسالت من در زندگی بچه هام، اینه که هرچی میتونم، شرم رو از زندگیشون کم کنم! اونا خودشون میدونن چیکار کنن… ولی باز آدم بشو نیستم و کفر ورزی میکنم. نتیجه ش هم که معلومه.

      این کامنت، در یک لیگ دیگه و یک سطح دیگه ارائه شد و به خاطرش تشکر ویژه میکنم، ننه ی توحیدی سایت!

      نیکا نیلا رو ببوس

      باقی بقای همتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      زینب گفته:
      مدت عضویت: 1539 روز

      سلام به سعیده بانوی توحیدی و شکر گزار و خوش سخن و خوش تعریف.

      از مدتها پیش با خوندن کامنتاتون با هاتون آشنا شدم و اسمتون را حفظ کردم و گفتم ایشون هر وقت کامنت گذاشت حتما میخونم،

      آفرین که دخترها را شکر گذار تربیت کردی ،چقدر زیبا داستان را تعریف کردی چقدر زیبا آیه آوردی چقدر خدا تو زندگی‌ات

      ات هست و چقدر خوب خدا را توی لحظات پیداش میکنی،

      سربلند و شاد و توحیدی باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      نیلوفر مرادی گفته:
      مدت عضویت: 1197 روز

      سلام به سعیده عزیز و توحیدی

      امیدوارم حال دلت مثل همیشه خوب خوب باشه

      سعیده جان لذت بردم از خوندن کامنت شما

      من همیشه کامنت های شما رو میخونم و لذت میبرم

      از تقسیم کاری که با خداوند میکنی لذت میبرم، از نتیجه‌ای که میگیری لذت می‌برم

      تبریک میگم به نیلا و نیکا ی عزیزم که مدال گرفتند، چون لیاقتش رو داشتند، دخترای توحیدی عزیزت

      و تحسین میکنم شما رو که با عمل کردن آموخته هاتون توی زندگی، بچه‌ها هم دنبال رو شما شدند و از شما یاد گرفتند و تحسین می‌کنند و سپاس گذاری می‌کنند تو سن 8 سالگی

      سعیده جان من وقتی که کامنت شما رو خوندم و تحسین کردم و حسابی لذت بردم به دخترم گفتم که بره تو سایت و کامنت شما رو بخونه و اونم لذت ببره

      شاید باورت نشه، ولی امروز دخترم می‌گفت مامان منم میخوام حسابی روی خودم کار کنم و زندگیم رو تغییر بدم و داره تمرکزی و لیزری از امروز روی پروژه خانه تکانی ذهن شروع میکنه. دوست داره زندگیش رو اونجوری که خودش میخواد خلق کنه

      امیدوارم که همیشه ایام به کامتون باشه، و به همه‌ی خواسته هاتون برسید و همیشه لبخند روی لباتون باشه

      در پناه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ابوالفضل عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 1812 روز

    سلام استاد

    ،خیلی ممنونم که یک قسمت دیگه از سفر به دور آمریکا رو گذاشتید

    تو این چند روز خیلی دوست داشتم که یک قسمت جدید بیاد و همش میگفتم کاش استاد یا خانم شایسته یک قسمت دیگه از سفر به دور آمریکا یا زندگی در بهشت بگذارند

    و دیشب که یهو دیدم روی بنر سایت قسمت جدید اومده خیلی خوشحال شدم.

    دیشب که فایل رو دیدم خب خیلی انگلیسی بلد نیستم و فقط از اون فضا و اون طبیعت و اون رود خانه لذت بردم و اون آروی پارک که تمام امکانات رو به بهترین شکل برای افرادی که بخوان اقامتی داشته باشند فراهم کرده،

    خیلی دوست دارم به یک سفر هدایت شوم ،به جایی که هم جنگل و درختان زیادی باشه و هم آب و رودخانه

    من خیلی این فضا ها و این مکان های سرسبز رو دوست دارم حتی توی فایل ها یا تو ویدئو های دیگران هم که میبینم لذت میبرم و از ته دلم میخوام که اونجا باشم.

    من خیلی از صمیمیت و راحتی اون مردم لذت میبرم و حتی توی فایل های قبلی هم که میدیدم اون صمیمیت و اون راحتی آدمها باهم توجه ام رو جلب میکرد

    شاید خانه goat lady کمی بهم ریخته و شلوغ پلوغ بود ولی واقعا راحت بود با این

    و این نبود که سریع خونه رو جمع و جور بکنند و جارو بکشند برای فردی که مثلا 10 دقیقا میخواد اونجا باشه

    خیلی راحت بود و برای خودش تخم مرغ درست کرد

    کلا با هر شکلی که هستند با هر لباسی که هستند ، خودشونن .

    حتی اگر زبان اونها رو بلد نباشم ولی میفهمم، اون فرکانس بالاشون رو دریافت میکنم اون حس نزدیکی و دوستی رو دریافت میکنم.

    من ترجمه رو که بلد نبودم ولی امروز دیدم آقای صادقی عزیز کل فایل رو ترجمه کردند و جالب بود که حتی صحبت های خود استاد که فارسی هم بود رو زحمت کشیدند و کامل توی کامنت نوشتند

    من تشکر میکنم از صادق صادقی عزیز

    خیلی عالی و مرتب و حتی زمان ها رو هم نوشته بودند که خیلی کمک کرد که بفهمم این صحبت ها دقیقا کجا گفته شده

    در مورد صحبت های اون دوستمون درباره درکش از جهان

    خلی مهمه که ما اون مقاومت ها رو برداریم تا هدایت شویم و به جریان خیر بپیوندیم

    یکی از اون مقاومت های بزرگ اینکه قدرت دادیم به عوامل بیرونی و نمی‌پذیریم که تمام زندگی ما دست خودمونه

    اگر عوامل بیرونی رو عامل بدونیم داریم به خودمون ظلم می‌کنیم

    اگر فکر کنیم که تقصیر اون آدمه،یا تقصیر دولت ،یا تقصیر هر چیز دیگه بیرون از ماست، ما داریم خودمون رو دور می‌کنیم از این جریان داریم قدرت رو از خودمون میگیریم

    ما قدرت تغییر عوامل بیرونی رو که نداریم ما فقط میتونیم خودمون رو تغییر بدیم و عوامل بیرونی خودش تغییر میکنه

    فقط باید بپذیریم که ما خالق تمام و کمال زندگی خودمون هستیم با باور ها و افکارمون

    همونطور که اون دوستمون گفتن ، ما با باورهای محدود کننده اومدیم پوشاندیم اون قدرتی رو که داریم ، و باور کردیم که عوامل بیرونی تاثیرگذار هستند در زندگی ما و حالا بیایم این باور رو معکوس کنیم از قدرت خودش استفاده کنیم

    و برعکسش کنیم باور کنیم که ما خالق زندگی خودمون هستیم و نه هیچ عامل بیرونی دیگر

    یکه نکته خیلی قشنگی هم گفتند ،که اگر ما عوامل بیرونی رو عامل بدونیم و چون کنترلی روی اونها نداریم به این شیوه باور معتاد میشویم

    که دیگه راحت هر اتفاقی افتاد بندازیم گردن این و اون و راحت بگیم تقصیر فلانیه.

    بینهایت از شما استاد عزیز تشکر میکنم

    و سپاسگذار خداوند مهربانم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3298 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم از اوست

    اللّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یُحْیِـی وَیُمِیتُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ

    همانا حکومت آسمان ها و زمین تنها از آنِ خداست، زنده مى کند و مى میراند و شما را جز خداوند، هیچ سرپرست و یاورى نیست.

    خدایا سپاسگزارم، سپاسگزارم بخاطر این رزق پربرکتی که چاشنی سپاسگزاری آخر شبم کردی

    خدایا سپاسگزارم ازت که به من توان وقدرت سپاسگزاری از نعمتهایت را میدهی هرچند اگر صبح تا شب وشب تا صبح سپاسگزار نعمتهایی باشم که از فضلت به من بخشیدی بازم قطره ای است در برابر دریا

    خدایا سپاسگزارم که خالق توانایی چون تورو دارم

    خدایا سپاسگزارم که امروز هم در این مسیر توحیدی واین مکان الهی حضور دارم

    سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام

    خدای من که چقدر سوپرایز شدم وقتی موقعه خواب وارد سایت شدم وبنر سایت را دیدم وباعشق کامنت دوست عزیزم که ترجمه فارسی محاوره این فایل را کامنت کرده بودند را مطالعه کردم وبعد فایل را پُلی ونُت برداری کردم ولی با وجود اینکه چندبار سعی کردم نتونستم کامنت رو ارسال کنم وگفتم انشاالله صبح دوباره هم زیبایی های این فایل رو مجدد میبینم وهم کامنتم را ارسال میکنم خدایا شکرت

    خدای من چه ترکیب جادویی است ،ترکیب رنگ درختان با رنگ خاک وتلالو اشعه‌های طلایی خورشید خانم

    چقدر این طبیعت زیباست ،بنظر هوا فوق‌العاده دلپذیر هست ،وجوش وخروش این رودخانه زیبا ،زیبایی این فضا را دوچندان کرده خدایا شکرت

    ای جانم به بانوی بزها که چقدر این بانو پرشور وهیجان هست که میشه از روی فیلم وتصاویر هم انرژی مثبت این بانو را حس کرد

    چقدر هم این بانو سخاوتمند هست که برای استاد جان کلی شیر وپنیر وتخم مرغ بعنوان هدیه کنار گذاشته احسنت وهزار آفرین به این بانوی پرانرژی

    خدای من چقدر با خودش در صلح هست وچقدر باعشق کارش انجام میده اینقدر که این بانو پرانرژیِ ،این عشق ،این انرژی رو میشه از تک تک حیوونها ،از آدمهایی که آنجا حضور دارند رو دریافت کرد،این عشق وانرژی درونی اش سبب شده این حیوونا اینجور آرام سرجای خودشون بایستند واجازه بدهند بانو باصبر کارش رو انجام بدهد، خدای من که چقدر جهانت زیباست وچقدر زندگی زیباترِ اگر قوانین حاکم برجهان رو درک کنیم

    خدای من که چقدر بانوی بزها استایل متفاوتی دارنددر این قسمت، من که عاشق اون گیره پشت موهاش شدم ،این سیستم پاداش دهی به بزها هم ایده فوق‌العاده‌ای هست که بانوی بزها از آن برای رام کردن این حیوونای شیطان استفاده کردند احسنت وهزار آفرین به این خلاقیت

    چقدر قانون دقیق عمل میکند ،دختر خانم زیبایی که آمدند کمک بانوی بزها چقدر شبیه خود ایشون پرانرژی وشادهستند

    خدای من، چه صحنه زیبایی ،آب بازی جوجه اردک ها چقدر هم نازهستند تمام این صحنه وشور وانرژی Goat lady منو یاد مریم جان میندازه ،که با چه ذوقی جوجه های از تخم بیرون آمده رو به استاد نشان می‌دادند

    خدای من که زیبایی این طبیعت این فضا ،این آسمان در قالب کلمات نمی گنجد ،کاش میشد سکوت را معنا کرد امشب به آسمان که نگاه کردم پراز ستاره بود وچقدر من سرمست این زیبایی شدم وگفتم خدایا تو چقدر زیبایی که این زیبایی ها رو آفریدی والان زیبایی های این دهکده مرو سرمست از عشق وزیبایی ربم کرده خدایا عاشقتم

    ای جانم چه صدای فوق‌العاده‌ای، چه آواز دلنشینی

    خدایا شکرت…شکرت بخاطر فراوانی ووفور نعمت در سرتاسر این کره خاکی

    خدای من احسنت، احسنت عجب آروی پارک زیبایی چقدر همه جا تمیز ومرتب وبا امکانات فوق‌العاده گریل ،جکوزی ،استخر ….

    خدایا شکرت….شکرت….شکرت

    استاد جان سپاسگزارم ازتون وعاشقتونم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  6. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2042 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست خدایاشکرت.

    سلاااااااام استاد عزیزم

    سلاااااااام خانم شایسته مهربانم

    سلام دوستان خوبم

    خدایا هزاران مرتبه شکرت که مرا به دیدن این فایل بهشتی هدایت کردی تا یادآورم شوی سخاوتمندی را مهربانی را بخشندگی را و زندگی کردن با هماهنگی روح را نه ذهن را

    استاد من چندین روز بود که دیگر نجواهای ذهنم شده بودم با اینکه داشتم جلسات رو گوش میدادم اما آنقدر صدای نجواها بلند شد که من با دیدن فایل توحیدی 6 که چند روز روی سایت بود فقط اشک ریختم و از خدا طلب هدایت کردم دیروز یکم حالم بهتر شد صداهای ذهنم آروم تر شد و من به آرامش رسیدم و دیشب با دیدن این فایل زیبایی بهشتی به خواب رفتم صبح با یک احساس خوب و لذت بخش از خواب بیدار شدم همینکه مشغول انجام کارهای آماده سازی ناهار بودم و خوشحال و سپاسگزار احساس خوب امروزم بودم (ندایی آرام در دلم گفت زهرا تو روحی تو تکه ای از منی با من زندگی کن ببخش شاد باش و از هرآنچه هستی لذت ببر و خدمت کن عشق بورز و مهربان باش و سخاوتمند باش و درگیر ذهن نجواگر محدودت نشو که با او زندگی جهنم می‌شود.)

    خدایا چه ندای لطیف و آرامی که دلم را هزاران بار آرام‌تر و مطمئن تر کرد خدایا خودت هدایتم کن همواره به یادم بیار که من تکه ای از تو هستم و درگیر ذهن محدودم نشوم که سخت مرا میرنجاند و از مسیر و مومنتوم مثبت دورم می‌سازد مرا از تو خدای مهربانم دور میسازد .

    خدایا همواره یادآورم باش که چه هستم و برای چه آمده ام و قرار است کجا بروم .

    خدایا شکرت که من هر آنچه دارم از آن توست و همواره و همیشه و همیشه به تو مهتاجم من هر آنچه که هستم و هر نعمت و برکتی که در زندگیم جاریست از فضل و کرم توست ای مهربانترین مهربانان دوستت دارم لطفا مرا ببخش سپاسگزارم .

    استاد بزرگوارم خانم شایسته عزیزم دوستتون دارم و بی نهایت از شما سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3434 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مجدداً از استاد عباسمنش سپاسگزارم به خاطر این فایل هدیه.

    واقعاً انرژی مثبت این دهکده ای روحانی با حضور استاد عباسمنش چندین برابر شده بود و یک احساس آرامش عمیقی را به من انتقال داد،یکی از آرزوهای من این است که این مکان رویایی را از نزدیک ببینم و من هم در آرامش ساکنین آن دهکده سهیم باشم و لذت ببرم.

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    حمید مطهری گفته:
    مدت عضویت: 284 روز

    سلام و روزتون پرانرژی

    خواستم یه سلام گرم و پر از انرژی مثبت بفرستم به استاد عباس منش عزیز، خانم شایسته و همه بچه‌های دوست‌داشتنی سایت. امیدوارم هر روزتون سرشار از آرامش، انگیزه و موفقیت باشه و هر لحظه تون پر از شادی و اتفاقات خوب.

    همیشه یادتون باشه که با انرژی مثبت و ایمان به خودتون، هیچ چیز غیرممکن نیست

    گاهی زندگی آن‌قدر پر از دغدغه و فشار می‌شود که نفس کشیدن هم سخت می‌نماید. در این لحظات، بهترین راه، سپردن دل و ذهن به خداوند است. وقتی همه نگرانی‌ها و ترس‌هایمان را رها می‌کنیم و به قدرت بی‌کران پروردگار اعتماد می‌کنیم، آرامش به قلبمان بازمی‌گردد.

    سپردن به خدا یعنی باور داشتن به اینکه هر آنچه رخ می‌دهد، برای رشد و خیر ماست. یعنی دست از کنترل همه چیز برداشتن و اجازه دادن به زندگی تا جریان طبیعی خود را طی کند. وقتی رها می‌کنیم، نه ضعف نشان داده‌ایم و نه دست از تلاش کشیده‌ایم، بلکه به خدا فرصت می‌دهیم تا بهترین راه را برای ما باز کند.

    آرام باش، دل به خدا بسپار و بدان که آنچه برایت مقدر است، با حکمت و مهربانی، به تو خواهد رسید. رها کردن، آغاز آزادی و ورود به زندگی‌ای سرشار از نور، امید و آرامش است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 2055 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام استاد جوون

    چقدر دیدن منظره اول فیلم اون رودخانه خروشان ، با صخره های صیقلی ، اون پلی که برای عبور کردن ساخته بودند اون همه سرسبزی و زندگی به من لذت و احساس خوب داد

    دیدن اون خانم بزی با اون لبخند زیبای و هیجان و انرژی که انگار مسری بود و به من هم منتقل می‌شد ، زیبا بود

    سبک دامداریشون ،شعرخوندش برای بزها ،برام جالب بود

    همیشه فکر میکردم اونایی که تنها زندگی میکنند به افسردگی و ناراحت بودن نزدیک ترن اما با دیدن این بانو مسن فهمیدم که اینجور نیست کافی از اون چیزی که داری اون جایی که هستی. لذت ببری برای خودت شادی خلق کنی ، هیجان و انرژی بسازی و مهم تر از همه عشق بپراکنی ، که این عشق هزاران برابر بهت برمیگرده

    موافق صحبت های این مرد جوان هستم

    هرکسی به روشی به خدا درونش نزدیک میشه و خدارو پیدا می‌کنه یکی با شعر یکی نقاشی یکی کمک کردن ، روشها مهم نیست مهم نتیجه س که به دریا برسی ، غنی بشی، و احساس خوب داشته باشی

    از شما ممنون ام که این همه زیبایی با ما به اشتراک می‌زارید .

    در پناه خداوند یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1068 روز

    1404/5/31روز412

    به نام خداوندبخشنده مهربان

    سلام به بهترین استاد دنیا و مریم عزیز ودوستان گل

    خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز که اومدم سراغ سایت دیدم فایل جدید سفربه دور امریکا گذاشتید و با چه ذوق این قسمت و دیدم

    واقعا چقدر این خانم تحسین برانگیز که با این سن و سال چقدر خوش انرژی و سرحال و شاد و فعال هست

    چقدر این دهکده زیباست و چقدر خونه این خانم هم زیباست دقیقا مثل فیلم ها دهکده و خونه آمریکایی و چقدر آرامش بود چقدر خوب بود که این خانم اینقدر احساس ارزشمندی اش بالا بود بلافاصله توی هدیه ایی که براش برده بودید برای خودش صبحانه درست کرد و لذتشو برد

    چقدراز کاری که انجام میده لذت میبره با عشق شیر میدوشه با عشق شیرهارو میریخت توی بطری با عشق براتون هدیه هارو آماده کرد و بهتون داد نوش جونتون باشه استاد عزیزم

    چقدر اون آقا اینقدر لذتبخش به زیان انگلیسی صحبت میکرد و چقدر تحسینش کردم

    چقدر اون پارکی که رفته بودید و اون آروی ها زیبا بودن و چقدر باحال بود که اینهمه امکانات و تونسته بودن باخودشون بیارن و برای خودشون حیاط درست کرده بودن و حتی دکوراسیون کرده بودن واقعا جالب بود که حتی میشه در سفر بود و دیزایین و دکوراسیون کرد محیط زندگی امون

    چقدر اون رودخونه رویایی و قشنگ بود منو یاد دوران کودکی ام انداخت که در بچگی یه سفری رفته بودیم و از وسط یه رودخونه با پدرم مادرم رد میشدیم و پامونو و میزاشتیم روی سنگ ها انگاری دقیقا همین رودخونه زیبا بود خدایا شکرت که چقدر لذت بردم

    استاد عزیزم ممنونم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: